فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Incorporating technology into the process of writing in an EFL setting can aid educators to create an engaging learning environment and learners to explore various strategies of developing their writing skills. This study was set up to investigate the experiences of 28 pre-service EFL teachers in an MS Word integrated writing course at Farhangian University. Participants were selected through convenience sampling. Data were collected through semi-structured interviews administered upon completing the course, and triangulated via focused group discussions moderated by an expert in academic writing. Content analysis of the interviews revealed that students expressed favoring an MS Word integrated approach with regard to writing skills improvement (through features such as spell check, grammar suggestions, thesaurus tools, etc.) as well as utilizing feedback mechanisms in the Review menu (via track changes feature and editing facilities, proofing, and comments), and the References menu (via Manage sources and Insert citation features). Participants also expressed preferring the on-screen editing activities performed in the classroom compared with their previously held conventional writing sessions. Implications regarding how MS Word can be incorporated into teacher education curricula to improve both their academic writing skills and teaching writing through technology-based instruction are discussed.
نقش واسطه ای پذیرش کودک کم توان ذهنی در رابطه میان حمایت خانواده و مسئولیت پذیری اجتماعی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
111 - 124
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کم توانی ذهنی، می تواند بر ساختار خانواده اثر سوء داشته باشد و به دلیل ایجاد تنش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بر والدین، منجر به فروپاشی نظام خانواده گردد. این پژوهش باهدف بررسی نقش واسطه ای پذیرش کودک کم توان ذهنی در رابطه میان حمایت خانواده و مسئولیت پذیری اجتماعی کودک انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود که در بین مادران دارای کودک کم توان ذهنی ساکن شهر اصفهان انجام شد. از میان جامعه مورد پژوهش با توجه به محدودیت های دسترسی به نمونه ، 200 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه مقیاس حمایت از خانواده (دانست و همکاران، 1984)، پذیرش کودک کم توان ذهنی (ران.هو و جین، 2014)، مقیاس مسئولیت پذیری اجتماعی دوکو و همکاران (2013) بود. داده ها با تحلیل همبستگی و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که حمایت از خانواده در ارتباط مستقیم و مثبت با پذیرش کودک کم توان ذهنی است و پذیرش کودک از طرف والدین ارتباط مثبت با مسئولیت پذیری در کودک دارد. با این وجود، بررسی روابط غیرمستقیم نشان داد که حمایت از خانواده از طریق پذیرش کودک با مسئولیت پذیری در کودک در ارتباط است (01/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که هر چقدر از خانواده دارای فرزند کم توان ذهنی در حوزه های مختلف به صورت واقعی حمایت شود، روحیه ی آن ها افزایش خواهد یافت و کودک مبتلا به کم توانی ذهنی، مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و در نتیجه باعث بهبودی مسئولیت پذیری در کودک نیز می شود.
واکاوی چالش های برنامه درسی خانواده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
205 - 224
حوزههای تخصصی:
برنامه ی درسی خانواده محور از تصمیم گیری والدین در زمینه ی مؤلفه های پنهان و غیررسمی خانواده شکل می گیرد و بخشی از این برنامه، نوع رویکرد والدین را در راستای حمایت از تعلیم و تربیت فرزندان را مشخص می کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش های برنامه ی درسی خانواده محور در ایران انجام گرفته است و در نهایت راهکارهایی را برای این چالش ها ارائه کرده است. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختارمند به صورت هدفمند با 15 نفر از مطلعان برنامه ی درسی آشنا با خانواده و مدرسه گردآوری شده و بر اساس راهبرد نظامند اشتراوس و کوربین (2007)، در سطح کدگذاری باز تحلیل و مقوله بندی شده است. راهبردهای اعتباربخشی داده ها با استفاده از روش های ممیزی بیرونی، سه سویه سازی، بازبینی اعضاء و درگیری طولانی مدت پژوهشگر در جریان مصاحبه انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش،3 مقوله اصلی (مداخله گری ناآگاهانه والدین، افزایش معضلات نظام آموزشی و اجتماعی و افزایش گسست بین خانه و مدرسه) و 11 زیر مقوله برای چالش ها و 3 مقوله کلی (طراحی، اجرا و ارزشیابی) و 9 زیر مقوله برای راهکارها ارائه شده است. بر اساس یافته ها می توان استنباط کرد، چالش های موجود را می توان با اهمیت دادن به نقش خانواده ها و برگزاری کلاس ها و کارگاه های آموزشی خانواده برای آگاهی بخشی به خانواده ها در زمینه برنامه ی درسی خانواده محور، کاهش داد
