فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
109 - 137
حوزههای تخصصی:
موقعیت ژئوپلیتیک هر کشوری نقش مهمی در قبض و بسط سیمای آمایشی آن دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل جهت دهنده سازماندهی فضای توسعه، موجد تعادل یا ناتعادلی سرزمینی در قلمرو ملی شود. ارتباط بلافصل ژئوپلیتیک با تأمین امنیت کشور منشأ شکل دهنده نوع رویکرد آمایش سرزمینی آن است. در کشور ایران هم امنیت متأثر از موقعیت ویژه ژئوپلیتیک و تحولات بیرونی بوده و بقای ملی و امنیت محوری به عنوان دغدغه دائمی کارگزاران یکی از عوامل نقش آفرین در ناتعادلی فضای توسعه ملی بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به دنبال پیدا کردن عوامل ژئوپلیتیکی است که در تهدیدنگری به فضای توسعه نقش آفرین است و سپس فرایند کاربست آن ها را بر آمایش سرزمین کشور ایران تبیین می کند. نتایج پژوهش گویای آن است عوامل برآمده از موقعیت ژئوپلیتیک کشور به ویژه در دو سده اخیر با برجسته سازی امنیت به صورت نرم افزاری در بستری نهادی و ساختاری یکی از عوامل مهم ناتعادلی فضایی و منطقه ای در قلمرو ملی بوده اند. به نحوی که به قبض سیمای آمایشی کشور منجر شده و فضای توسعه ملی را به صورت تحمیلی «درون نگر» و «مرکزگرا» کرده است.
تعیین مناطق مساعد کشت ذرت بر اساس تأمین نیازهای حرارتی در شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر گیاه در زمان کاشت و در طول دوره رشد و نمو خود نیاز به دریافت مقدار معینی حرارت دارد. هدف از انجام این پژوهش یافتن نیازهای حرارتی ذرت دانه ای در مراحل فنولوژی رشد در شرایط آب وهوایی مغان و تعیین مناطق مساعد کشت ازنظر تأمین نیاز حرارتی در شمال غرب ایران است. به این منظور از آمار فنولوژیکی ذرت رقم سینگل کراس 704 که به صورت پیاپی از سال 1390 تا 1393 در مزرعه تحقیقات هواشناسی کشاورزی مغان ثبت شده و داده های دمایی 51 ایستگاه همدید در شمال غرب کشور (1395- 1375) که از سازمان کل هواشناسی کشور اخذ گردید، استفاده شده است. برای انجام این پژوهش نیازهای حرارتی در هریک از 5 فاز اصلی فنولوژیک در ایستگاه مغان تعیین گردید، سپس با استفاده از معادله رگرسیونی بین میانگین 15 روزه دما و ارتفاع، نقشه تاریخ تأمین درجه حرارت برای کشت بذر در تمامی ایستگاه ها از نیمه اول اردیبهشت با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی ترسیم شد. همچنین طول دوره های فنولوژیک و درجه روزرشد محاسبه و با استفاده از روش کریجینگ نقشه های مربوطه ترسیم شدند. سپس با لایه های ارتفاع، شیب منطقه و کاربری اراضی تلفیق گردید و درنهایت نقشه پهنه بندی اراضی مساعد کشت ذرت دانه ای در شمال غرب کشور ترسیم گردید. بر اساس نتایج به دست آمده 27.6 درصد از منطقه موردمطالعه قابلیت کشت این گیاه را دارد.
تبیین سناریوهای فراروی امنیت آب در شهرهای نوبنیاد (مورد مطالعه؛ شهر جدید پردیس، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
94 - 109
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: جهان امروز با چالش های فزاینده ای در حوزه امنیت آب مواجه است. الگوهای بارش در نقاط مختلف جهان در حال تغییر است. سطح آب های زیرزمینی در حال کاهش است و آلودگی منابع آب به مسائل امنیت آب افزوده است. با افزایش روزافزون جمعیت در شهرها و به دنبال آن افزایش مشکلات و مسائل ناشی از شهرنشینی در ابعاد گسترده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی، لزوم ایجاد و استفاده از پلتفرم های مدیریت شهری با رویکرد استراتژیک مطرح شده است. ایران نیز از جمله کشورهایی است که شهرهای جدید با عملکرد جذب سرریز جمعیت برای تعداد زیادی از کلان شهرهای آن تعریف و اجرا شده اند. شهر تازه تأسیس پردیس به عنوان جاذب سرریز جمعیت کلان شهر تهران، در 30 کیلومتری شرق تهران واقع شده است. این شهر از نظر ژئومورفولوژی در جایگاه مناسبی واقع نیست و با مشکلات زیست محیطی متعددی از جمله کمبود آب و ورود فاضلاب های شهری، صنعتی و کشاورزی به آبراه های طبیعی مواجه است. با توجه به احتمال گسترش این شهر در آینده، به نظر می رسد مسئله آب در آن اهمیت بسزایی داشته باشد. سوال مطرح این است که سناریوهای فراروی امنیت آب شهر جدید پردیس چیست؟
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. داده های مورد نیاز با روش کتابخانه ای و پیمایشی جمع آوری و با استفاده از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard بررسی و تحلیل شدند. در پژوهش حاضر، ابتدا با مراجعه به منابع کتابخانه ای، مهم ترین عوامل مؤثر بر امنیت آب شهر جدید پردیس شناسایی و صحت آنها از طریق مصاحبه با خبرگان بررسی شد. در مرحله بعد، پرسشنامه محقق ساخته در قالب ماتریس تحلیل اثرات تنظیم و میزان ارتباط بین متغیرها و حوزه مربوطه توسط خبرگان در نرم افزار Micmac شناسایی شد. با توجه به عوامل شناسایی شده، در مجموع 25 حالت برای 6 متغیر کلیدی در نظر گرفته شد. بر اساس متغیرهای کلیدی و حالت های مختلف آنها، پرسشنامه محقق ساخته دیگری به صورت متقاطع کلیدی طراحی و در اختیار جامعه آماری پژوهش قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 28 نفر از متخصصان فعال در مطالعات امنیت آب است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های تکمیل شده از طریق دستور Ensemble وارد نرم افزار Scenario Wizard شدند و سبد سناریوهای قوی برای امنیت آب شهر جدید پردیس شناسایی و سناریوهای با سازگاری قوی در نرم افزار Vensim تحلیل و شبیه سازی شدند.
یافته ها و بحث: متغیرهایِ بی اعتمادی شهروندان به بازیگران سیاسی در سطوح محلی، منطقه ای و ملی، افزایش احساس تبعیض، افزایش رقابت محلی برای دسترسی به منابع آب، افزایش روابط قدرت در قالب تضاد و درگیری، افزایش مهاجرت به شهر پردیس و ناکارآمدی مدیریت منابع آب به عنوان متغیرهای کلیدی شناسایی شدند. متغیرهای کلیدی در قالب حالت های مختلف تعریف و سناریوهای احتمالی تدوین شد. بنابراین، سناریو فراروی امنیت آب در شهر جدید پردیس با 22/22 درصد بحرانی مشخص شد.
نتیجه گیری: ۸۵ درصد از کشور ایران دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک است. طی سال های اخیر به دلیل رشد سریع جمعیت و توزیع نامناسب فضایی، شهرنشینی، تغییرات اقلیمی، خشکسالی های متوالی، بیابان زایی و آلودگی هوا، کاهش سطح آب های زیرزمینی کاهش یافته و به طورکلی با کمبود آب مواجه بوده است. شهر جدید پردیس، واقع در ایران و شرق استان تهران، با هدف جذب سرریز جمعیت استان تهران که طی سال های اخیر با بحران آب مواجه است، ساخته شده است. طراحی سناریو برای شش متغیر کلیدی و خروجی نرم افزار سناریو ویزارد نشان داد که وضعیت آینده امنیت آب در شهر جدید پردیس بحرانی است و سه راهکار مهار، تعامل و همزیستی برای حل بحران پیش روی امنیت آب شهر جدید پردیس پیشنهاد شد.
بررسی نحوه تأثیرپذیری رفتار شهروندان از مؤلفه تابش در فضاهای شهری (مورد مطالعه: میدان منیریه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
57 - 87
حوزههای تخصصی:
آسایش حرارتی، شرایط ذهنی منحصربه فردی است که عوامل گوناگونی در آن دخیل هستند. رفتار نیز تمامی کنش ها و واکنش های فردی است که در راستای پاسخ گویی به یک نیاز صورت می گیرد. در میان عوامل مؤثر بر آسایش حرارتی، به صورت خاص تابش و میانگین دمای تابشی، تأثیر بسزای در درک آسایش حرارتی دارد و به نوعی مهم ترین مؤلفه در این ارتباط محسوب می شود. ازاین رو، در این پژوهش، تأکید بر این مؤلفه بوده است. در عین حال، نداشتن استرس گرمایی و یا سرمایی، باعث حضور افرادِ بیشتر و ماندن در فضا می شود. ازآنجاکه دست یابی به آسایش حرارتی که در ذهن هر فرد وجود دارد، امری است تقریباً ناممکن؛ با مطالعه رفتار افراد و همچنین محیط، نزدیک شدن به این موضوع ذهنی، امکان پذیر است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی تأثیرپذیری رفتار از شدت تابش آفتاب در میدان منیریه تهران، در ابتدا با شناسایی معیارهای پژوهش در ارتباط با آسایش حرارتی، تابش آفتاب و رفتار، با پارادایمی اثبات گرا، به بررسی موضوع پرداخته است. روش مطالعه، به منظور مطالعه رفتار کاربران فضا، منطبق بر برداشت میدانی و از طریق مشاهده در سه روز و سه بازه زمانی تعیین شده در دی ماه و در سه موقعیت های انتخابی، توسط متخصصان، تمام شماری شده است. به منظور جمع آوری داده های اقلیمی، از داده های ایستگاه های هواشناسی استفاده و داده ها در نرم افزار ریمن، تحلیل شده است. براساس نتایج، زمانی که تابش به صورت مستقیم در فضا وجود دارد، مکث در فضا افزایش و رفتار نشستن و ایستادن بیشتری در فضا رخ می دهد. همچنین به هنگام وجود تابش مستقیم، رفتارها گروه های بیش از سه نفر و در قالب رفتارهای متنوع تری نظیر پرسه زنی، عکس گرفتن و... مشاهده شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد در طراحی فضاهای شهری باید به نحوه بهره مندی فضا از متغیر تابش توجه نمود تا در فصول سرد نیز امکان حضور و سرزندگی در فضاهای شهری فراهم شود.
