فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
254 - 276
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بررسی عوامل مرتبط با املا در بین دانش آموزان به خصوص مقطع ابتدایی از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است؛ چرا که املا پایه یادگیری همه موضوعات درسی را تشکیل می دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه آگاهی واجی و عملکرد املا در دانش آموزان با در نظرگرفتن نقش میانجی گرانه حافظه فعال و سرعت پردازش انجام شد. روش پژوهش : این پژوهش از نظر هدف بنیادی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 4 شهر تهران در سال تحصیلی 02-1401 بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی تعداد 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل آزمون تشخیص ناتوانی یادگیری املا (رحمانی، 1394)، آزمون آگاهی واج شناختی (دستجردی و سلیمانی، 1378) و مقیاس هوشی وکسلر (2003) بود. درنهایت برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و مدل معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل مسیر توسط نرم افزار SPSS24 و Amos26 استفاده شده است. همچنین برای آزمون معنی داری مسیرهای غیرمستقیم از روش بوت استرپ استفاده گردید. یافته ها : یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ضریب مسیر آگاهی واجی بر عملکرد املا، سرعت پردازش و حافظه فعال اثر مثبت و معناداری دارد (001/0P<). همچنین سرعت پردازش و حافظه فعال نیز بر عملکرد املا در دانش آموزان اثر مستقیم داشت (001/0P<). به علاوه حافظه فعال و سرعت پردازش در رابطه بین آگاهی واجی و عملکرد املا نقش میانجی گری ایفا کردند (001/0P<). نتیجه گیری : بدین ترتیب، روان شناسان با آموزش های لازم مبنی بر افزایش آگاهی واجی و حافظه فعال، اصلاح سرعت پردازش اطلاعات ناکارآمد می توانند به کاهش مشکلات املا دانش آموزان در آینده کمک کنند.
اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
74 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانش آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 34 دانش آموز پسر دیرآموز به همراه والدین شان از مدارس ابتدایی منطقه 10 شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 17 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور را در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون حافظه فعال برای کودکان (حاف بک) و نرم افزار استروپ پیچیده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و نرم افزار spss-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر بهبود مولفه های حافظه فعال (حلقه واج شناختی، صفحه دیداری-فضایی و مجری مرکزی) و توجه (نمره تداخل، زمان تداخل، پاسخ صحیح، پاسخ خطا) دانش آموزان دیرآموز تاثیر معناداری داشت (001/0>p). یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور می تواند مداخله ای بالقوه امیدار کننده باشد که می تواند زمینه را برای بهبود فرآیندهای شناختی دانش آموزان دیرآموز فرآهم آورد.
طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی بر خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی بود. روش پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و کاربردی و از تحقیقات،ترکیبی-اکتشافی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل کتب و مقالات تخصصی فارسی و انگلیسی در حوزه آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی در 20 سال اخیر بود که با روش نمونه گیری هدفمند گروه نمونه انتخاب شدند. سپس مؤلفه های طرحواره درمانی از آن ها استخراج و با روش کیفی تحلیل مضمون کدگذاری شدند. درنهایت بسته طرحواره درمانی طی هیجده جلسه تدوین شد و روایی صوری و محتوایی آن توسط متخصصان تایید شد. روش پژوهش در بخش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش در این بخش شامل افراد دارای آسیب بینایی مرکز rp تهران بود که دارای پرونده توانبخشی بودند. حجم نمونه شامل 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه-گیری هدفمند انتخاب شده و در گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی برطرحواره درمانی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خود کارآمدی (بندورا، 2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر بهبود خودکارآمدی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (01/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی برطرحواره درمانی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی از این مداخله استفاده نمایند.
اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر مهارت حل مسئله دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
161 - 177
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر مهارت حل مسئله در دانش آموزان دختر پایه هشتم انجام شد. روش پژوهش، طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان خواف در سال تحصیلی 1403-1404 بود که پس از انتخاب یک مدرسه به روش در دسترس، ۴۰ دانش آموز به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۶ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش های مربوط به بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک را دریافت کرد؛ درحالی که گروه کنترل در این بازه زمانی هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جمع آوری داده ها، با استفاده از پرسشنامه مهارت حل مسئله هپنر و پترسون (1982) صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در تمامی مؤلفه های حل مسئله وجود دارد (0.05>P) که بیانگر اثربخشی بسته توانمندسازی است. همچنین در مرحله پیگیری، با کنترل آماری نمرات پس آزمون به عنوان کووریت، تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده نشد (0.05
اثربخشی توان بخشی ذهنی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی توان بخشی شناختی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر ارومیه در سه ماهه اول 1401 بود. تعداد 30 نفر از کودکان مبتلا به اتیسم مراجعه کننده به مرکز پیشگامان امید ارومیه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش و گروه کنترل قرار داده شدند که در نهایت بعد از انجام مداخله داده های گردآوری شده از راه آزمون تحلیل واریانس و کواریانس چند متغیره و با نرم افزار 19 Spss تجزیه و تحلیل آماری شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد مداخله توان بخشی شناختی بر بهبود مؤلفه های رشد زبان شامل صحبت کردن (01/0 >p)، سازماندهی (01/0>p)، گوش کردن (01/0 >p )، مؤلفه گفتاری (01/0>p) و کاهش علایم اتیسم شامل مشکلات رشدی (01/0>p)، تعامل های اجتماعی (01/0 >p )، رفتار کلیشه ای (05/0 >p )، برقراری ارتباط (05/0>p) اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت مداخله توان بخشی شناختی می تواند در بهبود رشد زبان گفتاری و کاهش علایم اختلال اتیسم اثربخش است.
تحلیل محتوای کمی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی: یک رویکرد قیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی از نظر توجه به بحث های ده گانه رفتار سازشی بود. پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی از نوع قیاسی انجام شد. جامعه آماری شامل سه کتاب مطالعات اجتماعی پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی در سال تحصیلی 1402-1403 بود. به دلیل محدودیت حجم جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشد و با روش سرشماری، تمام متن هر سه کتاب تحلیل محتوا شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل سیاهه تحلیل محتوا بود که روایی آن به وسیله متخصصان تأیید شد. پایایی ابزار با روش توافق نمره گذاران سنجش شد که ضریب توافق 91 درصد به دست آمد. واحد تحلیل، جمله ها و تصاویر موجود در درس ها بود که با روش قیاسی تحلیل شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به ترتیب بیشترین فراوانی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دهم مربوط به مقوله های امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی به مقوله های خودمراقبتی، خودهدایتی و استفاده از امکانات جامعه مربوط بوده است. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه یازدهم به ترتیب بیشترین فراوانی به امور شغلی، امور اجتماعی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دوازدهم بیشترین فراوانی به امور اجتماعی، سلامتی و ایمنی و امور شغلی و کمترین فراوانی به اوقات فراغت، امور تحصیلی و خودمراقبتی مربوط بوده است. همچنین در مجموع هر سه کتاب بیشترین فراوانی مقوله های رفتار سازشی شامل امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. این نتایج بر ضرورت توزیع محتوایی متناسب مقوله های گوناگون رفتار سازشی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی تأکید دارد.
بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی مک کلوسکی در محیط دانشگاهی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی می تواند بر تمام عرصه های زندگی دانشجویان تأثیر بگذارد که سزاوار توجه بسیار است. مقیاسی نیاز است که بر اساس آن بتوان نتیجه گیری های روانشناختی را پایه گذاری و دانش و سنجش این سازه را ارتقا داد. این پژوهش با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی مک کلوسکی در جامعه دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام شد. روش ها: روش این پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود. از این جامعه 402 نفر (220 دختر و 192 پسر) به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. روایی سازه براساس تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت و پایایی همسانی درونی و پایایی ثبات پرسشنامه به روش ضریب آلفای کرونباخ و بازآزمایی در کل دانشجویان و به تفکیک جنسیت محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 استفاده شد. نتایج: یافته های مربوط به تعیین شاخص های روانسنجی مقیاس اهمال کاری تحصیلی در سه بخش روایی، اعتبار و هنجاریابی گزارش شد. جهت ارتقاء برازندگی الگوی تک عاملی، گویه های 1، 11، 14، 16، 24 و 25 به دلیل بار عاملی کمتر از 3/0 حذف شدند. شاخص نیکویی برازش مجذورکای پس از اصلاح مدل به دست آمد. بنابراین الگوی تک عاملی ابزار اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان تأیید شد. با توجه به معنی داری آزمون ( 001 /0 ( P< مقیاس حاضر از پایایی ثبات زمانی یا تکرار پذیری قابل قبول و مناسب برخوردار می باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این پرسش نامه پس از حذف 6 گویه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و قابلیت استناد برای پژوهشگران را دارد.
اسکولار چت یک پلتفرم هوش مصنوعی برای حمایت از پژوهشگران و نویسندگان در دنیای علمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی Scholar-Chat، یک پلتفرم هوش مصنوعی طراحی شده برای حمایت از پژوهشگران و نویسندگان در فرآیندهای تحقیق و نوشتن علمی می پردازد. هدف اصلی این پلتفرم تسهیل دسترسی به منابع علمی و بهبود کیفیت نوشتار از طریق ارائه خدمات متنوعی از جمله نوشتن، ویرایش و بازبینی متون علمی است. برای بررسی کارایی Scholar-Chat، از روش های کیفی و کمی استفاده شده است. در این راستا، داده های مرتبط با نظرات کاربران و تحلیل بازخوردها جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که Scholar-Chat قادر است با ارائه پاسخ های سریع و دقیق به سوالات پژوهشگران، روند تحقیق را تسهیل کند و کیفیت نوشتارهای علمی را بهبود بخشد. نتیجه گیری این مقاله به اهمیت استفاده از فناوری های نوین در پشتیبانی از روندهای علمی و آموزشی اشاره دارد و نشان می دهد که Scholar-Chat می تواند به عنوان یک ابزار ارزشمند در دست پژوهشگران و نویسندگان عمل کند و به ارتقاء استانداردهای علمی کمک نماید.
نقش بازی وارسازی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی: مطالعه ای در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بازی وارسازی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی در محیط یادگیری ترکیبی (برخط-حضوری) مبتنی بر حل مسئله است. در این پژوهش روش نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش استفاده شد. جامعه آماری دانشجویان مهندسی دانشگاه شیراز بود. در این پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی برای تقسیم دانشجویان به دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد و گروه ها در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (گواه) قرار گرفتند. گروه آزمایش شامل 18 نفر )یک کلاس 18 نفره( و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل شامل 20 نفر )یک کلاس20 نفره( در این مطالعه تعیین شد. داده ها با استفاده از آزمون عملکردی محقق ساخته در دو سری آزمون جمع آوری شد. روایی صوری آزمون توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (92/0) بررسی گردید. طی خروجی آزمون کوواریانس، یافته ها نشان داد بین میانگین نمره دانشجویان گروه آزمایش و کنترل در آزمون عملکرد تحصیلی، تفاوت معنی دار وجود دارد و گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، از میانگین بالاتری برخوردار است؛ در واقع روش بازی وار سازی در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور در توسعه عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی تاثیر مثبت دارد. یافته ها نشان داد که بازی وارسازی در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور می تواند بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی را ایجاد کند. این نتایج می تواند در سیاست گذاری های آموزشی برای ارتقای یادگیری و اشتغال پذیری فارغ التحصیلان مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل مؤلفه های آموزش روابط عمومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
