مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه در چارچوب الگوی «دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر یادگیرنده» است. هدف از پژوهش حاضر، طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه در چارچوب الگوی «دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر یادگیرنده» است. در سال های اخیر، دانشگاه ها در سراسر جهان به سوی حکمرانی مشارکتی و یادگیری سازمانی حرکت کرده اند؛ اما در نظام آموزش عالی ایران، مشارکت دانشجویان در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها اغلب در سطحی نمادین و غیرساختاری باقی مانده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و اسنادی–تحلیلی و با هدف ارائه ی راهکارهای سیاستی مبتنی بر شواهد انجام شده است. در گام نخست، بیش از ۷۰ منبع شامل مقالات علمی، آیین نامه ها، و اسناد سیاستی گردآوری و با معیارهای علمی غربالگری به ۲۶ منبع کلیدی کاهش یافت. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی، مؤلفه ها و روابط کلیدی مدل استخراج و مدل مفهومی اولیه طراحی شد. به منظور اعتبارسنجی مدل، ۱۰ نفر از خبرگان حوزه آموزش عالی و سیاست گذاری علمی مدل را ارزیابی کردند و میزان توافق آنان با استفاده از ضریب کاپای کوهن محاسبه گردید. نتایج نشان داد مقدار کاپا برابر با 0.82 بوده و از نظر آماری در سطح 0.01 معنی دار است که بر اساس معیار Landis و Koch (1977) بیانگر توافق بسیار بالا است. یافته ها نشان داد که مشارکت ساختاریافته ی انجمن های علمی دانشجویی می تواند چرخه ی تصمیم سازی، اجرا و بازخورد در دانشگاه را به چرخه ای یادگیرنده و بازتابی تبدیل کند و پیامدهایی چون شفافیت، پاسخ گویی، خودتنظیمی، خلاقیت سازمانی و تعلق نهادی را به دنبال داشته باشد. بدین ترتیب، مدل نهایی پژوهش چارچوبی مفهومی برای ارتقای دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر و توسعه ی سیاست های مشارکتی در آموزش عالی ایران ارائه می دهد.
خط سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه مبتنی بر هوش مصنوعی
حوزههای تخصصی:
معلمان بعضاً با دانش آموزانی روبرو هستند که از یکسو انگیزه یادگیری ندارند و از سویی دیگر از توانایی لازم برای درک وفهم و یادگیری مطالب درسی برخوردار نیستند و این در حالی است که بهره گیری معلمان از شیوه های خلاقانه در تدریس می تواند هر دو مشکل را برطرف سازد. این پژوهش در پی توصیف خط سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی بوده است. پژوهش حاضر به شیوه کیفی-روایتی، میدان پژوهش مشتمل بر کلیه معلمان خلاق شهر اصفهان و نمونه گیری به شیوه هدفمند از نوع قضاوتی و تا حد اشباع نظری به تعداد 26 نفر صورت پذیرفت. ملاک ورودی شرکت کنندگان به عنوان نمونه، معلمانی بودند که از ابزارهای هوش مصنوعی برای تدریس استفاده کردند. داده ها از طریق مصاحبه های بدون ساختار جمع آوری گردید و از شیوه مضمون برای تحلیل داده ها استفاده بعمل آمد. براساس یافته ها 10 مضمون فراگیر(چالش های آموزشی، چالش های فردی، چالش های فناورانه،فرصت های فردی، فرصت های آموزشی، فرصت های فناورانه، ترس از اشتباه کردن؛ توسعه قابلیت های تدریس،دگردیسی حرفه ای، ادغام تدریس با فناوری ) در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی پدیدار شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیر داستان معلمان در سفر توسعه تدریس خلاقانه با هوش مصنوعی نه تنها یک تحول فناورانه، بلکه یک تحول فرهنگی و حرفه ای در نظام آموزشی است. معلمان در این سفر، ابتدا با چالش ها و موانع مختلفی نظیر ترس از اشتباه کردن، تردید و کمبود سواد دیجیتال روبه رو می شوند، اما با گذر از این مراحل، توانایی های خود را در استفاده مؤثر از فناوری های هوشمند توسعه می دهند.
شناسایی ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا (یک مطالعه فراترکیب)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا صورت گرفته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش فراترکیب انجام شده است. به منظور انجام روش فراترکیب گام های هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو طی شده است. کلیه اسناد علمی منتشر در پایگاه های داخلی و خارجی در بازه سال های 2020 تا 2025 جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهد. پژوهش های مرتبط با موضوع مورد مطالعه از جهت عنوان، چکیده و متن کامل بررسی شدند و در نهایت 21 سند علمی مورد تحلیل و ترکیب قرار گرفت. لذا ترحیجات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا در 5 مقوله و 18 زیر مقوله دسته بندی شدند. یادگیری تعاملی و فعال، یادگیری مبتنی بر فناوری دیجیتال، یادگیری شخصی سازی شده و خودراهبر، یادگیری مبتنی بر خلاقیت و حل مسئله و محیط و محتوای یادگیری پنج مقوله اصلی مرتبط با ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا را تشکیل دادند. یافته های پژوهش به سیاستگذاران و تصمیم گیران نظام آموزشی کشور این امکان را می دهند تا با آشنایی کامل از ترجیحات یادگیری نسل آلفا، تصمیمات سنجیده و کارآمدی را برای استفاده از ظرفیت های این نسل، جهت ساخت آینده ای بهتر اتخاذ نمایید. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا صورت گرفته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش فراترکیب انجام شده است. به منظور انجام روش فراترکیب گام های هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو طی شده است. کلیه اسناد علمی منتشر در پایگاه های داخلی و خارجی در بازه سال های 2020 تا 2025 جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهد. پژوهش های مرتبط با موضوع مورد مطالعه از جهت عنوان، چکیده و متن کامل بررسی شدند و در نهایت 21 سند علمی مورد تحلیل و ترکیب قرار گرفت. لذا ترحیجات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا در 5 مقوله و 18 زیر مقوله دسته بندی شدند.
شناسایی راهکارهای افزایش جذب فارغ التحصیلان در بازار کار :مطالعه ای آمیخته با تاکید بر دیدگاه خبرگان
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروی انسانی متخصص در توسعه نظام آموزشی و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی، شناسایی راهکارهای افزایش جذب فارغ التحصیلان رشته مدیریت آموزشی در بازار کار از اولویت های پژوهشی محسوب می شود. با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروی انسانی متخصص در توسعه نظام آموزشی و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی، شناسایی راهکارهای افزایش جذب فارغ التحصیلان رشته مدیریت آموزشی در بازار کار از اولویت های پژوهشی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین راه های افزایش جذب فارغ التحصیلان رشته مدیریت آموزشی در بازار کار از دیدگاه خبرگان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا، ترکیبی (کیفی-کمّی) با رویکرد اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی به روش هدفمند و در بخش کمّی شامل 255 نفر از استادان فعال در حوزه مدیریت آموزشی، فارغ التحصیلان و مدیران مؤثر در حوزه اشتغال جوانان استان سیستان و بلوچستان بود. حجم نمونه در بخش کمّی با استفاده از جدول مورگان و روش تصادفی ساده، 153 نفر برآورد شد. در بخش کیفی، پس از انجام مصاحبه ها، عوامل مؤثر با استفاده از روش تحلیل محتوا (تم) شناسایی شدند و دسته بندی و رتبه بندی آن ها با روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار Expert Choice انجام شد. نتایج نشان داد که عوامل درونی با وزن 0.582 بیشترین اولویت و عوامل بیرونی با وزن 0.279 کمترین اولویت را در اشتغال فارغ التحصیلان دارند. در بخش کمّی نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون میانگین یک جامعه مشخص شد که تمامی عوامل شناسایی شده از نظر پاسخ دهندگان بر افزایش جذب فارغ التحصیلان در بازار کار مؤثر هستند.
جهت گیری حرفه ای معلمان به مثابه محرک نوآوری آموزشی: الگویی برای ارتقای کیفیت تدریس در مدارس
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل جهت گیری حرفه ای معلمان با تاکید بر ارتقا کیفیت تدریس و بهبود نتایج آموزشی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای - کاربردی است و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، توصیفی از نوع کیفی بود. میدان پژوهش این تحقیق کلیه معلمان، مدیران، معاونین و کارشناسان اداری آموزش و پرورش شهر ارومیه در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند از نوع نمونه گیری نظری استفاده شد. ابزار گرد آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته بود که با 13 نفر انجام شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون سه مرحله ای مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر و با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های اصلی توانمندسازی معلمان شامل هسته انگیزش پایدار، شبکه تعاملات آموزشی، نوآوری در تدریس، و رهبری تحول آفرین شناسایی شدند. در قسمت موانع، موانع سازمانی، موانع فرهنگی، و چالش های درونی شناسایی شدند و در نهایت، راهکارها شامل ارتقای ظرفیت شخصی، پشتیبان سازمانی، پل های تعاملی، دیجیتال نوین و چرخه ارزیابی مداوم شناسایی شدند.هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل جهت گیری حرفه ای معلمان با تاکید بر ارتقا کیفیت تدریس و بهبود نتایج آموزشی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای - کاربردی است و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، توصیفی از نوع کیفی بود. میدان پژوهش این تحقیق کلیه معلمان، مدیران، معاونین و کارشناسان اداری آموزش و پرورش شهر ارومیه در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند از نوع نمونه گیری نظری استفاده شد. ابزار گرد آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته بود که با 13 نفر انجام شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون سه مرحله ای مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر و با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 تجزیه و تحلیل شدند.
روش تدریس خلاقانه و مؤثر در علوم انسانی و اجتماعی در عصر دیجیتال
حوزههای تخصصی:
با توجه به الکترونیکی شدن جامعه و تغییرات سریع در عرصه های مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی، بهره گیری از روش تدریس پویا، فعال و خلاقانه برای پاسخگویی به نیازهای جامعه و فراگیران ضروری است. براین اساس، پژوهش حاضر به دنبال واکاوی روش تدریس خلاقانه و مفید به ویژه در حوزه علوم اجتماعی و انسانی با توجه به ویژگی های نسل جدید فراگیران و مهارت های مورد نیاز در قرن بیست ویکم است تا بتواند زمینه مناسبی برای آموزش اثربخش و یادگیری باکیفیت فراهم سازد. به منظور دستیابی به این هدف، علاوه بر مرور منابع موجود در این حیطه، از روش مطالعه موردی با استفاده از مآخذ اطلاعاتی مختلف، نظیر مصاحبه با دانشجویان، ثبت تجربیات شخصی و اسناد ارزشیابی ثبت شده از برنامه تدریس یک استاد جامعه شناسی به عنوان نمونه مورد مطالعه استفاده شده است. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد در این شیوه تدریس، معلم از انواع روش ها، فناوری ها، فنون تدریس و فعالیت های مختلف نظری و تجربی درجهت پرورش مهارت ها و استعدادهای گوناگون فراگیران استفاده می کند. معلم فضای یادگیری فعال و پویا را با ارائه مطالب و ایده های جدید و متنوع، تمارین فردی و گروهی، بازی های فکری، آثار خلاقانه، پروژه های میدانی به وجود می آورد که می تواند منجر به علاقه، تفکر خلاقانه، مطالعه و تحقیق در دانشجویان شود. همچنین نتایج حاصل از گزارش های ارزشیابی استاد و تحلیل مصاحبه با دانشجویان حاکی از رضایت دانشجویان از شیوه تدریس خلاقانه است.معلم فضای یادگیری فعال و پویا را با ارائه مطالب و ایده های جدید و متنوع، تمارین فردی و گروهی، بازی های فکری، آثار خلاقانه، پروژه های میدانی به وجود می آورد که می تواند منجر به علاقه، تفکر خلاقانه، مطالعه و تحقیق در دانشجویان شود. همچنین نتایج حاصل از گزارش های ارزشیابی استاد و تحلیل مصاحبه با دانشجویان حاکی از رضایت دانشجویان از شیوه تدریس خلاقانه است.