تحلیلی بر اثرات زیست محیطی پروژه های محرک توسعه ی شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1374 - 1385
حوزههای تخصصی:
توجه به اصول اکولوژی و حفظ محیط زیست در برنامه ریزی شهری و پروژه های محرک توسعه امری ضروری است. در این راستا، با توجه به اصول توسعه ی پایدار و شاخص های زیست محیطی آن، هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرات زیست محیطی پروژه های محرک توسعه ی شهری در کلان شهر تبریز و ارائه ی راهبردهایی به منظور سلامت زیست محیطی این پروژه ها می باشد. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر نوع آمیخته، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی است که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل شکاف و ضریب رگرسیون لگاریتمی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که پروژه های محرک توسعه ی کلان شهر تبریز در ابعاد چشم اندازهای طبیعی، پوشش گیاهی، زباله و پسماند و آلودگی های زیست محیطی دارای اثرات مثبت و منفی بوده اند. نتایج شکاف تغییرات نیز نشان می دهد که چشم اندازهای طبیعی و پوشش گیاهی با عملکرد منفی و زباله و پسماند و آلودگی های زیست محیطی با عملکرد مثبت مواجه بوده اند. همچنین بیشترین شکاف تغییرات با ارزش 08/1– مربوط به چشم اندازهای طبیعی و تخریب آن و کمترین شکاف تغییرات با ارزش 55/0 مربوط به آلودگی های زیست محیطی و کاهش آن ناشی از ایجاد پروژه های محرک توسعه در کلان شهر تبریز می باشد. درنهایت به منظور سلامت زیست محیطی این پروژه ها نیاز به مدیریت استراتژیک در ابعاد تهیه و طرح ریزی پروژه (مکان یابی و بررسی اثرات محیط زیستی)، تدوین قوانین و مقررات الزام آور زیست محیطی و اجرا (غربالگری زیست محیطی بر مبنای شدت و اهمیت اثرات بالقوه ی زیست محیطی) ضروری می باشد.
بررسی تأثیر توسعه صنعت گردشگری در اشتغال زایی و کارآفرینی در بامیان، افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
213 - 243
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی اقتصاد جهانی، در خلق ارزش افزوده اقتصادی، ارتقای اشتغال و تقویت کارآفرینی نقشی مؤثر ایفا می کند. این صنعت با بهره گیری از ظرفیت های بومی و طبیعی به توسعه پایدار مناطق مستعد کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر توسعه صنعت گردشگری در اشتغال زایی و کارآفرینی در ولایت بامیان، یکی از ولایات مستعد گردشگری در افغانستان، انجام شده است. به منظور برآورد الگو، از رویکردی تحلیلی با بهره گیری از روش شناسی ترکیبی (کمّی و کیفی) استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که توسعه صنعت گردشگری تأثیر مثبت و معناداری در شاخص های اشتغال زایی و کارآفرینی در بامیان دارد. نتایج تحلیل هم بستگی پیرسون نشان می دهد که میان شاخص توسعه صنعت گردشگری و اشتغال زایی ضریب هم بستگی 0/85 و با شاخص کارآفرینی 0/78 برقرار است. همچنین، تحلیل رگرسیون خطی بیانگر آن است که با افزایش یک واحدی در شاخص توسعه صنعت گردشگری، نرخ اشتغال به طور میانگین 1/32 واحد افزایش و شاخص کارآفرینی 1/45 واحد بهبود یافته است. علاوه براین، نتایج تحلیل کیفی نیز نشان می دهد که گردشگری به عنوان کاتالیزوری اقتصادی، زمینه ساز شکل گیری و رشد کسب و کارهای نوپا در حوزه های همچون اقامتگاه های بوم گردی، صنایع دستی و خدمات گردشگری شده است. بااین حال، ضعف زیرساختی، محدودیت های مالی و فقدان سیاست های حمایتی کارآمد ازجمله چالش هایی هستند که بهره برداری کامل از ظرفیت های گردشگری بامیان را با موانعی مواجه ساخته اند.
تحلیل نقش ژئومورفولوژی در وضعیت اقتصادی نوار مرزی (مطالعه موردی: نوار مرزی استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان کردستان از نظر ژئومورفولوژی در واحد کوهستان قرار دارند و همین مسئله سبب شده است تا با محدودیت های زیادی جهت اشتغال در بخش های مختلف کشاورزی و صنایع همراه باشد. محدودیت در اشتغال، سبب کاهش اشتغال پایدار، افزایش اشتغال کاذب از جمله قاچاق کالا و همچنین افزایش مهاجرت شده است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به تحلیل نقش ژئومورفولوژی در وضعیت اقتصادی نوار مرزی استان کردستان پرداخته شده است. در این تحقیق از روش های توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. مهم ترین داده های تحقیق، اطلاعات آماری مربوط به منطقه موردمطالعه، مدل رقومی ارتفاعی 30 متر، تصاویر گوگل ارث و نتایج حاصله از پرسشنامه بوده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS،Expert Choice ، SPSS و گوگل ارث است. این تحقیق در چند مرحله انجام شده است که در مرحله اول، به بررسی وضعیت ژئومورفولوژی و کارکردی روستاهای منطقه پرداخته شده است. در مرحله دوم، رابطه عوامل ژئومورفولوژی و وضعیت اقتصادی منطقه تشریح شده است و در مرحله سوم نیز به ارائه راهکارهای مؤثر جهت بهبود وضعیت اقتصادی منطقه پرداخته شده است. بر اساس نتایج حاصله، وضعیت ژئومورفولوژیکی نوار مرزی استان کردستان و عدم توجه به توانمندی های آن سبب کاهش درصد اشتغال و همچنین گرایش به مشاغل کاذب از جمله کولبری و قاچاق کالا شده است. همچنین بر اساس نتایج حاصله که مبتنی بر وضعیت ژئومورفولوژی منطقه و نظرات کارشناسان است، مهم ترین راهکارهای اقتصادی در نوار مرزی شهرستان های سروآباد و سقز، توسعه وضعیت گردشگری است و همچنین در نوار مرزی شهرستان های مریوان و بانه نیز تشویق برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی به عنوان مهم ترین راهکار انتخاب شده است. در مجموع، نتایج حاصله از این بخش نیز نشان داده است که یکی از مهم ترین مشکلات منطقه، عدم توجه به وضعیت ژئومورفولوژیکی و یا برنامه ریزی بدون توجه به وضعیت محیطی منطقه بوده است.
تبیین سناریوهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز از منظر عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت نوآوری اجتماعی به عنوان یک رویکرد جدید در عرصه ی پژوهش های نظری و عملی برای رویارویی موفقیت آمیز با چالش های مختلف، آن را به خط مقدم توسعه شهری آورده است. نوآوری اجتماعی با یافتن بهترین راه ها برای حل چالش های موجود می تواند گام مؤثری در رابطه با حل مشکلات بافت های مسئله دار شهری بردارد. در همین راستا مهم ترین هدف پژوهش حاضر ارائه ی سناریوهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز از منظر عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی می باشد. این پژوهش از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی- توسعه ای و از نظر روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. همچنین از مطالعات کتابخانه ای– اسنادی به منظور تدوین ادبیات پژوهش و از مطالعات میدانی به منظور بررسی و ارزیابی محدوده پژوهش بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش به این صورت است که چهار عامل «کیفیت حکمروایی شهری»، «کیفیت اقتصاد محلی»، «کیفیت پژوهش های شهری»، و «کیفیت روابط اجتماعی و قدرت» مهم ترین عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی در بازآفرینی شهری می باشند. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از نرم افزار میک مک دو سناریوی «خوشبینانه و مطلوب» و «بدبینانه و بحرانی» در افق ده ساله برای بافت تاریخی شهر تبریز تدوین گردیدند. در سناریوی اول با بهره گیری از رویکرد نوآوری اجتماعی در افق ده ساله بسیاری از مشکلات و چالش های بافت تاریخی شهر تبریز حل شده است. رضایتمندی و کیفیت بالای زندگی از خروجی های مهم این سناریو است. در سناریوی دوم نیز بهره گیری دوباره از رویکردهای قدیمی و ناکارآمد بازآفرینی شهری در افق ده ساله باعث شده است که بسیاری از مشکلات و چالش های بافت تاریخی حل نشده باقی بمانند. نارضایتی و کیفیت پایین زندگی از خروجی های این سناریو می باشند. هر کدام از سناریوهای تدوین شده نشان دهنده ی مسیرهای پیش رو برای برنامه ریزی و مدیریت چالش های مختلف بافت تاریخی شهر تبریز می باشد.
ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با تغییر یافتن در شیوه های معیشتی و پیامدهای ناشی از آن، به همراه نبود حفظ تعادل در متغیرهای اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی، محله ها دچار فروپاشی شدند و نتوانستند به نیازهای ساکنان خود پاسخ دهند. امروزه بسیاری از محلات مسکونی به دلیل فقدان برخی از شاخص های مطلوب زندگی با مشکلاتی مواجه هستند. این وضعیت باعث می شود که مفهوم محله به عنوان یک عامل حفظ هویت اجتماعی تضعیف شود و ناپایداری سکونتی در آن ها نمایان گردد. توسعه شهری پایدار بر پایه این اصل بنا شده است که فضای یک شهر در داخل محله ها شکل می گیرد و بر همین اساس ادامه می یابد. از این رو، توسعه محله ای به عنوان یک اقدام اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار به شمار می آید.، از این رو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا تدوین یافته است. روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر 6 محله از محلات واقع در اطراف می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و جهت رسیدن به هدف تحقیق و سنجش و ارزیابی پایداری ابعاد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) از مدل بارومتر پایداری بهره برده است. به منظور افزایش اعتبار پژوهش حاضر، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و استاد راهنما بهره گیری شده است. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به اینکه مقدار به دست آمده از ضریب آلفای بالای 7/0 نشان دهنده قابلیت اعتماد بالا است، نتایج محاسبه آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه برابر با 804/0 به دست آمده که بیانگر قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق می باشد. یافته ها و نتیجه گیری: پیرو شاخص های به کاررفته در پژوهش و نتایج حاصله از مدل بارومتر پایداری در پژوهش حاضر به لحاظ پایداری کل، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.90) در سطح پایدار، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.82) در سطح پایداری بالقوه، محلات عباسیه غربیه و الجمعیه به ترتیب با کسب امتیازهای (0.53) و (0.54) در سطح متوسط، محله الحسین با امتیاز (0.30) در سطح ناپایداری بالقوه و محله المخیم با کسب امتیاز (0.04) در سطح ناپایدار قرار گرفته اند. متوسط میزان پایداری از لحاظ رفاه اکوسیستم در محلات مورد مطالعه برابر 0.54 و رفاه انسانی نیز برابر با 0.50 است که نشان از وضعیت پایداری متوسط هر دو دارد. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میانگین کل محلات مورد مطالعه به لحاظ پایداری کل برابر با 0.52 و در سطح متوسط قرار دارد. با توجه به اینکه سطح پایداری محلات مورد مطالعه متفاوت است لذا برنامه های توسعه ایی متناسب با نقاط ضعف و قوت هر محله و بر اساس سطوح پایداری هریک از آن ها ضروری می نماید.
توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل های کمّی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری می باشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و هم چنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه می شود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل های کمی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایت های واقع در نواحی حفاظتی مناسب می باشد. ارزیابی ژئوسایت ها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت می گیرد که به ارزیابی ارزش های علمی و مدیریتی کمک می کند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار می آید.. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان دره سی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمین شناسی در رتبه اول قرار دراد. هم چنین با کسب بیش ترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل می توان نتیجه گیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان دره سی در مشکین شهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد می گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.
بررسی چالش های امنیتی خشک سالی و بحران آبی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تغییرات اقلیمی به عنوان تهدیدکننده اصلی امنیت آب در جهان به شمار می رود. صلح و امنیت آینده جهان در ارتباطی تنگاتنگ با مسأله تغییرات آب و هوایی و اقلیمی می باشد. بحران کم آبی، بحرانی است که هم ایران و هم جامعه بین المللی به نوعی با شدت کم وزیاد با آن روبروست. با توجه به قرار گرفتن استان خوزستان در مناطق خشک و نیمه خشک غرب کشور و همچنین خشک سالی های پی درپی، از لحاظ منابع آبی و تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعتی به نوعی با بحران روبرو شده است. همین امر لزوم بررسی و تبیین پیامدهای امنیتی خشک سالی و تنش های آبی حاصل از آن در استان خوزستان را ضروری ساخته است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی- کاربردی و به لحاظ داده از نوع تحقیقات کمی و کیفی (آمیخته) محسوب می شود که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و برای گردآوری داده ها از روش تحقیق اسنادی و مطالعات میدانی (پرسشنامه، مصاحبه) استفاده گردیده است. در این پژوهش در بخش اول با استفاده از آزمون های آماری میزان تأثیرگذاری پدیده خشک سالی و تنش های آبی بر امنیت در استان خوزستان پرداخته شد سپس با استفاده از روش S.W.O.T به منظور تجزیه وتحلیل نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصت های استان خوزستان در مواجهه با اثرات و پیامدهای خشک سالی پرداخته شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است، در زمینه ی میزان تأثیر خشک سالی و تنش های آبی حاصل از آن بر امنیت استان خوزستان باید گفت؛ بیشترین تأثیر را بر تغییر کاربری اراضی با میانگین 3/70 و کاهش میزان سرمایه گذاری در استان با میانگین 3/41 و کمترین تأثیر را بر تشدید فقر مالی و منابع درآمدی، کاهش کیفیت منابع آبی استان به ترتیب با میانگین های 2/47 و 2/96 داشته است. با توجه به امتیازبندی گویه های موجود حاصل از مدل سوات در مجموع امتیاز عوامل داخلی 1/66 (قوت ها 0/632 و ضعف ها 1/33) و عوامل خارجی 1/90 (فرصت ها 0/776 و تهدیدها 1/13) بدست آمده است؛ افزایش قیمت نهاده ها، کاهش سطح زیر کشت محصولات زراعی، افزایش استرس و فشار روانی، ناامنی و کاهش قدرت خرید، کاهش کیفیت منابع آبی تأثیرپذیری بیشتری از خشک سالی و تنش آبی در منطقه داشته است این عوامل از امتیاز و اولویت بالایی برخوردار بودند. یافته های تحقیق نشان می دهد که بحران آب در این استان می تواند تنش های قومی، محلی، ملی و منطقه ای، افرایش مهاجرت، افزایش میزان جرم و جنایت، بی اعتمادی به حکومت مرکزی و ... را به دنبال داشته باشد. یافته های پژوهش بیانگر آن است، در زمینه ی میزان تأثیر خشک سالی و تنشهای آبی حاصل از آن بر امنیت استان خوزستان باید گفت؛ بیشترین تأثیر را بر تغییر کاربری اراضی با میانگین 3/70 و کاهش میزان سرمایه گذاری در استان با میانگین 3/41 و کمترین تأثیر را بر تشدید فقر مالی و منابع درآمدی، کاهش کیفیت منابع آبی استان به ترتیب با میانگینهای 2/47 و 2/96 داشته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بحران آب در این استان می تواند تنشهای قومی، محلی، ملی و منطقهای، افرایش مهاجرت، افزایش میزان جرم و جنایت، بی اعتمادی به حکومت مرکزی و ... را به دنبال داشته باشد.
تبیین عوامل موثر بر حس مکان در مکانهای مذهبی ایران (نمونه موردی: مساجد تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
815 - 835
حوزههای تخصصی:
مسجد به مثابه کانونی عباد ی -اجتماعی برای ادامه حیات پویا نیازمند ارتباطی قوی با حوزه کارکردی خود است. این ارتباط با زمینه از طریق پیوندی انسانی، کالبدی و طبیعی با محیط بیرونی محقق می شود. دین می تواند نقش مهمی در حس مکان داشته باشد و مفهومی از آن ارائه دهد. شکل و سازمان فضایی بنا بر میزان دلبستگی به بنا مؤثر بوده و هر گونه تغییری در ابعاد کالبدی و روانی بنا می تواند بر میزان حس مکان آن، مؤثر بوده است. هدف تحقیق حاضر تحلیل عوامل موثر بر حس مکان در امکان مذهبی شهر تبریز می باشد. تحقیق از نظر ماهیت بصورت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی می باشد. که در اصل از روش کیفی و کمی استفاده شده است. حجم نمونه 20 نفر از خبرگان و حجم نمونه نمازگزاران 168 نفر می باشد. برای تحلیل داده های کیفی از روش داده بنیاد با نرم افزار Maxqda استفاده شد برای تحلیل دادهای کمی و سنجش رابطه میان متغیرها از روش همبستگی پیرسون و از آزمون های آماری رگرسیون خطی ساده و چندمتغیره برای تعیین رابطه و شدت و جهت رابط هی بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده شد. از تحلیل مسیر برای مشخص کردن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر حس مکان استفاده شد برای این تحلیل ها از نرم افزار Spss و Amosبهره گرفته شد. نتایج نشان داد عوامل ادراکی و کالبدی بیشترین تاثیر را در القای حس مکان در مساجد تاریخی شهر تبریز دارند و عوامل اجتماعی و عملکردی تاثیر کمتری دارند. در بین متغیرهای مورد بررسی سرزندگی بیشترین ضریب همبستگی و تاثیر در حس مکان دارد. همچنین در بین مساجد بررسی شده مسجد مقبره بیشترین حس مکان از نظر مراجعه کنندگان دارد. بنابراین همه عوامل کالبدی، اداراکی، اجتماعی و عملکردی در ایجاد حس مکان در مکانهای مذهبی ایران بخصوص شهر تبریز موثر هستند.
بررسی چگونگی تاثیر عوامل موثر در حضورپذیری در فضاهای بینابینی همچون بازار (نمونه موردی: بازار سنتی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد اصلی فضاهای عمومی همچون بازار، بستری برای حضور مردم است، لذا از دست دادن عرصه های جمعی یا فضاهای عمومی در شهر ها منجر به پیامد های مهم اجتماعی خواهد شد که از جمله میتوان به حرکت رو به پایین و تنزل حضور پذیری و به تبع آن روابط اجتماعی شهری را ذکر کرد. به نظر میرسد آنچه موجب ارتقا، کیفیت حضور پذیری کاربران میشود، ایجاد شبکه های ارتباطی فضاست که این امر با ایجاد فضاهای بینابینی میسر میگردد. مولفه های مورد بررسی در این حوزه در دو حوزه متغیرهای کالبدی و معنایی معرفی و در جامعه آماری ،افراد بازدید کننده از بازار شیراز و فضاهای بینابینی آن و با حجم کلی نمونه در این پژوهش برابر با 768 نفر بوده که 384 نفر در راسته بازار شیراز و 384 نفر دیگر نیز در کاروانسرها و سراها می باشند. تحلیل در نرم افزار spss و با استفاده از آزمون های آماری به اهمیت و ارتباط مولفه ها با یکدیگر پرداخته است ، نتیجه تحقیق نشان میدهد که تعادل بین دو مولفه محیطی و معنایی می تواند مخاطب را در انتخاب مسیر یاری نماید. در این پژوهش ، مولفه های محیطی و کالبدی، شامل : نشانه- راه- لبه- گره- محرک نور-توالی فضایی-فرم-رنگ-آسایش اقلیمی و مولفه های معنایی شامل : دسترسی پذیری- امنیت و نظارت-پیاده مداری-خوانایی-سرزندگی اجتماعی-هویت تاریخی و میراث مشترک میباشند . همچنین نتایج پژوهش طراحان را برای ایجاد یک چارچوب، بر اساس عوامل موثر یاری مینماید تا در طراحی فضاهای عمومی همون بازار، از آن بهره ببرند .
مطالعه تطبیقی سیاست های اقتصادی دولت های رفسنجانی و احمدی نژاد و پیامدهای آن در عرصه توسعه سیاسی و اجتماعی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله مطالعه تطبیقی سیاست های اقتصادی دولت های رفسنجانی و احمدی نژاد و پیامدهای آن در عرصه توسعه سیاسی و اجتماعی کشور می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، اسناد و قوانین مرتبط با استفاده از روش فیش بردای بوده است. در پاسخ به این سؤال که سیاست های اقتصادی دولت های رفسنجانی و احمدی نژاد چگونه بوده است؟ و پیامدهای آن در عرصه توسعه سیاسی و اجتماعی کشور کدام اند؟ نتایج نشان داد که دولت هاشمی رفسنجانی، با شعار و هدف بازسازی و توسعه روی کارآمد، ولی پس از اجرای اقداماتی در عرصه اقتصاد، فرهنگ و،... تغییرات قابل توجهی در حوزه ساخت اقتصادی، اجتماعی و متعاقب آن ساخت سیاسی به وجود آمدکه ازجمله آن ها می توان به تضرر اقشار پایین جامعه و در پی آن باعث تضعیف وجوه پوپولیستی، به کارگیری تکنوکرات ها در دولت، توزیع نسبی قدرت اقتصادی، رشد و نوسازی جامعه در برخی از زمینه ها، گسترش کمی و کیفی طبقه متوسط جدیددر جامعه، افزایش فشار اقتصادی بر طبقات پایین و نارضایتی آنان و توسعه و نوسازی اقتصادی و گسترش طبقه متوسط جدید اشاره کرد و همچنین دولت احمدی نژاد نیز که از درون بستری اقتصادی و با شعار برقراری عدالت و به واسطه حمایت اقشار پایین جامعه روی کارآمد، اقدام به اتخاذ سیاست های در عرصه اقتصاد کرد که باعث ایجاد سیاست های توزیعی و در عرصه خارجی، توسعه و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای جهان سوم، ایجاد تغییراتی در قراردادهای اجتماعی (یا همانکارکرد توزیعی) میان خودو طبقات اجتماعی، رابطه بین ارتش، اقتصاد و سیاست، غیر یکپارچه شدن دولت وتبدیل دولت اصول گرا به یک دولت غیر یکپارچه شد.
پیش بینی وقوع طوفان های گرد و غبار با استفاده از ارزیابی دقت شبکه های عصبی مصنوعی در ایستگاه های منتخب نیمه غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
21 - 39
حوزههای تخصصی:
امروزه پدیده گرد و غبار در شمار مهم ترین مخاطرات طبیعی قرار گرفته و اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان، کشاورزی و محیط زیست برجای گذاشته است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی فراوانی طوفان های گرد و غبار در ۱۷ ایستگاه منتخب نیمه غربی ایران است. بدین منظور، برای محاسبه فراوانی از کدهای گرد و غبار و دید افقی کمتر از ۱ کیلومتر دوره آماری ۲۰۲۳-۱۹۸۷ استفاده شد. سپس شبکه های عصبی توابع پایه شعاعی (RBF)، پرسپترون چندلایه (MLP)، سیستم استنتاج عصبی -فازی (ANFIS) و رگرسیون بردار پشتیبان (SVR) جهت پیش بینی گرد و غبار انتخاب شد. داده های رطوبت، دما، بارش، سرعت و جهت باد به عنوان داده های ورودی و داده روزهای توأم با گرد و غبار به عنوان هدف، در مدل سازی ها به کار گرفته شد. داده ها به دو گروه تقسیم شدند. از ۸۰ درصد داده ها برای آموزش و از ۲۰ درصد دیگر برای آزمون شبکه استفاده شد. نتایج مقایسه مدل های مورد استفاده نشان داد که بر اساس نتایج حاصل از مدل RBF، بیشترین مقدار ضریب همبستگی در ایستگاه های کرمانشاه، رامهرمز و اسلام آبادغرب به ترتیب برابر با ۹۹/۰، ۹۷/۰ و ۹۵/۰ بوده است. در مجموع، این مدل به دلیل خطای کمتر و همبستگی بیشتر در ایستگاه ها بهترین عملکرد را ارائه نموده است؛ بنابراین به دلیل داشتن توانایی بالا، می تواند یک راهکار سریع در پیش بینی مقدار گرد و غبار و پراکنش آن باشد. نتایج خروجی مدل RBF برای پیش بینی گرد و غبار در آینده (۲۰۴۰-۲۰۲۴) نشان داد احتمال رخداد طوفان های گرد و غبار در آبادان و اهواز بیشتر بوده و همانند دوره مشاهداتی، الیگودرز را می توان جزو ایستگاه کم باد منطقه به حساب آورد.
پایش خشکسالی کشاورزی با استفاده از شاخص SAVI در مناطقی با داده های محدود هواشناسی (مطالعه موردی: اراضی پایاب سد سرخاب اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران خشکسالی یکی از پرهزینه ترین رویدادهای طبیعی است. خشکسالی کشاورزی یک رویداد اقلیمی است که پیامدهای مخربی برای منابع غذایی و اقتصادی دارد. بارزترین ویژگی این خشکسالی، کاهش رطوبت خاک به دلیل کاهش بارندگی یا افزایش دما است که باعث کاهش عملکرد مزرعه می شود. اما عدم وجود داده های اقلیمی پایش خشکسالی ها دچار مشکل می کند. در این مطالعه جهت پایش خشکسالی کشاورزی از شاخص گیاهی تعدیل شده تاثیر خاک (SAVI) در اراضی کشاورزی پایاب سد سرخاب، واقع در استان اردبیل استفاده شد. نتایج نشان داد که مابین شاخص SAVI حاصل از اراضی کشاورزی و شاخص SPI12 همبستگی معادل 61/0وجود دارد که به سبب این همبستگی، انتظار می رود با افزایش بارش، میزان مساحت اراضی پرآب (با شاخص SAVI از 5/0 تا 7/0) افزایش و در مقابل میزان اراضی کم آب (با شاخص SAVI از 2/0 تا 5/0) کاهش پیدا کند. با تقسیم داده های در دسترس به دو دوره بلندمدت (1986-2024) شامل 39 سال و کوتاه مدت (2010-2024) شامل 15 سال، مشخص گردید که تغییرات مساحت اراضی کم آب با شاخص SAVI پایین، در دوره بلند مدت با شیب 08/0- هکتار تقریبا ثابت و در دوره کوتاه مدت با شیب 1/13+ افزایشی بودند و این در حالی بود که روند بارش مشاهداتی در هر دو دوره افزایشی بود. این مقایسه نشان داد در دوره های آماری منتخب، تاثیر مثبت روند افزایشی بارش های مشاهداتی، به دلیل افزایش دما تعدیل شده و میزان تغییرات رطوبت خاک و در نتیجه پوشش گیاهی براساس تغییرات شاخص SAVI ، تقریبا ثابت یا کاهشی بوده است. در نتیجه استفاده از داده های سنجش از دور، در بررسی و پایش خشکسالی کشاورزی، می تواند در بسیاری از مناطق، به ویژه در مناطق مشخص و فاقد آمار و یا مناطقی با داده های محدود مشاهداتی، بسیار موثر و کاربردی باشد.
فضا و مکان، بنیاد فلسفی علم جغرافیا
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
1 - 12
حوزههای تخصصی:
هر رشته و نظام علمی نیازمند تبیین فلسفی است. بدین معنا که باید به چند پرسش بنیادی به شرح زیر پاسخ دهد: ماهیت آن رشته چیست؟ چه چیزی را مطالعه می کند؟ به دیگر سخن موضوع مورد مطالعه آن کدام است؟ و تا چه اندازه حقیقی، واقعی و پژوهش پذیر است؟ اعم از اینکه عینی یا ذهنی و آشکار، پنهان و یا مجازی باشد؟ چرا آن رشته علمی باید وجود داشته باشد؟ ضرورت های وجودی و هستی شناسی آن چیست؟ قلمرو معرفتی آن تا چه حد اختصاصی و منحصر بفرد است؟ و تا چه میزان با رشته های علمی دیگر همپوشی داشته و یا درهم تنیده است؟ سطوح اشتراک و افتراق آن با رشته های علمی دیگر چیست؟ جستارهای مورد مطالعه آن تا چه اندازه حقیقی و یا اعتباری است؟ هدف غایی آن رشته علمی چیست؟ و چه نیازهای شناختی و یا کاربردی از انسان ها را برآورده می کند؟
موضوع رشته علمی چگونه باید مطالعه شود؟ در انجام این کار از چه روش شناسی های فلسفی و شناختی، و چه روش ها و فنون پژوهشی استفاده می شود یا می توان استفاده کرد؟ اعتبار معرفت شناختی این روش ها چگونه است؟ پاسخ مشروح و منطقی به این پرسش ها در واقع تبیین چهار چوب نظری و فلسفه علمی رشته مورد نظر را شکل می دهد. از آنجا که علم جغرافیا به عنوان یکی از قلمروهای معرفتی و شناختی بشر از قدیم الایام شناخته می شود، تبیین فلسفی آن ضرورت دارد.
تغییرات گفتمان ژئوپلیتیکی در ترکیه و تاثیر آن بر قلمروسازی در پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
43 - 74
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شاهد تغییر عمده در سیاست خارجی ترکیه هستیم به طوری که عناصر ژئوپلیتیک کمالیستی که شامل غرب گرایی و حفظ وضع موجود(عدم مداخله و حفظ موازنه های بین المللی) بود دستخوش تغییرات بنیادین شده است. تغییرات ژئوپلیتیکی اغلب تابعی از تحولات ژئواستراتژیک هستند و تجربه ترکیه نشان داده است که رابطه مستقیمی بین دو وجود دارد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی(به عنوان تحول ژئواستراتژیک) عناصر تعیین کننده در ژئوپلیتیک ترکیه نیز تغییر کرده اند. بر این اساس ترکیه سیاست نگاه به شرق را برگزیده است و در فضاهای پیرامونی خود دست به مداخلات مهم نظامی می زند. بررسی کنش های ترکیه نشان می دهد که این کشور در فضاهای تجزیه شده پیرامون خود مانند آرتساخ(قفقاز)، شمال عراق، شمال سوریه و مدیترانه شرقی در پی نفوذ سخت است. در فضاهای همزبان نیز به دنبال توسعه نفوذ نرم می باشد. این مقاله گفتمان های ژئوپلیتیک اصلی در ترکیه به سه دسته کمالیست، اسلام گرا و پان ترکیست تقسیم بندی کرده و مدعی شده است که از تلفیق دو روایت اسلام گرا و پانترک، گفتمان نوعثمانی گری به وجود آمده است. دلیل اصلی این سنتز نیز اعتقاد هر دو روایت به امپراطوری گرایی است در حالی که در گفتمان کمالیستی، مرزهای ملّی اولویت داشتند و قلمروسازی درون مرزهای رسمی و چارچوب دولت- ملت صورت می گرفت. ایده کلّی پژوهش حاضر بر این اصل مبتنی است که اردوغان قصد دارد در پی طولانی شدن عصر «گذار ژئوپلیتیکی» منزلت بالاتری را کسب کند تا در آستانه تثبیت نظم جهانی در سلسله مراتب بالاتری قرار بگیرد.
تحول ژئوپلیتیک در پرتو هوش مصنوعی؛ گامی به سوی بازتعریف قدرت در عصر ژئوداده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
144 - 176
حوزههای تخصصی:
این مقاله چارچوبی جامع درباره توسعه و تأثیر فناوری های پیشرفته، به ویژه فوران داده ها، بر ماهیت روابط بین الملل، پویایی قدرت و ژئوپلیتیک ارائه می دهد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر روابط بین الملل و شکل گیری دوره ای است که از آن با عنوان «عصر ژئوداده» یاد می شود. پرسش اصلی این است که با توسعه و فراگیری هوش مصنوعی و ظهور عصر فوران داده ها چه تغییراتی در روابط بین الملل و سازوکار تولید قدرت به وجود آمده است؟ فرضیه پژوهش این است که هوش مصنوعی با تغییر پویش های قدرت از شکل سنتی به حاکمیت الگوریتمی، به ایجاد «حاکمیت ژئوداده» انجامیده که روابط بین الملل را به سمت یک چشم انداز تکنو-ژئوپلیتیک تغییر داده است. این پژوهش با استفاده تبیین داده های کیفی گردآوری شده که سرمایه گذاری های کلان کشورهای قدرتمند در حوزه هوش مصنوعی، علاوه بر تشدید رقابت های جهانی، به تحولاتی در اقتصاد سیاسی بین الملل و ژئوپلیتیک منجر شده است. این تغییرات، به ویژه در زمینه امنیت و مدیریت اطلاعات، نقش فزاینده ای در سیاست گذاری های جهانی یافته اند.
نقش زنان روستایی در توسعه گردشگری اجتماع محور: مطالع روستاهای اطراف دریاچه گهر در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۸)
113 - 142
حوزههای تخصصی:
گردشگری مبتنی بر جامعه به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار روستایی، نقش کلیدی زنان روستایی را در حفظ میراث فرهنگی و تقویت اقتصاد محلی برجسته می کند. این مطالعه نقش زنان را در روستاهای داربستانه و تیان در نزدیکی دریاچه گوهر در استان لرستان و موانع مشارکت آن ها و راهکارهای توانمندسازی را بررسی کرده است. با استفاده از تحلیل مضمون کیفی، داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۹ زن فعال در فعالیت های گردشگری در سال ۱۴۰۳ جمع آوری شدند. فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و نشان داد که مشارکت زنان در ابعاد مختلف اقتصادی (تولید صنایع دستی، خدمات غذایی، فروش محصولات کشاورزی)، اجتماعی (تصمیم گیری محلی، تقویت همبستگی اجتماعی) و فرهنگی/ زیست محیطی (انتقال میراث عشایری، رفتارهای دوستدار محیط زیست) چشمگیر است؛ بااین حال، موانعی مانند زیرساخت های ناکافی، نگرش های سنتی و دسترسی محدود به بازار، مشارکت آن ها را محدود می کند. راهکارهای پیشنهادی شامل تأسیس تعاونی های زنان، توسعه زیرساخت های دیجیتال، ارائه آموزش های حرفه ای و ترویج برندسازی محلی ازطریق جشنواره های فرهنگی است. این اقدامات به توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان کمک کرده و توسعه پایدار گردشگری را تقویت می کند. این مطالعه با تمرکز بر ناحیه کمتر مطالعه شده دریاچه گوهر، بینش های بومی و راهکارهای عملی برای توانمندسازی زنان ارائه می دهد و به ادبیات گردشگری مبتنی بر جامعه و مطالعات جنسیتی در ایران کمک می کند.