111 - 138
حوزههای تخصصی:
روابط عمومی به دلیل ابعاد علمی و عملی خود، نیازمند ارتقا و توسعه مداوم است که می تواند شایستگی های فارغ التحصیلان را بهبود بخشد. این پژوهش به بررسی چهار جنبه کلیدی آموزش روابط عمومی، مهارت، دانش، کارآموزی و به روزرسانی در ایران پرداخته است. تحقیق با استفاده از پیمایش و پرسشنامه انجام شده و جامعه آماری شامل کارشناسان روابط عمومی در سازمان های دولتی و غیردولتی با بیش از 100 نفر کارمند در تهران، ازجمله مدیران و کارشناسان فارغ التحصیل این رشته، بود. برای انتخاب نمونه ها، از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که کارآموزی با میانگین 76/3 به عنوان مهم ترین روش آموزشی شناخته شده است. پس ازآن، آموزش دانش تخصصی با میانگین 71/3 و آموزش مهارت ها با میانگین 69/3 قرار دارند، درحالی که به روزرسانی دانش و مهارت ها با میانگین 43/3 در رتبه آخر است. این یافته ها تأکید می کند که ترکیب آموزش های عملی و نظری اهمیت زیادی دارد. روابط عمومی به عنوان یک حرفه پویا، نیازمند متخصصانی با دانش گسترده در زمینه های ارتباطات، مدیریت، فناوری و تفکر استراتژیک است. مدل های کارآموزی مبتنی بر صنعت، بیشترین تطابق را با نیازهای واقعی این حرفه دارند. همچنین، برای به روزرسانی، متخصصان باید از روش های متنوعی مانند رسانه های تخصصی، کلاس های آموزشی و همایش ها استفاده کنند تا با چالش های پیچیده و متغیر این حرفه مقابله کنند.
تدوین مدل معادلات ساختاری فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف ایجاد یک مدل معادلات ساختاری فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی انجام شده است. روش از نوع همبستگی توصیفی و مبتنی بر معادلات ساختاری است. جامعه ی آماری کلیه ی دبیران تربیت بدنی در سال تحصیلی 1403-1402 است که 900 نفر بودند، است. با توجه به اندازه ی جامعه و همگن بودن آن در جنسیت، به روش نمونه گیری طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران، 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق از پرسشنامه ی فناوری اطلاعات تورنگ و لین (2005) و توانمندسازی اسپریتزر (1995) استفاده شده است. روایی جهت بومی سازی داخلی، آن ها توسط متخصصان و اساتید مورد تأیید قرار گرفت و پایایی شان در یک مطالعه ی مقدماتی با 30 نفر و آلفای کرونباخ 96/0 و 91/0 محاسبه شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی مانند کلموگروف-اسمیرنوف، تحلیل مسیر و تعیین رابطه علی بین متغیرها برای مدل سازی معادلات ساختاری، نرم افزار PLS و SPSS21 استفاده شد. یافته ها نشان داد که فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی تأثیر داشته و بر معناداری شغل، احساس اثربخشی، احساس شایستگی در شغل، احساس داشتن حق انتخاب و احساس مشارکت در شغل در دبیران تربیت بدنی اثر دارد. همچنین، فناوری اطلاعات بیشترین تأثیر را در ضریب احساس اثربخشی با ضریب 69/0 و کمترین تأثیر را بر حس شایستگی در شغل با ضریب تأثیر 56/0 دارد. با توجه به تأثیر فناوری اطلاعات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی، استفاده از الگوی ارتباطی آن ها در برنامه ریزی و تصمیم گیری مدیران برای توانمندسازی معلمان توصیه می شود.
اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
59 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی بود. روش پژوهش، شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انتخاب شد. جامعه آماری پ ژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی شهرستان ساوه در سال تحصیلی 1402-1401 بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به این صورت که شرکت کنندگان پژوهش، 40 نفر از دانش آموزان پایه پنجم به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ی مهارت حل مسأله هپنر و پترسن(1982) و پرسشنامه ی بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی و همکاران(2012) بود . پس از انجام فرآیند پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه، مفاهیم درس ریاضی پایه پنجم را با رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه آموزش دیدند و گروه کنترل نیز به شیوه ی مرسوم و متداول کلاسی آموزش را دریافت نمودند. پس از پایان 12 جلسه آموزش، از دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که میانگین متغیر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی در دانش آموزانی که با استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه نسبت به دانش آموزانی که به شیوه مرسوم آموزش دیده اند، به طور معنی داری بیشتر شده بود.
