ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
۸۲۱.

تحلیلِ تطبیقیِ مضامینِ اعتراض و صلح در اشعار سید حسن حسینی و محمود درویش بر اساسِ مکتبِ آمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتراض صلح شعر پایداری مکتب آمریکایی محمود درویش سید حسن حسینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۵
بررسی تطبیقی منظومه های فکری شاعران از ادبیات ملل مختلف و تحلیل و بررسی مضامین مشترک آن ها، می تواند دریچه ای به سوی درک عمیق تر اشتراکات و افتراقات ادبی و فرهنگی بگشاید. چنین تحقیقاتی می تواند نقاط اشتراک و تفاوت های ادبیات مختلف را نشان دهد و به درک بهتر رابطه بین ادبیات و جامعه کمک کند. پژوهش حاضر با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های آن به شکلی نظام مند و با اتکا بر مبانی نظری مکتب آمریکایی، به بررسی تطبیقی دو مضمون محوری اعتراض و صلح در اشعار سیدحسن حسینی (شاعر ایرانی) و محمود درویش (شاعر فلسطینی) پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که هر دو شاعر، علی رغم تفاوت های جغرافیایی و فرهنگی، از این دو مضمون به عنوان ابزارهای بیانی قدرتمندی در بازتاب آرمان های خود بهره برده اند. در حوزه اعتراض، حسینی با تلفیق زبان حماسی و عرفانی و با تکیه بر نمادهای مذهبی، اعتراض را در چارچوب گفتمان دینی و ارزش های معنوی بیان می کند؛ حال آنکه درویش با زبان عاطفی و تصاویر ملموس، اعتراض خود را معطوف به اشغالگری و ظلم می کند. در مضمون صلح نیز، حسینی آن را با مفهوم پیروزی معنوی پیوند می زند؛ درحالی که درویش صلح را به مثابه آرزوی دیرینه یک ملت برای زندگی آزاد ترسیم می کند. از منظر سبکی، حسینی از ساختارهای کلاسیک شعر فارسی بهره برده و آن را با مضامین نو می آمیزد؛ در مقابل درویش با نوآوری در فرم و محتوا، شعر مقاومت را به سطحی جهانی ارتقا می دهد. این تفاوت های زبانی و مضمونی ریشه در شرایط اجتماعی-سیاسی و نظام های ارزشی متفاوت دو شاعر دارد. دستاورد اصلی پژوهش، تبیین چگونگی بازتاب تجربیات مشترک انسانی در قالب های فرهنگی متفاوت است و هم از حیث نظری با اثبات کارآمدی مکتب آمریکایی در تحلیل ادبیات مقاومت، هم از جنبه عملی با نشان دادن ظرفیت های ادبیات در ایجاد گفتگوی بین فرهنگی، حائز اهمیت است. نتایج می تواند مبنایی برای مطالعات بعدی در حوزه ادبیات تطبیقی و نیز درک بهتر نقش ادبیات در گفتمان های بین المللی باشد.
۸۲۲.

آموزش عالی در غارهای مکانیزه: روند پی جویی دانشگاه از افلاطون تا نظریه هولونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آکادمی آموزش عالی ژنومی شدن هولونیک تربیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی انتقادی تحولات مفهومی آموزش عالی از دوران افلاطون تا دوره معاصر، به نقد تکه تکه شدن نظام آموزشی مدرن از منظر فلسفه تأسیس آکادمی افلاطون می پردازد. با استناد به تمثیل غار، استدلال می شود که دانشگاه های معاصر به «غارهای مکانیزه» تقلیل یافته اند؛ فضایی که در آن، آموزش ژنومی (تخصص افراطی) جایگزین چشم انداز کل نگر و بین رشته ای دوران کلاسیک شده است. داده ها و روش ها: با اتکا بر روش شناسی مطالعات نظری-فلسفی، این پژوهش از ترکیب چهار رویکرد بهره می برد: ۱) تحلیل مفهومی مضامین کلیدی، ۲) روش شناسی تاریخی برای ردیابی تحول آکادمی از عصر افلاطون تا دانشگاه های مدرن، ۳) مرور انتقادی ادبیات مرتبط، و ۴) نظریه پردازی تطبیقی بین آرای افلاطون و نظریه هولونیک. یافته ها: افلاطون در بنیان گذاری آکادمی، هندسه را نه به مثابه دانشی تجریدی، بلکه به عنوان زبانی برای درک «کلیت هستی» می دانست و بر پیوند دانش با تجربه زیسته تأکید داشت. بااین حال، تقلیل گرایی حاکم بر دانشگاه های مدرن، به فرسایش اِدوکِره (پرورش تفکر خودبنیاد) و سیطره اِدوکَره (انتقال منفعلانه محفوظات) انجامیده است. این گسست، دانشجویان را در «غارهای تخصصی» محبوس کرده که فاقد ارتباط با شبکه پیچیده واقعیت است. نتیجه گیری: همسو با نظریه هولونیک که کل نگری افلاطونی را در قالب «هولارشی» (سلسله مراتب کل/جزء) بازتعریف می کند، این پژوهش خواستار بازگشت به الگوی آموزشی یکپارچه ای است که علوم انسانی، علوم و اخلاق را در گفتگویی پویا به هم پیوند می دهد. تنها از این رهگذر می توان از مکانیزه شدن آموزش جلوگیری کرد و دانشگاه را به «مجمع محققین» افلاطونی بازگرداند؛ جایی که پرورش اِدوکِره بر انتقال اِدوکَره ارجحیت دارد.
۸۲۳.

رابطه کمالگرایی و خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری تعلل ورزی تحصیلی و اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کمال گرایی اضطراب امتحان تعلل ورزی تحصیلی خودتنظیمی تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
هدف مطالعه حاضر، پیش بینی خودتنظیمی تحصیلی دانشجویان براساس کمالگرایی با نقش میانجی اضطراب امتحان و تعلل ورزی تحصیلی بود. پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی می باشد و جامعه آماری آن را تمامی دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سال تحصیلی1404-1403 تشکیل داد. بدین منظور نمونه ای شامل 320 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و مورد آزمون واقع شدند. برای جمع آوری داده ها، دانشجویان به پرسشنامه سولومون و راث بلوم (1984)، پرسشنامه چندبعدی کمال گرایی هویت و فلت (1991)، پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (1997) و پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی ماگنو (2011) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 و Amos26 با روش همبستگی مبتنی بر رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است (08/0=RMSEA، 94/0=IFI، 95/0=CFI ، 93/0=GFI)؛ بر اساس یافته های حاصل از مدل یابی، کمال گرایی (44/0β=) ، تعلل ورزی تحصیلی (50/0-=β) و اضطراب امتحان (34/0=β) پیش بینی کننده های خوبی برای خودتنظیمی تحصیلی محسوب می شوند. نقش میانجی اضطراب امتحان و تعلل ورزی در رابطه بین کمال گرایی و خودتنظیمی تحصیلی تأیید شد (34/0-=β). یافته ها نشان می دهد برای ارتقای خودتنظیمی تحصیلی، توجه به کمال گرایی و مدیریت مؤثر اضطراب امتحان و تعلل ورزی ضروری است و می توان از آن در برنامه های مشاوره ای، کارگاه های مهارت مطالعه و مداخلات روان شناختی بهره برد.
۸۲۴.

بررسی جایگاه آموزش والدینی در کتاب های درسی دوره متوسطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش والدینی تحلیل محتوای کمی دوره متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب های درسی متوسطه دوم از نظر میزان توجه به مفاهیم آموزش والدینی و به روش توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمّی انجام شد. جامعه پژوهشی شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم چاپ سال 1402 بود که با توجه به منطق پژوهش و تمرکز طرح بر مسائل مربوط به خانواده و والدین، کتاب هایامعه شناسی، دین و زندگی و ادبیات فارسی پایه های دهم، یازدهم، دوازدهم و روان شناسی پایه یازدهم به شکل هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری سیاهه تحلیل محتوای پژوهشگرساخته بود، به طوری که از طریق مطالعه و بررسی منابع نظری و سوابق پژوهشی، 5 مؤلفه و 17 زیرمؤلفه تعیین شدند. روایی ابزار با استفاده از ارزیابی متخصصان در خصوص مؤلفه های انتخاب شده و با روش اسکات 97/0 به دست آمد و ثبات کدگذاری با روش بررسی مجدد تأیید شد. تحلیل داده های ناشی از روش آنتروپی شانون نشان داد مجموع فراوانی مؤلفه های آموزش والدینی در کتاب های منتخب 121 مورد و توزیع ضریب اهمیت آن به ترتیب در مفاهیم انتقال ارزش های مرتبط با هویت فرهنگی 233/0، مشارکت آگاهانه در رشد کودکان 202/0، مهارت های زندگی 194/0، کارآمدی خانواده 191/0 و بهداشت روانی والدین 179/0 بود. همچنین، ضریب اهمیت در بین دین و زندگی یازدهم 163/0، جامعه شناسی دهم 162/0، دین و زندگی دوازدهم 151/0، دین و زندگی دهم 141/0، ادبیات فارسی دهم 141/0، روان شناسی یازدهم 128/0، ادبیات فارسی دوازدهم 112/0، جامعه شناسی دوازدهم 001/0، ادبیات فارسی یازدهم 0/0 و جامعه شناسی یازدهم 0/0 به دست آمد. نتیجه گیری نشان داد آموزش والدینی یک حوزه مورد غفلت و کم ارزش در برنامه های درسی مدارس ایران است که به صورت متوازن دنبال نشده است. افزایش یا توجه متعادل به مؤلفه های مرتبط با آموزش والدینی در بازنگری کتاب های درسی از جمله پیشنهادهای این مطالعه است.  
۸۲۵.

مقایسه اثربخشی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری با آموزش تحول مثبت نوجوانی بر عزت نفس و خودکارآمدی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری آموزش تحول مثبت نوجوانی عزت نفس خودکارآمدی دختران نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶
هدف: دختران نوجوان در مسیر هویت یابی خود، نیاز مبرم به آموزش و همراهی والدین دارند. بر همین اساس، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری با آموزش تحول مثبت نوجوانی بر عزت نفس و خودکارآمدی دختران نوجوان اجرا شد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری دختران نوجوان در شهر اصفهان در بهار 1403 بودند، که از میان آن ها 45 نوجوان دختر به روش در دسترس انتخاب و در سه گروه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ (1965) و خودکارآمدی موریس و اوشر (2011) برای سنجش متغیر وابسته در سه مرحله استفاده شد. دو گروه درمان، هر یک طی 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت ننمود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده و آزمون تعقیبی بونفرونی از طریق نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد در عزت نفس و خودکارآمدی بین آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری با آموزش تحول مثبت نوجوانی با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p). در اثربخشی دو آموزش بر عزت نفس تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p) و هر دو رویکرد بر افزایش عزت نفس دارای اثربخشی یکسانی بوده اند، ولی در خودکارآمدی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری نسبت به آموزش تحول مثبت نوجوانی دارای اثربخشی بیشتری بوده است (01/0>p). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری در مقایسه با آموزش تحول مثبت نوجوانی بر افزایش و خودکارآمدی دختران نوجوان، پیشنهاد می شود در مراکز مشاوره روان شناختی نوجوانان، آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری در جهت افزایش خودکارآمدی و آموزش هر دو آموزش در جهت افزایش عزت نفس دختران نوجوان مورد استفاده قرار گیرند.
۸۲۶.

پیش بینی سواد جسمانی و مولفه های آن بر اساس متغیر های سن نسبی و بالیدگی جسمانی در کودکان 8 تا 12 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بالیدگی جسمانی سن نسبی سواد جسمانی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶
زمینه و هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی سواد جسمانی و مولفه های آن (شایستگی حرکتی، رفتار روزانه، انگیزه و اعتماد به نفس، دانش و درک) بر اساس متغیر های سن نسبی و بالیدگی جسمانی در کودکان است. روش پژوهش: پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. نمونه مطالعه 337دانش آموز دبستانی (260دختر و77پسر) در پنج رده سنی 8 تا12ساله بودند که به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده از فرم ثبت اطلاعات آزمودنی، مجموعه آزمون ارزیابی سواد جسمانی کانادا (نسخه دوم)، ترازوی اس اچ و قد سنج، درصد قامت بزرگسالی (بر اساس روش خمیس –روشه 1994) استفاده شد. داده ها به روش تحلیل واریانس چندمتغیره، رگرسیون خطی ساده و رگرسیون چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد ارتباطی بین سن نسبی با مولفه های سواد جسمانی کودکان 8 تا 12 ساله وجود ندارد (p>0/05). همچنین نتایج تحلیل واریانس نشان داد سن نسبی بر سواد جسمانی و مولفه های آن تاثیر معنی دار ی ندارد. بین سطوح بالیدگی جسمانی با سواد جسمانی و مولفه های آن در کودکان 8-12ساله رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد تاثیر بالیدگی بر سواد جسمانی و مولفه های آن معنی دار است (p<0/05). نتیجه گیری : بالیدگی جسمانی از فاکتورهای اثر گذار بر شایستگی حرکتی، رفتار روزانه، انگیزه و اعتماد به نفس، دانش و درک می باشد.
۸۲۷.

اثربخشی آموزش راهبردهای ذهنیت رشد بر عشق به یادگیری، تلاش و پایداری، کنجکاوی و حرمت خود کودکان 12-8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهبرد ذهنیت رشد عشق به یادگیری تلاش و پایداری کنجکاوی حرمت خود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای ذهنیت رشد بر عشق به یادگیری، تلاش و پایداری، کنجکاوی و عزت نفس کودکان ۸ تا ۱۲ ساله انجام شد. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل همراه با دوره پیگیری ۴۵ روزه بود. جامعه آماری شامل همه کودکان ۸ تا ۱۲ ساله شهر اصفهان بود که در بهار ۱۴۰۳ به مراکز مشاوره فعال حوزه کودک و نوجوان مراجعه کرده بودند. از این جامعه، ۴۰ کودک به روش نمونه گیری در دسترس و با در نظر گرفتن ملاک های ورود انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۲۰ نفر) جای گرفتند. ابزار پژوهش پرسش نامه های استاندارد عشق به یادگیری، تلاش و پایداری، کنجکاوی و عزت نفس بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دو عاملی آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای ذهنیت رشد در افزایش عشق به یادگیری، تلاش و پایداری، کنجکاوی و عزت نفس کودکان تأثیر معنی دار داشته و این اثربخشی در مرحله پیگیری نیز حفظ شده است. براساس یافته ها، توجه به آموزش مولفه های مثبت روان شناختی برای ارتقای رشد فردی و اجتماعی کودکان ضروری است و می تواند مورد توجه پژوهشگران و متخصصان بالینی قرار گیرد.
۸۲۸.

چالش های فهماندن مفهوم خدا و رابطه انسان با طبیعت مبتنی بر تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معلمان آموزش مفهوم خدا رابطه انسان و طبیعت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش در راستای تحلیل چالش های فهماندن مفهوم خدا و رابطه انسان با طبیعت مبتنی بر تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی انجام شده است؛ در این راستا، تحقیق پیش رو از نوع کیفی است و با روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. جامعه و نمونه پژوهش، معلمان باتجربه در استان تهران و کرج اند که براساس نمونه گیریِ هدفمند، و از نمونه گیریِ در دسترس انتخاب شدند و داده های نمونه گیری در دوازده نفر به اشباع نظری رسید. داده ها با روش تحلیل مضمون و با کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. درخصوص این سؤال که معلمان باتجربه با چه چالش هایی برای آموزش مفهوم خدا به دانش آموزان ابتدایی مواجه اند؟ هفت مضمون سازمان دهنده وجود دارد که عبارت اند از: نبود تناسب آموزش مفهوم خدا با سطح آگاهی و سن دانش آموزان، ایجاد ترس بی مورد توسط برخی از معلمان از خدا در بین دانش آموزان، برخورد نامناسب والدین نسبت به سؤالات تکراری دانش آموزان درمورد خدا، سخت گیری معلمان و رفتار نادرست آنها، بی اعتقادی برخی از خانواده ها نسبت به دین و...، معلمان ناکارآمد و گرایش به روش های آموزشی مستقیم و یک سویه در انتقال مفاهیم دینی شناسایی شدن. سپس درخصوص سؤال دیگر پژوهش، یعنی معلمان با چه چالش های درخصوص تفهیم آموزش رابطه انسان با خدا و طبیعت به دانش آموزان مواجه اند، چهار مضمون سازمان دهنده شامل محدودیت های مالی و فرهنگی مدارس و خانواده، نبود تمرکز بر تجربیات ملموس کودکان، غفلت از فرایند تأمل و درون اندیشی در آموزش طبیعت محور و کاستی در بهره گیری از رسانه ها و ابزارهای آموزشی طبیعت محور استخراج شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که معلمان دوره ابتدایی با چالش های متعددی در آموزش مفهوم خدا و رابطه انسان با طبیعت مواجه اند که عمدتاً ناشی از نبود تناسب محتوای آموزشی با سطح شناختی کودکان، روش های تدریس نامناسب و محدودیت های محیطی و نیز ناکارآمدی برخی از معلمان درخصوص آموزش مفهوم خدا به دانش آموزان ابتدایی است. بازنگری در شیوه های آموزشی و نیز متناسب ساختن محتوای درسی باتوجه به تجربیات زیستی کودکان و همچنین بازآموزی معلمان برای غلبه بر این چالش ها ضروری به نظر می رسد.    
۸۲۹.

تدوین مدل معادلات ساختاری فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری اطلاعات توانمندسازی دبیران تربیت بدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
این مطالعه با هدف ایجاد یک مدل معادلات ساختاری فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی انجام شده است. روش از نوع همبستگی توصیفی و مبتنی بر معادلات ساختاری است. جامعه ی آماری کلیه ی دبیران تربیت بدنی در سال تحصیلی 1403-1402 است که 900 نفر بودند، است. با توجه به اندازه ی جامعه و همگن بودن آن در جنسیت، به روش نمونه گیری طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران، 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق از پرسشنامه ی فناوری اطلاعات تورنگ و لین (2005) و توانمندسازی اسپریتزر (1995) استفاده شده است. روایی جهت بومی سازی داخلی، آن ها توسط متخصصان و اساتید مورد تأیید قرار گرفت و پایایی شان در یک مطالعه ی مقدماتی با 30 نفر و آلفای کرونباخ 96/0 و 91/0 محاسبه شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی مانند کلموگروف-اسمیرنوف، تحلیل مسیر و تعیین رابطه علی بین متغیرها برای مدل سازی معادلات ساختاری، نرم افزار PLS و SPSS21 استفاده شد. یافته ها نشان داد که فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی تأثیر داشته و بر معناداری شغل، احساس اثربخشی، احساس شایستگی در شغل، احساس داشتن حق انتخاب و احساس مشارکت در شغل در دبیران تربیت بدنی اثر دارد. همچنین، فناوری اطلاعات بیشترین تأثیر را در ضریب احساس اثربخشی با ضریب 69/0 و کمترین تأثیر را بر حس شایستگی در شغل با ضریب تأثیر 56/0 دارد. با توجه به تأثیر فناوری اطلاعات در توانمندسازی دبیران تربیت بدنی، استفاده از الگوی ارتباطی آن ها در برنامه ریزی و تصمیم گیری مدیران برای توانمندسازی معلمان توصیه می شود.
۸۳۰.

تحلیل محتوای کمی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی: یک رویکرد قیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رفتار سازشی کم توانی ذهنی مطالعات اجتماعی تحلیل محتوا دوره متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۳
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی از نظر توجه به بحث های ده گانه رفتار سازشی بود. پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی از نوع قیاسی انجام شد. جامعه آماری شامل سه کتاب مطالعات اجتماعی پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی در سال تحصیلی 1402-1403 بود. به دلیل محدودیت حجم جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشد و با روش سرشماری، تمام متن هر سه کتاب تحلیل محتوا شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل سیاهه تحلیل محتوا بود که روایی آن به وسیله متخصصان تأیید شد. پایایی ابزار با روش توافق نمره گذاران سنجش شد که ضریب توافق 91 درصد به دست آمد. واحد تحلیل، جمله ها و تصاویر موجود در درس ها بود که با روش قیاسی تحلیل شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به ترتیب بیشترین فراوانی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دهم مربوط به مقوله های امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی به مقوله های خودمراقبتی، خودهدایتی و استفاده از امکانات جامعه مربوط بوده است. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه یازدهم به ترتیب بیشترین فراوانی به امور شغلی، امور اجتماعی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دوازدهم بیشترین فراوانی به امور اجتماعی، سلامتی و ایمنی و امور شغلی و کمترین فراوانی به اوقات فراغت، امور تحصیلی و خودمراقبتی مربوط بوده است. همچنین در مجموع هر سه کتاب بیشترین فراوانی مقوله های رفتار سازشی شامل امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. این نتایج بر ضرورت توزیع محتوایی متناسب مقوله های گوناگون رفتار سازشی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی تأکید دارد.
۸۳۱.

Impact of Sensory Processing Sensitivity on Emotional Dysregulation in Gifted Students: The Mediating Role of Anxiety Sensitivity(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: gifted students sensory processing sensitivity emotional dysregulation Anxiety Sensitivity Structural Equation Modeling

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
This study aimed to investigate the impact of sensory processing sensitivity on emotional dysregulation in gifted students, examining the mediating role of anxiety sensitivity in this relationship. The research employed a descriptive correlational design, involving a sample of 390 gifted secondary school students from Isfahan city, selected based on Morgan and Krejcie’s sampling table. Participants completed three validated Likert-based instruments: the Highly Sensitive Person Scale (HSPS), the Anxiety Sensitivity Index-3 (ASI-3), and the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). Data analysis was conducted using SPSS-27 for descriptive statistics and Pearson correlation analysis, and AMOS-21 for structural equation modeling (SEM) to assess direct, indirect, and total effects among the variables. Model fit was evaluated using standard indices including RMSEA, CFI, TLI, and GFI. Pearson correlation coefficients indicated significant positive relationships between sensory processing sensitivity, anxiety sensitivity, and emotional dysregulation (r = .56 to .67, p < .001). The SEM results showed that sensory processing sensitivity had a significant direct effect on emotional dysregulation (β = .42, p < .001), and on anxiety sensitivity (β = .56, p < .001). Anxiety sensitivity also directly predicted emotional dysregulation (β = .49, p < .001). Importantly, anxiety sensitivity partially mediated the relationship between sensory processing sensitivity and emotional dysregulation, with a significant indirect effect (β = .28, p < .001). The model demonstrated excellent fit indices (CFI = .96, RMSEA = .052, χ²/df = 2.07). The findings underscore the importance of recognizing and addressing anxiety sensitivity as a key psychological mechanism linking sensory traits and emotional dysregulation in gifted youth. Interventions that integrate emotional regulation and sensitivity awareness may enhance educational and psychological outcomes for this population.
۸۳۲.

مطالعه نابرابری های آموزشی: بررسی وضعیت شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی طی برنامه ششم توسعه (1400-1396)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه ششم توسعه خراسان رضوی شاخص های آموزشی نابرابری آموزشی عدالت آموزشی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف برنامه ششم توسعه در کاهش نابرابری های آموزشی، شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی را طی سالهای (1400-1396) بررسی می کند. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی، از داده های مرکز آمار ایران و سالنامه های وزارت آموزش و پرورش استفاده کرده و بر شاخص های دسترسی، درونداد و برونداد آموزشی تمرکز دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که خراسان رضوی طی برنامه ششم در شاخص دسترسی به آموزش با کاهش پوشش تحصیلی و افزایش ترک تحصیل، به ویژه در مناطق روستایی و میان دختران، مواجه است.در شاخص دروندادها، نسبت دانش آموز به معلم افزایش و فضای آموزشی در مناطق محروم کاهش یافت، اما سطح تحصیلات معلمان بهبود داشت. و در شاخص بروندادها، ترک تحصیل و ارتقا در متوسطه اول افزایش و تکرارپایه و افت تحصیلی در ابتدایی کاهش یافت. همچنین در مقایسه با میانگین کشوری، استان در نرخ ثبت نام، ارتقا و کاهش مردودی دارای برتری اما ضعف در فضای آموزشی و بازمانده از تحصیل است. نتیجه گیری و پیشنهادها: این پژوهش بر لزوم توجه به نابرابری های منطقه ای و جنسیتی تأکید دارد و پیشنهاد می کند سیاست گذاران برنامه هایی برای بهبود آموزش در مناطق محروم و گروه های آسیب پذیر طراحی کنند. نوآوری و اصالت: این مطالعه با ارائه اولین تحلیل جامع و داده محور از تأثیر برنامه ششم بر شاخص های آموزشی خراسان رضوی، رویکردی نوین در بررسی نابرابری های آموزشی با تأکید بر تفاوت های جنسیتی و منطقه ای ارائه می دهد و با تلفیق داده های آماری به روز و تحلیل تطبیقی با کشور، راهکارهای هدفمند برای مناطق محروم پیشنهاد می کند.
۸۳۳.

طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامۀ توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه در مدارس عادی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش آموزان با نیازهای ویژه برنامه درسی برنامه توانمندسازی معلمان مدارس ابتدایی مدارس عادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۹
پیشینه و اهداف: هدف از فراگیرسازی، اطمینان حاص ل ک ردن از ای ن موض وع مه م است که تمام اف راد، از حق وق، فرص ت ها و پ ذیرش براب ر برخوردارن د. یکی از عناصر مهم در آموزش فراگیر، بحث توانمندی معلمان در ارائه این مدل از آموزش هاست. روش ها : این پژوهش به روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی پژوهش، اطلاعات مورد نیاز از طریق انجام 25 مصاحبه نیمه ساختارمند با متخصصان آموزش های تلفیقی-فراگیر که با روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی)، انتخاب شده بودند و نیز با بررسی 33 مورد از متون و اسناد مرتبط با موضوع، جمع آوری شد. داده های به دست آمده به روش تحلیل مضمون با رویکرد قیاسی، تجزیه و تحلیل گردید. سپس کدهای حاصل از انجام مصاحبه ها با داده های استخراج شده از اسناد، تجمیع شد. براساس نتایج بخش کیفی، مدل پیشنهادی برنامه توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه ارائه شد. در بخش کمی، با استفاده از روش دلفی فازی، اعتبار سازه ای مدل ارائه شده در بخش کیفی، با کمک شاخص متوسط واریانس استخراج شد و پایایی گویه های متغیرهای پنهان مدل، با کاربرد تکنیک آلفای کرونباخ، محاسبه گردید. یافته ها: یافته های این پژوهش، الگوی مطلوب برنامه توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه مدارس عادی ابتدایی را به دست داد که در آن ویژگی ها و مصادیق  عناصر؛ شامل مواد و منابع یادگیری، فعالیت های یادگیری، زمان آموزش و گروه بندی، شناسایی شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بودند که استفاده از این الگو می تواند برنامه ریزان و مجریان  را در تشخیص و تعیین ویژگی های مطلوب عناصر و مؤلفه های برنامه توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه به خصوص در مدارس عادی دوره ابتدایی راهنمای نماید و یاری رساند.
۸۳۴.

کاربست نظریۀ فرهنگی- اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری در مدارس مقطع ابتدایی

کلیدواژه‌ها: آموزش مقطع ابتدایی مسئولیت پذیری در دانش آموزان نظریه فرهنگی اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی تعاملات همسالان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۲
پیشینه و هدف: هدف از این پژوهش کاربست نظریه فرهنگی اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان مقطع ابتدایی است، روش ها: پژوهش با روش توصیفی و استفاده از منابع اسنادی، اهمیت آموزش مسئولیت پذیری به عنوان یکی از مهارت های اصلی فردی دانش آموزان را بررسی و راهکارهایی را پیشنهاد می دهد. یافته ها : از نظر ویگوتسکی منطقه تقریبی رشد و محیط فرهنگی اجتماعیِ کودک نقش مهمی در توسعه مهارت های فردی او دارد؛ بنابراین پیش نیاز آموزش مسئولیت پذیری به کودکان دبستانی، ارتقای رشد فرهنگی و اجتماعی کادر علمی و اجرایی مدرسه، همچنین دانش آموزان به عنوان گروه هم سالان الگو و معلمان است. در این راه معلمان می توانند برای آموزش مسئولیت پذیری از روش های الگودهی، دادن بازخورد و پاداش، ساماندهی شناختی و پرسش و پاسخ استفاده کنند و در جایگاه تکیه گاه، با ارزیابی منطقه تقریبی رشد دانش آموزان، مهارت مسئولیت پذیری را در قالب تعاملات رفتاری دانش آموز با محیط و همکلاسانش ارزیابی کرده و آموزش های مناسب او را طراحی کنند. نتیجه گیری : برای به نتیجه رسیدن و برنامه ریزی این آموزش ها می توان از راهکارهایی مانند: دادن مسئولیت های ساده و ابتدایی مانند نظافت کلاس، مراقبت از وسایل و مدیریت زمان؛ تا همکاری در پروژه های گروهی و حل مسئله و مشارکت در فعالیت های معلم و اداره کلاس در سالهای آخر تحصیل دانش آموز در مقطع ابتدایی استفاده کرد. در این میان بهره مندی از راهکارهای آموزشی خلاق مانند ایجاد تخته و چرخه مسئولیت پذیری در کلاس، تهیه دفترچه یادداشت مسئولیت پذیری و ... می تواند انگیزه بخش و تسهیلگر امر آموزش باشد.
۸۳۵.

Avicenna’s Vision of Upbringing: A Philosophical Framework for Children’s Spiritual Formation

کلیدواژه‌ها: Avicenna child Religious Upbringing

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۶
The present research paper is a metacognition of children's religious upbringing based on Avicenna's thoughts on education and upbringing. The qualitative research method of descriptive-analytical type is employed to address the author's main concerns. Religious upbringing in Avicenna's thoughts and writings represents teaching religious concepts and beliefs resulting into intellectual persuasion, true acceptance, and inner commitment. Religious upbringing has comprehensive principles that Avicenna took into consideration. From perspective, these principles include human purposefulness, monotheism, and the strategic principle of moderation. Following the goals and principles, religious upbringing is taken into account as it affects education. Heredity, marriage, and nutrition some of the areas that can affect an individual's upbringing. Avicenna's educational thought indicates that it is important that religious upbringing has content stemming from Tawhid (monotheism), Akhirah (resurrection), prophecy, and imamate. Avicenna believes that religious upbringing requires stages and that success in individuals' upbringing cannot be achieved without going through different stages. The upbringing stages in this regard include upbringing at home and upbringing in school. In a summary of Avicenna's thoughts, one can come to realize that in Avicenna's educational thoughts, a child needs religious upbringing, but in order to educate children, it is necessary to pay attention to various principles, components, and stages in which moderation is considered in the process and the educator should not go beyond moderation in the upbringing process.
۸۳۶.

بررسی تأثیرات متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی بر مصرف فرهنگی جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برهم کنش شغل قشربندی اجتماعی مصرف فرهنگی نشر و کتاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
پیشینه و اهداف: «مصرف فرهنگی» فعالیتی اجتماعی و رفتاری روزمره است که با رخدادهای فرهنگی در جامعه بازتولید و بارور می شود. شغل و قشربندی اجتماعی، دو متغیر اساسی و اثرگذار بر مصرف فرهنگی هر فرد در جامعه هستند که با فراهمآوردن شرایط برهمکنش میان رخداد و مصرف، فرهنگ را در جامعه ایرانی تعمیق می دهند. روش ها : در این پژوهش نخست به سازوکار نظری رابطه شغل و قشربندی اجتماعی با مصرف فرهنگی پرداخته و سپس با بهره گیری از نتایج مطالعات نظری از طریق روش «تحلیل ثانویه» به بررسی داده های آماری «موج سوم پیماش سنجش وضعیت مصرف کالاهای فرهنگی در ایران» به تخمینی از شرایط جامعه ایران می پردازیم. پرسش اصلی پژوهش این است که: «متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی چه تاثیری بر مصرف فرهنگی داشته است، چه نوع برهمکنش اجتماعی میان این 3 متغیر برقرار بوده و متاثر از برهم کنش میان این عوامل، داده های موج سوم پیمایش فرهنگی در حوزه کتاب و مطالعه از حیث اثر بر جامعه ایرانی در تحلیلی ثانوی چه نتایجی را در بردارد؟». یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که سیاست فرهنگی در جامعه ایرانی با نگاهی تقلیل گرا صرفاً متوقف بر سرمایه های اقتصادی ناشی از فرهنگ شده و مسئله اساسی تولید و تعمیق سرمایه فرهنگی در اقشار اجتماعی مورد توجه جدی قرار نگرفته است. نتیجه گیری: پژوهش به این نتیجه دست یافت که بازاندیشی در سویه های تولید سرمایه فرهنگی از اهمیتی دوچندان برخوردار است و می بایست مورد تأمل جدی به ویژه در نظام تعلیم و تربیت قرار گیرد.
۸۳۷.

شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رویکرد یادگیری مشارکتی محیط یادگیری الکترونیکی نظام آموزش عالی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی می باشد. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری یافته ها، کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده است. به منظور گردآوری یافته ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوی موردبررسی قرارگرفته است. میدان پژوهش شامل کلیه متخصصان حوزه یادگیری مشارکتی و الکترونیکی که دارای تجارب زیسته در این زمینه بوده اند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند درمجموع با 15 نفرمصاحبه صورت پذیرفت. به منظور بررسی میزان اعتبار پژوهش از روش توافق بین دو کدگذار ( که با مقدار کاپا 87/ )مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل یافته های پژوهش منجر به شناسایی 14 مقوله شده که در قالب 3 مؤلفه دسته بندی گردید. مؤلفه های اصلی شامل: عوامل مرتبط با مدرس، یادگیرنده و دانشگاه (به عنوان یک نهاد) و مقوله های شناسایی شده عبارت اند از: فرهنگ اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، تأمین منابع مالی موردنیاز برای اجرای رویکرد مشارکتی ، توانمندسازی سرمایه های انسانی برای محیط الکترونیکی، تأمین فناوری های مرتبط با اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، وجود نظام پشتیبانی در محیط الکترونیکی، پذیرش مسئولیت یادگیری توسط یادگیرندگان، وجود باورهای انگیزشی یادگیرندگان، وجود توانایی خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان، وجود باورهای مثبت به یادگیری مشارکتی در یادگیرندگان، تسلط یادگیرندگان به ابزارهای فناورانه به منظور اجرای یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی، تسلط مدرسان بر دانش تخصصی، ویژگی های روان شناختی مدرسان متناسب با محیط الکترونیکی، آشنایی مدرسان با الزامات طراحی و پیاده سازی رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی و درنهایت راهبری کلاس درس با رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی.
۸۳۸.

بررسی نقش فن شش کلاه تفکر در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فن شش کلاه تفکر بهبود کتاب خوانی دانش آموزان نقاط قوت نقاط ضعف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۶
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش فن شش کلاه تفکر به عنوان یک روش خلاق و نوین در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان ابتدایی و شناسایی نقاط قوت و ضعف پیرامون آن است. در این راستا از رویکرد پژوهش کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، معلمان و دانش آموزان دختر دوره ابتدایی مدارس دولتی شهرستان جغتای در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که 10 نفر از آنان به طور هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده از فن مصاحبه نیمه ساختاریافته و جهت تحلیل داده های پژوهش از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. یافته های پژوهش نیز با استفاده از معیارهای اعتباریابی لینکن و گوبا (1985) اعتباریابی شد. تحلیل عمیق مصاحبه ها به بازنمایی 9 مقوله و 53 زیرمقوله مرتبط منتج گردید. براساس یافته های پژوهش، نقاط قوت استفاده از فن شش کلاه تفکر در کتاب خانه مدارس افزایش انگیزه، رشد تفکر انتقادی، تقویت خلاقیت، بهبود تعاملات و نتایج مثبت است. در خصوص نقاط ضعف مواردی چون محدودیت زمان، مشکلات اجرا، محدودیت منابع و مشکلات ساختاری احصا گردید. در پایان بر لزوم بازاندیشی و تمهید سازوکارهایی متناسب جهت ترویج فرهنگ کتاب خوانی در دانش آموزان و کاهش محدودیت ها تاکید و به برخی پیشنهادهای کاربردی اشاره شده است.
۸۳۹.

اثربخشی انواع بازخوردهای توصیفی فراشناختی بر سخت کوشی، خودکارآمدی تحصیلی و خودتنظیمی انگیزشی دانش آموزان مقطع ابتدایی

کلیدواژه‌ها: بازخورد توصیفی فراشناخت خودتنظیمی انگیزشی خودکارآمدی تحصیلی سخت کوشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
پیشینه و اهداف: بازخورد فراشناختی به عنوان کلید یادگیری، نقش بی بدیل و ابزاری قدرتمند در پیشرفت فردی و اجتماعی افراد داشته و دقیقاً همانند یک آینه عمل می کند. نقاط کور را نشان داده و کمک می کند تا افراد به نسخه بهتری از خود تبدیل شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی انواع بازخوردهای توصیفی فراشناخت بر سخت کوشی، خودکارآمدی تحصیلی و خودتنظیمی انگیزشی بود. روش ها : پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از این میان دو کلاس به تعداد 70 به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (35نفر) و گروه گواه (35نفر) جایدهی شدند. سپس پرسشنامه های سخت کوشی کوباسا (1979)؛ خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان (1999) و خودتنظیمی انگیزشی ولترز (2003) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون روی هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS25 و روش آماری تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش و گروه گواه در متغیرهای سخت کوشی، خودکارآمدی تحصیلی و خودتنظیمی انگیزشی، تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<). در نتیجه استفاده از بازخوردهای توصیفی فراشناختی، تأثیر معناداری بر افزایش سخت کوشی، خودکارآمدی تحصیلی و خودتنظیمی انگیزشی دانش آموزان ابتدایی دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت آموزش و استفاده از بازخوردهای توصیفی فراشناختی در فرایند آموزش تأکید می کند و پیشنهاد می شود که معلمان از این شیوه برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان بهره ببرند.
۸۴۰.

بررسی ارتباط میان ادراک راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: از خودبیگانگی تحصیلی راهبردهای آموزشی شکوفایی توانایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: نظام های تعلیم و تربیت در سراسر جهان در پی دستیابی به متغیرهای مثبت و انگیزه بخش هستند تا از طریق شناسایی توانمندی های دانش آموزان در راستای تأثیرگذاری بر انتشار و تولید آگاهی، ارتقاء توانایی یا افزایش نیکی در جهان بهره ببرند و درنتیجه، محصلان بتوانند معنای بزرگتری برای تحصیل خویش در جهان هستی بیابند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اردبیل بود که برابر 7750 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد نمونه برابر 367 نفر بدست آمد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بری اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه راهبردهای آموزشی معلمان توسط عظیم پور (1393)، پرسشنامه شکوفایی توانایی توسط لفرانکویس و همکاران (1977) و پرسشنامه ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و ضریب رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد و محوریت دانش آموز 0/21، آموزش مبتنی بر گروه 0/17، ایجاد تمرکز و انگیزه 0/16، تدارک محیط بهینه 0/22 و آماده سازی 0/20 تغییرات شکوفایی توانایی دانش آموزان را پیش بینی می کند. همچنین میان راهبردهای آموزشی معلمان با ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و معنی داری دارد و محوریت دانش آموز 0/12-، آموزش مبتنی بر گروه 0/14-، تدارک محیط بهینه 0/13- و آماده سازی 0/18- تغییرات ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان می تواند با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط داشته باشد و دانش آموزان در سایه تلاش های معلم برای آموزش بهتر، یادگیری صحیح و در عین حال کیفیت آموزشی بالاتری انگیزه بالاتری خواهند داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان