ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۸۴۱.

راهبردهای سازگاری فعال در کشاورزی برای مقابله با تغییرات محیطی (مطالعه موردی: شهرستان نجف آباد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
بخش کشاورزی نقش کلیدی در اقتصاد و امنیت غذایی بیشتر کشور های جهان دارد و تولید محصولات کشاورزی همچنان منبع اصلی درآمد و معیشت اکثر جوامع روستایی جهان است. کشاورزی ذاتاً به شرایط محیطی حساس است و یکی از آسیب پذیرترین بخش ها در برابر خطرات و تاثیرات تغییرات محیطی است. انتظار می رود تغییرات محیطی طی سال های آینده روی عملکرد کشاورزی تأثیر بگذارد. هدف این تحقیق ارائه راهبرد های سازگاری محلی در کشاورزی برای مقابله با تغییرات محیطی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است و از اصول روش تئوری بنیادی به عنوان راهنمای جمع آوری و تحلیل داده ها و ارائه مدل استفاده شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شده است. این پژوهش، 17 مصاحبه، با کشاورزان صورت گرفت. نمونه گیری در انتخاب کارشناسان و متخصصان هدفمند و ساکنین محلی بصورت تصادفی تا مرحله اشباع نظری انجام شد. در این مطالعه «تغییرات محیطی» به عنوان مقوله مرکزی استخراج شد. نتایج نشان می دهد که هر چند اغلب کشاورزان درک درستی از تغییر محیط نداشته و تغییرات ب ه وجود آمده را معادل خشکسالی می دانستند، اما در سال های اخیر میزان درک کشاورزان منطقه م ورد مطالع ه از تغییرات محیطی تا حدودی بهبود یافته و سطح تحصیلات و برخورداری از خدمات ترویجی و تنوع منابع اط لاع رس انی در دس ترس کشاورزان، در ارتقاء درک کشاورزان از تغییر محیط، تاثیرگذار بوده است. همچنین نتایج بررسی (مصاحبه با کشاورزان) حاکی ازآن بود که بهبود سطح آگاهی ها نسبت به تغییر محیط، می تواند مهارت های کش اورزان را در س ازگاری ب ا تغیی ر محیط تقوی ت نمای د. در نهایت گزینه های تغییر فعالیت و مهاجرت، تنوع درآمدی خارج از مزرعه، مکانیزه کردن کشاورزی و توسعه شیوه های نوین آبیاری، تغییر نوع کشت و تغییر نوع بذر و واریته محصول به عنوان مهمترین راهبرد های سازگاری در شهرستان نجف آباد برای مقابله با تغییرات محیطی در بخش کشاورزی مطرح شد.    
۸۴۲.

مقایسه تطبیقی بافت های تاریخی (پل ها) شهرهای اردبیل و اصفهان و تأثیر ویژگی های جغرافیایی در ساخت آن ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه و هدف: این پژوهش به بررسی تطبیقی پل های تاریخی اردبیل و اصفهان در دوران صفویه و تأثیر ویژگی های جغرافیایی هر منطقه بر معماری و ساخت این پل ها می پردازد. در دوره صفویه، هر دو شهر اردبیل و اصفهان به عنوان مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران شناخته می شدند. پل ها در این دوره، افزون بر کارکرد عبوری، نقش مؤثری در توسعه ارتباطات، تبادلات اقتصادی و حتی کارکردهای نظامی ایفا می کردند. طراحی و ساخت این پل ها متأثر از شرایط جغرافیایی، اقلیمی، توپوگرافی و منابع در دسترس هر منطقه بوده است. در این میان، بررسی نحوه پاسخ معماران و مهندسان به چالش های طبیعی، نمایانگر میزان انطباق معماری با بستر محیطی است.هدف اصلی این پژوهش، مقایسه ی معماری و ساختار پل های شاخص تاریخی اردبیل و اصفهان و تحلیل تأثیر شرایط جغرافیایی مانند اقلیم، توپوگرافی و منابع آبی بر شکل گیری فرم، مصالح، و کارکرد این سازه هاست. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی نمونه های منتخب، الگوهای معماری منطبق با شرایط محیطی را شناسایی کند. روش شناسی: روش شناسی پژوهش در این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است که بر پایه ی مطالعات کتابخانه ای، تحلیل نقشه ها و تصاویر تاریخی، بازدیدهای میدانی، و بررسی ویژگی های معماری و جغرافیایی پل های شاخص در هر منطقه انجام شده است. ابتدا مشخصات فنی و اقلیمی دو منطقه بررسی شده، سپس پل های برجسته ای همچون «سی وسه پل» و «خواجو» در اصفهان، و «پل یدی گوز» و «پل ابراهیم آباد» در اردبیل به صورت موردی تحلیل شده اند. نتیجه ی این تحلیل ها نشان می دهد که بستر جغرافیایی تأثیری مستقیم بر انتخاب مصالح، شیوه ی ساخت، ارتفاع، عرض دهانه ها و حتی زیبایی شناسی پل ها داشته و همین عامل باعث شکل گیری دو الگوی متفاوت معماری در این دو منطقه شده است. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان می دهد که تفاوت های جغرافیایی موجب بروز تفاوت هایی در طراحی، ساخت و کاربری پل ها شده است. پل های اردبیل متناسب با شرایط کوهستانی و رودخانه های متغیر، ساختاری مقاوم تر دارند؛ در حالی که پل های اصفهان با توجه به بستر شهری و رودخانه زاینده رود، طراحی هایی بازتر، تزیینی تر و با عملکردهای چندگانه ارائه داده اند.
۸۴۳.

شناسایی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در سواحل جنوب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و هدف: امروزه مناطق ساحلی در سراسر جهان تحت تأثیر فشارهای اقتصادی محلی، محرک های بیوفیزیکی و سیستم های اجتماعی- اکولوژیک با مخاطرات فراوانی مواجه شده اند که منجر به تهدید و نابودی این اکوسیستم های طبیعی شده است. با توجه به این که سواحل همواره در معرض پیامدهای ناشی از وقوع مخاطرات محیطی و فعالیت های مختلف انسانی هستند، شناسایی و ارزیابی این مخاطرات از اهمیت بالایی برخوردار است. براین اساس، انجام ارزیابی آسیب پذیری از طریق شناسایی فشارها و تهدیدات وارده به این اکوسیستم های طبیعی، از مهم ترین ابزارهای موجود برای انجام تصمیم گیری و ارائه راه کارهای مدیریتی مؤثر برای کاهش آثار نامطلوب و نیز دستیابی به هدف حفاظت از مناطق ساحلی محسوب می شود. در این راستا، نواحی ساحلی ایران یکی از مهم ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین کننده خدمات اکوسیستمی می باشند که لزوم شناسایی مخاطرات محیطی و حفظ و بهره برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. روش ها: پژوهش حاضر با تمرکز بر شرایط محیط زیستی نواحی ساحلی و کلیه عوامل تنش زا و مخاطرات محیطی که باعث بر هم زدن تعادل اکولوژیک و به خطر افتادن موجودیت و بقای این نواحی می شوند، مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش شامل سه مرحله می باشد که در مرحله اول به تشریح، تجزیه وتحلیل سیستمی و شناخت مخاطرات محیطی منطقه بر اساس روش DPSIR پرداخته شد. در مرحله دوم پژوهش به امتیازدهی مخاطرات محیطی شناخته شده در پنج طبقه خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم (در دامنه عددی 1، 3، 5، 7 و 9) اقدام گردید و در مرحله سوم مخاطرات به روش TOPSIS مورد رتبه بندی و اولویت بندی قرار گرفت. در نهایت، به منظور پاسخ به تهدیدات محیطی شناسایی شده، به ارائه اقدامات کنترلی در راستای کاهش فشارها و عوامل تهدیدکننده در این مناطق پرداخته شد. یافته ها: همان طور که نتایج نشان داد، 60 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در نواحی ساحلی جنوب ایران نقش دارند که 50 عامل دارای منشأ انسانی و 10 عامل از منشأ محیطی برخوردارند. نتایج حاکی از آن است که بیشترین وقوع مخاطرات محیطی در سواحل با منشأ عوامل انسانی است. مطابق نتایج وزن دهی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در منطقه، در بین معیارها بیش ترین وزن مربوط به خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی) (0187/0) و کم ترین وزن به تغییر در مسیر دلتاها و رودخانه ها (065/0) اختصاص یافته است. همچنین عمده ترین مخاطرات محیطی با بیشترین رتبه به ترتیب شامل «خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی)» ، «اثرات ناشی از توسعه فعالیت های انسانی در مجاورت مناطق ساحلی»، «آلودگی های ناشی از پساب آب شیرین کن ها»، «آلودگی های ناشی از کارگاه های لنج سازی و صنعتی در مجاور ساحل»، «گردشگری خارج از ظرفیت»، «صید غیرمجاز (ترال) » و «تغییر در رژیم بارش ها» می باشد. نتیجه گیری: مطابق نتایج به دست آمده از این مطالعه، توسعه ی فعالیت های انسانی و تداوم در شدت وقوع مخاطرات محیطی می تواند سبب افزایش آسیب پذیری و پیامدهای جبران ناپذیری در مناطق ساحلی جنوب کشور شود. براین اساس، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه ریزی راهبردی و راهکارهای مدیریتی در این مناطق است. نتایج این پژوهش می تواند با ارائه ی گستره ای از مخاطرات محیطی و درجه ی مخاطره پذیر بودن سواحل کشور، به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این مناطق کمک کند.
۸۴۴.

بررسی تأثیر عوامل محیطی-رفتاری بر توسعه گردشگری روستایی در دوران پسا کرونا، مورد: ناحیه روستایی محمدآباد، شهرستان علی آبادکتول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۹
 گسترش بیماری کرونا (کووید - 19) صنعت گردشگری را بیش از هر صنعت دیگری متأثر کرده است. بسته شدن مرزهای خارجی، محدودیت سفرهای داخلی، لغو پروازها، و تعطیلی اماکن اقامتی و گردشگری جملگی، به آسیب های فراوانی در صنعت گردشگری انجامیده است. گردشگری روستایی با کسب تجربیات خاطره انگیز گردشگر محقق می شود. گردشگری روستایی، تأثیر مثبتی بر انسجام جامعه محلی دارد و بر تعامل گردشگر و میزبان مؤثر است و سرانجام، منجر به قصد سفر مجدد گردشگر می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی  تأثیر عوامل محیطی-رفتاری بر توسعه گردشگری روستایی دردوران پسا کرونا در روستاهای ناحیه محمد آباد بوده است. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است، گردآوریِ اطلاعات به شیوه اسنادی و پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 17روستای پایکوهی- کوهستانی مقصد گردشگری روستایی بوده است، نمونه گیری  از نوع نمونه گیری تصادفی بوده است. ابزار استفاده پژوهش حاضر، 170 پرسشنامه بوده که  در بین گردشگران روستاهای مورد مطالعه توزیع شده است. مقدار آلفای کرونباخ  برای تعیین پایایی ابزار تحقیق 75 ٪   محاسبه شده است. برای تحلیل اطلاعات گردآوری شده از تحلیل های محیط نرم افزار spss و برای مدل سازی تحلیل معادلات ساختاری از نرم افزار Amos استفاده شده است. مدل ساختاری تحقیق بیانگر ارتباط معنا دار بین عوامل رفتاری و محیطی با گردشگری در دوران پساکرونا می باشد. این معنا داری با عامل محیطی مثبت و با عامل رفتاری منفی می باشد. به طور کلی اثر عامل محیطی  بر گردشگری مثبت می باشد و این مقدار برای عامل رفتاری منفی می باشد.
۸۴۵.

تحلیل اثرات سوء آمایش در سیاستگذاری تمرکز زدایی کلانشهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
یکی از مسائل مهم در مدیریت سیاسی فضای ملی هر کشور، توزیع جغرافیایی جمعیت برحسب نظام سکونتگاهی حاکم بر آن کشور( شهر، روستا و...) و نیز میزان تمرکز و پخش جمعیت در آن است. شهر بخشی از یک کشور و جزیره ای در درون آن است .امروزه شهرنشینی به الگوی غالب سکونت در دنیا تبدیل گردیده و در حال حاضر در حدود ۶۰ درصد جمعیت دنیا در شهرها و ۴۰ درصد در روستاها سکونت دارند. شکل گیری شهرها در ایران بدین گونه بوده که شرایط اقلیمی و طبیعی مناسب و قرار گرفتن در مسیر راههای تردد عامل موثری در روند شکل گیری و استقرار شهرها بوده اند .خاک حاصلخیز کشاورزی سهولت دسترسی به آب و آب رسانی از اولین عوامل موثر در مکان یابی سکونتگاه در ایران بوده است. بر اساس آمارها و نمودارهای مرکز آمار ایران، تقریبا بیش از سه چهارم جمعیت در شهرها ساکن هستند که برابر است با 74 % شهر نشینی و 26% روستا نشینی. این پژوهش مصمم است که نقش آمایش در پدیده شهرنشینی بویژه در کلانشهر تهران را مورد بررسی قرار دهد. روش تحقیق به روش اسنادی، آماری و کتابخانه ای است و تحلیل آماری آن با استفاده از ابزار اندازه گیری ترسیم منحنی لورنز انجام گردیده. یافته های پژوهش بیانگر بروز نابسامانی و عدم توازن جمعیتی و سکونتی در کلانشهر تهران ناشی از تمرکزگرایی است که عدم وجود یا ضعف آمایش در برنامه ریزی ها را نشان می دهد.
۸۴۶.

نقش خط مشی های اجتماعی در راستای مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
با توجه به پیشرفت های به دست آمده در دهه های اخیر در خصوص اجرای خط مشی اجتماعی و مسئولیت اجتماعی ، تا حدودی اهمیت آن برای تحلیل گران خط مشی روشن شده است. ولی هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در خط مشی گذاری به دست آورد و در بسیاری از کشورها ، به خصوص کشورهای جهان سوم به عنوان «حلقه مفقوده» از آن یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خط مشی های اجتماعی در راستای مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی (تحلیل مضمون)، مصاحبه با 16 نفر از مدیران و خبرگان حوزه خط مشی گذاری اجتماعی و مسئولیت اجتماعی و مدیران شرکت مس ایران انجام شده است، برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های خط مشی های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی مصاحبه های عمیق با متخصصان و مدیران شرکت مس ایران، انجام شده است. با توجه به بررسی مصاحبه ها، در نهایت مفاهیم استخراج شده شامل 85 کد باز، 21 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان دهنده می باشد که تشکیل دهنده مدل خط مشی های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی مس ایران هستند.
۸۴۷.

ارزیابی تأثیر اقدامات بیولوژیک روی هدررفت خاک به وسیله مدل RUSLE مبتنی بر سنجش از دور در حوزه آبخیز چیکان و مورزیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر اقدامات بیولوژیکی آبخیزداری بر هدررفت خاک با استفاده از مدل RUSLE، سنجش از دور و سیستم های اطلاعات جغرافیایی است. روش و داده: منطقه مورد مطالعه، آبخیز چیکان و مورزیان یکی از زیرحوضه های حوضه سد درودزن است. در این مطالعه با استفاده از مدل RUSLE و بر مبنای داده های سنجش از دور، میزان هدررفت خاک طی یک دوره 29 ساله در 4 مقطع زمانی (۱۳۷۱، ۱۳۸۲، ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰) برآورد گردید. برای اندازه گیری، مقدار هدررفت خاک با استفاده از دستورالعمل های مربوطه در مدل RUSLE، نقشه عوامل فرسایندگی باران (R)، فرسایش پذیری خاک (K)، توپوگرافی (LS)، پوشش گیاهی (C) و عامل حفاطت (P) در سطح حوضه تهیه شد. به منظور بررسی اثر اقدامات بیولوژیک آبخیزداری، با فرض ثابت بودن دیگر عوامل مدل طی دوره مورد مطالعه، تغییرات عامل C تحت اثر اقدامات بیولوژیک مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از بررسی مقادیر فاکتور C نشان داد که مقادیر این فاکتور برای سال های ۱۳۷۱، ۱۳۸۲، ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ به ترتیب ۰/۲۹±۰/۸۳، ۰/۲۸±۰/۸۰، ۰/۲۸±۰/۷۶ و ۰/۲۸±۰/۷۸ متغیر است. همچنین میانگین هدررفت سالانه خاک در حوضه ی چیکان و مورزیان تحت تأثیر اقدامات بیولوژیک طی سال های مورد اشاره با یک روند نسبتاً کاهشی به ترتیب برابر ۲۰/۱۹± ۱۶/۸۸، ۱۹/۵۲±۱۶/۳۲، ۱۸/۲۹±۱۵/۴۱ و ۱۸/۸۲±۱۵/۸۰ برآورد شد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که اجرای عملیات بیولوژیک طی این دوره، منجر به کاهش میزان فرسایش خاک گردیده است. در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان نمود که اجرای عملیات بیولوژیک می تواند یک اقدام مفید و قابل اطمینان برای کاهش فرسایش خاک در حوزه های آبخیز در معرض تخریب تلقی شود. هر چند دیگر کارکردهای این عملیات مانند تولید علوفه، کاهش رواناب، ارزش تفرجگاهی و ... نیز می تواند به کارکرد حفاظت خاک آن اضافه شود. پیشنهاد می شود در شرایط آب و هوایی متفاوت با استفاده از روش های گوناگون ارزیابی اقدامات بیولوژیک آبخیزداری بر میزان فرسایش و رسوب انجام شود. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به بررسی چندزمانه میزان هدررفت خاک تحت تأثیر اقدامات بیولوژیک آبخیزداری با استقاده از تکنیک سنجش از دور اشاره نمود.
۸۴۸.

تعیین مهم ترین متغیرهای مؤثر بر شیوع ویروس کرونا با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل آنتروپی شانون (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۸
یکی از مهمترین مخاطرات محیط شهری در دهه اخیر ویروس کرونا بوده است.استان مازندران و بویژه شهرهای ساحلی چون شهرنور با توجه به موقعیت جغرافیایی و گردشگری، از مناطق پرخطر کشور بوده اند هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر شیوع ویروس کرونا در شهر ساحلی نور می باشد،. این پژوهش از بعد هدف کاربردی و از بعد ماهیت توصیفی-تحلیلی که اطلاعات با استفاده از روشهای کتابخانه ای و میدانی و ابزاری چون پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه هدف کارشناسان و شهروندان بوده که حجم جامعه آماری 785 نفر بوده اند که تست PCR خود را طی سال های 1399 تا1400 ثبت نمودند.داده های حاصله با استفاده از روش آنتروپی شانون و سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل صورت گرفته است. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مربوط به خیابان نیما (25%)، مشیر (10%) و بهشتی (9%) بوده اند که حدود 44 درصد از مبتلایان را به خود اختصاص داده بودند. بیشترین آمار مبتلایان در گروه سنی میانسال (30-59 سال) (65%) و سالمندان (<60 سال) (15%) و کمترین را گروه سنی مربوط به کودکان (0 تا 5 سال) (1%) به خود اختصاص داده بود. تعداد مبتلایان ساکن در آپارتمان ها 59% و خانه های ویلایی 41% بوده اند. همچنین از نظر زمانی بیشترین مبتلایان بترتیب در ماه های سرد سال ( دی با16% و بهمن با13%) و ماه های پیک گردشگر شامل فروردین (13%)، تیر (11%) و مرداد (11%) بوده است. انتشار ویروس کرونا بر اساس فراوانی بیمار در خیابان های شهر نور نشان داد که خیابان نیما با تعداد مبتلایان بین 160-200 بیمار بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است. خیابان های مشیر، طالقانی، بهشتی، حافظ، امام خمینی با تعداد مبتلایان بین 41-80 بیمار و خیابان تهران، شهدای گمنام، امام رضا، آزادی و سعدی با تعداد 6-40 بیمار در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتابج نشان داد که گسترش ویروس کرونا در مناطق با جمعیت بیشتر افزایش یافت. طبق نظر کارشناسان نتیجه پژوهش نشان می دهدکه متغیرهای مراکز بهداشتی، آگاهی عمومی شهروندان، پراکندگی جمعیت، رعایت اصول بهداشتی و ماه های سال به ترتیب بیشترین امتیاز را در انتشار ویروس کرونا به خود اختصاص داده است.
۸۴۹.

ارزیابی کشت کلزا بر اساس معیارهای محیطی در مناطق کوهستانی ( مورد مطالعه، شهرستان ایذه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۷
بخش کشاورزی دارای نقش اساسی در حیات اقتصادی و سیاسی جوامع می باشد. با توجه به محدودیت منابع در اختیار و فزونی تقاضا ضروری است که در عرصه های جغرافیایی، برنامه ریزی دقیق و همه جانبه نگری در راستای توسعه فعالیت ها و استفاده از منابع صورت پذیرد. سیستم اطلاعات جغرافیایی نیز از جمله روش های مبتنی بر تحلیل مکانی است که به کمک آن امکان شناخت دقیق توان ها و قابلیت های محیطی هر منطقه به منظور پهنه بندی نواحی مستعد فعالیت کشاورزی و گام نهادن در راه توسعه این بخش میسر می گردد. کشت کلزا به عنوان یکی از محصولات با تنوع بالا، دارای شرایط خاصی از لحاظ محیطی است. شهرستان ایذه دارای موقعیت جغرافیایی مناسبی برای کشاورزی و کشت محصولات متنوع است. تحقیق حاضر تلاش داشته است که پهنه بندی نواحی مستعد کشت کلزا بر اساس معیارهای محیطی، با روش تصمیم گیری مکانی (AHP) و مدل وزن دهی(IO) در محیط GIS، را مشخص نماید. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و بر مبنای ماهیت توصیفی – تحلیلی می باشد که پس از جمع آوری اطلاعات و لایه های مختلف و آماده سازی آن ها، از روش های ذکر شده جهت تعیین نواحی مستعد کشت بهره گرفته شده است. نتایج نشان داد، که معیار خاک با ارزش47/0 دارای بیشترین اهمیت و معیار ارتفاع با ارزش02/0 دارای کمترین اهمیت و تاثیرگذاری در میان هفت معیار محیطی در کشت کلزا برای منطقه مورد مطالعه است. بر اساس مدل چند معیاره مکانی AHP، 55/29018 هکتار از مساحت منطقه برای کشت کلزا مناسب، 19/40461 هکتار  دارای شرایط مناسب، 42/85152  هکتار دارای وضعیت متوسط و 147601 و 75/71223 هکتار از منطقه به ترتیب دارای شرایط نامناسبی برای کشت کلزا می باشند. بر اساس مدل وزن دهی(IO)نیز بیش از 40/23604  هکتار از مساحت منطقه مناسب و 36/37456 هکتار نامناسب است. مقایسه نتایج هر دو مدل نشانگر یکسان بودن نتایج و کارایی آن ها است.
۸۵۰.

نظرسنجی از جامعه معلولین در مناسب سازی فضای ورودی ادارات (مطالعه موردی: شهر رود زرد ماشین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۷
معلولان مانند سایر افراد حق دارند که به راحتی در فضاهای شهری به ویژه ادارات، بیمارستان هاو پیاده رو ها تردد کنند و در این رابطه با مشکل و مانعی مواجه نباشند. رعایت نکردن قوانین مناسب سازی و رفع موانع معماری در سطح شهر مشکلات عدیده ای برای افراد معلول، جانباز، افراد کم توان، سالمندان و...ایجادکرده است. این پژوهش با هدف سنجش نظر معلولین از مناسب سازی فضای ورودی ادارات در شهر رود زرد ماشین انجام شد. روش تحقیق بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری معلولین و جانبازان شهر رودزرد ماشین به تعداد 100 نفر بصورت تصادفی انتخاب شده است. به منظور تحلیل داده ها، از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. عملیات استنباطی با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPSS انجام گرفته است که برای تحلیل آنها از آزمون T و تحلیل فازی تاپسیس استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد براساس نتایج آزمون T میانگین کلی بدست آمده(70/4) که بزرگتراز میانگین (3)است. همچنین براساس تحلیل فازی تاپسیس شاخص ایجاد سطوح شیبدار(رمپ)در ورودی های مراکز عمومی با وزن نسبی(756/0)،شاخص همسطح بودن ورودی ساختمان با پیاده رو با وزن نسبی(747/0) و شاخص استفاده ازکفپوش غیرلغزنده در کف سرویس های بهداشتی با وزن(635/0) در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.
۸۵۱.

بررسی و تبیین مؤلفه های معماری حکمرانی مبتنی بر جایگاه ذی نفعان در مناطق آزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
هدف و زمینه: هدف از این مقاله بررسی و تبیین مؤلفه های معماری حکمرانی مبتنی بر جایگاه ذی نفعان در مناطق آزاد است. روش تحقیق: با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل ۴۰ مقاله علمی بین المللی و داخلی منتشرشده بین سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، مؤلفه های کلیدی حکمرانی در مناطق آزاد شناسایی و تحلیل شدند. هدف اصلی این مطالعه ارائه چارچوبی جامع برای ارتقای حکمرانی مشارکتی و پایدار در این مناطق بود. روش تحقیق این مطالعه فراترکیب است که با تحلیل کیفی نظام مندِ منابع علمی معتبر به استخراج و ترکیب مفاهیم کلیدی پرداخته شد. در این زمینه، ۴۰ مقاله مرتبط با موضوع حکمرانی مناطق آزاد و مشارکت ذی نفعان مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد حکمرانی مؤثر در مناطق آزاد مستلزم وجود مؤلفه هایی در سطوح نهادی، مدیریتی، فناورانه، و اجتماعی است. نخست، انسجام سیاستی و هماهنگی نهادی به عنوان پایه ای ترین مؤلفه بر هم سویی سیاست ها و همکاری بین نهادها برای اجرای مؤثر برنامه ها تأکید دارد. در ادامه، زیرساخت های فناورانه و دیجیتال به عنوان موتور محرک حکمرانی نوین زمینه ساز بهبود کارایی و شفافیت و تعاملات سیستمی معرفی می شوند. همچنین، شایستگی منابع انسانی و توانمندی مدیریتی برای طراحی و اجرای سیاست ها حیاتی است و بدون آن سایر مؤلفه ها به درستی فعال نخواهند شد. نتیجه: تحلیل فراترکیب نشان داد برای تحقق حکمرانی مؤثر در مناطق آزاد باید به مؤلفه های فوق توجه ویژه ای شود. این مؤلفه ها به  صورت یکپارچه و هماهنگ می توانند زمینه ساز توسعه پایدار و مشارکت فعال ذی نفعان در فرایندهای حکمرانی باشند. توصیه می شود سیاستگذاران و مدیران مناطق آزاد با بهره گیری از این چارچوب به بهبود ساختارهای حکمرانی و ارتقای عملکرد مناطق آزاد بپردازند.
۸۵۲.

تحلیل تأثیر سرمایه گذاری زیر ساخت منابع تجدید پذیر، سرمایه انسانی و پایداری محیط زیست بر مصرف انرژی های تجدید پذیردر کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف تحقیق بررسی تأثیر سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر، توسعه سرمایه انسانی و پایداری زیست محیطی بر مصرف انرژی های تجدیدپذیر درکشورهای حوزه خلیج فارس بود. در این تحقیق، سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه پایدار اقتصادی و زیست محیطی مورد توجه قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر به طور مستقیم و قابل توجهی موجب افزایش مصرف انرژی های تجدیدپذیر می شود. این امر نشان دهنده اهمیت تقویت زیرساخت های فنی و تجهیزاتی است که می توانند بهره وری انرژی های تجدیدپذیر را افزایش دهند. بهبود سرمایه انسانی، از طریق آموزش و توسعه مهارت های نیروی کار، نقش مهمی در افزایش مصرف انرژی های تجدیدپذیر دارد. نتایج نشان می دهد که توجه به سیاست های زیست محیطی و کاهش استفاده از سوخت های فسیلی تأثیر مثبتی بر مصرف انرژی های تجدیدپذیر دارد. این سیاست ها شامل تشویق به استفاده از انرژی های پاک، کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و اعمال مقررات سخت گیرانه زیست محیطی است که می توانند به افزایش مصرف انرژی های تجدیدپذیر و اعمال سیاست های حمایتی می تواند به تقویت مصرف انرژی های تجدیدپذیر و دستیابی به اهداف توسعه پایدار کمک کند. فناوری های پیشرفته می توانند بهره وری انرژی های تجدیدپذیر را افزایش دهند و هزینه های تولید را کاهش دهند، در حالی که سیاست های حمایتی نظیر یارانه ها و مشوق های مالی می توانند موجب گسترش استفاده از این انرژی ها شوند. بنابراین کشورهای حوزه خلیج فارس می توانند با ارتقای زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر و سرمایه انسانی به پایداری اقتصادی و زیست محیطی دست یابند و وابستگی خود به سوخت های فسیلی را کاهش دهند. 
۸۵۳.

مدل سازی توسعه شهری با استفاده از فناوری سامانه اطلاعات جغرافیایی و رگرسیون وزن دار مکانی (مطالعه موردی: شهر کرج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
زمینه و هدف: شبیه سازی و بازبینی دائمی فرآیندهای دینامیک و الگوهای رشد شهری با توجه به توسعه در گذشته و پیش بینی آن در آینده، برای برنامه ریزان و طرفداران حفظ منابع طبیعی در تنظیم کردن استراتژی های توسعه پایدار، رسیدن به توسعه پایدار شهری و همچنین تصمیم گیری بهتر برای جهت دهی توسعه در آینده، یک امر حیاتی است. در این راستا شهر کرج با رویکرد مرکز استان بودن به عنوان صنعتی بودن و مهاجر پذیر بودن بر کلیه ساختار داخلی شهرها و روستاهای اطراف تأثیرگذار بوده است. در نتیجه استفاده از مدل سازی های ترکیبی با نگاه عمیق تر و محلی جهت برنامه ریزی های مدون در راستای توسعه پایدار شهر کرج غیرقابل اجتناب می نماید. هدف این پژوهش، مدل سازی الگوهای رشد شهر کرج با استفاده از روش های پیش پردازش آماری رگرسیون اکتشافی (ER)، رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) و مدل رگرسیون وزن دار مکانی (GWR) و همچنین پیش بینی توسعه آن با استفاده از مدل CA-Markov با در نظر گرفتن دوره 20 ساله 1381-1400 است. روش بررسی: برای این منظور نخست، معیارهای موثر در این فرآیند از سازمان های مربوطه جمع آوری، آنالیز و آماده سازی شدند و نقشه های کاربری زمین از تصاویر ماهواره لندست استخراج گردید. در مرحله بعد صحت سنجی نقشه ها و آشکارسازی تغییرات صورت گرفت. نتایج آشکارسازی تغییرات نشان می دهد که بیشترین افزایش مساحت در مناطق ساخته شده (2893 هکتار) و بیش ترین کاهش مساحت در زمین های بایر (808 هکتار) رخ داده است. بر مبنای این تغییرات و برای اجتناب از روش سعی و خطا در انتخاب بهترین ترکیب معیارهای ورودی به مدل GWR، با استفاده از روش ER و OLS، پیش پردازش روی معیارها صورت گرفت. در مرحله بعد با درنظر گرفتن خروجی روش ER و OLS، 8 متغیر مستقل به عنوان ورودی به مدل ها انتخاب شدند. سپس مدل سازی الگوهای رشد شهری با استفاده از مدل GWR اجرا گردید. یافته ها و نتیجه گیری:  نتایج نشان داد از 8 متغیر، دو متغیر در عرض فضای مورد مطالعه دارای جهت تأثیر (منفی یا مثبت) یکسان بودند و بقیه متغیرها جهت تأثیرشان در کل منطقه تغییر می کند. در نهایت با استفاده مدل CA-Markov نقشه کاربری اراضی برای سال 1420 پیش بینی شد.. نتایج نهایی نشان داد که پیش بینی صورت گرفته با مدل CA-Markov، بیشترین میزان توسعه در سال 1420 در بخش های شرق و شمال شرقی شهر کرج رخ می دهد.
۸۵۴.

تحلیل فضایی تناسب اراضی در ارتباط با توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
روند رو به رشد شهرنشینی و به تبع آن رشد شتابان فضای کالبدی شهرها، که به صورت نامتعادل و نامتوازن، اراضی حاصلخیز و خاک های صنعتی و معدنی را به زیر ساخت و سازهای شهری می برد و این مسئله مخاطرات متعددی را در زمینه های اقتصادی و زیست محیطی به دنبال آورده است. یکی از سازو کارها استفاده از تکنیک های کارآمد در اولویت بندی تناسب اراضی برای توسعه ساخت و سازهای شهری است. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است با انتخاب شهر ارومیه به عنوان مطالعه موردی و در فاصله پیرامونی مشخص شده نسبت به شهر ارومیه، به مقوله تحلیل فضایی تناسب اراضی در ارتباط با توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری پرداخته شود. نرم افزارهای مورد استفاده در این پژوهش، نرم افزار  IDRISI Selva و ArcGIS  می باشد. خروجی های حاصله در قالب نقشه های کلاس بندی شده از تناسب اراضی برای توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری است. برای انجام این مهم، تشکیل معیارهای ارزیابی، استانداردسازی نقشه های معیار به واسطه ی درجه عضویت در تابع فازی، تعیین وزن معیارها به روش CRITIC و تهیه نقشه استاندارد شده وزنی از جمله اقداماتی بودند که در برایند انجام آن ها، مقدمات لازم برای استفاده از معیارها فراهم گردید. بررسی نتایج حاصل از کنترل صورت وضعیت پیکسل های اولویت دار نشان می دهد که امتیاز استاندارد فازی این پیکسل ها در غالب معیارها، بیش از 170 می باشد که به تناسب نیاز و همراه با لحاظ کردن قیود محدودیت و در نظر گرفتن ملاحظات استفاده چند منظوره از زمین و نیز در عین توجه به ظرفیت های توسعه درونی و میان افزای شهری، می تواند جهت تخصیص به توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری مورد توجه قرار گیرد.
۸۵۵.

تحلیل زمانی- مکانی تصادفات عابران پیاده با استفاده از سری زمانی و شاخص Moran’s I تفاضلی (مطالعه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
سابقه و هدف: عابران پیاده، به دلیل نبودِ تدابیر حفاظتی، آسیب پذیرترین کاربران راه شناخته می شوند و ایمنی آنها در حوزه برنامه ریزی حمل ونقل بسیار حیاتی است. مطالعات متعددی که تصادفات عابران پیاده را تحلیل کرده اند معمولاً بر مدل های پیش بینی، عوامل خطر و الگوهای مکانی زمانی متمرکز بوده اند. این تحلیل ها بر اهمیت شناسایی مناطق پرخطر و اجرای اقدامات پیشگیرانه تأکید می کنند. تأثیرات خودهمبستگی مکانی و زمانی در درک الگوهای تصادفات بسیار مهم است و شاخص هایی مانند Moran’s I و تخمین تراکم کرنل، در این حوزه، کاربرد گسترده ای دارند. با توجه به موارد یادشده، مطالعه پیش رو تأثیر رشد سریع اجتماعی اقتصادی در تصادفات ترافیکی و نیاز به مداخلات ایمنی هدفمند برای حفاظت از عابران پیاده را، در شهر مشهد در ایران، به صورت برجسته و مؤثر نشان می دهد. مواد و روش ها: در این پژوهش، با استفاده از تحلیل اکتشافی سری زمانی، تصادفات عابران پیاده به صورت ماهیانه و ساعتی در بازه ای پنج ساله (1394-1398) بررسی شده است. در گام بعد، وجود خودهمبستگی زمانی و همچنین روند در وقوع تصادفات عابران پیاده مورد بحث قرار گرفته و سپس، با استفاده از تحلیل یکنواختی سری زمانی، زمان تغییر در وقوع تصادفات بررسی شده است. درنَهایت، به منظور استخراج الگوهای مکانی تغییرات تصادفات عابران پیاده در بازه زمانی مطالعاتی، از شاخص Moran’s I تفاضلی استفاده شده است. نتایج و بحث: با استفاده از تحلیل های سری زمانی، الگوی زمانی و وجود خودهمبستگی زمانی معنادار در مقادیر ماهیانه و ساعتی تصادفات عابران پیاده تأیید شد. نتایج آزمون من کندال با لحاظ کردن تأثیرات خودهمبستگی نیز وجود روند معنادار در تصادفات عابران پیاده را به ازای ماه های گوناگون سال و ساعات متفاوت شبانه روز تأیید کرد. همچنین، ازطریق تحلیل یکنواختی سری زمانی با استفاده از آزمون بیشاند، زمان وقوع تغییرات ناگهانی تصادفات در ساعت های متفاوت شبانه روز (7:00-8:00 صبح) و همچنین ماه های گوناگون سال (تیر و شهریور) شناسایی شد. نتایج استفاده از شاخص Moran’s I تفاضلی نیز همبستگی مکانی معنادار در تغییرات تصادفات عابران پیاده، بین دو بازه زمانی آغاز (سال 1394) و پایان زمان تحلیل (سال 1398) را نشان داد و نواحی دارای تمرکز تغییرات معنادار شناسایی شد. نتیجه گیری: در این پژوهش، عابران پیاده به منزله یکی از آسیب پذیرترین کاربران راه مورد توجه قرار گرفته اند و تغییرات وقوع تصادفات مرتبط با آنها در بازه زمانی پنج ساله ای (1394-1398)، با استفاده از تحلیل های سری زمانی و همچنین تحلیل زمانی مکانی Moran’s I تفاضلی، در کلان شهر مشهد ارزیابی شده است. خودهمبستگی زمانی معنادار در مقیاس ماهیانه و ساعتی نیز در وقوع تصادفات به تأیید رسید و وقوع تصادفات عابران پیاده، در ماه های متفاوت سال و همچنین ساعات متفاوت شبانه روز، نیز روند مشخصی را نشان داد و درنَهایت، زمان وقوع تغییرات ماهیانه و ساعتی شناسایی شد. نتایج بیانگر خودهمبستگی زمانی مکانی معنادار در تغییر تصادفات، در حد فاصل برش زمانی ابتدا (سال 1394) و انتهای زمان تحلیل (1398)، به ازای ماه های متفات بود. درعین حال همبستگی زمانی مکانی معناداری، به ازای ساعات متفاوت، وجود ندارد و ازاین رو کوچک کردن مقیاس زمانی به از دست رفتن همبستگی های مکانی نیز منجر می شود. نتایج این پژوهش می تواند، در قالب گام نخست شناسایی و تحلیل الگوهای زمانی مکانی، تغییرات تصادفات عابران پیاده را شناسایی و کمک کند متخصصان حوزه ایمنی و تصمیم گیرندگان، با بازرسی های محلی، نواحی استخراج شده را ارزیابی نمایند.
۸۵۶.

مقایسه مصرف انرژی ساختمان تحت تاثیر تغییرات اقلیمی در شهرهای مختلف ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۰۵
تغییرات اقلیمی چالش های مهمی برای مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی در سراسر جهان ایجاد می کنند. هدف این مقاله بررسی تاثیر تغییرات اقلیمی بر مصرف انرژی ساختمان های مسکونی طی هفتاد سال آینده در شهرهای مختلف ایران می باشد. در این راستا، داده های اقلیمی شهرهای تهران، تبریز، اصفهان، مشهد و کرمانشاه با استفاده از نرم افزار Meteonorm 8 برای هفتاد سال آینده بر اساس داده-های اقلیمی ده ساله موجود تولید شد. پس از شناسایی تیپ غالب ساختمان های مسکونی در ایران، یک نمونه انتخاب و شبیه سازی های انرژی با استفاده از نرم افزارDesign Builder 7.0.0.096 برای پنج شهر مذکور در سال های 2030، 2060 و 2090 انجام شد. نتایج نشان داد که طی سال های آینده، انرژی سرمایشی موردنیاز ساختمان در تمامی شهرها افزایش خواهدیافت. از میان پنج شهر مطالعه شده، بیشترین تغییرات انرژی گرمایشی سالانه در شهر تهران مشاهده گردید. در این شهر مقدار انرژی گرمایشی در سال 2060 و 2090 نسبت به سال 2030 به ترتیب به میزان 37 درصد و 64/66 درصد کاهش خواهدیافت. بیشترین افزایش انرژی سرمایشی سالانه در شهر تبریز مشاهده گردید؛ به طوریکه در طی سه دهه اول، انرژی سرمایشی سالانه به میزان 53/37 درصد و در سه دهه دوم به میزان 43/75 درصد افزایش خواهد یافت. در مجموع مقدار تغییرات انرژی سرمایشی سالانه در این پنج شهر تا سال 2060 در بازه 53/37- 36/21 درصد و تا سال 2090 در بازه 43/75- 14/44 درصد خواهد بود. بیشترین انرژی مصرفی سالانه در شهر تبریز، کمترین آن در شهر کرمانشاه، بالاترین مقادیر انرژی گرمایشی مصرفی متعلق به شهر تبریز و بالاترین انرژی سرمایشی سالانه مربوط به شهر تهران می باشد. همچنین بالاترین مقادیر گاز دی اکسیدکربن منتشر شده در طی سال های 2030، 2060 و 2090 مربوط به شهر تهران و بیشترین افزایش انتشار این گاز در طی هفتاد سال آینده مربوط به شهر اصفهان می باشد.
۸۵۷.

تبیین الگوی کرونوپولیتیک مناسبات ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۳
جهان امروز شاهد اوج گیری رقابت های ژئوپلیتیکی است؛ عرصه ای که در آن دیگر تنها منابع انرژی به عنوان پشتوانه کشورها به شمار نمی آید، بلکه کریدورها به محل رقابت قدرت ها تبدیل شده اند و هر کشور می کوشد در شبکه ایجادشده توسط این کریدورهای نوظهور، جایی برای خود دست وپا کند. به عبارتی، روند ژئوپلیتیک جهانی باعث تشدید رقابت بر سر گلوگاه های دریایی و امنیتی شدن دسترسی به بازارهای فرامرزی می شود. این پژوهش از نوع پژوهش های «بنیادی نظری» است؛ روش آن نیز توصیفی- تحلیلی است و به طور مشخص از روش شناسی تطبیقی با ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری شده است. به نظر می رسد در الگوی کرونوپولیتیک در حوزه مناسبات ایران و عراق، هر یک از بازیگران در سودای جانمایی نقش خود در کریدورهای بین المللی هستند که آن را در راستای اهداف متعددی دنبال می کنند؛ مانند پیگیری ابتکار «کریدور فاو» از سوی عراق و ایران هم که درصدد توسعه حلقه همکاری های اقتصادی و جاگیری در ائتلاف های نوظهور شرق است. اگرچه نمی توان با اطمینان برای آینده روابط دو کشور از منظر کرونوپولیتیک پیش بینی کرد، اما نشانه های همکاری کمتر و رقابت بیشتر در روابط دو کشور ناشی از متغیرها و دلایل مختلفی در افق دیده می شود. مهم ترین شاخص رقابت احتمالی شامل رقابت در مسیرهای ترانزیتی (کریدوری) است.
۸۵۸.

پیش بینی شدت وارونگی دما در شهر اصفهان در یک دهه ی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۴
این تحقیق با هدف بررسی و پیش بینی انواع وارونگی و شدت آن ها در شهر اصفهان به رشته تحریر درآمده است. در این پژوهش داده های رادیوسوند ایستگاه اصفهان برای ساعت 00 گرینویچ (5/3 محلی) طی سال های 2010 تا 2020 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که 46 درصد از وارونگی های اصفهان از نوع تابشی، 7 درصد جبهه ای و 47 درصد فرونشینی می باشد. به دلیل نشست هوا زیر پرفشار جنب حاره، سهم وارونگی فرونشست بیشتر است. میانگین شدت وارونگی ها نشان داد که شدیدترین وارونگی با ضریب 023/0 از نوع تابشی است. از نظر رتبه شدت، وارونگی های متوسط با 7 درصد و وارونگی های شدید با 64 درصد دارای کمترین و بیشترین فراوانی در شهر اصفهان بوده اند. نتایج همبستگی نشان داد که بین شدت وارونگی با دما، فشار و ضخامت لایه همبستگی مثبت با ضرایب 910/0 ، 968/0 و 591/0 و بین شدت وارونگی و ارتفاع، همبستگی منفی با ضریب 967/0- برقرار است. در واقع با افزایش دمای لایه وارونگی، ضخامت لایه وارونگی بیشتر شده، در نتیجه شدت وارونگی ها در شهر اصفهان نیز بیشتر شده است؛ نتایج پیش بینی حاصل از مدل های رگرسیونی نشان داد که الگوی اصلی برای فراوانی وارونگی ها در شهر اصفهان هنچنان ادامه خواهد داشت. بر اساس این تحلیل، الگوی فصلی قوی وارونگی ها در اصفهان حداقل تا سال ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت. همچنین ثبات در تعداد انتظار نمی رود بلکه تعداد کل وارونگی ها در سال به طور چشمگیری افزایش یا کاهش یابد. نوسانات حول یک میانگین ثابت (حدود110 رویداد در سال) خواهد بود. نتایج نشان داد فصل زمستان از نظر فراوانی وارونگی همچنان بحرانی باقی می ماند. ماه های دی و بهمن کماکان بحرانی ترین دوره از نظر تعداد و شدت وارونگی ها خواهند بود که پیامد مستقیمی بر آلودگی هوای اصفهان دارد.
۸۵۹.

مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۰
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.
۸۶۰.

پهنه بندی خطر سیل خیزی در مناطق شهری با استفاده از تکنیک های RS و GIS و تحلیل شبکه ای (مورد مطالعه: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
پهنه بندی سیلاب یکی از ابزارهای مهم در مدیریت ریسک سیل است که به شناسایی مناطق پرخطر و کم خطر از نظر وقوع سیل می پردازد. هدف اصلی این مطالعه پهنه بندی خطر سیل خیزی در شهر مشهد با استفاده از تکنیک های RS و GIS و تحلیل شبکه ای است. این تحقیق از نظر روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی است. گردآوری دادهها، از طریق مطالعات کتابخانهای (اسنادی) و جمعآوری اطلاعات آماری و مکانی که شامل اسناد و مدارک، مشاهده و مستندسازی می باشد، صورت میپذیرد. اطلاعاتی که در این پژوهش مورد نیاز است بوسیله ی روش کتابخانه ای گردآوری شدهاست. جامعه آماری پژوهش حاضر کارشناسان و نخبگان شهر مشهد می باشد که به روش هدفمند، 20 نفر انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های تکنیک های RS و GIS و تحلیل شبکه ای استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که شهر مشهد با چالش جدی خطر سیلاب مواجه است، به طوریکه بیش از ۴۱% از مساحت شهر (۱۳۴۰۰ هکتار از مجموع ۳۲۴۸۷ هکتار) در وضعیت کاملاً نامناسب و نامناسب از نظر سیل خیزی قرار دارد. این مناطق عمدتاً در معرض خطر بالای آبگرفتگی و سیلاب هستند و نیازمند اقدامات فوری مانند بهبود سیستم های زهکشی، کنترل رواناب و مدیریت ساخت وسازها می باشند. حدود ۳۴% از شهر (۱۱۰۵۴ هکتار) نیز در وضعیت متوسط قرار دارد که در صورت بارش های شدید یا تغییرات کاربری اراضی، احتمال تبدیل شدن به مناطق پرخطر وجود دارد. از سوی دیگر، تنها ۱۲.۷۵% از مشهد (۴۱۴۵ هکتار) از ایمنی کافی در برابر سیل برخوردار است که عمدتاً شامل مناطق با شیب مناسب و نفوذپذیری بالاست. این یافته ها ضرورت مدیریت یکپارچه سیلاب، اصلاح کاربری اراضی و اجرای پروژه های آبخیزداری در مشهد را آشکار می سازد، چراکه توسعه شهری بدون ملاحظات محیط زیستی می توانند خطر سیل را در این کلان شهر تشدید کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان