ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۷۲۱.

ارزیابی نقش عوامل جامعه شناختی بازار بر گردشگری پایدار با تأکید بر جذب توریسم تجاری در شهر گناوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۸۴
گردشگری پایدار یک مفهوم جدید، ولی بسیار مهم در صنعت گردشگری است. کشورها با رعایت چند نکته ساده می توانند سود خود از این صنعت را چند برابر کنند. هدف مقاله حاضر بررسی عوامل جامعه شناختی بازار بر گردشگری پایدار با تأکید بر جذب توریسم تجاری در شهر گناوه می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان بالای 18 سال ساکن شهر گناوه به تعداد 43965 نفر می باشد. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 381 نفر بوده که به صورت در دسترس انتخاب شدند. روش تحقیق به لحاظ ماهیت توصیفی-همبستگی است و ازلحاظ هدف کاربردی می باشد و برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه های محقق ساخته استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS و آزمون فرضیه ها با روش معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد از جمله عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری در شهر گناوه با توجه به اقتضائات روز شامل بازار تجاری و فروشگاه ها، زیرساخت های گردشگری، توان اقتصادی، توان طبیعی، تسهیلات گردشگری، توان جمعیتی- اجتماعی اشاره کرد و همچنین مشخص شد که هرکدام از مؤلفه های فوق به ترتیب بازار تجاری و فروشگاه ها حدود 38.5 درصد، زیرساخت های گردشگری حدود 19.6 درصد، توان اقتصادی حدود 36.8 درصد، توان طبیعی حدود 39.5 درصد، تسهیلات گردشگری حدود 42.9 درصد و درنهایت مؤلفه توان جمعیتی - اجتماعی حدود 21 درصد تغییرات مربوط به توسعه گردشگری پایدار را تبیین می کنند. درنهایت اینکه شهر گناوه از منظر مقوله های تأثیرگذار بر توسعه گردشگری پایدار ازجمله زیرساخت های گردشگری، توان اقتصادی، توان طبیعی، توان جمعیتی- اجتماعی و تسهیلات گردشگری از وضعیت مناسبی برخوردار است.
۷۲۲.

The Reality and Challenges of Saudi Arabia’s Quest for Regional Hegemony in the Middle East(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
This study aims to investigate Saudi Arabia’s quest for regional hegemony, including its objectives, initiatives, and difficulties. In other words, the degree to which Saudi Arabia has been successful in establishing itself as the region’s dominant power. It is crucial to thoroughly explain Saudi Arabia’s psychological and practical justifications for pursuing regional hegemony in this context. To examine the political discourses, reality, narratives, ambitions, and perspectives of Saudi Arabia and compare these with other regional powers in this area, as well as to highlight a number of context-specific constraints on Saudi Arabia’s aspirations for regional hegemony, is the goal of the research. In addition, it intends to investigate how external powers such as the United States, China, Russia, the European Union, and Turkey influence Middle Eastern regional dynamics based on their own vested interests. This analysis demonstrates that Saudi Arabia’s drive for regional hegemony is mostly restrained by external causes. First, despite its preeminent economic power, the country lacks strong military capabilities to provide a security shield for its friends in this region. Second, the sectarian politics and undiversified economy of the region make it unlikely that secondary nations will receive full public goods. Third, low economic integration, the perception of a common regional threat, the absence of a broad free trade arrangement, the superiority of hard power over soft power, and a lack of mutual trust among regional countries are significantly diminishing the acceptance of Saudi Arabia’s hegemonic role in the region. However, Saudi Arabia is deliberately involving regional partners and coalitions in regional growth. The country takes on the main task for reshaping the Middle East’s economy and elevating this region to success. If Saudi Arabia is successful in fostering regional integration, offering a security shield, encouraging trust building, and collaborating with other states in this region to address shared regional threats, it will have a greater chance than the majority of other states in the region to become the regional hegemon. 
۷۲۳.

مکان یابی بهینه مراکز امدادرسانی در کلان شهرها پس از وقوع زلزله، نمونه موردی : منطقه 2 کلان شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
کلان شهر تهران به عنوان مرکز تصمیم گیری کشور بر روی گسل هایی با طول های متفاوت قرار گرفته است که مهم ترین آن ها گسل شمال تهران، گسل مشاء و گسل ری می باشند. گسل شمال تهران از دامنه رشته کوه های البرز به طول 35 کیلومتر از کن در غرب به لشکرک در شرق ادامه دارد. با توجه به مطالب یادشده درمی یابیم شهر تهران شدت تأثیرپذیری بالایی نسبت به وقوع زلزله دارد، پس همواره باید برنامه ریزی و پیش بینی های لازم جهت رویارویی با چنین حادثه ای را داشته باشد. بعد از وقوع زلزله، چندین اقدام از اهمیت بیشتری برخوردار است که از مهم ترین آن ها، امدادرسانی به افراد آسیب دیده است. بنابراین این نیازمند بررسی منطقه 2 کلان شهر تهران از بعد امدادرسانی پس از زلزله احساس گردید. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و با هدف تعیین مکان بهینه برای استقرار گروه امدادرسانی جهت به حداقل رساندن خسارات جانی بعد از وقوع زلزله با توجه به عوامل کالبدی و غیر کالبدی منطقه 2 است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی میدانی است. نرم افزارها و روش تحلیل داده در این تحقیق به تناسب کاربرد عبارت اند از: نرم افزارهای 10.4 Arc GIS در فازهای مربوط به ورود، ذخیره و مدیریت، پردازش، تحلیل داده ها، همچنین تحلیل اولویت مکانی پهنه ها از تاپسیس و همچنین نرم افزارSuper Decision به منظور وزن دهی لایه ها استفاده شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که: یافته های خروجی نقشه پهنه بندی مطلوبیت مکانی در فصل چهارم جهت جانمایی مراکز امدادرسانی منطقه 2 شهر تهران که نشان می دهد که بیشترین اراضی مناسب جهت احداث سایت جدید مراکز امدادرسانی در جهات مرکزی متمایل به غرب (نواحی از ایوانک، پونک، سپهر، آسمان ها) یعنی جهات برنامه ریزی و مستعد توسعه فیزیکی منطقه 2 شهر تهران و در بخش های متمایل مرکز به جنوب (نواحی از کوی نصر و مرزداران شرقی) در جهات غیرم تمایل نسبت به شمال منطقه 2 شهر تهران قرار دارد.
۷۲۴.