شناسایی و رتبه بندی آسیب های ناشی از عدم حضور فیزیکی معلم درآموزش مجازی دانش آموزان ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
147 - 182
حوزههای تخصصی:
مطالعه پیش رو با هدف شناسایی ورتبه بندی آسیب های ناشی از عدم حضور فیزیکی معلم درآموزش مجازی فراگیران ابتدایی شهرتهران طرح ریزی گردیده است.دراین پژوهش از لحاظ روی نمود پژوهشی، پژوهش آمیخته ازنوع اکتشافی است.پس بااین وجودروی نمود تحقیق، ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمّی(آمیخته) است که در آن از روشهای کیفی مقتضی از جمله داده بنیاد جهت استخراج مؤلفه ها وهمچنین سنجه های پژوهش و از روشهای کمّی جهت تأیید نمونه ومدل های اندازه گیری و آزمون نمونه ومدل مفهومی بهره وری شده است. جامعه آماری بخش کیفی شامل کلیه مدیران، معاونین و معلم ها دوره ابتدایی و کارکنان ستادی منطقه 18 تهران خواهند بود. که با بهره وری از روش نمونه گیری هدفمند، صاحبنظران وکارشناسان خبره درحوزه ی آموزش مجازی ابتدایی برمبنی اطلاعات خاصی که از موضوع پژوهش دارند، انتخاب خواهند شد،که تعداد12نفرمی باشد. در بخش کمی همچنین جامعه آماری کلیه مدیران، معاونین و معلم ها آموزشگاه و مدرسه های ابتدای منطقه 18 تهران در سال تحصیلی 1401-1400 خواهند بود که تعداد آنها حدود 700 نفر است و سپس برمبنی فرمول کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای –نسبی،تعداداعضای نمونه تعیین شدکه تعداد 248 نفر بود.
تأثیر آموزش روش های تفکر منطقی (قصه گویی و اجتماع پژوهشی) بر مهارت استدلال، سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
313 - 327
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش تفکر به دانش آموزان، یکی از اساسی ترین وظایف نظام آموزش و پرورش است. از مهم ترین شیوه هایی که در این زمینه در سال های اخیر رشد پیدا کرده، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش روش های تفکر منطقی (قصه گویی و اجتماع پژوهشی) بر مهارت استدلال، سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اجرا شد. روش ها : روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها کمی از نوع شبه آزمایشی بود. برای دستیابی به اهداف، نمونه ای به حجم 187 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان خرم آباد در شش کلاس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان، آزمون مهارت های استدلال نیوجرسی و آزمون پیشرفت تحصیلی بودند که پس از بررسی و اطمینان از روایی و پایایی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. مداخله آزمایشی در دو روش قصه گویی و اجتماع پژوهشی هر کدام با الگو و فرایند مشخص به مدت پنج جلسه اجرا شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند دو روش قصه گویی و اجتماع پژوهشی بر پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی و استدلال اثرگذار بودند (لامبدای ویلکس 0.32 با 47.69=F و سطح معناداری 0.01>p). در سازگاری اجتماعی و استدلال روش اجتماع پژوهشی نسبت به قصه گویی اثربخشی بالاتری داشت. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت آموزش فلسفه به کودکان در قالب قصه گویی و تشکیل اجتماعات پژوهشی علاوه بر ارتقای کیفیت های عاطفی (سازگاری اجتماعی) بر ارتقای کیفیت تحصیل (پیشرفت تحصیلی) و رشد مهارت-های تفکر (استدلال) اثرگذار است.
تحلیلِ تطبیقیِ مضامینِ اعتراض و صلح در اشعار سید حسن حسینی و محمود درویش بر اساسِ مکتبِ آمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی منظومه های فکری شاعران از ادبیات ملل مختلف و تحلیل و بررسی مضامین مشترک آن ها، می تواند دریچه ای به سوی درک عمیق تر اشتراکات و افتراقات ادبی و فرهنگی بگشاید. چنین تحقیقاتی می تواند نقاط اشتراک و تفاوت های ادبیات مختلف را نشان دهد و به درک بهتر رابطه بین ادبیات و جامعه کمک کند. پژوهش حاضر با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های آن به شکلی نظام مند و با اتکا بر مبانی نظری مکتب آمریکایی، به بررسی تطبیقی دو مضمون محوری اعتراض و صلح در اشعار سیدحسن حسینی (شاعر ایرانی) و محمود درویش (شاعر فلسطینی) پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که هر دو شاعر، علی رغم تفاوت های جغرافیایی و فرهنگی، از این دو مضمون به عنوان ابزارهای بیانی قدرتمندی در بازتاب آرمان های خود بهره برده اند. در حوزه اعتراض، حسینی با تلفیق زبان حماسی و عرفانی و با تکیه بر نمادهای مذهبی، اعتراض را در چارچوب گفتمان دینی و ارزش های معنوی بیان می کند؛ حال آنکه درویش با زبان عاطفی و تصاویر ملموس، اعتراض خود را معطوف به اشغالگری و ظلم می کند. در مضمون صلح نیز، حسینی آن را با مفهوم پیروزی معنوی پیوند می زند؛ درحالی که درویش صلح را به مثابه آرزوی دیرینه یک ملت برای زندگی آزاد ترسیم می کند. از منظر سبکی، حسینی از ساختارهای کلاسیک شعر فارسی بهره برده و آن را با مضامین نو می آمیزد؛ در مقابل درویش با نوآوری در فرم و محتوا، شعر مقاومت را به سطحی جهانی ارتقا می دهد. این تفاوت های زبانی و مضمونی ریشه در شرایط اجتماعی-سیاسی و نظام های ارزشی متفاوت دو شاعر دارد. دستاورد اصلی پژوهش، تبیین چگونگی بازتاب تجربیات مشترک انسانی در قالب های فرهنگی متفاوت است و هم از حیث نظری با اثبات کارآمدی مکتب آمریکایی در تحلیل ادبیات مقاومت، هم از جنبه عملی با نشان دادن ظرفیت های ادبیات در ایجاد گفتگوی بین فرهنگی، حائز اهمیت است. نتایج می تواند مبنایی برای مطالعات بعدی در حوزه ادبیات تطبیقی و نیز درک بهتر نقش ادبیات در گفتمان های بین المللی باشد.
راهکارهای تازه برای تشخیص بهتر وزن و بحر عروضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های درست خواندن شعر و همچنین لذت بردن بیشتر از آن، شناختن و تشخیص درست وزن و بحرهای عروضی است. مباحث مربوط به وزن شعر تقریباً سابقه ای به اندازه شعر و شاعری دارد و از گذشته تا کنون مقالات و کتاب های متعددی در این باب نوشته شده است که همگی نشان از اهمیت این دانش پایه ای دارد. در این مقاله نگارنده کوشیده است ضمن مطالعه و توجه به تمامی کتب متقدم و معاصر در حوزه عروض، شروع هر بیت براساس هجای آغازین آن راهکاری جدید را در رکن بندی و به تبعِ آن تشخیص درست تر وزن و بحر ارائه نماید. ناگفته پیداست مشکل ترین بخش پس از تقطیع شعر و تشخیص وزن و بحر آن مربوط به رکن بندی، یعنی تشخیص حدّ و مرز افاعیل عروضی و در پی آن تشخیص درست وزن و بحر است. محور اصلی این مقاله پرداختن به این موضوع است. با این راهکار برای تشخیص وزن و رکن بندی صحیح، ذهن با اوزان بسیار محدودی سر و کار دارد. در تقطیع بیتی که با دو هجای کوتاه شروع می شود؛ برای تشخیص وزن بیت مذکور و در نتیجه رکن بندی صحیح آن براساس این روش رکن اول بیت یا فعلاتن است یا فَعَلن. اگر فعلاتن بود ارکان بعدی آن نیز از دو حالت خارج نیست؛ زیرا ممکن است دوباره فعلاتن باشد که در این صورت حتما متفق الارکان و بحر متدارک است ارکان بعدی آن نیز فعلن یا فع لن خواهدبود. البته اگر بیت با فعلات نیز شروع شود حتماً بحر رمل و رکن بعدی آن فاعلاتن است.
بررسی تأثیرات متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی بر مصرف فرهنگی جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: «مصرف فرهنگی» فعالیتی اجتماعی و رفتاری روزمره است که با رخدادهای فرهنگی در جامعه بازتولید و بارور می شود. شغل و قشربندی اجتماعی، دو متغیر اساسی و اثرگذار بر مصرف فرهنگی هر فرد در جامعه هستند که با فراهمآوردن شرایط برهمکنش میان رخداد و مصرف، فرهنگ را در جامعه ایرانی تعمیق می دهند. روش ها : در این پژوهش نخست به سازوکار نظری رابطه شغل و قشربندی اجتماعی با مصرف فرهنگی پرداخته و سپس با بهره گیری از نتایج مطالعات نظری از طریق روش «تحلیل ثانویه» به بررسی داده های آماری «موج سوم پیماش سنجش وضعیت مصرف کالاهای فرهنگی در ایران» به تخمینی از شرایط جامعه ایران می پردازیم. پرسش اصلی پژوهش این است که: «متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی چه تاثیری بر مصرف فرهنگی داشته است، چه نوع برهمکنش اجتماعی میان این 3 متغیر برقرار بوده و متاثر از برهم کنش میان این عوامل، داده های موج سوم پیمایش فرهنگی در حوزه کتاب و مطالعه از حیث اثر بر جامعه ایرانی در تحلیلی ثانوی چه نتایجی را در بردارد؟». یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که سیاست فرهنگی در جامعه ایرانی با نگاهی تقلیل گرا صرفاً متوقف بر سرمایه های اقتصادی ناشی از فرهنگ شده و مسئله اساسی تولید و تعمیق سرمایه فرهنگی در اقشار اجتماعی مورد توجه جدی قرار نگرفته است. نتیجه گیری: پژوهش به این نتیجه دست یافت که بازاندیشی در سویه های تولید سرمایه فرهنگی از اهمیتی دوچندان برخوردار است و می بایست مورد تأمل جدی به ویژه در نظام تعلیم و تربیت قرار گیرد.
بررسی کتاب های علوم تجربی دوره دبستان از منظر مؤلفه های سواد سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
57 - 78
حوزههای تخصصی:
بحران های قرن ۲۱ سلامت روان افراد، به ویژه دانش آموزان را به صورت جدی تهدید می کند و اتخاذ راهکارها ی مختلف برای ارتقا ی سواد سلامت روان آنان ضروری می نماید. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان توجه کتاب ها ی درسی علوم تجربی دوره دبستان به مؤلفه ها ی سواد سلامت روان بود. این کتاب ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار تحلیل شدند. متن کتاب ها به نرم افزار مکس کیودا وارد شد و با استفاده از ابزاری متشکل از چهار مؤلفه سواد سلامت روان، یعنی «کسب و ارتقا ی سلامت روان»، «درک اختلالات شایع روان»، «پرهیز از انگ زدن» و «ارائه و جلب حمایت»، به صورت قیاسی و استقرایی کدگذاری شدند. جامعه آماری و نمونه برابر و صفحه واحد تحلیل بود. یافته ها نشان داد از مجموع ۶۷۲ صفحه کتاب ، در ۲۴۹ صفحه به مؤلفه ها ی سواد سلامت روان توجه شده است. از میان چهار مؤلفه «سواد سلامت روان»، مؤلفه «کسب و ارتقا ی سلامت روان» با ۱۸۶ فراوانی (۷۰/٪۷۴) پرتکرارترین مؤلفه بود که البته در میان خرده مؤلفه ها ی مختلف آن، به خرده مؤلفه ها ی «پرهیز از مصرف الکل و دخانیات» و «شناخت تغییرات عملکرد مغز» در هیچ یک از کتاب ها توجهی نشده بود. به دو مؤلفه «درک اختلالات شایع روان» و «پرهیز از انگ زدن» نیز در هیچ صفحه ای توجه نشده بود. کتاب ها ی درسی علوم تجربی به دلیل قرابت آن با موضوع سلامت، سواد سلامت روان دانش آموزان را افزایش می دهند. پیشنهاد می شود مؤلفان این کتاب ها در کنار متخصصان سلامت روان، به تلفیق مؤلفه ها ی سواد سلامت در کتاب ها اقدام کنند.
