مطالعات جغرافیایی مناطق خشک

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره 16 تابستان 1404 شماره 60 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل رژیم باد و پتانسیل حمل ماسه در ریگ های حاشیه دریاچه نمک قم، ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پتانسیل حمل ماسه رژیم بادی دریاچه نمک قم گلباد گلماسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: هدف اصلی این پژوهش تحلیل رژیم بادی و برآورد پتانسیل حمل ماسه در ریگ های واقع در حاشیه جنوبی دریاچه نمک قم است. همچنین بررسی رابطه بین جهت و توان بادهای فرساینده با شکل گیری اشکال ژئومورفولوژیکی در این ناحیه مورد توجه قرار گرفته است تا از این طریق شناخت بهتری از فرآیندهای مورفودینامیک حاصل شود. مواد و روش: برای دستیابی به اهداف پژوهش، داده های ۲۰ ساله پنج ایستگاه سینوپتیک اطراف منطقه استفاده شد. از نرم افزارهای WRPLOT View 7 و Sand Rose برای ترسیم گل باد و گلماسه و همچنین تحلیل شاخص های DP، RDP، RDD و UDI بهره گرفته شد. همچنین، نقشه ژئومورفولوژیکی منطقه ترسیم گردید و مسیرهای حرکت ماسه تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که در ایستگاه های آران و بیدگل و قم، باد غالب از شمال و شمال غرب، در حالی که در ایستگاه های کاشان، گرمسار و اردستان، بادها از شرق و جنوب شرق می وزند. بیشترین پتانسیل حمل ماسه مربوط به جهات شمال شرقی و جنوب غربی در ایستگاه های قم و آران و بیدگل است. در برخی ایستگاه ها، مانند گرمسار و اردستان، توزیع بادها چندجهته و با زاویه منفرجه بوده است که تأثیر زیادی بر جابه جایی رسوبات بادی دارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد که تنوع جهتی و شدت باد در منطقه مورد مطالعه، تأثیر مستقیمی بر جابه جایی و انباشت ماسه ها دارد. الگوی غالب حرکت ماسه در راستای شرق و جنوب شرق است که به خوبی با جهت شکل گیری ریگ های منطقه مطابقت دارد. همچنین مشخص شد که منشأ بخش زیادی از رسوبات، مخروط افکنه های اطراف با ترکیب سنگ شناسی متنوع است. این نتایج مؤید نقش تعیین کننده عوامل اقلیمی، توپوگرافی و منابع رسوبی در پویایی اشکال بادی و فرایندهای ژئومورفیک منطقه است. نوآوری و کاربرد نتایج: نوآوری اصلی پژوهش، تحلیل برداری و عددی مسیر رانش ماسه با استفاده از شاخص های باد است که در تبیین الگوی شکل گیری ریگ ها و پیش بینی تحولات آتی آن ها نقش مؤثری دارد. این نتایج در مدیریت منابع طبیعی و مناطق بیابانی قابل بهره برداری است.
۲.

تحلیل پیامدهای کالبدی- محیطی توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیامدهای کالبدی - محیطی بوم گردی سکونتگاه های روستایی شهرستان کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: مقاله حاضر با هدف تحلیل پیامدهای کالبدی- محیطی توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان صورت گرفته است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته و باتوجه به هدف در رسته پژوهش های کاربردی است. روش و داده: برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از مطالعات اسنادی و روش پیمایشی از طریق داده های کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه ای استفاده شده است. طبق مطالعات صورت گرفته، از بین ۵۲۱ روستای دارای سکنه شهرستان کرمان، ۲۷ روستای گردشگرپذیر و دارای اقامتگاه های بوم گردی به عنوان جامعه آماری انتخاب شد. جهت تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده. بنابراین ۳۸۰ پرسشنامه با ۴۷ سوال تنظیم گردید که روایی آن به روش صوری و ساختاری آن در زمینه های طبیعی، زیرساخت ها و ساخت و ساز به ترتیب؛ ۰/۶۸۱، ۰/۸۹۵، ۰/۷۹۶ و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب با مقدار ۰/۸۹۵، ۰/۶۸۱، ۰/۸۰۵ تأیید شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش مدل سازی معادلات ساختاری توسط روستاییان انجام گرفته است. یافته ها: بنا بر نتایج به دست آمده به شکل کلی اثرات توسعه بوم گردی روستاهای دارای اقامتگاه بوم گردی این شهرستان، کالبدی است. به طوری که بار عاملی آن رقم ۰/۷۶۹ را نشان می دهد. هرچند همبستگی مناسبی ببین متغیرهای قابل مشاهده با متغیرهای پنهان وجود دارد؛ اما در روش انتروپی شانون بالاترین وزن منفی ۰/۱۱۰ را به خود اختصاص داده است که تقویت این بعد از عامل زیست محیطی می تواند در توسعه و رونق هر چه بیشتر بوم گردی موثر باشد. نتیجه گیری: بنا بر مطالب پیش گفته، برای رسیدن به الگوی مناسب توسعه بوم گردی، می بایست ضعف ها و پتانسیل های دهستان ها مدنظر باشد و گام بعدی این فرایند کالبدی-فضایی و زیست محیطی باشد. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان بررسی اثرات توسعه بوم گردی در نواحی روستایی و توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی به شیوه بهینه نمودن شرایط کالبدی- محیطی آن ها اشاره نمود.
۳.

مدل سازی اثرات هوشمندسازی بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی (مورد مطالعه: شهرستان های فردوس، بشرویه و سرایان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوشمندسازی تاب آوری اقتصادی معادلات ساختاری خانوارهای روستایی خراسان جنوبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: امروزه هوشمندسازی روستاها در سطح بین المللی به عنوان یک برنامه توسعه روستایی برای بهینه سازی توانایی های روستایی و افزایش استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در جهت دستیابی به رفاه بهتر جامعه روستای ظاهر شده است. از این رو این هدف پژوهش حاضر به بررسی اثرات هوشمندسازی روستاها بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغیرات اقلیمی می پردازد. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستاهای سه شهرستان (فردوس، بشرویه و سرایان) است که دارای ۵۶۸۳ خانوار هست. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۰۱ نمونه انتخاب گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS انجام شده است. علاوه بر این، از مدل معادلات ساختاری (SEM)  با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار ( SMART PLS 4 ) برای بررسی اثرگذاری متغیرها استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که هوشمندسازی روستاها با مقدار T (۱۸/۹۵۸) و مقدار ضریب مسیر (۰/۷۴۱) بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه بر تغییرات اقلیمی تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی چند متغیره به صورت گام به گام نشان داد که متغیر محیط هوشمند با (۰/۳۷۳) بیشترین تأثیر و اتصال هوشمند با (۰/۱۲۵) کمترین تأثیر را بر تاب آوری اقتصادی روستاها در مواجهه با تغییرات اقلیمی داشته است. نتیجه گیری: با ارتقاء فناوری های هوشمند روستاها قادر به بهره برداری بهتر از منابع موجود و افزایش بهره وری در فعالیت های اقتصادی خواهند بود. این شامل بهبود سیستم های آبیاری، کنترل هوشمند انرژی، مدیریت کشاورزی و پایش زمین های کشاورزی است. نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر این است که این پژوهش تمامی متغیرهای مرتبط با هوشمندسازی و تاب آوری اقتصادی در مواجهه با تغییرات اقلیمی را به صورت یک جا مورد بررسی قرار داده است در حالی که مطالعات پیشین به طور معمول بر روی جنبه های محدودتری از این موضوع تمرکز داشته اند.
۴.

مدل سازی اثرات راهبردهای بازاریابی بر رضایتمندی گردشگران در صنعت گردشگری (مورد مطالعه: جاذبه های گردشگری شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهبردهای بازاریابی رضایتمندی گردشگری معادلات ساختاری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: در دنیای امروز، بسیاری از جاذبه های گردشگری در سراسر جهان سعی دارند با تطبیق راهبردهای بازاریابی، از مزایای آن بهره مند شوند. از این رو، بازاریابی گردشگری به عنوان بخشی از صنعت عظیم گردشگری می تواند نقش مهمی در توانمندسازی مردم محلی، تنوع بخشیدن به رشد اقتصادی و ایجاد فرصت های شغلی جدید در ارتباط با سایر بخش های اقتصادی ایفا کند. از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثرات راهبردهای بازاریابی گردشگری بر رضایتمندی گردشگران می پردازد. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است.  جامعه آماری شامل کلیه گردشگران شهر تهران (جامعه نامحدود) است که با استفاده جدول مورگان نمونه متشکل از ۳۸۶نفر انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها  در این پژوهش از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS انجام شده است. علاوه بر این، به دلیل نرمال نبودن داده ها، از مدل معادلات ساختاری (SEM)  با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار (SMART PLS 4 ) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که راهبردهای بازاریابی گردشگری با مقدار T (۳۶/۲۷۹) و مقدار ضریب مسیر (۰/۷۷۱) بر رضایتمندی گردشگران تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی چند متغیره به صورت گام به گام نشان داد که متغیر جاذبه های گردشگری با (۰/۴۷۰) بیشترین تأثیر و تبلیغات و اطلاع رسانی با (۰/۰۸۵) کمترین تأثیر را بر رضایتمندی گردشگران داشته است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این امر است که راهبردهای بازاریابی گردشگری تأثیر قابل توجهی بر رضایتمندی گردشگران دارند، به ویژه جاذبه های گردشگری که بیشترین تأثیر را بر رضایت افراد دارند. بر این اساس، پیشنهاد می شود مدیران و مسئولین گردشگری شهر تهران بر بهبود و ارتقاء جاذبه های گردشگری تمرکز کرده و با استفاده از روش های نوین تبلیغات و اطلاع رسانی، آگاهی عمومی را افزایش دهند تا سطح رضایتمندی گردشگران به حداکثر برسد. نوآوری، کاربرد نتایج: این پژوهش از آن جهت نوآورانه است که تأثیر راهبردهای بازاریابی گردشگری بر رضایتمندی گردشگران در شهر تهران را مورد بررسی قرار داده و با استفاده از مدل معادلات ساختاری و رگرسیون چندمتغیره گام به گام، به تحلیل جامع و دقیق این رابطه پرداخته است.
۵.

فضا چگونه تولید می شود؟ تأملی بر طرح ها و برنامه های توسعه شهری از منظر اقتصاد سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصادسیاسی فضا تولید فضا انباشت سرمایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری سلب مالکیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: مفهوم فضا به عنوان کلید فهم مناسبات شهری، مبنای نظری نوشتار حاضر در نظر گرفته شده است. در این نوشتار با جهت گیری بر فهمِ رابطه ای از فضا، روابط و نیروهای سازنده فضا مورد بحث قرار می گیرد. در این راستا ابتدا پرسش هایی از این قبیل مطرح می شوند که چگونه فضا به مثابه موجودیتی اجتماعی از خلال روابط اجتماعی، اقتصادى و سیاس ى تولید می شود. پس از تبیین تئوریک، صورت بندی گفتار غالب از مفهوم فضا در علوم مربوطه بررسی شده و در این خوانش به جایگاه طرح ها و برنامه های توسعه شهری اشاره می شود. چطور طرح ها و برنامه های توسعه شهری در خدمت فضامند کردن سیاست های نظام سیاسی- اقتصادی غالب هستند؟ چگونه طرح ها و برنامه های مذکور به دنبال مرزبندی، تنظیم و کنترل فعالیت ها و روابط فضایی اند؟ روش و داده: به منظور پاسخ به سوالات مطرح شده، نوشتار حاضر در بخش روش شناسی با در نظر گرفتن شهر به سان مفهومی معرفت شناختی سعی بر این دارد که پدیدارشناسی را (که به مناسبات میان ساکنین شهر با مکان زندگی آن ها می پردازد) به نفع مطالعه ای تحلیلی و منطق را به نفع مطالعه ای دیالکتیکی کنار بگذارد. آنچه امکانِ مواجه ای دیالکتیکی با فضا را فراهم می آورد، مواجه روش شناختی با آن است. ضمن این که تکیه نوشتار بر در هم تنیدگی روش، نظریه و واقعیت فضایی است. یافته ها: طرح ها و برنامه های توسعه بیش از آن که به گونه ای صرفاً فنی و غیرسیاسی با فضا در ارتباط باشند، میانجی هایی برای مداخله در مناسبات فضایی محسوب می شوند. در این معنا، هر ساختار فضای خاص خود را تولید می کند. در فرایند تولید فضا غالباً انواع سلب مالکیت ها و برون رانی ها رخ می دهد. چنین اثراتی جزء جدایی ناپذیر فرآیند فضامند شدن طرح ها و برنامه های توسعه هستند. این شکل از فرایند تولید فضا به واسطه ی سلب مالکیت ها، فضا را به عرصه ای برای کنترل و گردش سرمایه تبدیل می کند. نتیجه گیری: در راستای حرکت به سمت خوانش اقتصادی سیاسی از فضا، به این مسئله اشاره می شود که اگرچه فضا به عنوان ابزاری برای سلطه و کنترل در نظر گرفته می شود، اما هم زمان دارای امکان ها، تفاوت ها و مقاومت هایی نیز هست. نوآوری و کاربرد نتایج: خوانش مناسبات فضایی از منظر گفتمان اقتصاد سیاسی می تواند پیش زمینه های فهم انتقادی از ساز و کارهای تولید و بازتولید فضا در ایران را فراهم آورد.
۶.

ارزیابی مشارکت مردم در اجرای پروژه ترسیب کربن در دشت قهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت پایدار مشارکت سامان عرفی قهاوند ترسیب کربن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: هدف از این پژوهش بررسی میزان مشارکت پذیری ساکنان منطقه در پروژه بیابان زدایی و اولویت بندی نظرات ساکنان محلی، به منظور به کارگیری نظرات آن ها در اتخاذ تصمیمات محلی و منطقه ای است. روش و داده: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است که در سامان های عرفی بخش قهاوند در شهرستان همدان انجام شده است. نمونه گیری به روش تصادفی ساده بوده و تعداد نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران، ۵۳ بهره بردار تعیین گردید. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده که از طریق مصاحبه مستقیم با بهره برداران در منطقه تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار 16 SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون کروسکال والیس و پیرسون نشان داد که از میان عوامل مورد بررسی، مؤلفه های تعداد افراد تحت تکفل، میزان درآمد، میزان سواد و دامداران با بیش از ۱۵۰ رأس دام، تاًثیر مثبت و معنی داری در مشارکت بهره برداران برای مدیریت پایدار مراتع دارند. به طوری که با افزایش تعداد افراد تحت تکفل، میزان سواد، تعداد دام، میزان درآمد مشارکت بهره برداران نیز بیشتر می شود. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که مشارکت مردم در امر احیاء، مدیریت و اجرای طرح های منابع طبیعی از موارد ضروری در موفقیت برنامه های مدیریتی است. بخشی از توسعه مدیریت عرصه های طبیعی به دخالت کارشناسان (دستگاه های اجرایی) مربوط بوده و بخش مهم تر با مشارکت بهره برداران ارتباط مستقیم دارد؛ لذا هر گونه تلاش جهت تعامل و همکاری بیشتر این دو گروه ضامن اجرایی شدن عملیات های اصلاحی مراتع در بستر توسعه پایدار خواهد شد. نوآوری، کاربرد نتایج: پروژه ترسیب کربن در راستای تحقق یکی از اولویت های توسعه ایران یعنی بیابان زدایی و به منظور توسعه مدل مدیریتی مشارکتی مراتع در مناطق خشک و نیمه خشک با هدف محرومیت زدایی و افزایش جذب کربن طراحی شده است؛ لذا به عنوان یک برنامه در اولویت، مسائل حفاظت محیط زیست جهانی و اولویت های توسعه ملی را توأماً در بر می گیرد.
۷.

انطباق جهت گیری ساختمان ها با کیفیت باد غالب و ارزیابی تأثیر آن بر آسایش حرارتی فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسایش حرارتی جهت گیری فضاهای باز شهری نرم افزار انوی مت اقلیم گرم و خشک سبزوار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر جهت گیری های مختلف ساختمان ها بر اساس باد غالب بر آسایش حرارتی فضاهای باز در بخشی از شهر سبزوار است. این فرضیه نیز مطرح می گردد که قرارگیری عناصر سایت به صورت عمود بر باد غالب سبزوار، سبب جلوگیری از ورود گرد و غبار و کاهش سرعت جریان هوا در فضاهای باز بین بناها شده و شرایط آسایش حرارتی را برای کاربران بهینه می سازد. روش و داده: برای دستیابی به هدف، ابتدا یک قسمت از بافت شهر سبزوار، بازطراحی شده و سپس با توجه به جهت وزش بادهای غالب، مطلوب و نامطلوب، جهت گیری های مختلف بخشی از آن در گرم ترین و سردترین روزهای سال در تابستان و زمستان، به وسیله نرم افزار انوی مت شبیه سازی شده و شرایط آسایش حرارتی آن مقایسه و تحلیل می گردد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، در تابستان، بیشتر پارامترهای آسایش حرارتی با چرخش عناصر سایت به اندازه ۲۰درجه به سمت شرق، وضعیت بهتری نسبت به سایر جهت گیری ها دارند؛ اما برای تعدیل شرایط سرمای هوا در زمستان، بهتر است از راهکارهای مناسبی استفاده گردد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، به دلیل آن که جهت گیری عناصر سایت به صورت عمود بر باد غالب مانع از تهویه فضاهای باز بین ساختمان ها می گردد، شاخص های آسایش حرارتی، بهینه ترین شرایط را ندارند و بنابراین، فرضیه پژوهش رد می شود. در حقیقت، با چرخش عناصر سایت به صورت ۲۰ درجه به سمت شرق، علاوه بر کاتالیزه شدن هوا و کاهش سرعت آن، شرایط تهویه برای فضاهای باز بین بناها ایجاد شده و شاخص های مورد نظر به محدوده آسایش نزدیک تر می گردد. نوآوری، کاربرد نتایج: نتایج این مطالعه می تواند به طراحان شهری کمک کند تا از مراحل اولیه طراحی جهت گیری مناسب (چرخش به اندازه ۲۰ درجه به سمت شرق) در اقلیم های مشابه سبزوار را مدنظر قرار داده و فضاهای شهری مطلوبی را از منظر آسایش اقلیمی برای شهروندان فراهم نمایند.
۸.

تحلیلی بر سطح توسعه یافتگیِ مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهروزی کامیابی شهری تحلیل خوشه ای تکنیک تاپسیس شهر مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: یکی از مفاهیمی که طی سال های اخیر به مثابه راهکاری برای چاره جویی چالش های برآمده از روند روزافزون شهرنشینی و راهی برای حصول شهرها به سمت پایداری مطرح شده، مفهوم کامیابی شهری بوده است. کامیابی شهری به مثابه رویکردی کل نگر و جامع محسوب می شود که موفقیت، سلامتی، پیشرفت و بهروزی را توصیف می کند و با ارتقای کیفیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی، زمینه لازم برای زیست پذیری و پایداری شهرها را فراهم می آورد. شهر مشهد به مثابه دومین کلان شهر پرجمعیت کشور و مناطق شهری آن در شرایطی ناهمگن و نامتعادلی از منظر پیشرفت، رفاه و کامیابی قرار دارند. بدین ترتیب، این پژوهش در راستای سنجش و تحلیل سطح توسعه یافتگی مناطق شهری مشهد از منظر مؤلفه ها و شاخص های تلفیقی کامیابی شهری انجام گرفته است. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده های موردنیاز این پژوهش از ابزار پرسشنامه گردآوری شده و نتایج حاصله از آن با استفاده از تحلیل خوشه ای و تکنیک تاپسیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری، در شرایط ناهمگن و نامتعادلی قرار دارند. طوری که منطقه ۱ در سطح نسبتاً بسیار مطلوب، مناطق ۸، ۹ و ۱۳ در سطح مطلوب، مناطق ۲، ۳، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ در سطح نسبتاً مطلوب و مناطق ۴، ۵ و ۷ در سطح نسبتاً نامطلوب از این حیث قرار گرفتند و در این بین، مناطق ۱، ۱۳ و ۹ در قیاس با سایر مناطق از کامیابی بیشتری برخوردار بوده و مناطق ۷، ۵ و ۴ از این حیث در رتبه ی آخر قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که هرچند تمامی مناطق شهری مشهد از درجه کامیابی حداقلی برخوردار بوده؛ اما با این وجود، بیشتر این مناطق از منظر کامیابی شهری در شرایط مطلوبی قرار ندارند که این مسئله نیازمند توجه مسئولان و مدیران شهری شهر مشهد است. نوآوری، کاربرد نتایج: چارچوب سنجشی این پژوهش از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و همچنین در سطح شهر مشهد نیز، مسئله کامیابی شهری مورد توجه قرار نگرفته است.
۹.

شناسایی و ارزیابی شاخص های معنایی و نشانه شناختی نظام بصری در سیاست های ارتقای هویت بخشی (نمونه موردی: محله فهادان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص های معنایی نشانه شناختی نظام بصری محیط سیاست های ارتقای هویت بخشی محله فهادان یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
هدف: هر شهر ترکیبی از عوامل طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و محیط های سکونتی شناخته شده برای کاربران است. هویت شهر می تواند متمایز از سایر شهرها باشد و به جمعیت ساکن در آن معنا می بخشد. این شخصیت و هویت خاص، با مؤلفه های متفاوتی تعریف و توصیف می شود. این مؤلفه ها که بر مبنای تفاوت محتوا، عملکرد و شکل ساختار شهر را تشکیل می دهند در شهرهای متعدد متفاوت اند. بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین و بررسی شاخص های معنایی و نشانه شناختی در نظام بصری محیط از زاویه سیاست های ارتقای هویت بخشی به کالبد شهر است. روش و داده: این پژوهش از لحاظ حیث نوع توسعه ای- کاربردی و از جنبه روش دارای ترکیبی لانه به لانه است. برای پاسخ به سؤال پژوهش از روش تحقیق کیفی درکمی لانه به لانه استفاده شد. یافته ها: روش کیفی برای صحت سنجی استخراج متغیرها از اصول گراندد تئوری بهره گرفته شد و با ۴۶ نفر از اساتید مصاحبه شد. در مرحله کمی پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت طراحی و برای هر شاخص معنایی و نشانه شناختی در نظام بصری محیط جهت هویت بخشیدن به محله فهادان شهر یزد یک سؤال در نظر گرفته شد. برای تعیین تعداد پرسشنامه ها از جدول مورگان استفاده شد که برای جمعیت ۷۰۰۰ نفر تعداد ۳۷۳است. توزیع این پرسشنامه به صورت تصادفی است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که در محله فهادان یزد، بیشترین سهم مربوط به مؤلفه های مفهوم فضا، با مقدار (۱/۰۰۰) و سپس رمزنگاری با مقدار (۰/۹۶۸) و کمترین سهم مربوط به عنصر طبیعت با مقدار (۰/۴۵۷) است. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به عوامل مؤثر بر هویت بخشی محلات و تدوین ضوابط طراحی مناسب تر اشاره کرد که امکان طراحی محلاتی باکیفیت تر را فراهم می سازد. بنابراین برنامه ریزان و طراحان شهری می بایست به مجموعه عوامل و ویژگی هایی که بستر شکل گیری احساسات مختلف بین کاربر و مکان را در مقیاس محله ایجاد می نمایند، توجه ویژه ای مبذول دارند.
۱۰.

پهنه بندی حساسیت به سیلاب در حوزه آبخیز قره قوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پهنه بندی خطر سیلاب مدل درخت های طبقه بندی و رگرسیون مدل جنگل تصادفی حوزه آبخیز قره قوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: سیل از جمله مخاطرات طبیعی اصلی است که باعث خسارات اقتصادی و اجتماعی می شود. حوزه آبخیز قره قوم در استان خراسان رضوی به دلیل شرایط اقلیمی، توپوگرافی و ویژگی های فیزیوگرافی مستعد سیل های خطرناک است. اکثر رودخانه های این حوزه فصلی هستند و منجر به سیل های شدید گاه به گاه می شوند. بنابراین، این مطالعه با هدف پهنه بندی حساسیت به وقوع سیل در حوضه آبخیز قره قوم انجام شد. روش و داده: در این تحقیق از مدل های یادگیری ماشین شامل مدل جنگل تصادفی (RF) و مدل درخت های طبقه بندی و رگرسیون (CART) برای پهنه بندی خطر سیلاب استفاده شد. از میان ۱۱۷ رخداد سیلاب، ۷۰درصد آن برای آموزش و ۳۰ درصد برای اعتبارسنجی در نظر گرفته شد. پارامترهای کاربری اراضی، درجه شیب، زمین شناسی، فاصله از آبراهه، نقشه رقومی ارتفاع، جهت شیب، ژئومورفولوژی، خاک شناسی، شکل انحنای زمین، نیمرخ انحنای زمین، بارندگی و شاخص رطوبت توپوگرافی به عنوان فاکتور مؤثر در نظر گرفته شد. در نهایت برای ارزیابی مدل ها، از سطح زیر منحنی ROC و نیز شاخص Tolorance استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل RF بیان کننده آن است که متغیرهای فاصله از رودخانه، بارندگی و ارتفاع و در مدل CART نیز، ارتفاع، فاصله از رودخانه و بارندگی بیش ترین تأثیر را بر حساسیت سیل داشتند. مساحت های تحت پوشش کلاس های خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد در مدل CART به ترتیب ۹، ۲۹/۸، ۲۱/۹، ۳۲/۴ و ۶/۹ درصد است. این نتایج برای مدل RF به ترتیب ۱۱/۴۸، ۲۴/۸، ۲۸/۷، ۲۴و ۱۱ درصد است. نتیجه گیری: سطح زیر منحنی (AUC) در مدل CART معادل ۰/۹۱ و مدل RF معادل ۰/۸۷ است. به طوری که بر اساس نرخ پیش بینی، مدل CART برابر ۰/۸۸ و مدل  RF معادل ۰/۸۳ به دست آمد. نتایج بیان کننده آن است که مدل CART عملکرد بهتری نسبت به مدل RF دارد. نوآوری، کاربرد نتایج: پهنه بندی حساسیت به سیل و تعیین عوامل مؤثر با استفاده از روش های یادگیری ماشین از نکات مهم این تحقیق در منطقه مورد مطالعه است. این پژوهش کمک زیادی به برنامه ریزان و سیاست گذاران در مدیریت بلایای طبیعی برای شناسایی پهنه های خطر سیل و کاهش خسارات اقتصادی و مالی آینده ناشی از آن می کند.
۱۱.

پهنه بندی فضایی کیفیت مسکن با تلفیق روش وزن دهی CRITIC و منطق فازی؛ مطالعه موردی: شهر قاین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت مسکن روش CRITIC منطق فازی شهر قاین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
هدف : این پژوهش به پهنه بندی فضایی کیفیت مسکن در شهر قاین پرداخته است. روش و داده : جامعه آماری تحقیق، بلوک های آماری شهر قاین در سرشماری ۱۳۹۵است. شاخص های کیفیت مسکن در این پژوهش شامل کیفیت سازه، کیفیت مصالح، مساحت واحد مسکونی، تراکم نفر و خانوار در هر واحد مسکونی است. تعیین وزن شاخص ها با روش CRITIC انجام شد و پهنه بندی با منطق فازی در Arc GIS انجام شد. همچنین از آماره موران و رگرسیون چندگانه برای تحلیل های تکمیلی استفاده شد. یافته ها : بر پایه روش کریتیک، وزن شاخص ها به ترتیب عبارت است از: کیفیت مصالح (۰/۲۴۹)، اسکلت (۰/۲۴۶)، تراکم خانوار (۰/۱۹۸)، مساحت واحد مسکونی (۰/۱۷۴) و تراکم نفر در واحد مسکونی (۰/۱۳۳). پس از پهنه بندی فازی و تلفیق لایه ها، نقشه نهایی کیفیت مسکن شهر قاین تولید شد. نتایج نشان داد که کیفیت مسکن در ۳۹/۵۲ درصد بلوک های آماری، پایین تر از حد متوسط. ۳۳/۶ درصد در حد متوسط و ۲۶/۸۸ درصد بالاتر از متوسط است. آماره موران نیز نشان داد که کیفیت سازه، مصالح و مساحت دارای الگوی پراکندگی خوشه ای است؛ اما دو معیار تراکم نفر و خانوار در واحد مسکونی الگوی تصادفی داشته اند. در مجموع کیفیت مسکن در شهر قاین، الگوی خوشه ای دارد به عبارتی بلوک های آماری با کیفیت مسکن مشابه کنار همدیگر جای گرفته اند. بر پایه ضریب رگرسیون چندگانه متغیر میانگین سنی، نرخ باسوادی و نرخ اشتغال در هر بلوک، تأثیر مثبت و معنادار بر کیفیت مسکن دارد؛ اما در نقطه مقابل، اندازه خانوار تأثیر منفی بر کیفیت مسکن دارد. نتیجه گیری : نتیجه آن که بلوک های دارای وضعیت بهتر اقتصادی و اجتماعی؛ کیفیت مسکن بهتر و بلوک های فقیرتر وضعیت نامناسب تر دارند. نوآوری و کاربرد : نوآوری پژوهش در استفاده از روش عینی وزن دهی است، در حالی که در اکثر مطالعات مشابه از روش های ذهنی وزن دهی استفاده شده است که بیشتر تحت تأثیر نگرش های ذهنی پاسخ دهندگان است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۹