۱.
پیشینه و اهداف: معلمان شایسته از عوامل کلیدی بهبود نظام آموزشی هستند. سبک رهبری تأثیرگذار و برخورداری معلمان از بهزیستی عاطفی موجب ارتقای عملکرد حرفه ای پایدار آن ها می شود، که درنهایت تأثیر مثبتی بر کیفیت آموزش دانش آموزان خواهد داشت. این پژوهش به بررسی رابطه رهبری پدرانه در بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان می پردازد. روش ها : این پژوهش با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی ناحیه یک شهر کرمانشاه می شود که تعداد آن ها 906 نفر است؛ از این تعداد، 479 نفر معلمان مرد و 427 نفر معلمان زن می باشند. برای تعیین نمونه، روش نمونه گیری تصادفی ساده به کار برده شد که طبق جدول مورگان 270 نفر (91 نفر مرد و 179 نفر زن) به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسش نامه سبک رهبری پدرانه چنگ و همکاران (2000)، پرسش نامه بهزیستی عاطفی ون کاتویک و همکاران (2000) و پرسش نامه توسعه حرفه ای معلمان نیوجرسی (2014) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، آزمون t تک نمونه ای، ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در سبک رهبری پدرانه، مؤلفه های رهبری خیرخواهانه و اخلاق مدارانه با بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان ارتباط مثبت و معناداری دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان داد که رهبری اخلاق مدارانه توان پیش بینی بهزیستی عاطفی معلمان را دارد. علاوه بر این، رهبری اخلاق مدارانه و رهبری قدرت طلبانه می توانند توسعه حرفه ای معلمان را پیش بینی کنند .نتیجه گیری: این پژوهش بر تأثیر سبک رهبری پدرانه در ارتقای بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که سبک رهبری پدارانه با ایجاد محیطی سازنده و حمایتگر، معلمان را برای ایفای مؤثرتر نقش تعلیم و تربیت آماده می کند. پیشنهاد می شود مدیران با بهره گیری از اصول رهبری پدرانه شرایطی فراهم کنند که توسعه پایدار و کیفیت مطلوب نظام آموزشی تحقق یابد.
۲.
پیشینه و اهداف: در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، موفقیت سازمان ها و نقش سرمایه انسانی در دست یابی به این موفقیت در اثر اخلاق حرفه ای و تعهد شغلی و مسایل مرتبط با آن همچون باورهای مذهبی، اهمیت روزافزون دارد. توجه به این مهم در سازمان های آموزشی جامعه ازجمله آموزش و پرورش و نیروی انسانی مرتبط با آن بخصوص معلمان تربیت بدنی و ورزش که بخشی از بار سلامت و سواد سلامتی و حرکتی جامعه را بر دوش دارند، اهمیت دوچندان دارد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه علّی باورهای مذهبی با تعهد شغلی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش ها: روش این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع مطالعات علّی بوده است که به شکل پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان تربیت بدنی و ورزش تمامی مقاطع مدارس استان های مرکزی کشور بود که ۳۴۰ نفر از آن ها براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری در این تحقیق شرکت کردند. ابزار تحقیق، شامل پرسش نامه های اخلاق حرفه ای کادوزیر (۲۰۰۲)، تعهد شغلی بلاو (۱۹۹۳) و باورهای مذهبی نویدی (۱۳۷۶) با روایی و پایایی قابل قبول (به ترتیب ۷۹/۰، ۸۸/۰ و ۷۸/۰) بود. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از تحلیل مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ِسمارت پی ال اس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ارتباط مستقیم و مثبت بین باورهای مذهبی و تعهد شغلی همچنین بین اخلاق حرفه ای و تعهد شغلی وجود دارد. از تحلیل داده ها نیز مشخص شد متغیر اخلاق حرفه ای، نقش میانجی گری معناداری (119/2t-value= و 172/0= β ) در رابطه علّی باورهای مذهبی با تعهد شغلی داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان اظهار داشت تصمیم سازان و برنامه ریزان سازمان، آموزش و پرورش و نیز دانشگاه فرهنگیان باید توجه داشته باشند که برنامه ریزی در جهت ارتقای ارزش های اخلاقی و باورهای مذهبی در شغل مقدس معلمی و بویژه معلمان تربیت بدنی و ورزش، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین معلمان بر دانش آموزان و از این طریق افراد جامعه و تعالی آن بسیار ضروری است.
۳.
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دوره ابتدایی بر اساس نوع جذب (دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان و مهارت آموزان ماده ۲۸) در شهر تهران، انجام شد. روش ها : این پژوهش از نوع توصیفی-مقایسه ای است. تعداد نومعلمان جذب شده از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸ در شهر تهران ۶۱۰۶ نفر و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان ۱۸۳۷ نفر بودند که با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۳۶۷ نفر انتخاب شدند؛ به طوری که ۸۴ نفر از نومعلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان و ۲۸۳ نفر از نومعلمان مهارت آموز جذب شده از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸ بودند. نمونه ها به گونه ای انتخاب شدند که کلیه مناطق ۱۹ گانه شهر تهران را پوشش دهند. برای ابزار گردآوری داده ها، از پرسش نامه صلاحیت های حرفه ای استفاده شد که مؤلفه های آن برگرفته از مدل هانتلی (۲۰۰۸) با ۶۸ گویه در سه بُعد دانش حرفه ای، مهارت حرفه ای و نگرش حرفه ای بود. روایی ابزار با تحلیل عاملی تأییدی انجام شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (۸۹/۰) محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل انجام گرفت. یافته ها : تحلیل آماری با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که میانگین صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان به طور معناداری بالاتر از نومعلمان جذب شده از طریق ماده ۲۸ است (۰۱/۰p<). این تفاوت در تمامی مؤلفه ها مشاهده شد که می تواند ناشی از فرایند آموزش نظام مند و تربیت معلم مبتنی بر برنامه های آموزشی هدفمند باشد. نتیجه گیری : بازنگری در فرآیندهای مختلف جذب معلم و تمرکز بیشتر بر کیفیت تربیت حرفه ای معلمان در ابعاد مختلف، برای ارتقای آموزش و پرورش، ضروری است و لازم است سیاست گذاران آموزشی با طراحی برنامه های توسعه حرفه ای مؤثر و اثربخش، به ارتقای صلاحیت های حرفه ای معلمان و افزایش کیفیت آموزش در مدارس کمک کنند.
۴.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. روش ها : روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر کرج در سال تحصیلی 140۳-140۲ بود. تعداد 100 نفر از دانش آموزان پایه ششم مدارس پروین اعتصامی، گل ها و استقلال ناحیه یک شهر کرج به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمایش (۵0 نفر) و کنترل (۵0 نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری داده ها، شامل آزمون یادگیری سواد دیجیتال محقق ساخته (۱۴۰۳) و پرسش نامه نگرش به درس عسگری (1385) بود. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۵۰ دقیقه ای براساس طرح شایستگی دیجیتال، آموزش دیدند و گروه کنترل، آموزش های مرسوم درس کار و فناوری پایه ششم را دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. در سطح توصیفی از فراوانی، نمودارها، شاخص های مرکزی (میانگین) و (انحراف معیار) و در سطح استنباطی از آزمون های t وابسته، t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال بر یادگیری و زیرمقیاس های آن شامل تأثیر رایانه، تفکر محاسباتی، سواد دیجیتال، شبکه ارتباطی و طراحی بی سیم و امنیت سایبری، اثربخش بوده است. همچنین نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال، بر نگرش دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، اثربخش بوده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر شایستگی دیجیتال، علاوه بر ارتقای مهارت های فنی، نگرش مثبت دانش آموزان را نسبت به یادگیری فناوری تقویت می کند. این امر بیانگر نقش چندبعدی شایستگی دیجیتال در توانمندسازی دانش آموزان برای مواجهه با نیازهای جامعه دیجیتال است؛ بنابراین، تلفیق این رویکرد در برنامه های درسی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش مهارت های ضروری قرن بیست ویکم کمک کند.
۵.
هدف: واکاوی مؤلفه ها و شاخصه های مطلوب تربیت معلمان آینده برای دستیابی به ساحت علمی–فناورانه، هدف اصلی پژوهش حاضر است. روش ها : از رویکرد کیفی و روش پژوهش داده بنیاد استفاده شد. میدان مطالعه و پژوهش به دو گروه عمده تقسیم شد؛ گروه اول: بهینه کاوی و مروری بر پیشینه پژوهش که مشتمل بود بر کلیه مقالات، مجلات و کتاب های در دسترس مربوط به مدارس آینده و شیوه های تربیتِ معلمِ آینده بر اساس ساحت علمی و فناوری. و گروه دوم: شامل متخصصان و صاحب نظران حوزه تعلیم و تربیت، اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، مدیران و معلمان مدارس بود. در بخش اول، نمونه متناسب با هدف پژوهش از منابع موجود در پایان نامه ها، طرح های پژوهشی و مقالات موجود در پایگاه های اطلاعاتی همچونMagiran, ERIC, ProQues, Scopus, springer, Irandoc, Science Direct انتخاب شد و در بخش دوم به صورت هدفمند و گلوله برفی، 18 نفر تعیین گردید. تحلیل داده ها، در بخش نخست به روش شبه نظام مند و در بخش دوم با بهره گیری از نظریه داده بنیاد، الگوی چارمز و برایانت (2010) انجام گرفت و مدل پارادایمی پژوهش به دست آمد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که از مهم ترین عوامل علّی می توان به سرمایه علمی معلمان و تقویت آن، فرهنگ پژوهش محوری، سرمایه خلاق، فرهنگ فناوری و آینده نگری، نگرش کارآفرینانه در مدارس و نظارت و ارزیابی دروس اشاره کرد. نتیجه گیری : این پژوهش نشان داد که برای تربیت معلمان در راستای دستیابی به ساحت علمی-فناورانه، نیاز به یک رویکرد جامع و همه جانبه است که شامل عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی باشد. توصیه می شود که نتایج این پژوهش در طراحی برنامه های تربیت معلم و سیاست گذاری های آموزشی موردتوجه قرار گیرد.
۶.
پیشینه و اهداف : رابطه تجسد، نشان دهنده اهمیت نقش انسانی، عاطفی و روایت گرانه معلم در مواجهه با دانش آموزان در محیط های دیجیتال است. پژوهش حاضر با هدف کاوش تجسد معلم در شبکه دانش آموزی شاد و ساختارهای افزایشی و کاهشی ادراکی و عملی ایجادشده به وسیله شبکه شاد، انجام شد. روش : پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر نوع داده ها، کیفی و از نظر روش اجرا، پساپدیدارشناسی بود. جامعه آماری تحقیق، شامل معلمان مدارس ابتدایی (دوره دوم ابتدایی) شهر ایلام بود که از شبکه دانش آموزی شاد برای تدریس استفاده می کردند. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد و تعداد ۱۹ نفر به عنوان نمونه برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه شامل مشاهده و تجارب دسته اول محقق، مصاحبه با شبکه شاد و مصاحبه با معلمانی بود که از شبکه دانش آموزی شاد در کلاس های درس خود استفاده می کردند که پس از جمع آوری داده ها، بر اساس دیدگاه پساپدیدارشناسی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تعیین اعتبار درونی یافته ها، از تطبیق داده ها با مبانی نظری و پیشینه و مصاحبه با خبرگان استفاده شد، برای تأیید دقّت و صحت داده ها، در مورد اعتبار مطالعه از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید، جهت تعیین اعتبار بیرونی یافته ها از تکنیک حصول اشباع نظری استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان می دهد در آموزش به وسیله شبکه دانش آموزی شاد، رابطه تجسد بین معلم و فناوری دیده می شود. نتیجه گیری : رابطه تجسد معلم در شبکه شاد باعث تقویت ها (گسترش قوای اداراکی به وسیله ابزارهای جانبی همچون هندزفری و صفحه کلید و دوربین، افزایش تعامل چهره به چهره به وسیله دوربین، بیان راحت تر عواطف و احساسات به وسیله استیکر) و کاهش هایی (کاهش انتقال زبان بدنی، کاهش توجه به صفات و ویژگی های شخصی دانش آموزان، کاهش تعاملات معمول روزمره انسانی) در ادراک و رفتار معلم می شود.