بررسی و طبقه بندی ساختار نتایج یادگیری فراگیران از مفهوم نیروی اصطکاک به کمک الگوی سولو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
7 - 37
حوزههای تخصصی:
آموزش موفق نیازمند الگوی ارزشیابی مناسب از یادگیری است؛ زیرا ارزشیابی کارآمد طرحواره های ذهنی و بدفهمی های فراگیران را شناسایی و به اصلاح و رفع موانع یادگیری کمک می کند. یکی از الگوهای ارزشیابی کاربردی، طبقه بندی سولو است. هدف از این پژوهش، بررسی سطح یادگیری دانش آموزان از مفهوم نیروی اصطکاک به کمکِ آزمونی محقق ساخته بر اساس الگوی سولو است. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این مطالعه را دانش آموزان پایه دوازدهم شهرستان فلاورجان استان اصفهان تشکیل می دهند که از میان آن ها تعداد 216 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج آمار توصیفی حاصل از پژوهش نشان داد، 83/3% از حجم نمونه در سطح تک ساختاری، 29/8% در سطح چندساختاری و 2.5% در سطح رابطه ای قرار دارند و هیچ کدام به بالاترین سطح یادگیری مدل سولو نرسیده اند. همچنین در این پژوهش، به کمک الگوی سولو بدفهمی های دانش آموزان از نیروی اصطکاک استخراج شده و برای ارتقای سطح یادگیری فراگیران پیشنهادهایی ارائه شده است.
مقایسه صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دوره ابتدایی بر اساس نوع جذب (دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان و مهارت آموزان ماده ۲۸) در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
47 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دوره ابتدایی بر اساس نوع جذب (دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان و مهارت آموزان ماده ۲۸) در شهر تهران، انجام شد. روش ها : این پژوهش از نوع توصیفی-مقایسه ای است. تعداد نومعلمان جذب شده از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸ در شهر تهران ۶۱۰۶ نفر و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان ۱۸۳۷ نفر بودند که با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۳۶۷ نفر انتخاب شدند؛ به طوری که ۸۴ نفر از نومعلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان و ۲۸۳ نفر از نومعلمان مهارت آموز جذب شده از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸ بودند. نمونه ها به گونه ای انتخاب شدند که کلیه مناطق ۱۹ گانه شهر تهران را پوشش دهند. برای ابزار گردآوری داده ها، از پرسش نامه صلاحیت های حرفه ای استفاده شد که مؤلفه های آن برگرفته از مدل هانتلی (۲۰۰۸) با ۶۸ گویه در سه بُعد دانش حرفه ای، مهارت حرفه ای و نگرش حرفه ای بود. روایی ابزار با تحلیل عاملی تأییدی انجام شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (۸۹/۰) محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل انجام گرفت. یافته ها : تحلیل آماری با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که میانگین صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان به طور معناداری بالاتر از نومعلمان جذب شده از طریق ماده ۲۸ است (۰۱/۰p<). این تفاوت در تمامی مؤلفه ها مشاهده شد که می تواند ناشی از فرایند آموزش نظام مند و تربیت معلم مبتنی بر برنامه های آموزشی هدفمند باشد. نتیجه گیری : بازنگری در فرآیندهای مختلف جذب معلم و تمرکز بیشتر بر کیفیت تربیت حرفه ای معلمان در ابعاد مختلف، برای ارتقای آموزش و پرورش، ضروری است و لازم است سیاست گذاران آموزشی با طراحی برنامه های توسعه حرفه ای مؤثر و اثربخش، به ارتقای صلاحیت های حرفه ای معلمان و افزایش کیفیت آموزش در مدارس کمک کنند.