فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مهاجرت به عنوان یکی از مهم ترین پدیده های جمعیت شناختی، نقشی تعیین کننده در تحول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی ایفا می کند. در دهه های اخیر، جابه جایی گسترده جمعیت به دلایل متنوع، از جمله عوامل اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی، به یکی از چالش های اساسی مدیریت جمعیت و برنامه ریزی منطقه ای تبدیل شده است. این چالش ها، نیاز به تحلیل آینده نگرانه و تدوین راهکارهای مؤثر را برای بهبود شرایط و کاهش پیامدهای منفی آشکارتر کرده اند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف آینده پژوهی مهاجرت در استان آذربایجان شرقی و تدوین سناریوهای عملیاتی جهت مدیریت و برنامه ریزی مطلوب انجام شده است. این تحقیق از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی بوده و با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی، داده های خود را از طریق روش های اسنادی و پیمایشی گردآوری کرده است. تحلیل این داده ها با استفاده از تکنیک دلفی و ابزارهایی مانند ماتریس اثرات متقاطع و نرم افزار سناریو ویزارد صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارشناسان برنامه ریزی شهری و منطقه ای استان می باشد. بر اساس نتایج به دست آمده، 42 عامل به عنوان مؤثرترین عوامل مهاجرت استان شناسایی شد. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که با استفاده از روش میک مک، ۱۳ عامل کلیدی نظیر نرخ بالای بیکاری، نبود منابع آبی پایدار، کاهش جمعیت روستایی و ضعف شبکه جاده ای به عنوان پیشران های اصلی شناسایی شدند. در ادامه، بر مبنای این پیشران ها، سه سناریوی قوی، ضعیف و باورکردنی برای آینده مهاجرت در استان تدوین گردید. تحلیل نهایی نشان داد که سناریوهای باورکردنی، به دلیل تعادل میان مطلوبیت و قابلیت تحقق، مبنای برنامه ریزی قرار می گیرند. در راستای دستیابی به این سناریوها، شناسایی و تقویت عوامل کلیدی و ارائه راهکارهای مناسب، از جمله توسعه زیرساخت ها و کاهش چالش های اقتصادی، ضروری است.
واکاوی نقش دیپلماسی اقتصادی ایران در ژئوپولیتیک انرژی، با تاکید بر انرژی های تجدیدپذیر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
6 - 23
حوزههای تخصصی:
جامعه بشری در عصر کنونی به صورت فزاینده ای، شاهد گذار از سوخت های فسیلی به سوی منابع انرژی تجدیدپذیر است. این موضوع تغییر پارادایم در سیستم های انرژی در سراسر جهان به سمت انرژی های پاک و سرمایه گذاری در سیستم های تولید برق بر اساس انرژی های تجدیدپذیر را به دنبال داشته است. از این رو روند انتقال از سوخت های فسیلی به منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر، یکی از مهمترین چالش های سیاسی اقتصادی کشور تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم خواهد بود. موضوعی که مستلزم اتخاذ رویکرد ژئواکونومیک و بهره گیری از یک دیپلماسی اقتصادی فعال و هوشمندانه، جهت عبور از این چالش است. مسئله اصلی تحقیق این است که، اهمیت و ضرورت تغییر دیپلماسی اقتصادی ایران جهت بهره گیری از موقعیت ژئواکونومیک کشور با محوریت ژئوانرژیک، تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم، چگونه است؟ بر این اساس فرضیه تحقیق عبارت است از: «تغییر دیپلماسی اقتصادی ایران به دیپلماسی مبتنی بر ژئوانرژیک، تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم مهم و ضروری است». در این راستا تعداد34 پرسشنامه از طریق اساتید و کارشناسان مرتبط با موضوع تکمیل، و نتایج حاصله با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون T-Test و رگرسیون چند متغیره مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته اند. نتایج و یافته های استنباطی تحقیق، با توجه به موقعیت و ظرفیت های کم نظیر نفت و گاز و پتانسیل های مربوط به انرژی های تجدیدپذیر ایران از یک سو، و روند انتقال از سوخت های فسیلی به منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر از سوی دیگر، بیانگر این واقعیت است که، تغییر دیپلماسی اقتصادی ایران، در راستای بهره گیری از موقعیت و ظرفیت های ژئوانرژیک کشور، به ویژه انرژی های تجدیدپذیر، دیگر نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است.
شناسایی و تعیین اهمیت ابعاد مدل آسیب شناسی قراردادهای هوشمند در صنعت نفت و گاز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
169 - 184
حوزههای تخصصی:
صنعت نفت و گاز نقش مهمی در رشد و توسعه کشور دارد. از طرفی این صنعت با چالش های بی شماری همچون بی ثباتی قیمت، کاهش سرمایه گذاری، بهبود عملکرد کارکنان و ... مواجه شده است. در این راستا یکی از پدیده های مرتبط با فناوری های اطلاعات و ارتباطات که می تواند باعث ایجاد تحول مثبت در صنعت نفت و گاز شود قراردادهای هوشمند می باشد. لازم است که قبل از بکارگیری، ابعاد قراردادهای هوشمند مورد آسیب شناسی قرارگرفته و مهم ترین و موثرترین آنان شناسایی شوند. هدف از این پژوهش شناسایی و تعیین اهمیت ابعاد مدل آسیب شناسی قراردادهای هوشمند در صنعت نفت و گاز بود. در این تحقیق از روش تحقیق آمیخته برای رسیدن به هدف پژوهش استفاده شده است.در فاز کیفی و با مراجعه به خبرگان مدل آسیب شناسی قراردادهای هوشمند احصاء و در بخش کمی به تعیین مهم ترین ابعاد از طریق روش دیمتل اقدام شد نمونه آماری در بخش کمی تعداد 25 نفر از خبرگان بودند. می توان گفت که عوامل ساختاری کلان، عوامل ساختاری خُرد، عوامل محتوایی و عوامل فرهنگی- اجتماعی به ترتیب دارای بیشترین اهمیت هستند.
