فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
درک الگوی توزیع فضایی و ویژگی های تکاملی جمعیت سالمند در محله های شهری برای توسعه برنامه ریزی و اجرای سیاست های مدیریت عمومی در شرایط پیری سریع از اهمیت بالایی برخوردار است. شناسایی دقیق توزیع مکانی و ویژگی های تکاملی جمعیت سالمند در یک شهر مستلزم تجزیه و تحلیل جامع شاخص های متعدد و داده های در مقیاس های متفاوت است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در محله های شهر سقز می پردازد. روش پژوهش از لحاظ نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ ماهیت و هدف کاربردی است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای، میدانی و روش تحلیل ثانوی بوده است. برای تحلیل و تحلیل داده ها از شاخص خودهمبستگی فضایی موران، روش لکه های داغ استفاده شده است. نتایج تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در محلات شهر سقز نشان می دهد که مقادیر مثبت شاخص موران برای هر یک از شاخص های نسبت سالمندی (192/0)، وابستگی سالمندی (103/0)، سالمندی (141/0) و پیری جمعیت (121/0) نشان دهنده الگوی خوشه ای در داده ها است، به این معنا که مناطق مشابه از نظر ویژگی های مطالعه شده نزدیک تر به هم هستند. همچنین نتایج لکه های داغ نشان داد که خوشه های تشکیل شده در شاخص های سالمندی در محلات قدیمی شهر ایجاد شده که جزو هسته های شکل گیری شهر بوده اند. از سوی دیگر، شکل گیری لکه های سرد در شاخص های مرتبط با سالمندی عمدتاً در پیرامون شهر و محلاتی ایجاد شده است که جزو محلات به مراتب جدید و توسعه یافته می باشد؛ بنابراین تحلیل فضایی پدیده سالمندی جمعیت در شهر سقز می تواند به مسئولین و سیاست گذاران کمک کنند تا بهبود و پشتیبانی از شرایط زندگی سالمندان را مدیریت کرده و سیاست های توسعه جامعه را با توجه به نیازهای گوناگون مکانی شکل دهند. . نتایج حاصل از این تحلیل به نظام تصمیم شهری کمک خواهد کرد تا سیاست ها و برنامه های بهینه تری برای بهبود شرایط زندگی سالمندان در این شهر تدوین نماید .
سنجش تبیینی جنبه های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 18
حوزههای تخصصی:
شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی – توسعه ای و از حیث روش، توصیفی – تحلیلی می باشد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک های آماری در نرم افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه گانه از شاخص های مورد بررسی می باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته ها نشان می دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها، تا حد قابل قبولی می تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه بندی شاخص ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می باشد.
آینده پژوهی تحقق رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر مسکن پایدار در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : با توجه به اهمیت و پیامدهای تغییرات اقلیمی و کارآیی انرژی در توسعه پایدار شهری و تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده، این مقاله با هدف شناسایی پیشران ها و مطالعه آینده تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده کلان شهر تهران به لحاظ کارآمدی مسکن و بهبود وضعیت بهره وری انرژی انجام شده است. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق، در رده تحقیقات کاربردی قرار دارد و از روش کیفی و کمی (آمیخته) به منظور گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای MAXQDA برای تجزیه و تحلیل کیفی و SPSS و MICMAC برای تجزیه و تحلیل کمی استفاده شده است. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که میان رویکرد کم کربن و بافت فرسوده ارتباط وجود دارد و نیز ارتباط مثبت و معنادار رویکرد کم کربن و مسکن پایدار از طریق ضریب همبستگی پیرسون (با ارزش عددی 713/.) اثبات گردید. بر اساس نتایج اثرات تحلیل متقاطع، متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (2/88)، مدیریتی – نهادی با (72/67) و اقتصادی (37/61) بیشترین تأثیر را وضعیت رویکرد کم کربن در بافت های ناکارآمد کلان شهر تهران داشته اند. همچنین متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (65/79) و اقتصادی با (85/70) نیز دارای بالاترین میزان تأثیرپذیری بودند. نتیجه گیری : همچنین مشخص گردید که سیستم شهری به خصوص در بخش پایداری مسکن و رویکرد کم کربن در کلان شهر تهران شرایط ناپایداری را سپری می کند.
نیازهای سرمایشی و گرمایشی در ارتباط با پرورش جوجه گوشتی؛ مطالعه موردی: استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۳۶۳-۳۴۴
حوزههای تخصصی:
جوجه گوشتی یک از متداول ترین منابع گوشت طیور است که به یکی از پرطرفدارترین و سریع ترین نوع تولید طیور در سراسر جهان تبدیل شده است. عملکرد مرغ های گوشتی به طور مستقیم با افزایش یا کاهش دما و بروز تنش های حرارتی (سرد و گرم) تحت تأثیر قرار می گیرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است درجه- روزهای سرمایش و گرمایش در دوره های مختلف پرورش جوجه گوشتی برای پهنه استان خراسان رضوی مورد ارزیابی قرار گیرد. به این منظور داده های میانگین ماهیانه دما برای دوره آماری (2018- 1988) مستخرج از 13 ایستگاه سینوپتیک استان استفاده شد. درجه روزهای سرمایش و گرمایش برای هریک از هفته های پرورش مبتنی بر آستانه های مشخص محاسبه و پراکندگی مکانی آن ها بررسی شد. در گام بعدی رابطه بین درجه روزهای سرمایش و گرمایش و ویژگی های جغرافیایی ارزیابی شد. نتایج نشان دادند با افزایش عرض جغرافیایی درجه- روزهای سرمایش کاهش و درجه- روزهای گرمایش افزایش می یابند. مناطق شمالی و غربی استان نیازهای گرمایشی بیشتری را در همه ی دوره های پرورش جوجه گوشتی نشان داده اند این در حالی است که نیازهای سرمایشی در مراحل مختلف پرورش جوجه گوشتی برای نواحی شرقی و جنوبی استان بالاتر بوده است. از نظر مجموع نیازهای سرمایشی و گرمایشی مناطق حاشیه شمال شرق، جنوب و غرب استان؛ شهرستان های خواف، گناباد، کاشمر، سرخس و سبزوار کمترین نیاز سرمایش-گرمایش را در 6 هفته دوره پرورش جوجه گوشتی داشته و از اقلیم های مناسب در توسعه این فعالیت اقتصادی محسوب می شوند.
