مقالات
حوزههای تخصصی:
شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی – توسعه ای و از حیث روش، توصیفی – تحلیلی می باشد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک های آماری در نرم افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه گانه از شاخص های مورد بررسی می باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته ها نشان می دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها، تا حد قابل قبولی می تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه بندی شاخص ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می باشد.
ارزیابی الگوی زمانی پارک خودرو در پارکینگ های خیابانی مدیریت شده؛ مطالعه موردی خیابان های «ارتش شمالی» و «فردوسی» شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
پارکینگ حاشیه ای بخش بسیار مهم فضاهای شهری و خیابان ها را تشکیل می دهند. لازم به ذکر می باشد که اهمیت آن ها بویژه برای افرادی که نزدیک مراکز تجاری هستند، بسیار بیشتر است. مدیریت این نوع پارکینگ اهدافی مانند توزیع عادلانه جای پارک، جلوگیری از توقف های طولانی مدت در مناطق پرتقاضا، کاهش سفرهای غیرضروری، پیشگیری از تخلفات پارک (مانند توقف دوبل یا پارک در مکان های ممنوع) و استفاده از درآمد حاصل برای احداث پارکینگ ها و اجرای طرح های ترافیکی را دنبال می کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان تحقق اهداف فوق الذکر در دو خیابان «ارتش شمالی» و خیابان «فردوسی» شهر تبریز که بخشی از محدوده پروژه پارکینگ حاشیه ای می باشند، طراحی گردیده است. جهت برداشت داده های مورد نیاز از شیوه میدانی استفاده شده است. از ساعت 7:30 لغایت 20 اقدام به شمارش و ثبت پلاک تمامی جایگاه های پارک حاشیه ای و پارک دوبل (در صورت وجود سوبل) گردید و هر نیم ساعت یکبار به تمامی جایگاه ها جهت مقایسه و کنترل پلاک ثبتی برداشت قبلی مراجعه شد. در صورتی که خودرو جدید، اقدام به پارک در جایگاه کرده بود، پلاک آن ثبت شده و مدت زمان پارک برای آن جایگاه بازنشانی گردید. بر اساس نتایج به غیراز ساعات اولیه صبح، در سایر زمان ها تقاضا بیشتر از ظرفیت بوده است. نتایج بررسی مدت زمان پارک خودرو نشان می دهد که الگوی غالب پارکینگ حاشیه ای در خیابان ارتش شمالی (61 درصد) و فردوسی (76/51 درصد) از نوع بلندمدت است. همچنین، ساعت شروع و پایان پارک بلندمدت، دقیقاً مطابق با ساعات کاری ادارات و کسبه های محدوده می باشد؛ بنابراین، غالب افرادی که از پارکینگ حاشیه ای به صورت بلندمدت استفاده می کنند، کارمندان و اصناف محدوده می باشند.
ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)
حوزههای تخصصی:
در دهه گذشته، توسعه نظریه های مرتبط با شهرهای پایدار، شهرهای اکولوژیک، اکوسیستم ها، شهرهای هوشمند و شهرهای سبز، توجه طراحان و برنامه ریزان شهری را به ضرورت ایجاد هماهنگی میان طراحی شهری و طبیعت معطوف کرده است. متخصصان همواره بر اهمیت پایداری محیط زیست، مواجهه با چالش های اقلیمی و ادغام اصول اکولوژیکی در برنامه ریزی شهری تأکید داشته اند. این رویکرد بیانگر تعهدی گسترده به ایجاد محیط های شهری تاب آور است که نه تنها با تغییرات اقلیمی سازگار می شوند، بلکه تأثیرات منفی آن را نیز کاهش داده و زمینه ساز زندگی پایدار می شوند.این پژوهش به بررسی ویژگی های ریزاقلیم شهری که بر محله های مسکونی تأثیرگذار است، از طریق برنامه ریزی و طراحی شهری می پردازد. فرم های مختلف بلوک های شهری، ریزاقلیم های گوناگونی ایجاد می کنند که سطح آسایش متفاوتی برای شهروندان فراهم می آورد. پژوهش حاضر، به مقایسه موضوع آسایش حرارتی فضای باز در فصل زمستان (۲۰ دسامبر) شهر تبریز برای سه فرم رایج بلوک های مسکونی (حیاط دار، خطی و منفرد) پرداخته است. برای این منظور، از نرم افزار ENVI-met جهت شبیه سازی دمای هوا، شاخص میانگین پیش بینی شده (PMV)، سرعت باد و رطوبت نسبی استفاده شده است تا مشخص شود کدام یک از این بلوک های رایج برای اقلیم سرد تبریز مناسب تر است. هدف اصلی پژوهش، روشن سازی تأثیر فرم بلوک ها بر آسایش حرارتی فضای باز در مساکن تبریز است. در این مطالعه، با حفظ تراکم ساختمانی ثابت، اثرات فرم های مختلف شهری بر آسایش حرارتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در فصل زمستان، مدل های حیاط دار و منفرد تأثیر بیشتری بر آسایش حرارتی فضای باز ساکنان دارند. شبیه سازی مدل خطی حاکی از آن است که این فرم در این منطقه مناسب نیست و نمی تواند آسایش حرارتی مطلوبی برای مساکن در فصول سرد فراهم کند.
تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر 50 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و آمارها نشان از وجود روند افزایشی شهرنشینی در دنیا دارند. اسکان این حجم از جمعیت در مناطق شهری باید طبق برنامه ریزی های قبلی صورت گیرد، تا از بروز آسیب به محیط زیست جلوگیری شود. از سوی دیگر، می بایست برنامه ریزان فرایندهای مربوط به توسعه فیزیکی شهر را برای اتخاذ استراتژی های توسعه پایدار شهری ادراک نمایند. به منظور بررسی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر مراغه، 9 متغیر مورد بررسی قرار گرفتند. این متغیرها عبارتند از: شیب، ارتفاع، فاصله از شهر، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از رودخانه، خاک شناسی، زمین شناسی، پوشش گیاهی و کاربری اراضی. لایه های موضوعی متغیرهای مورد بررسی با استفاده از انواع توابع خطی کاهشی یا افزایشی و تعریف کاربر به فازی تبدیل شدند. به این ترتیب، مقادیر همه نقشه های تهیه شده بین 0 و 1 تعریف و با استفاده از عملگر گامای فازی با یکدیگر ترکیب شدند. در نهایت نقشه نهایی تناسب اراضی جهت توسعه فیزیکی شهر مراغه تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بالغ بر 23 درصد از محدوده مطالعاتی جهت توسعه فضایی شهر در کلاس با تناسب بسیار پایین قرار می گیرند. در حالت تطبیقی 18 درصد از محدوده مورد مطالعه در شرق و جنوب غرب شهر مراغه و به صورت پیوسته و متصل به شهر برای گسترش فیزیکی شهر مراغه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار هستند. این پهنه ها در فاصله ای دور از رودخانه و بستر دره صوفی چای قرار دارند و در نتیجه منجر به جلوگیری از بروز مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی می شوند.
شناسایی راهبردهای مناسب توسعه با رویکرد آینده نگاری منطقه ای در استان زنجان
حوزههای تخصصی:
آینده نگاری منطقه ای به عنوان رویکردی جدید در علم برنامه ریزی توسعه منطقه ای، درصدد فعلیت بخشیدن به راهبردها و عوامل کلیدی توسعه ای است که غالبا در فرایند برنامه ریزی، تصمیم گیری و اجرا به فراموشی سپرده می شوند. لذا پژوهش حاضر در پی شناسایی راهبردهای مناسب و عوامل کلیدی توسعه با کمک رویکرد آینده نگاری منطقه ای در استان زنجان می باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است که مبتنی بر داده های آماری استان و استفاده از تکنیک تحلیل اثرات متقابل/ ساختاری در نرم افزار میک مک می باشد. نتایج بررسی وضعیت پراکندگی متغیرهای موثر بر وضعیت آینده توسعه استان زنجان نشان داد که وضعیت سیستم ناپایدار است. در تحلیل نهایی از میان 25 عامل تاثیرگذار در توسعه استان زنجان، 13 عامل به عنوان عوامل کلیدی موثر بر توسعه استان از ماتریس اثرات مستقیم انتخاب گردیدند و با 13 عامل کلیدی ماتریس تاثیرات غیرمستقیم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که پنج عامل «جاذبه های گردشگری استان»، «تنوع بخش های اقتصادی»، «ضعف در عدالت اجتماعی»، «نرخ رشد اقتصادی» و «جذب سرمایه های کلان» در هر دو ماتریس رتبه های بالا را کسب کردند، بنابراین می توان اذعان نمود که نیازمند توجه بیش از پیش می باشند. طبق تحلیل یافته ها، عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر و عوامل زیست محیطی کمترین تاثیر را در توسعه استان زنجان دارند. در نهایت، تغییر دیدگاه ها با رویکردهای نوین برنامه ریزی و آینده پژوهی و توجه به گردشگری، سیاست های اقتصادی دانش بنیان، افزایش سرمایه گذاری (جذب سرمایه های ملی)، تنوع فرهنگی، عدالت اجتماعی و تقویت مدیریت به عنوان راهبردهای مناسب توسعه در سطح استان زنجان مطرح می شوند.
پهنه بندی سیل خیزی شهرستان معمولان با استفاده از داده های ماهواره ای ECMWF و روش های تصمیم گیری چندمعیاره
حوزههای تخصصی:
یکی از پیامدهای تغییرات اقلیمی، افزایش خطر وقوع سیل و آثار ناشی از آن است. بلایای زیست محیطی با شدت و فراوانی بیشتری در سراسر جهان رخ می دهند و سیل به عنوان یکی از این بلایا، خسارات گسترده ای از جنبه های مادی و غیرمادی به همراه داشته و اثرات آن تا مدت ها پس از وقوع نیز ادامه می یابد. شهرستان معمولان، که در مسیر رودخانه کرخه قرار دارد، یکی از مناطق سیل خیز ایران است که به ویژه در سال ۱۳۹۸ با سیلاب های شدیدی مواجه شد و هر ساله نیز در معرض این پدیده قرار دارد. ازاین رو، پایش بلایای سیل و ارزیابی میزان خطر آن به یک ضرورت فوری برای افزایش ظرفیت پیشگیری و کاهش خسارات در این شهرستان تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا ارزیابی و پهنه بندی سیلاب در این منطقه انجام گیرد. در این راستا، 9 لایه شامل رطوبت توپوگرافی، شیب، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی، فاصله از راه، پوشش گیاهی، میزان بارش و نوع خاک به عنوان شاخص های مؤثر در سیل خیزی منطقه انتخاب شدند. در این پژوهش، از داده های مدل رقومی ارتفاعی (DEM) با قدرت تفکیک مکانی ۲۸ متر برگرفته از ماهواره ASTER و داده های بارش ماهانه سازمان ECMWF در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و داده ها به مقادیر سالانه تبدیل گردیدند. برای پهنه بندی سیل خیزی، از روش تحلیل شبکه (ANP) در نرم افزار Super Decisions بهره گرفته شد که در آن، وزن دهی شاخص ها بر اساس نظرات کارشناسان انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که بیشترین درصد اراضی شهرستان معمولان در طبقات با خطر سیل خیزی زیاد و متوسط قرار دارند. سایر طبقات به ترتیب شامل کم و خیلی زیاد هستند و طبقه خیلی کم، کمترین سهم از سطح منطقه را به خود اختصاص داده است.