مدل تبیینی بی صداقتی تحصیلی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین پیشایندهای بی صداقتی تحصیلی، مدلی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده را آزمون کرد. در این مدل، تأثیر فرهنگ دانشگاه بر رفتار بی صداقتی تحصیلی ازطریق میانجی گری نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و قصد بررسی شد. این پژوهش همبستگی بر روی ۸۷۴ دانشجوی کارشناسی دانشگاه شیراز که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند، انجام شد. داده ها با مقیاس فرهنگ دانشگاه، مقیاس یکپارچه سنجش اجزای نظریه رفتار برنامه ریزی شده ویژه بی صداقتی تحصیلی و مقیاس رفتار بی صداقتی جمع آوری و با روش مدل یابی معادلات ساختاری (نرم افزار Smart PLS 3) تحلیل شدند. روایی همگرا و واگرا و همچنین پایایی ابزارها تأیید شد. یافته ها نشان دادند که قصد بی صداقتی تحصیلی، رابطه بین هریک از پیش بین ها (فرهنگ دانشگاه، نگرش، هنجار و کنترل رفتاری) و رفتار بی صداقتی را به شکل معنی داری میانجی گری می کند. همچنین اثر غیرمستقیمِ کل فرهنگ دانشگاه ازطریق میانجی گرها (نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و قصد) بر بی صداقتی تحصیلی معنی دار بود. این نتایج ضمن تأکید بر نقش محوری «قصد»، نشان می دهد که مدیریت بی صداقتی تحصیلی نیازمند توجه هم زمان به متغیرهای زمینه ای، شناختی و انگیزشی است.
تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه در درس زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
177 - 207
حوزههای تخصصی:
کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی است که در آن دانش آموزان در خانه مطالب و محتوای درسی را فرا می گیرند و در کلاس درس به تمرین و حل مسئله می پردازند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که از میان آن ها، یک مدرسه پسرانه به صورت تصادفی انتخاب شد. درمجموع 30 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش به روش کلاس معکوس شرکت کرد؛ درحالی که گروه گواه به شیوه سنتی آموزش دید. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از دو ابزار پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) استفاده شد. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد روش کلاس معکوس موجب افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون شده است (01/0> p). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی مؤثر برای افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی است.
مدل یابی علی روابط معلم- دانش آموز و طرد همسالان با اضطراب مدرسه ای در دانش آموزان ابتدایی با نقش میانجی جو عاطفی در مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه در حوزه اضطراب مدرسه ای منجر به بهبود عملکرد روان شناختی و جسمانی در دانش آموزان می شود. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علّی روابط معلم- دانش آموز و طرد همسالان با اضطراب مدرسه ای در دانش آموزان ابتدایی با نقش میانجی جو عاطفی مدرسه انجام شد. پژوهش حاضر بر مبنای هدف و شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل 714 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان نیر در سال 1404-1403 است. نمونه آماری شامل 250 نفر براساس فرمول کوکران، از دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم و ششم به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای بوده است. ابزار استفاده شده، پرسش نامه های رابطه معلم - دانش آموز زاکاریا (2020)، اضطراب کلاس درس داوائل (2020)، جو مدرسه اسکالز (2020) و طردشدگی از سوی همسالان طهماسیان (1384) بوده است. یافته ها نشان داد که اثر مستقیم بین طرد همسالان با اضطراب مدرسه ای مثبت و معنادار و مسیر مستقیم بین جو عاطفی مدرسه با اضطراب مدرسه ای منفی و معنادار بود. همچنین اثرات غیرمستقیم رابطه معلم- دانش آموز و طرد همسالان از طریق میانجی گری جو عاطفی مدرسه با اضطراب مدرسه ای معنادار بود. شاخص های نکویی برازش مدل از طریق ضریب تعیین R2 و ضریب پیش بینی کنندگی Q2 تایید شد. نتایج نشانگر آن است که جو عاطفی در مدرسه می تواند نقش موثری در ایجاد رابطه مطلوب در روابط معلم – دانش آموز و کاهش اضطراب مدرسه ای داشته باشد. همچنین کنترل طرد همسالان می تواند در کاهش اضطراب مدرسه ای در دانش آموزان موثر واقع شود. پیشنهاد می شود که در مراکز آموزش و پرورش برنامه های کاربردی مناسب طراحی شود و اقدامات لازم صورت گیرد.
نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز انجام شده است.
روش ها: این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از این جامعه، بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعداد 324 نفر انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده های پژوهش مقیاس هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2002)، پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه اینلی و بورک (1999) و شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل رگرسیون انجام گرفت.
یافته ها: هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و مؤلفه های رضایت عمومی، فرصت، پیشرفت و ماجراجویی کیفیت زندگی قادرند تغییرات شایستگی تحصیلی را به طور معناداری در دانش آموزان تبیین کنند.
نتیجه گیری: بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که توجه به هیجان های تحصیلی و بالا بودن کیفیت زندگی مدرسه ای و افزایش شایستگی تحصیلی از اهمیت بالایی برخوردار است.
بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر خلاقیت دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : خلاقیت نقش مهمی در پیشرفت فردی و اجتماعی ایفا می کند و آموزش هنر می تواند بستری مناسب برای پرورش آن باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه گیری به صورت تصادفی از میان دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ انجام شد. در مجموع، ۶۰ دانش آموز پسر در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه درسی هنر آمیخته به طنز قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل از این آموزش بهره مند نشد. برای سنجش خلاقیت، از پرسشنامه خلاقیت تورنس (۱۹۷۹) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی هنر آمیخته به طنز تأثیر معناداری بر خلاقیت دانش آموزان دارد (F=1/533 ،p=0/043). ضریب اتا (0/749) حاکی از تأثیر زیاد این مداخله بر خلاقیت بود. میانگین نمرات خلاقیت در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از طنز در آموزش هنر می تواند نقش مؤثری در تقویت خلاقیت دانش آموزان ایفا کند. پیشنهاد می شود در تدوین و اجرای برنامه های درسی، به ویژه در حوزه هنر، از رویکردهای خلاقانه ای همچون تلفیق طنز استفاده شود تا زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان بیش از پیش فراهم آید. همچنین توصیه می شود پژوهش های آینده با نمونه های گسترده تر و در مقاطع تحصیلی مختلف انجام گیرد تا کارآمدی این رویکرد در شرایط متنوع آموزشی مورد ارزیابی قرار گیرد. بهره گیری از نتایج چنین مطالعاتی می تواند به ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و توسعه مهارت های خلاقانه در میان نسل جوان منجر شود.
آموزش عالی در غارهای مکانیزه: روند پی جویی دانشگاه از افلاطون تا نظریه هولونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی انتقادی تحولات مفهومی آموزش عالی از دوران افلاطون تا دوره معاصر، به نقد تکه تکه شدن نظام آموزشی مدرن از منظر فلسفه تأسیس آکادمی افلاطون می پردازد. با استناد به تمثیل غار، استدلال می شود که دانشگاه های معاصر به «غارهای مکانیزه» تقلیل یافته اند؛ فضایی که در آن، آموزش ژنومی (تخصص افراطی) جایگزین چشم انداز کل نگر و بین رشته ای دوران کلاسیک شده است.
داده ها و روش ها: با اتکا بر روش شناسی مطالعات نظری-فلسفی، این پژوهش از ترکیب چهار رویکرد بهره می برد: ۱) تحلیل مفهومی مضامین کلیدی، ۲) روش شناسی تاریخی برای ردیابی تحول آکادمی از عصر افلاطون تا دانشگاه های مدرن، ۳) مرور انتقادی ادبیات مرتبط، و ۴) نظریه پردازی تطبیقی بین آرای افلاطون و نظریه هولونیک.
یافته ها: افلاطون در بنیان گذاری آکادمی، هندسه را نه به مثابه دانشی تجریدی، بلکه به عنوان زبانی برای درک «کلیت هستی» می دانست و بر پیوند دانش با تجربه زیسته تأکید داشت. بااین حال، تقلیل گرایی حاکم بر دانشگاه های مدرن، به فرسایش اِدوکِره (پرورش تفکر خودبنیاد) و سیطره اِدوکَره (انتقال منفعلانه محفوظات) انجامیده است. این گسست، دانشجویان را در «غارهای تخصصی» محبوس کرده که فاقد ارتباط با شبکه پیچیده واقعیت است.
نتیجه گیری: همسو با نظریه هولونیک که کل نگری افلاطونی را در قالب «هولارشی» (سلسله مراتب کل/جزء) بازتعریف می کند، این پژوهش خواستار بازگشت به الگوی آموزشی یکپارچه ای است که علوم انسانی، علوم و اخلاق را در گفتگویی پویا به هم پیوند می دهد. تنها از این رهگذر می توان از مکانیزه شدن آموزش جلوگیری کرد و دانشگاه را به «مجمع محققین» افلاطونی بازگرداند؛ جایی که پرورش اِدوکِره بر انتقال اِدوکَره ارجحیت دارد.
تقویت مهارت پرسشگری دانش آموزان اول متوسطه در درس فارسی از طریق رویکرد پژوهش محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف:پرسش و پرسشگری در امر آموزش و پرورش دانش آموزان نقش اصلی و کلیدی ایفا می کنند و به نوعی راهنما و راهبر دانش آموزان در درک و دریافت مطالب و مفاهیم هستن د.به همین واسطه می توان یک ی از نقش ها و کارکردهای آموزش و پ رورش را،ت ربیت دانش آموزان پرسشگر دانست. هدف مقاله حاضر بررسی اثر رویکرد تدریس پژوهش محور بر مهارت پرسشگری در دانش آموزان دوره اول متوسطه بود روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهرستان لنگرود در سال تحصیلی 1401-1400بود که با روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. از ابزارهای مشاهده، سیاهه رفتار، پرسش نامه روحیه پرسشگری حیدری و نظرسنجی از دانش آموزان استفاده شده است.رویکرد تدریس پژوهش محور طی 4 ماه، هر هفته به مدت یک ساعت در تدریس بخشی از درس فارسی برای دانش آموزان اجرا شد. یافته ها: از مهم ترین علل ضعف مهارت پرسشگری دانش آموزان می توان به خجالت کشیدن از طرح سوال، مسخره شدن توسط همکلاسی ها، تأکید معلمان به یادگیری حافظه محور به جای یادگیری دانایی محور و...اشاره کرد. با اتخاذ رویکرد پژوهش محور، مهارت پرسشگری دانش آموزان از 77/65 به 15/144 افزایش یافت که حاکی از تقویت مهارت پرسشگری دانش آموزان است. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد رویکرد تدریس پژوهش محور موجب تقویت روحیه پرسشگری و ارتقای عملکرد تحصیلی درس فارسی شد. این رویکرد تدریس می تواند در مدارس کشور برای پرورش مهارت پرسشگری دانش آموزان مورد استفاده معلمان قرار گیرد
بررسی رابطه سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی با میانجی گری تفکر انتقادی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت نقش مهمی در افزایش مهارت ها ازجمله مهارت های اجتماعی دارد. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی با میانجی گری تفکر انتقادی دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهرستان ایرانشهر در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 200 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، سواد رسانه ای فلسفی (1393) و تفکر انتقادی ریکتس (2003) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که رابطه مثبت و معنی داری بین سواد رسانه ای و تفکر انتقادی با نمره کل مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن وجود داشت (05/0P<). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل برازش مناسبی داشت و تفکر انتقادی نقش میانجی در رابطه بین سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی دانش آموزان داشت )05/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر می توان دریافت که سواد رسانه ای و تفکر انتقادی نقش اثرات مستقیم و غیرمستقیم معنی داری بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان دارد و در برنامه های آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد.
تأملی بر فلسفه تربیت رسمی عمومی در «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
161 - 188
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد انتقادی به بررسی بخش دوم «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» می پردازد و تلاش دارد ضمن تحلیل ساختار مفهومی، مبانی فلسفی و رویکردهای روش شناختی این سند، چالش ها و ابهامات اساسی موجود در تبیین فلسفه تربیت رسمی و عمومی را آشکار سازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که علی رغم تأکید سند بر بومی سازی و اسلام محور بودن نظام تربیت رسمی، معیارهای دقیق برای اسلامی و بومی شناختن مفاهیم تربیتی به طور شفاف ارائه نشده است. همچنین، سند مبانی نظری تحول بنیادین با تکیه بر ترکیبی از مؤلفه های ایدئولوژیک، عقلانی و برداشت های غیر بومی از علوم انسانی، با مشکلاتی چون نبود انسجام مفهومی، فقدان چارچوب روشمند و فاصله معنادار میان نظریه و عمل مواجه است. این پژوهش، بر ضرورت بازاندیشی عمیق تر در بنیان های فلسفی و روش شناختی اسناد تحولی و بازتعریف اصول کلیدی نظیر نسبت میان دین مداری، بومی سازی و تربیت اجتماعی مطابق با زیست بوم ایرانی اسلامی تأکید می کند.
در جست و جوی نسبت طبیعت و تربیت: واکاوی تجربه مدارس طبیعت در ایران از منظر مبانی تربیتی و برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
69 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تشریح مبانی تربیت و برنامه درسی (تربیتی) اولین مدارس طبیعت در ایران صورت گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش مطالعه موردی انجام شده است؛ داده ها از طریق مصاحبه و مشاهده نمونه های موجود و فعال از مدارس و نیز مطالعه مستندات در دسترس جمع آوری شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل تفسیری انجام شد. یافته های پژوهش حاضر در بخش برنامه درسی مدارس طبیعت مشتمل بر مقوله های منطق، هدف، محتوا، مکان، مواد و منابع، فعالیت های یادگیری، گروه بندی یادگیرندگان، نقش معلم و شیوه ارزشیابی است. یافته ها در بخش مبانی تربیت نیز مشتمل بر دو مقوله جهان شناسی و انسان شناسی است و نشان می دهد براساس زیست گرایی[1] و با تأکید بر رویکرد تکاملی به عنوان نظریه پایه در این مدارس، عناصر منطق و هدف در برنامه تربیتی اولین مدارس طبیعت در ایران عبارت است از: درک دیدگاه تکاملی توسط کودک و تعامل و لمس طبیعت به عنوان زیستگاه کهن و میلیون ها ساله انسان و در نتیجه خود را جزئی از طبیعت دانستن. از جهت سایر عناصر برنامه تربیتی، یافته ها نشان می دهد، برنامه تربیتی اولین مدارس طبیعت، در عمل عمدتاً بر یادگیری مبتنی بر تجربه و بازی آزاد به منظور ارتقای توان خودیادگیری و تکوین و رشد بهتر حیطه های شناختی، عاطفی، حرکتی و اجتماعی کودکان و نیز برقراری ارتباط مسالمت آمیز با طبیعت و مبتنی بر حفاظت از محیط زیست متمرکز است. براساس این یافته ها، پیشنهاد پژوهش حاضر بازنگری در مبانی تربیتی گونه های مختلف از مدارس طبیعت با تأکید بر تبیین دقیق از نسبت طبیعت و تربیت متناسب با فرهنگ اسلامی- ایرانی به ویژه هستی شناسی و انسان شناسی اسلامی به منظور غنا بخشیدن به برنامه های تربیتی این مدارس و جلوگیری از پیامدها و آسیب های محتمل ناشی از اتخاذ مبانی نامتناسب است.
بررسی تأثیر آموزش به شیوه پروژه محور بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه دوازدهم در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازسازی کلاس های درس به منظور مشارکت دانش آموزان در فرآیند یاددهی- یادگیری سبب می شود نه تنها دانش آموزان بهتر یاد بگیرند، بلکه انگیزه و لذت یادگیری آن ها نیز افزایش می دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش به شیوه پروژه محور بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه دوازدهم در درس شیمی صورت گرفته است. تحقیق کاربردی حاضر به شیوه شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون بر روی دو گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه دوازدهم رشته ریاضی و تجربی شهر اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 است که 54 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی مک اینرنی بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره انجام شد. یافته ها نشان می دهد آموزش به شیوه پروژه محور تفاوت معناداری در انگیزه پیشرفت تحصیلی بین دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل ایجاد می کند. همچنین نتایج به دست آمده نشان داد این شیوه آموزش از بین مؤلفه های انگیزه پیشرفت تحصیلی شامل انجام تکلیف، کوشش، رقابت، قدرت اجتماعی، وابستگی اجتماعی، علاقه اجتماعی، تمجید و جایزه، بر روی مؤلفه انجام تکلیف بیشترین و بر روی مؤلفه علاقه اجتماعی کمترین تأثیر را دارد.
بررسی نقش فن شش کلاه تفکر در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
169 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش فن شش کلاه تفکر به عنوان یک روش خلاق و نوین در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان ابتدایی و شناسایی نقاط قوت و ضعف پیرامون آن است. در این راستا از رویکرد پژوهش کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، معلمان و دانش آموزان دختر دوره ابتدایی مدارس دولتی شهرستان جغتای در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که 10 نفر از آنان به طور هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده از فن مصاحبه نیمه ساختاریافته و جهت تحلیل داده های پژوهش از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. یافته های پژوهش نیز با استفاده از معیارهای اعتباریابی لینکن و گوبا (1985) اعتباریابی شد. تحلیل عمیق مصاحبه ها به بازنمایی 9 مقوله و 53 زیرمقوله مرتبط منتج گردید. براساس یافته های پژوهش، نقاط قوت استفاده از فن شش کلاه تفکر در کتاب خانه مدارس افزایش انگیزه، رشد تفکر انتقادی، تقویت خلاقیت، بهبود تعاملات و نتایج مثبت است. در خصوص نقاط ضعف مواردی چون محدودیت زمان، مشکلات اجرا، محدودیت منابع و مشکلات ساختاری احصا گردید. در پایان بر لزوم بازاندیشی و تمهید سازوکارهایی متناسب جهت ترویج فرهنگ کتاب خوانی در دانش آموزان و کاهش محدودیت ها تاکید و به برخی پیشنهادهای کاربردی اشاره شده است.
تطور مفهومی تأمل معلمان: مرور نظا مند و تحلیل مضمون بر پایه پارادایم های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
289 - 311
حوزههای تخصصی:
تأمل، به عنوان پیوند دهنده نظریه و عمل، در مطالعات معلمان با رویکردها و دیدگاه های مختلف بررسی شده است. هدف پژوهش حاضر، تطور مفهومی تأمل از طریق شناسایی پارادایم های نظری-فلسفی، استخراج مضامین تجربی تأمل و تحلیل روابط میان آن ها است . این مطالعه کیفی با راهبرد مرور نظام مند و روش تحلیل مضمون محور به شیوه قیاسی- استقرایی، 91 منبع (شامل: 32 منبع نظری و 59 منبع تجربی) منتشر شده بین سالهای 1983 تا 2025 را بررسی کرده است. یافته ها نشان دادند: که شش پارادایم بنیادین شامل: "پراگماتیسم"، "پدیدارشناسی" (توصیفی و تفسیری)، "سازنده گرایی" (شناختی، اجتماعی و انتقادی)، "نظریه انتقادی-اجتماعی"، "پسا ساختارگرایی"، و "رویکردهای نوین مابعد آن" (مانند: نظریه پیچیدگی، رئالیسم انتقادی و پساانسان گرایی)، هر یک بُعد خاصی از تأمل را برجسته کرده اند. تحلیل مطالعات تجربی نیز منجر به شناسایی طیفی گسترده ای از مضامین تأملی پرتکرار (22 مضمون) از تأمل فنی، عملی، انتقادی تا تأمل پراش، علّی و چندبعدی شد. نتایج نشان داد: که میان پارادایم های نظری و مضامین تأملی معلمان در مطالعات تجربی، رابطه ای معنادار و جهت دار وجود دارد. این پژوهش با ارائه تصویری یکپارچه از مبانی نظری و عملی تأمل، چارچوبی مفهومی برای تحلیل و ارتقای تربیت معلم در سطوح نظری، آموزشی و سیاستی ارائه کرده است. در حالی که مفهوم تأمل در گذشته عمدتاً به صورت ابزار بازنگری در عمل تعریف می شد، یافته های این مطالعه تأکید می کنند، که تأمل باید به مثابه فرایندی وجودی، انتقادی، اجتماعی و فناورانه بازتعریف شود . تأمل معلمی، آن گونه که در این پژوهش تحلیل شد، نه فقط برای معلم بودن، بلکه برای «انسان تربیتی بودن» در دنیای معاصر ضرورت دارد .
مقایسه وتحلیل دوگانگی اهداف اسلامی آموزش درکشورهای منتخب وراهکارهای مواجهه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
137 - 160
حوزههای تخصصی:
پیشینه واهداف:تعلیم و تربیت درظرف جامعه وفرهنگ تحقق پیدا می کندتعارض بین محیط اسلامی و محیط سکولار می تواند محیط آموزشی را نیز دستخوش تنش و استرس کند.گاهی نیز بین نهادها تداخل کارکردی رخ می دهد.نهاد هایی همچون سیاست، دین، خانواده و رسانه های جمعی هریک می خواهند اصول و ارزش هایی را آموزش دهند و در تعامل با نهادآموزشی، تعارض خود را نشان می دهند.آموزش اسلامی از این روند مستثنی نیست. هدف این نوشتار تحلیل و مقایسه اهداف آموزش اسلامی در مالزی، ترکیه، عربستان و ایران است.روشها: این مطالعه با روش مطالعه تطبیقی جورج بردی صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد علیرغم وجود شباهت های متعدد، پیگیری چنین اهدافی در این کشورها جنبه های متفاوتی نیز بخود گرفته است.یافته ها تعداد نه (9) شباهت و پنج تفاوت را درکشورهای مورد مطالعه نشان داد. وجه شباهت اصلی همه آنها این است که نظام آموزش دوگانه تلاشی برای راضی نگه داشتن خانواده های دیندار در حاشیه جریان اجتماعی سکولار است. کشورهای مورد مطالعه از بین سیاست آموزشی مدارا و سازش یا اصلاحگری اجتماعی راه نخست را برگزیده اند. نتیجه گیری:به زعم نگارنده رویکرد بوم نظام در صورت تحقق در درازمدت می تواند راهی برای برون رفت نظام آموزشی بومی از انزوا و حاشیه نشینی فراهم کند. امروز با الهام از آموزه های متخصصان باید اذعان کرد نقش و تاثیر محیط بر فرآیند تربیت درمدرسه و دانشگاه بیش از هر زمان دیگری است و سیاست آموزشی نمی تواند از پیوستگی و درهم تنیدگی محیط نهاد آموزشی با دیگر اکوسیستم های همجوار غفلت کند.درپایان این مقاله راهکارهایی برای معلمان ارائه شده است تابتوانند دوگانگی موجود را راهبری کنند.
اعتبارسنجی مؤلفه های خرد سازمانی مدیران مقطع ابتدایی و ارائه مدل نهایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
129 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، اعتبارسنجی مؤلفه های خرد سازمانی مدیران مقطع ابتدایی و ارائه مناسب بود. روش پژوهش در این بخش کمّی بود. جامعه پژوهش را مدیران مدرسه مقطع ابتدایی شهر شیراز تشکیل دادند. تعداد نمونه در بخش کیفی به صورت هدفمند ملاک محور، نوزده نفر و در بخش کمّی، بر اساس جدول مورگان – کرجسی، 160 نفر از مدیران گزینش شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخته بود. تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده، در بخش کمی با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و لیزرل انجام شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد پنج مؤلفه در تدوین الگوی خرد سازمانی و تدوین الگوی مناسب در نظام آموزش وپرورش نقش دارند که عبارت اند از: مدیریت عوامل اصلی، عمل گرایی، راهبرد و استراتژی، توانمندی سازمانی، مدیریت درون سازمانی و برون سازمانی. نتایج بخش کمّی نشان داد که الگوی نهایی پژوهش از برازش لازم برخوردار است.
تجارب زیسته توان خواهان از عوامل بازدارنده و تشویق کننده آنان در زمینه تحصیل
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
30 - 42
حوزههای تخصصی:
معلولیت، چالش ها و مشکلات زیادی در دوره های مختلف زندگی یک فرد معلول ایجاد می کند که دوران تحصیل یکی از آن هاست. بر این اساس، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تجارب زیسته توان خواهان از عوامل بازدارنده و تشویق کننده آنان در زمینه تحصیل بود. این پژوهش، کیفی بوده و با روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه توان خواهان شهر اردبیل بود و داده ها از طریق مصاحبه با 10 نفر از توان خواهان دارای تجربه تحصیل که به سازمان بهزیستی شهر اردبیل مراجعه کرده و یا در آن جا مشغول به کار بودند، گردآوری شد. روش نمونه گیری به شیوه هدفمند بود و انجام مصاحبه تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل از مصاحبه با روش تحلیل مضمون و در نرم افزار Maxqda تحلیل شد و کدگذاری متن مصاحبه ها و تلفیق آن ها انجام گرفت. یافته های پژوهش، هفت مقوله اصلی را مشخص کرد که 5 مورد به عنوان عوامل بازدارنده و 2 مورد به عنوان عوامل تشویق کننده توان خواهان به تحصیل تعیین شدند. نتایج نشان دادند که توان خواهان با موانع و مشکلاتی مواجه هستند که می توانند آن ها را از امر تحصیل باز دارند. اما در عین حال، عوامل و مشوق هایی نیز وجود دارند که توان خواهان را به تحصیل تشویق نموده و آنان را در این مسیر یاری می کنند.
The Effects of Peer and Teacher Technology-Enhanced Scaffolding through Process Approach on Iranian EFL Learners’ Collocational Knowledge: The Case of Impulsive and Reflective Learners
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
32 - 47
حوزههای تخصصی:
This study examined the effects of peer and teacher technology-enhanced scaffolding through process approach on Iranian EFL learners’ collocational knowledge with regard to impulsivity and reflectivity. The participants included 132 EFL learners at the intermediate level selected from an initial number of 204 learners based on their scores on Preliminary English Test (PET). The 132 learners were divided into three groups and given a collocation pretest and the reflectivity/impulsivity questionnaire. The three groups of the study were the peer scaffolding (N=48), the teacher scaffolding (N=43), and the control group (N=41). In each of the three groups, there were both reflective and impulsive learners. The first experimental group received peer scaffolding via Telegram while the second experimental group was exposed to teacher scaffolding. As for the control group, no teacher or peer scaffolding was provided and the learners were taught collocations in a conventional way. After the treatment, the posttest of collocations was given to the three groups. The results revealed that both peer and teacher scaffolding significantly affected collocation learning. However, there was no significant difference between peer and teacher scaffolding in terms of their effects on collocation learning. The results also indicated that the main effect of treatment on collocation learning was significant; however, there was not a statistically significant interaction between peer and teacher scaffolding through the process approach in a technology-enhanced environment and reflectivity vs. impulsivity on EFL learners’ collocation learning. Based on the results, EFL teachers can employ both peer and teacher scaffolding in a technology-enhanced environment to improve EFL learners’ collocational knowledge irrespective of learners’ impulsivity and reflectivity.