تبیین پیامدهای بحران کرونا (کوید 19) در عناصر گردشگری شهری، مورد مطالعه: شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
196 - 219
حوزههای تخصصی:
شهر سیستمی پویا و پیچیده است که عوامل متعددی در آن تأثیرگذارند. در این میان، گردشگری شهری اردبیل خرده سیستمی از این سیستم پیچیده است که ورود بحران آنی و فراگیر کرونا (بیماری کوید 19) نظم و پیوستگی آن را بر هم ریخته و کلیت آن را دچار چالش کرده است. هدف از این پژوهش شناخت و ارزیابی اثرپذیری عناصر و ساختارهای گردشگری شهری اردبیل از بحران کرونا به منظور تعیین سازوکار تأثیرگذاری این بحران به لحاظ زمانی (پیش و پس از آن) در شهر اردبیل است. رویکرد منطقی حاکم بر پژوهش استقرایی قیاسی است. این پژوهش از نظر هدف شناختی کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع تحلیل پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش دربردارنده متخصصان و کارشناسان حوزه شهری، مسئولان و استادان دانشگاهی حوزه های مرتبط با پژوهش است. شیوه گردآوری داده ها از نوع میدانی پرسش نامه ای است که براساس نمونه گیری هدفمند 56 نفر انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها از آزمون تی و فریدمن و شبیه سازی روابط علّی معلولی در محیط ونسیم (Vensim) استفاده شده است. یافته ها و نتایج نشان می دهد که عناصر (اولیه و ثانویه) گردشگری شهری اردبیل، پیش و پس از دوره کرونا، دچار تغییرات ناشی از ورود بحران شده و اختلاف و تفاوت معناداری میان عناصر اولیه در دو دوره وجود دارد، که این مهم از طریق کاهش رتبه اهمیت در دوره حین و پس از کرونا نمایان شده است. تحلیل عناصر ثانویه نشان می دهد که بالاترین اهمیت و رتبه برای دوره حین و پس از کرونا به ترتیب مربوط به وضعیت دسترسی به مهمان سراها و هتل ها، ویژگی های ظاهری و چشم اندازهای محیط گردشگری، وضعیت حمل ونقل حوزه گردشگری شهر اردبیل و اطلاع رسانی دقیق بوده که متفاوت با دوره پیش از کرونا است. شبیه سازی روابط علّی معلولی نشان می دهد که دو حلقه R1 و R2 در مدل گردشگری شهری اردبیل وجود دارد که تأثیرات کاهشی و افزایشی در هم دارند و روندی میانجی و واسطه ای بر روی عناصر اولیه و ثانویه (در دو دوره بررسی شده) را نیز نمایان کرده است
نقش دسترسی به پارک های شهری بر سلامت روان بانوان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
197 - 226
حوزههای تخصصی:
سلامت روان زنان، به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی سلامت عمومی، تحت تأثیر عوامل محیطی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. با گسترش شهرنشینی و افزایش تنش های روانی، بررسی نقش پارک های شهری در ارتقای سلامت روان بانوان، به ویژه در شهرهای متوسط، ضرورتی روزافزون یافته است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر دسترسی به پارک های شهری بر سلامت روان بانوان، در شهر اردبیل انجام شد. این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد کاربردی، بر پایه داده های حاصل از ۴۰۰ پرسش نامه گردآوری شده از طریق نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. ابزار پژوهش شامل ۵۸ گویه در قالب پنج شاخص اصلی: کالبدی-فضایی، فرهنگی-اجتماعی، امنیت، دسترسی، و سلامت روان بود. نتایج تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه نشان داد که شاخص های کالبدی-فضایی (میانگین ۳.۱۷) و فرهنگی-اجتماعی (میانگین ۳.۰۵) از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار بودند. بین سلامت روان با دسترسی به پارک های شهری (ضریب همبستگی 63/0) و شاخص فرهنگی-اجتماعی (0.63) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که شاخص های کالبدی-فضایی (239/۰β=) و فرهنگی-اجتماعی (131/0β=) بیشترین تأثیر را بر سلامت روان داشته اند درحالی که شاخص ایمنی و امنیت معنادار نبود. افزون بر این، دسترسی به پارک های شهری (145/0β=) و عوامل فرهنگی-اجتماعی (177/0β=-) تأثیر معناداری بر کاهش افسردگی بانوان نشان دادند. در مجموع، یافته های پژوهش بر ضرورت طراحی و بهبود زیرساخت های کالبدی و اجتماعی فضاهای سبز شهری، به منظور ارتقای سلامت روان بانوان تأکید دارد.
ارزیابی کارایی شبکه عصبی پرسپترونی چند لایه در پیش نگری طوفان های گرد و غبار برخی ایستگاه های سواحل خلیج فارس (آبادان، اهواز و بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
21 - 44
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی و به دنبال آن رخداد وقایع حدی نظیر طوفان های گردوغبار علاوه بر اختلال در محیط زیست، تأثیر مستقیم بر سلامت انسان و روند طبیعی زندگی داشته و طی سال های اخیر در بخش کشاورزی پیامدهای نامطلوبی را بر جای گذاشته است. در این پژوهش برای پیش نگری و مدل سازی طوفان های گردوغبار، داده های ساعتی گردوغبار، میانگین دما، رطوبت نسبی، سرعت و جهت باد در برخی از ایستگاه های سواحل خلیج فارس (آبادان، اهواز و بوشهر) با طول دوره آماری ۳۷ سال (۲۰۲۳-۱۹۸۷) گردآوری شد. پیش نگری تعداد روزهای همراه با طوفان های گردوغبار در مقیاس فصلی با استفاده از مدل شبکه عصبی پرسپترون چندلایه و مدل فصلی SARIMA انجام شد. براساس نتایج حاصل از شبکه عصبی پرسپترون چندلایه، ضریب همبستگی بین مقادیر مشاهداتی و پیش نگری شده برای سه ایستگاه همدیدی آبادان، اهواز و بوشهر به ترتیب برابر با ۴۳/۰، ۵۰/۰ و ۹۰/۰ و مقدار RMSE برابر با ۹۶/۶، ۹۷/۱ و ۱۶/۰ بوده و نسبت به مدل SARIMA خطای کمتر، همبستگی بیشتر و عملکرد بهتری در پیش نگری داشته است. پیش نگری با شبکه عصبی برای ۱۶ سال آینده (۲۰۴۰-۲۰۲۴) بیشترین احتمال رخداد گردوغبار را در فصل بهار و کمترین مقدار را برای پاییز نشان داد. شدت گردوغبار نیز طی دوره های مشاهداتی و آینده در آبادان بیشتر از بقیه ایستگاه ها بوده است. مسیریابی ذرات گردوغبار با مدل HYSPLIT و به روش پسگرد در سه ارتفاع ۲۰۰، ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ متری، ایجاد ذرات گردوغبار در عراق، قسمت هایی از سوریه و عربستان و حرکت آن به سمت غرب و جنوب غرب ایران را برای تاریخ های مشترک در سه ایستگاه تصدیق می کند و نتایج آن مطابقت خوبی را با عمق اپتیکی گردوغبار، تراکم گردوغبار سطحی و نحوه حرکت توده غلظت بر اساس مدل های NAAPS و COAMPS نمایش می دهد. نتایج این مطالعه می تواند در مدیریت پیامدهای ناشی از طوفان گردوغبار و برنامه های مقابله با بیابان زایی در مناطق تحت مطالعه مؤثر باشد.
کاربست مدل هماهنگی عامل بنیان در مکان یابی مناطق توسعه شهری نمونه موردی: فاز 7 هشتگرد و تپه امام گل همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
21 - 44
حوزههای تخصصی:
در ساختار مدیریت شهری ایران، سازمان های متعدد و مستقلی در فرآیند توسعه شهری موثر می باشند. تعدد این سازمانها و ناهماهنگی بین آنها یکی از عمده ترین چالش های پیش روی مدیریت شهری کشور می باشد. از این رو، مدیریت وابستگی های متقابلی که بین سازمان های مذکور وجود دارد می تواند نقش موثری درموفقیت فاز مکان یابی مناطق توسعه شهری ایفا نماید. پژوهش حاضر با هدف شناسایی وابستگی های متقابل بین سازمان های دخیل در فرآیند توسعه شهری و همچنین ارائه یک مدل منطقی برای مدیریت این وابستگی ها انجام گردید. به همین منظور، با انجام مطالعه موردی کیفی تعبیه شده چندگانه ابتدا وابستگی های متقابل بین سازمان دخیل در فرآنید توسعه شهری شناسایی گردید. در گام بعدی، با عنایت به ماهیت پیچیده این وابستگی ها و در نظر گرفتن مزیت های برجسته پارادایم مدل سازی عامل بنیان در درک و مدیریت سیستم ها و فرآیندهای پیچیده، مدل هماهنگی عامل بنیان بسط داده شده است. مدل پیشنهادی براساس یک مجموعه قواعد ساده "اگر-آنگاه" تصمیم سازان و تصمیم گیران حوزه شهری را قادر می سازد که چالش های هماهنگی در فرآیند توسعه شهری در یک بستر منطقی مدیریت نمایند.
کارکردهای فرهنگی ملی و مذهبی وقف درکرمان در دوران صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف با انگیزه ی نیکوکاری سابقه ی طولانی در تاریخ ایران دارد و نهاد وقف منشأ خدمات مذهبی، علمی و فرهنگی گردیده است. کرمان نیز از قدیم الایام به عنوان کانون سیاسی، علمی و فرهنگی در جنوب شرق ایران مطرح بوده و به همین دلیل توجه به امر تعلیم و تربیت و ایجاد مراکز آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش به بررسی کارکردهای فرهنگی ملی و مذهبی وقف درکرمان در دوران صفویه می پردازد. اهداف تحقیق شامل شناخت نقش وقف در تأسیس مراکز علمی و تعلیم و تربیت، و سمت و سو دادن به امور مذهبی و فرهنگی جامعه می شود. فرضیه های تحقیق به بررسی تأثیر وقف بر توسعه آموزشی و هدایت اندیشه حاکم را تأیید می کنند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع اسنادی مانند وقف نامه ها، اسناد تاریخی و آثار معماری کرمان استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد وقف با تأمین منابع پایدار برای زیرساخت های شهری، آموزشی و مذهبی، به توسعه اقتصادی، کاهش نابرابری ها، ترویج تشیع و تقویت هویت فرهنگی کمک کرده و به پایداری تمدن اسلامی در کرمان منجر شده است. این نهاد نه تنها ابزاری برای رفاه عمومی بلکه عامل کلیدی در انسجام اجتماعی و فرهنگی بوده است.
میزان انطباق جهت استقرار و جهت گیری ساختمان های آموزشی قدیم و جدید شهر دزفول با شرایط اقلیمی بر اساس قانون کسینوس ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای طبیعی دوره ۵۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۱)
101 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی میزان انطباق جهت استقرار و جهت گیری ساختمان های آموزشی قدیم و جدید شهر دزفول با شرایط اقلیمی به منظور استفاده حداکثری از توانمندی های اقلیمی در دوره فعالیت مدارس و کاهش استفاده از تجهیزات گرمایشی و سرمایشی می باشد. برای استخراج مناسب ترین الگوی استقرار مدارس متناسب با شرایط اقلیمی، از روش قانون کسینوس ها و نرم افزار Q Basic استفاده شده است. ابتدا میزان انرژی تابشی دریافتی بر روی سطوح قائم به صورت نظری و واقعی برای جهات 24 گانه جغرافیایی بر اساس داده های اقلیمی ایستگاه هواشناسی دزفول در بازه زمانی (1986-2019) میلادی محاسبه شده، سپس مناسب ترین جهت و سایر جهات مطلوب استخراج و معرفی گردید و در نهایت ساختمان های آموزشی موردبررسی میدانی قرار گرفت که با انتخاب 15 نمونه از مدارس قدیم، جدید و بازسازی شده، جهت گیری کلی ساختمان ها با الگوی استخراج شده از قانون کسینوس ها مقایسه گردید. بر اساس نتایج حاصل از قانون کسینوس ها و با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی شهر دزفول، چه در ساختمان های دوطرفه و چه در ساختمان های چهار طرفه جهت جنوبی مناسب ترین جهت برای استقرار دیوارها و بازشوها می باشد. مقایسه جهت گیری این مدارس با الگوی مناسب حاصل از تحقیق نشان می دهد که در تعدادی از نمونه های قدیمی و در تعدادی از نمونه های تازه تأسیس الگوی مناسب رعایت شده است. البته در تعدادی از نمونه ها نیز بازشوها در تمام جهات جغرافیایی احداث شده است اما در مجموع میزان سازگاری با الگوی مطلوب در مدارس جدید بیشتر از مدارس قدیمی بوده است.
تحلیل ظرفیت کاهش حرارتی بر اساس فضاهای سبز در شهر مراغه با استفاده از مدل سرمایش شهری
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : با توجه به افزایش دمای جهانی و تشدید اثر جزیره حرارتی شهری ، گسترش پوشش گیاهی می تواند از شدت این پدیده بکاهد و محیطی سالم تر و پایدارتر را برای ساکنان شهرها فراهم کندبه طور کلی مناطق سبز در شهرها رویکردی مؤثر برای کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری و ایجاد آسایش برای ساکنان می باشد. بهبود شرایط ریزاقلیمی در محیط های شهری بیشتر تحت تأثیر تبخیر و تعرق است. به عبارتی با کاهش پوشش گیاهی و تغییرات کاربری زمین مرتبط است. روش شناسی: در این مقاله با استفاده از مدل سرمایش شهری به بررسی تاثیرات فضاهای سبز بر روند کاهش اثرات جزایر حرارتی در شهر مراغه پرداخته شد. با توجه به ماهیت موضوع، هدف پژوهش کاربرد ی و روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش به منظور پایش تغییرات کاربری شهری در بازه زمانی 1363تا 1401 تصاویر ماهواره لندست با پیکسل سایز 30×30 استفاده شده است برای بررسی میزان خنک کنندگی در شهر مراغه از مدل سرمایش شهری در نرم افزار Invest استفاده شده است. نتایج و یافته ها : در سال 1363 در کلاس 0.83 تا 0.90 برابر با 19.5 درصد ،در سال1383 در کلاس 0.60 تا 0.93 برابر با 19.87 . درصد و در کلاس 1401 در کلاس 0.59 تا 0.83 برابر با 20.65 درصد توانسته جزایر گرمایی را کاهش دهد .با توجه به نتایج به دست آمده از مدل سرمایش شهری مشاهده شد که در هر سه دوره شهر مراغه در کاهش جزایر گرمایی وضعیت چندان مطلوبی نداشته است. با توجه به نقشه های کاربری اراضی سه دوره الگوی رشد شهر مراغه از الگوی رشدی پراکنده و افقی ناموزون با تخریب زمین های باغی و حاصلخیز کشاورزی و جایگزین شدن آنها با بافت محله های پراکنده و نامنسجم شهری و روستایی تبعیت نموده است که این با توجه به از بین رفتن باغات وپوشش های گیاهی اطراف شهر جزایر حرارتی در شهر گسترش روز افزون داشته است. صرفه جویی انرژی ناشی از کاهش جزایر گرمایی شهری را براثر زیرساخت های سبز شهری در سال 1363 در شهر مراغه 10626 مگاوات برای سال 1383برابر با 19252مگاوات و در نهایت برای سال 1401برابر با 36234مگاوات بوده است.
تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری (مورد مطالعه شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار از مفاهیم مهمی است که امروزه در مناطق روستایی مورد تأکید است. جهت پیاده سازی این مفهوم، بایستی از ظرفیت های متنوعی استفاده نمود که گردشگری از مهمترین آنها است. در راستای توسعه روستاها با رویکرد گردشگری عوامل مختلفی مؤثر هستند که برای نواحی نیمه خشک از جمله شهرستان آباده این عوامل متفاوت است. این شهرستان دارای جاذبه های گردشگری از نوع طبیعی و تاریخی-فرهنگی است که با توجه به موقعیت استقرار آن در مسیر شیراز، می توان جایگاه بهتری داشته باشد. هدف پژوهش تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری در نواحی نیمه خشک ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی و کارشناسان تشکیل داده که بر اساس فرمول کوکران 372 نفر در زمینه ساکنان و 50 نفر در زمینه کارشناسان به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که از دیدگاه جامعه محلی، 19 عامل در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری با تبیین 860/75 درصد مؤثر هستند. این عوامل در سه عامل کلان شامل برنامه ریزی اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی (069/55 درصد)، توسعه خدمات و دانش عمومی(528/14 درصد) و مدیریت، امنیت و آموزش(262/6) دسته بندی می شوند. همچنین از دیدگاه کارشناسان، به ترتیب مهمترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید در زمینه توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)؛ کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی(427/0)؛ امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی و همچنین افزایش سطح درآمد و اشتغال مردم روستاها به طور مشترک با وزن نهایی(375/0)؛ خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی(523/0) هستند. بهترین استراتژی برای تحقق توسعه پایدار روستایی گردشگری، استراتژی تنوع تعیین شد که مهمترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی آن است.
شناسایی و اولویت بندی موانع امنیت و توسعه در شهرهای مرزی (نمونه موردی: شهر کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
137 - 168
حوزههای تخصصی:
شهرهای مرزی، از جمله کامیاران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود، با مجموعه ای پیچیده از چالش ها در حوزه امنیت و توسعه مواجه اند. این مسائل، نه تنها پایداری محلی را تهدید می کند بلکه می تواند تبعات گسترده تری بر امنیت ملی داشته باشد. درک دقیق و سلسله مراتبی این موانع، گام نخست برای برنامه ریزی استراتژیک و مداخلات مؤثر است. سؤال اصلی پژوهش این است که موانع اصلی مؤثر بر امنیت و توسعه در شهر مرزی کامیاران کدامند؟ و روابط ساختاری و میزان تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر چگونه است؟ این پژوهش کاربردی، با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی موانع امنیت و توسعه در کامیاران پرداخته است. داده ها از طریق نظرسنجی از ۳۰ نفر از خبرگان حوزه شهری و جامعه شناسان، با استفاده از روش «دلفی» جمع آوری شد. برای تحلیل عمیق ۱۸ مانع شناسایی شده و بررسی روابط علّی و معلولی و میزان تأثیرگذاری آن ها، از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و نرم افزار میک مک (MICMAC) استفاده گردید. نتایج مدل «ISM» نشان داد که موانع بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، در پنج سطح مختلف قرار می گیرند. بر خلاف تصور اولیه، قاچاق کالا و مواد مخدر، بیکاری و فقر و منابع مشترک مرزی، که در بالاترین سطح نمودار روابط قرار داشتند، بیشتر متغیرهای وابسته و پیامد عوامل ریشه ای تر محسوب می شوند. بیکاری و فقر با قدرت نفوذ ۵ و منابع مشترک مرزی با قدرت نفوذ ۱۳) در مقابل"توپوگرافی کوهستانی "کمبود زیرساخت های ارتباطی، ساختار ناهمگن و عدم دسترسی عمومی با بالاترین قدرت نفوذ (۱۸)، به عنوان موانع زیرساختی و ساختاری و محرک های کلیدی شناسایی شدند. تحلیل «MICMAC» نیز حاکی از آن است که ۱۷ مورد از ۱۸ مانع شناسایی شده، در دسته متغیرهای پیوندی قرار می گیرند که هم قدرت نفوذ بالا و هم وابستگی بالایی دارند. این امر نشان دهنده پیچیدگی و درهم تنیدگی این موانع است که حل آن ها نیازمند رویکردی جامع و هم زمان است. این پژوهش به این استنتاج مفهومی دست یافت که مشکلات ظاهری امنیت و توسعه در کامیاران (نظیر قاچاق و بیکاری)، عمدتاً پیامدهای عوامل ریشه ای تر و ساختاری (مانند: ضعف زیرساخت ها، فساد اداری و ناهماهنگی های مدیریتی) هستند؛ بنابراین راه حل پایدار برای ارتقای امنیت و توسعه در شهر مرزی کامیاران، در گرو تمرکز بر موانع بنیادین و محرک با قدرت نفوذ بالاتر است که نیاز به اتخاذ راهبردهای جامع و یکپارچه توسط مسئولین و نهادهای ذی ربط دارد.
شناسایی مناطق مستعد سیل خیزی در حوضه آبریز یامچی با پایش شاخص های طیفی و داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
150 - 132
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی کاربردی و تحلیلی، به شناسایی نواحی مستعد سیل خیزی در حوضه آبخیز یامچی پرداخته است. در ابتدا، داده های دبی روزانه ایستگاه های لای، نیر و یامچی طی سال های 2014 تا 2021 از شرکت آب منطقه ای استان اردبیل جمع آوری شد. سپس، پارامترهای محیطی مؤثر شامل شیب زمین، فاصله از آبراهه، کاربری اراضی و رطوبت خاک در محیط ArcGIS و گوگل ارث انجین ترسیم شدند. همچنین، شاخص های طیفی NDWI، AWEI، WRI و LSWI از تصاویر لندست 8 استخراج گردید. پس از استانداردسازی متغیرها، مدل جنگل تصادفی رگرسیونی با 100 درخت تصمیم آموزش داده شد. 70 درصد داده ها برای آموزش و 30 درصد برای آزمون مدل استفاده شد. عملکرد مدل با شاخص های آماری R² و MSE به ترتیب برابر با 9353/0 و 000210/0 ارزیابی شد. در نهایت نواحی مستعد سیل خیزی شناسایی گردیدند. به منظور اعتبارسنجی، رویداد سیل آوریل 2017 به عنوان نمونه موردی تحلیل شد. نتایج نشان داد که بخش شمالی حوضه، به دلیل ارتفاع زیاد، شیب تند، رطوبت خاک ۳۵ درصد و مقادیر بالای AWEI و WRI، بیشترین پتانسیل برای وقوع سیل خیزی را دارد. در مقابل، نواحی مرکزی و جنوبی به علت شیب ملایم تر و رطوبت کمتر خاک، احتمال کمتری برای سیل خیزی نشان دادند. مدل جنگل تصادفی صحت این الگو را تأیید کرد و عملکرد آن با منحنی ROC و مقدار AUC برابر با 616/0، قابل قبول ارزیابی شد. تحلیل داده های راداری نیز نشان داد که بازتاب سیگنال ها در مناطق شمالی، پیش و پس از وقوع سیلاب، تغییر محسوسی داشته و بیانگر تمرکز منابع آبی در این بخش از حوضه است.
برآورد میزان رطوبت نسبی استان هرمزگان با استفاده از پردازش محصولات سنجنده مودیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رطوبت نسبی یکی از پارامترهای مهم اقلیمی و پدیده های جوی محسوب می شود. هدف مطالعه حاضر ارزیابی الگوریتم های ناحیه ای در محاسبه مقدار رطوبت نسبی با استفاده از داده های سنجش ازدور در استان هرمزگان است. در این راستا از محصولات (MOD05 و MOD07) جهت برآورد مقدار آب قابل بارش، دمای هوا و فشار سطح زمین و از محصول (MOD35) جهت تست ابر استفاده شده که با انجام تست ابر حدود 2190 تصویر بدون ابر با درجه اطمینان 95 درصد برای پردازش، شناسایی شدند. برای ارزیابی نتایج از داده های رادیوسوند ایستگاه بندرعباس و ایستگاه های سینوپتیک در سطح استان استفاده شد که نتایج بیانگر دقت بالای الگوریتم ها و مدل تجربی بکار برده شده است؛ به طوری که مقدار R2 و RMSE لایه های ثبت شده از سنجنده و داده های زمینی، قابل قبول بودند و هم خوانی مناسبی با اندازه گیری های ایستگاه های زمینی دارند. نتایج این پژوهش بیانگر این است که اقلیم استان یک در حالت نیمه بیابانی قرار دارد که داری یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است. فشار سطح زمین و مقدار آب قابل بارش TPW در این استان با توپوگرافی منطقه همبستگی بالای دارند. به طوری که بیشترین آب قابل بارش و فشار سطح زمین در مناطق پست جلگه ای ساحلی و کمترین آن ها در ارتفاعات استان ثبت شده است.
آشکارسازی تأثیر روند گسترش کالبدی شهری خرم آباد بر تغییرات میزان آلبدوی سطحی و ارتفاع لایه مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
87 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این تحقیق آشکارسازی روند گسترش بافت کالبدی شهر خرم آباد و اثرات آن بر ارتفاع لایه مرزی و سپیدایی سطحی شهر است. در این راستا در ماه ژوئن 4 دوره آماری ۱۹۹۰، ۲۰۰۰، ۲۰۱۰، ۲۰۲۰، با اجرای تابع جبرباندی، بافت کالبدی شهر خرم آباد و روند تغییرات آن طی ۳۰ سال بررسی گردید.
روش و داده: داده های مربوط به سپیدایی سطحی و ارتفاع لایه مرزی از داده های بازتحلیل ECMWF مدل ERA5 با قدرت تفکیک ۰/۱۲۵ درجه قوسی، برای دوره آماری ۱۹۹۰-۲۰۲۰ اخذ شد. تغییرات دوره ای بافت شهری خرم آباد نیز با استفاده از شاخص سنجش از دوری NDBI از تصاویر ماهواره های لندست ۵ و ۸ طی دوره ۳۰ ساله استخراج گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد بافت شهر خرم آباد طی دوره ۳۰ ساله رشد ۸۲۹ هکتاری داشته و نشان داد که شهر طی دوره ۳۰ ساله ۴۷ درصد گسترش یافته است. نتیجه اقلیمی این گسترش کالبدی در متغیرهای سپیدایی سطحی و ارتفاع لایه مرزی نشان داد با گسترش بافت کالبدی شهر، میزان سپیدایی به صورت معنی داری با شیب سالانه ۰/۰۰۳۲- درصد در دوره سرد و ۰/۰۰۰۵- درصد در دوره گرم سال کاهش داشته است؛ اما ارتفاع لایه مرزی شهر خرم آباد، بر خلاف میزان سپیدایی، روند افزایشی با شیب ۷ متر در سال در دوره گرم و ۳ متر در سال در دوره سرد سال بوده است. کاهش میزان سپیدایی سطحی باعث افزایش بیشتر تابش بودجه حرارتی شهر شده و افزایش بودجه حرارتی باعث افزایش ارتفاع لایه مرزی طی دوره آماری ۱۹۹۰-۲۰۲۰ شده است.
نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان گفت که گسترش بافت کالبدی شهر خرم آباد طی ۳۰ سال اخیر به صورت معنی داری منجر به کاهش سپیدایی سطحی و افزایش ارتفاع لایه مرزی در سطح شهر شده است.
نوآوری، کاربرد نتایج: بررسی و آشکارسازی تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر فاکتورهای حرارتی جو پایین منطقه (سپیدایی سطحی، ارتفاع لایه مرزی) مهم ترین نوآوری این تحقیق است. تغییرات فاکتورهای حرارتی مانند سپیدایی و ارتفاع لایه مرزی تأثیرات گسترده ای در آسایش اقلیمی و کیفیت محیط زیستی شهر دارند؛ لذا آشکارسازی تأثیر بافت کالبدی شهر در ارتباط با توزیع فضایی، فضای سبز و بوستان ها و پارک های شهری جهت تعدیل شرایط حرارتی شهر بسیار مهم است.
توسعه اقتصادی - اجتماعی سواحل مکران با تاکید بر چالش های امنیتی و دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه سواحل مکران، از اهمیت اقتصادی- سیاسی قابل توجهی برخوردار است و قابلیت گسترش اقتصاد بین المللی در ایران، منطقه اوراسیا، اروپا، کشورهای ساحلی اقیانوس هند و اقیانوس آرام را داراست. این بهینه سازی شامل زیرساخت های بنادر، حمل و نقل و ارتباطات زمینی، ریلی و هوایی می شود، که تسهیل تجارت، ترانزیت و انتقال انرژی روان را برای بسیاری از نقاط جهان فراهم می سازد. هدف اصلی این مقاله بررسی عوامل موثر بر توسعه سواحل مکران با تاکید بر چالش های امنیتی و دفاعی در شرق کشور است. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی است و جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای انجام شده است، در این مطالعه به بررسی ویژگی های جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی سواحل مکران، ظرفیت های اقتصادی موجود، پتانسیل منطقه گرایی، عضویت و شکل دهی به سازمان های منطقه ای و تحقق منافع و ایده آل ها براساس اولویت های کشورهای مرتبط، چالش های مرزی، تهدیدات از سوی کشورهای همسایه و قدرت های بزرگ، ضرورت تقویت توان دفاعی، نظامی و امنیتی پرداخته شده است. یافته های پژوهش بیانگر الزاماتی در خصوص جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی، سیاستگذاری شفاف جهت بهره گیری از موقعیت خاص این سواحل با هدف ایجاد اشتغال، درآمدزایی و توسعه امنیت اجتماعی و ملی، بهره گیری از دیپلماسی فعال و تفاهم بین المللی به عنوان پلی میان کشورهای اکو؛ آسه آن و سایر کشورهای جهان برای مبادله کالا، مشارکت در طرح های کریدور شمال- جنوب، توجه به جذابیت و ظرفیت های کم نظیر گردشگری نهفته در این منطقه، و بهبود گردشگری داخلی
پایش دمای سطح زمین و ارتباط آن با شاخص های طیفی و پوشش گیاهی با استفاده از سامانه GEE (مطالعه موردی: شهرستان تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
24 - 39
حوزههای تخصصی:
دمای سطح زمین به طور مستقیم تحت تأثیر تعادل انرژی در سطح زمین قرار دارد. این تعادل انرژی متأثر از عوامل مختلف اقلیمی هم چون میزان انرژی دریافتی از خورشید،میزان رطوبت هوا و ... است. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین دمای سطح زمین (LST) و شاخص های طیفی و پوشش گیاهی استاندارد شده (NDVI) در شهرستان تبریز طی دوره زمانی (سال 1402) با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست و مودیس در پلتفرم گوگل ارث انجین (GEE) انجام شده است. همچنین به منظور محاسبه شاخص های طیفی و پوشش گیاهی از باندهای مادون قرمز نزدیک و قرمز استفاده شده است. در وهله بعد پس از تهیه نقشه های عامل، در محیط نرم افزار SPSS با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون میزان همبستگی و رابطه بین دمای سطح با شاخص های طیفی و پوشش گیاهی مورد آزمون آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین LST و شاخص های NDVI (با مقدار 232/0-) و SAVI (با مقدار 185/0-) یک همبستگی منفی قوی و بین شاخص های NDBal و NDBI به ترتیب ب مقدار (188/0) و (092/0) رابطه مثبت و معنی داری حاکم است. به طوری که افزایش پوشش گیاهی به طور قابل توجهی با کاهش دمای سطح زمین همراه است. مناطق شهری و صنعتی که دارای پوشش گیاهی کمتری هستند، بالاترین مقادیر LST را نشان می دهند. یافته های این پژوهش تأکید بر اهمیت پوشش گیاهی در کاهش دمای محیط و بهبود کیفیت هوا دارد و می تواند در برنامه ریزی شهری، مدیریت منابع طبیعی و ارزیابی اثرات تغییرات اقلیمی در منطقه مورد مطالعه مورد استفاده قرار گیرد.
تغییرات مورفولوژیکی در دشت آبرفتی و جلگه ساحلی( نمونه موردی: رودخانه بهمنشیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تتغییرات مورفولوژیکی منتسب به فعالیت های انسانی یکی از محرک های اساسی تغییرات محیطی در سطوح محلی، منطقه ای و جهانی است. مطالعات مورفولوژی در افزایش درک و نظارت بر تغییرات محیطی حیاتی شده است. از این جنبه، مطالعه حاضر به جزئیات وضعیت مکانی-زمانی جلگه آبرفتی و ساحلی رودخانه بهمنشیر در شهرستان آبادان با استفاده از تصاویر ماهواره ای Landsat، LISS III و Sentinel 2A برای سال های 1973، 1986، 19۹۹، ۲۰۱۲ و 2024 می پردازد. در این مطالعه از سنجش از دور (RS)، سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و سیستم تحلیل خط ساحلی دیجیتال (DSAS) برای شناسایی تغییرات مورفولوژیکی و تأثیرات آنها استفاده شده است. تفسیر ویژگی های مورفولوژیکی با استفاده از تصاویر ماهواره ای زمانی و تکنیک طبقه بندی کننده حداکثر احتمال (MLC) انجام شده و اثرات آن با روش تحلیل فضایی ArcGIS مورد بررسی قرار گرفت. دینامیک ساحل رودخانه با استفاده از مدل DSAS ارزیابی و کمی سازی شد. نتایج مطالعه نشان داد که هر دو لندفرم ژئومورفیک دشت آبرفتی و جلگه ساحلی تحت فشار فعالیت های انسانی در طول سال ها به ویژه پس از سال 2012 تغییر یافته اند. به طوری که حجم رسوبات آبرفتی از 97.3 کیلومتر مربع در سال ۱۹۷۳ به 108.8 کیلومتر مربع در سال ۲۰۲۴ رسیده است. از دیگر نتایج تحقیق این می باشد که، سواحل رودخانه بهمنشیر در دشت آبرفتی با فرسایش قابل توجه ی در سال های اخیر به دلیل افزایش زراعت و گسترش سکونتگاه ها و صنایع مواجه بوده است در حالی که جلگه ساحلی در سال های اخیر به دلیل افزایش بار معلق رودخانه و پسروی آب دریا افزایش چشمگیری داشته است. همچنین مطالعات نشان داد که ۴ مورد از ۷ دهستان مورد مطالعه، بیشتر از 40 درصد آبرفت های خود را به دلیل فعالیت های انسانی را از دست داده اند.
جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
209 - 224
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت جامعه روستایی در نظام تولید کشاورزی کشور، ضروری است تا در چارچوب توسعه ملی، مقوله روستا و توسعه روستایی عمیق تر بررسی شود، چراکه تأمین مواد غذایی و خودکفایی نسبی جز از طریق متحول ساختن روستاهای کشور میسر نیست. این مهم تنها با اعمال مدیریت شایسته و کارآمد و بهره گیری از شیوه های مدیریتی امکان پذیر است. نظام مدیریت روستایی ایران طی سال ها به لحاظ ساختار های اجتماعی، تحولات و دگرگونی های پیچیده ای داشته است و خلاء مدیریت کارآمد و اصولی در روستاها در تمامی ادوار، به خصوص در دهه های اخیر مشکلات فراوانی را برای روستائیان ایجاد کرده است. لذا هدف کلی این پژوهش جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران می باشد که به روش مروری با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و بررسی اسنادی، انجام شده است. در مدل پیشنهادی سازمانی با نام بنگاه توسعه و مشارکت مردمی روستایی به صورت هیأت مدیره ای متشکل از سازمان های ذیربط و نماینده کارگروه های روستاییان تشکیل شده است که به شکل شورایی به فعالیت می پردازند. در این مدل تعامل و ارتباط تنگاتنگ تعاونی روستایی با دهیاری وجود دارد. به علاوه کارگروه هایی که با عضویت نمایندگان روستاییان تشکیل می شود، با داشتن دانش بومی منطقه، مسائل و مشکلات منطقه را شناسایی کرده و بهترین راه حل های منطبق و سازگار با منطقه را ارائه می دهند و مطابق با آنها طرح ها و برنامه های پیشنهادی را به مقامات بالاتر ارائه داده و بودجه لازم را برای اجرا اختصاص می دهند. قابل ذکر است که کارشناسان و متخصصان نقش تسهیلگر در این کارگروه ها دارند. این مدل کاملاً بومی بوده و منطبق با واقعیات جامعه روستایی ایران است.