مهران مقصودی

مهران مقصودی

مدرک تحصیلی: دانشیار ژئومورفولوژی، دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۲۴ مورد.
۱.

تحلیل تاثیر فعالیت های انسانی و خصوصیات باد بر وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی ریگزارها (مطالعه موردی: ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
ریگزارها به مجموعه ای از تپه های ماسه ای اطلاق می شود که در شکل و اندازه های مختلفی هستند. یکی از خصوصیات ریگزارها، دینامیک فعال آن ها است که به عنوان یک تهدید جدی برای نواحی سکونتگاهی و فعالیت های انسانی محسوب می شود. ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان دارای تنوع مورفولوژی بالایی هستند و از نظر دینامیکی نیز وضعیت فعالی دارند، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی آن ها پرداخته شده است. این تحقیق بر مبنای روش های سنجش از دوری و اطلاعات آماری بوده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره ای و اطلاعات آماری مربوط به سرعت و جهت بادهای منطقه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. همچنین نرم افزارهای ArcGIS و WRplot ، مهم ترین ابزارهای تحقیق بوده است. در این تحقیق ابتدا به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی تپه های ماسه ای پرداخته شده است و سپس ارتباط آن با سرعت و جهت بادهای منطقه و همچنین فعالیت های انسانی تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از مجموع 1068 کیلومترمربع ریگ سیستان، حدود 60 درصد از آن را تپه های ماسه ای عرضی ساده دربرگرفته است و با توجه به اینکه میانگین حرکت تپه های ماسه ای این ریگ بین 2 تا 90 متر (در طی سال های 2005 تا 2020) بوده است، بنابراین از نظر دینامیکی نیز دارای وضعیت فعالی است. همچنین نتایج آنالیز بادهای منطقه نشان داده است که در مناطق شمالی ریگ سیستان دارای بالاترین میانگین سرعت باد هستیم ولی به دلیل اینکه تپه های ماسه ای توسط فعالیت های انسانی ثبیت شده است، دارای کم ترین میزان حرکت بوده اند اما تپه-های ماسه ای مناطق جنوبی به دلیل پوشش گیاهی کم تر و نبود موانع ژئومورفولوژیکی، دارای حرکت بیش تری بوده اند.
۲.

تحلیل منابع ماسه های بادی بر اساس تلفیق تحلیل باد و مورفومتری ذرات ماسه، مطالعه موردی: دشت بورالان آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش با هدف شناسایی منابع ماسه های بادی دشت بورالان از طریق رویکرد تلفیقی شامل تحلیل های بادی و مطالعات رسوب شناسی انجام شد. داده های بادی 30 ساله (1990–2020) ایستگاه سینوپتیک ماکو، ایران، تحلیل شدند. نرم افزار WRPLOT View 8 و ابزار سفارشی ترسیم گلباد برای تولید گلباد، گل طوفان و گل حمل ماسه و همچنین محاسبه شاخص های بادی شامل پتانسیل جابجایی (DP)، پتانسیل جابجایی نتیجه گیر (RDP)، جهت جابجایی نتیجه گیر (RDD) و شاخص یک جهته (UDI) استفاده شدند. برای شناسایی منشأ رسوبات بادی، نمونه های ماسه ای سطحی از تپه های ماسه ای جمع آوری و آزمایش های گرانولومتری و مورفوسکوپی بر روی آن ها انجام شدند و منحنی های دانه بندی با استفاده از نرم افزار GRADISTAT و روش Folk و Ward (1957) ترسیم شدند. تحلیل گلباد نشان داد بادهای جنوب شرق (SE) و شرق (E) بیشترین فراوانی را دارند، درحالی که گل طوفان، بادهای فرساینده شمال غرب (NW) و غرب (W) را مشخص کرد. پتانسیل حمل ماسه عمدتاً به سمت شرق است و بادهای دو جهته (E-W) در پاییز و زمستان نقش مهمی در جابجایی رسوبات بادی دارند. تحلیل دانه بندی نشان داد میانگین اندازه ذرات بین 125 تا 250 میکرون متغیر است، با جورشدی از جورشده تا ضعیف جورشده و توزیع عمدتاً متقارن. بررسی ها نشان داد منابع اصلی ماسه های روان دشت بورالان شامل آبرفت های رودهای قره سو و ارس، هوازدگی روانه های بازالتی، مخروط افکنه های حاشیه ای و سطوح فرسایش یافته ناشی از کاهش پوشش گیاهی به دلیل تغییرات کاربری اراضی هستند. بنابراین، منابع ماسه های بادی دشت بورالان ترکیبی از فرآیندهای آبی و بادی است که توسط ویژگی های زمین شناسی و اقلیمی منطقه هدایت می شوند.
۳.