ارزیابی اثرگذاری شاخص های توسعه پایدار شهری در توسعه حمل و نقل پاک (مورد مطالعه: بخش مرکزی شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
125 - 138
حوزههای تخصصی:
امروزه ترافیک شهری و مسائل و مشکلات ناشی از آن تأثیرات بسیار عمیقی بر توسعه پایدار شهری و کیفیت زندگی کلان شهرهای کشورهای در حال توسعه گذارده است. از این رو ضرورت توجه به توسعه حمل و نقل پاک در شهرهای بزرگ این کشورها افزایش یافته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اهمیت شاخص های توسعه پایدار شهری بر توسعه حمل و نقل پاک در بخش مرکزی شهر شیراز انجام شده است. این پژوهش از روش های پیمایشی و توصیفی- تحلیلی به صورت ترکیبی استفاده شده است. به بیان دیگر داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) جمع آوری گردیده است. یافته ها بیانگر این است که میانگین تمام گویه های شاخص های توسعه پایدار شهری (زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی) در راستای حمل و نقل پاک در بخش مرکزی شهر شیراز از دیدگاه شهروندان بالاتر از حد متوسط قرار داشته است. در این رابطه سطح معناداری یا مقدار خطای آلفا (Sig) آزمون تی برای تمام شاخص ها برابر با 000/0 بوده است. چگونگی وضعیت شاخص های توسعه پایدار شهری (زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی)، بر توسعه حمل و نقل پاک در منطقه هشت شهر شیراز تأثیرگذار است. از این رو تقویت این شاخص ها در راستای توسعه حمل و نقل پاک در محدوده مورد مطالعه حائز اهمیت می باشد. تا به حال پژوهشی در زمینه ارزیابی اثرگذاری شاخص های توسعه پایدار شهری بر توسعه حمل و نقل پاک در منطقه هشت شهر شیراز انجام نشده است؛ لذا از این نظر این پژوهش دارای نوآوری می باشد.
مدلسازی عوامل فرهنگی در راستای توسعه حمل ونقل درون شهری (موردمطالعه: شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمل ونقل درون شهری به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه شهری، نقش حیاتی در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و کاهش مشکلات ترافیکی و آلودگی هوا ایفا می کند. در شرایط سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت های حمل ونقل عمومی، عدم استقبال کافی از این سیستم ها می تواند بر وجود چالش های فرهنگی دلالت نماید. بنابراین، هدف این پژوهش مدل سازی عوامل فرهنگی برای توسعه حمل ونقل درون شهری کرج است. این تحقیق هدفی کاربردی و از دسته تحقیقات توصیفی مبتنی بر داده های پیمایشی گرد آوری شده از خبرگان است. یافته ها نشان داد که مجموع متغیر عوامل فرهنگی قادر است 75 درصد از واریانس متغیر توسعه حمل ونقل درون شهری را تبیین کند. همچنین، ضریب تأثیر این متغیر برابر با 79/0 است که بیانگر تأثیر مستقیم و قوی عوامل فرهنگی بر وضعیت حمل ونقل در کرج است. 001/0=p نشانگر معنی دار بودن تاثیر متغیر عوامل فرهنگی بر توسعه حمل ونقل است. می توان نتیجه گرفت که تقویت عوامل فرهنگی می تواند به بهبود وضعیت حمل ونقل درون شهری و کاهش مشکلات ترافیکی منجر شود. اجرای برنامه های آموزشی در راستای ایجاد و تقویت مؤلفه های فرهنگی و سبک زندگی مرتبط با حمل و نقل شهری که در راستای توسعه پایدار شهری و بهبود کیفیت زندگی شهروندان باشد، از جمله پیشنهادات کاربردی این تحقیق هستند.
برند سازی مقاصد شهری با تاکید بر کارآفرینی گردشگری (مورد مطالعه: شهر نهاوند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
119 - 138
حوزههای تخصصی:
برند سازی شهری یکی از ابزار های کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد مزیت رقابتی برای شهر ها است. این مفهوم با معرفی ظرفیت های منحصربه فرد یک شهر، نقش مهمی در جذب گردشگران، سرمایه گذاران و توسعه کارآفرینی ایفا می کند. شهر نهاوند، با دارا بودن پتانسیل های غنی در حوزه گردشگری، به ویژه طبیعت گردی و تولید گیاهان دارویی، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک برند شهری معتبر دارد. پژوهش حاضر با استفاده از مدل پنج فازی مورگان و پریچارد، فرآیند برند سازی شهر نهاوند را بررسی کرده و به منظور توسعه آن استراتژی های اجرایی ارائه می دهد. روش تحقیق مقاله کیفی بوده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۱ نفر از متخصصان و ذی نفعان حوزه گردشگری، کشاورزی و مدیریت شهری گرد آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار ATLAS-TI و تکنیک کد گذاری باز انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که برند سازی نهاوند با تأکید بر ظرفیت های گیاهان دارویی، به ویژه گشنیز، می تواند فرصت های جدیدی برای کارآفرینی، توسعه صنایع تبدیلی، تقویت گردشگری سلامت و اکوتوریسم فراهم کند. در این راستا، پیشنهاداتی هم چون ایجاد برند رسمی برای نهاوند به عنوان "شهر گیاهان دارویی"، توسعه زیرساخت های گردشگری، اصلاح الگوی فضای سبز شهری و راه اندازی مراکز تحقیقاتی و نمایشگاهی مرتبط ارائه شده است. در نهایت، برند سازی شهری می تواند نقش کلیدی در تقویت هویت مکانی نهاوند، افزایش اشتغال زایی و جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی ایفا کند.
شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر مزیت رقابتی و جذابیت اقامتگاه های بوم گردی (مطالعه موردی: شهرستان طرقبه و شاندیز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
181 - 204
حوزههای تخصصی:
اقامتگاه های بوم گردی به عنوان یکی از خدمات بومی با ماهیت نوستالوژیک گردشگری می باشد که تجربه جدید و متفاوتی از زنجیره اسکان و خدمات وابسته به آن را در اختیار گردشگران قرار می دهد و برای اغلب گردشگران شهری و جوانان جذابیت بسیاری دارد. لذا این پژوهش از منظر گردشگران، به شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر جذابیت و مزیت رقابتی اقامتگاه های بوم گردی در شهرستان طرقبه و شاندیز پرداخته است. پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی- تحلیلی به شیوه پیمایشی است. جمع آوری اطلاعات به روش میدانی و اسنادی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، 384 نفر از گردشگران در هفت اقامتگاه بوم گردی شهرستان طرقبه و شاندیز می باشد. برای شناسایی مهم ترین عوامل جذابیت اقامتگاه های بومگردی ابتدا شاخص های مورد نظر با استفاده از نظر سنجی از کارشناسان و گردشگران شناسایی و برای دسته بندی آن از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. در نتایج به دست آمده در روش تحلیل عاملی اکتشافی، 42 متغیر شناسایی و در 7 عامل طبقه بندی گردید که سهم عامل اول تا سوم (احیای سنت ها، معماری بومی، و مدیریت خانوادگی اقامتگاه های بومگردی) نسبت به بقیه عامل ها بیشتر است و حدود 49 درصد واریانس را تبیین می کنند. همچنین نتایج بدست آمده نشان داد که مهمترین جذابیت اقامتگاه های بومگردی عبارتند از: استفاده از غذا های بومی و محلی در منو های غذایی (با میانگین 66/4)، زنده شدن ایده حصیر بافی، قالی بافی و ... (با میانگین 53/4) که از بیشترین امتیاز ممکن به لحاظ جذابیت اقامتگاه های بومگردی از دیدگاه گردشگران برخوردار بوده و این نشان می دهد، احیای سنت های محلی به عنوان جاذبه های نوستالوژیک و گردشگری خاص، ظرفیت بالایی را برای توسعه گردشگری روستایی ایجاد کرده و به عنوان مزیت رقابتی اقامتگاه های بومگردی نسبت به هتل ها از دیدگاه گردشگران بشمار می آید.
تبیین ژئوپلیتیک ظرفیت های زیرساختی ترانزیت دریایی در پیشرفت دریا پایه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین مزیت های ترانزیتی کشور، موقعیت دریاپایگی کشور است که ارزش ترانزیت در آن را دوچندان کرده است و به موقعیت های ترانزیتی خشکی پایه کشور معنایی دیگر بخشیده است. از سویی دریاپایگی ارتباط بلافصلی با موقعیت ژئوپلیتیک کشور دارد و ضرورتی انکارناپذیر با دست یابی به موقعیت برتر ترانزیتی و ارتباطی کشور دارد. در این راستا، توسعه ترانزیت در دنیای به هم پیوسته کنونی، توسط شبکه ای از فعالیت های لجستیکی جهانی هدایت می شود و وجود یک شبکه رقابتی از خدمات لجستیک جهانی، ستون فقرات تجارت بین الملل را تشکیل می دهد. از این رو، با درک این ضرورت و اهمیت نقش فراهم سازی لجستیک دریایی اجتناب ناپذیر است و بر این مبنا می تواند اساس دست یابی کشور به چهارراه بین المللی و قطب شدن در ترانزیت باشد. تحقق این مهم با فراهم سازی زیرساخت های مدنظر چیزی جز تبدیل شدن ایران به هاب ترانزیتی و تجاری در منطقه و جهان نیست. اما دست یابی و فراهم سازی این مهم مستلزم آسیب شناسی و شناسایی چالش ها و موانعی است که در این راستا وجود دارد، تا بتوان به پیشنهادات راهگشای سیاستی و اجرایی ممکن در راستای بهبود زیرساخت های ترانزیت دریایی در افق پیشرفت دریاپایه کشور نائل آمد.
بررسی تأثیر اشتراکات فرهنگی کردهای ایران و عراق بر توسعه تجارت مرزی و امنیت اقتصادی در استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر اشتراکات فرهنگی میان کردهای ایران و عراق بر توسعه تجارت مرزی و امنیت اقتصادی در استان ایلام می پردازد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. داده های آماری از منابع رسمی استخراج و تحلیل شده اند. منطقه مرزی استان ایلام، به عنوان یکی از محورهای استراتژیک در جغرافیای ایران، ویژگی های خاصی دارد که آن را از دیگر مناطق مرزی متمایز می سازد. یکی از ویژگی های بارز این منطقه، وجود اشتراکات فرهنگی و قومی میان کردهای ایران و عراق است. این اشتراکات، به دلیل تاریخچه ای طولانی و بهم پیوسته، زمینه ساز تعاملات جوامع مرزی و تبادلات فرهنگی و اقتصادی میان دو کشور شده است. در این پژوهش، به بررسی تأثیر این اشتراکات فرهنگی بر توسعه تجارت مرزی و امنیت اقتصادی در استان ایلام پرداخته خواهد شد. یافته ها نشان می دهند که پیوستگی های نژادی، مذهبی، زبانی و تاریخی میان کردهای ایران و عراق، موجب تقویت همکاری های اقتصادی و امنیت در مرزهای ایلام شده است. همچنین، این اشتراکات فرهنگی بر رشد تجارت، افزایش سرمایه گذاری خارجی و کاهش نرخ تورم تأثیر مثبتی داشته است. اشتراکات فرهنگی می توانند عاملی کلیدی در توسعه اقتصادی مرزی باشند و سیاست گذاران باید بر تقویت این روابط برای بهبود امنیت اقتصادی تمرکز کنند.
طراحی مدل برندسازی شهری با رویکرد توسعه گردشگری (مورد مطالعه: اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل برندسازی شهری با رویکرد توسعه گردشگری استان کرمانشاه می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از جهت شیوه اجرا از توصیفی و از نوع کیفی است. بخشی از اطلاعات تحقیق از جمله بررسی و مطالعه در زمینه نظری، ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای (استفاده از کتاب ها و مقالات تخصصی، پایان نامه ها و طرح های تحقیقاتی) گرد آوری شد.جامعه آماری این تحقیق خبرگانی هستند که با موضوع برند سازی شهری در استان کرمانشاه آشنایی لازم را دارند. خبرگان عبارتند از افرادی که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر و سوابق مدیریتی و متخصص در زمینه مورد بحث و دارای سابقه فعالیت بیش از 15 سال می باشند. روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش روش گلوله برفی می باشد. نتایج بررسی های صورت گرفته از مصاحبه های صورت گرفته و جمع بندی مبانی نظری، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و نهایتاً پیامد های برند سازی شهر با رویکرد توسعه گردشگری مورد اشاره قرار گرفته و نهایتا مدل مربوطه طراحی گردید.
تحلیل اثرات کاهش منابع آب بر تحولات شهرنشینی در منطقه کلان شهری اصفهان در مقاطع زمانی 1395 -1385(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
1 - 21
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل قرن بیست و یکم رشد جمعیت ساکنان شهرها و جابجایی گسترده مهاجران شهری است. تغییر کارکرد منطقه شهری اصفهان از کشاورزی به صنعتی و شکل گیری مناطق وسیعی از ساخت وسازهای صنعتی و شهری به همراه بهره برداری گسترده از منابع آبی و حوضه آبریز زاینده رود منجر به تخریب منابع سطحی و افت شدید سطح آب های زیرزمینی شده است. این رخداد می تواند ناشی از تحولات اقلیمی و محیطی نیز باشد. این پژوهش با هدف بررسی اثرگذاری منابع آبی بر تحولات شهرنشینی در منطقه کلان شهری اصفهان انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از تحلیل داده های سرشماری و آمار بلوک های شهری همچنین روش تحلیل تصاویر ماهواره لندست انجام شده است. برای تحلیل اثرات منابع آب بر تحولات شهرنشینی از روش رگرسیون وزن دار جغرافیایی در دو دوره 1385 و 1395 استفاده شد. یافته ها نشان می دهد بیشترین مصارف این منطقه به ترتیب برای کشاورزی، شرب و صنعت می باشد. میزان مصرف و تخلیه آب از سال 1395-1385 کاهش یافته است اما تعداد چاه های عمیق و نیمه عمیق افزایش داشته است. نتایج رگرسیون جغرافیایی نشان می دهد که بالاترین میزان اثرگذاری تغییرات سطح آب های زیرزمینی و جابجایی های جمعیتی در محدوده کلان شهر اصفهان و غرب منطقه در طی مسیر شهرهای اطراف رودخانه زاینده رود می باشد به طوری که بیشترین میزان اثرگذاری متغیر مستقل در محدوده شمالی و شمال شرقی شهر اصفهان و شهرهای غربی منطقه است.
شناسایی و اولویت بندی معیارهای مؤثر در برندسازی جاذبه های گردشگری شهر تهران با بهره گیری از روش های تصمیم گیری چندمعیاره (DEMATEL-ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
245 - 267
حوزههای تخصصی:
رقابت در حوزه گردشگری شهری امروزه به دلیل تشابه خدمات و امکانات شهرها دیگر میسر نیست؛ بنابراین داشتن نام تجاری تأثیرگذار، به عبارتی دیگر برند شهری، یکی از شیوه های مؤثر برای ایجاد تمایز در این مقصدهاست. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤثرترین معیارها و زیرمعیارها در ارزیابی ظرفیت های شهر تهران و وزن دهی آن ها برای رتبه بندی آنان به منظور انتخاب مناسب ترین جاذبه ها برای متمایزسازی و برندسازی این شهر است. نوع پژوهش توسعه ای کاربردی و توصیفی پیمایشی بوده و 7 معیار و 38 زیرمعیار از ادبیات موضوع استخراج شده اند تا 10 جاذبه برتر گردشگری شهر تهران را براساس انتخاب خبرگان اولویت بندی کنند. سه پرسش نامه در این پژوهش طراحی شدند که دو پرسش نامه در میان 35 نفر از مدیران و خبرگان گردشگری و پرسش نامه دیگر میان 40 نفر از گردشگران خارجی به ترتیب با روش های نمونه گیری هدفمند و در دسترس توزیع شد. برای بررسی داده های پرسش نامه ها از روش دیمتل مبتنی بر تحلیل شبکه ای استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که زیرمعیارهای مربوط به منحصربه فرد بودن جاذبه با امتیاز 0.03451، تنوع جاذبه با امتیاز 0.03347 و درآمد زایی با امتیاز 0.03324 به ترتیب اولویت اول تا سوم را در میان 38 زیرمعیار کسب کرده اند. همچنین کاخ گلستان با امتیاز 0.14341 اولویت نخست را در میان جاذبه های شهر تهران برای برندسازی به دست آورد؛ بنابراین کاخ گلستان به عنوان جاذبه ای با ظرفیت بالا برای برندسازی و بازاریابی شهری از اهمیت بسزایی برای گردشگران برخوردار بوده و جاذبه مناسب برای متمایزسازی شهر تهران است. تمرکز بر اصالت و هویت بصری کاخ گلستان با هدف تقویت تصویر این مکان در رسانه های داخلی و خارجی در راستای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود.
شناخت و تحلیل راهبردهای آینده محوری توسعه گردشگری منطقه خزر (ایران و روسیه)؛ یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری به عنوان یک کلان پیشران می تواند بسترساز توسعه منطقه ای قلمداد شود. برخی از مناطق به واسطه موقعیت جغرافیایی و استراتژیک، شرایط منحصربه فردی دارند اما به دلایل گوناگون نتوانسته اند از پتانسیل های حوزه گردشگری بهره برداری نمایند. حوضه دریای خزر، می تواند نمونه بارزی از این مناطق باشد. کشورهای حوضه دریای خزر ازلحاظ گردشگری آن چنان که باید، نتوانسته اند از ظرفیت های گردشگری استفاده نمایند؛ بنابراین اتخاذ راهبردهای مطلوب جهت بهره برداری و توسعه گردشگری در این منطقه با نگاه به آینده بسیاری ضروری است که در این پژوهش مورد تأکید است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) و مبتنی بر گردآوری داده های پیمایشی است. جامعه آماری را نخبگان حوزه گردشگری تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. تعداد ۱۸ نفر از طریق اشباع نظری و ۱۱۶ نفر از طریق روش گلوله برفی به عنوان حجم نمونه مصاحبه شونده و پرسشگری تعیین شد. در بخش کیفی، ۲۶ مفهوم اولیه شناسایی و در ۷ مفهوم اصلی (راهبرد) دسته بندی شدند که شامل راهبردهای بازاریابی، تبلیغات و رسانه، تسهیلگری دیپلماسی و سیاست گذاری منطقه ای، توسعه زیرساخت های گردشگری و خدمات، تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی، راهبرد محصول محور و تنوع بخشی به انواع گردشگری، راهبرد مدیریتی، سازمانی و پایدارسازی و همچنین توسعه گردشگری منطقه ای یکپارچه و فراملی بوده اند. نتیجه اعتبارسنجی راهبردها از طریق آزمون آماری در سطح کمتر از 0.05 و با میانگین 4.028 بر تأیید آن ها اشاره داشته است. همچنین نتیجه آزمون فریدمن نشان داد که راهبرد تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی با میانگین رتبه ای 5.13 به عنوان برجسته ترین راهبرد مورد تأیید است. نتیجه آنکه حوضه دریای خزر، ظرفیت های گردشگری متنوعی دارد که با استفاده از دیپلماسی، مشارکت و توسعه یکپارچه قابل برنامه ریزی و توسعه است.
الگوسازی تقاضای مصرف گاز طبیعی بر اساس شرایط آب و هوایی در شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف انرژی نقش تعیین کننده ای در توسعه کمّی و کیفی زندگی بشر دارد. یکی از منابع تأمین انرژی، در راستای توسعه و رفاه اقتصادی و نیز کسب آسایش آب و هوایی گاز طبیعی است. این منبع تأمین انرژی، به ویژه در نواحی سرد کشور و نیز به منظور تأمین آسایش دمایی، نیازمند مدیریت صحیح است. مدیریت صحیح این منبع انرژی فسیلی از طریق آگاهی و پیش بینی از میزان تقاضای آن میسر است. بدین منظور تقاضای مصرف گاز طبیعی در شهر زنجان به عنوان یکی از شهرهای سرد ایران زمین موردبررسی و الگوسازی قرار گرفت. برای انجام پژوهش حاضر از دو گروه داده (عناصر آب و هوایی و میزان مصرف گاز طبیعی) برای یک دوره آماری 9 ساله (1400-1392) در مقیاس روزانه استفاده شده است. به منظور الگوسازی تقاضای مصرف گاز طبیعی در شهر زنجان از نرم افزار CurveExpert و نیز روش وایازی (رگرسیون) استفاده شد. بر اساس برازنده ترین الگو، عنصر دما به عنوان تنها متغیر مستقل در الگوی انتخابی جای گرفت. الگوی نهایی، وایازی چندجمله ای با ضریب همبستگی 94/0 (ضریب تبیین 03/89 درصد) اختیار شد. درصد افزایش مصرف گاز طبیعی به ازای یک درجه کاهش دما، از دمای 22 تا دمای 16 درجه بیشترین درصد افزایش و از دمای صفر تا 5- درجه کمترین درصد افزایش به ازای یک درجه کاهش دما رخ داده است. نقطه عطف و شروع مشکلات مربوط کمبود گاز طبیعی در شهرستان زنجان دمای کمتر از منفی 7 درجه تشخیص داده شد.
آسیب شناسی حقوقی تملک املاک در بافت فرسوده واجد ارزش تاریخی توسط شهرداری (مطالعه موردی: شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های فعالیتی که در شهرداری های کشور به خصوص کلانشهرها به آن توجه می شود تملک املاکی هستند که به منظور تحقق طرح تفصیلی، طرح جامع شهری و طرح بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده به شهرداری ها واگذار می شود. بنابراین سالانه شهرداری ها در راستای عمران و آبادانی شهر اقدام به احداث یا اصلاح راه ها و ساخت اماکن تفریحی و فرهنگی می نماید. هدف از پژوهش حاضر آسیب شناسی حقوقی تملک املاک در بافت فرسوده واجد ارزش تاریخی توسط شهرداری شهر ساری است. مطالعه حاضر از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی، به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی-توسعه ای و مبتنی بر روش پیمایشی و میدانی می باشد. شیوه گردآوری داده های مورد نیاز تحقیق، مبتنی بر روش کتابخانه ای، اسنادی و شیوه پیمایشِ میدانی (با ابزار پرسشنامه) با حجم نمونه 384 نفر از شهروندان شهر ساری بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در پژوهش حاضر از تحلیل های آماری کای – دو در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان داده است مهم ترین آسیب های دورن سازمانی شهرداری در تملک املاک واقع در بافت های فرسوده شهر ساری به ترتیب شامل ضعف اطلاع رسانی قوانین و سازوکارهای قانونی، فقدان رویه اجرایی هماهنگ، عدم به روزرسانی مستمر تعرفه قیمت املاک، عدم اجرای به موقع و برنامه ای طرح ها و عدم انجام مطالعات حقوقی- قانونی در تهیه طرح ها می باشد. از این رو شهرداری ساری باید بیش از برونگرایی بین بخشی (بین سازمانی) و فرابخشی (فراسازمانی)، به ارتقای قوت ها و کاهش ضعف ها و ایجاد انسجام ساختاری و عملکردی و یکپارچگی درون سازمانی خود در تملک املاک واقع در طرح های ساماندهی بافت های فرسوده شهر ساری بپردازد
واسنجی بارش رادار بر پایه اقلیم کوهستانی غرب ایران (مطالعه موردی: کرمانشاه)
حوزههای تخصصی:
واسنجی، رابطه تبدیل بازتابندگی به نرخ بارش در مقایسه با بارش ایستگاهی است. بر همین مبنا، در پژوهش حاضر داده های رادار ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه و بارش های سنگین ایستگاه های کرمانشاه، سرپل ذهاب، قصرشیرین، اسلام آباد، کنگاور، روانسر، سنقر، گیلان غرب، جوانرود، هرسین، سومار و تازه آباد که در محدوده ی 30 تا 100 کیلومتری رادار کرمانشاه جا گرفته اند، بررسی شد. در بارش های مورد بررسی برای هریک از نقاط مورد مطالعه، زاویه ی ارتفاع بهینه ی پرتو انتخاب و رابطه ی مربوط به آن نقطه استخراج و ضرایب تصحیح بدست آمد. با استفاده از این رابطه مقدار بارش برآوردی رادار از 33 درصد به 93 درصد افزایش یافت و میانگین مجموع بارش برآورد شده رادار از 4/9 به 1/31 میلی متر رسید که از میانگین واقعی فقط 5 میلی متر کم تر است. سپس جهت واسنجی داده های بارش رادار کرمانشاه بر اساس شرایط اقلیمی، استان کرمانشاه به 3 منطقه اقلیمی تقسیم و برای هر منطقه یک معادله به محاسبه گردید که اندکی از دقت داده های بارش برآورد شده کم شده است. نتایج نشان داد که با روش مذکور هم می توان بارش رادار را تا حد قابل اعتمادی برآورد کرد و میانگین مجموع بارش برآورد رادار از 8/9 به 5/24 میلی متر افزایش یافت. در مجموع، یافته های پژوهش نشان داد که اگر ضرایب رادار برای مناطق مختلف به درستی تصحیح شوند، بارش های سنگین قابل پیش بینی بوده و به این ترتیب جلوگیری از وقوع حوادث غیرمترقبه امکان پذیر است.
سنجش تاب آوری ساکنان سکونتگاه های غیررسمی پیراشهری و اثرات شاخص های توسعه پایدار برتاب آوری آنان (مطالعه موردی: چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
519 - 496
حوزههای تخصصی:
مهم ترین مس ائل مط رح در اسکونتگاه های غیر رسمی پایین بودن شاخص های اقتصادی-اجتماعی از قبیل درآمد، اشتغال، مسکن، تحصیلات، بهداشت و... است؛ این سکونتگاه ها در مواقع بحران توانایی بازگشت ب ه حال ت ع ادی را از دس ت می دهند. تحقیق حاضر باهدف تحلیل و سنجش میزان تاب آوری اجتماعی ساکنین سکونتگاه های غیررسمی چابهار(محله کمب، مرادآباد و رمین) و همچنین تأثیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی بر میزان تاب آوری اجتماعی صورت گرفته است. در انجام پژوهش، از روش توصیفی و تحلیلی و در جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی و کتابخانه ای با رویکرد بازنگری نظامند منابع مرتبط، جهت شناسایی معیارهای اصلی تاب آوری اجتماعی بهره گرفته شد و با روش قیاسی، مدل مفهومی تاب آوری اجتماعی تدوین گردید. متعاقباً از طریق توزیع پرسشنامه مستخرج از مؤلفه های تاب آوری اجتماعی، به صورت هدفمند و تحلیل داده های کیفی و کمی حاصل شده، درجه اهمیت هر معیار مورد ارزیابی واقع شد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 381 پرسشنامه محاسبه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع گردید. در این پژوهش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از طریق آزمونهای آماری شامل آزمونهای همبستگی ،تحلیل واریانس ،آزمون ویلکاکسون، آزمون tتک نمونه ای وآزمون تعقیبیpost hoc صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از نظر شاخص های اجتماعی محله کمب با میانگین 358/3 و محله مرادآباد با میانگین 015/3 بیشترین و کمترین شاخص اجتماعی را به خود اختصاص داده اند ،اما از نظر شاخص های زیست محیطی محله مرادآباد با میانگین 333/3 و محله رمین با 044/3 بیشترین و کمترین میانگین این شاخص را دارند. با نگاهی دیگر به نتایج متوجه میشویم که این محله کمب است که از نظر شاخص های اقتصادی و فرهنگی با میانگین بیشتری از دو محله دیگر پیشی میگیرد و نتایج روشن می کند که محله کمب تاب آوری بیشتری را نسبت به دو محله دیگر در شهرستان چابهار دارد.
توسعه مدل های هوشمند یادگیری ماشین و باکس جنکینز مبتنی بر روش تجزیه مد گروهی کامل به منظور مدل سازی خشکسالی هواشناسی (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشک سالی از جمله بلایای طبیعی، علی الخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک به شمار می آید. استان خوزستان به سبب دارا بودن موقعیت جغرافیایی استراتژیک و وابستگی شدید به منابع آب، در مقابل خشک سالی به شدت آسیب پذیر است. از این رو در پژوهش حاضر، تجزیه و تحلیل و پیش بینی خشک سالی هواشناسی در استان خوزستان به ترتیب با مدل های هوشمند یادگیری ماشین و باکس جنکینز CEEMD-GPR و CEEMD-SARIMA در طول دوره آماری 30 ساله (2020-1989) مورد بررسی قرار گرفت. جهت ارزیابی شرایط خشک سالی، از شاخص استاندارد بارندگی (SPI) حاصل از داده های هشت ایستگاه سینوپتیک استان خوزستان استفاده شد. در گام بعدی نتایج مدل سازی توسط روش های ذکر شده و با استفاده از شاخص های نیکویی برازش با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصله بیانگر این بود که مدل CEEMD-GPR به منظور برآورد شاخص SPI در استان خوزستان از کارایی بسیار بالایی برخوردار است. هم چنین پنجره های زمانی بلندمدت SPI از دقت بالاتری نسبت به پنجره های زمانی کوتاه مدت برخوردار بودند. به عنوان مثال در ایستگاه امیدیه، استفاده از SPI 12 ماهه به جای SPI 1 ماهه موجب کاهش مقادیر RMSE و MAE به ترتیب از 178/0 و 097/0 به 167/0 و 087/0 گردید. علاوه بر این، مقادیر R و NS نیز از 954/0 و 969/0 به 963/0 و 974/0 افزایش یافت. به طور کلی می توان عنوان نمود که مدل CEEMD-GPR قادر است با استفاده از مؤلفه های استخراج شده از تجزیه CEEMD، ساختار دینامیکی پیچیده تری از داده ها را فرا گیرد. بر همین اساس، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های ترکیبی مبتنی بر تجزیه CEEMD در کنار یادگیری ماشین، ابزارهایی قدرتمند و با کارایی بالا جهت تحلیل و پیش بینی خشک سالی هواشناسی در اقلیم های خشک و نیمه خشک هستند.
تحلیل زنجیره تأمین انگور و چالش های توسعه آن در نواحی روستایی بخش کوهمره، شهرستان کوهچنار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: زنجیره تأمین محصولات کشاورزی در انسجام کسب وکارها و امنیت غذایی نقش مهمی دارد. تاکنون پژوهش جامعی درباره زنجیره تأمین انگور انجام نشده است. انگور در بخش کوهمره، با چالش هایی نظیر شکاف عرضه و تقاضا و نوسانات قیمتی روبرو است. این مطالعه به تحلیل وضعیت، شناسایی چالش های مراحل مختلف زنجیره تأمین انگور و ارزیابی تفاوت های عملکردی آن در روستاهای بخش کوهمره می پردازد. روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، گردآوری داده ها به صورت اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است. روایی ابزار پژوهش بر اساس نظرات خبرگان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. جامعه آماری پژوهش، 793 بهره بردار انگور در روستاهای بخش کوهمره بوده اند که با فرمول کوکران 260 بهره بردار به عنوان نمونه تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های آماری تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی دانکن در نرم افزار SPSS و برای ترسیم نقشه توزیع فضایی از ابزار IDW در نرم افزار ArcMap استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد عرضه نهاده هایی نظیر تامین ارقام مناسب نهال، آب، کود، سموم و سایر، مراحل کاشت، داشت و برداشت محصول از وضعیت مناسبی برخوردار است. درحالیکه دسترسی به سردخانه ها، واحدهای درجه بندی، بسته بندی، صنایع تبدیلی و تکمیلی، تبلیغات، برندسازی، بازاریابی و مصرف در وضعیت نامناسبی قرار دارند. همچنین، نتایج نشان دهنده وجود تفاوت میان زنجیره تامین روستاها است و پراکنش فضایی آنها به این صورت است که محدوده شرقی بخش، منطبق بر روستاهای دوسیران با میانگین (2/7794)، باغستان کنده ای (2/7478) و باغستان ابوالحیات (2/5837) دارای وضعیت مناسب و محدوده های شمالی، جنوبی و غربی بخش کوهمره وضعیت نامناسبی دارند. نتیجه گیری: زنجیره تأمین انگور در بخش کوهمره با چالش هایی در زمینه های زیرساختی و بازاریابی روبرو است. بهبود دسترسی به امکانات سردخانه ای، واحدهای درجه بندی، بسته بندی، صنایع تبدیلی، تکمیلی، تبلیغات و برندینگ به بهبود وضعیت زنجیره تأمین، کاهش شکاف عرضه و تقاضا و کاهش نوسانات قیمتی کمک می کند.
پیش بینی مناطق مستعد سیل با استفاده از مدل های یادگیری ماشین خطی تعمیم یافته و بیشینه آنتروپی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
19 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، شناسایی عوامل موثر، تهیه نقشه های پیش بینی خطرات سیل با استفاده از مدل های یادگیری ماشین و در انتها ارزیابی کارایی این مدل ها در حوزه آبخیز زیوه ارومیه می باشد. برای این منظور از عوامل محیطی و انسانی شامل شاخص های مورفومتری؛ شاخص توان آبراهه (SPI)، شاخص طول شیب (LS)، شاخص خیسی توپوگرافی (TWI)، شاخص موقعیت توپوگرافی (TPI)، شاخص ناهمواری زمین (TRI)، شاخص تعادل جرم (MBI)، شاخص انحنای پروفیل (Profile Curvature) و شاخص انحنای سطح (Plan Curvature)، بارندگی، ارتفاع حوضه، درجه شیب ، جهت شیب، لیتولوژی، کاربری اراضی، شاخص تفاضل نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI)، فاصله از آبراهه، فاصله از روستا و فاصله از گسل استفاده شد. برای این منظور با استفاده از بازدیدهای میدانی و تصاویر گوگل ارث و منابع دریافتی از ادارات تعداد 96 نقطه سیل در حوضه شناسایی شدند. لایه های مربوط به شاخص های مورفومتری از مدل رقومی ارتفاعی (5/12×5/12) متر و در محیط SAGA_GIS ؛ و نقشه های عوامل محیطی و انسانی در سامانه اطلاعات جغرافیایی ArcGIS تهیه و رقومی شدند. نتایج ارزیابی دو مدل با استفاده از منحنی ROC برای مدل های یادگیری ماشین (ML) نشان داد که مدل بیشینه آنتروپی با )916/0(AUC= و مدل خطی تعمیم یافته با )902/0(AUC= دارای عملکرد عالی در پهنه بندی حساسیت محدوده مطالعاتی به سیلاب بوده اند. همچنین نتایج حاصل از شاخص کاپا برای مدل برتر نشان داد که عوامل محیطی شامل زمین-شناسی، فاصله از آبراهه، ارتفاع و شیب بیشترین تاثیر و کمترین تاثیر مربوط به عامل های شاخص انحنای پروفیل، کاربری اراضی و شاخص تعادل جرم بوده است. شناسایی مناطق پر خطر و تعیین عوامل موثر بر رخداد سیلاب ها در این حوضه در امر کاهش خسارات احتمالی می تواند بسیار کارآمد باشد.