مطالعه ی تطبیقی محلات شهری با رویکرد نوشهرسازی، موردمطالعه: محله پاچنار، گلشهر و مدیران شهر سمنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۲
زمینه و هدف: نوشهرسازی به عنوان یک جنبش معماری و شهرسازی در اواخر قرن بیستم و در واکنش به رشد بی رویه شهرها و حومه نشینی شکل گرفت. این رویکرد با الهام از شهرهای سنتی و تاریخی، به دنبال ایجاد شهرهایی پیاده محور و با حس تعلق اجتماعی قوی می باشد. این رویکرد بر ایجاد شهرهایی با مقیاس انسانی تأکید دارد؛ این امر بدان معناست که ساختمان ها و فضاهای عمومی باید به گونه ای طراحی شوند که با نیازها و ابعاد انسانی سازگار باشند. از سوی دیگر، این رویکرد در پی ایجاد تنوعی از کاربری ها و اختلاط مناسب میان آن ها است. در این میان توجه به حمل ونقل پایدار، حفظ و تقویت فضاهای سبز و عمومی، معماری و طراحی شهری باکیفیت، واحد همسایگی و پیاده مداری از دیگر اصول رویکرد نوشهرسازی می باشند. نظر به آنکه این رویکرد در بسیاری از کشورهای درحال توسعه نظیر ایران، به عنوان یک رویکرد مؤثر در توسعه شهری مدنظر قرارگرفته است، هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسه میان محله های شهری به منظور بررسی میزان انطباق آن ها با اصول نوشهرسازی، می باشد. مطالعه موردی پژوهش شهر سمنان انتخاب شده است که از سه ناحیه تشکیل گردیده و از هریک از نواحی، یک محله موردبررسی قرار خواهد گرفت. روش شناسی: رویکرد بکار رفته در پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و داده های بکار رفته در آن از طریق بررسی اسناد بالادست، مطالعات میدانی، پرسشنامه و طرح جامع سمنان به دست آمده اند. نظر به بررسی 10 شاخص رویکرد نوشهر سازی در سه محله گوناگون، از تکنیک های متفاوتی نظیر ضریب همگونی سیمپسون، واک اسکور، آزمون های آماری و روش های تصمیم گیری چند معیاره به منظور سنجش هر یک از شاخص ها استفاده شده است. نتایج و یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، محله گلشهر که در دوره پهلوی دوم بیشترین توسعه کالبدی خود را تجربه کرده است، انطباق مناسب تری با اصول نوشهر سازی دارد و پس ازآن محله مدیران و پاچنار، به ترتیب در رتبه های بعدی قرار می گیرند.
۷۲۵.

ارزیابی اثر تغییر اقلیم بر مشخصه های سیلاب در غرب ایران تحت شرایط اقلیم آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۶
تغییر اقلیم یکی از چالش های اصلی زیست محیطی دهه های اخیر است که تأثیرات قابل توجهی بر منابع آب و بروز پدیده های فرین هیدرواقلیمی مانند سیلاب ها داشته است. پژوهش پیش رو به ارزیابی تأثیر تغییر اقلیم بر شاخص های سیلاب (احتمال بازگشت، شدت و مدت) در حوضه آبخیز دز در دهه های آینده می پردازد. تحلیل تغییر اقلیم، بررسی عدم قطعیت و اعمال روش های تصحیح خطا از دیگر اهداف مرحله ای پژوهش در مسیر بهبود مدیریت ریسک هستند. برای انجام این پژوهش، داده های دما و بارش از پنج مدل اقلیمی متعلق به دو پایگاه داده CORDEX-WAS و 2W2E تحلیل شدند. دو مدل HadGEM2-ES  و MIROC-MIROC5 برای شبیه سازی سه بازه زمانی 20 ساله تحت سه سناریوی منتخب به کار گرفته شدند. پس از واسنجی مدل SWAT برای شبیه سازی جریان روزانه، داده های ریزگردانی به منظور پیش نمایی جریان در دوره های آتی وارد مدل شدند و شاخص های مرتبط با سیلاب محاسبه گردیدند. نتایج در مجموع حکایت از کاهش بارش و افزایش دما نسبت به دوره مشاهده دارد و پایگاه داده 2W2E کاهش بارش و افزایش دمای بیشتری را نسبت به پایگاه  CORDEX- WASبرای هر دو مدل پیش نمایی می کند. شاخص های احتمال بازگشت و مدت سیلاب در هر دو پایگاه کاهش یافتند. با این حال، تنها شاخص بزرگی سیلاب در CORDEX-WAS باوجود کاهش بارش، روند افزایشی داشت که نشان از افزایش رویدادهای حدی تحت تأثیر تغییر اقلیم است .این پژوهش نشان می دهد که تغییر اقلیم در آینده منجر به کاهش احتمال بازگشت و مدت سیلاب خواهد شد، اما بزرگی سیلاب ممکن است تحت شرایط خاص افزایش یابد. این نتایج اهمیت برنامه ریزی و پیاده سازی راهکارهای مدیریت ریسک سیلاب را برای مقابله با تأثیرات متفاوت تغییر اقلیم برجسته می کند.    
۷۲۶.

پایش و شبیه سازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در حوضه آبریز کارون بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۸۵
در سال های اخیر افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی، تغییرات گسترده ای در کاربری و پوشش اراضی ایجاد کرده است. این تغییرات، پیامدهای زیانباری همچون کاهش تنوع زیستی، بیابان زایی و جنگل زدایی را به دنبال داشته و اکوسیستم حوضه های آبریز را با تهدیدات جدی زیست محیطی مواجه کرده است. ازاین رو، پایش تغییرات کاربری و پوشش اراضی در این مناطق اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر به مدل سازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در حوضه آبریز کارون بزرگ می پردازد تا اثرات زیست محیطی این تغییرات تحلیل و پایش شود. در ابتدا، نقشه های کاربری و پوشش اراضی منطقه از داده های  Globeland30 تهیه شد. سپس، عوامل مؤثر بر این تغییرات تحت سناریوی رشد اراضی انسان ساخت استخراج شد. در ادامه ضمن تهیه لایه های موردنیاز این عوامل در نرم افزار GIS، با استفاده از دو روش PSI و MEREC، دو نقشه مبتنی بر سناریوی رشد اراضی انسان ساخت تولید شد. برای ارزیابی و بهبود مدل سازی، دو رویکرد مورد مقایسه قرار گرفتند. در رویکرد اول، خروجی روش PSI با مدل ترکیبیSVM-CA-Markov ادغام شد و در رویکرد دوم، خروجی روش MEREC با همان مدل ترکیب شد. مدل سازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی این حوضه برای سال 2020 انجام و نتایج حاصل با استفاده از منحنی ROC صحت سنجی شد. نتایج نشان داد که الگوریتم مبتنی بر خروجی روش MEREC  و مدل ترکیبیSVM-CA-Markov، با مقدار AUC برابر با 0.89، از دقت بالاتری برخوردار است. با توجه به نتایج صحت سنجی، برای پیش بینی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در افق 2040 از الگوریتم MEREC+SVM-CA-Markov استفاده شد. نتایج نهایی نشان داد که وسعت اراضی انسان ساخت تا سال 2040 به بیش از 1862 کیلومترمربع خواهد رسید. اگرچه این گسترش می تواند به رونق اقتصادی منطقه کمک کند، اما پیامدهای زیست محیطی متعددی، ازجمله تخریب منابع طبیعی و افزایش فشار بر اکوسیستم منطقه را به دنبال خواهد داشت. ازاین رو، تدوین برنامه های مدیریتی بهینه برای کاهش اثرات زیان بار این تغییرات ضروری است.
۷۲۷.

شناسایی و پهنه بندی مناطق مستعد وقوع مخاطره سیلاب در شهرستان گرمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
سیلاب یکی از مخرب ترین مخاطرات طبیعی است که سالانه موجب خسارات جانی و مالی فراوانی در سرتاسر جهان می گردد. در جهت کاهش خسارات ناشی از سیلاب و مدیریت سیلاب، ارزیابی و بررسی احتمال وقوع خطر و تهیه نقشه های مناطق احتمال خطر امری ضروری و لازم می باشد. پهنه بندی پتانسیل سیل خیزی یکی از روش هایی است که جهت کاهش خطرات ناشی از سیل می توان اتخاذ نمود. در سال های اخیر در شهرستان گرمی سیل هایی مخرب زیادی رخ داده است. به همین دلیل جهت مدیریت سیلاب، کاهش خسارات ناشی از آن و استفاده درست از منابع آبی، پتانسیل وقوع سیل خیزی شهرستان گرمی مورد مطالعه قرار گرفته است. شناسایی عوامل موثر در وقوع این پدیده و پهنه بندی خطر آن، یکی از روش های اساسی و کاربردی جهت دست یابی به راهکارهای پش بینی، کنترل و پایش آن می باشد. با استفاده از مطالعات میدانی، نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی و با مرور پژوهش ها و مطالعات صورت گرفته در این زمینه و همچنین بررسی شرایط موجود در منطقه مورد مطالعه 10 عامل طبقات ارتفاعی، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از راههای ارتباطی ،کاربری اراضی ،بارش و تراکم رودخانه به عنوان عوامل موثر بر وقوع سیلاب بررسی شد. در این پژوهش نسبت به پهنه بندی مناطق مستعد با الگوریتم چند معیاره Aras درمحیط نرم افزار Edrisiاقدام گردید ارزش گذاری و استاندارد سازی لایه ها، با استفاده از تابع عضویت فازی و وزن دهی معیار ها، با بهره گیری از روش ANP انجام گردید. در نهایت و با توجه به نتایج حاصل از پهنه بندی خطر سیلاب؛ معیارهای لیتولوژی، کاربری اراضی، شیب، فاصله از رودخانه به ترتیب با ضریب وزنی 853/0، 808/0، 674/0 و 4867/0، مهم ترین عوامل دخیل در ایجاد خطر سیلاب محدوده مطالعاتی بوده و به ترتیب 70/189 و 20/388 کیلومتر مربع از محدوده دارای احتمال خطر بسیار زیاد و زیاد می باشد.
۷۲۸.

تبیین شاخص های فرهنگی مؤثر بر توسعه گردشگری در شهر های صنعتی (مورد مطالعه: شهر عسلویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۲
پژوهش پیش رو از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که تصادفی توزیع شده است. جامعه آماری شامل همه کارشناسان حوزه گردشگری شهر عسلویه، هتل داران، گردشگران شهر عسلویه و بازاریان است. دامنه سنی جامعه آماری هجده تا شصت سال و شمار آن 5742 نفر بوده که 360 نفر به صورت تصادفی ساده برای نمونه انتخاب شدند. دو عنصر تأثیرگذار در گردشگری عسلویه عرضه و تقاضا در شکل های گوناگون آن است. روایی پرسش نامه ابعاد فرهنگی توسعه گردشگری از طریق روایی هم گرا و پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ تعیین شده که بیشتر از 7/0 بوده است. آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس26 و اسمارت پی ال اس4 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاخص های فرهنگی بر توسعه صنعت گردشگری در شهر عسلویه تأثیر معناداری دارد و میزان این اثربخشی 8/87 درصد است. پرسش اصلی پژوهش این است که کدام عوامل فرهنگی در رشد یا کاهش گردشگری عسلویه تأثیرگذارند. تمامی ابعاد توسعه شامل توسعه فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی تحت تأثیر ابعاد فرهنگی پژوهش است. ابعاد فرهنگی شهر عسلویه شامل ادیان و آیین ها، ادبیات و شخصیت های اسطوره ای، معماری و... در توسعه گردشگری در عسلویه تأثیر معنی داری دارد. توسعه گردشگری در عسلویه عامل مؤثری برای مقابله با فقر به شمار می رود و موجب رونق اقتصادی و درنتیجه بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش رفاه اجتماعی می شود. همچنین، باعث آشنایی دیگر جوامع با فرهنگ و ارزش های عسلویه و برقراری روابط فرهنگی مطلوبی خواهد شد.
۷۲۹.

برآورد شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری و طبقه بندی آسایش حرارتی با استفاده از دمای سطح زمین (مطالعه موردی: شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۹
با توجه به اهمیت جزایر حرارتی شهری، در این پژوهش شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری و طبقه بندی آسایش حرارتی در شهر ساری مورد مطالعه قرار گرفت. پس از اخذ تصاویر ماهواره لندست 8 برای 11 سال، شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری براساس دمای سطح زمین و میانگین دما استخراج، و آسایش حرارتی براساس آن طبقه بندی شد. نتایج نشان داد میانگین دمای سطح زمین شهر ساری، در تاریخ 17 مرداد 1392 دارای کمترین میزان یعنی1/30 درجه سلسیوس و بیشترین میانگین دما در 21 تیر 1397 به میزان 62/40 درجه سلسیوس می باشد. بنابراین می توان دریافت که، مناطق دارای ساختمان های مسکونی و تجاری و پوشش های مصنوعی بیشترین دما را دارا می باشند. کمترین میزان شاخص واریانس حرارتی محدوده شهری در سطح پیکسل در 10 مرداد ماه 1401 برابر با 352/0- و بیشترین مقدار آن در 17 مرداد 1395 به مقدار 122/0 محاسبه شد. طبقه عالی، خوب و نرمال آسایش حرارتی در 19 تیر 1402 دارای بیشترین پهنه به میزان 49/58 درصد مساحت و کمترین میزان آن در 17 مرداد 1392 یعنی 39/50 درصد مساحت را دارا می باشد. طبقه بد، بدتر و بدترین آسایش حرارتی در 17 مرداد 1392 دارای بیشترین پهنه به میزان 61/49 درصد مساحت و کمترین میزان آن در 19 تیر 1402 به میزان 51/41 درصد را شامل می شود. براساس این نتایج می توان دریافت که، مناطق مرکزی شهر ساری و دیگر مناطقی از شهر که پوشش سبز کمتری دارند یا در آن ها ساخت و سازهای غیراصولی بدون توجه به الگوهای زیست شهری انجام گرفته در طبقه پایینی از آسایش قرار می گیرند.
۷۳۰.

شناسایی تغییرات بارش حوضه دریای خزر و ارتباط آن با الگوهای پیوند از دور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
بارش یکی از مهم ترین و متغیرترین عناصر اقلیمی است و نسبت به سایر عناصر اقلیمی دارای رفتار پیچیده تری است. این عنصر از تنوع زمانی و مکانی قابل توجهی برخوردار است. هدف از این پژوهش بررسی روند تغییرات بارش حوضه دریای خزر و ارتباط آن با الگوهای پیوند از دور می باشد. در این راستا از داده های بارش ماهانه واکاوی شده ERAInterim با توان تفکیک 2 * 2 طی دوره آماری 2023-1970 استفاده شده است. با توجه به غیرنرمال بودن داده ها از آزمون ناپارامتری من – کندال برای محاسبه روند استفاده شد. شیب بارش نیز با استفاده از آزمون شیب سن به دست آمد. نتایج نشان داد در ماه های ژانویه، فوریه، مارس، نوامبر، دسامبر و تا حدودی مه و اکتبر روند افزایشی بارش مشاهده شده است ولی در سایر ماه ها تنها روند کاهشی بارش رخ داده است. روند افزایشی بارش در ماه فوریه و روند کاهشی بارش در ماه های ژوئن و آگوست بیش از سایر ماه ها رخ داده است. همبستگی بارش و الگوهای پیوند از دور نشان داد از نظر زمانی در ماه های ژانویه، فوریه، مارس، ژوئن، آگوست، سپتامبر، اکتبر و دسامبر بین بارش و الگوهای پیوند از دور همبستگی مشاهده شده است. الگوی EA.WR بیش از سایر الگوها با بارش حوضه همبستگی نشان داده است. پس از آن الگوهای TNA، AMO و AMOS قرار دارند. به طورکلی از نظر زمانی در ماه فوریه بیشترین همبستگی بین الگوهای پیوند از دور و بارش مشاهده شده و از نظر نوع الگو، الگوی EA.WR بیشترین همبستگی را با بارش حوضه داشته است.
۷۳۱.

تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره و GIS مطالعه موردی: حوضه مهران رود، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۳
زمین لغزش ها سالانه باعث آسیب های قابل توجهی به مناطق مسکونی و محیط زیست، از جمله جنگل ها و مزارع می شوند. این مخاطره در ایران اهمیت ویژه ای دارد، چون بخش زیادی از کشور، به ویژه نواحی شمالی، کوهستانی است. این تحقیق با هدف تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش در حوضه آبریز مهران رود، واقع در شمال غربی ایران، انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، لایه های اطلاعاتی مرتبط با ۸ عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش، شامل زمین شناسی، کاربری اراضی، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، بارش، فاصله از رودخانه و فاصله از گسل، در محیط نرم افزار ArcGIS تهیه شدند. سپس، وزن دهی این عوامل با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) در نرم افزار Super Decisions انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که وزن های این هشت عامل به ترتیب 331/0، 080/0، 117/0، 036/0، 055/0، 233/0، 112/0 و 032/0 هستند. در نهایت، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش با ادغام لایه های وزندار تهیه شد که حوضه مورد مطالعه را به پنج کلاس خطر شامل مناطق با پتانسیل خیلی زیاد (21 کیلومترمربع)، زیاد (134 کیلومترمربع)، متوسط (94 کیلومترمربع)، کم (60 کیلومترمربع) و خیلی کم (51 کیلومترمربع) تقسیم می کند. مناطق با پتانسیل زیاد بیشترین مساحت حوضه را پوشش می دهند. مقایسه نقشه پهنه بندی با نقاط پراکنده زمین لغزش که از بررسی تصاویر ماهواره ای و فعالیت های میدانی به دست آمده اند، نشان می دهد که 7/85 درصد از زمین لغزش ها در مناطق با پتانسیل بالا و بسیار بالا رخ داده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، لازم است در سیاست گذاری های محیطی، اقدامات لازم برای مدیریت این پدیده و کاهش پیامدهای انسانی و مالی آن در مناطق حساس در نظر گرفته شود.
۷۳۲.

مرور نظام مند چالش های تحقق پذیری بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری ایران از منظر حکمروایی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
امروزه رویکرد بازآفرینی شهری به عنوان متأخرترین سیاست برای مداخله در بافت های ناکارآمد شهری ایران و جهان معرفی شده است. با برخورداری این رویکرد، از فرآیندهای تصمیم گیری، تنوع و تعدد بازیگران، مشارکت، چنانچه با ساختار و چارچوب حکمروایی موضوعیت و کاربست یابد، به بهبود و موفقیت دست می یابد. ولیکن همچنان این سیاست در ایران، با چالش هایی برای تحقق پذیری مناسب و مطلوب مواجهه است. هدف از این پژوهش، شناسایی «چالش های تحقق پذیری بازآفرینی شهری در کشور ایران از منظر حکمروایی شهری» و تلاش برای دستیابی به چارچوب جامعی از چالش ها است، که از روش فراترکیب و با مراجعه به مهم ترین پایگاه های داده در ایران برای دستیابی به هدف مذکور استفاده شده است. بنابراین تعداد 42 مقاله داخلی به صورت اصولی و پس از طی غربال گری ها انتخاب و با نرم افزار ATLAS.Ti9 کدگذاری شده و یافته های کیفی، پس از قرارگیری در عوامل کارآمدی حکمروایی شهری مورد تحلیل و ترکیب قرارگرفته اند. در طی فرآیندهای استخراج اطلاعات، تعداد 38 کد شناسایی شده در مرتبه اول، در 10 کد مرتبه دوم (زیر عامل های حکمروایی) و 4 کد مرتبه سوم (کدهای انتخابی- عوامل کارآمدی حکمروایی) دسته بندی شده اند. در حوزه قوانین و ضوابط مربوط به بازآفرینی، نگرش جامع به اقدامات بازآفرینی در مداخله و متناسب با هر نوع بافت ناکارآمد، حضور سازمان های مردم نهاد و چارچوب های انگیزشی و سودآور برای سرمایه گذاری بخش خصوصی به ترتیب بیشترین و مهم ترین چالش ها در ارتباط با تحقق پذیری سیاست بازآفرینی شهری در ایران گنجانده شده است. همچنین مهم ترین عامل کارآمدی حکمروایی بازآفرینی شهری در ایران، توجه به ظرفیت دولت های شهری است، که بیشترین چالش را در خود گنجانده است
۷۳۳.

ارزیابی و تحلیلی بر میزان دسترسی پذیری فضاهای سبز کلان شهر ارومیه از لحاظ چیدمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۶
در دنیای پرشتاب امروز، فضاهای سبز شهری همانند پناهگاه هایی آرام و حیاتی برای ساکنان محسوب می شوند. اما دسترسی به این پناهگاه ها، روایتی پیچیده تر از صرفاً وجود آن ها در سطح شهر است. گفتمان حاضر با هدف رمزگشایی از نقش چیدمان فضایی در دسترسی به پارک های شهری، به بررسی و تحلیل چهار پارک پربازدید در کلان شهر ارومیه پرداخته است. در این پژوهش از روش شناسی کمی-فضایی استفاده شده که از منابع کتابخانه ای و تصاویر ماهواره ای برای گردآوری داده ها بهره گرفته شد. از شاخص های پیکربندی فضایی (اتصال پذیری، انتخاب و ادغام) برای ارزیابی دسترسی به چهار پارک پربازدید (پارک تخم مرغی، جنگلی، گوللر باغی و اللر باغی) در شهر ارومیه استفاده شد. برای آماده سازی و پردازش داده ها نرم افزار Autocad و تحلیل داده ها نرم افزار Depthmap x بکار گرفته شد. نتایج نشان می دهد دسترسی به پارک های شهری در ارومیه، وضعیت یکسانی ندارد. پارک های تخم مرغی و ساحلی به واسطه موقعیت مرکزی، استراتژیک، تنوع کاربری های اطراف و شبکه ارتباطی قوی، از دسترسی بالاتری برخوردارند. در مقابل، پارک جنگلی به دلیل موقعیت دوردست، عدم وجود زیرساخت های حمل ونقل مناسب و محصور شدن در میان کاربری های مسکونی، از دسترسی کمتر رنج می برد. آرایش فضایی، به عنوان عنصری کلیدی، نقشی تعیین کننده در توزیع عادلانه و دسترسی آسان به فضاهای سبز ایفا می کند. با در نظر گرفتن این مؤلفه، می توان در جهت ارتقای کیفیت و عدالت دسترسی به پارک ها برای همه شهروندان گام برداشت.
۷۳۴.

ارزیابی آسیب پذیری مقاصد گردشگری روستایی در برابر مخاطره سیل در قلمروهای کوهستانی (مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
امروزه روستا ها از مهمترین مکان های هدف گردشگری محسوب می شوند و بر اساس همین اهمیت توجه به ابعاد مختلف مدیریت و توسعه آن ها ضروری است. ارزیابی روستا های هدف گردشگری از لحاظ مخاطرات طبیعی یکی از موضوعات مهم در راستای مدیریت و توسعه پایدار آن ها است. در این پژوهش، هدف ارزیابی روستا های گردشگری استان چهارمحال و بختیاری از لحاظ آسیب پذیری مخاطره سیل است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی مبتنی بر داده های مکانی است. 6 معیار شامل ارتفاع، شیب، زمین شناسی، پوشش اراضی، آبراهه، بارش جهت ارزیابی مخاطره سیل مورد تأکید قرار گرفتند. وزن دهی به روش بولین و عمل همپوشانی نیز بر اساس دو الگوریتم خوشبینانه و بدبینانه انجام شد. نتیجه نشان داد که در سناریوی خوشبینانه 11/97 کیلومترمربع منطقه در معرض خطر سیل شناخته شده که روستای رستم آباد در این سناریو قرار گرفته است. اما از لحاظ سناریوی بدبینانه بیش از 98/16001 کیلومترمربع معادل 62/98 درصد منطقه در معرض مخاطره سیل قرار دارد. در این سناریو از مجموع 18 روستای گردشگری، 14روستای شامل رستم آباد، چلوان، سوادجان، یاسه چای، پیرغار، رستم بیگ، بیراهگان، دیمه، شیخ علیخان، نیاکان، دزک، دورک، دوپلان، بارز از لحاظ آسیب پذیری مخاطره سیل، شرایط نامناسبی دارند. بر اساس نتایج بایستی نتیجه گرفت که در هر دو سناریو، روستای رستم آباد در معرض خطر سیلاب شناخته شده است. البته نباید از دیگر روستا های در سناریوی بدبینانه نیز چشم پوشی نمود. در نتیجه بایستی برنامه ریزی و اقدامات اجرایی-عملیاتی مناسب در این زمینه مورد تأکید قرار گیرد.
۷۳۵.

تحلیل آسیب پذیری زیرساخت های روبنایی در برابر سیل با تاکید بر روش AHP Fuzzy (مورد مطالعه: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۸۸
سیلاب به دلیل تخریب گسترده و خسارات اقتصادی بسیار زیاد به عنوان یکی از متداول ترین بلایای طبیعی شناخته می شود. شهر خرم آباد به دلیل تجارب سیل خیزی در سال های اخیر و موقعیت دره ای بودن شهر، بارش های فراوان، وجود رودخانه ها در شهر(خرم رود و کرگانه)، دست کاری در حریم و بستر رودخانه ها، جزء شهرهای در معرض مخاطره سیلاب می باشد. یکی از روش های بررسی و تحلیل آسیب پذیری سیل و زیرساخت های شهری درمعرض سیل، استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی(Ahp Fuzzy) به منظور شناسایی پهنه های سیل خیز و آسیب پذیر سیل می باشد، دراین پژوهش، از 12 معیار(بافت فرسوده، تراکم جمعیت، شبکه معابر، کاربری، ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، فاصله از رودخانه، خاک شناسی، فرونشست زمین و میزان بارندگی) به منظور تهیه نقشه ی پهنه های آسیب پذیر سیل استفاده شد. مطابق روش فرآیند تحلیلی سلسله مراتبی، معیارها توسط کارشناسان امتیازدهی و سپس در نرم افزار Expert Choice  وزن دهی شدند و با استفاده از مدل منطق فازی، نقشه لایه های اطلاعاتی معیارها مورد فازی سازی قرار گرفتند. در نهایت با همپوشانی نقشه های وزن دهی شده برای هر معیار در نرم افزار Arc Gis ، نقشه پهنه های سیل خیز و آسیب پذیر تهیه شد. باهمپوشانی نقشه پهنه بندی شده سیل با نقشه پراکنش زیرساخت های روبنایی، نقشه ی نهایی آسیب پذیری زیرساخت های روبنایی شهر خرم آباد تهیه گردید. نتایج تحلیل ها نشان داد که17/38 %  از زیرساخت های روبنایی در معرض آسیب پذیری زیاد و خیلی زیاد سیل قرار دارند و کاربری های اداری و تجاری به ترتیب بیشترین آسیب پذیری وکاربری های فرهنگی و مذهبی کمترین آسیب پذیری را در برابر سیل دارند. درنهایت با شناسایی پهنه های سیل خیز و آسیب پذیر سیل، لازم است اقداماتی به منظور افزایش ایمنی و مقاوم سازی زیرساخت ها درجهت کاهش آسیب پذیری های ناشی سیل، توسط مدیران و کارشناسان شهری انجام گیرد.
۷۳۶.

طراحی مدل ژئومارکتینگ مبتنی بر فناوری بلاک چین در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
با توسعه فناوری و گسترش استفاده از داده های مکانی در صنعت گردشگری، توجه به موضوع نوظهور ژئومارکتینگ یا بازاریابی مبتنی بر مکان و به کارگیری فناوری های نوین مانند بلاک چین برای بهینه سازی ژئومارکتینگ، امری ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش، طراحی یک الگوی ژئومارکتینگ مبتنی بر فناوری بلاک چین در صنعت گردشگری است. این پژوهش به طورکلی کمی و کیفی بوده و از حیث هدف، کاربردی به حساب می آید. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان حوزه بازاریابی گردشگری، فناوری اطلاعات و مدیران گردشگری بوده که با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها و شناسایی مفاهیم اصلی، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بدون ساختار استفاده شده است. جهت بررسی اعتبار پژوهش، از مدل کرسول همراه با ارزیابی روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار استفاده شده است. در این تحقیق از رویکرد نظریه داده بنیاد به شیوه اشتراوس و کوربین استفاده شده و با بهره گیری فرآیند کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی مدلی مشتمل بر شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر به همراه معرفی پدیده محوری و ارائه راهبردهای ژئومارکتینگ و شناسایی پیامدهای آن استخراج گردید. با توجه به یافته های پژوهش مبنی بر پیچیدگی و حجم بالای اطلاعات مکان ها در صنعت گردشگری، استفاده از این فناوری در جهت پیاده سازی هر چه بهتر ژئومارکتینگ می تواند به شکل قابل توجهی در مدیریت این اطلاعات تأثیرگذار باشد. نتیجه کلی این پژوهش این بود که با توجه به حضور شرکت ها در عصر فناوری برای پیاده سازی ژئومارکتینگ مبتنی بر فناوری بلاک چین بایستی از راهبردهایی نظیر سیاست گذاری فناوری، توسعه زیرساخت و دیجیتال آنبوردینگ استفاده نمود.  
۷۳۷.

مدل سازی زمانی- مکانی فرسایش خاک با استفاده از مدل RUSLE و اثرات آن بر کیفیت خاک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۹
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی سازوکار های مؤثر بر توسعه فرسایش خاک و بررسی پیامد آن بر تغییر کیفیت خاک در دامنه های جنوبی آلاداغ واقع در استان خراسان شمالی است. این پژوهش با بهره گیری از مدل RUSLE و داده های ماهواره ای، فرسایش خاک را در دامنه های جنوبی آلاداغ ارزیابی کرد و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رابطه آن را با شاخص کیفیت خاک بررسی کرده است. نتایج مدل در مقیاس زمانی 20ساله نشان می دهد که حدود 90درصد از مساحت منطقه در کلاس فرسایشی شدید با مقدار 20 تا 40 تن در هکتار در سال قرار دارد. کلاس های فرسایشی با مقدار تلفات خاک کمتر از 10 تا 20 تن در هکتار در سال حدود 8درصد از مساحت منطقه را پوشش می دهند. الگوی مکانی این کانون های افزایشی که در مناطق پایکوهی و دشت سر متمرکز شده اند، به شدت بر نقش تغییرات کاربری و مدیریت ناپایدار اراضی بر تشدید فرسایش دلالت دارند. الگوی مکانی کیفیت خاک نشان دهنده ناهمگونی معنادار در سطح منطقه است. شاخص کیفیت خاک در بخش های وسیعی از مرکز، غرب و جنوب غربی منطقه در پایین ترین مقدار نزدیک به 34/0 است. تطبیق این الگو با نتایج مدل RUSLE نشان می دهد که پهنه هایی با کمترین مقدار کیفیت خاک به طور عمده در اراضی کوهستانی، دامنه های پرشیب، رخنمون های سنگی و خاک های کم عمق به دلیل فقر ماده آلی، ظرفیت پایین نگه داشت آب و شیب زیاد قرار گرفته اند. نتایج آنالیز همبستگی نشان داد که حدود 69/82درصد از مساحت منطقه دارای همبستگی منفی قوی بین فرسایش و کیفیت خاک بوده اند.
۷۳۸.

ارزیابی مؤلفه های کیفیت سکونت شهری (مورد مطالعه شهرک شهید کشوری اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۷۹
امروزه کیفیت زندگی شهری یکی از کلیدی ترین مفاهیم برنامه ریزی شده است. بر این اساس برنامه ریزان در تلاش برای نمایش سطوح کیفیت زندگی در سطوح مختلف جغرافیایی هستند؛ تا از این طریق بتوانند راهکارهایی بهتری برای بهبود کیفیت زندگی نواحی دارای وضعیت نامطلوب ارائه دهند.هم زمان با پدیدار شدن بحران های محیطی، کیفیت محیط به عنوان بخش مهمی از مفهوم کلی کیفیت زندگی شناخته شد. این مفهوم به عنوان بازتاب همه جانبه احساس شخص از سلامتی، شامل همه عواملی که در رضایتمندی انسان نقش دارند، فرض شده است. سنجش درجه رضایتمندی فضایی الگوی سکونت و مجتمع های سکونتی طیف گسترده ای از مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی کالبدی را در بر می گیرد که ارزش کیفیت محیط مسکونی و سکونت را نمایان می کند. عرصه مسکن به منظور تأمین رشد اجتماعی علاوه بر خود واحد مسکونی محیط پیرامون آن را نیز در بر می گیرد. ارزیابی میزان رضایتمندی ساکنان می تواند در جهت سنجش میزان دستیابی به اهداف پروژه های شهری مؤثر واقع شود و همین طور نتایج حاصل از این گونه پژوهش ها را می توان در ارتقای کیفیت محیط زندگی به کار برد. لذا هدف این پژوهش سنجش و تدوین مدل مفهومی کیفیت زندگی در شهرک شهید کشوری اصفهان مبتنی بر شاخص های مسکن بوده به طوری که نوع تحقق کاربردی و روش تحقق، توصیفی-تحلیلی است و گردآوری اطلاعات نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای میدانی و پرسشنامه صورت گرفته است .در پژوهش حاضر تعداد 31 شاخص در 5 بعد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی تعیین شده است و تعداد نمونه با روش آلفای کرونباخ تعیین گردید و تعداد384 نمونه می باشد. در بخش تحلیل از نرم افزارهای SPSS , AMOS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که شهرک شهید کشوری در شاخص ها و مدل های پیشنهادی از برازندگی مطلوبی برخوردار است.
۷۳۹.

تحلیل فضایی رابطه بین فرم شهری و دسترسی در محله های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۴
سابقه و هدف: توسعه شهری، با رویکردی مبتنی بر فرم فشرده و پایدار، نقش مؤثری در بهینه سازی الگوهای سفر شهری ایفا می کند. چنین ساختاری با کاهش مسافت های سفر، ارتقای امکان پیاده روی، افزایش دسترسی به خدمات شهری و کاهش وابستگی به خودرو شخصی همراه است. در این میان، محله هایی با تراکم جمعیتی و اختلاط کاربری بالا، درقیاس با مناطق کم تراکم حاشیه ای، از مزیت هایی چون کوتاهی مسیر و تنوع دسترسی برخوردارند. کلان شهر تهران، به منزله یکی از پرجمعیت ترین و گسترده ترین شهرهای ایران، در دهه های اخیر با رشد افقی و پراکندگی فضایی چشمگیری مواجه بوده و این مسئله به افزایش فاصله های میان مبدأ و مقصد و درنتیجه، بروز چالش هایی در حوزه عدالت فضایی و دسترسی منجر شده است. در چنین شرایطی، برنامه ریزی کالبدی با هدف ارتقای فرم شهری، به گونه ای که بتواند نیازهای شهروندان را در کمترین فاصله و با بیشترین سهولت تأمین کند، از اولویت های اساسی مدیریت شهری محسوب می شود. درعین حال مرور منابع موجود نشان می دهد که بیشتر مطالعات پیشین در سطوح کلان شهری یا منطقه ای انجام شده اند و اطلاعات اندکی درباره نحوه توزیع دسترسی، در سطح محله های شهری، وجود دارد. پژوهش حاضر، با هدف پر کردن این خلأ، رابطه میان فرم شهری و میزان دسترسی در محله های شهر تهران را بررسی می کند. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. به منظور گردآوری مبانی نظری، از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای بهره گرفته شد. داده های مورد استفاده شامل بلوک های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران، نقشه های کاربری اراضی شهری تهران و اطلاعات شبکه معابر از پایگاه Open Street Map است. برای ارزیابی فرم شهری، از هفت شاخص منتخب در حوزه ساختار کالبدی، شامل تراکم، اتصال و اختلاط کاربری، استفاده شد. همچنین برای سنجش میزان دسترسی در سطح محله ها، مدل جاذبه هنسن به کار رفت. درنَهایت، برای تحلیل ارتباط میان متغیرهای فرم شهری و شاخص دسترسی، از آزمون های آماری در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که محله های واقع در مناطق 14، 8، 10 و 17 که در محدوده مرکزی شهر قرار دارند، درمقایسه با سایر مناطق، دارای فرم شهری پایدارتر و متراکم تری اند و درمقابل، مناطق 21 و 22 در غرب تهران از الگوی کالبدی پراکنده و ناپایدار تری تبعیت می کنند. نتایج تحلیل دسترسی نیز حاکی از آن است که در سطح شهر تهران، الگوی دسترسی به صورت پراکنده توزیع شده است؛ بااین حال تمرکز بالای شاخص دسترسی در نواحی مرکزی، به ویژه منطقه 12، مشهود است. درمقابل، نواحی غربی شهر، به ویژه در مناطق 21 و 22 با محدودیت های شایان توجهی در دسترسی مواجه اند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات پیشین نیز نشان می دهد که ازمنظر پایداری بافت مرکزی شهر تهران، نتایج با مطالعات سرور و همکاران (2020) و نیک پور و همکاران (2018) هم خوانی دارد. اما درباره هم راستایی فرم مرکزی شهر با الگوهای پایدار، نتایج به دست آمده با یافته های میتروپولوس (2023) در تضاد است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اگرچه فرم شهری با سطح دسترسی رابطه معناداری دارد، این رابطه چندان قوی نیست و سایر عوامل نیز در تعیین سطح دسترسی نقش آفرین اند. بااین حال، ازمیان شاخص های فرم شهری، تراکم ساختمانی بیشترین همبستگی را با شاخص دسترسی نشان داده است.
۷۴۰.

امنیت ادراک شده و راهکارهای افزایش احساس امنیت در فضاهای شهری (مورد مطالعه: پارک آبیدر شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۳۰
تأمین امنیت در پارک های شهری جهت تشویق استفاده عمومی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان و بازدیدکنندگان ضروری است. یکی از راه های تأمین امنیت در فضاهای شهری ترکیب استراتژی های طراحی با کمک راهکارهای برنامه ریزی شده معماری و شهرسازی برای بهبود امنیت و فعال سازی این فضاها است. در پارک آبیدر سنندج، به دلیل وسعت بالا و داشتن نقاط کور و مخفی زیاد، احتمال دارد جوانان احساس کنند که پلیس امکان حضور در تمامی نقاط را ندارد. این موضوع ممکن است منجر به کاهش احساس امنیت در این پارک شود. ازاین رو این مطالعه باهدف مشخص کردن میزان جرم پذیری پارک کوهستانی آبیدر سنندج به کمک اصول شهرسازی و معماری سعی در ارائه راهکارهایی جهت افزایش احساس امنیت در پارک های شهری دارد. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی است، رویکرد روش شناسی پژوهش به صورت کمی و به شیوه ی تحلیلی - پیمایشی است. باتوجه به اهداف پژوهش پرسش نامه ای ساختاریافته در بخش های مختلف وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ذاتی پارک، طراحی و مدیریت پارک و نگرانی های بازدیدکنندگان، در آذر ۱۴۰۲ بین جامعه هدف (بازدیدکنندگان پارک آبیدر) توزیع و نتایج آن به کمک آزمون های آماری در نرم افزار ® SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافته ها نشان داد عواملی چون رخ دادن موارد اخیر جرم، وجود مسیرهای پرپیچ وخم و حضور افراد مست مؤثرترین عوامل نگرانی افراد از وقوع جرم بود. در مقابل، حضور مردان و زنان بومی، شلوغ بودن پارک، حضور خانم های غیربومی یا حضور افراد در حال عکاسی از طبیعت ترس بازدیدکنندگان از وقوع جرم را بیش از همه کاهش می داد. بر اساس نتایج حضور پلیس، نصب دوربین های نظارتی، و اجازه ورود خودروهای شخصی به پارک مواردی بود که می توانست احساس امنیت بازدیدکنندگان را افزایش دهد. نتایج همچنین حاکی از آن بود که احساس ناامنی در افراد تحصیل کرده بیشتر بود و عوامل اجتماعی در احساس امنیت زنان (Mean Rank= 58.68) نقش بیشتری داشت. یافته ها بینش های فرهنگی را ارائه کردند و عوامل خاص اما نسبتاً التقاطی را برای اطلاع از بهبود و افزایش امنیت پارک با اصلاح برنامه ریزی مدیریت و نظارت شناسایی کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان