ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
۱۰۴۱.

شناسایی دستاوردها، فرصت ها، چالش ها و عومل موثر بر اجرای طرح عید و داستان و هنر در روایت های آموزگاران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت پژوهی معلمان ابتدایی ظرح عید داستان هنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی دستاوردها، فرصت ها و چالش های اجرای طرح عید و داستان و هنر در روایت های آموزگاران دوره ابتدایی انجام شد؛ رویکرد پژوهش کیفی و روش انجام آن روایت پژوهی بود. مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند از نوع ملاکی از میان معلمان مدارس ابتدایی با 5 سال سابقه تدریس، دارای تجربه اجرای طرح عید و داستان و هنر و علاقه مند به شرکت در پژوهش انتخاب شدند. از مصاحبه نیمه ساختاریافته به منظور گردآوری داده ها استفاده شد که در مصاحبه هشتم اشباع نظری حاصل گردید. سپس روایت ها روی کاغذ پیاده شد و با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. اعتباریابی داده ها با استفاده از روش بازبینی مشارکت کنندگان و همکاران پژوهشگر و دقت علمی و اطمینان یابی نیز از طریق هدایت دقیق جریان مصاحبه و خود بازبینی پژوهشگر صورت گرفت. تحلیل روایت ها منجر به شناسایی64 مضمون پایه و 15مضمون سازمان دهنده از جمله فرصت ها و آثار اجتماعی، فرصت ها و آثار فرهنگی، فرصت های برگزاری نمایشگاه، عوامل موثر در اجرا، چالش های آموزشی، چالش های فرهنگی، پیشنهادهای اجرایی، ساختاری و ... شد. با توجه به یافته های این مطالعه پیشنهاد می-شود، مسئولان ذی ربط به اهمیت مضامین استخراج شده و تاثیر آنها در اجرای موثر طرح توجه لازم داشته باشند.
۱۰۴۲.

ارزیابی کارایی دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Educational Efficiency evaluation Curriculum planning Farhangian University Master Course

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر ارزیابی کارایی درونی و بیرونی دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی پردیس نسیبه دانشگاه فرهنگیان بود روش ها : روش پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث اجرا، توصیفی  پیمایشی  است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان کنونی و دانش آموختگان سال های گذشته، یعنی دانشجویان ورودی از سال 1394 تا  1398 پردیس نسیبه دانشگاه فرهنگیان به تعداد 36 نفر بود. با توجه به معدود بودن جامعه آماری، از روش سرشماری استفاده شد. برای ارزیابی کارایی درونی از مدارک موجود در پرونده آموزشی دانشجویان و دانش آموختگان استفاده شد. همچنین برای ارزیابی کارایی بیرونی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای سنجش روایی پرسشنامه، از روش روایی صوری و محتوایی استفاده شد. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. ارزیابی کارایی درونی، با استفاده از فرمول های استاندارد محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه با استفاده از نرم افزار  SPSSانجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش در حوزه کارایی درونی بیانگر این بود که میانگین نمرات دروس 72/17 (6/88 درصد) بوده است. در این دوره، میزان اتلاف 57/2، متوسط طول تحصیل 96/ 4 نیمسال، نرخ قبولی و مردودی واحدهای درسی به ترتیب 65/99 و  35/0 درصد، نرخ توفیق و شکست درس به ترتیب  69/99 و 31/0 درصد و  نرخ توفیق و شکست شخصی به ترتیب 65/99 و 35/0 درصد محاسبه شد؛ بر این اساس، ضریب کارایی درونی، 1/82 درصد محاسبه شد. کارایی بیرونی این دوره 1/53 درصد محاسبه شده است که با توجه به عدم تحقق 9/46 درصد از کارایی بیرونی، می توان بیان کرد که درصد کارایی بیرونی مطلوب نبوده است.نتیجه گیری: کارایی بیرونی نشان می دهد که ارزش واقعی دوره های تحصیلی برای مؤثربودن اجتماعی به چه میزان است. فقدان یا کمبود این نوع کارایی، به معنای هدردادن سرمایه های انسانی و مادی نظام آموزشی است.  
۱۰۴۳.

شناسایی شاخصه های معلمان فکور از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس شهرستان نی ریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی معلم فکور معلمان مدیران مدارس نی ریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخصه های معلمان فکور از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس شهرستان نی ریز بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر در قالب پارادایم کیفی و با روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش را کلیه مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهرستان نی ریز در سال تحصیلی1402-1401 تشکیل می دادند. روش انتخاب شرکت کنندگان در پژوهش، به صورت هدفمند(افراد مطلع) بود. افراد نمونه در بخش معلمان با توجه به نظر مدیران با سابقه بالای ده سال سابقه مدیریت(10 معلم) و افراد نمونه در بخش مدیران با توجه به نظر کارشناس متوسطه و ابتدایی اداره آموزش و پرورش شهرستان نی ریز(7مدیر) بود. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های بین فردی نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها ضبط شده و پس از پیاده سازی مورد بررسی واقع شدند. فرایند جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. اطمینان از داده ها از طریق کنترل توسط اعضا صورت گرفت.یافته ها: پس از تحلیل کل مصاحبه ها، تعداد 985 کد اولیه شناسایی شد که پس از پالایش به 575 کدباز، 24 زیرمقوله و 7 کدمحوری تبدیل شدند. نتیجه گیری: شاخصه های معلمان فکور شامل شاخصه ی تدریس اثربخش، غنی سازی محیط آموزش، توجه و پرورش تفکر دانش آموزان، ویژگی-های شخصی معلم فکور، ارزشیابی سازنده، نحوه رفتار در محیط و مدیریت فرآیندهای کلاسی بود. با عنایت به نتایج پیشنهاد می شود آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان در جذب و گزینش و تربیت معلمان شاخصه های مذکور را در برنامه های درسی و آموزشی در نظر داشته باشند.
۱۰۴۴.

بررسی رابطه آگاهی از مهارت های زندگی با باور به آینده در دانشجویان: نقش واسطه ای انگیزش پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انگیزش پیشرفت باور به آینده مهارت های زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
این پژوهش با هدف بررسی رابطه آگاهی از مهارت های زندگی با باور به آینده در دانشجویان با نقش واسطه ا ی انگیزش پیشرفت انجام شد. این پژوهش از نوع کمّی، با روش همبستگی و با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانشجویان دانشکده های علوم انسانی و مهندسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 1401-1402 بوده اند که از میان آنها تعداد 319 نفر (136دختر، 183پسر) به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های مهارت های زندگی گلزاری، باور به آینده لرنر و انگیزش پیشرفت هرمنس پاسخ دادند. تحلیل یافته های به دست آمده نشان داد که الگوی مفهومی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. یافته ها حاکی از آن است که بین مهارت های زندگی و باور به آینده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ همچنین بین مهارت های زندگی و انگیزش پیشرفت نیز رابطه مثبت وجود دارد و مهارت های زندگی با واسطه گری انگیزش پیشرفت توانسته باور به آینده را به صورت معناداری تبیین کند. بین باور به آینده و انگیزش پیشرفت نیز رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج نشان می دهد توجه به مهارت های زندگی و طراحی و اجرای مداخله های آموزشی در راستای بالابردن سطح مهارت های زندگی می تواند منجر به افزایش انگیزش پیشرفت و باور به آینده دانشجویان شود.
۱۰۴۵.

رویکرد تاریخی بر سیر تحولات برنامه ریزی درسی در آموزش عالی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی افغانستان برنامه ریزی درسی جهت گیری ها دوره های تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی سیر تحولات برنامه ریزی درسی درآموزش عالی افغانستان با استفاده از روش کیفی و ازنوع تاریخی بوده است.به منظور گردآوری اطلاعات ابتدا منابع و مستندات شنایی شد وبراساس محتوا و روش نمونه گیری نظری، از منابع نوشتاری مرتبط استفاده گردید. سپس با مشارکت کنندگان پژوهش(معاون وزارت تحصیلات عالی، اساتید، رؤسا و معاونین دانشگاه ها)که دارای تجربه و تخصص بودند، با استفاده از رویکرد هدفمند و براساس الگوی مصاحبه های کیفی و اشباع نظری با 14 نفر مصاحبه انجام شد. در نتیجه سیر تحول برنامه ریزی درسی در پنج بعد: فرایند، نظام، رشته تحصیلی، حرفه و دانش؛ و در چهار دوره ی عمل گرایی، انزوا وانحصار، رکود و تحول با دیدگاهی تحلیلی شناسایی شد. یافته ها نشان داد که برنامه ریزی درسی از 1311-1400، جهت گیری های متفاوتی داشته است.در دوره عمل گرایی نظام برنامه ریزی درسی نسبتآ مستقل بود و برمبنای منافع ملی انجام می شد. در دوره انزوا و انحصار متآثیر از ایدیولوژی کمونیسم بود ونظام مترکز داشت. در دوره رکود برنامه ریزی درسی نظام مند نبود و بعضآ متآثیر از ایدیولوژی اسلامی بود. در دروه تحول، دانشگاه ها در امر برنامه ریزی درسی مشارکت داشتند و با نظرخواهی از اساتید انجام می شد.
۱۰۴۶.

تبیین مدل زبان شناسی تربیتی در برنامه درسی تربیت معلم دوره ابتدایی بر اساس هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و تیپ های شخصیتی

کلیدواژه‌ها: تربیت معلم زبان شناسی تربیتی هوش هیجانی مهارت های ارتباطی تیپ های شخصیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و زبان شناسی تربیتی در برنامه درسی دانشجو معلمان دوره ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان گلستان با توجه به نقش میانجی مهارت های ارتباطی و تیپ های شخصیتی انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را همه دانشجو معلمان پسر دوره ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان گلستان به تعداد 210 نفر تشکیل داده اند. از جامعه آماری یاد شده، بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 132 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته زبان شناسی تربیتی تجری (1401)، پرسشنامه هوش هیجانی گلمن (1995)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی کوئین دام (2004) و پرسش-نامه تیپ های شخصیتی فریدمن و روزنمن (2004) به کار گرفته شد. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، مدل معادلات ساختاری اجرا شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد هوش هیجانی با زبان شناسی تربیتی، مهارت های ارتباطی و تیپ های شخصیتی دانشجو معلمان دوره ابتدایی رابطه معناداری دارد و مهارت های ارتباطی با تیپ های شخصیتی و زبان شناسی تربیتی رابطه مستقیم و معناداری دارد. همچنین، هوش هیجانی به صورت غیرمستقیم از طریق مهارت های ارتباطی و تیپ های شخصیتی با زبان شناسی تربیتی دانشجو معلمان دوره ابتدایی رابطه معناداری دارد. درنتیجه، مدل مفهومی ارائه شده از برازش آماری مناسبی برخوردار است؛ بدین معنا که مدل زبان شناسی تربیتی در برنامه درسی دانشجو معلمان دوره ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بر اساس هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و تیپ های شخصیتی، با داده های تجربی برازش دارد.
۱۰۴۷.

Determinants of Cyber Victimization among high School Students(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cyberbullying Maladaptive Schemas Parenting Personality Schools

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
The purpose of this study was to predict cyber victimization based on personality traits, primary maladaptive schemas, and parenting styles among high school students. In this cross-sectional study, a total of 240 male and female students of the high school in the academic year of 2021-2022 were selected using available sampling method. To collect data, the Cyber-bullying/Victimization Experiences Questionnaire (CBVEQ, 2016), The Big Five Questionnaire for Children (BFQ-C, 2017), The Schema Inventory for Children (SIC, 2010) and the Parenting Style Index-2 (PSI-II, 1997) were used online. The data were analyzed with SPSS software using statistical techniques such as Pearson’s correlation test and multivariate regression analysis. The findings indicated that two factors of personality traits (emotional instability; β= 0.328 and extroversion; β= -0.253), early maladaptive schemas (β= 0.237) and parenting styles (demandingness; β= 0.318 and autonomy granting; β= -0.193) can predict cyber victimization in students. In addition, the findings related to the interaction effect of the predictor variables showed that the interaction between personality traits, early maladaptive schemas and parenting styles (R2= 0.551; P<0.01) is a stronger predictor for cyber victimization in students than each of these variables alone. The findings of this study revealed that emotional instability, maladaptive schemas, and demandingness parenting styles play a very significant role in predicting cyber victimization among high school students. The findings of the present study have some psycho-educational implications that have been discussed.
۱۰۴۸.

تعیین نگرش معلمان به «اشتباه» و «اشتباه کردن» در فرایند یادگیری و بهبود فرهنگ مواجهه با آن (مورد مطالعه: دانش آموزان دوره ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتباه اشتباه کردن دانش آموزان فرهنگ مواجهه با اشتباه و نگرش معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش شناسایی نگرش معلمان به اشتباه و اشتباه کردن در فرایند یادگیری و بهبود فرهنگ مواجهه با آن در رویارویی با دانش آموزان دوره ابتدایی بود. برای دست یابی به این هدف از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی از نوع ون مانن و توصیفی - تحلیلی بهره برده شد. میدان پژوهش شامل معلمان دوره ابتدایی کردستان در سال تحصیلی 1402-1403 بود که با نمونه گیری هدف مند ملاک محور، به تعداد 12 نفر تا رسیدن به درجه اشباع انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته پژوهشگرساخته و فرمت داده ها صوت بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک قیاسی - استقرایی بهره برده شد. یافته ها در دو بخش تحلیل شدند: بخش نخست، نگرش و رفتارهای معلمان در قبال اشتباهات دانش آموزان که شامل پنج تم، چهار مقوله و 55 مضمون بود و بخش دوم، راهکارهای معلمان برای بهبود فرهنگ مواجهه با اشتباه کردن شامل دو تم و 22 مضمون بود. نتایج یافته ها بیانگر این بود که نگرش و تصور معلمان از اشتباه و اشتباه کردن چندان مطلوب نیست و به ندرت آن را بخش طبیعی از فرایند یادگیری می دانند؛ از این رو، ضروری است تا با برگزاری دوره های آموزشی فرهنگ مواجهه با اشتباه کردن برای معلمان، به ارتقای فرهنگ مواجهه با اشتباه پذیری اهتمام شود. در این رابطه، ایجاد فضایی حمایتگر به منظور ایجاد فرهنگ اشتباه پذیری در مدارس نقشی جالب توجه در تربیت پذیری دانش آموزان و ارتقای کیفیت نظام آموزشی دارد.     
۱۰۴۹.

تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر انگیزش تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و سبک های اسناد در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انگیزش تحصیلی انعطاف پذیری شناختی ذهن آگاهی سبک های اسناد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر انگیزش تحصیلی، سبک های اسناد و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان بود. روش این پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه اول در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر همدان بودند. برای انتخاب نمونه دو کلاس به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش (21 نفر) و گروه کنترل (21 نفر) تلقی گردیدند. پس از انجام پیش آزمون در هر دو گروه، آموزش ذهن آگاهی طی 8 جلسه به گروه آزمایش ارائه شد. سپس از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های سبک های اسناد، انعطاف پذیری شناختی و انگیزش تحصیلی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد آموزش ذهن آگاهی به صورت معنی داری موجب افزایش انگیزش تحصیلی، افزایش انعطاف پذیری شناختی، افزایش سبک اسناد مثبت و کاهش سبک اسناد منفی در دانش آموزان شده است. آموزش ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی نسبت به لحظه حال و پرداختن به احساسات و هیجانات بر نظام شناختی کودکان تاثیر گذاشته و می تواند در ارتقای انگیزش تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی، سبک اسنادی مثبت و کاهش سبک اسنادی منفی مؤثر باشد. از این رو پیشنهاد می شود که آموزشی ذهن آگاهی در مدارس و مراکز مشاوره وابسته به آموزش وپرورش مورد توجه قرار گیرد.
۱۰۵۰.

تبیین اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان بر مبنای سبک های دلبستگی: تعیین نقش میانجی بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دلبستگی بهزیستی روان شناختی اهمال کاری تحصیلی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
اهمال کاری تحصیلی یکی از رفتارهای مرتبط با بافت یادگیری است که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را با چالش مواجه می سازد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر ساختاری سبک های دلبستگی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان با میانجی گری بهزیستی روان شناختی بود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_ همبستگی انجام شد. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای از بین تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر شهرکرد در سال تحصیلی 1401-1400، تعداد 329 نفر نمونه (227 دختر و 102 پسر) انتخاب و به پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف و پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم، پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS و SPSS-23 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج بیانگر اثر مستقیم سبک های دلبستگی ایمن (05/0>P , 14/0- =β) و اضطرابی (03/0>P , 17/0=β) بر اهمال کاری تحصیلی بود. همچنین بهزیستی روان شناختی اثر سبک های دلبستگی بر اهمال کاری تحصیلی را میانجی گری می کند. دلبستگی ایمن (02/0>P , 13/0- =β) با افزایش بهزیستی به کاهش اهمال کاری تحصیلی می انجامند و در مقابل دلبستگی ناایمن اجتنابی (05/0>P , 11/0 =β) و اضطرابی (03/0>P , 15/0 =β) با کاهش بهزیستی به افزایش اهمال کاری تحصیلی می انجامند. این نتایج بیانگر نقش تعیین کننده روابط عاطفی در سلامت روانی و نظم دهی به رفتارهای دانش آموزان نوجوان است. از این رو به والدین و روان شناسان توصیه می شود که در راستای بهبود مشکلات تحصیلی دانش آموزان، بهبود روابط و پیوندهای عاطفی مهم با آنان را مورد توجه قرار دهند.
۱۰۵۱.

ساز و برگ های ایدئولوژیک و تاثیر آن بر سیاست های آموزشی افغانستان در صد سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایدئولوژی نظام آموزشی افغانستان برنامه های درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف این پژوهش بررسی سازوکارهای ایدئولوژیک و تأثیر آن بر سیاست های آموزشی افغانستان در صد سال اخیر است. گرچه تأثیرپذیری سیاست های آموزشی از ایدئولوژی های حاکم امری معمول است، اما در افغانستان این روند دستخوش دگرگونی های گوناگون بوده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که سازوکارهای ایدئولوژیک و تأثیر آن ها بر سیاست های آموزشی افغانستان طی یک سده اخیر چگونه بوده است؟ فرضیه نویسندگان بر این اساس استوار است که ایدئولوژی های حاکم، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری و جهت گیری سیاست های آموزشی داشته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست آموزشی افغانستان در یک قرن اخیر تحت تأثیر چهار نوع سازوکار ایدئولوژیک قرار داشته است. در دوره حکومت امان الله خان تا پایان زمامداری محمدداوود خان، سیاست های آموزشی عمدتاً در راستای تقویت حاکمیت فردی و خانوادگی تنظیم شده بود. در دوران حکومت کمونیستی، نظام آموزشی به شدت تحت تأثیر ایدئولوژی انقلابی و کمونیستی قرار گرفت. با روی کارآمدن مجاهدین و طالبان، سیاست آموزشی و برنامه های درسی بر مبنای آموزه های دینی با خوانشی مذهبی تدوین شد. سرانجام، در دوره جمهوری اسلامی افغانستان پس از سال ۲۰۰۱، برنامه های آموزشی و محتوای درسی در جهت نهادینه سازی ارزش های لیبرال دموکراسی شکل گرفت.
۱۰۵۲.

نقش هوش مصنوعی در طراحی برنامۀ درسی: مطالعه ای فراترکیب

کلیدواژه‌ها: آموزش و پرورش طراحی برنامه درسی هوش مصنوعی مرور سیستماتیک و فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
پیشینه و هدف : با توجه به اینکه یکی از کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش در طراحی برنامه درسی نهفته است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش هوش مصنوعی در طراحی برنامه درسی، انجام شده است. روش : این پژوهش ازنظر نحوه گردآوری داده ها و اطلاعات از نوع کیفی بوده که با استفاده از شیوه مرور سیستماتیک و با جستجوی کلمات کلیدی؛ طراحی، برنامه درسی، نقش و هوش مصنوعی و معادل آنها در انگلیسی در مقالات منتشر شده از سال 2000 تا 2024 موجود در پایگاه های اطلاعاتیGoogle Scholar، Springer،Magiran،SID scopus ,Science Direct، سیویلیکا و ایران داک انجام گرفته است که پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از پایگاه های مذکور، در مجموع از 103 منبع بدست آمده، تعداد 54 منبع پس از حذف منابع غیرمرتبط برای انجام بررسی نهایی انتخاب شدند. یافته ها : یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است؛ ادغام هوش مصنوعی در طراحی برنامه درسی شامل استفاده از فنّاوری های هوش مصنوعی برای طراحی، پیاده سازی و بهینه سازی برنامه های درسی است. معلمان در برنامه درسی با استفاده از قابلیت های هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل داده ها، تولید محتوا و ارائه بازخورد مستمر، می توانند کیفیت آموزش را افزایش و نیازهای دانش آموزان خود را بهتر برآورده کنند. نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت؛ برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، تجربیات یادگیری شخصی تر، کارآمدترو قانع کننده تری ایجاد می کند و نقشی دگرگون کننده ای در طراحی برنامه درسی با شخصی سازی یادگیری، کارایی آموزشی، تصمیمات مبتنی بر داده، همسویی با استانداردهای آموزشی و بهبود مستمر یادگیری ایفا می کند.
۱۰۵۳.

شناسایی راهکارهای توسعه آینده پژوهی در نظام آموزش عالی کشور با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی راهکارها آموزش عالی صاحب نظران رویکرد کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۵
مقدمه و هدف: امروزه آینده پژوهی در آموزش عالی به عنوان یکی از پیش نیازهای اصلی سیاست گذاری و برنامه ریزی بلندمدت نظام دانشگاهی ضروری شده است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی راهکارهای توسعه رشته آینده پژوهی از دیدگاه صاحب نظران بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شده است. گروه هدف پژوهش حاضر نیز صاحب نظران و متخصّصان حوزه آینده پژوهی در کشور بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی 12 نفر از صاحب نظران این حوزه به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و مصاحبه، نیمه ساختاریافته انجام گرفت و اشباع نظری حاصل گردید. جهت تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از مصاحبه، مجموع کدهای آزاد استخراج شده از محتوای مصاحبه­ها 76 کد بود که در 12 مفهوم مشابه، طبقه­بندی و در نهایت 12 راهکار بر اساس دیدگاه صاحب­نظران­ برای توسعه رشته آینده­پژوهی در دانشگاه­های کشور شناسایی شد که عبارتند از: گفتمان­سازی ضرورت آینده­پژوهی در کشور؛ تهیه بسته­های آموزشی آینده­پژوهی؛ حمایت از پژوهش­های نظری در حوزه آینده­پژوهی؛ تقویت فعالیت­های بین­رشته­ای در دانشگاه­ها؛­ سیاست­گذاری در سطح وزارتخانه­؛ عملیاتی کردن آینده­پژوهی در دانشگاه­ها؛ درک ضرورت آینده­پژوهی در نهادهای حاکمیتی؛ اصلاح و بازنگری سرفصل­های درسی رشته؛ تثبت جایگاه آینده­پژوهی در سازمآن ها و پروژه­ها؛ بهره­گیری از تجارب موفق دانشگاه­های برتر جهان؛ فراهم­سازی فرصت­های اشتغال؛ نهادینه­کردن فرهنگ و تفکر آینده­پژوهی در دانشگاه. بحث و نتیجه گیری: یافته­های این پژوهش می­تواند در سیاست­گذاری­های کلان آموزش عالی در راستای توسعه رشته آینده­پژوهی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۵۴.

تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر توسعه دانش محتوایی تربیتی (PCK) دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ریاضی فناوری دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان آموزش ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر توسعه دانش محتوایی تربیتی (PCK) دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است که با استفاده از روش پژوهش شبه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است. جامعه پژوهش شامل 320 نفر از دانشجومعلمان دختر رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان همدان بود که از بین آنها یک گروه به تعداد 23 دانشجومعلم با دیپلم علوم انسانی و یک گروه به تعداد 23 دانشجومعلم با دیپلم تجربی و ریاضی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، آزمون محقق ساخته دانش محتوایی تربیتی ریاضی بود که دانش محتوایی تربیتی مربوط به مفاهیم ریاضی را در دو بخش پیش آزمون و پس آزمون، مورد ارزیابی قرار داد. در کلاس های هر دو گروه، آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر اساس MATLAB GUI و از طریق برنامه (MathsApp) در 10 جلسه دو ساعته انجام گرفت. در این پژوهش به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری t همبسته با طرح اندازه گیری مکرر و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان داد آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری در توسعه دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی با دیپلم انسانی؛ و دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی با دیپلم ریاضی و تجربی، تأثیر معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد در زمینه تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری در توسعه دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان، تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود ندارد.
۱۰۵۵.

بررسی رابطه نگرش تحصیلی و انگیزش تدریس اثربخش علوم تجربی با نقش واسطه ای طراحی الگوی پروژه علمی در بین دانشجومعلمان دوره کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگرش تحصیلی انگیزه تدریس اثربخش طراحی الگوی پروژه علمی علوم تجربی آموزش ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
با توجه به نقش آموزش علوم تجربی در توانایی علمی و مهارتی دانش آموزان، انتخاب روش تدریس مناسب مرحله مهمی در فرآیند یاددهی - یادگیری است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نگرش تحصیلی و انگیزش آموزش موثر علوم تجربی با میانجی گری طراحی الگوی پروژه علمی بود. روش پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) است. جامعه آماری پژوهش 225 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بوشهر بودند که از بین آنها 142 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سئوالات مربوط به سنجش متغیرهای نگرش تحصیلی (20 سئوال) و انگیزش تحصیلی (26 سئوال) و همچنین آزمون طراحی پروژه علمی – آموزشی (4 سئوال) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی، آماره های توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزار SPSS، نسخه 25 و تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری، با بکارگیری نرم افزار SmartPLS ویرایش 3 استفاده شد. نتایج نشان داد که نگرش تحصیلی تأثیر مستقیم و معنی داری بر انگیزش تدریس اثربخش دارد؛ نگرش تحصیلی بر انگیزش تدریس اثربخش با میانجی گری طراحی الگوی پروژه علمی، اثر غیر مستقیم و معنی داری دارد. مدل ساختاری تحقیق نیز مورد تایید قرار گرفت. همچنین نگرش دانشجومعلمان نسبت به مباحث درسی مرتبط با آموزش علوم تجربی در دانشگاه فرهنگیان و انگیزش تدریس اثربخش علوم تجربی دوره ابتدایی بالاتر از حد متوسط و در سطح مطلوبی بود. بنابراین نگرش تحصیلی مثبت و عملکرد تحصیلی دانشجومعلمان می تواند بر انگیزه شغلی آنان برای تدریس اثربخش درس علوم تجربی مؤثر باشد؛ البته آموزش راهبردهای تدریس فعال نیز ضروری است.
۱۰۵۶.

سیر تحول دانش آموزش محتوا از آغاز تاکنون: تاریخ یک ایده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش آموزش محتوا دانش معلمی تدریس شولمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۴۶
یشینه و اهداف: شناسایی ابعاد قلمرو ناشناخته دانش آموزش محتوا و سیر تحول مفهوم پردازی های مختلف آن از آغاز تاکنون است. در ابتدای دهه 1358 تصور می شد آموزشگران با یادگیری برخی قواعد، قدرت تدریس مؤثر را کسب می کنند؛ اما این باور را لی شولمن با تأسی از دیویی و به استناد اختلاف بین فهم منطقی دانشمندان و فهم روان شناسانه معلمان، موردتردید قرارداد. ایده دانش آموزش محتوا توسط شولمن در دهه هشتاد قرن بیستم میلادی دریچه ای به قلمرو ناشناخته دانش حرفه ای آموزشگران گشود. روش ها : در این نوشتار ما رویکرد تاریخی را برای فهم تحولات دانش آموزش محتوا و تحولات و دگرگونی های آن از آغاز طرح این ایده تاکنون بکار گرفته ایم. گال، بورگ و گال (1398) پژوهش تاریخی را فرایند جستجوی نظام دار داده ها برای پاسخ به سؤالات مربوط به وقایع گذشته باهدف درک بهتر مسئله موردپژوهی می دانند. یافته ها: با گذر زمان و درنتیجه تحقیقات انجام شده، این دانش در سطوح «دانش جمعی آموزش محتوا»، «دانش شخصی آموزش محتوا» و «دانش درعمل آموزش محتوا» شناخته و مورد بررسی قرار گرفته است. به اعتقاد صاحب نظران معاصر، این دانش دارای دو ماهیت عام و منحصربه فرد است. قلمرو دانش آموزش محتوا به معلم کمک می کند تا محتوای دانش موضوعی را به چیزی تبدیل کند که برای شاگردان، قابل فهم است. نتیجه گیری: فرایند توسعه دانش آموزش محتوا فراتر از قلمرو دانش محتوایی و مستلزم تفکر و تأمّل بر نحوه شکل گیری چرخه های ماکرو و میکرو در دو سطح دانش شخصی آموزش محتوا و دانش در عمل آموزش محتوا است.
۱۰۵۷.

تعیین ارتباط بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی معلمان دوره متوسطه اول شهرستان ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رشد حرفه ای اعتبار سازمانی درگیری شغلی معلمان شهرستان ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی در معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 301نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اعتبار سازمانی سرمد و همکاران (1390)، رشد حرفه ای آکفیلت و کوت (2005) و درگیری شغلی قنبری و همکاران (1394) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی قابلیت پیش بین معنادار درگیری شغلی آزمودنی ها را دارد(01/0P ≤).
۱۰۵۸.

مقایسه تنظیم هیجانی، سبک های تصمیم گیری و پردازش شناختی کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای و کودکان بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال نافرمانی مقابله ای پردازش شناختی تنظیم هیجانی سبک های تصمیم گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه تنظیم هیجانی، سبک های تصمیم گیری و پردازش شناختی در کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای و کودکان بهنجار بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی-مقایسه ای بود، جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان بهنجار و با اختلال نافرمانی مقابله ای مقطع ابتدایی شهرستان مینودشت در سال تحصیلی 98 - 1397 بود. کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و کودکان بهنجار با روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان هومرسون و همکاران، پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان، سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس و پرسشنامه پردازش اطلاعات اسکوونبرگ و اسکیلدر بود. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که میانگین ارزیابی مجدد کودکان بهنجار بیشتر از کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای بود و میانگین سرکوبی کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای بیشتر از کودکان بهنجار بود. در سبک های تصمیم گیری اجتنابی، وابسته و آنی میانگین کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای بیشتر از کودکان بهنجار بود و در سبک های شهودی و منطقی میانگین کودکان بهنجار بالاتر بود. میانگین مؤلفه های پردازش شناختی شامل خواندن انتقادی، بافت اولیه و ساختار کودکان بهنجار بیشتر از کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای بود. نتایج: بنابراین می توان نتیجه گرفت که ماهیت اختلال کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای موجب می شود که آنها در تنظیم هیجانی، سبک های تصمیم گیری و پردازش شناختی از همتایان بهنجار خود ضعیف تر عمل کنند.
۱۰۵۹.

نقش پداگوژی سازنده گرا در آموزش محتوای دروس مکان محور (مطالعه موردی: دانشجویان رشته جغرافیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فضا مکان سازنده گرا مکان محور آموزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
توجه به ساختار فضایی-مکانی همراه با سازمان فضایی آموزش سازنده گرا شیوه ای است که هم پداگوژی سازندگرا را مطلوبیت بخشیده و هم محیط آموزشی را فعال و پویا می نماید. این پژوهش با روش تحقیق توصیفی- تبیینی با ماهیت کاربردی به بررسی رویکرد سازنده گرای آموزش واحدهای درسی مکان محور جغرافیا پرداخته است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان رشته جغرافیا سال سوم و چهارم دانشگاه های زنجان( دولتی و فرهنگیان) با حجم نمونه 100مورد بوده است. شاخص های مورد استفاده در تبیین رویکرد سازنده گرا برگرفته از نظریه پنج ارزشی لبو با هشت شاخص اصلی بوده که با لحاظ تنوع مکانی- فضایی کلاس ماهیت یافته است. روش گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه و تجزیه وتحلیل داده ها در غالب آزمون های توصیفی(میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی مبتنی بر آزمونt نمونه های زوجی (وابسته یا همبسته)، رگرسیون چند متغیره خطی، مدل اثر مستقیم ساختاری و نمودار میانگین روندی(با ضریب تعیین) می باشد. نتایج مطالعه نشان می دهد بکارگیری رویکرد سازنده گرایانه در مقایسه با قبل از بکارگیری آن، دارای اختلاف میانگین معنادار (با مقدار 8/0)گرایش به مطلوبیت می باشد. همچنین شاخص های جمع گرایی و مشارکت بیشترین تاثیر را در رویکرد سازنده گرایی دروس مکان محور داشته اند. رویکرد سازنده گرا دروس مکان محور جغرافیا در فضای کلاسی مبتنی بر ابزار کارگاهی(کارگاه جغرافیا)فضای باز(میدانی) و مکان ترکیبی بیشترین اثر گذاری را بر رویکرد آموزش سازنده گرایی واحدهای درسی مزبور دارند.
۱۰۶۰.

رهبری آموزشی با محوریت یادگیری: به دنبال انگیزه پژوهشی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رهبری یادگیرنده محور انگیزش پژوهش معلمان آموزش یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف اینکه آیا رهبران آموزشی یادگیرنده محور باعث افزایش انگیزه پژوهشی معلمان می شوند یا خیر، انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 1403-1402 بود که بر اساس آمار موجود تقریباً 4000 نفر بودند. روش نمونه گیری خوشه ای بود و با استفاده از جدول مورگان 351 نفر به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه رهبری یادگیری محور لیو و همکاران (2016) و پرسش نامه انگیزش پژوهش دیمر و همکاران (2010) بود. در پژوهش حاضر روایی ابزارها توسط پاسخ دهندگان، اساتید و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. ضرایب پایایی پرسش نامه های پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 972/0 و 892/0 به دست آمد. برای تجزیه تحلیل داده ها آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری) از طریق نرم افزارهای SPSS28 و Smart PLS3 مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین رهبری یادگیری محور با انگیزش پژوهش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با انگیزش درونی رابطه معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با انگیزش بیرونی پژوهش رابطه معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با پیشگیری از شکست تحقیق رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: رهبران آموزشی در مدارس ابتدایی با درگیرکردن معلمان در فعالیت های یادگیری مدرسه، می توانند انگیزه پژوهشی را در معلمان ایجاد کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان