فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رهبری سطح پنج به عنوان یکی از رویکردهای نوین رهبری، نقشی کلیدی در ارتقای دلبستگی شغلی معلمان ایفا می کند..هدف از انجام این مطالعه، نقش واسطه ای رفتار فراوظیفه ای در رابطه بین رهبری سطح پنج و دلبستگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بود.
روش شناسی پژوهش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود که به صورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بود. با توجه به اینکه حجم جامعه 485 نفر بود، بر اساس جدول مورگان 215 نفر نمونه پیشنهاد شده است. این تعداد نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، برای پاسخگویی به پرسشنامه های استاندارد رهبری سطح پنج شریعت نژاد (1397)، رفتار فراوظیفه ای ارگان و همکارانش (1988) و دلبستگی شغلی شافلی (۲۰۱۵) انتخاب شدند. روایی پرسشنامه ها با تایید خبرگان و پایایی با محاسبه آلفای کرونباخ بترتیب 852/0، 813/0 و 864/0 مورد تایید قرار گرفتند. برای آزمون میزان همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تفاوت بین گروه ها از تی گروه های مستقل و برای بررسی نقش واسطه ای از معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین رهبری سطح پنج، رفتار فراوظیفه ای و دلبستگی شغلی رابطه مستقیم و معناداری برقرار بوده است. دلبستگی شغلی معلمان زن و مرد مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی تفاوت معناداری ندارند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که رهبری سطح پنج با ایجاد زمینه ای برای بروز رفتارهای فراوظیفه ای، نقش مؤثری در تقویت دلبستگی شغلی معلمان ایفا می کند. همچنین، عدم تفاوت معنادار میان معلمان زن و مرد نشان می دهد که تأثیر این سبک رهبری و رفتارهای فراوظیفه ای بر دلبستگی شغلی مستقل از جنسیت بوده و می تواند به عنوان راهکاری عمومی برای ارتقای کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی به کار گرفته شود.
طراحی و اعتباریابی الگوی توانمندسازی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
81 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق طراحی و اعتباریابی الگوی توانمندسازی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی بود. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده ها آمیخته و از نظر شیوه اجرا متوالی اکتشافی بود. در بخش کیفی، روش تحقیق نظریه داده بنیاد به شیوه نظام مند اشتراوس و کوربین (1998) به کار گرفته شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی تحقیق شامل صاحب نظران و استادان دانشگاهی حوزه علوم تربیتی استان اردبیل بودند. نمونه گیری به روش نظری هدفمند انجام شد و بر اساس اصل اشباع نظری، 14 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و روایی آن از نوع روایی محتوایی و پایایی آن از طریق روش توافق بین کدگذاران تأیید شد. داده های کیفی با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. روش بخش کمّی نیز توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری بخش کمّی کلیه آموزگاران دوره ابتدایی شهر اردبیل به تعداد 2600 نفر بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۳۵ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای یافته های بخش کیفی بود. برای تحلیل داده های کمّی از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی توانمندسازی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل تحت مقولات ویژگی های سازمانی، ویژگی های شغلی، ویژگی های فردی و جمعیت شناختی، منابع و تجهیزات، مدیریت و تسهیم دانش، رویکردهای آموزشی، توسعه منابع انسانی، استفاده از فناوری و تکنولوژی آموزشی، سبک های رهبری و مدیریت و سواد اخلاقی، عبادی و اعتقادی دسته بندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند (p<0.05). بر اساس یافته های حاصل، پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی معلمان با توجه به این ابعاد طراحی شوند تا تأثیرات مثبت و پایداری بر کیفیت آموزش داشته باشند.
پدیدارشناسی موانع پژوهندگی در دانش آموزان دورۀ متوسطه دوم استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
69-90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، کشف موانع پژوهندگی در میان دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم استان آذربایجان شرقی است. با استفاده از روش پدیدارشناسی علمی 16 دانش آموز ازطریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختارمند مشارکت کردند. تجزیه وتحلیل داده ها دستی و با استفاده از الگوی سه مرحله ای پیشنهادی اسمیت انجام شد. به منظور ارزیابی داده های کیفی از راهبردهای بازبینی به وسیله همکاران، اختصاص زمان کافی به منظور جمع آوری داده ها، درگیری مداوم در فرایند پژوهش و زاویه بندی پژوهشگر استفاده شد. یافته ها شامل سه مضمون اصلی اند: 1. موانع در بُعد تفکر و دانش؛ 2. موانع در بُعد نگرش و انگیزش؛ 3. موانع در بُعد رفتار و عمل. همچنین، چندین مضمون فرعی به همراه نقل قول های مرتبط استخراج شد. نتایج نشان می دهد که خود برنامه درسی و نبود مهارت و انگیزه معلمان از موانع اصلی پژوهندگی دانش آموزان است. دانش آموزان دانش و معلوماتی کمی دارند. همچنین، سایه سنگین کنکور و اثر انحصاری آن در موفقیت یکی از علت های تمایل نداشتن دانش آموزان به پژوهش کردن است. نبود زمان اختصاصی به منظور آموزش پژوهش کردن در برنامه درسی مدارس به نوعی برنامه درسی را پوچ می کند. پیشنهاد می شود از تألیف کتاب های آموزشی در زمینه پژوهندگی دانش آموزان حمایت شود و این کتاب ها در اختیار دانش آموزان قرار گیرد. شایسته است وزارت آموزش وپرورش حمایت مالی و معنوی از برنامه ها و جشنواره های پژوهشی دانش آموزی را به شکل واقعی سرلوحه کار خود قرار دهد.
واکاوی نقش فناوری های موبایلی در تحول محیط های یادگیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چالش های طراحی یادگیری سیار و تأثیر فناوری های موبایلی بر مرزهای یادگیری رسمی و غیررسمی می پردازد. هدف آن تحلیل تجربیات یادگیرندگان، معلمان و طراحان آموزشی در محیط های سیال و کشف فرصت ها و چالش های مرتبط با جابجایی و تعاملات یادگیری است. در این راستا، از روش شناسی کیفی استفاده شده که شامل جمع آوری داده های متنی از 40 مطالعه موردی از محیط های مختلف آموزشی مانند دانشگاه ها، مدارس، مراکز آموزش حرفه ای و کارگاه های آنلاین است. همچنین، داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 32 یادگیرنده و 7 معلم جمع آوری شده است. این مصاحبه ها بر تأثیرات فناوری های موبایلی بر فرآیندهای یادگیری، تغییرات در مرزهای یادگیری رسمی و غیررسمی و چالش های ناشی از آن ها تمرکز دارد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود که به شناسایی مفاهیم کلیدی و الگوهای اجتماعی و فرهنگی یادگیری سیار کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که یادگیری سیار با چهار چالش عمده روبرو است: تعامل بین مکان ها و گروه های اجتماعی مختلف، تأثیر فناوری های شخصی بر دسترسی به منابع اطلاعاتی، محو شدن مرزهای یادگیری رسمی و غیررسمی، و پیچیدگی های زمینه ای در طراحی یادگیری سیار. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای طراحی مؤثرتر یادگیری سیار، از رویکردهای ارتباطی و مفاهیم چندوجهی استفاده شود تا ابعاد مختلف جابجایی و تعاملات یادگیرندگان به طور جامع تر در نظر گرفته شود. نتایج پژوهش می تواند به طراحان آموزشی کمک کند تا محیط های یادگیری سیار را با توجه به نیازها و ویژگی های مختلف یادگیرندگان بهبود بخشند و تجربه یادگیری یکپارچه تر و انعطاف پذیرتری ایجاد کنند. این نتایج همچنین می تواند راهکارهای جدیدی برای طراحی برنامه های آموزشی در دوره های مختلف تحصیلی ارائه دهد.
ارزیابی اثربخشی رهبری تحول آفرین در ادغام رایانه و نرم افزارهای آموزشی در فرایند تدریس دروس علوم
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کیفی با هدف بررسی اثربخشی رهبری تحول آفرین در ادغام رایانه و نرم افزارهای آموزشی در فرایند تدریس دروس علوم در مقطع ابتدایی در مدارس غرب استان مازندران انجام شده است. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی این منطقه است که به دلیل نقش مستقیم در فرایند تدریس و تعامل با فناوری های آموزشی انتخاب شدند. نمونه گیری به روش هدفمند و نظری صورت گرفت به گونه ای که معلمان دارای تجربه کافی در استفاده از فناوری های آموزشی و آشنایی با سبک رهبری تحول آفرین به عنوان نمونه های کلیدی برگزیده شدند. تعداد نمونه ها تا رسیدن به اشباع داده ای (۱۵ تا ۲۰ نفر) ادامه یافت تا غنای داده ها و جامعیت تحلیل تضمین شود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که رهبری تحول آفرین با ایجاد انگیزه، حمایت و توانمندسازی معلمان، نقش مهمی در تسهیل ادغام فناوری در آموزش علوم ایفا می کند. همچنین، زیرساخت های فناوری، آموزش مستمر و حمایت سازمانی از عوامل کلیدی موفقیت این فرآیند هستند. این پژوهش می تواند راهنمایی عملی برای مدیران و سیاست گذاران آموزشی در غرب استان مازندران برای بهره برداری مؤثر از فناوری در آموزش باشد.
خط سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه مبتنی بر هوش مصنوعی
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
47 - 21
حوزههای تخصصی:
معلمان بعضاً با دانش آموزانی روبرو هستند که از یکسو انگیزه یادگیری ندارند و از سویی دیگر از توانایی لازم برای درک وفهم و یادگیری مطالب درسی برخوردار نیستند و این در حالی است که بهره گیری معلمان از شیوه های خلاقانه در تدریس می تواند هر دو مشکل را برطرف سازد. این پژوهش در پی توصیف خط سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی بوده است. پژوهش حاضر به شیوه کیفی-روایتی، میدان پژوهش مشتمل بر کلیه معلمان خلاق شهر اصفهان و نمونه گیری به شیوه هدفمند از نوع قضاوتی و تا حد اشباع نظری به تعداد 26 نفر صورت پذیرفت. ملاک ورودی شرکت کنندگان به عنوان نمونه، معلمانی بودند که از ابزارهای هوش مصنوعی برای تدریس استفاده کردند. داده ها از طریق مصاحبه های بدون ساختار جمع آوری گردید و از شیوه مضمون برای تحلیل داده ها استفاده بعمل آمد. براساس یافته ها 10 مضمون فراگیر(چالش های آموزشی، چالش های فردی، چالش های فناورانه،فرصت های فردی، فرصت های آموزشی، فرصت های فناورانه، ترس از اشتباه کردن؛ توسعه قابلیت های تدریس،دگردیسی حرفه ای، ادغام تدریس با فناوری ) در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی پدیدار شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی نه تنها یک تحول فناورانه، بلکه یک تحول فرهنگی و حرفه ای در نظام آموزشی است. معلمان در این سفر، ابتدا با چالش ها و موانع مختلفی نظیر ترس از اشتباه کردن، تردید و کمبود سواد دیجیتال روبه رو می شوند، اما با گذر از این مراحل، توانایی های خود را در استفاده مؤثر از فناوری های هوشمند توسعه می دهند.
Reading for Information or Reading for Reflection? Text-based Nature of Thinking Skills: Lower Vs. Higher Order Thinking Skills
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
69 - 81
حوزههای تخصصی:
This study explores the cognitive levels targeted by reading-comprehension activities in two textbooks of English as a Foreign Language (EFL) authored by the Tunisian Ministry of Education. It adopts Freeman’s (2014) Taxonomy of Reading-Comprehension Questions to provide a quantitative analysis of the ‘categories’ vs. ‘types’ of questions used in reading activities in the two textbooks, and the ‘lower’ vs. ‘higher’ order thinking skills they require. The Analysis unveiled a recurrent pattern in the two textbooks favoring (1) question categories focusing on content and language as opposed to affect, and (2) question types focusing on explicit information and language input as opposed to questions requiring inferences, personal responses, and evaluations of the claims and views presented to learners. The diagnosed pattern is useful in developing the learners’ linguistic repertoire, but it has limited impact on developing their critical views towards the ideas presented to them and enhancing their awareness about the cultural content embedded in the reading materials.
The Role of Euphemistic Strategies in Manipulation of Realities and Persuasion in Political Speeches(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
215 - 231
حوزههای تخصصی:
This study investigates the role of euphemistic strategies in the manipulation of realities and persuasion within political discourse, focusing on speeches by American and Iranian politicians during the 2013-2015 nuclear negotiations. Employing Van Dijk's socio-cognitive model, the research conducts a comparative discourse analysis to identify and categorize euphemistic expressions used to justify policies, address controversial issues, and influence public opinion. The analysis reveals distinct patterns in the use of euphemistic strategies, with American politicians, such as John Kerry, frequently employing polarization and burden/topos, while Iranian politicians, like Mohammad Javad Zarif, emphasize evidentiality and positive self-presentation. These differences reflect varying rhetorical styles and objectives, highlighting how euphemisms serve as tools for ideological manipulation and audience persuasion. The study underscores the importance of understanding euphemistic language in political communication, offering insights into the mechanisms of public perception shaping and the legitimization of political agendas. By comparing English and Persian political discourses, this research contributes to cross-cultural discourse analysis and enhances critical discourse awareness, equipping audiences to deconstruct political rhetoric and recognize underlying persuasive techniques.
طراحی الگوی برنامه درسی ارتقای مهارتهای شناختی مربیان دوره پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۸۴-۶۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی و کاربردی است. جامعه پژوهش شامل دو بخش بود. بخش اول شامل همه متون منتشر شده در بازه زمانی 1401-1380در زمینه موضوع پژوهش بود که نمونه پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد (51=n). بخش دوم، انجام دادن مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که از روش تحقیق دلفی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل اعضای هیئت علمی، متخصصان و صاحب نظران برنامه درسی در زمینه آموزش و پرورش پیش دبستانی بودند. 20 نفر از میان مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند و به روش نمونه گیری افراد کانونی با رعایت قاعده اشباع شدگی نظری برای مصاحبه انتخاب شدند. در تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها، متن مصاحبه ها به طور دقیق مورد بررسی و کندوکاو قرار گرفتند. به این صورت که با استخراج کدها و با تحلیل محتوای صورت گرفته روی این کدها و حذف کدهای مشابه و ادغام کدهای خردتر در کلی تر، کدهای اصلی شناسایی شدند. به منظور افزایش روایی از اسناد دست اول تاییدشده متخصصان استفاده شده است و برای افزایش پایایی یافته ها، از خودارزیابی پژوهشگر و بازنگری متخصصان بهره گیری شده است. یافته ها نشان دادند که برنامه درسی پیشنهادی را به یاری شش عنصر اصول، هدف، محتوا، روش، محیط و ارزشیابی می توان اجرا کرد. پیشنهاد می شود برنامه ریزان درسی از یافته های این پژوهش برای تدوین برنامه درسی مناسب بهره گیرند و مربیان دستاوردهای پژوهش را به منزله منبع کمک آموزشی برای غنی کردن برنامه های آموزشی خود به کار گیرند.
اثربخشی شن بازی درمانی بر بهبود روحیه علمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، اثربخشی شن بازی درمانی بر بهبود روحیه علمی دانش آموزان پایه دوّم ابتداییِ شهرِ کرمان بود.روش : این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. جامعه این پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر پایه دوّم کرمان در سال تحصیلی 1403_1402 بود. برای انتخاب نمونه آماری، از نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. به این منظور، 50 نفر از دانش آموزان دختر پایه دوّم ابتدایی، به طور تصادفی انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند(25 دانش آموز گروه آزمایش و 25 دانش آموز گروه کنترل). ابزار اندازه گیری برنامه گام به گام بازی درمانی و پرسشنامه روحیه علمی دانش آموزان محقّق ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل کواریانس) استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بر اساس سطح معنی داری بین شن بازی درمانی و روحیه علمی دانش آموزان، رابطه خطی برقرار است. از سوی دیگر، مقدار اثر برای هر یک از این متغیّرها نیز، در ستون اندازه اثر در مدل تحلیل کوواریانس دیده شد. هر چه مقدار این ستون برای هر یک از سطرها بیشتر باشد، تأثیر آن روی متغیّر وابسته بیشتر است. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده، عرض از مبدأ برای مدل رگرسیونی با افزایش هر واحد شن بازی درمانی مقدار 167/11 واحد روحیه علمی دانش آموزان افزایش و مثبت و معنادار شد. نتیجه گیری: با توجّه به این نتایج، می توان گفت که بهبود روحیه علمی از طریق شن بازی به صورت دیداری و کلامی، به کودکان در درک این مفاهیم کمک می کند. حمایت دیداری، آن ها را قادر می سازد تا تصویری ذهنی از اشیا، اطّلاعات و نگرش های اطراف خود ایجاد کند و درک دیداری و کلامی را برای آن ها آسان سازد و به تقویّت مهارت های ارتباطی بین آن ها، دوستان و معلّمانشان کمک کند. همچنین تفکّر عینی و تجارب بیرونی در زمینه احساسات به دلیل محدودیّت در تجسّم و خیال پردازی و تمرکز بر امور ساده بیرونی رخ می دهد که از طریق شن بازی تخیّلات کودک تقویّت شده و تفکّر عینی کاهش می یابد؛ بنابراین شن بازی نقش پررنگ و با اهمّیّتی در روحیه علمی (خلّاقیّت، تلاش مستمر، اعتماد به نفس، توانایی کار گروهی و تفکّر انتقادی) دانش آموزان دارد.
نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز انجام شده است.
روش ها: این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از این جامعه، بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعداد 324 نفر انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده های پژوهش مقیاس هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2002)، پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه اینلی و بورک (1999) و شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل رگرسیون انجام گرفت.
یافته ها: هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و مؤلفه های رضایت عمومی، فرصت، پیشرفت و ماجراجویی کیفیت زندگی قادرند تغییرات شایستگی تحصیلی را به طور معناداری در دانش آموزان تبیین کنند.
نتیجه گیری: بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که توجه به هیجان های تحصیلی و بالا بودن کیفیت زندگی مدرسه ای و افزایش شایستگی تحصیلی از اهمیت بالایی برخوردار است.
پژوهش های نابرابری آموزشی: تحلیل شبکه های پژوهشی و خوشه های موضوعی مقالات با روش کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
146 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف : نابرابری آموزشی یکی از چالش های اساسی جوامع مدرن است که تأثیرات عمیقی بر فرصت های یادگیری و توسعه اجتماعی دارد. این پژوهش با رویکرد علم سنجی به بررسی روند تولیدات علمی، نشریات برتر، پژوهشگران پرکار، همکاری های بین المللی و روند موضوعی پژوهش های نابرابری آموزشی می پردازد. روش شناسی: این مطالعه از روش کتاب سنجی و تحلیل شبکه استفاده کرده است. داده های مربوط به مقالات علمی حوزه نابرابری آموزشی از پایگاه های داده معتبر استخراج و از ابزارهای تحلیل هم واژگانی و همکاری علمی برای تحلیل ساختار پژوهش های این حوزه استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که تعداد مقالات منتشر شده در حوزه نابرابری آموزشی به طور مداوم افزایش یافته است. نشریات معتبر مانند British Journal of Sociology of Education و PLOS ONE بیشترین تأثیر را در این زمینه دارند. پژوهشگران کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بیشترین میزان تولید و همکاری علمی را داشته اند. تحلیل موضوعی نشان داد که نابرابری اقتصادی، نابرابری دیجیتال و عدالت اجتماعی از موضوعات پررنگ این حوزه هستند. نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به سیاست های آموزشی عادلانه و توسعه فناوری های آموزشی برای کاهش شکاف دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده بر بررسی تأثیر سیاست های کلان آموزشی بر کاهش نابرابری تمرکز کنند. نوآوری و اصالت : این مطالعه با بهره گیری از روش های کتاب سنجی و تحلیل شبکه، تصویری جامع از روند پژوهش های نابرابری آموزشی ارائه می دهد و به سیاست گذاران و محققان در تدوین راهبردهای مؤثر کمک می کند.
اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
82 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی انجام گردید. 321 معلم ورزش ابتدایی استان گلستان جامعه آماری این پژوهش بودند. حجم نمونه پژوهش با بکارگیری فرمول کوکران 176 معلم تعیین گردید و برای انتخاب نمونه از روش انتخاب تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار اندازه گیری متغیرها شامل سه پرسشنامه رهبری مربیگری (الینگر و همکاران، 2013)، توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر و همکاران، 2005) و عملکرد خلاقانه (ژو و جرج، 2001) بود. نرم افزا آماری SPSS نسخه 25 به منظور انجام تحلیل های توصیفی بر روی ویژگی های فردی نمونه پژوهش و متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل های بخش استنباطی با بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS نسخه 4 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد اثر رهبری مربیگری مدیران بر توانمندسازی روانشناختی معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج پژوهش مشخص نمود رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش اثر معنی داری ندارد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان داد رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی اثر مثبت و معنی داری دارد. بی توان چنین نتیجه گیری نمود که بکارگیری رهبری مربیگری توسط مدیران مدارس با بهبود توانمندسازی معلمان ورزش موجب عملکرد خلاقانه آن ها می شود. بنابراین افزایش آگاهی و دانش مدیران مدارس از شیوه رهبری مربیگری و ترغیب آن ها به استفاده از این شیوه رهبری در محیط کاری خود پیشنهاد می شود.
تاثیر آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی بر انگیزه تحصیلی و اضطراب یادگیری با نقش میانجی گری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
83 - 101
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : یکی از مهم ترین پیامدهای متوجه نظام آموزشی استفاده از رویکرد سازنده گرایی با تأکید بر ارزشیابی کیفی– توصیفی آموخته های دانش آموزان است. اما برخی معلمان به دلیل عدم آگاهی با این نوع ارزشیابی مخالفت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی بر انگیزه تحصیلی و اضطراب یادگیری با نقش میانجی گری پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان ششم ابتدایی انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی - همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان و معلمان پایه ی ششم ابتدایی استان اردبیل، می باشد که در سال تحصیلی 1401-1400 مربوطه مشغول به تحصیل و کار هستند.ابزاهای اندازه گیری شامل 4پرسشنامه است که بعد از تکمیل آنها توسط معلمان و دانش آموزان جمع آوری وتجزیه وتحلیل وبعد از نمره گذاری،داده های به دست آمده نرمافزارspss باروش آماری کیفی-توصیفی واستنباطی موردتجزیه وتحلیل قرار دادیم.برای معادلات ساختاری از برنامه smartPlSاستفاده شده است. یافته ها : آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی – توصیفی با میانجی گری پیشرفت تحصیلی 4/89 درصد از تغییرات انگیزه ی تحصیلی را پیش بینی می کند و تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی – توصیفی با میانجی گری پیشرفت تحصیلی 8/89 درصد از تغییرات اضطراب یادگیری را پیش بینی می کند و تأثیر منفی و معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی باعث بالارفتن شناخت معلم از فراگیر و ارزشیابی مناسب با خصوصیات آن می شود که این عمل باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و انگیزه ی تحصیلی در دانش آموز می شود.
ارزشیابی برنامۀ درسی ریاضی رشتۀ کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان از منظر نومعلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت دروس ریاضی دوره ابتدایی در آموزش یک جامعه و تأثیرگذار بودن آن در رشد و بالندگی چندین نسل از جامعه و اهمیت تدریس و یادگیری آن ها، این پژوهش به ارزشیابی برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان از دید نومعلمان از منظر الگوی ارزشیابی CIPP پرداخته است. روش ها : این پژوهش به روش آمیخته و با ابزار پرسشنامه های بسته پاسخ بر اساس مقیاس لیکرت، پرسشنامه باز پاسخ با شرکت 417 نفر از نومعلمان که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، انجام گرفته است. روش کیفی اکتشافی برای مشخص کردن محتوای پرسشنامه بسته پاسخ و تحلیل کمی پیمایشی و آزمون T تک متغییره برای تحلیل پرسشنامه های بسته پاسخ برای 417 نفر، و روش دلفی برای تحلیل پرسشنامه باز پاسخ که به صورت هدفمند از 126 نفر نومعلم به عمل آمد مورد استفاده واقع شد. یافته ها: یافته های پژوهش در بعد کمی و کیفی نشان از نامطلوب بودن برنامه درسی مورد نظر از دید شرکت کنندگان در پژوهش است. میانگین پایین و وجود اختلاف معنادار آن با معیار مطلوبیت در تمام مراحل زمینه، برونداد، فرایند و برونداد حاکی از نامناسب بودن نتیجه ارزشیابی این برنامه دارد. عدم شفافیت در اهداف، نبود تناسب بین امکانات آموزش ریاضی و تعداد دانشجو، کمبود منابع درسی ریاضی، عدم تسلط بر تدریس تمام مفاهیم ریاضی در پایان تحصیل از اهم مواردی بود که توسط شرکت کنندگان بیان شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی نیازمند بازنگری جدی در زمینه، درونداد، فرایند و برونداد است. همچنین، تفکیک رشته کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی به گرایش های علوم انسانی و علوم پایه و تقویت دروس عملی و حذف دروس موازی از پیشنهادات این پژوهش است.
واکاوی تجارب زیسته ی معلمان ابتدایی از فن بیان جذاب در مدارس: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
99 - 108
حوزههای تخصصی:
تکنیک های بیانی که معلمان به کار می گیرند برای تعاملات آموزشی مؤثر بسیار مهم هستند و می توانند به طور قابل توجهی بر مشارکت دانش آموز و نتایج یادگیری تأثیر بگذارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تجارب زیسته معلمان مدارس (دولتی) ابتدایی شیراز از فن بیان جذاب بود. این پژوهش از نوع کیفی و روش مورداستفاده، پدیدارشناسی هوسرلی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش 10 نفر از معلمان دارای تجربه تدریس در مناطق مرکزی و حومه شیراز سال 1402 بودند با رویکرد نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش گردآوری داده های این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای سنجش اعتبار اولیه داده ها از معیار های قابل قبول بودن و قابلیت اعتماد بودن داده های کیفی استفاده شد. پس از کدگذاری داده ها از روش تحلیل مضمون برای تشکیل شبکه مضامین فن بیان جذاب استفاده شد. در ادامه الگوی اکتشافی در یک مضمون فراگیر به نام فن بیان جذاب شکل گرفت. مضامین سازمان دهنده عبارت بودند از 1)مرتبط با پیش از اجرا(تسلط بر محتوا، ایجاد علاقه، خلاصه نویسی و ...)، 2)مرتبط با حین اجرا(خلاقیت، لحن مناسب، سرعت کلام و ...) و 3)مرتبط با پس از اجرا (محبوبیت، قدرت عذرخواهی، قدرت رهبری و ...) تقسیم بندی گردید و در نتیجه الگوی اکتشافی در یک مضمون فراگیر به نام فن بیان جذاب شکل گرفت.
شناسایی مؤلفه های خلاقیت دانش آموزان با تأکید بر رویکرد یادگیری معکوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
241 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف: از اهداف مهم تمام نظام های آموزشی پرورش خلاقیت در دانش آموزان است. همین طور بهره گیری از روش های آموزش مناسب تر در پرورش خلاقیت دانش آموزان مورد تأکید است. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های خلاقیت دانش آموزان با تأکید بر رویکرد یادگیری معکوس بود. روش: روش پژوهش حاضر برحسب هدف، کاربردی و برحسب نوع داده، کیفی- با تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی رشته علوم تربیتی و خبرگان آموزش و پرورش بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند و به روش گلوله برفی تعداد 10 مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. برای افزایش قابلیت روایی(اعتماد) از روش صوری و پایایی نیز از روش ضریب توافق بین کدگذاران استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که 26 کد باز، 4 کد محوری شامل عوامل فردی با 10 مضمون فرعی؛ محیطی با 7 مضمون فرعی؛ سازمانی با 5 مضمون فرعی و عوامل نهادی با 8 مضمون فرعی به عنوان ابعاد خلاقیت دانش آموزان با تأکید بر رویکرد یادگیری معکوس شناسایی شد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت با آموزش با روش یادگیری معکوس و توجه به مؤلفه های آن می توان زمینه بروز خلاقیت در دانش آموزان را فراهم کرد. لذا برنامه ریزان نظام آموزش باید هرچه بیشتر برای پرورش خلاقیت به سوی روش های یاددهی- یادگیری خلاق تر حرکت نمایند.
شناسایی رابطه مشکلات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
16 - 30
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین مشکلات رفتاری دانش آموزان ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه های پنجم و ششم (دختر و پسر) مقطع ابتدایی شهر یاسوج (مشتمل بر 1900 دانش آموز) در سال تحصیلی 1402-1401 به همراه معلمان آن ها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و بر اساس جدول موگان تعداد 320 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یاسوج و معلمان آن دانش آموزان (تعداد 80 معلم) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشکلات رفتاری آخنباخ (CBCL- معلم پاسخ)، سبک های مقابله ای اندلر و پارکر (1990) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) استفاده شد. بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، بین همدلی و مؤلفه های آن (عاطفی هیجانی و شناختی) با مشکلات رفتاری دانش آموزان رابطه منفی معناداری وجود دارد (p<0/01). بین خرده مقیاس های راهبردهای مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی مثبت معنادار (p<0/05) و بین خرده مقیاس راهبردهای مقابله ای مسأله مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی منفی معناداری وجود دارد (p<0/05). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبردهای مقابله ای با ضریب بتای 13/0 (به صورت مثبت) و همدلی با ضریب بتای 22/0- (به صورت منفی) توانستند مشکلات رفتاری را در دانش آموزان مقطع ابتدایی پیش بینی کنند.
ارائه الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
77 - 100
حوزههای تخصصی:
در دل پیچیدگی های فرایند تعلیم و تربیت، برنامه درسی پنهان همچون جریانی زیرین، بی وقفه بر شکل گیری ذهن ها و روح ها اثر می گذارد. این پژوهش با هدف کاوش در لایه های پنهان آموزش ریاضی و با بهره گیری از روش های کیفی، به مشاهده و تحلیل تعاملات کلاس درس پرداخته و مؤلفه های تأثیرگذار برنامه درسی پنهان را با ابتناء به رویکرد اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکیشناسایی نموده است. این پژوهش، با اتخاذ پارادایم کیفی و رهیافت داده بنیاد، طی سه سال تحصیلی در سه دبیرستان پسرانه غیر دولتی در تهران انجام شد. داده ها با استفاده از ابزارهای متنوعی نظیر مشاهده، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، و اسناد آموزشی گردآوری و تحلیل شدند. یافته های این تحقیق، نشان داد که الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی در سه لایه کلیدی زمینه«محیط یادگیری، محتوای آموزشی، قوانین آموزشی و انضباطی، و روش های آموزشی مرسوم»، فرآیند«تعاملات ناهمتراز جمعی و فردی و تعاملات هم تراز»، و پیامد«تغییر نگرش به ریاضی، گسترش یادگیری، و آثار فردی و جمعی یادگیری گروهی» قابل صورت بندی است.
برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در ساختار آموزشی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
101 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا استقرایی با تأکید بر ماهیت مضمونی آن بود. برای تعیین اعتبار داده های پژوهش از روش خود بازبینی و فن کنترل اعضا و برای تعیین پایایی داده ها از روش مقایسه مستمر و نظام مند در ثبت و نوشتن داده ها استفاده شد. یافته های به دست آمده نشان داد که ویژگی های متفاوت عناصر برنامه درسی لایه ای در سطوح مختلف منجر به ایجاد هویت های مختلفی از الگوی معلمی می انجامد و این الگوها در طی آموزش دانشجو معلمان در لایه های سه گانه رویکرد تکاملی داشته و منجر به شکل گیری گفتمان رهبری آموزشی به عنوان اولویت اصلی برنامه درسی لایه ای می شود. نتایج نشان داد که امکان سنجی برای پیاده سازی تمامی سطوح برنامه درسی لایه ای در دانشگاه فرهنگیان صورت گیرد. هم چنین الگوهای معلمی در توسعه حرفه ای مورد تاکید قرار گرفته و نگرش یکپارچه ای در ارتقا دانش معلمی مطابق با انتظارات آموزشی در اسناد بالادستی فراهم شود.