ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
۸۶۱.

بررسی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوشهرگرایی محلات بافت فرسوده بندر ماهشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده 8 گانه شهر بندرماهشهر تدوین گردید که از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- پیمایشی و استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی ساکنین واقع در محلات 8 گانه بافت فرسوده و قدیمی شهر بندر ماهشهر هستند که طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس مسکن 45235 نفر می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران برابر با 380 پرسشنامه محاسبه شد. نتایج یافته ها نشان داده که هرچند میان تمامی شاخص های نوشهرگرایی با تحقق بازآفرینی شهری رابطه مستقیمی وجود دارد اما اصل پیاده روی با ضریب استاندارد 321/0 بیشترین اثر را به خود اختصاص داده، از سوی دیگر میزان وضعیت اصول نوشهرگرایی در سطح محلات فرسوده شهر بندرماهشهر حاکی از مقادیر متفاوتی می باشد. اما این تفاوت معنادار نبوده و اختلاف معناداری بین محلات 8 گانه خیلی زیاد نمی باشد. بگونه ای که در مقایسه میانگین در بین محلات بالاترین میزان تأثیرپذیری اصول نوشهرگرایی مربوط به محله های 18، 19، 16 به ترتیب با میانگین های 94/4، 70/4 و 64/4 و پایین ترین میزان مختص محله های 17و 10 به ترتیب با میانگین های08/4 و 10/4 بوده است.
۸۶۲.

مسئله مسکن انبوه؛ چالش های آپارتمان نشینی (مطالعه پدیدار شناسی تجربه زندگی در مسکن مهرِ شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آپارتمان نشینی چالش ها تجربه زیسته مسکن مهر بروجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۸
یکی از مهم ترین مسائلی که جامعه شهری ایرانی در دهه های اخیر با آن مواجه بوده است، مسائل مرتبط با مشکلات و چالش های سکونت در آپارتمان های مسکن مهر است. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته ساکنان مسکن مهر شهر بروجرد استان لرستان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی «روش پدیدار شناختی» است. جامعه آماری شامل ساکنین مجتمع + های مسکن مهر بروجرد است که با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. در بخش نمونه گیری داده های پژوهش با 21 مصاحبه به اشباع نظری رسید. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه غیر ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها، از تحلیل «تماتیک» و تکنیک «کد گذاری» و نرم افزار «مکس کیودی ای 12» استفاده شد. بر این اساس یافته ها در سه مقوله اصلی مشخص شد، مقوله اول به «واحد های معنایی» ، مقوله دوم «تِم های مشترک» و در مقوله سوم «بٌن مایه های اصلی» اشاره دارد. یافته های پژوهش نشان داد که ساکنین این ساختمان ها با مسائلی چون ناکارآمدی تعاونی ها، نابرابری مکانی، ناامنی ذهنی و روانی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی، بی اعتمادی به مکان زیست، بیگانه شدن با دیگری و فقدان رواداری و مدارای اجتماعی مواجه هستند.
۸۶۳.

بررسی تأثیر مؤلفه زمان بر حس تعلق ساکنین از دو منظر قدمت محیط و طول مدت سکونت؛ مورد پژوهی محلات شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق به مکان طول مدت اِقامت قدمت محیط محلات شهر زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
حس تعلق نسبت به یک محیط پیوندی عاطفی و احساسی است که میان افراد و محیط بیرونی صورت می گیرد. مطالعات بسیاری نشان داده اند که وجود این پیوند و عمیق تر شدن آن میان شخص و محیط، نقش بسزایی در ارتقای محیط کالبدی و بروز رفتارهای اجتماعی مثبت دارد. لذا شناخت حس تعلق و عوامل موثر بر آن و راه های ارتقای آن یکی از موضوعاتی است که می تواند به ارتقای شرایط زیستی و محیط کالبدی منجر شود. از میان عوامل متعددی که بر حس تعلق افراد موثر است، عامل زمان به عنوان یکی از این عوامل موثر از دو منظر می تواند موثر باشد؛ طول مدت سکونت و قدمت محیط. در این مطالعه ضمن تحقیق بر نحوه اثر هر کدام از این عوامل بر حس تعلق ساکنین، مقایسه ای میان این دو عامل و شدت اثر هر یک بر حس تعلق انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. به منظور جمع آوری داده و اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای و میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را شهروندان ساکن در محلات شش گانه مورد مطالعه در شهر زنجان تشکیل می دهند، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر برآورد شد. در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شد. نتایج نشان داد که حس تعلق در محلات مورد مطالعه، متوسط به پایین است. همچنین نتایج نشان داد که طول مدت اقامت و قدمت محیط بر حس تعلق مکانی و مولفه های آن تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین متغیرهای مورد نظر میزان تاثیر متغیر قدمت محیط بر حس تعلق مکانی بیشتر از طول مدت اقامت می باشد به گونه ای که قدمت محیط 1/27 درصد از واریانس متغیر حس تعلق مکانی را پیش بینی می کند.
۸۶۴.

مطالعه الگوهای همدیدی-دینامیکی و روند تغییرات پوشش برف فراگیر در شمال شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوهای همدیدی- دینامیکی روند تغییرات برف فراگیر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
در این پژوهش مهم ترین الگوهای همدیدی موجد بارش برف فراگیر در شمال شرق ایران موردبررسی قرار گرفته است. برای این منظور داده های کد هوای حاضر و عمق برف ایستگاه های سینوپتیک شمال شرق کشور طی دوره آماری 1371-1400، برای ماه های مهر تا اسفند، از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد. جهت بررسی بارش های برف فراگیر، روزهایی که بیش از 70 درصد منطقه موردمطالعه هم زمان شاهد ریزش برف بود، به عنوان یک روز فراگیر استخراج شدند. به منظور انجام تحلیل های همدیدی-دینامیکی در مورد بارش های برف فراگیر در شمال شرقی ایران، از روش طبقه بندی با استفاده از تحلیل خوشه ای استفاده شد و نقشه های روزهای نماینده از جمله دمای جو، شار رطوبت، ارتفاع ژئوپتانسیل، تاوایی، جبهه زایی، جت استریم، شاخص امگا و داده های باد مداری و نصف النهاری ترسیم شد. تحلیل روند نیز با استفاده آزمون من کندال انجام شد. نتایج نشان داد که 3 الگوی پرفشار سیبری و مرکز اروپا_کم فشار شرق ایران، پرفشار غرب ایران_کم فشار سودان، پرفشار مرکز اروپا_کم فشار شرق ایران و افغانستان به بهترین نحو بارش های برف فراگیر در منطقه موردمطالعه را توجیه می نمایند. در تمامی الگوها در تراز میانی جو شدت یافتن جریان های نصف النهاری بادهای غربی همراه با تشکیل مراکز پرفشار و کم فشار موجب ایجاد بلاکینگ در مسیر جریانات غربی شده و شرایط را برای صعود هوا فراهم کرده است . تمرکز میدان امگای منفی و فرارفت تاوایی نسبی مثبت به همراه قرار گرفتن منطقه شمال شرق ایران در نیمه چپ خروجی رودباد جنب حاره، موجب ناپایداری های شدید و بارش برف فراگیر در منطقه شده است. همچنین نتایج نشان داد که علیرغ م ع دم وج ود رون د در تعداد روزهای فراگیر برف در شمال شرق ایران، تعداد روزهای برف فراگیر در طول زمان روندی کاهشی داشته است.
۸۶۵.

نقش سیاست گذاری شهری در انتخاب مناطق برترگردشگری (مطالعه موردی: شهرستان ماهشهر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سیاست گذاری شهری توسعه ملی گردشگری پایداری شهر ماهشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
توسعه پایدار یکی از اهداف مهم صنعت توریستی در هر کشوری است و این صنعت تحت تاثیر علم اقتصاد، سیاست و جغرافیا بوده و بر توسعه آن نیز در هر منطقه اثر گذار می باشد. توسعه پایدار در مناطق گردشگری، با سیاست حفظ منابع و محیط زیست در هر منطقه ای، فرآیند توسعه ملی را تسریع می نماید. هدف از انجام این تحقیق، بررسی نقش سیاست گذاری شهری در انتخاب مناطق برترگردشگری و ارزیابی معیارها و توانمندی مکان های توریستی شهر ماهشهر می باشد. در انجام این تحقیق از مدل تحلیل سلسله مراتبی و پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت استفاده شد. ابتدا اطلاعات بصورت پرسشنامه ها توزیع و داده های آن آنالیز گردید و پس از به دست آمدن سازگاری معیارها، وزن هر کدام از معیارها و گزینه ها به دست آمد و سپس تجزیه و تحلیل شد. یافته این تحقیق نشان داد بین معیارهای جاذبه، ارزش، مسافت و تقاضای منتخب برای گردشگری منطقه مورد مطالعه، معیار تقاضا با وزن (54/0) بیشترین اوزان و معیار جاذبه با وزن (06/0) کمترین اوزان گردشگری را به خود اختصاص داده است. همچنین رتبه بندی نهایی مناطق منتخب گردشگری ماهشهر نشان داد که بندر امام خمینی و دریاچه پارک ارم بترتیب با امتیاز 354/0 و 29/0 با اولویت اول و دوم و شهر تاریخی اسک با اولویت هفتم در رتبه پایین تری قرار گرفته است. بنابراین تصمیم گیری درست معیارهای گردشگری بر روی فعالیت های اقتصادی و... اثر گذار می باشد و معیار تقاضا بر توسعه گردشگری منطقه اثر گذارتر است.
۸۶۶.

نقش پتانسیل های طبیعی و تاریخی در توسعه گردشگری (مطالعه موردی: شهرستان جم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گردشگری پایدار شهرستان جم توسعه اقتصادی جاذبه های طبیعی تاریخی زیرساخت های گردشگری.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
گردشگری به عنوان یک بخش کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش بسزایی در افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و جلوگیری از مهاجرت روستایی به شهرها ایفا می کند. با وجود چالش هایی نظیر عدم شناخت کافی از جاذبه ها و کمبود زیرساخت ها، این صنعت می تواند به تنوع اقتصادی و کاهش وابستگی به منابع محدود کمک کند. شهرستان جم، با جاذبه های طبیعی و تاریخی فراوان، پتانسیل قابل توجهی برای توسعه گردشگری دارد. این تحقیق به بررسی نظریه های مرتبط با توسعه پایدار و جاذبه های گردشگری پرداخته و بر اهمیت شناخت جاذبه ها و مشارکت جامعه محلی تأکید می کند. با استفاده از روش های توصیفی و تحلیلی، اطلاعات گردشگری شهرستان جم از منابع مختلف جمع آوری و نقشه های جغرافیایی با نرم افزارهای ArcGIS و Google Earth ترسیم شده است. یافته ها نشان می دهند که ویژگی های زمین شناسی و تاریخی این شهرستان، از جمله غار آدم و جنگل گلوبردکان، قلعه پدری، قنات های تاریخی، آسیاب های آبی، سدها، و غارهای طبیعی فرصت های بی نظیری برای جذب گردشگران فراهم می آورند. برای بهره برداری بهینه از این جاذبه ها، لازم است زیرساخت های گردشگری بهبود یابند، خدمات بهداشتی و تسهیلات افزایش یابند و برنامه ریزی های علمی انجام شود. با شناخت و توسعه جاذبه های طبیعی و تاریخی، شهرستان جم می تواند به یکی از مقاصد گردشگری مهم تبدیل شود و به توسعه پایدار و اقتصادی منطقه کمک کند.
۸۶۷.

تحلیل روند تغییرات هیدروکلیماتولوژی حوضه آبریز رودخانه آجی چای(تلخه رود)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: روند دبی من-کندال حوضه آجی چای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
باتوجه به نقش مهم و ضروری رودخانه ها در اقتصاد، صنعت و کشاورزی، مدیریت نادرست این منابع و استفاده ناصحیح از آب های سطحی و عدم شناخت کامل از میزان منابع موجود، ما را بر آن داشت تا تأثیر منفی اثرات تغییرات اقلیمی بر منابع آبی که باعث ایجاد و تداوم خشکی و خشکسالی و اثرات زیست محیطی بسیاری را موجب گردیده و خواهد داشت در حوضه آبریز رودخانه آجی چای بررسی نماییم. به دلیل وسعت زیاد حوضه دریاچه ارومیه برای منطقه مطالعاتی فقط حوضه آجی چای در نظر گرفته شد. تحقیق حاضر با این نگاه به این مهم می پردازد و در این زمینه، اثرات و عوامل تأثیرگذار بر میزان بارندگی و دبی رودخانه آجی چای را بررسی می کند. دبی و بارش در حوضه رودخانه آجی چای واقع در استان آذربایجان شرقی در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه از سال 1348 تا سال 1396 موردمطالعه قرار گرفت جهت بررسی و تحلیل وجود روند و یا عدم وجود روند از آزمون ناپارامتری من - کندال استفاده گردید. همچنین میزان ضریب همبستگی و ضریب تعیین با استفاده از رگرسیون خطی و ضریب تغییرات در نرم افزار xlstat استفاده گردید. نتایج تحلیل دبی در حوضه آبریز آجی چای نشان می دهد که جریان رودخانه آجی چای در مقیاس سالانه در ایستگاه ونیار روند نزولی با شیب تند داشته است. همچنین روند نزولی معناداری در دادهای دبی در مقیاس فصلی در فصول پاییز، زمستان و بهار مشاهده شد که در آن شدیدترین روند مربوط به فصل زمستان با سطح اطمینان 95 درصد و با 86 درصد ضریب همبستگی است؛ ولی در فصل زمستان داده ها دارای جهش هستند ولی روند خاصی برای تابستان متصور نیست.
۸۶۸.

ارزیابی عوامل موثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی در تفرجگاه عون بن علی شهر تبریز

کلیدواژه‌ها: تفرجگاه رضایتمندی عون بن علی تحلیل عاملی گردشگران غیربومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
زمینه و هدف: ایجاد جامعه ای سالم برای تداوم توسعه نیاز به ایجاد، توسعه و نگهداری تفرجگاه ها و مناطق توریستی جهت جوابگوئی به تقاضای روزافزون انسان ها دارد. تفرجگاه عون بن علی تبریز یکی از مناطق گردشگری مهم شهر تبریز می باشد. هدف این تحقیق شناخت و ارزیابی عوامل موثر بر رضایت گردشگران غیر بومی از این تفرجگاه می باشد.روش بررسی: جمعیت آماری پژوهش را گردشگران غیربومی که از تفرجگاه عون بن علی بازدید نموده اند، تشکیل و حجم نمونه غیرتصادفی با استفاده از فرمول کوکران 380 نفر محاسبه شد و در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از SPSS 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس تحلیل عاملی متغیرهای مستقل به 4 فاکتور (نظارت اجتماعی، امنیت تفرجگاه، خوانایی مسیر، کیفیت دسترسی ها) و متغیر وابسته به 3 فاکتور (امکانات پیک نیک، کیفیت مبلمان و امکانات ورزشی تفرجگاه) دسته بندی شدند. هم چنین نتیجه تحلیل رگرسیونی نشان داد که فاکتورهای امنیت تفرجگاه و کیفیت دسترسی ها بطور معنی داری قادر به پیش بینی 40 درصد از میزان رضایتمندی گردشگران از تفرجگاه بودند که در این میان کیفیت دسترسی ها بیشترین تأثیر (0.50) را در میزان رضایتمندی داشت. نتایج حاصل از آنالیز وضعیت سنی گردشگران در تفرجگاه عون بن علی نشان داد که اکثر گردشگران پاسخ دهنده جوان هستند. بنابراین، باید برنامه ریزی ها بیشتر در راستای برآوردن نیازهای گردشگری این گروه سنی و سلایق این افراد به همراه توان و پتانسیل محیطی منطقه گردشگری باشد چرا که در هر دوره سنی، خصوصیات فردی و اجتماعی شخص، نیازهای فراغتی خاصی را بیان می دارد بطوری که بین نیازهای فراغتی جوانان و کهنسالان تفاوت های آشکاری وجود دارد. شناخت عوامل مؤثر بر رضایتمندی گردشگران غیربومی به طراحان و مدیران تفرجگاه اطلاعات مفیدی جهت برنامه ریزی مکان های تفرجی جدید ارائه می دهد.
۸۶۹.

رتبه بندی عوامل مؤثر بر هویت برند گردشگری شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت برند هویت شهر برندسازی برند شهری کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
امروزه توسعه و مدیریت برند مقصدهای گردشگری تنها یک گزینه نیست، بلکه ضرورتی مسلم است و شهری برند می شود که ابزار هویتی مناسب برای برجسته شدن در برابر رقبا داشته باشد. این پژوهش با هدف رتبه بندی ابعاد مؤثر بر هویت برند گردشگری شهر کرمان انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، به لحاظ روش از نوع پژوهش های آمیخته (کیفی   کمّی) و به صورت توصیفی   تحلیلی است. داده های لازم برای پژوهش با روش های اسنادی (کتابخانه ای و بررسی اسناد فرادستی) و میدانی (مصاحبه) و به لحاظ افق زمانی به صورت پیمایشی مقطعی در بازه تابستان تا زمستان 1402 گردآوری شده است. داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون به کمک نرم افزار مکس کیودی ای و در بخش کمّی از راه آمار توصیفی و استنباطی با بهره گیری از نرم افزار اس پی اس اس تجزیه و تحلیل شده است. براساس تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان شهر کرمان در چهار بخش دانشگاهی، سازمان های دولتی، مدیران بخش خصوصی و مدیران تشکل های مردم نهاد در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، هفتاد مضمون پایه (شاخص)، دوازده مضمون سازمان دهنده (مؤلفه) و هفت مضمون فراگیر (بُعد) شناسایی شده است. در بخش کمّی نیز، اعتبارسنجی یافته های بخش کیفی و رتبه بندی عوامل شناسایی شده بر مبنای نظر گردشگران به عنوان مخاطبان اصلی هویت برند گردشگری شهر کرمان مورد توجه بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد ابعاد «مدیریت شهری و کالبدی» و «اقتصادی» به ترتیب با میانگین 22/5 و 65/4 دارای بالاترین رتبه در بین ابعاد مؤثر بر هویت برند گردشگری شهر کرمان و ابعاد «روان شناختی» و «بازاریابی» به ترتیب با میانگین 43/2 و 24/3 دارای پایین ترین رتبه اند. همچنین، در بین مؤلفه های مؤثر، «زیرساخت های گردشگری»، «توانمندسازی تأسیسات گردشگری» و «سیاست گذاری گردشگری» و از میان شاخص های اثرگذار، «به روزرسانی ناوگان زمینی، ریلی و هوایی»، «امکانات رفاهی و تسهیلات گردشگری» و «توجه بناها و بافت تاریخی شهر کرمان» از بیشترین رتبه و بالاترین میزان اهمیت در برساخت هویت برند گردشگری شهر کرمان برخوردارند.
۸۷۰.

تحلیل موانع توسعهه پایدار در شهرهای کوچک: مطالعه موردی بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار رویکرد دلفی فازی زیرساخت های شهری شهرستان بوکان مشارکت عمومی موانع توسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرهای کوچک، به ویژه شهرستان بوکان، یکی از چالش های اساسی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) به شمار می آید. با توجه به اهمیت توسعه پایدار در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفظ منابع طبیعی، شناسایی موانع موجود در این مسیر ضروری به نظر می رسد. شهرستان بوکان به عنوان یک شهر کوچک، با چالش های متعددی در زمینه توسعه پایدار مواجه است که به بررسی دقیق و علمی نیاز دارد. این شهرستان با ویژگی های خاص جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه برای تحقق اهداف توسعه پایدار است. به همین دلیل، شناسایی موانع و چالش های موجود در این زمینه می تواند به بهبود سیاست های اقتصادی و اجتماعی کمک کند و به درک بهتری از وضعیت کنونی و نیازهای آینده شهرستان منجر شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر بر مبنای هدف مطالعه، از نوع پژوهش های کاربردی است که نتایج آن برای توسعه اقتصادی کشور قابل استفاده است. جامعه آماری مطالعه شامل متخصصان حوزه توسعه منطقه ای بود که دارای تجربه عملی و پژوهشی مرتبط با توسعه شهرهای کوچک بوده و حداقل مدرک دکتری در رشته های مرتبط را داشتند. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سابقه پژوهشی، تجربه حرفه ای، و مشارکت در پروژه های توسعه منطقه ای انجام شد تا اطمینان حاصل شود که نظرات ارائه شده از سوی خبرگان معتبر و تخصصی است. در این پژوهش، حجم نمونه ۱۵ نفر از کارشناسان خبره انتخاب شد. در این پژوهش ابتدا موانع توسعه شهرهای کوچک بر اساس مبانی نظری استخراج شد. سپس، برای تأیید و اولویت بندی این عوامل از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. در این فرایند، مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه برای کارشناسان ارسال شد. پس از تکمیل و جمع آوری پاسخ ها در دور اول، نتایج تحلیل شده و به صورت خلاصه به همراه بازخورد به کارشناسان ارسال شد تا پس از بررسی مجدد، نظرات اصلاحی خود را ارائه دهند. پس از جمع آوری و تحلیل نظرات دور دوم، اختلاف میانگین نظرات کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت. در صورتی که اختلاف کمتر از 0/1 باشد، اجماع حاصل شده و فرایند دلفی فازی به پایان می رسد. در ادامه، مراحل انجام و نتایج دلفی فازی مربوط به مؤلفه های موانع توسعه شهرهای کوچک ارائه شده است. یافته ها این پژوهش به تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون پرداخته است. در مرحله اول، 15 متخصص و کارشناس حوزه توسعه منطقه ای به صورت هدفمند انتخاب شدند که اکثریت آن ها دارای مدرک دکتری و سابقه کاری بین 4 تا 17 سال بودند. این ترکیب تخصصی و تجربی، امکان تحلیل جامع موانع توسعه شهری را فراهم کرد. در مرحله اول نظرسنجی، چالش های عمده توسعه شهری شناسایی و میانگین های فازی زدایی شده برای هر مؤلفه محاسبه شد. نتایج نشان داد کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک با میانگین فازی زدایی شده 0/910 به عنوان یکی از چالش های اصلی شناسایی شده است. همچنین، «عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری» و «ضعف در مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری» با میانگین های مشابه (0/790) در رده های بعدی قرار گرفتند. دیگر چالش های مهم شامل «عدم مشارکت فعال شهروندان» (0/800) و «کمبود فضاهای سبز» (0/650) بودند که نشان دهنده نیاز به توجه به مسائل زیست محیطی و مشارکت عمومی در مدیریت شهری است. در مرحله دوم نظرسنجی، میانگین های فازی زدایی شده دوباره محاسبه و مقایسه شدند. نتایج نشان داد تفاوت میانگین ها در همه مؤلفه ها کمتر از 0/1 بود، که به اجماع کارشناسان در مورد موانع و مشکلات توسعه شهرستان بوکان اشاره دارد. نتایج نهایی از روش آنتروپی شانون نشان داد «کمبود فضاهای سبز و پارک های عمومی» با ضریب اهمیت 0/380 به عنوان مهم ترین چالش در توسعه پایدار شناخته شده است. پس از آن، «عدم تأمین منابع مالی کافی» و «ضعف در مدیریت شهری» با ضریب اهمیت 0/320 به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. به طور کلی، این یافته ها نشان دهنده نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ در برنامه ریزی و اجرای پروژه های توسعه شهری است که می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و پایداری شهری منجر شود. برای بهبود وضعیت توسعه پایدار در شهرستان بوکان، توجه ویژه ای باید به توسعه فضاهای سبز، تأمین منابع مالی، ارتقای مدیریت شهری و بهبود زیرساخت های حمل ونقل معطوف شود. نتیجه گیری تمرکز و اولویت بندی مؤلفه های شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آینده می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا کند. با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شده است که برخی از چالش ها و موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان به طور خاص نیازمند توجه و اقدام فوری هستند. به عنوان مثال، کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک، عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری و ضعف در مدیریت و برنامه ریزی شهری، از جمله مهم ترین عواملی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. اهمیت این مؤلفه ها نه تنها به دلیل تأثیر مستقیم آن ها بر کیفیت زندگی شهروندان، بلکه به دلیل ارتباط آن ها با سایر ابعاد توسعه پایدار نیز قابل توجه است. برای مثال، بهبود زیرساخت های حمل ونقل می تواند به تسهیل دسترسی به خدمات عمومی و کاهش آلودگی کمک کند، در حالی که تأمین منابع مالی مناسب برای پروژه های شهری می تواند به اجرای مؤثرتر طرح های توسعه ای منجر شود. علاوه بر این، در شرایطی که مشاغل پایدار به عنوان یکی از شاخص های کلیدی توسعه پایدار شناخته می شوند، اولویت بندی کلی نشان می دهد توجه به چالش های کلیدی و پرتأثیر می تواند راهکارهای مؤثرتری برای توسعه پایدار ارائه دهد؛ به این معنا که اگر برنامه ریزان و مسئولان شهری بتوانند روی چالش های اصلی تمرکز کنند، می توانند نتایج بهتری را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به دست آورند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان شهری با بهره گیری از نتایج این پژوهش، منابع و اقدامات خود را به سمت رفع این مسائل متمرکز کنند تا زمینه رشد و توسعه پایدار در شهرستان بوکان فراهم شود. این امر مستلزم همکاری نزدیک بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه محلی است تا یک رویکرد جامع و هماهنگ در مدیریت شهری و توسعه منطقه ای ایجاد شود. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان یک مدل برای سایر شهرهای کوچک که با چالش های مشابهی روبه رو هستند، مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه پایدار در سطح ملی کمک کند. با توجه به تنوع چالش ها و نیازهای مختلف در شهرهای کوچک، نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک راهنمای عملی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای پروژه های توسعه ای مؤثر و پایدار در سایر مناطق نیز به کار گرفته شود. این رویکرد می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار در مقیاس وسیع تر منجر شود.
۸۷۱.

گونه بندی معماری عشایری (نمونه موردی: عشایر سلیمانی، استان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گونه بندی معماری عشایری عشایر سلیمانی کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه: معماری عشایری با گونه های متنوع خود، یکی از نمودهای باارزش معماری در ایران به شمار می رود و به عنوان بخشی از میراث فرهنگی، واجد ارزش های ملموس و ناملموس است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، ارائه ی گونه بندی جامعی برای معماری عشایری است؛ گونه بندی ای که نه تنها تنوع مسکن موقت عشایر کوچ رو را دربرگیرد، بلکه کلیه ی سازه های مرتبط با معماری عشایری را نیز شامل شود. روش شناسی: داده های این پژوهش با استفاده از مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایش میدانی در زیست گاه های عشایری گردآوری شده اند. روش تحقیق نیز کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است. قلمروجغرافیایی پژوهش: نمونه موردی این پژوهش، عشایر ایل سلیمانی در استان کرمان است. نتاتیج و بحث: جامعه عشایری از معماری متنوع و ارزشمندی برخوردار می باشد که مسکن موقت کوچ نشینی، همچون سیاه چادر، کپر و آلاچیق، تنها یکی از گونه های آن به شمار می رود که با عنوان «یورت» شناخته می شود. گونه بندی معماری عشایری باید بر پایه الگو یا الگوهایی انجام شود که تمامی سازه های این معماری را دربرگیرد؛ در این میان، گونه بندی از دیدگاه «ژنوتیپ» این امکان را فراهم می سازد. عشایر با توجه به ماهیت متحرک و کوچ نشین خود، سازه هایی موقت، نیمه موقت و دائمی ایجاد می کنند که قابلیت گونه بندی بر اساس الگوی «مکانی- زمانی» را دارند. افزون بر این، معماری عشایری متناسب با نیازهای جامعه، کارکردهای متنوعی چون فضای اسکان، نگهداری دام، قلعه، بازار، فضای بازی و مقبره را دربرمی گیرد که امکان طبقه بندی آن بر اساس الگوی «عملکردی» نیز وجود دارد. نتیجه گیری: معماری عشایری محدود به مسکن های موقتی مانند سیاه چادر و آلاچیق نیست، بلکه گونه هایی متنوع و گسترده از سازه ها را دربرمی گیرد؛ از جمله سیاه چادر، کپر، آلاچیق، قلعه، مقبره، بازار، فضاهای اسکان ماسونری، فضاهای بازی و محل های نگهداری دام.
۸۷۲.

نقش توانمندسازی کارکنان در تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی (مورد مطالعه: شهرداری مشهد مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی سازمانی تاب آوری چابکی سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بر تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شهرداری مشهد مقدس بود. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 198 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و تکمیل پرسش نامه انجام شد. برای سنجش متغیر توانمندسازی از پرسش نامه توانمندسازی روان-شناختی اسپریتزر، برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی از پرسش نامه کلاهنن، همچنین برای سنجش متغیر چابکی سازمانی از پرسش نامه تورنگ لین و همکاران استفاده شده است. در تحقیق حاضر آزمون پایایی، آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار داشت. روایی پرسش نامه ها براساس نظرات اساتید مورد برسی قرار گرفت و جرح و تعدیلاتی در پرسش نامه صورت پذیرفت. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات و آزمون فرضیه ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتیجه تجزیه وتحلیل-ها بیان گر این است که چابکی سازمانی تأثیر توانمندسازی کارکنان را بر تاب آوری شهرداری شهر مشهد مقدس میانجی گری می کند. توانمندسازی سازمانی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد. توانمندسازی بر چابکی سازمانی شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار و چابکی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد.
۸۷۳.

فضا چگونه تولید می شود؟ تأملی بر طرح ها و برنامه های توسعه شهری از منظر اقتصاد سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصادسیاسی فضا تولید فضا انباشت سرمایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری سلب مالکیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: مفهوم فضا به عنوان کلید فهم مناسبات شهری، مبنای نظری نوشتار حاضر در نظر گرفته شده است. در این نوشتار با جهت گیری بر فهمِ رابطه ای از فضا، روابط و نیروهای سازنده فضا مورد بحث قرار می گیرد. در این راستا ابتدا پرسش هایی از این قبیل مطرح می شوند که چگونه فضا به مثابه موجودیتی اجتماعی از خلال روابط اجتماعی، اقتصادى و سیاس ى تولید می شود. پس از تبیین تئوریک، صورت بندی گفتار غالب از مفهوم فضا در علوم مربوطه بررسی شده و در این خوانش به جایگاه طرح ها و برنامه های توسعه شهری اشاره می شود. چطور طرح ها و برنامه های توسعه شهری در خدمت فضامند کردن سیاست های نظام سیاسی- اقتصادی غالب هستند؟ چگونه طرح ها و برنامه های مذکور به دنبال مرزبندی، تنظیم و کنترل فعالیت ها و روابط فضایی اند؟ روش و داده: به منظور پاسخ به سوالات مطرح شده، نوشتار حاضر در بخش روش شناسی با در نظر گرفتن شهر به سان مفهومی معرفت شناختی سعی بر این دارد که پدیدارشناسی را (که به مناسبات میان ساکنین شهر با مکان زندگی آن ها می پردازد) به نفع مطالعه ای تحلیلی و منطق را به نفع مطالعه ای دیالکتیکی کنار بگذارد. آنچه امکانِ مواجه ای دیالکتیکی با فضا را فراهم می آورد، مواجه روش شناختی با آن است. ضمن این که تکیه نوشتار بر در هم تنیدگی روش، نظریه و واقعیت فضایی است. یافته ها: طرح ها و برنامه های توسعه بیش از آن که به گونه ای صرفاً فنی و غیرسیاسی با فضا در ارتباط باشند، میانجی هایی برای مداخله در مناسبات فضایی محسوب می شوند. در این معنا، هر ساختار فضای خاص خود را تولید می کند. در فرایند تولید فضا غالباً انواع سلب مالکیت ها و برون رانی ها رخ می دهد. چنین اثراتی جزء جدایی ناپذیر فرآیند فضامند شدن طرح ها و برنامه های توسعه هستند. این شکل از فرایند تولید فضا به واسطه ی سلب مالکیت ها، فضا را به عرصه ای برای کنترل و گردش سرمایه تبدیل می کند. نتیجه گیری: در راستای حرکت به سمت خوانش اقتصادی سیاسی از فضا، به این مسئله اشاره می شود که اگرچه فضا به عنوان ابزاری برای سلطه و کنترل در نظر گرفته می شود، اما هم زمان دارای امکان ها، تفاوت ها و مقاومت هایی نیز هست. نوآوری و کاربرد نتایج: خوانش مناسبات فضایی از منظر گفتمان اقتصاد سیاسی می تواند پیش زمینه های فهم انتقادی از ساز و کارهای تولید و بازتولید فضا در ایران را فراهم آورد.
۸۷۴.

تحلیل پیشران های اثرگذار بر تاب آوری زعفران کاران شهرستان قائنات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری زعفران قائنات تصمیم گیری چندمعیاره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
بخش کشاورزی با چالش های فزاینده ای از جمله تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب، نوسانات بازار و بی ثباتی های اقتصادی مواجه است. در این شرایط، ارتقای تاب آوری کشاورزان به عنوان یکی از ارکان اصلی پایداری تولید کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر تاب آوری زعفران کاران شهرستان قائنات انجام شده است. برای این منظور، با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی خاکستری (GAHP)، درخت تصمیمی شامل چهار معیار اصلی (اقتصادی، فنی، فیزیکی و اجتماعی) و ۲۸ زیرمعیار طراحی شد. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه های مقایسه زوجی و با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه تاب آوری کشاورزی در دانشگاه تربت حیدریه، پژوهشکده زعفران، جهاد کشاورزی شهرستان قائنات تکمیل شد. الگوریتم تحلیل سلسله مراتبی خاکستری در هشت گام و با بهره گیری از زبان برنامه نویسی پایتون پیاده سازی شد. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان داد که معیار اقتصادی با وزن نسبی 6053/0 در اولویت نخست قرار دارد، و پس از آن به ترتیب معیارهای فنی (1941/0)، فیزیکی (1555/0) و اجتماعی (0451/0) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. در میان زیرمعیارها نیز، «دسترسی به بازارهای صادراتی»، «قیمت تضمینی یا بازار پایدار» و «هزینه های تولید» به ترتیب بالاترین اولویت ها را از منظر تأثیرگذاری بر تاب آوری بهره برداران زعفران به خود اختصاص دادند. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری مؤثر در جهت ارتقا تاب آوری زعفران کاران و توسعه پایدار کشاورزی منطقه فراهم سازد.
۸۷۵.

تجربیات تاب آوری: استراتژی های معکوس خانوارهای روستایی در مقابله با بحران های زیستی، مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری استراتژی های محلی بحران های زیستی روستای هدف گردشگری خراسان شمالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۱
در مطالعات اخیر، با اجتناب از دیدگاه تاب آوری به عنوان یک راهبرد رسمی و بالا به پایین، اهمیت زیادی به داشته های فرهنگی و طبیعی و سنت های پیرامون آن و استراتژی های منحصربه فرد محلی و منطقه ای منتج از آن ها داده می شود. پژوهش حاضر از این نقطه نظر و با بررسی مسیرهای متفاوت ساکنان محلی و مغایر با سیاست های تجویزی دولتی برای مقابله با بحران های زیستی به مبحث تاب آوری در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان شمالی پرداخته است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا از نوع متعارف انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته با 40 نفر از روستاییان و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که برای ایجاد تاب آوری، ساکنان محلی با اتخاذ استراتژی های متنوع و در ذیل آن چند کارکردی کردن فعالیت ها و کشاورزی زیستی، تفکرات همگون تاب آورانه دولتی در اینجا گردشگری را به حاشیه رانده و به چالش کشاندند. همچنین، روستاییان با اتخاذ استراتژی های مشترک منطقه ای به واسطه شباهت های اقتصادی، فرهنگی و طبیعی و از طریق دانش بومی و محلی در یک فرآیند مشابه (ازجمله، بازاریابی مستقیم محصولات و ایجاد شبکه های غذای محلی) سعی در معرفی کیفیت محصولات بومی به عنوان یک نشانه جغرافیایی و جلوگیری از برند شدن گردشگری در سطح منطقه داشته اند. تحلیل های ما نشان می دهد که بجای دیکته کردن مسیرهای استانداردشده در مبحث تاب آوری و سازگاری با شرایط می بایست به مسیرهای منحصربه فرد محلی که به وضعیت خاصی از کشاورزی و مناسبات تولید در روستاها و منطقه اشاره دارد توجه کرد.
۸۷۶.

شناسایی مزارع سیب زمینی برمبنای شاخص فنولوژی و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان با استفاده از سامانه رایانش ابری Google Earth Engine(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناسایی محصول سیب زمینی سری زمانی تصاویر ماهواره سنتینل 2 سامانه گوگل ارث انجین ماشین بردار پشتیبان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
سابقه و هدف: سیب زمینی چهارمین محصول کشت شده در جهان است. با توجه به اهمیت استراتژیک این محصول در تأمین امنیت غذایی، تهیه نقشه های دقیق از سطوح زیرکشت آن اطلاعات ضروری برای تخمین و پیش بینی میزان عملکرد محصول در مقیاس های متفاوت را فراهم می کند. اگرچه تا کنون رویکردهای متفاوت سنجش از دور، مبتنی بر سنجنده های اپتیکی یا مایکروویو، به طور گسترده برای پایش مزارع گوناگون (شامل سطح زیرکشت محصولات، شرایط و پیش بینی عملکرد آنها) به کار رفته، با استفاده از داده های سنجش از دور و یادگیری ماشین کمتر برای شناسایی مزارع سیب زمینی اقدام شده است. در این راستا، پژوهش حاضر به شناسایی و نگاشت محصول سیب زمینی در قطب تولید آن در کشور پرداخته است و سعی در مهیا سازی اطلاعات دقیق سطوح زیرکشت این محصول، برای حوزه مدیریت کلان کشاورزی را دارد. مواد و روش ها: ازآنجاکه بیشتر محصولات کشاورزی، در طول دوره کشت، ویژگی های طیفی زمانی منحصربه فردی دارند، این پژوهش با استفاده از تصاویر سری زمانی و بدون آستانه گذاری صریح، روشی را برای تمایز دادن مزارع سیب زمینی از سایر محصولات مطرح کرده است. طبق این روش، با استفاده از لایه های مبتنی بر فنولوژی محصول سیب زمینی و نیز یادگیری ماشین، به شناسایی این محصول روی آورده شد. به منظور بهینه سازی پارامترهای داخلی الگوریتم، براساس داده های زمینی نوع محصول در سایت مورد مطالعه که مجموعاً شامل 1648 نمونه از مزارع سیب زمینی و سایر محصولات می شود، آموزش و ارزیابی مدل انجام شد. این داده ها با استفاده از گیرنده GPS دستی نمونه برداری شد. در این پژوهش، نگاشت مزارع سیب زمینی با استفاده از تصاویر ماهواره سنتینل 2 و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان انجام شد. با تهیه لایه های ورودی مناسب که شامل شاخص فنولوژیکی محصول سیب زمینی و شاخص آماری میانه NDVI (سری زمانی تصاویر ماهواره سنتینل 2) در بازه های مشخص می شود، مزارع سیب زمینی با دقت شناسایی شد. دراِدامه، این لایه ها به منزله ورودی های ماشین بردار پشتیبان به کار رفت. به منظور آموزش مدل بهینه برای ماشین بردار پشتیبان با استفاده از کرنل RBF، مقادیر gamma و C با روش 5-fold cross validation بهینه سازی شد. سپس این مقادیر، در فرایند اجرای الگوریتم، با استفاده از سامانه رایانش ابری گوگل ارث انجین به کار رفت. کارآیی روش پیشنهادی در شهرستان های همدان و بهار که بیشترین میزان کشت این محصول را در ایران دارند، ارزیابی شد. نتایج و بحث: براساس نتایج، مقادیر بهینه برای پارامترهای داخلی مدل C=70 و γ=0.3 محاسبه شد. این مقادیر در تابع RBF، به منظور شناسایی سطوح زیرکشت محصول سیب زمینی، در نظر گرفته شد. با اجرای الگوریتم طبقه بندی و سپس اعمال فیلتر Majority، نقشه سطوح زیرکشت سیب زمینی برای منطقه مورد مطالعه تهیه شد. این نقشه بیشترین تراکم کشت محصول سیب زمینی را در محدوده مرزی دو شهرستان (شمال غرب شهرستان همدان و شرق شهرستان بهار) نشان داد. سطح زیرکشت سیب زمینی برای سال زراعی 1399-1400، در شهرستان همدان، برابر 1/4527 هکتار و در شهرستان بهار، برابر 3/6088 هکتار به دست آمد. در ارزیابی نتایج، صحت کلی و ضریب کاپا به ترتیب برای همدان، 9/90% و 82/0 و برای بهار، 3/93% و 87/0 براساس ماتریس خطا برآورد شد. نتایج پژوهش حاضر به کارآیی الگوریتم ماشین بردار پشتیبان در شناسایی سطوح زیرکشت محصول سیب زمینی اشاره دارد و همچنین نشان داده است که شاخص های منطبق بر فنولوژی سیب زمینی را می توان، به منزله ویژگی های متمایزکننده در شناسایی بهتر مزارع این محصول، استفاده کرد. نتیجه گیری: شناسایی مزارع سیب زمینی، با استفاده از لایه های ورودی شاخص های منطبق بر فنولوژی محصول در الگوریتم ماشین بردار پشتیبان، نشان داد این روش می تواند صحت شناسایی سطوح زیرکشت این محصول را در سطح پایلوت بهبود ببخشد. ازاین رو می توان، برای شناسایی سایر محصولات مهم کشاورزی و نیز در دیگر مناطق، رویکردی مشابه را پیش گرفت و نتایج را ارزیابی کرد. همچنین پیشنهاد می شود کارآیی داده های مایکروویو و سایر الگوریتم های یادگیری ماشین در پژوهش های آینده مورد توجه قرار گیرد.
۸۷۷.

ارزیابی نقش پارامترهای ساختاری در شناسایی منابع آب کارستی؛ مطالعه موردی: پهنه ساختاری کپه داغ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منابع آبی کارست گسل شکستگی کپه داغ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
این پژوهش با هدف بررسی وضعیت زمین شناسی و ساختاری پهنه ساختاری کپه داغ برای ایجاد پدیده کارست مورد شناسایی قرار گرفت. با استفاده از رقومی سازی نقشه های زمین شناسی گسل های اصلی منطقه مورد مطالعه شناسایی شدند. وضعیت سازند های آهکی، طول، تعداد و تراکم گسل ها و شکستگی ها مورد بررسی قرار گرفتند. با توجه به وجود شکستگی های بسیار در محدوده و پیچیدگی تحلیل آن ها، روش آنالیز بعد فرکتالی برای تهیه نقشه تراکم شکستگی ها به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که بین شاخص تعداد چشمه ها و فاصله از گسل ها ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد، به گونه ای که بیش ترین تعداد چشمه های مورد بررسی در مجاورت خطوط گسلی قرار دارند، اما میزان آبدهی چشمه ارتباطی با فاصله با گسل ندارد و بیش تر به سازندهای زمین شناسی ارتباط دارد. بخش هایی از پهنه ساختاری مورد مطالعه که دارای بیش ترین تراکم گسل ها و شکستگی ها در سازندهای کربناته ضخیم لایه هستند، بیش ترین پتانسیل آب های زیرزمینی کارستی در منطقه را دارند. در پهنه ساختاری کپه داغ حوضه های مزدوران و تیرگان بیش ترین ذخیره آب های زیر زمینی را دارند و پس از آن به ترتیب حوضه های آبریز دره گز، قوچان، کارده و قوزقان چای بیش ترین ذخیره را دارند. لذا این مطالعه می تواند مقدمه ای برای دستیابی به منابع آبی جدید در منطقه باشد.
۸۷۸.

راهبردهای توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری خلاق صنایع خلاق شهر های خلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
با توجه به اهمیت روزافزون گردشگری و مطرح شدن نسل جدیدی از گردشگری با نام گردشگری خلاق، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی راهبردهای موثر برای توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران براساس رویکرد سلسله مراتبی است. داده های این پژوهش در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 12 نفر از نمونه تحقیق که شامل خبرگان و کارآفرینان صنعت گردشگری منتج می شود که با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند تا اشباع نظری حاصل شود. در مرحله کیفی بعد از کدگذاری باز و محوری به 3 عامل اصلی که شامل بازاریابی خلاقانه، حمایت کلان و اقدامات محوری و 10 شاخص دست یافتیم در بخش کمی پژوهش، به دلیل محدودیت های زمانی و سرمایه ای موجود برای بهره برداری از تمامی عوامل، با استفاده از روش AHP وکمک از نرم افزار Expert Choice به اولویت بندی شاخص ها بر اساس وزن هر گزینه پرداخته شد. در این مرحله 16 نفر از خبرگان به صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که براساس معیارهای شهر خلاق بهبود سیستم ها نسبت به سایز گزینه ها ارجحیت دارد. و گزینه های سبک جدید و خصوصی سازی با وزن های(146/0) و (097/0) به ترتیب در اولویت های دوم و سوم قرار گرفتند.
۸۷۹.

مدل سازی اثرگذاری گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی (نمونه موردی: شهرستان دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری خلاق کارآفرینی پایدار معادلات ساختاری شهرستان دامغان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری، می تواند نقش عمده ای در توانمندسازی مردم محلی و تنوع بخشی به رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصت های شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخش های اقتصادی ایفا کند؛ از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثرات گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار می پردازد. پژوهش حاضر از نوع کمّی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای شهرستان دامغان به تعداد 30296 خانوار می باشد. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 291 نمونه انتخاب گردید. روش های آماری در این پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی و رگرسیون با استفاده از نرم افزار «SPSS» انجام شده است. علاوه بر این به دلیل نرمال نبودن داده ها، از مدل معادلات ساختاری ( SEM) با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار ( SMART PLS 4 ) استفاده شد. نتایج آزمون آماری همبستگی «کندال توبی» نشان می دهد که بین گردشگری خلاق و توسعه کارآفرینی پایدار روستایی با میزان (664/0) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد به این معنی که هرچه گردشگری خلاق افزایش یابد، توسعه کارآفرینی پایدار نیز افزایش می یابد. همچنین نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان می دهد که گردشگری خلاق با مقدار  T (581/10) و مقدار ضریب مسیر (641/0) بر کارآفرینی پایدار روستایی تأثیر مثبتی دارند. علاوه بر این  نتایج مدل رگرسیونی گام به گام نشان می دهد که به طور کلی، گردشگری خلاق تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی پایدار دارد به طوری که متغیّر صنایع دستی با (684/0) بیشترین تأثیر و  اطلاع رسانی و تبلیغات با (116/0) کمترین تأثیر را بر توسعه کارآفرینی پایدار داشته است. این پژوهش با پر کردن خلأ مطالعاتی در زمینه ارتباط تجربی بین گردشگری خلاق و کارآفرینی پایدار در نواحی روستایی، ارزش افزوده ای به ادبیات توسعه روستایی و گردشگری می افزاید. همچنین یافته ها می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری در حوزه توسعه گردشگری خلاق، برنامه ریزی کارآفرینی و توانمندسازی جوامع محلی مورد استفاده قرار گیرد.
۸۸۰.

بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهرهای میانی (نمونه موردی: شهر بهبهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهرهای میانی برندسازی شهری شهر بهبهان ارجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
تاریخ بهبهان همواره و همه جا با تاریخ آریاگان (ارجان، ارگان) همراه بوده و اساساً یکی شمرده می شود.این شهر با پیشینه تاریخی و لایه های گازی زیرزمینی، مناطق نفت خیز، زمین های کشاورزی مرغوب و وسیع، نرگس زارها و فرآورده های لبنی مرغوب و سایر پتانسیل هایی که دارد، برای حضور در عرصه برندسازی شهری و خلق برندی منحصربه خود برای بهره مندی از مزیت های برندینگ شهری هنوز به جایگاه مناسب خود در این زمینه دست نیافته است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهر بهبهان می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و از نظر نوع و ماهیت، در زمره تحقیقات توصیفی-تحلیلی به شمار می رود. گردآوری داده ها با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی و با ابزار پرسش نامه محقق ساخته صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد بالا 18 سال ساکن در شهر بهبهان تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 374 نفر تعیین گردید؛ روش نمونه گیری به صورت تصادفی بوده است. در بخش یافته های این پژوهش، نتایج حاصل از آزمون های آماری فریدمن و ضریب هم خوانی کندال نشان داد که ویژگی های اجتماعی-فرهنگی، معماری-تاریخی، اقتصادی و زیست محیطی تأثیر معناداری بر فرآیند برندسازی شهر بهبهان دارند (Sig<0.05). در بُعد اجتماعی- فرهنگی، مؤلفه هایی چون امکانات آموزشی و افزایش سرقت، بیشترین تأثیر و عواملی مانند تنوع قومیتی و مذهبی بودن شهر کمترین تأثیر را دارند. در بُعد معماری-تاریخی، برگزاری مسابقات مرتبط با تاریخ شهر و نحوه نگهداری مطلوب مکان های تاریخی در صدر رتبه بندی قرار می گیرند. در بُعد اقتصادی نیز وجود پالایشگاه های بیدبلند و وفور نیروی کار، بیشترین نقش را ایفا کرده اند. در نهایت، در بُعد زیست محیطی، سد مارون و فضای سبز شهری مهمترین عناصر مؤثر شناخته شدند. تمامی نتایج از نظر آماری معنادار و نشان دهنده همسویی پاسخ دهندگان در ارزیابی متغیّرها می باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان