فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
105-124
حوزههای تخصصی:
Exploring the disciplinary interface between English for specific purposes (ESP) and World Englishes (WEs), regarding the potential contributions of both disciplines to research on areas of shared interest, including TEFL and ESP Teachers’ attitudes are the center of current study. This investigation examines Iranian EFL and ESP teachers’ views on integrating WEs into ESP classes and assesses the English-speaking needs of ESP students. The study comprised 32 TEFL, 17 EFL, and 15 ESP teachers (16 male and 16 female, aged 30–67), using a sequential explanatory mixed-methods approach with quantitative questionnaires. Analysis of the data showed that subjects in both groups largely held remarkably positive views on WEs and felt ESP teaching should align with student objectives. More than two-thirds of participants disliked the current ESP syllabuses; however, only ESP teachers were unhappy with the teaching methods, cultural content, and textbook. The participants also showed complete dissatisfaction with their ESP students’ speaking abilities. It can be inferred that ESP course does not fully prepare the students to embark on their studies because it does not sufficiently consider learners’ speaking needs
Rhetorical Discursive Strategies in 2024 U.S. Presidential Campaigns: A Critical Pragmatic Analysis(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
167 - 176
حوزههای تخصصی:
This study explored the rhetorical strategies employed by Republican and Democratic nominees during the 2024 U.S. presidential campaigns, focusing on the discursive techniques used to appeal to partisan bases and shape voter perceptions. Grounded in Van Dijk’s Ideological Square—a theoretical framework for analyzing how language constructs ideological divides—the research investigated the role of positive self-presentation, negative other-presentation, and the strategic framing of political ideologies in the construction of party identity. A mixed-methods approach, combining both quantitative analysis of discourse patterns and qualitative examination of rhetorical strategies, uncovered the distinctive ways each party uses language to reinforce ideological commitments and polarize the electorate. The findings reveal significant differences in how Republicans and Democrats position themselves and their opponents, with Republicans often employing fear-based rhetoric, in-group/out-group distinctions, and a focus on "threat" narratives. In contrast, Democrats tend to emphasize unity, inclusivity, and collective responsibility, though occasionally at the risk of alienating moderates or dissenting voices within their own ranks. The study also highlights the growing role of digital media and algorithm-driven communication, demonstrating how technological platforms have amplified the impact of these rhetorical strategies, especially in the form of targeted misinformation and tailored inclusivity messages. The implications of the study extend to the fields of sociolinguistics, political communication, and media studies, emphasizing how language shapes ideological alignment, reinforces social divisions, and influences democratic processes in the digital age.
Pyramid model of willingness to communicate versus communicative tasks: Can they reduce EFL learners' speaking barriers?(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
77 - 105
حوزههای تخصصی:
The present explanatory mixed methods study was designed to investigate the difference between the effects of using the pyramid model of Willingness to Communicate (WTC) and Communicative Tasks (CTs) on reducing Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners' speaking barriers. The participants were 57 Iranian EFL learners selected based on convenience sampling from a language institute in Tehran. The Preliminary English Test (PET) results verified their homogeneity. To foster a stronger spirit of cooperation among the participants, they were placed in three different classes based on their tendencies; hence, the researchers could consider them as three groups: the Pyramid Model Group (PMG), the Communicative Tasks Group (CTsG), and the Conventional Approach Group (CAG) each including 19 participants. The PMG received instructions pertaining to the six levels of PM in willingness to communicate (WTC), while the CTsG received instructions based on information gap, reasoning gap, and opinion gap activities. The CAG relied on the Audio-Lingual Method (ALM), which the institute regularly followed. Accordingly, the three groups went through pretesting, intervention, and post-testing. The participants completed a speaking barriers survey as pre- and post-tests. Then, ten participants from the three groups were randomly selected and interviewed about the impact of the methods they had experienced on their speaking barriers. The Analysis of Variance (ANOVA) revealed the priority of the pyramid model of WTC over communicative tasks and conventional teaching in reducing learners' speaking barriers. The interview results also confirmed the quantitative findings indicating that anxiety, learners' low self-confidence, along with linguistic and instructional barriers could be reduced through being exposed to the pyramid model instructions. The results can be helpful for ELT professionals, EFL teachers and learners, and other stakeholders to hold more thriving L2 speaking classes.
تحلیل و تبیین شاخصه های معلمی استاد مطهری به عنوان الگوی معلم تراز سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 124
حوزههای تخصصی:
استاد مرتضی مطهری یکی از مهم ترین شخصت های تأثیرگذار فرهنگی دوران معاصر است. کنکاش در ابعاد شخصیت و منش تدریس و تحقیق این استاد محقق می تواند ابعادی از الگوی معلم تراز نظام تعلیم و تربیت اسلامی را ترسیم کند. در این راستا، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، و با تکیه بر یادنامه هایی که مجموعه ای از خاطرات خانواده، شاگردان و دوستان استاد است و با مراجعه به برخی آثار قلمی ایشان انجام شده است. مطلوب نظام تربیتی اسلام و سند تحول، تربیت معلم هدایت گر و تأثیرگذار در همه ابعاد شخصیتی است. رسیدن به چنین هدفی مستلزم توجه خاص به رشد معنوی و حرفه ای معلمین است. برنامه ریزی این مهم مستلزم ارائه و معرفی الگوهای عملی است. شخصیت و آثار استاد مطهری نشان می دهد که او الگویی مناسب است که به دلیل نزدیکی به زمان حال، می توان با تحلیل ابعاد مختلف شخصیت وی، نکات برجسته ای را برای تربیت معلمین مورد بهره برداری عملی قرارداد. ویژگی های اخلاقی استاد مطهری در اخلاص و تقید به شریعت، به همراه نظم، صبوری، مهربانی و سعه صدر در کنار علم عمیق، ارائه کاربردی مطالب مطابق با نیاز مخاطب و رعایت ظرافت های تدریس جذاب، مهم ترین نکات منش آموزشی استاد است و در حوزه پژوهش، پیوستگی و عمق تحقیقات به همراه حریت و آزادگی قلم و جهت داری و مسئله محوری، مهم ترین اصول توفیق و موفقیت پژوهشگری و رمز ماندگاری آثار استاد مطهری است.
تدوین و اعتباریابی پرسش نامه سنجش کیفیت تدریس آموزگاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت تدریس نقش اساسی در کیفیت یادگیری ایفا می کند و دانش و مهارت های آموخته شده توسط فراگیران به طور انکارناپذیری با کیفیت یادگیری آنان ارتباط دارد. پژوهش حاضر با هدف تدوین پرسش نامه کیفیت تدریس آموزگاران (QATQT) و سنجش اعتبار و پایایی آن به اجرا در آمد. برای نیل به هدف پژوهش، 422 نفر از آموزگاران شاغل در مدارس ابتدایی استان همدان انتخاب و پرسش نامه ها را تکمیل نمودند. اعتبار پرسش نامه با استفاده از تحلیل عوامل بررسی و بر این اساس 6 عامل استخراج گردید. این عوامل با توجه به مبانی نظری تحقیق و محتوای سؤالات قرار گرفته روی عوامل تحت عناوین روش های تدریس، ایجاد یادگیری رفتاری، تحقق هدف تدریس، ایجاد یادگیری شناختی، کسب مهارت های عملی و استفاده از فناوری اطلاعات نام گذاری شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ برآورد شد. بر اساس نتایج به دست آمده، ضرایب آلفای عوامل 6 گانه (به استثناء عامل کسب مهارت های عملی که 554/0 است) رضایت بخش است. کوچک ترین ضریب آلفا متعلق به عامل کسب مهارت های عملی برابر با 554/0 با 3 سؤال و بزرگ ترین ضریب آلفا متعلق به عامل روش های تدریس برابر با 778/0 با 5 سؤال است. ضریب پایایی کل پرسش نامه نیز 91/0 به دست آمد که قابل توجه است. بر اساس نتایج پژوهش، این پرسش نامه دارای شرایط لازم برای بهره گیری به منظور سنجش کیفیت تدریس آموزگاران است.
نگرش معلمان نسبت به برنامه درسی تربیت اخلاق فردی دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آموزه های اسلامی مراد از تربیت اخلاقی گسترش دانش بایدها و نبایدهای انسان است تا برای رفتار بر اساس دانش ترغیب شود. این پژوهش با هدف شناسایی نگرش معلمان نسبت به برنامه درسی تربیت اخلاق فردی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی پیمایشی و بر اساس داده های کمی انجام گرفت. جامعه آماری را معلمان دوره متوسطه دارای ده سال سابقه تدریس در رشته های برنامه ریزی درسی، معارف اسلامی و الهیات در شهرهای خمین و اراک در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. حجم نمونه به موجب جدول نمونه گیری مورگان ۱۰۳ نفر بود که به روش سهمیه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه نظرسنجی معلمان بود که از روایی و پایایی با ضرایب بالای 70/0 برخوردار بود. روش تحلیل داده ها بهره برداری از شاخص های آمار توصیفی، آزمون فریدمن و نرم افزار SPSS بود. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که برای طراحی این برنامه درسی به نیازهای سنی، فردی، پایش رفتار فردی، باور به ارزش های اخلاقی و آراسته شدن به صفات اخلاقی فراگیران پرداخته بودند. معلمان برای طراحی اهداف آموزشی، توجه به مؤلفه های جامعه شناختی میراث فرهنگی، تجارب ملی، نیازهای حال و آینده، واقعیت های کنونی و پاسخ به مسائل محیط تربیتی را لازم دانسته بودند. آن ها بر عناصر برنامه درسی تأکید و اولویت های آن را انعکاس داده بودند.
تأملی بر فلسفه تربیت رسمی عمومی در «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
161 - 188
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد انتقادی به بررسی بخش دوم «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» می پردازد و تلاش دارد ضمن تحلیل ساختار مفهومی، مبانی فلسفی و رویکردهای روش شناختی این سند، چالش ها و ابهامات اساسی موجود در تبیین فلسفه تربیت رسمی و عمومی را آشکار سازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که علی رغم تأکید سند بر بومی سازی و اسلام محور بودن نظام تربیت رسمی، معیارهای دقیق برای اسلامی و بومی شناختن مفاهیم تربیتی به طور شفاف ارائه نشده است. همچنین، سند مبانی نظری تحول بنیادین با تکیه بر ترکیبی از مؤلفه های ایدئولوژیک، عقلانی و برداشت های غیر بومی از علوم انسانی، با مشکلاتی چون نبود انسجام مفهومی، فقدان چارچوب روشمند و فاصله معنادار میان نظریه و عمل مواجه است. این پژوهش، بر ضرورت بازاندیشی عمیق تر در بنیان های فلسفی و روش شناختی اسناد تحولی و بازتعریف اصول کلیدی نظیر نسبت میان دین مداری، بومی سازی و تربیت اجتماعی مطابق با زیست بوم ایرانی اسلامی تأکید می کند.
مقایسه تأثیر تفکر انتقادی و تفکر خلاق در میزان توسعه یادگیری زیست شناسی دانش آموزان پایه یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
131 - 154
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با گسترش فناوری های نوین ارتباطی، شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از مؤثرترین بسترهای تعامل و تبادل اطلاعات در عرصه های گوناگون ازجمله آموزش موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته اند؛ کاربرد شبکه های اجتماعی در آموزش یکی از بسترهای نوین در زمینه آموزشی است از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک اساتید دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکه های اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است. داده ها و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارنگاری انجام شد. جامعه آماری، شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بیرجند بودند و نمونه مدنظر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای ملاک های ازپیش تعیین شده انتخاب شدند. فرایند گردآوری داده ها با بهره گیری از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون تحلیل گردید. یافته ها: بر اساس ادراک مشارکت کنندگان، شبکه های اجتماعی ماهیتی پویا و در حال تکوین دارند، طبق دیدگاه اساتید شبکه های اجتماعی در ایران دارای ویژگی چون عدم تعادل در استفاده، نبود زیرساخت مناسب و دخالت های سیاسی است؛ همچنین طبق دیدگاه اساتید این شبکه ها دارای کارکردهای تفریحی، اقتصادی، تغییر جو محیط و آموزشی است. چالش هایی همچون نگرش منفی برخی اساتید و استفاده نامتوازن دانشجویان نیز از دیگر مضامین استخراج شده بود. بر مبنای یافته های این پژوهش، توجه به راهکارهایی همچون بازنگری در سیاست گذاری ها، فرایند مدیریت دانش، فرهنگ سازی آموزشی، توسعه زیرساخت ها و تدوین رویه های روشن برای بهره گیری هدفمند از شبکه های اجتماعی در نظام آموزش عالی ضروری به نظر می رسد. ازجمله پیامدهای آموزشی شبکه های اجتماعی می توان به تقویت روابط صمیمانه، تسهیل یادگیری مادام العمر و نیز دشواری در مدیریت دانش اشاره کرد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در آموزش نیازمند توجه به ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی دارد و توجه صرف به یک بُعد منجر به استفاده مناسب از این رویه آموزشی نمی شود.
اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
74 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانش آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 34 دانش آموز پسر دیرآموز به همراه والدین شان از مدارس ابتدایی منطقه 10 شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 17 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور را در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون حافظه فعال برای کودکان (حاف بک) و نرم افزار استروپ پیچیده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و نرم افزار spss-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر بهبود مولفه های حافظه فعال (حلقه واج شناختی، صفحه دیداری-فضایی و مجری مرکزی) و توجه (نمره تداخل، زمان تداخل، پاسخ صحیح، پاسخ خطا) دانش آموزان دیرآموز تاثیر معناداری داشت (001/0>p). یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور می تواند مداخله ای بالقوه امیدار کننده باشد که می تواند زمینه را برای بهبود فرآیندهای شناختی دانش آموزان دیرآموز فرآهم آورد.
شناسایی راهکارهای توسعه برنامه درسی تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی راهکارهای توسعه برنامه درسی تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین بود. روش پژوهش از نوع کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 16 نفر از متخصصان (9 نفر متخصص تربیت بدنی، 3 نفر متخصص فناوری،3 نفر از اساتید دانشگاه و 1 نفر سردبیر تربیت بدنی) بودند. انتخاب نمونه ها تا زمان دستیابی به اشباع داده ها ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند بود. برای ارزیابی روایی پژوهش از روش های بررسی اعضا، بازبینی مجدد مسیر کسب اطلاعات، درگیری طولانی مدت و مقایسه مستمر و همچنین برای ارزیابی پایایی از پایایی بازمون استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از روش کدگذاری باز، مضامین فرعی و مضامین اصلی، راهکارهای توسعه درس تربیت بدنی مدارس از طریق فناوری های نوین شناسایی و استخراج شدند. درنهایت 10 راهکار مؤثر ازجمله تأمین زیرساخت های فناوری ورزشی در مدارس، انتخاب فناوری ورزشی مناسب، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی و... شناخته شدند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود مسئولان و دست اندرکاران توجه ویژه ای به تأمین زیرساخت های مالی و امکاناتی داشته و با ایجاد حمایت ها و مشوق های مالی برای کاربران به افزایش دسترسی و انگیزه آن ها به استفاده از فناوری در فرایند یاددهی و یادگیری درس تربیت بدنی کمک کنند. همچنین توصیه می شود مدیران عالی جهت همگام سازی موفقیت آمیز برنامه درسی تربیت بدنی مدارس ایران با فناوری های روز دنیا به یافته های پژوهش حاضر توجه نمایند.
واکاوی فرایندها و دلالت های گسترش استفاده از کتاب های کمک درسی: تحلیلی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
63 - 84
حوزههای تخصصی:
با گسترش استفاده دانش آموزان از کتاب های کمک درسی این سؤال اساسی مطرح می شود که فرایندها و دلالت های استفاده از این کتاب ها چگونه است. همچنین، چرا در کنار کتاب های درسی اصلی آموزش وپرورش، دانش آموزان و حتی معلمان از کتاب های کمک درسی استفاده می کنند. هدف این پژوهش کاربردی و رویکرد آن داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه با معلمان و مدیران شاغل در آموزش وپرورش و نیز متخصصان و مؤلفان استان های گوناگون ایران گردآوری شده است. این گروه ها درمجموع جامعه پژوهش را تشکیل دادند. انتخاب نمونه ها در جامعه معلمان و مدیران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در گروه متخصصان و مؤلفان از روش گلوله برفی بوده است. کل مشارکت کنندگان در پژوهش 27 نفر بوده اند. یافته های این پژوهش براساس چهارچوب نظام مند اشتراوس و کوربین مقوله بندی و تحلیل شد. نتایج نشان داد در شرایط علّی مقولات اقتصادی، فردی، اجتماعی و آموزشی و در شرایط زمینه ای مقولات نظارت ضعیف، هماهنگ نبودن بخش های متولی، ضعف قانون گذاری و تعارض منافع داخل سازمانی و در شرایط مداخله گر مقولات نگرانی خانواده ها، نیاز به تکمیل فرایند یادگیری، توقعات سطحی، درنهایت به استفاده از کتاب های کمک درسی منجر شده اند. راهبردهای پاسخ گویان به منظور به کارگیری کتاب های کمک درسی عبارت اند از: ارزیابی فردی از کتاب کمک درسی، تغییر فرایند ارزشیابی، توجه به سطوح مختلف دانش آموزان. درنهایت، پیامدهایی همچون نگاه بازاری به جای نگاه فرهنگی، غلبه ابزار بر اهداف آموزشی و سطحی شدن تدریس در فرایند استفاده از کتاب های کمک درسی به وسیله پاسخ گویان ادراک شدند. همچنین، نتایج نشان داد ضعف بسندگی آموزش و منفعت گرایی هسته مرکزی دلالت های استفاده از کتاب های کمک درسی را تبیین می کند.
اثربخشی بازی درمانی بر تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری در کودکان 6 تا 10 سال با اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی بر تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری در کودکان 6 تا 10 سال با اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمام کودکان 6 تا10 ساله با اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مرکز مشاوره کرج در سال 1402-1403 بود که از که از این میان 30 نفر با توجه به مصاحبه بالینی دو روانشناس و نمره برش در پرسشنامه اضطراب اجتماعی لایبویتز (۱۹۸۷) به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه ( ۱۵ نفر) قرار گرفتند. پرسشنامه تنظیم هیجان، شایستگی اجتماعی و تاب آوری برای کودکان اجرا شد. افراد به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند و گروه آزمایش ۸ جلسه بازی درمانی آدلری دریافت کرد درحالی که گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. یافته ها : برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، بازی درمانی نقش مؤثری در بهبود تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری در کودکان دارای اضطراب اجتماعی دارد. نتیجه گیری: از آن جایی که بازی درمانی بر اساس انعکاس رفتار کودک صورت می گیرد و کودک نسبت به اعمال و رفتار خودآگاه شود، بر بهبود تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری کودکان اثربخش است.
طراحی الگوی عدالت آموزشی برای دوره دوم متوسطه با تأکید بر آزمون های سراسری سازمان سنجش کشور برای ورود به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
205-236
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی عدالت آموزشی برای دوره دوم متوسطه با تأکید بر آزمون های سراسری سازمان سنجش کشور برای ورود به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و نتایج آن بر عایدی سازمان و ادبیات این حوزه اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی محسوب می شود و با استفاده از نظریه پردازی داده بنیاد به صورت کیفی اجرا و نمونه گیری به روش نظری و با بهره مندی از روش های هدفمند(قضاوتی) و گلوله برفی(زنجیره ای)، که بر مبنای آن مصاحبه با کارشناسان عالی، خبرگان و متخصص باتجربه آموزش و پرورش و اساتید متخصص در این زمینه که در حوزه علمی و پژوهشی، تجربه و تخصص داشتند، تا زمان رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. نتایج تحلیل داده های به دست آمده طی فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، به ایجاد نظریه داده بنیاد در حوزه حوزه عدالت آموزشی منجر شد. عناصر مدل طراحی شده از، شرایط علّی، زمینه ای و واسطه ای تشکیل شده است که پدیده محوری، پیامدها و راهبردهای اجرای خط مشی عمومی را نشان می دهد. مدل طراحی شده در این پژوهش شامل شرایط علّی(تصمیم سازى عادلانه و بهره مندى از منابع)، شرایط زمینه ای (بسترسازی توزیع منابع و پشتیبانی و حمایت های مسئولین)، عوامل مداخله گر (شرایط سازمانی تأثیرگذار و شرایط اجتماعی تأثیرگذار)، عناصر تشکیل دهنده است که پدیده محوری عدالت آموزشی، راهبردهای اجرای خط مشی عمومی(راهبردهای آموزشی و آگاه سازی، راهبردهای ساختاری و تجهیزات، راهبردهای حمایتی و انگیزشی) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای مدیریتی و پیامدهای اجتماعی) را نشان می دهد. در نتیجه مسئولین مربوطه، می توانند از نتایج این پژوهش، برای کارآمدی بیشتر عدالت آموزشی در آموزش و پرورش بهره برداری کنند. همچنین با توجه به شرایط موجود، عدالت آموزشی در جامعه، نیاز اساسی محسوب می شود. بر اساس نتایج بدست آمده در راستای عدالت آموزشی با عناوین کیفیت آموزش، استفاده از دبیران مجرب و متخصص در مناطق محروم با طرح های تشویقی، توجه به زیرساخت ها و امکانات آموزشی و استفاده از فناوری های نوین آموزشی، حمایتی و انگیزشی و تأمین منابع مالی، توزیع عادلانه منابع آموزشی بین مناطق محروم، اصلاح نظام سنجش و پذیرش دانشگاه ها باید مورد توجه ویژه مسئولین و خط مشی گذاران وزارت علوم و تحقیقات و وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد تا در زمینه پیاده سازی عدالت آموزشی گام های اساسی برداشته شود. همچنین از نظر ادبیات و مبانی نظری نیز خلأ تئوریکی را غنی می کند.
تأثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی و عملکرد یادگیری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی و عملکرد یادگیری دانشجویان بود. روش تحقیق از نوع طرح پیش ازمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه بین المللی چابهار بودند که از بین آن ها 50 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر گروه ازمایش و 25 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری مشارکتی چو و همکاران (2007) و عملکرد یادگیری یانگ، کلمز و مورفی (2003) بود. داده ها با روش تجزیه و تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی تاثیر دارد (05/0>p). ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر عملکرد یادگیری تاثیر دارد (05/0>p). نتایج نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی و عملکرد یادگیری دانشجویان تاثیر دارد. می توان از ارزشیابی بازی وارسازی شده در دروس دیگر دانشجویان استفاده کرد.
واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور انجام شد، این پژوهش از لحاظ جهت گیری پژوهش جزو تحقیقات بنیادی نظری است. از نظر شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد کیفی انجام شد. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی و مدیران ارشد آموزش عالی به صورت هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. به منظور شناسایی ابعاد مولفه های اصلی مدل معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور از استراتژی تحلیل تم و روش شبکه مضامین به کمک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد خبره دانشگاهی و مدیران ارشد و میانی آموزش عالی و آگاه در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت به ویژه بحث معرفت شناسی بود. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. جهت اعتباردهی فرایند کدگذاری و کنترل کیفیت در بخش کیفی ابعاد معرفت شناسی از شاخص کاپای کوهن استفاده شد. جهت محاسبه شاخص کاپا از یک فرد خبره خواسته شد بدون اطلاع از کدگذاری محقق، نسبت به کدگذاری و دسته بندی مضامین اقدام نماید. سپس با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس، مضامین ارائه شده توسط پژوهشگر با مضامین ارائه شده توسط فرد خبره مقایسه شده است. نتایج آماری نشان داد کدهای این دو محقق نزدیک به هم بوده که نشان دهنده توافق بالا بین این دو کدگذار و بیان کننده پایایی است. مقدار شاخص کاپا برابر با 856/0 محاسبه شده که در سطح توافق پذیری عالی قرار گرفته است. مضامین فراگیر استخراج شده معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور در 5 مقوله توانمندی فردی، توانمندی تعامل اجتماعی در سطح بین المللی، توانمندی تدریس سازنده گرایی، پشتیبانی فضای مجازی، پشتیبانی ارزیابی و نظارت سازماندهی شد.
مؤلفه های سازنده دانشگاه اسلامی: یک پژوهش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
97 - 124
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های اسلامی به عنوان نهادهای کلیدی در جوامع اسلامی، نقشی محوری در تربیت نخبگان، ارتقای دانش علمی و تقویت ارزش های اخلاقی و فرهنگی ایفا می کنند. باوجود اهمیت این نهادها، فقدان چارچوبی جامع برای شناسایی مؤلفه های سازنده دانشگاه اسلامی وجود دارد. این پژوهش با هدف تدوین مدلی جامع و نظام مند برای شناسایی مؤلفه ها و مقوله های تشکیل دهنده دانشگاه اسلامی انجام شده است. مطالعه حاضر در دو مرحله اجرا شد: در مرحله نخست، با استفاده از روش فراترکیب، 63 مؤلفه کلیدی از مطالعات پیشین استخراج، و در 9 مقوله اصلی طبقه بندی شد. در مرحله دوم، با بهره گیری از تکنیک دلفی و مشارکت خبرگان دانشگاهی، مؤلفه ها اعتبارسنجی، اصلاح، و با افزودن 11 مؤلفه جدید تکمیل شدند. یافته ها نشان دادند مقوله های مدیریت و ساختار سازمانی، آموزش و پژوهش، اخلاق و عدالت، اجتماعی و فرهنگی، نظام های مالی و پاداش، توسعه و بهبود مداوم، ارتباطات و تعاملات بین المللی، دانشجویان و اساتید و فضای دانشگاه و محیط در شکل گیری دانشگاه اسلامی نقش مهمی دارند. یافته های پژوهش چارچوبی منسجم، مبتنی بر شواهد علمی و اجماع خبرگان ایرانی ارائه می دهد که می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاری، مدیریت و ارزیابی دانشگاه های اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. این چارچوب می تواند به برنامه ریزی راهبردی، توسعه دینی در دانشگاه ها و بهبود عملکرد دانشگاه های اسلامی کمک کند.
نقش متون ادبی در تقویت هویت کودکان: رویکردی نو در تربیت آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
230 - 242
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ادبیات کهن فارسی به عنوان گنجینه ای از مفاهیم هویت ساز، نقش بسزایی در شکل گیری شخصیت کودکان دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر کتاب های اقتباس شده از شاهنامه، گلستان سعدی، کلیله و دمنه، و مثنوی مولوی بر مؤلفه های هویت ملی، اخلاقی، فردی، اجتماعی و عرفانی کودکان انجام شد. روش پژوهش مطالعه حاضر به روش تحلیل محتوای کمّی بر روی 15 مجموعه کتاب اقتباسی از شاهکارهای ادبی شاهنامه، گلستان سعدی، کلیله و دمنه، و مثنوی مولوی منتشرشده در دهه های اخیر مؤلفه های هویت را بررسی و تحلیل کرده است. پایایی مقوله های مورد بررسی با استفاده از ضریب پای اسکات برای مؤلفه هویتی(ملی، اخلاقی، فردی، اجتماعی، عرفانی)۰82/ تعیین شد. جامعه آماری شامل 15 مجموعه کتاب مناسب برای کودکان و نوجوانان که توسط نویسندگان ایرانی نوشته شده است. داده ها با چک لیست محقق ساخته (شامل شاخص های هویت) گردآوری و با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: -شاهنامه با میانگین امتیاز ۴.۷ در هویت ملی، مؤثرترین اثر بود.-کلیله و دمنه در تقویت هویت اخلاقی (امتیاز ۴.۶) و اجتماعی (۴.۳) پیشتاز بود.-گلستان سعدی بر زبان فارسی و هویت اخلاقی (۴.۴) تمرکز داشت.-مثنوی بیشترین تأثیر را بر هویت فردی (۳.۸) و عرفانی (۳.۲) نشان داد. نتیجه گیری: ادبیات کودک، با تلفیق آموزه های اخلاقی، فرهنگی و تاریخی، چارچوبی پویا برای تربیت هویت محور فراهم می کند و می تواند به کاهش مسائل هویتی در عصر حاضر کمک شایانی نماید. ترکیب هوشمندانه داستان های بازنویسی شده از شاه نامه، گلستان سعدی،کلیله و دمنه و مثنوی، در برنامه ریزی آموزشی می تواند تمام ابعاد هویت کودک را پوشش دهد. پیشنهاد می شود کتاب های مصور با روایت های ساده شده برای گروه های سنی پایین تر توسعه یابد.
بررسی کتاب های علوم تجربی دوره دبستان از منظر مؤلفه های سواد سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
57 - 78
حوزههای تخصصی:
بحران های قرن ۲۱ سلامت روان افراد، به ویژه دانش آموزان را به صورت جدی تهدید می کند و اتخاذ راهکارها ی مختلف برای ارتقا ی سواد سلامت روان آنان ضروری می نماید. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان توجه کتاب ها ی درسی علوم تجربی دوره دبستان به مؤلفه ها ی سواد سلامت روان بود. این کتاب ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار تحلیل شدند. متن کتاب ها به نرم افزار مکس کیودا وارد شد و با استفاده از ابزاری متشکل از چهار مؤلفه سواد سلامت روان، یعنی «کسب و ارتقا ی سلامت روان»، «درک اختلالات شایع روان»، «پرهیز از انگ زدن» و «ارائه و جلب حمایت»، به صورت قیاسی و استقرایی کدگذاری شدند. جامعه آماری و نمونه برابر و صفحه واحد تحلیل بود. یافته ها نشان داد از مجموع ۶۷۲ صفحه کتاب ، در ۲۴۹ صفحه به مؤلفه ها ی سواد سلامت روان توجه شده است. از میان چهار مؤلفه «سواد سلامت روان»، مؤلفه «کسب و ارتقا ی سلامت روان» با ۱۸۶ فراوانی (۷۰/٪۷۴) پرتکرارترین مؤلفه بود که البته در میان خرده مؤلفه ها ی مختلف آن، به خرده مؤلفه ها ی «پرهیز از مصرف الکل و دخانیات» و «شناخت تغییرات عملکرد مغز» در هیچ یک از کتاب ها توجهی نشده بود. به دو مؤلفه «درک اختلالات شایع روان» و «پرهیز از انگ زدن» نیز در هیچ صفحه ای توجه نشده بود. کتاب ها ی درسی علوم تجربی به دلیل قرابت آن با موضوع سلامت، سواد سلامت روان دانش آموزان را افزایش می دهند. پیشنهاد می شود مؤلفان این کتاب ها در کنار متخصصان سلامت روان، به تلفیق مؤلفه ها ی سواد سلامت در کتاب ها اقدام کنند.
تأثیر آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق دانش آموزان به کتابخوانی گروهی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف:هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تاثیر روش آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق دانش آموزان به کتابخوانی گروهی در دانش آموزان پایه سوم ناحیه6 شهر اصفهان بوده است.روشها: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان پایه سوم ناحیه6 شهر اصفهان در بودند . ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اشتیاق به کتابخوانی گروهی محقق ساخته بود. یافته ها: نتایج نشان داد که روش آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق به کتابخوانی گروهی و ابعاد آن در دانش آموزان پایه سوم در مرحله پس آزمون اثربخش بود (001/0>p). نتایج نشان داد روش آموزش مبتنی بر مسئله بر افزایش سطح اشتیاق به کتابخوانی گروهی و ابعاد آن در دانش آموزان پایه سوم در مرحله پس آزمون به طور معناداری اثربخش بود (001/0>p). روش مبتنی بر مسئله، باعث بهبود حداقل یکی از ابعاد مطالعه گروهی در پس آزمون شده است. نتایج حاکی از ان است که 6/85 درصد از تفاوت های فردی در علاقه به مطالعه جمعی ، 8/77 درصد در مهارتهای خواندن جمعی ، 72 درصد در فعالیتهای گروهی و 76 درصد در پرسش و پاسخ گروهی در مرحله پس آزمون به تفاوت بین گروه ها یا اثرات آموزش مبتنی بر مسئله مربوط است.نتیجه گیری : با توجه به نتایج پیشنهاد می شود این رویکرد به طور جدی در برنامه های درسی مدارس گنجانده و توسعه داده شود.
مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
150 - 169
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تحلیل مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران، موضوعی چندوجهی و پویاست که با توجه به تحولات فناوری و گسترش فضای دیجیتال، اهمیت فزاینده ای یافته است.لذا هدف اصلی بررسی مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران بود. روش شناسی پژوهش: . این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعه اسناد و قوانین ایران انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان nhnکه در حقوق ایران، مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی بر پایه ی قوانین خاص (مانند قانون حمایت حقوق مؤلفان ۱۳۴۸)، قوانین عام (مانند قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی) و مقررات نوین فضای دیجیتال (قانون تجارت الکترونیک ۱۳۸۲ و قانون جرایم رایانه ای ۱۳۸۸) استوار است.دادگاه ها در رویه ی قضایی، اصل جبران خسارت را پذیرفته و امکان مطالبه ی هر دو نوع خسارت مادی (منافع از دست رفته، حق الامتیاز، هزینه های اضافی) و خسارت معنوی (لطمه به شهرت، نقض حق انتساب و تحریف اثر) را پیش بینی کرده اند.با این حال، رویکرد غالب قضات به جای تعیین مبالغ سنگین، بر اقدامات غیرمالی مانند توقف انتشار، جمع آوری نسخه های غیرمجاز و الزام به ذکر نام پدیدآورنده متمرکز است.بررسی آراء نشان می دهد که پراکندگی رویه، ابهام در معیارهای خسارت معنوی، دشواری اثبات زیان در فضای دیجیتال و طولانی بودن فرآیند رسیدگی از چالش های اصلی نظام قضایی ایران محسوب می شود.مقایسه با اسناد بین المللی، به ویژه موافقت نامه تریپس، بیانگر فاصله ی نظام قضایی ایران از معیارهای «غرامت منصفانه» و «حق الامتیاز متعارف» است.بنابراین، رویه قضایی ایران هرچند در سطح نظری حمایت از حقوق پدیدآورندگان را پذیرفته است، ,در عمل از کارآمدی و بازدارندگی کافی برخوردار نیست. نتیجه گیری: اگرچه قوانین ایران مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی را به رسمیت شناخته و امکان مطالبه ی خسارات مادی و معنوی را فراهم کرده اند، اما در عمل، رویه قضایی با پراکندگی آراء، ابهام در معیارهای خسارت معنوی و دشواری اثبات در فضای دیجیتال مواجه است.