بررسی وضعیت پراکندگی و وسعت ریگزارهای ایران با استفاده از روش های سنجش از دوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۵
ریگزارها از عوارض مناطق بیابانی هستند که گستردگی زیادی در ایران دارند. ریگزارها می توانند با اثرات محیط زیستی زیادی همراه باشند؛ باوجوداین، در برنامه ریزی های مختلف بسیار اهمیت دارند و به همین دلیل در این پژوهش وضعیت مورفومتری و مورفودینامیکی ریگزارهای ایران ارزیابی شد. در این تحقیق از تصاویر گوگل ارث به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شد. در این تحقیق ابتدا محدوده تمامی ریگزارهای ایران ترسیم شد و سپس ریگزارهای ایران باتوجه به موقعیت مکانی به 9 منطقه تقسیم شد. درادامه، بر مبنای تصاویر گوگل ارث و 791 نقطه نمونه، وضعیت حرکت تپه های ماسه ای ریگزارهای ایران در طی سال های 2005 تا 2020 ارزیابی شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد وسعت کل ریگزارهای ایران 47811 کیلومترمربع است که حدود 9/2 درصد از مساحت ایران را شامل می شود. نتایج ارزیابی مساحت ریگزارهای ایران نشان می دهد ریگ لوت با 14629 کیلومترمربع، ریگزارهای اطراف دشت کویر_ چاله مسیله با 13081 کیلومترمربع و ریگزارهای شرقی با 5737 کیلومترمربع وسعت، بزرگ ترین ریگزارهای ایران هستند. همچنین نتایج ارزیابی وضعیت حرکت تپه های ماسه ای ریگزارهای ایران در طی سال های 2005 تا 2020 نشان می دهد بیشترین میزان حرکت با بیش از 90 متر به تپه های ماسه ای مناطق جنوبی ریگ اصلی لوت، ریگزارهای سیستان و ریگ شتری مربوط بوده است. همچنین در بعضی از مناطق مانند ریگزارهای مفرد خوزستان به دلیل تثبیت تپه های ماسه ای با پوشش گیاهی حرکت تپه های ماسه ای حدود 2 متر بوده که بیانگر نقش مؤثر فعالیت های انسانی در کنترل حرکت تپه های ماسه ای است.
۴.

شناسایی پهنه های سیل گیر رودخانه سفیدرود با مقایسه مدل هیدرولیکی مبتنی بر مدل های رقومی ارتفاعی سنجش از دوری و شواهد ژئومورفولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
روش های متعددی برای تعیین پهنه های سیل گیر وجود دارند که از آن جمله می توان روش های هیدرولیکی و ژئومورفولوژیکی را نام برد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش های بهینه تعیین پهنه های سیل گیر در نواحی فاقد داده های نقشه برداری شده، سه بازه 25 کیلومتری مجزا از رودخانه سفیدرود به نام های یساول در استان کردستان، گیلوان در استان زنجان و آستانه در استان گیلان را با استفاده از روش های هیدرولیکی و ژئومورفولوژیکی مورد مطالعه قرار داده است. روش هیدرولیکی با مبنا قرار دادن نقشه توپوگرافی با مقیاس 1000/1 و دو DEM سنجش از دوری رایگان SRTM (30 متر) و ALOS PALSAR (12.5 متر) در نرم افزار HEC RAS انجام شد. شناسایی ژئومورفولوژیکی پهنه های سیلابی نیز با اتکا بر عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای قدیم و جدید، بازدیدهای میدانی و آثار سیلاب های گذشته انجام شد. نتایج حاصل مؤید آن است که در نواحی کوهستانی در صورت عدم وجود داده های با قدرت تفکیک مکانی بالا، استفاده از DEM های 30 متر SRTM و 12.5 متر ALOS PALSAR دقت قابل قبولی در تعیین پهنه های سیل گیر دارد؛ به شرطی که نتایج مدل سازی با استناد به نظرات کارشناسی و بازدیدهای میدانی تدقیق و اصلاح گردد. مقایسه DEM های 30 متر SRTM و 12.5 متر ALOS PALSAR نشان می-دهد که در نواحی کوهستانی و تپه ماهوری هر دو DEM نتایج نسبتاً یکسانی را به دست داده اند اما DEM 30 متر SRTM به ویژه در دوره بازگشت های میان مدت و بلندمدت نتایج مطلوب تری را دارا می-باشد. در نواحی دشتی و جلگه ای استفاده از روش-های ژئومورفولوژیکی در تعیین پهنه های سیلابی دقت بالاتری دارد.
۵.

تحلیل تغییرات ائواستاتیک و ژئوستاتیک در پایداری جلگه ساحلی خزر (مطالعه موردی: منطقه ساحلی چالوس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
مجموعه ای از فرآیندهای محیطی بزرگ مقیاس و طولانی مدت، از جمله رخدادهای لرزه ای، فعالیت های ساختمانی، تغییرات کاربری و برداشت آب های زیرزمینی، به همراه تغییرات اقلیمی در مناطق ساحلی کم ارتفاع می تواند منجر به بروز ناپایداری های سطح زمین شود. دلتاهای ساحلی چشم اندازهایی هستند که به دلیل مجاورت دو محیط خشکی و آبی در برابر فعالیت های تکتونیکی آثار مهمی برجای می گذارند. از جمله تغییر الگو و مکان شکل گیری دلتاها، شکل گیری تراس های ساحلی نامتوازن در بخش هایی از ساحل و به وجود آمدن سواحل بریده شده به صورت دریابار می توان اشاره کرد. در این پژوهش به بررسی تغییرات ژئومورفیک جلگه ساحلی چالوس ناشی از فعالیتهای ائواستاتیک و ژئواستاتیک و آثار آنها در تغییرات جلگه و خط ساحلی در محدوده چالوس با استفاده از سنجش از دور راداری(مدلهای SBAS وPS) و داده های ژئودینامیک پرداخته شد که نتایج به دست آمده از پردازش راداری، داده های ژئودینامیک، تغییرات سطح تراز آبهای زیرزمینی، فعالیت های ژئوستاتیکی، تغییرات ائوستاتیکی دریای خزر و تغییرات کاربری زمین، نشان می دهد جلگه چالوس در دو دهه گذشته تحت تأثیر فعالیت ژئوستاتیکی دچار برخاستگی شده است. از طرف دیگر خط ساحلی چالوس در نتیجه تغییرات کاربری و افزایش بار رسوب رودخانه و کاهش تراز سطح دریای خزر به سمت دریا پیشروی قابل توجهی داشته است که نتیجه آن از نظر زیست محیطی و خسارت های اقتصادی قابل توجه است. بنابراین احیای پوشش گیاهی و جنگلی در حوضه آبریز چالوس جهت کاهش فرسایش و تولید رسوب و پیگیری دیپلماسی برای دادن حق آبه دریای خزر توسط کشورهای ذینفع به خصوص کشور روسیه می تواند مشکلات به وجود آمده را برطرف کند.
۶.

تحلیل تاثیر خصوصیات باد بر وضعیت دینامیکی و مورفولوژیکی تپه های ماسه ای، مطالعه موردی: ریگزارهای سواحل جنوبی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
موقعیت جغرافیایی ایران سبب شده است تا در بخش های زیادی از آن، دارای انواع تپه های ماسه ای باشیم. از جمله مناطقی که دارای تراکم و تنوع زیادی از انواع تپه های ماسه ای است، سواحل جنوبی ایران است. با توجه به اینکه تپه های ماسه ای دارای دینامیک فعالی هستند و می توانند نواحی انسانی را تهدید کنند، در این تحقیق به ارزیابی وضعیت دینامیکی و مورفولوژی تپه های ماسه ای سواحل جنوبی ایران پرداخته شده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره لندست، تصاویر گوگل ارث و اطلاعات آماری مربوط ایستگاه های هواشناسی منطقه منطقه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS، WRplot و Sandrose graph بوده است. در این تحقیق ابتدا وضعیت مورفومتری و مورفولوژی تپه های ماسه ای بررسی شده است و سپس به ارزیابی خصوصیات بادهای منطقه و ارتباط آن با دینامیک و مورفولوزی تپه های ماسه ای منطقه پرداخته شده است. بر اساس نتایج حاصله، در سواحل جنوبی ایران حدود 2750 کیلومترمربع تپه ماسه ای در اشکال مختلف وجود دارد که پوشش ماسه ای کم ضخامت، پوشش ماسه ای متوسط ضخامت و عرضی مرکب به ترتیب با 8/59، 9/10 و 3/7 درصد از کل مساحت ریگزارهای منطقه، دارای بیش ترین وسعت هستند. همچنین تحت تاثیر بادهای منطقه، بخش زیادی از تپه های ماسه ای جنوب ایران دارای وضعیت فعالی هستند و با توجه به اینکه ضریب همبستگی بین شاخص های سرعت باد و DPt به فعالیت تپه های ماسه ای منطقه در فصل بهار به ترتیب 514/0 و 612/0 بوده است، بنابراین می توان گفت که بیش ترین میزان فعالیت تپه های ماسه ای مربوط به فصل بهار است.
۷.

شناسایی و ارزیابی میراث زمینی مناطق بیابانی باهدف توسعه ژئوتوریسم (مطالعه موردی: مناطق بیابانی سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
امروزه ژئومورفولوژی در زمینه های، اقتصادی، تاریخی، مطالعات فرهنگی، اکولوژی و گردشگری می تواند مبنای برنامه-ریزی صحیح، مدیریت پایدار گردشگری و توسعه اقتصادی باشد. استان سمنان به دلیل داشتن لندفرم های بیابانی متنوع و مناظر شاخصی مانند لندفرم های کلوت و اشکال دشت های نمکی این منطقه را متمایز کرده و می تواند گردشگران علاقه مند و ماجراجو را از مناطق مختلف جذب کند. هدف از این پژوهش، تعیین و مقایسه مناسب ترین ژئومورفوسایت ها برای برنامه ریزی گردشگری پایدار با استفاده از دو روش ارزیابی ژئوتوریسم پیشنهاد شده توسط بریل ها و همکاران، رینارد و همکاران بوده است. طی کارهای میدانی ابتدا 90 مکان لندفرمی شناسایی شد که پس بررسی های کارشناسی 30 ژئوسایت شاخص از بین آن ها انتخاب شد. سپس این ژئوسایت ها با مدل های مذکور مورد ارزیابی قرا رگرفتند. به صورت کلی ژئوسایت چاه نفت(شماره 68) ارزشمندترین ژئوسایت در هر دو مدل رینارد و بریل ها می باشد؛ این ژئوسایت با شرایط منحصربه فرد خود، بیشترین امتیاز ممکن را در هر دو مدل به خود اختصاص داده است. ژئوسایت هزار دره در شمال چاه نفت(شماره73) در مدل بریل ها و دره آرزوها (شماره71) درمدل رینارد، دومین ژئوسایت ارزشمند در میان ژئوسایت های موردبررسی شناسایی شد. در طرف مقابل، ژئوسایت جنوب چشمه استالیه (شماره 33) در مدل بریل ها رتبه 30 و در مدل رینارد ژئوسایت جنوب دلازیان (شماره 37)رتبه 30 را به خود اختصاص داده و مجموعاً کم ترین ارزش را در میان ژئوسایت های موردبررسی کسب کرده است.
۸.

تحلیل توسعه ژئومورفولوژی کارست با استفاده از مدل های منطق فازی و رگرسیون خطی چندمتغیره (توده های کارستی دیمه و پیرغار در استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
در این پژوهش، تحلیل توسعه ژئومورفولوژی کارست توده های کارستی دیمه و پیرغار در استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از مدل سازی پهنه های کارستی با دو رویکرد منطق فازی و رگرسیون خطی چندمتغیره مورد ارزیابی قرار گرفته است.نتایج ارزیابی نقشه های پهنه بندی کارست سطحی تهیه شده از مدل منطق فازی با دولین های کارستی نشان داد که از 185 دولین های شناسایی شده در توده کارستی پیرغار تعداد 102 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست و در توده کارستی دیمه نیز از 140 دولین شناسایی شده 83 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست واقع شده است و همچنین نتایج مدل رگرسیون خطی چند متغیره با دولین های کارستی از 185 دولین شناخته شده در محدوده توده کارستی پیرغار نشان داد تعداد 94 دولین را در پهنه با توسعه زیاد کارست سطحی، همچنین از 140 دولین شناخته شده در محدوده توده کارستی دیمه تعداد 71 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست سطحی، شناسایی شده است. با توجه به این که مدل منطق فازی میزان تراکم بیشتری از دولین ها را در طبقات کارست با توسعه زیاد و متوسط تشخیص داده است و با نتایج صحت سنجی ارقام محاسبه شده مربوط به مساحت زیر منحنی های نام منحنی مشخصه عملکرد (ROC) که نشان داد، مدل منطق فازی برای هر دو توده کارستی در مقایسه با مدل رگرسیون خطی چند متغیره درجه کارآیی بالاتری بر اساس سطح زیر منحنی ROC (AUC) داشته است.
۹.

تحلیل رژیم باد و پتانسیل حمل ماسه در ریگ های حاشیه دریاچه نمک قم، ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: هدف اصلی این پژوهش تحلیل رژیم بادی و برآورد پتانسیل حمل ماسه در ریگ های واقع در حاشیه جنوبی دریاچه نمک قم است. همچنین بررسی رابطه بین جهت و توان بادهای فرساینده با شکل گیری اشکال ژئومورفولوژیکی در این ناحیه مورد توجه قرار گرفته است تا از این طریق شناخت بهتری از فرآیندهای مورفودینامیک حاصل شود. مواد و روش: برای دستیابی به اهداف پژوهش، داده های ۲۰ ساله پنج ایستگاه سینوپتیک اطراف منطقه استفاده شد. از نرم افزارهای WRPLOT View 7 و Sand Rose برای ترسیم گل باد و گلماسه و همچنین تحلیل شاخص های DP، RDP، RDD و UDI بهره گرفته شد. همچنین، نقشه ژئومورفولوژیکی منطقه ترسیم گردید و مسیرهای حرکت ماسه تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که در ایستگاه های آران و بیدگل و قم، باد غالب از شمال و شمال غرب، در حالی که در ایستگاه های کاشان، گرمسار و اردستان، بادها از شرق و جنوب شرق می وزند. بیشترین پتانسیل حمل ماسه مربوط به جهات شمال شرقی و جنوب غربی در ایستگاه های قم و آران و بیدگل است. در برخی ایستگاه ها، مانند گرمسار و اردستان، توزیع بادها چندجهته و با زاویه منفرجه بوده است که تأثیر زیادی بر جابه جایی رسوبات بادی دارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد که تنوع جهتی و شدت باد در منطقه مورد مطالعه، تأثیر مستقیمی بر جابه جایی و انباشت ماسه ها دارد. الگوی غالب حرکت ماسه در راستای شرق و جنوب شرق است که به خوبی با جهت شکل گیری ریگ های منطقه مطابقت دارد. همچنین مشخص شد که منشأ بخش زیادی از رسوبات، مخروط افکنه های اطراف با ترکیب سنگ شناسی متنوع است. این نتایج مؤید نقش تعیین کننده عوامل اقلیمی، توپوگرافی و منابع رسوبی در پویایی اشکال بادی و فرایندهای ژئومورفیک منطقه است. نوآوری و کاربرد نتایج: نوآوری اصلی پژوهش، تحلیل برداری و عددی مسیر رانش ماسه با استفاده از شاخص های باد است که در تبیین الگوی شکل گیری ریگ ها و پیش بینی تحولات آتی آن ها نقش مؤثری دارد. این نتایج در مدیریت منابع طبیعی و مناطق بیابانی قابل بهره برداری است.
۱۰.

مدل سازی مراحل توسعه ژئومورفولوژیکی کلوت های (یاردانگ های) میراث جهانی بیابان لوت و مقایسه آن با یاردانگ های منطقه آئولیس مریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
یاردانگ ها به عنوان یکی از برجسته ترین اشکال مورفولوژیکی در مناطق بیابانی شناخته می شوند و معمولاً به صورت تپه های فرسایش یافته ای مشاهده می شوند که توسط فرورفتگی های U شکل و با مجموعه ای از راهروها و پشته های ناهموار از یکدیگر تفکیک می شوند. بررسی ویژگی های مورفومتریک این سازه های زمین شناختی برای شناسایی شاخص های ژئومورفولوژیکی آن ها اهمیت بالایی دارد. در این پژوهش، یاردانگ های بیابان لوت ایران با یاردانگ های منطقه آئولیس در مریخ مقایسه شده اند. برای تحلیل یاردانگ های بیابان لوت، از تصاویر ماهواره ای لندست استفاده شده و داده های مربوط به فرکانس، سرعت و شدت بادهای غالب با استفاده از نرم افزار Global Mapper ارزیابی گردیده است. همچنین، برای مدل سازی مراحل تکامل یاردانگ ها و بازسازی سه بعدی آن ها، از نرم افزار Rhino و پلاگین Grasshopper بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که یاردانگ های هر دو منطقه، تحت تأثیر فرسایش بادی، دارای ساختارهای تیز و باریک با شیارهای موازی هستند. علاوه بر این، جهت کشیدگی یاردانگ ها و دالان های میان آن ها در هر دو منطقه، شمال غربی - جنوب شرقی است. همچنین، یافته ها نشان داد که یاردانگ های بیابان لوت عمدتاً در مرحله بلوغ قرار دارند، درحالی که در آئولیس مریخ، یاردانگ های غالب از نوع "پشت ماهی" یا "گوژپشتی" بوده و در طبقه یاردانگ های میان سال دسته بندی می شوند. این تفاوت نشان می دهد که یاردانگ های منطقه آئولیس مریخ احتمالاً قدمت بیشتری نسبت به یاردانگ های بیابان لوت دارند.
۱۱.

پایش تأثیر فعالیت وسایل نقلیه آفرود بر میراث ژئومورفولوژیک (مورد مطالعه: راهرو کلوت های میراث هانی بیابان لوت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
فعالیت آفرود در محیط های مختلف، به ویژه مناطق خشک و محیط های بیابانی جهان به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است که می تواند، آثار منفی بر روی اکوسیستم و سطوح مختلف لند فرم های مناطق بیابانی داشته باشد. این مطالعه مبتنی بر شیوه کیفی، توصیفی-تحلیلی و کمی می باشد که به بررسی و پایش پاکوب شدن سطوح لند فرمی مناطق بیابانی پرداخته و تأکید آن بر ضرورت حفاظت از بیابان لوت به عنوان یک میراث طبیعی و فرهنگی منحصربه فرد در مقابل عوامل آنتروپوژنیک می باشد. این پژوهش در دو سطح انجام شده که در سطح اول اثرات آفرود در سال های مختلف موردبررسی و پایش قرار گرفت و در سطح دو، باد منطقه و ارتباط آن بر ماندگاری اثرات آفرود بر لند فرم های بیابانی تجزیه وتحلیل شد. این مطالعه در منطقه شمال غربی کلوت های شهداد تا رود شور در فاصله سه هزار متری از جاده شهداد-نهبندان صورت گرفت. ابتدا آثار آفرود در تصاویر ماهواره ای رقومی شده و سپس تراکم آثار آفرود در فواصل معینی به دست آمده و در دو طرف جاده نیز با یکدیگر مقایسه شد و طی سال های مختلف نیز این آثار رقومی شده موردبررسی و پایش قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد تراکم اثرات آفرود روند افزایشی داشته و نشان می دهد در سال های اخیر آفرودسواری در بیابان لوت بیشتر موردتوجه گردشگران قرارگرفته است. در فاصله سه هزار متری از جاده تراکم اثرات آفرود حدود %14. و در فاصله دوهزارمتری %6. و در فاصله سه هزار متری %01. به دست آمده که نشان می دهد بین فاصله از جاده و تراکم آفرود ارتباط مستقیم وجود دارد.
۱۲.

تحلیل تاثیرات زمین ساخت فعال و تغییر اقلیم بر مورفولوژی و شبکه هیدروگرافی حوضه کردان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۱۹۹
IntroductionGeomorphological indicators are useful tools in evaluating and identifying the effects of relatively sudden or gradual tectonic activities. The behavior of the drainage network is one of the parameters that is very sensitive to tectonic activities and shows the effects of duration and intensity of these factors. Among the geomorphological evidences of active tectonics of drainage networks and their related features such as drainage pattern, drainage density, drainage anomalies, connection method (connecting angle of networks) and direction of networks play an important role in identifying active tectonics and their spatial differences. Many studies have been carried out in the fields of the effect of tectonic factors on the ratio of branches, drainage density, hypsometric integral of river networks, response of drainage networks, and characteristic of hierarchical anomaly, branching index, to investigate the tectonic impact in four drainage basins and related fields. In addition to these parameters, by using the research results of other researchers and the reconstruction of the paleoclimate, it has been tried to analyze the effects of the Quaternary changes by using the mentioned factors as modeling and conceptual techniques.Also, the obtained results indicate that new land construction activity has played a role through successive slope changes on the waterways of Kordan Basin.
۱۳.

مطالعه مورفولوژی و تغییرات مکانی ریگ های آذربایجان با استفاده از تصاویر ماهواره ای و تحلیل بادهای فرساینده (مطالعه موردی: ریگ قوم تپه و مقصود لو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۳۷
هدف: پراکندگی ریگ زارها در کشور از دیدگاه فرسایش بادی، دارای اهمیت زیادی است و تاکنون آمارهای مختلفی از مساحت و پراکندگی این اشکال در کشور ارائه شده است. علی رغم این که آذربایجان شرقی جزء مناطق خشک محسوب نمی شود؛ اما عوارض ژئومورفولوژی مناطق خشک و بیابانی در منطقه دیده می شود که تا به حال مطالعات کمتری بر روی ریگ زارهای منطقه انجام گرفته است. یکی از این ریگ ها، ریگ مقصودلو در شرق و دیگری ریگ قوم تپه در غرب استان واقع شده است. هدف از این تحقیق مشاهده و پایش میزان و جهت حرکت تپه های ماسه ای و میزان تخریب زمین های اطراف آن به صورت سالانه است.مواد و روش: برای این منظور آمار و داده های هواشناسی ۱۹ ایستگاه سینوپتیک استان به منظور تعیین باد غالب و منشأ رسوبات باد و همچنین تعیین پتانسیل حمل ماسه (DP)، برآیند پتانسیل حمل حاصله (RDP) و برآیند جهت حمل ماسه (RDD) ناشی از هر ریگ به دست آمد.یافته ها: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که میزان جابه جایی برای ریگ مقصودلو سالانه ۷/۳۱ متر تخمین زده شد و میزان حرکت تپه های ماسه در ریگ قوم تپه به دلیل ضعف مدیریتی در حفظ ماسه های منطقه قابل پیش بینی نبود. بر اساس این تحقیق میزان فرسایش و تغییر مساحت در ریگ قوم تپه در مقایسه با ریگ مقصودلو از روند بیشتری برخوردار بوده و به فاصله ۳۷ سال ۷۲/۴۱ درصد برای قوم تپه و ۲۶/۹۵درصد برای ریگ مقصودلو برآورد شد.نتیجه گیری: منشأ ماسه های بادی منطقه با توجه به جهت باد غالب که عمدتاً شمالی است، همچنین وجود رسوبات ریزدانه در انتهای مخروط افکنه های منطقه و محل پخش سیلاب های صفحه ای می توان گفت که قسمت اعظم ماسه های منطقه از محل گسترش سیلاب های صفحه ای و انتهای مخروط افکنه ها که رسوبات ریزدانه را فراهم می آورند، تأمین می شود.نوآوری: در این تحقیق، تجزیه و تحلیل پتانسیل حمل ماسه و مسیرهای آن ها به ما کمک می کند تا شکل گیری تپه ها را در مکان های دیگر تفسیر کنیم.
۱۴.

ارتباط چشمه های گسلی با فرسایش بادی در محدوده چاله دراَنجیر-بافق (استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
فرسایش بادی و لندفرم های حاصل از آن چهره غالب دشت های هموار و پست مناطق خشک ایران است. شکل گیری پوشش گیاهی و نبکاها در بخش داخلی کویر دراَنجیر با وجود شوری و سخت شدگی زیاد رسوبات، سؤال هایی را در مورد عوامل اصلی کنترل کننده آن ها مطرح می کند. روند خطی پوشش گیاهی و نبکاها و حرکت امتدادلغز گسل بافق – پشت بادام در این منطقه، فرضیه کنترل فرسایش بادی به علت وجود چشمه های آب شیرین گسلی را مطرح می کند. با توجه به اینکه در زمان حاضر فقط یک چشمه در امتداد گسل مذکور فعال است، یک نمونه 100 میلی لیتری از آب چشمه جهت آنالیز ژئوشیمیایی برداشت گردید. علاوه بر این، 4 گمانه در امتداد گسل (تا عمق 60 سانتیمتر) در منطقه رویش پوشش گیاهی و یک گمانه در رسوبات سخت شده کویر دراَنجیر (تا عمق 2 متر) حفاری و نمونه های رسوب و آب برداشت و سطح ایستابی در هر گمانه اندازه گیری شد. نتایج مؤید آن است که حرکت امتدادلغز گسل بافق- پشت بادام و به تبع آن ظهور چشمه های گسلی به سه شیوه متفاوت فرسایش بادی در منطقه موردمطالعه را تحت کنترل خود درآورده است: 1. با تشکیل یک زون مرطوب سبب رویش انواع مختلف پوشش گیاهی شده است و سرعت باد را در سطح کاهش داده، 2. با بالا آوردن سطح ایستابی در امتداد گسل مذکور و افزایش رطوبت سطحی مانع حمل ونقل رسوبات توسط باد شده است 3. با تشکیل نبکاها سبب تجمع رسوبات بادی در اطراف درختچه ها شده است.
۱۵.

شناسایی مناطق فعال تکتونیکی ساحل شرقی خزر با استفاده از سنجش از دور راداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۴۸
مورفوتکتونیک، دانش کاربرد اصول ژئومورفیک در حل مسائل تکتونیکی است. رقابت مداوم بین فرآیندهای تکتونیکی که تمایل به ایجاد توپوگرافی دارند و فرآیندهای سطحی که تمایل به فرسایش و متلاشی کردن آنها دارند، اساس علم مورفوتکتونیک است. جلگه های ساحلی به دلیل عملکرد همزمان فعالیت های تکتونیکی بر دو محیط خشکی_آبی، دارای لندفرم ها و چشم اندازهای نوزمین ساختی قابل تمایزی هستند. مناطق ساحلی شمال ایران به دلیل تراکم بالای جمعیت و قابلیت رشد و توسعه اقتصادی و کشاورزی، از اهمیت بسیاری برخوردار است. یکی از روش های شناسایی و اندازه گیری تغییرات زمین استفاده از دورسنجی راداری است. اصول این تکنیک برای اولین بار توسط گراهام در سال 1974 بیان شد. در این پژوهش نوار ساحل شرقی دریای خزر از گمیشان تا جویبار از نظر فعالیت های تکتونیکی با استفاده از تکنیک های دورسنجی راداری در بازه زمانی 2014 تا 2021 مورد پایش قرار گرفت. اگرچه بازه زمانی انتخابی در مقیاس زمانی زمین شناسی کوچک محسوب می شود، اما شدت عملکرد فرایندهای تکتونیک در منطقه امکان تمایز مناطق فعال ساحلی را مشخص می کند. نتایج بدست آمده از تداخل سنجی راداری بیانگر آن است که بخش شرقی ساحل خزر بیشتر تحت تأثیر بالاآمدگی بوده و این روند تا خلیج گرگان ادامه دارد بطوری که محدوده شهر گرگان نرخ بالا آمدگی 20 تا 40 میلی متر در سال را تجربه کرده است. روند تغییرشکل به سمت ناحیه ساحلی معکوس شده و فرونشستی معادل 10 تا 52 میلی متر در سال را داشته است. با نزدیک شدن به کرانه خزر این نرخ کمتر شده و به 10 میلی متر در سال می رسد. با توجه به اینکه در نوار ساحلی خزر آب های سطحی فراوان بوده و بهره برداری از آب زیرزمینی در این مناطق بسیار اندک است، از این رو  با اطمینان بالایی می توان عامل رخداد بالاآمدگی و فروافتادگی (گمیشان) در این مناطق را به سازوکار تکتونیک و فعالیت گسل های فعال منطقه نسبت داد.
۱۶.

ارزیابی ژئودایورسیتی با استفاده از شاخص کیفی-کمی GI (مطالعه موردی: استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۹۳
تنوع عناصر غیر جاندار کره زمین و فرآیند های مرتبط با آنان که در مقیاس های گوناگون عمل می کنند، ژئودایورسیتی نام دارد. به طور کلی ارزیابی ژئودایورسیتی با استفاده از روش های کمی، کیفی و کمی-کیفی انجام می شود. هر یک از این روش ها، با گذر زمان و برای ارزیابی های ژئودایورسیتی توسط پژوهشگران مورد استفاده قرار گرفته اند. به این صورت که در روش کیفی-کمی هر یک از زیر شاخص ها بر اساس میزان تاثیر گذاری بر ژئودایورسیتی وزن دهی می شود، که نتایج حاصل از آن نسبت به بقیه روش ها به واقعیت نزدیکتر است. با توجه به این مورد که تاکنون ارزیابی هایی که در درون کشور از ژئودایورسیتی مناطق مختلف انجام شده، کمی-کیفی نبوده است به همین منظور در این پژوهش اطلاعات مربوط به تنوع های ژئومورفولوژیکی، سنگ شناسی، واحد های خاک شناسی و هیدروژئولوژیکی تهیه و با استفاده از شاخص کیفی-کمی (GI) که مبتنی بر فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و استفاده از پرسشنامه می باشد برای بررسی ژئودایورسیتی استان لرستان مورد استفاده قرار گرفت. سپس با استفاده از بازدید های میدانی، پدیده های ژئومورفولوژیکی و زمین شناختی منطقه مورد مطالعه بررسی و با خروجی شاخص (GI) مقایسه و صحت سنجی شدند. نتایج نشان می دهد که مناطق جنوب غربی (پلدختر)، غربی (کانیون شیرز) و شرقی (اشتران کوه و قالی کوه) استان لرستان در طبقات ژئودایورسیتی بالا قرار می گیرند. مناطق اشاره شده می بایست به منظور بهره بندی از خدمات ژئوسیستمی آنان، مورد حفاظت زمین شناختی قرار بگیرند.
۱۷.

تحلیل آسیب پذیری ژئوسایت های شمال منطقه گرمسار وآرادان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۵
تنوع زمین شناختی شاخه ای جدید از گردشگری به نام ژئوتوریسم را رقم زده است که در آن به بررسی مکانهایی پرداخته می شود که قابلیت جذب گردشگر را دارد و می تواند به توان جامعه ی محلی برای توسعه ی اقتصادی کمک کند . ژئوسایت ها همواره تحت تاثیر تهدیدها و آسیبهای انسانی و طبیعی بوده اند که بررسی آنها برای توسعه پایدار و حفاظت ،امری ضروری است . در این پژوهش با توجه به قابلیتهای زمین شناسی شمال محدوده ،ژئوسایتهای منطقه از نظر آسیب و تهدید مورد بررسی قرار گرفتند . به دلیل گسترش ژئوتوریسم ،تنوع زمین شناختی منطقه تحت تاثیر قرار گرفته است و ژئوسایتهایی که در معرض خطر هستند در مدیریت و حفاظت ،در اولویتند .در این پژوهش ژئوسایتها مورد شناسایی قرار گرفتند و عوامل تهدید کننده ی طبیعی و انسانی از طریق بازدیدهای میدانی برداشت شده است و در مرحله ی بعد شناسایی تهدیدها و آسیب ها صورت گرفته است که پهنه بندی ژئوسایتها با توجه به روش فازی انجام شده است و ژئوسایت ها براساس حساسیت اولویت بندی شدند.طبق نتایج حاصل شده عوامل تهدید به دو دسته ی طبیعی و انسانی دسته بندی شده است و تامین منابع ،جاده سازی غیر اصولی و نزدیکی به مراکز جمعیتی از جمله عوامل انسانی تهدیدکننده و عوامل مانند آبهای سطحی ،تغییرات دما و...از جمله عوامل تهدیدکننده ی طبیعی می باشد . ژئوسایتهای معدن نمک درخشان ،معدن نمک قائم ،معدن نمک توکل ،معدن نمک سالار ،حوضچه نمکی از جمله سایتهایی هستند که بیشترین میزان حساسیت را دارا هستند.
۱۸.

ارزیابی میزان جابجایی سطح زمین در دشت کرمانشاه و تاثیر زلزله ازگله بر روند جابجایی با استفاده از روش SBAS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۳۴۷
امروزه مخاطرات ناشی از جابجایی زمین نقش اساسی در مدیریت محیط طبیعی و جوامع انسانی دارد. تحقیق حاضر با استفاده از روش تداخل سنجی راداری به ارزیابی میزان جابجایی عمودی زمین در یکی از مهم ترین دشت های ایران (کرمانشاه) و تاثیر زلزله بزرگ 21/08/1396 ازگله پرداخته است. در این راستا از تصاویر سنتینل-1 مربوط به سه بازه زمانی ۲۴/1۱/201۶ تا 0۷/۱۱/2017 (قبل از زلزله) و ۰۷/۱۱/2017 تا ۱۹/11/2017 (قبل و بعد از زلزله) و همچنین ۲۴/1۱/201۶ تا ۱۹/11/2017 (بعد از زلزله) استفاده شده اند. در این تحقیق ابتدا میزان جابجایی بازه زمانی اول با استفاده از روش سری زمانی SBAS (۱۳ تصویر) محاسبه شده است. سپس با استفاده از ۲ تصویر قبل و بعد از زلزله، میزان تغییرات ناشی از زلزله ارزیابی شده است و در نهایت با استفاده از روش سری زمانی SBAS (۱۴ تصویر) میزان تغییرات بازه زمانی سوم محاسبه شده است. نتایج ارزیابی ها بیانگر است که محدوده مطالعاتی در بازه زمانی اول بین ۱۰۷+ تا ۴۰- میلی متر، در بازه زمانی دوم (قبل و بعد از زلزله) بین ۲۲+ تا ۴۶- میلی متر و در بازه زمانی سوم بین ۱۰۲+ تا ۳۳- جابجایی داشته است. با توجه به میزان بالاآمدگی قابل توجه محدوده مطالعاتی در طی دوره زمانی مورد مطالعه، پیشنهاد می گردد که در بررسی میزان جابجایی عمودی هر منطقه باید نقش عوامل تکتونیکی، از جمله زلزله ها را مورد توجه قرار دارد.
۱۹.

پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در منطقه کلور با استفاده از مدل ترکیبی قضیه بیز-ANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۲۱
شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در یک منطقه و پهنه بندی خطر آن یکی از اقدامات اساسی جهت دستیابی به راهکارهای کنترل این پدیده و کاهش مخاطرات محیطی ناشی از آن است. تحقیق حاضر با هدف تعیین عرصه های حساس نسبت به احتمال خطر وقوع زمین لغزش در منطقه کلور (شهرستان خلخال) انجام گرفته است. در این راستا، 9 عامل مؤثر در رخداد زمین لغزش های منطقه شامل لیتولوژی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، گسل، جاده سازی، شبکه زهکشی و بارش، شناسایی شدند و مورد استفاده قرار گرفتند. در ادامه، جهت تعیین عرصه های آسیب پذیر از مدل ترکیبی احتمالات شرطی (قضیه بیز) و فرایند تحلیل شبکه ای ( ANP ) بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که پهنه های با خطر خیلی زیاد و زیاد به ترتیب حدود 69/28 و 40/25 درصد، پهنه های با خطر متوسط حدود 57/21 درصد و پهنه های با خطر کم و خیلی کم نیز به ترتیب 21/14 و 13/10 درصد از منطقه موردمطالعه را شامل می شوند؛ بنابراین، بیش از 54 درصد از منطقه کلور دارای پتانسیل خطر زیاد و خیلی زیاد وقوع زمین لغزش است که دلیل اصلی آن شیب زیاد و وجود سازندهای آهکی مارنی است. همچنین، صحت نتایج با بررسی رابطه مساحت پهنه های خطر و مساحت سطوح لغزشی و R 2 بیش از 93/0 در سطح خوبی مورد تأیید قرار گرفت؛ بنابراین، نتایج مدل ترکیبی قضیه بیز- ANP برای پهنه بندی خطر زمین لغزش در این نوع مناطق مناسب بوده و نقشه حاصل از آن همراه با شرح تفصیلی می تواند به عنوان ابزاری ارزشمند در برنامه ریزی محیطی و کاهش هزینه های رخ داد زمین لغزش مورد استفاده قرار گیرد.
۲۰.

بررسی ارتباط عوامل ژئومورفیک و تغییرات دیرینه تراز دریای خزر با الگوی استقرار محوطه های باستانی شرق استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۴۲۹
طی دوره های باستانی، شرایط جغرافیایی هر منطقه، از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در تعیین الگوی استقرار سکونتگاه ها بوده و تغییرات محیطی، منجر به تغییر الگوهای استقراری نیز می گردیده است. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر تغییرات دیرینه تراز دریای خزر و همچنین نقش عوامل ژئومورفیک در الگوی استقرار محوطه های باستانی شرق استان مازندران می باشد. در ابتدا، نقشه ارتفاع، شیب و ژئومورفولوژی محدوده مورد مطالعه تهیه گردید و موقعیت نقاط باستانی (از دوره پارینه سنگی تا دوره اسلامی) فراوانی و تراکم آنها در هر یک از طبقات ارتفاعی، شیب و لندفرم های ژئومورفولوژیکی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج ضمن تایید تاثیر پذیری الگوی استقرار از عوامل ژئومورفیک محدوده ی مورد مطالعه نشان داد که در دوره های متفاوت، تاثیر عوامل فوق مورد مطالعه، بر مکان گرینی استقرارگاه ها، متفاوت بوده است. هچنین مطالعه لندفرم ها و پراکندگی نقاط باستانی مشخص نمود که مخروط افکنه ها، متراکم ترین لندفرم محسوب می شوند و متراکم ترین بازه ارتفاعی در محدوده مورد مطالعه، بازه ارتفاعی 0 تا 15 متر بوده که این بازه ارتفاعی دقیقا منطبق بر قاعده مخروط افکنه های موجود در منطقه می باشد. در مرحله بعد، با مطالعه پژوهش های انجام شده بر روی تغییرات سطح اساس دریای خزر طی هزاره های گذشته، ایجاد بانک اطلاعات از داده ها و سپس تطبیق زمان این نوسان ها با دوره های باستانی، تاثیر تغییرات خط ساحلی بر مکان گزینی سکونتگاه-های باستانی حوضه جنوب شرق دریای خزر مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که در برخی از دوره های باستانی الگوی استقرار به شدت تحت تاثیر پیش روی ها و پس روی های دریای خزر می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان