ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۸۶۱.

Cross-Cultural Perspectives on ChatGPT Acceptance: A Mixed-Methods Study Comparing Iranian EFL Learners and International Students in the UK

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۰
This study investigated the acceptance of ChatGPT as a language learning tool among 536 learners, including international English language learners in the UK (N = 414) and Iranian EFL learners (N = 122), highlighting cross-cultural differences in technology adoption. Using a mixed-methods approach guided by the Technology Acceptance Model (TAM), which also incorporated a deeper exploration of cultural and contextual factors, this study examined perceived ease of use, perceived usefulness, attitudes, behavioral intention, actual usage, perceived enjoyment, facilitating conditions, and technological complexity. Quantitative surveys revealed that Iranian EFL learners exhibit higher engagement and acceptance of ChatGPT, potentially driven by more favorable facilitating conditions and intrinsic motivation observed in that group. Qualitative interviews further emphasized cultural and educational influences, with Iranian EFL learners valuing accessibility and consistent feedback, while UK international learners stressed creative applications and contextual accuracy. The findings underscore the importance of considering the context-dependent nature of technology acceptance and adapting AI-powered tools to diverse learner needs and specific educational environments, rather than assuming universal benefits. These results offer practical implications for educators and developers aiming to integrate such technologies into language education.
۸۶۲.

چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی: از نگاه نو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۲۷۶
در عصر حاضر که شاهد تحولات چشمگیری در عرصه فناوری هستیم، هوش مصنوعی به عنوان یکی از نوین ترین دستاوردهای بشر، توجه بسیاری از حوزه ها را به خود جلب کرده است. آموزش وپرورش به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه جوامع، از این تحولات بی نصیب نمانده است. هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین، فرصت های جدیدی را برای ارتقای کیفیت آموزش در سطوح مختلف، به ویژه در آموزش ابتدائی که پایه یادگیری و شکوفایی استعدادها است، فراهم می کند . مقاله حاضر به بررسی چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی از دیدگاه نومعلمان می پردازد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه مدنظر، نومعلمان ورودی سال 98 دانشگاه فرهنگیان تبریز به تعداد 260 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 155 نفر تعیین شد. از پرسشنامه محقق ساخته 32 سؤالی جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 4افزار4 PLS و مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که نومعلمان باوجود آگاهی از مزایای بالقوه هوش مصنوعی در آموزش، چالش های متعددی را در استفاده از آن در کلاس درس مشاهده می کنند. این چالش ها شامل از دست دادن تفکر مستقل و خلاق، محدود بودن هوش مصنوعی در درک و پاسخ به نیازها، از دست دادن تعامل با انسان ها، چالش در تشخیص تقلب، نیاز به آموزش و توسعه حرفه ای مناسب، نیاز به دانش و تخصص در هوش مصنوعی و تولید محتوای نادرست و گمراه کننده است. بااین حال، نومعلمان همچنین فرصت های متعددی را برای استفاده از هوش مصنوعی در جهت ارتقای کیفیت آموزش ابتدائی قائل هستند. درنهایت، مقاله حاضر پیشنهاد هایی را برای غلبه بر چالش ها و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ارائه می دهد.
۸۶۳.

پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۴
این پژوهش با هدف پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش در دانش آموزان صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، دانش آموزان سال دوم متوسطه شهر مریوان به تعداد 1800 نفر بود. تعداد نمونه آماری 316 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از جدول مورگان و فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش عبارت بودند از پرسش نامه های استاندارد خودکارآمدی تحصیل پاتریک (1997)، خودتنظیمی بوفارد (1995)، چندعاملی فراحافظه تریر و ریچ (2000) و همچنین باورهای ضمنی هوش عبدالفتاح و بیتس (2006). نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که فرضیه های پژوهش و معناداری تمامی عوامل موجود در مدل تأیید شد. به عبارت دیگر بین فراحافظه بر اساس خودکارآمدی و خودتنظیمی با میانجی گری باورهای ضمنی هوش، رابطه مثبتی و معناداری وجود دارد. واژه های کلیدی: فراحافظه، باورهای ضمنی هوش، خود کارآمدی تحصیلی، خود تنظیمی تحصیلی
۸۶۴.

کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی گروه آموزشی علوم تربیتی و راه کارهای ارتقای کیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.
۸۶۵.

ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۳
مدارس دولتی در ایران با توجه به ویژگی های ساختاری و مدیریتی خود، که متأثر از ساختار متمرکز مدیریت آن است، با اصول سازمان یادگیرنده فاصله دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران است. رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، از طریق نمونه گیری هدفمند با 22 نفر از خبرگان وزارت آموزش وپرورش و مدارس شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از طریق نمونه گیری در دسترس، 351 پرسش نامه بین مدیران مدارس دولتی شهر تهران توزیع شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، برای اکتشاف مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با استفاده از تئوری داده بنیاد از طریق نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمّی، برای آزمون مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبه های کیفی و کدگذاری ها، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدهای مدیریت مدارس یادگیرنده مشخص شد. در بخش کمّی نیز نتایج مبیّن معنا داری مدل های اندازه گیری و معادلات ساختاری بود که درنهایت مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با 6 بعد اصلی و 17 مقوله فرعی و 221 شاخص تأیید شد. مدیران وزارت آموزش وپرورش و تمامی ذی نفعان مدارس با توجه به عوامل علّی و شرایط زمینه ای و مداخله ای و اتخاذ راهبرد هایی در زمینه توانمندسازی منابع انسانی، توسعه مدیریت دانش و یادگیری، یادگیری تیمی و مشارکتی، شبکه ارتباطات یادگیری و مدرسه خودارزیاب، مسئول و پاسخ گو از مزایای مدیریت مدارس یادگیرنده بهره مند خواهند شد. 
۸۶۶.

بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم: یک مرور نظام مند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقدمه: ظهور هوش مصنوعی به عنوان نیرویی تحول آفرین، پارادایم های سنتی آموزش را دگرگون ساخته و به ویژه نظام های تربیت معلم را با فرصت ها و چالش های نوین روبه رو کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای روش ها و محتوای آموزشی دوره های تربیت معلم است. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و مبتنی بر دستورالعمل PRISMA انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Springer، IEEE و SID برای جست وجوی مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۷ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم در پنج محور اصلی قابل طبقه بندی است: ۱) توسعه سواد هوش مصنوعی و صلاحیت های دیجیتال معلمان، ۲) شخصی سازی یادگیری و بازخورد هوشمند، ۳) استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا و طراحی تدریس، ۴) ارزیابی عملکرد و شایستگی های تدریس با رویکرد داده محور، و ۵) چالش های اخلاقی و زیرساختی. نتایج تطبیقی نشان داد نظام های آموزشی پیشرو بر شایستگی های انتقادی و اخلاقی تمرکز دارند، در حالی که در کشورهایی مانند ایران توجه بیشتری به ابعاد فناورانه و زیرساختی معطوف است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر ظرفیت بالای هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند تربیت معلم از طریق آموزش انطباقی، محتوای غنی و ارزیابی های دقیق است. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند سرمایه گذاری در توسعه سواد هوش مصنوعی، تدوین چارچوب های اخلاقی و ایجاد زیست بوم آموزشی یکپارچه است. این پژوهش بر لزوم گذار از رویکرد ابزاری به رویکردی پداگوژیک و یکپارچه در سیاست گذاری های تربیت معلم تأکید دارد.
۸۶۷.

بررسی رابطه تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه و هدف: توجه به ابعاد نوین آموزش عالی و توسعه مهارت های فکری دانشجویان، اهمیت بررسی عواملی چون تفکر خلاق و یادگیری زایشی را دوچندان می سازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 3800 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و تعداد 350 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب شد. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه پرسشنامه تفکر خلاق تورنس (1990) ، پرسشنامه یادگیری زایشی دهقان (1399) و پرسشنامه هوش معنوی گینگ (2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری بر پایه نرم افزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که تفکر خلاق و یادگیری زایشی با نقش میانجی هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت معناداری دارد. در نهایت مشخص گردید که هوش معنوی با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: تفکر خلاق به عنوان یکی از عوامل کلیدی یادگیری زایشی نقش مهمی در بهبود فرایندهای یادگیری دانشجویان ایفا می کند. علاوه بر این، هوش معنوی نیز به عنوان یک متغیر میانجی، موجب تقویت رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی می شود و خود نیز به طور مستقیم بر یادگیری زایشی اثر مثبت دارد. 
۸۶۸.

واکاوی تجارب زیسته معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرایند تدریس در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۵
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های حرفه ای معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرآیند تدریس در مدارس ابتدایی انجام شد روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه پژوهش، معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی شاغل در مدارس ابتدایی استان آذربایجان غربی بودند که از میان آنان، 15 معلم از شهرستان های پیرانشهر، اشنویه، نقده و مهاباد به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری و تثبیت مضامین ادامه یافت. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته صورت گرفت. برای سنجش دقت و صحت یافته ها، از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل اعتبار درونی، قابلیت اعتماد، تأیید و انتقال پذیری استفاده شد. بازبینی مشارکت کنندگان و هم سنجی داده ها با همتایان به تقویت اعتبار درونی کمک کرد. همچنین با ثبت مراحل تحقیق و استفاده از نقل قول های مستقیم، قابلیت تأیید و انتقال پذیری نتایج افزایش یافت. به منظور سنجش پایایی داده ها، دو مصاحبه با فاصله دو هفته ای بازآزمون شد و انسجام پاسخ ها تأیید گردید. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد کلایزی نشان داد که این معلمان با پنج چالش اساسی شامل «موانع فیزیکی محیط کار»، «نگرش منفی مدیران و والدین»، «فشار برای اثبات توانمندی»، «کمبود منابع آموزشی» و «کلیشه های اجتماعی» مواجه هستند. با این حال، تجربه زیسته آنان بیانگر وجود پنج فرصت مهم در حرفه معلمی بود: «فرصت های ارتباطی و روانی»، «ارتقای نگرش و انگیزه در محیط کاری» و «رشد حرفه ای»، «تقویت فرهنگ پذیرش و عدالت آموزشی» و «بهره گیری از فناوری و راهبردهای نوین تدریس». نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد نظام آموزشی کشور نیازمند بازنگری در سیاست های زیرساخت های فیزیکی، آموزش مدیران و کارکنان و حمایت های حرفه ای از معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی است. بر اساس تجارب زیسته مشارکت کنندگان، اتخاذ رویکردهایی برای کاهش فشارهای روانی، مقابله با کلیشه های اجتماعی و تقویت فرصت های حرفه ای می تواند گامی مؤثر در تحقق عدالت آموزشی باشد.
۸۶۹.

تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
۸۷۰.

پدیدارشناسی دیدگاه دانش آموزان دوره متوسطه اول در ارتباط با معلم خوب: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۷
هدف پژوهش حاضر تحلیل تجربه و ادراک دانش آموزان متوسطه در رابطه با خصوصیات و ویژگی های معلم خوب است. این پژوهش در رده پژوهش های کیفی است که با روش پدیدارشناسی و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان دانش آموزان یک دبیرستان دولتی پسرانه دوره اول متوسطه بودند که از بین آن ها 33 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند استخراج و به روش تحلیل محتوا کیفی هدایت شده گرانهیم و لاندمن با رویکرد استقرایی تحلیل شد. برای تأمین روایی و پایایی پژوهش از روش ارزیابی لینکلن و گوبا (1985) استفاده گردید. یافته ها در قالب دو مقوله اصلی (ویژگی های دانشی و مهارتی، ویژگی های منش) و پنج مقوله فرعی (تدریس اثربخش، مدیریت مؤثر کلاس درس، مربی گری مهارت های زندگی، خصوصیات رفتاری، خصوصیات اخلاقی) و 77 مفهوم ارائه شدند. در نهایت، نتایج پژوهش معلم خوب را فردی مدیر، باسواد، قابل اعتماد، مسئولیت پذیر، اجتماعی، صمیمی، همدل و فهمیده می داند که نقش وی با خروج دانش آموزان از مدرسه به پایان نمی رسد، بلکه فراتر از مدرسه، این نقش در زندگی روزمره معلم جهت تقویت و توسعه این ویژگی ها همواره باید با او همراه باشد. نتایج پژوهش همچنین، در راستای ارتقای کیفیت معلمان و پیشرفت دانش آموزان، بر ضرورت توجه به مقوله های استخراجی تأکید می کند و این مقولات را به عنوان راهنمایی جهت طراحی برنامه های درسی آموزش معلمان در دانشگاه های مربوطه و مخصوصا در بحث آموزش ضمن خدمت آن ها، در نظر می گیرد.
۸۷۱.

بررسی رابطه انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با درگیری تحصیلی: نقش میانجی کمال گرایی فراگیران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه: با توجه به اینکه درگیری تحصیلی تاثیر چشم گیری بر نوع و میزان عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد، بررسی متغیرهای موثر بر میزان درگیری تحصیلی ضرورت دارد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه علّی بین انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با میزان درگیری تحصیلی و نقش میانجی کمال گرایی دانش آموزان صورت گرفت. روش ها: مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش اموزان دوره اول متوسطه شهرستان سمنان سال تحصیلی 1400-1401 بودند. دانش آموزان با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری متغیرهای پژوهش، از پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس(1977)، خودپنداره تحصیلی دکتر دلاور(1373)، درگیری تحصیلی ریو(2013) ، کمال گرایی هویت و فلت(1991) استفاده شد. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل مسیر با نرم افزار Smos24, SPSS23 تحلیل شد. یافته ها: با توجه به مقادیر شاخص های بدست آمده، انگیزه پیشرف دارای اثر مستقیم (0.47β=)و غیر مستقیم (0.53= β) مثبت و معنادار بر درگیری تحصیلی است(0.001 p<)، همچنین خودپنداره تحصیلی دارای اثر مستقیم (0.44= β)و غیر مستقیم (0.58= β) مثبت و معنادار بر درگیری تحصیلی بود(0.05 p<). علاوه براین، کمال گرایی به صورت مثبت میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند (0.05 p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده حاکی از آن می باشد که افزایش و تقویت میزان خودپنداره و کما گرایی مثبت و هم چنین ایجاد انگیزه پیشرفت در دانش آموزان می تواند درگیری تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهد و بین انگیزه پیشرفت و درگیری تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد، همچنین نتایج حاکی از رابطه مثبت بین خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی بود.
۸۷۲.

توسعه و راه اندازی برنامه های بین رشته ای مرتبط با سرطان و طب سنتی: چالش ها و فرصت ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: توسعه و راه اندازی برنامه های بین رشته ای از الزامات سیاست گذاری برنامه های آموزشی در نظام آموزش عالی سلامت است. این مطالعه به منظور بررسی و شناسایی چالش ها و فرصت ها در زمینه توسعه و راه اندازی برنامه بین رشته ای سرطان و طب سنتی انجام شد. روش ها: این مطالعه کیفی با بررسی عمیق متون و به روزترین و مرتبط ترین مقالات و برگزاری پانلی با ترکیبی از متخصصان جهت شناسایی چالش ها و فرصت های توسعه و راه اندازی برنامه بین رشته ای سرطان و طب سنتی در سال 1402-1401 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. طبق تحلیل محتوا عرفی انجام شده، موارد استخراج شده کدگذاری و در مقوله های مرتبط قرار گرفتند و ابعاد و مولفه ها دسته بندی شدند. یافته ها: چالش ها و فرصت های توسعه و راه اندازی برنامه بین رشته ای در53 مفهوم(کد فرعی) و 9 مقوله اصلی شناسایی شدند که عبارتند از: چالش ها و فرصت های ساختاری/سازمانی، سیاستگذاری، آموزشی، زیر ساختی و منابع، فرایندی و مشکلات کار تیمی، ماهیت پیچیده بیماری، فرهنگی اجتماعی، حمایتی و غیرحرفه ای ها . نتیجه گیری: فرصت ها و چالش های برنامه های توسعه بین رشته ای سرطان و طب سنتی در این مطالعه شناسایی گردید. کاربست این فرصت ها و رفع چالش های شناسایی شده تاثیر فوق العاده ای در پیشرفت پیشگیری، تشخیص، مراقبت، درمان، تسکین درد و بقا و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان دارد. لذا تعامل بهتر و بیشتر متخصصان حوزه سرطان و طب ایرانی همراه با ارتقای تحقیقات پایه و بالینی، کیفیتی عالی از مراقبت های بین رشته ای بیماران سرطانی را رقم خواهد زد و می توان با رویکرد بین رشته ای این روند مطلوب را تسریع نمود.
۸۷۳.

تأثیر برنامه کوتاه مدت راه حل محور بر پریشانی روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر برنامه کوتاه مدت راه حل محور بر پریشانی روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان با آسیب بینایی شهر یاسوج می شد که ده نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر یاسوج انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه کنترل و یک گروه آزمایش ده نفری جایگزین شدند. برنامه کوتاه مدت راه حل محور طی هشت جلسه به گروه آزمایش ارائه شد؛ درحالی که گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری هیچ درمانی را دریافت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس لابیوند و لابیوند (۱۹۹۵) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط در نسخه ۲۶ نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که برنامه کوتاه مدت راه حل محور در مراحل پس آزمون و پیگیری بر افسردگی، اضطراب و استرس دانش آموزان با آسیب بینایی تأثیر مثبت و معناداری داشت (۰۰۱/۰= P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، این نتیجه به دست آمد که درمان راه حل محور سبب بهبود پریشانی روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی می شود و می توان از این برنامه در مدارس ویژه دانش آموزان با آسیب بینایی استفاده نمود.
۸۷۴.

تدوین چارچوب مفهومی برای تبیین ویژگی مشارکت و تعاون در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
این پژوهش با هدف تدوین چارچوب مفهومی برای تبیین ویژگی مشارکت و تعاون در مدارس انجام شده است. رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان این پژوهش 12 نفر از متخصصان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. فرایند گزینش نمونه ها و گرد آوری داده ها(اتمام نمونه گیری) تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. چارچوب اصلی پرسشهای مصاحبه در مورد مشارکت و تعاون و مؤلفه های آن در مدرسه بود و سؤالات بعدی نیز بر حسب پاسخهای دریافتی، پرسیده می شدند. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها از روشهایی مانند بررسی مداوم داده ها، تحلیل همزمان داده ها، بازخورد به مصاحبه شوندگان، تخصیص زمان کافی و بازنگری ناظری استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل کیفی محتوای مصاحبه ها، سه مقوله حاکمیت جو مشارکتی در مدرسه، مشارکت درون- مدرسه ای و مشارکت و تعامل بیرونی به عنوان ابعاد چارچوب مفهومی مشارکت در مدرسه و دو مقوله تقویت کار شورایی و جو مشارکت و تعاون در مدرسه به عنوان ملاکهای بعد حاکمیت جو مشارکتی در مدرسه، سه مقوله مشارکت و تعامل میان- کلاسی، مشارکت درون- کلاسی و مشارکت در سراسر مدرسه به عنوان ملاکهای بعد مشارکت و تعامل درون- مدرسه ای و چهار مقوله مشارکت و تعامل با مدارس دیگر، مشارکت با محله، مشارکت و تعامل با والدین و مشارکت و همکاری با مراکز علمی، مذهبی و فرهنگی به عنوان ملاکهای بعد مشارکت و تعامل بیرونی مشخص شدند. کارگزاران آموزش و پرورش و مدارس می توانند از دستاوردهای این پژوهش بهره گیری کنند.
۸۷۵.

تأثیر آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی بر خودنظم دهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی بر خودنظم دهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی انجام شده است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، با گروه گواه بود. به این منظور، ۳۰ نفر از دانش آموزان دختر دوره ابتدایی پایه پنجم شهر اراک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. برای غربالگری دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی از پرسشنامه کانرز (1990) ویژه معلمان استفاده شد. همچنین پیش و پس از اجرای نقشه مفهومی برای سنجش خودنظم دهی تحصیلی از پرسشنامه خودنظم دهی تحصیلی کانل و رایان (۱۹۸۷) و از آزمون عملکرد تحصیلی محقق ساخته استفاده شد. آموزش راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی برای گروه آزمایش به مدت دو ماه و طی ۱۶ جلسه ۳۵ دقیقه ای اجرا شد و از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. در این مدت برای گروه گواه هیچ آموزشی اعمال نشد. داده ها با روشهای آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره و نرم افزار SPSS24 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی سبب افزایش خودنظم دهی تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی شده است. (0.001> F =12.57,P). در نتیجه می توان از راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی به عنوان بخشی از برنامه های آموزشی کاربردی در جهت افزایش پیشرفت تحصیلی و بهبود خودنظم دهی تحصیلی دانش آموزان در عرصه تعلیم و تربیت استفاده کرد.
۸۷۶.

الگوی کاوشگری اجتماعی بر اساس فلسفه برای کودکان از دیدگاه لیپمن در درس مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف تبیین عناصر برنامه درسی مطالعات اجتماعی بر بنیاد فلسفه برای کودکان انجام شده است. این پژوهش، براساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است. در این پژوهش، ابتدا به روش کتابخانه ای مروری بر پژوهشهای پژوهشگران پیشین در زمینه مطالعات اجتماعی انجام شده است. نتایج نشان داد که عناصر برنامه درسی کتاب مطالعات اجتماعی در مقطع ابتدایی از غنای کافی برخوردار نیست. لذا، در این پژوهش در پی ارائه الگویی جدید برای این درس بوده ایم. در این راستا، ابتدا عناصری بر اساس شاخصهای دیدگاه لیپمن در برنامه درسی فلسفه برای کودکان، برای این درس استخراج شده سپس، عناصر اجتماعی با عناصر فلسفه برای کودکان به گونه ای کاملاً جدید و تغییر یافته از عناصر معمول و رایج الگوهای برنامه درسی ترکیب و ارائه شده است. برای اهداف، دو هدف شناختی و اجتماعی، براساس استدلال، پرسشگری و تعقل تعیین شده است. آنچه برای محتوا درنظر گرفتیم، محتوای فلسفی- اجتماعی، با سه ملاک "بسندگی ادبی"، "بسندگی روان شناسانه" و "بسندگی فکری" بوده است. برای عنصر شیوه های تدریس، روش اجتماع پژوهشی، گفت وگوی سقراطی و روش مشارکتی به جای روشهای سنتی جایگزین شده و سرانجام برای ارزشیابی، شیوه مبتنی بر عملکرد فردی و جمعی انتخاب شده است. سپس، با توصیف گزاره هایی از فبک مطابق با الگوی کامل فرانکنا به روش استنتاج عملی، الگویی جدید با عنوان کاوشگری اجتماعی برای آن عناصر استنتاج شده است تا در درس مطالعات اجتماعی به کار گرفته شود
۸۷۷.

نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری که فرزندانشان تحت آموزش در مرا کز اختلالات یادگیری آموزش وپرورش شهرستان رشت در سال 1402 بودند. 225 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته، مقیاس سبک های دلبستگی کالینز ) 1996 (، مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران ) 1985 ( و مقیاس تاب آوری کانر و دیوید سون ) 2003 ( بود. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه معنا داری بین 4 متغیر سبک ایمن، سبک اجتنابی، سبک اضطرابی/ دوسوگرا و تاب آوری با متغیر وابسته رضایت از زندگی مشاهده شد ) 05 / p>0 (. نقش میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی اجتنابی و رضایت از زندگی و در رابطه سبک دلبستگی اضطرابی/ دوسوگرا و رضایت از زندگی تأیید شد ) 05 / p>0 (؛ میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی ایمن و رضایت از زندگی تأیید نشد ) 05 / p<0 (. متغیرهای مستقل و میانجی توانستند 59 درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین کنند. نتیجه گیری: متخصصان می توانند با بهره مندی از توانائی تاب آوری در درمان مادران با سبک های دلبستگی ناایمن که دارای فرزند با اختلال یادگیری هستند، گام مهمی در جهت اصلاح و افزایش رضایت از زندگی آنان بردارند.
۸۷۸.

نقش واسطه ای سواد اطلاعاتی در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سواد اطلاعاتی در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای معلمان انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه معلمان مدارس متوسطه آموزش و پرورش شهرستان ساری در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 3000 نفر بودند که از میان آنان 341 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های انگیزش شغلی لوداهل و کیچنر (1997)، مهارتهای اینترنتی فخاری اشرفی (1391)، سواد اطلاعاتی سیامک و داور پناه (1388) و صلاحیتهای حرفه ای گروه استانداردهای حرفه ای آموزشی ایالت کنتاکی آمریکا (1993) بود که روایی محتوایی آنها با نظر متخصصان تأیید شد. برای تأیید پایایی، محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های انگیزش شغلی، مهارتهای اینترنتی، سواد اطلاعاتی و صلاحیتهای حرفه ای انجام شد که به ترتیب برابر با 0/90، 0/88، 0/89 و 0/91، به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که در سطح اطمینان 95 درصد (0/50=α)، رابطه مثبت معناداری میان انگیزش شغلی با صلاحیتهای حرفه ای، مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای، سواد اطلاعاتی با صلاحیتهای حرفه ای، انگیزش شغلی با سواد اطلاعاتی و میان مهارتهای اینترنتی با سواد اطلاعاتی معلمان دوره متوسطه وجود دارد. همچنین، سواد اطلاعاتی نقشی واسطه ای در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای دبیران متوسطه دارد.
۸۷۹.

نقش استفاده از بازهای رایانه ای بر رشد اخلاقی کودکان و نوجوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۷۰
هدف پژوهش حاضر؛ تعیین نقش استفاده از بازی های رایانه ای بر رشد اخلاقی دانش آموزان است. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفته است و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان شاغل به تحصیل دوره دوم ابتدایی ناحیه 4 استان قم در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل می دهند که و از بین آن ها 36 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) و کنترل (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) قرار گرفتند. گروه نمونه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه های رشد اخلاقی Manavipour (2021)پاسخ دادند. بازی ماینکرافت نیز به صورت گروهی، آنلاین و در ساعت مشخصی توسط دانش آموزان به مدت 20 روز انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و ابزار spss استفاده شده است. نتایج نشان داد استفاده از بازی های رایانه ای در رشد اخلاقی دانش آموزان تأثیر داشت (001/0> P استفاده از بازی های رایانه ای در ابعاد رشد اخلاقی (اخلاق اجتماعی، اخلاق پس عرفی، اخلاق عرفی و اخلاق پیش عرفی) دانش آموزان تأثیر داشت (001/0> P باتوجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در مدارس به نقش بازی های رایانه ای در رشد اخلاقی کودکان توجه شود.
۸۸۰.

Unveiling Resilience: Understanding Factors Influencing the Immunity of Iranian English Teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۶۳
This study explores the detailed experiences and coping mechanisms of Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers about teacher immunity in the Iranian educational setting. A total of thirty experienced instructors of English as a Foreign Language (EFL), with an average age of 32 and an average teaching experience of nine years, were selectively chosen to take part in comprehensive interviews conducted in the Persian language. The study utilized the grounded theory technique, where interviews were transcribed and systematically analyzed using MAXQDA. The results highlight the crucial significance of a conducive work atmosphere, opportunities for professional growth, and efficient communication in enhancing teacher resilience and immunity. Peer support, strong administrative support, and favorable school rules play a vital role in cultivating a culture of mutual assistance that is essential for teacher resilience. Professional development programs improve educators' ability to adapt and increase their job happiness. The autonomy to make decisions also strengthens their resilience. Additionally, it is crucial to prioritize a good equilibrium between work and personal life, even if it might be difficult due to the blurring lines between these two domains. Mindfulness techniques and seeking social support are crucial coping methods that effectively reduce stress and burnout among teachers. This study examines how individual traits, environmental factors, and coping techniques influence teacher immunity in the Iranian EFL teaching context. The acquired insights provide useful assistance for creating interventions that aim to improve the well-being and productivity of teachers and, ultimately, the quality of education.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان