فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به اصل بازتولید به عنوان یکی از عوامل خلق فضاهای شهری تاب آور، می تواند گزینه های متعددی را در هر زمان جهت مقابله و کاهش خطرپذیری و اثرات بحران هایی همچون کرونا به شهروندان ارائه نماید. به همین منظور، پژوهش حاضر باهدف شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهر پساکرونای مشهد با رویکرد آینده پژوهی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به لحاظ نوع شناسی "تک روشی موازی" است. بدین ترتیب، جهت تحلیل داده های کیفی از روش فرا ترکیب (تحلیل پایه) و رویکرد آینده پژوهی (تحلیل مکمل) به صورت هم زمان استفاده شده است. تحلیل پایه منجر به ارائه پیشران های کلیدی اولیه و تحلیل مکمل منجر به تبیین پیشران های اثرگذار و اثرپذیر (کشف روابط علی و معلولی) و عملیاتی نمودن آن شده است. روش جمع آوری داده های این پژوهش شامل مطالعه اسنادی و مصاحبه فردی نیمه ساختارمند بوده و جامعه آماری آن مدیران، افراد متخصص، صاحب نظر و اساتید دانشگاه در رشته شهرسازی در شهر مشهد می باشند که تعداد 28 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توزیع متغیرها به صورت قطری پراکنده شده اند و بیشتر در دو بعد متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر متمرکز بوده اند. همچنین نتایج نشان داد که پیشران های کلیدی و مهم برای بازتولید شهر پساکرونا، پنج پیشران "وجود پایگاه ارتباطی بین مردم و سازمان"، "همگرایی اجتماعی"، "آگاهی شهروندان در برخورد با بحران"، "دسترسی به پزشک و خدمات درمانی"، "تنظیم بازار- قیمت کالا" و "امنیت فضای مجازی" در سیستم می باشند.
تحلیل تغییرات پوشش زمین در اثر آتش سوزی جنگل های زاگرس با استفاده از ماشین بردار پشتیبانی (SVM) و تاثیر آن بر دمای سطح زمین (LST) و شاخص های طیفی NDWI، NDSI، NDVI و MIDII (منطقه مورد مطالعه: جنگل های کوه خائیز گچساران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
17 - 36
حوزههای تخصصی:
دمای سطح زمین (LST) اطلاعات مهمی را در مورد فرایندهای تبادل انرژی متاثر از کاربری و پوشش زمین فراهم می نماید. بنابراین هدف از این تحقیق، ارزیابی الگوهای LST طی یک دوره زمانی آتش سوزی جنگل های کوه خائیز در منطقه گچساران بوده است. منطقه مورد مطالعه از وسعتی معادل 56/68 کیلومتر مربع برخوردار بوده است. در تاریخ 2 خرداد 1399 حریقی در این منطقه رخ داده و تا 12 خرداد ادامه داشته است. برای این بازه زمانی با استفاده از ماشین بردار پشتیبانی (SVM)، نقشه کاربری زمین (LULC) ترسیم شد. نتایج نشان داد که از پهنه جنگلی که معادل 61/4 کیلومتر مربع بوده تنها 42/0 کیلومتر مربع باقی مانده و بقیه در حریق از بین رفته است. شاخص LST در این بازه زمانی از مقادیر حداقل و حداکثر 1/26 تا 11/53 درجه سلسیوس به 2/33 تا 23/57 درجه سلسیوس رسیده و افزایش 7 درجه ای را در دمای حداقل نشان می دهد. شاخص NDVI نشان از تخریب 65/9 کیلومتر مربع از پوشش گیاهی و جنگل داشته است. نسبت NDSI نیز به میزان 515/0 افزایش یافته است. بین شاخص LST و NDVI همبستگی منفی برقرار بوده و در روز 25 اردیبهشت و 10 خرداد به ترتیب معادل 52/0- و 31/0- بوده است. بیشترین همبستگی مثبت نیز به میزان 59/0 بین LST و NDSI برقرار بوده است. نتایج نشان می دهد که اتش سوزی باعث تخریب 91 درصد پوشش جنگلی منطقه شده و وسعت زمین های بایر را از 86/63 کیلومتر مربع به 07/68 کیلومتر مربع افزایش داده است.
پهنه بندی تغییرات زمانی و مکانی بستر رودخانه با استفاده از تصاویر ماهواره ای در محیط نرم افزار Arc/Map؛ نمونه موردی: رودخانه بهمنشیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
103 - 81
حوزههای تخصصی:
شناخت روند تغییرات و جابه جایی رودخانه در دهه های گذشته، جهت برنامه ریزی های آینده ضرروی است. با استفاده از امکانات سنجش از دوررودخانه، تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی با حداقل هزینه کرد و در کمترین زمان ممکن می توان به این اهداف رسید. هدف از این پژوهش پهنه بندی تغییرات زمانی و مکانی بستر رودخانه با استفاده از تصاویر ماهواره ای در محیط نرم افزار Arc/Map می باشد. برای بررسی و پایش تغییرات زمانی و مکانی رودخانه بهمنشیر از تصاویر ماهواره ای لندست سال های ۱۹۷۳، ۱۹۸۶و 1999، ۲۰۱۲ و 2024 استفاده شده است. رودخانه به شش بازه مختلف تقسیم و پهنه بندی تغییرات در هفت کلاس رسوب زیاد، رسوب متوسط، رسوب کم، پایدار، فرسایش کم، فرسایش متوسط و فرسایش زیاد صورت گرفت. نتایج نشان داد در تمامی دوره ها به جز بازه زمانی ۲۰۱۲-۱۹۹۹ میزان رسوبگذاری بر میزان فرسایش برتری داشته است. در تمامی دوره ها به جز بازه زمانی ۲۰۱۲-۱۹۹۹ میزان رسوبگذاری بر میزان فرسایش برتری داشته است. بیشترین تغییرات در بازه اول در مقطع زمانی 2012-1999، در بازه دوم، چهارم و پنجم در مقطع زمانی ۱۹۸۶-۱۹۷۳، بازه سوم و پنجم در مقطع زمانی ۲۰۲۴-۲۰۱۲ رخ داده است. با توجه به اینکه در تمامی دوره های زمانی به جز دوره 2012-1999 مورد مطالعه رسوبگذاری بر فرسایش برتری داشته است بدین ترتیب تنها در بازه اول فرسایش بیشتر رسوبگذاری رخ داده است.
برآورد بارش بهاره ایران از طریق تابش موج بلند خروجی زمین (با تأکید بر شمال غرب ایران)
حوزههای تخصصی:
بارش هایی که اغلب در فصل بهار و در مناطق کوهستانی شمال غرب کشور اتفاق می افتد، با ایجاد سیلاب موجب تخریب محیط زیست و زیرساخت های انسانی می شوند. تابش موج بلند خروجی زمین به عنوان پارامتری مهم جهت شناسایی ابرها و برآورد این نوع بارش، مورد مطالعه قرار می گیرد. هدف از پژوهش حاضر این است که با استفاده از محصولات سنجنده AIRS ماهواره آکوا و ماهواره GPM، ارتباط و تحلیل متغیرهای تابش موج بلند زمینی و مقادیر بارش را در محیط نرم افزار Arc GIS به مدت 17 سال آماری برای کشور ایران بررسی نماید. از مدل های همبستگی و رگرسیون و برآورد سطح اطمینان به منظور ارتباط سنجی تابش موج بلند خروجی در پیش بینی الگوهای بارشی و نحوه تغییرات آن استفاده شد. با توجه به نتایج بدست آمده در ماه آپریل و می در شمال غرب کشور همبستگی های منفی بالای 60 درصد مشاهده شد که عامل ابرناکی می تواند دلیل آن باشد، در ماه ژوئن به جز مناطقی در شمال غرب و جنوب شرق ایران که حاکی از همبستگی منفی بارش و تابش موج بلند خروجی زمین است، همبستگی های منفی قوی دیگر در سایر مناطق کشور به دلیل رطوبت حبس شده در جو زمین و عدم وجود عامل صعود و ناپایداری به دلیل وجود پرفشار جنب حاره ای می باشد که باعث کاهش تابش موج بلند خروجی زمین است، ولی در واقع هیچ گونه بارشی انجام نگرفته است بنابراین با استفاده از نقشه های سطح اطمینان، می توان از متغیر تابش موج بلند خروجی در ماه آپریل دراکثر مناطق کشور، در ماه می در محدوده شمال غرب و در ماه ژوئن در نقاطی در عرض های جغرافیایی بالا در شمال غرب و در جنوب شرق کشور جهت برآورد بارش های همرفتی استفاده کرد، در سایر مناطق این ارتباط معکوس نمی تواند جهت پیش بینی استفاده گردد.
فراتحلیل شاخص های کالبدی تاثیرگذار بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
128 - 142
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی مهمی شناخته می شوند که نقش اساسی در شکل دهی به زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. خیابان ها فراتر از مسیرهای حمل ونقل یا مکان هایی برای ورزش، به عنوان عرصه های پویا برای تعاملات، تقویت پیوندهای اجتماعی و پرورش حس تعلق میان ساکنان شهر عمل می کنند. پیاده روی در خیابان های شهری نه تنها به سلامت جسمی و روانی کمک می کند، بلکه انسجام اجتماعی را افزایش می دهد و از پویایی اقتصادی محلی حمایت می کند. بسیاری از خیابان های شهری فاقد ویژگی های فیزیکی ضروری برای تشویق به پیاده روی و تعامل اجتماعی هستند که این نکته پتانسیل آن ها را به عنوان فضاهای عمومی زنده کاهش می دهد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخص های فیزیکی است که به طور مؤثر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری را ترویج و راه حل های عملی برای بهبود ساختار فیزیکی آن ها را ارایه می کنند. با پرداختن به این مسائل، این مطالعه قصد دارد به برنامه ریزان شهری، طراحان و سیاست گذاران، دستورالعمل های مبتنی بر شواهد ارائه دهد تا محیط های خیابانی را بهبود و در نتیجه کیفیت کلی زندگی شهری را ارتقا بخشد. سؤالاتی که این مطالعه را هدایت می کنند عبارتند از: کدام شاخص های فیزیکی به طور قابل توجهی بر افزایش پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند؟ مؤثرترین راهکارها برای بهبود ساختار فیزیکی خیابان ها به منظور حمایت از این نتایج کدامند؟ روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد مروردامنه ای به صورت نظام مند به مرور و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین می پردازد. جامعه مورد بررسی شامل مقالات و پژوهش های علمی مرتبط با پیاده روی، تعاملات اجتماعی و شاخص های فیزیکی خیابان های شهری است که بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند. نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص برای اطمینان از انتخاب مطالعات با کیفیت بالا انجام شد. جمع آوری داده ها از طریق بررسی دقیق اسناد و متون علمی صورت گرفت که سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا کدگذاری و دسته بندی شدند. جستجوها در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی مانند وب آف ساینس، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و مگیران با استفاده از کلیدواژه هایی مانند «محیط فیزیکی»، «پیاده روی» و «تعاملات اجتماعی» انجام شد. فرآیند انتخاب مقالات با توجه به ده شاخص کیفیت از جمله وضوح اهداف پژوهش، دقت روش شناسی، صحت تحلیل داده ها و اهمیت پژوهش هدایت شد. در نهایت، 44 منبع با کیفیت انتخاب شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که شاخص های فیزیکی متعددی به طور قابل توجهی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند. شاخص های کلیدی شناسایی شده عبارتند از: خوانایی و دسترسی پذیری: تنوع کاربری زمین؛ کیفیت پیاده رو؛ زیبایی شناسی؛ و نظم و پاکیزگی. این یافته ها با ادبیات پیشین همخوانی دارند و بر نقش محوری طراحی فیزیکی خیابان را در ایجاد محیط های شهری فعال و اجتماعی پرجنب وجوش تأکید می کنند. تعامل میان این شاخص ها اثر هم افزایی ایجاد می کند که تأثیرات فردی آن ها بر رفتار عابران پیاده و زندگی اجتماعی را تقویت می کند. نتیجه گیری: شاخص های محیط فیزیکی خیابان ها نقش کلیدی در تشویق مردم به پیاده روی بیشتر و افزایش فرصت های تعاملات اجتماعی دارند. شاخص ها شامل زیبایی و جذابیت فضا، امنیت و ایمنی ترافیکی، دسترسی و خوانایی معابر، و اتصال و پیوستگی مسیرها هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بهبود این مولفه های مهم می تواند کیفیت محیط شهری را ارتقا دهد؛ سلامت جسمی و روانی افراد را بهبود بخشد و به توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر تأکید دارد که طراحی خیابان ها باید به گونه ای باشد که تمام اقشار جامعه، بدون توجه به سن، جنسیت و توانایی جسمی، احساس راحتی و امنیت کنند و بتوانند در فضاهای عمومی حضور یابند و تعاملات اجتماعی را تجربه کنند. در نهایت، توصیه می شود که طراحان و برنامه ریزان شهری این شاخص های فضای فیزیکی را در طراحی و بهبود خیابان های شهری در اولویت قرار دهند. راهکارهای مشخص شامل موارد زیر است: طراحی پیاده روهای پهن و قابل دسترس مجهز به مبلمان شهری مناسب و سایه بان برای افزایش راحتی عابران پیاده؛ تشویق به کاربری های ترکیبی در طول خیابان ها برای افزایش تنوع، جذب گروه های مختلف کاربران و حفظ پویایی خیابان در طول روز؛ ارتقاء ایمنی از طریق بهبود روشنایی، افزایش حضور نیروهای امنیتی و اقدامات کاهش سرعت ترافیک به منظور ایجاد محیط های امن برای همه کاربران؛ گنجاندن فضاهای سبز، محوطه سازی و عناصر معماری زیبا برای ایجاد مناظر خیابانی دلپذیر و جذاب؛ اطمینان از نگهداری منظم، پاکیزگی و حذف موانع برای حفظ محیطی منظم و دلپذیر برای عابران پیاده؛ و بهبود خوانایی از طریق علائم واضح و سیستم های راهنما برای تسهیل جهت یابی و دسترسی پذیری.
ادبیات پژوهشی پیرامون شهر سالم: روش شناسی مبتنی بر تحلیل شبکه ای دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای برنامه ریزی شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
115 - 132
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مرور تاریخی ادبیات علمی مرتبط با مفهوم "شهر سالم" انجام شده است. اطلاعات مورداستفاده در این مطالعه از تحلیل 1674 سند علمی به زبان انگلیسی، منتشرشده در بازه زمانی 1895 تا 2025، استخراج شده است. برای جمع آوری داده ها، از پایگاه علم سنجی اسکوپوس که یکی از معتبرترین و جامع ترین منابع علمی است، استفاده شده است. از نظر روش شناسی، این مطالعه از نوع مرور تاریخی مبتنی بر تحلیل شبکه ای دانش است. روش های به کاررفته شامل فنون نقشه کشی و بصری سازی داده های علم سنجی است که از سال 2010 وارد حوزه مطالعات علمی شده اند. این روش سه رویکرد اصلی شامل تحلیل شبکه، همپوشانی و چگالی را در برمی گیرد. در این پژوهش، واژگان کلیدی "شهر سالم"، "شهرهای سالم" و "شهر و سلامت" در عنوان، کلمات کلیدی و چکیده اسناد جست وجو شده اند. تحلیل ها در محورهای مختلفی شامل مناطق جغرافیایی، روندهای زمانی انتشار، همکاری نویسندگان، نوع اسناد، هم ارجاعی، هم واژگانی، رشته های علمی و مراکز پژوهشی فعال در حوزه "شهر سالم" انجام شده است. نرم افزار VOSviewer به عنوان ابزار اصلی برای بصری سازی و تحلیل شبکه ای دانش مورداستفاده قرارگرفته است. یافته ها نشان می دهند که دانش مرتبط با "شهر سالم" طی دوره بررسی، خوشه بندی های مشخصی از نظر زمانی و مکانی داشته است. به بیان دیگر، کشورها، نویسندگان و واژگان کلیدی مرتبط با این مفهوم، الگوهای معناداری را به نمایش گذاشته اند. شناخت این الگوها می تواند مسیرهای جدیدی را برای پژوهشگران این حوزه هموار سازد.
بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس با تکیه بر هنرهای نمایشی بر گسترش گردشگری خلاق، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 19
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاران شهری برای بهره گیری از مزایای گردشگری، به ویژه گردشگری خلاق، بر ابزارهای نوینی مانند میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرده اند که با تقویت هویت شهری، به تمایز مقاصد گردشگری کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس بر توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی بود. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی (با جامعه آماری گردشگران ورودی به تهران و حجم نمونه ۳۸۴ نفر) جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) تأیید گردید و روایی آن نیز در دو سطح صوری (نظر خبرگان) و واگرا (شاخص AVE) سنجیده شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل نشان داد که مؤلفه های میراث ناملموس شامل اصالت ضریب 31/0، ارزش (38/0)، جذابیت (48/0) و کیفیت (45/0) تأثیر مثبت و معناداری بر گسترش گردشگری خلاق دارند. نتایج بیانگر آن است که مدیریت هدفمند میراث ناملموس تهران، مبتنی بر هویت مکانی، نه تنها به برندسازی مقاصد گردشگری می انجامد، بلکه از طریق ایجاد مزیت رقابتی، امکان تمایز این شهر از سایر مقاصد را فراهم می کند. این پژوهش بر ضرورت توجه سیاست گذاران به میراث ناملموس به عنوان ابزاری کارآمد در توسعه پایدار گردشگری شهری تأکید دارد.
مدیریت ریسک مبتنی بر هوش مصنوعی در پروژه های ساخت و ساز: یک چارچوب برای سازمان های پروژه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1183 - 1194
حوزههای تخصصی:
در عصر فناوری های نوین، چالش های مدیریت ریسک در پروژه های ساخت وساز به دلیل پیچیدگی و چندبعدی بودن ریسک ها، اهمیت ویژه ای یافته است. از اینرو این پژوهش با استفاده از یک روش توسعه ای کاربردی و با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش دلفی با هدف طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت ریسک در پروژه های ساخت وساز با بهره گیری از هوش مصنوعی (AI) در سازمان های پروژه محور اجرا گردید که طی آن در گام نخست، مؤلفه های اولیه از طریق مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای مطالعات پیشین استخراج شده و با جمع آوری دیدگاه های ۱۵ نفر از خبرگان حوزه مدیریت پروژه و فناوری اطلاعات، اصلاح و نهایی گردید. نتایج نهایی پژوهش منجر به ارائه مدل مفهومی با 54 مولفه اصلی در سه لایه مهم شد که در هسته پایانی(مرکزی) آن چهار فرآیند اصلی مدیریت ریسک، در لایه میانی سه بُعد پشتیبان (فناورانه، سازمانی، حقوقی) و در لایه بیرونی دو مؤلفه تعاملی (فرهنگ ذی نفعان و مدیریت زنجیره تأمین) جای گرفته اند. این چارچوب با ادغام الگوریتم های هوش مصنوعی، امکان تحلیل بلادرنگ، پیش بینی هوشمندانه و واکنش تطبیقی در برابر انواع ریسک ها را فراهم می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت ریسک، علاوه بر افزایش دقت تصمیم گیری، موجب ارتقای راهبردی، سیستمی و یکپارچه فرآیندهای مدیریت ریسک شده و کاهش قابل توجهی در تاخیرات و هزینه های غیرمترقبه پروژه ها به همراه خواهد داشت.
کاربست اصول پیاده مداری در شهر هوشمند (محله علم و صنعت و نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
117 - 131
حوزههای تخصصی:
رشد روز افزون جمعیت و تمرکز آنها در شهرها آثار مخرب بر زیستگاه های طبیعی و زندگی بشر، خطر کمبود و اتمام منابع طبیعی را به همراه داشته و جوامع را با چالش های فراوانی برای ایجاد زیر ساخت ها و تامین نیازهای روز افزون ساکنین روبرو کرده است. حرکت شهرهای جهان به سمت هوشمند شدن دارای مزایای بسیاری است یکی از مهمترین این مزایا، بهینه شدن حمل ونقل است. در عصر حاضر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هرچه بیشتر به حمل و نقل پایدار می باشند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه اسنادی و میدانی سعی شده با توجه به رابطه دو طرفه ای که بین شهر هوشمند و پایدار وجود دارد، توجه بیشتری به مفهوم پایداری در دل شهر هوشمند شود و آثار و نتایج آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با تاکید بر پیاده محوری، نشان داده شود.پس از مراحل شناخت به تحلیل آنچه هدف است پرداخته شد، با کمک نرم افزار SPSS ابتدا با تحلیل عاملی، عوامل مشخص در شهر هوشمند و پیاده مداری استخراج و سپس با بین تک تک عوامل شهر هوشمند و تمام عوامل پیاده مداری رگرسیون گرفته شد که نتایج این تحلیل حاکی از آن است عوامل موثر بر ارتقا شهر هوشمند عبارتند از ویژگی اجتماعی، کیفیت محیطی و حمل و نقل، امکانات شهری، کیفیت زندگی هوشمند، همبستگی و تعامل، آموزش و هوشمند سازی، امکانات الکترونیک، مشارکت و تعامل شهری، کاربری، سرزندگی و خدمات، ویژگی فردی و اوقات فراغت.میتوان نتیجه گرفت که پیاده مداری باعث ارتقا عملکرد شهر هوشمند می شود و این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گیرد.
ارزیابی و رتبه بندی شاخص های کیفیت محیط شهری در بافت مرکزی شهر اسدآباد با تأکید بر رضایتمندی شهروندان (مطالعه موردی: شهر اسدآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
65 - 84
حوزههای تخصصی:
رشد سریع شهرها و توسعه کالبدی آن موجب بروز بحران های مختلف در زندگی شهری نظیر مشکلات محیطی و نزول کیفیت محیط شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش اجرا، توصیفی- تحقیقی است و برای این منظور از پرسشنامه که در6 بعد اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- فضایی، فعالیتی- عملکردی، زیست محیطی، مشارکت و رضایتمندی تدوین شده، استفاده شده است. جامعه آماری آن نیز 373 نفر از شهروندان بافت مرکزی شهر اسدآباد می باشد. برای سنجش میزان پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و به کمک آزمون های آماری و آزمون t در نرم افزار SPSSبررسی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد شاخصها و مؤلفه های کیفیت محیطی در بافت مرکزی شهر اسدآباد با یکدیگر اختلاف معناداری دارند و هر کدام دارای رتبه بندی هستند و این خود باعث می شود بر روی مؤلفه های ضعیف بیشتر تمرکز کرد و آنها را تقویت کرد.
آشکارسازی تأثیرگذاری ویژگی های میکروفیزیکی ابرهای مولد بارش های سیلابی در استان لرستان با استفاده از محصولات ابر سنجنده MODIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
300 - 315
حوزههای تخصصی:
رخداد بارش سیل آسای فروردین 1398 در استان لرستان نمونه ای بارز از بارش های حدی بود که خسارات بسیار سنگینی به زیرساخت های کشاورزی، شهری، حمل ونقل و ارتباطات برجای گذاشت. هدف این پژوهش بررسی و آشکارسازی ارتباط بین ساختار فیزیکی ابرهای مولد دو موج بارش سنگین فروردین 1398 در حوضه آبریز دورود بروجرد است. در این راستا ویژگی های آماری دو موج بارشی 25 مارس و 1 آوریل 2019 مورد تحلیل قرار گرفت. ویژگی های ابرناکی ابرهای مولد این دو موج بارش سنگین، با استفاده از محصول ابرسنجنده مادیس یعنی محصول MOD06، بررسی شد. 4 فاکتور میکروفیزیکی ابرهای مولد این دو موج بارش سنگین در سطح حوضه دورود-بروجرد، شامل دمای قله ابر (CTT)، فشار قله ابر (CTP) ضخامت اپتیکال ابر (COT) و نسبت ابرناکی (CF)، موردبررسی قرار گرفت، تحلیل آماری این دو موج بارش سنگین نشان داد که در موج اول بارش سنگین یعنی موج 25 مارس 2019، (5 فروردین 1398) 15 درصد از کل بارش سالانه منطقه و در موج دوم یعنی موج 1 آوریل 2019 (12 فروردین 1398) 20 درصد از کل مجموع بارش متوسط سالانه منطقه، در این دو روز ثبت شد. نتایج حاصل از تحلیل ماتریس همبستگی بین پیکسل های بارشی پوشش دهنده دشت دورود-بروجرد و مقادیر فاکتورهای میکروفیزکی ابرهای مولد این بارش ها بیانگر آن بود که فشار قله ابر در رخداد بارش 25 مارس همبستگی معکوسی برابر 0.62- و در رخداد بارش 1 آپریل، همبستگی برابر 0.73- نشان داده است. در مورد فاکتور دمای قله ابر نیز مقادیر همبستگی در رخداد بارش 25 مارس برابر 0.57- و در رخداد بارشی 1 آوریل برابر 0.53- بوده است، اما درصد ابرناکی آسمان، در رخداد بارش 25 مارس، میزان همبستگی برابر 0.75 و در رخداد بارش 1 آوریل میزان همبستگی برابر 0.79 بوده است. ضخامت اپتیکال ابرناکی در رخداد بارش 25 مارس همبستگی برابر 0.45 و در رخداد بارش 1 آوریل برابر 0.670 با مقادیر بارش نشان داد. نتیجه این تحقیق بیانگر آن بود که در این دو رخداد بارش سنگین یک ارتباط معنی دار و قوی بین ساختار میکروفیزیکی ابر و مقادیر بارش ثبت شده در سطح منطقه برقرار بوده است.
تحلیل تاب آوری مسکونی محلات ناکارآمد در برابر زلزله (نمونه موردی: منطقه 7 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش فضا و ژئوماتیک دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۷)
99 - 129
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت با شهرنشینی سریع و بدون برنامه ریزی، گسترش فزاینده مخاطرات طبیعی و انسانی، پیامدی جزء ناپایداری در پهنه شهرها به ویژه پهنه های فرسوده و ناکارآمد مسکونی ندارد. بنابراین امروزه در شهرها، توجه به افزایش پایداری فیزیکی مسکن مبتنی بر اصول و نظریه تاب آوری از اهمیت زیادی برخودار است. هدف پژوهش تحلیل و کاربرد تاب آوری کالبدی مسکن در بافت های فرسوده شهری در محلات منطقه 7 با 13 محله با وسعت 1970383 مترمربع و همچنین نحوه تأثیر آن برای پایدارسازی منابع شهری است. پژوهش حاضر با نوع کاربردی توسعه ای و با روش توصیفی- تحلیلی و ارزیابی تاب آوری کالبدی مسکن محدوده مورد مطالعه با داده های حاصل از مطالعات اسنادی موجود در سازمان مسکن و شهرسازی، مرکز آمار و شهرداری پرداخته است. داده ها در غالب شاخص های اسکلت ساختمان، عمر بنا، نفوذپذیری، تعداد طبقات، جنس مصالح، کیفیت ابنیه و دانه بندی قطعات در بافت مسکونی استخراج و دسته بندی شده اند. جهت ارزیابی و کشف الگو از ابزار رگرسیون، از روش خودهمبستگی فضایی برای وزن دهی لایه ها، تحلیل توزیع فضایی از روش خودهمبستگی فضایی موران محلی (Anselin local Morans) در نرم افزار GIS و Geoda در سطوح محلات منطقه 7 استفاده شده است. نتایج حاصله بیانگر این است علیرغم قرارگیری مساحت بیشتری از محدوده در بازه تاب آوری متوسط تا غیر تاب آور از لحاظ تفکیک، طیف تاب آوری در محلات با روند تغییرات و تأثیرات متفاوتی روبرو است که پراکنش جغرافیایی آن در قسمت شرق منطقه نمود و تمرکز بیشتری دارد.
مدل توسعه و تکامل ساختار فضایی ایننوپلیس دایدوک: از شهرک علم تا اکوسیستم نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۲۴۷-۲۲۸
حوزههای تخصصی:
ایننوپولیس دایدوک به عنوان نماد درخشان علم و فناوری، نماد و قلب فعالیت های تحقیقاتی کره جنوبی، اکنون به یک مرکز جهانی نوآوری تبدیل شده و به واسطه مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاه ها، دارای امکانات بسیار مناسبی برای تجاری سازی فناوری در بخش های صنعتی تخصصی مانند فناوری اطلاعات و ارتباطات، است. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل توسعه و تکامل ساختار فضایی ایننوپلیس دایدوک جهت بهره گیری از دستاوردها و تجربیات آن برای توسعه دانش بنیان در کشور است. روش پژوهش، توصیفی –تحلیلی و از نوع توسعه ای است. از روش تحلیل محتوا برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که ایننوپولیس دایدوک برای تحقق اهداف عملیاتی خود، به پنج منطقه (با مساحت 27/70 کیلومتر) متشکل از منطقه 1 به عنوان مجتمع تحقیقاتی دایدوک؛ منطقه 2، سایت یکپارچه شرکت های سرمایه گذاری با فناوری پیشرفته؛ منطقه 3 مکان تمرکز مجتمع های صنعتی؛ منطقه 4 به عنوان کمربند تجارت علمی بین المللی و سایت توسعه آینده و در نهایت منطقه 5 منطقه توسعه صنعت دفاع ملی متشکل تقسیم می شود. حدود 11 درصد از تمام محققان سطح دکترا در کره، در ایننوپولیس دایدوک مشغول هستند. در حال حاضر، 22000 محقق و کارمند در حال انجام تحقیقات در زمینه های پیشرفته هستند و 10 درصد از نیروی انسانی پژوهشی کره در ایننوپولیس دایدوک است. 30 موسسه با بودجه دولتی، شش دانشگاه، بیش از 400 مرکز تحقیق و توسعه شرکتی و بیش از 1200 شرکت فناوری پیشرفته در این سایت قرار دارند. کسب وکارهای ریسک پذیر بیش از 94 درصد از کل شرکت ها را تشکیل می دهند. مراحل گسترش فضایی ایننوپولیس دایدوک متشکل از تأسیس شهرک علمی دایدوک (1993-1973)، ایجاد نوآوری (1993-1997) تشکیل خوشه نوآوری (1998-2003) و مرحله رشد خوشه نوآوری (2004 تاکنون) است. در مجموع، مدل توسعه و تکامل ایننوپولیس دایدوک مشتمل بر مرحله اولیه (مدل پارک علمی)؛ مرحله توسعه (مدل تکنوپولیس) و مرحله بلوغ (مدل خوشه ای نوآوری) است
مسیریابی بهینه امدادرسانی در بافت های کالبدی آسیب پذیر به منظور تخلیه اضطراری جمعیت به هنگام حوادث ناگهانی (مطالعه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی جغرافیایی سرزمین دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
127 - 144
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تخلیه ی اضطراری افراد آسیب دیده، نجات یافتگان از آسیب یا در معرض آسیب به مناطق امن از فعالیت های اصلی و مهم، بعد از وقوع حوادث غیرمترقبه به شمار می رود
هدف: پژوهشی حاضر سعی بر تحلیل و بررسی مسیر بهینه امدادرسانی به منظور تخلیه اضطراری آسیب دیدگان به مناطق امن، از بافت های آسیب پذیر شهر سقز به هنگام حوادث ناگهانی داشته است.
روش شناسی: پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و اطلاعات موردنیاز از طریق کتابخانه ای (طرح های تفصیلی، جامع شهری، آمارنامه ها) و برداشت میدانی اخذ گردیده است. بدین منظور آسیب پذیری کالبدی محلات با استفاده از مدل Saw اولویت بندی شده و در وهله بعدی با استفاده از مدل تحلیل شبکه مسیرهای بهینه جهت امداد رسانی و تخلیه اضطراری جمعیت به نقاط امن تعیین شده است.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش شهر سقز دومین شهر بزرگ استان کردستان است.
یافته ها و بحث: یافته ها نشان داده است که با توجه به رتبه بندی تکنیک Saw محلات 1، 6، 18، 19، 16 و 17 که در قسمت مرکز، شمال شرقی و جنوب غربی شهر قرارگرفته اند با آسیب پذیری کالبدی بالا و از نقاط ناامن در برابر حوادث ناگهانی می باشند و با استفاده از مدل تحلیل شبکه مسیرهای بهینه در محلات با آسیب پذیری کالبدی بالا به جهت رسیدن به ایستگاه های آتش نشانی، مراکز درمانی، بیمارستان و پارک ها در دو مسیر 1 و 2 به عنوان مسیرهای اصلی و فرعی منتخب، به لحاظ عریض بودن و فاصله از جایگاه های سوخت و رودخانه مشخص شده اند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق مسیرهای واقع شده در مسیر اصلی به لحاظ دسترسی و پهنای مسیرها و همچنین سرعت و زمان امدادرسانی بهترین گزینه جهت امداد رسانی بوده اند.
چارچوب نظریه ها و مدل های ارتقا و سنجش حس بهزیستی گردشگر: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
195 - 241
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در چند دهه اخیر مطالعات گردشگری بر بهزیستی متمرکز شده و بررسی بهزیستی گردشگران را به منظور توسعه گردشگری و ایجاد لذت و معنا اولویت قرار داده است. بنابراین، به منظور شناخت بیشتر بهزیستی در گردشگری و ارتقاء بهزیستی گردشگر، هدف پژوهش حاضر شناسایی نظریه ها و مدل های سنجش و ارتقاء حس بهزیستی در بستر گردشگری و همچنین شناسایی ابعاد و مؤلفه های آن ها است.
روش شناسی: این پژوهش از انواع پژوهش های توصیفی- تحلیلی و یک مطالعه کیفی و کاربردی است. بر مبنای هدف پژوهش، با بهره گیری از مدل پریسما، 83 مقاله منتشرشده در حوزه گردشگری و بهزیستی در پایگاه های داده اسکوپوس برای مرور نظام مند انتخاب شد. به منظور بررسی تئوری های بهزیستی دخیل در گردشگری، از تکنیک تحلیل محتوای کیفی استفاده گردید. سپس داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA تحلیل شدند.
یافته ها: مهم ترین نظریه ها و مدل ها شامل نظریه های انسان گرایانه، بهزیستی روان شناختی، نظریه خودتعیین گری، بهزیستی اجتماعی، مدل شکوفایی، شادی اصیل، مدل پرما، درامما، درآما، مدل یکپارچه گردشگری بهزیستی، تجربه تحول آفرین، نظریه خودابرازگری، تناسب خود، گسترش و ساخت، سطح تفسیر و نظریه سرریز است.
نتیجه گیری و پیشنهادات: یافته های این پژوهش منجر به شناسایی مهم ترین مدل ها و نظریه های سنجش بهزیستی گردشگر گردید که از این میان، مدل پرم، خودتعیین گری، تناسب خود و نظریه خودابرازگری بیشتر توسط محققان استفاده شده و مدل درآما جدیدترین مدلی است که در سال 2022 مطرح شده و به دلیل جامعیت آن، یکی از مهم ترین موضوعات و مدل های ارتقاء بهزیستی در گردشگری خواهد بود که نیازمند بررسی بیشتر است.
نوآوری و اصالت: توجه به موضوع بهزیستی در بستر گردشگری و شناسایی تئوری ها و مدل های سنجش بهزیستی گردشگر، به عنوان نوآوری و اصالت پژوهش حاضر قلمداد می شود؛ چراکه به نظر می رسد این موضوع، برای اولین مرتبه در منابع داخلی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین براساس بررسی های صورت گرفته، منابع خارجی نیز به طور مستقیم به این موضوع نپرداخته اند. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند برای سامان دهی اثربخش سنجش و ارتقاء حس بهزیستی گردشگر برای تحقیقات آینده حائز اهمیت باشد.
سنخ شناسی مسافران اماکن مذهبی ؛ زائر یا گردشگرمذهبی (مطالعه موردی استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه زیارت و گردشگری مذهبی ریشه در باورها و اعتقادات دینی و مذهبی دارد و به دلیل ویژگی های ساختاری و کارکردی توانسته است در متن گردشگری جهانی قرار گیرد و سهم قابل توجهی از گردشگری جهانی را به خود اختصاص دهد. استان مازندران نیز سالانه پذیرای گردشگران متعدد از اقصی نقاط کشور و جهان است. مازندران شامل 1312 بقعه متبرکه و 33 امام زاده معروف می باشد که به صنعت گردشگری مذهبی آن رونق خاصی بخشیده است و می تواند نقش مهمی در توسعه آن ایفا کند. روش شناسی: در تحقیق حاضر به سنخ شناسی مسافران مراجعه کننده به اماکن مذهبی براساس تئوری انگیزه های سفر بروک و هانر (1996) پرداخته شد. در ابتدا دو مفهوم زائر و گردشگر را با رویکردهای مختلف بررسی نمودیم و در ادامه با روش پیمایش، ابزار پرسش نامه، حجم نمونه 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای، انگیزه های سفر مراجعه کنندگان را به اماکن مذهبی استان مازندران بررسی کردیم و داده های به دست آمده از طریق تکنیک آماری آزمون دوجمله ای تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اکثریت پاسخ گویان یعنی به میزان 65 درصد آن ها از سنخ گردشگر مذهبی و 35 درصد نیز از سنخ زائر می باشند. نتیجه گیری: نتایج به طور کلی حاکی از آن است که اکثریت مسافران اماکن مذهبی از سنخ گردشگر مذهبی بوده و هدف اصلی سفرشان انگیزه های مذهبی، احساسی، امکانات و شرایط می باشد. نوآوری و اصالت: تحقیق حاضر بستر گردشگری مذهبی را به عنوان ظرفیتی برای توسعه استان مطرح کرده است.
ارزیابی سیاست های تأمین مسکن اقشار کم درآمد براساس مؤلفه های مؤثر بر افزایش حس تعلق به محیط (نمون موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نادیده گرفتن شاخص های پایداری اجتماعی در سیاست های تأمین مسکن در ایران نه تنها می تواند باعث از بین رفتن ارتباط معنادار بین محیط و ساکنان شود؛ بلکه تداوم این امر در طولانی مدت افزایش آسیب های روانی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. آسیب شناسی سیاست های اتخاذشده از دید مؤلفه های پایداری اجتماعی در شهر مشهد، جهت شناسایی سیاست های مفید و برنامه های کارآمدتر در راستا افزایش حس تعلق به محیط در پروژه های تأمین مسکن های حمایتی، هدف پژوهش است. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، با مطالعه متون و منابع کتابخانه ای شاخص های مؤثر بر ایجاد حس تعلق و دلبستگی به محیط، با توجه به فراوانی در نظریات استخراج و در چهار خرده نظام فرهنگی، اجتماعی، روانی و زیستی و یازده زیرشاخه طبقه بندی شده است. در بخش کمی، براساس شاخص ها، 66 سؤال براساس طیف 5 درجه ای لیکرت تنظیم و توسط 12 نفر از خبرگان که موضوع و اهداف پژوهش برای آنها تشریح شده است، بازبینی و 44 سؤال انتخاب شده است. روایی CVR سؤالات بالاتر از 56/0 و کمی آلفای کرونباخ همه متغیرها بالای 0.7 است. جامعه آماری، ساکنان مسکن اجتماعی شهر مشهد در چهار محل با رویکرد متفاوت از نظر برنامه و سیاست است (شهرک مهرگان، پروژه شاملو، شهر جدید گلبهار و بینالود). به کمک نرم افزار G*power در سطح اطمینان 95% ، 384 به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در آمار توصیفی از SPSS و در آمار استنباطی از روش کمترین مربعات جزئی و Smartpls4 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، شهرک شاملو(ضریب مسیر 0.866)، گلبهار (0.861)، مهرگان (0.762) و بینالود (0.685) به ترتیب در افزایش حس تعلق در نظام زیستی شرایط مطلوب تری دارند؛ مهرگان (0.814)، شاملو (0.733)، گلبهار(0.652) و بینالود (0.621) اولویت ها در نظام روانی و مهرگان (ضریب مسیر 0.819)، بینالود (0.784)، گلبهار (0.737) و شاملو(0.689) به ترتیب اولویت های نظام اجتماعی است؛ از بعد نظام فرهنگی هر چهار محل در شرایط نامطلوبی قرار دارند.
ارزیابی عوامل رضایتمندی در پارک های شهری بانوان، نمونه مورد پژوهی: (بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پارک ها و فضاهای سبز عمومی به عنوان بخشی از بافت اکولوژیک شهرها هستند تا جایی که حیات زیست محیطی و پایداری شهرها به آنها وابسته است. این پژوهش ارزیابی میزان رضایت مندی بانوان از پارک های بانوان میباشد. برای این مهم، بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد در شهر کرمانشاه انتخاب شد. طراحی هر چه بهتر فضای سبز در پارک بانوان منجر به حضور، ارتقا تعاملات اجتماعی، کاهش افسردگی و در نهایت رضایت آنان از این فضا میشود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان از کیفیت پارک های شهری در شهر کرمانشاه می باشد. روش بررسی: مولفههای مؤثر در رضایت آنان شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط و نظرات متخصصین در قالب پرسشنامه محقق ساخته و با تایید متخصصین مربوطه به صورت قالب مقیاس لیکرت (پنج گزینهای) طراحی و توسط 400 نفر از بانوان بوستان بانوان پردیس و بوستان بانوان شاهد کرمانشاه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار Spssتحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بانوان مراجعه کننده به پارک پردیس و شاهد در بازه زمانی خرداد ماه لغایت دی ماه سال 1403 می باشد. یافتهها: مؤلفههای مؤثر فضای سبز پارک های شهری بانوان در قالب 23 مؤلفه معرفی شدند که میانگین میزان رضایت بانوان بوستان بانوان پردیس برابر با 43/3 و بوستان بانوان شاهد برابر با 07/3 یعنی میزان رضایت بانوان از بوستان بانوان پردیس بیشتر از بوستان بانوان شاهد میباشد. از توزیع فراوانی علائق افراد مورد مطالعه، نشان داد که 0/30 درصد بانوان به فضای سبز و 5/24 درصد بانوان به ورزش علاقه مند بودند. بحث و نتیجهگیری: 23 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید بهطور قابلتوجهی در طراحی بهینه فضای سبز پارک های شهری در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش رضایت آنان شوند.
شناسایی و اولویت بندی تئوری های سازمان فضایی سازگار در تحلیل بافت تاریخی شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نظم حاکم در سیستم پیچیده شهری، همواره مولد جریان های درهم تنیده و ارتباطات پیچیده در سازمان فضایی شهر بوده است. درک چنین نظمی، مستلزم فهم جایگاه عناصر و روابط عمیق در اجزای سازمان فضایی است، از این رو شناسایی عناصر شاکله سازمان فضایی و ارتباطات آن ها، در راستای خوانش شهر و طراحی شهری ضرورت دارد. برمبنای چنین ضرورتی، در مطالعه نمونه موردی، بافت تاریخی تبریز، این پرسش مطرح می گردد که؛ در تحلیل سازمان فضایی بافت تاریخی تبریز، کدام تئوری ها و دیدگاه های مطرح سازمان فضایی سازگارترند؟ و در راستای پاسخ به این سوال، تئوری های سازمان فضایی و شاخص های معرف هر یک برمبنای ویژگی های بافت تاریخی تبریز، شناسایی، اولویت بندی و درنهایت یک رویکرد چند وجهی منتج از تلفیق تئوری های سازگار با بستر مورد مطالعه استخراج می گردد. روش شناسی: جهت نیل به اهداف در این پژوهش، از روش آمیخته (کیفی و کمّی ) استفاده شده است و گردآوری داده ها، از طریق راهبرد پیمایشی (میدانی-کتابخانه ای) بوده است. این پژوهش، بر اساس هدف کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی بوده است. در بخش کمّی پژوهش، بر مبنای روش دلفی، از ابزار پرسشنامه جهت دستیابی به اجماع آرا و نظرات، 8 نفر از افراد دارای صلاحیت، به عنوان پانل خبرگان انتخاب و داده های حاصل از پرسشنامه ها، پس از اطمینان از همگرایی نظرات، در دو مرحله امتیازدهی و اولویت بندی گردید. در نهایت، نتایج حاصل از داده های کمی، با ویژگی های زمینه و نیز با اتکاء بر نقاط ضعف و قوت هر تئوری، مورد تحلیل و تفسیر قرارگرفت. یافته ها و نتایج: یافته های این تحقیق، شامل اولویت بندی تئوری های سازمان فضایی و شناسایی شاخص های مطرح در هر تئوری و درنهایت، ارائه یک رویکرد چندوجهی منتج از اجماع نظرات خبرگان و اولویت تئوری های سازمان فضایی، با اتکا بر ویژگی های بستر بافت تاریخی تبریز بوده است،اتخاذ چنین رویکردهای تلفیقی-کاربردی و مبتنی بر ویژگی های زمینه، فراتر از صرف بکارگیری ابزارهای موجود، با تحلیل عمیق و طبقه بندی تئوری های سازمان فضایی، راه را برای تحلیل های جامع تر و با دقت نظر بیشتر، برای بافت هایی با ساختارهای ویژه، هموار می سازد و به غنای دانش در این حوزه می افزاید.
شناسایی موانع اجرای رویه های پایداری در هتل های چهار و پنج ستاره تهران: رویکردی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
73 - 92
حوزههای تخصصی:
رویه های پایداری در مراکز اقامتی به ویژه هتل ها از نظر مدیریت منابع مالی و انرژی اهمیت خاصی دارد؛ اما اجرایی شدن این رویه ها در این مراکز اقامتی، به ویژه در ایران که براثر اقلیم گرم وخشک و تغییرات اقلیمی همواره با کمبود منابع روبه رو بوده، با موانعی همراه است. در این مقاله به دنبال شناسایی ماهیت این موانع در اجرایی شدن عملکردهای سبز در هتل های چهار و پنج ستاره شهر تهران از دیدگاه مدیران این مراکز اقامتی با استفاده از روش کیفی هستیم. به منظور نیل به اهداف پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با دوازده نفر از مدیران ارشد و میانی آشنا به رویه های پایداری این هتل ها در شهر تهران انجام شده است. تجزیه و تحلیل داده های کیفی گردآوری شده از مصاحبه شوندگان با استفاده از روش تحلیل محتوا و نرم افزار مکس کیودی ای انجام گرفته است. نتایج به دست آمده به عنوان موانع عملکردهای پایداری هتل ها در قالب پنج مقوله دسته بندی شده است. این پنج مقوله شامل مدیران، میهمانان، فرهنگ سازی و آموزش، تجهیزات و هزینه ها، و قوانین و مقررات است که با 23 کد اولیه برآمده از متن مصاحبه های انجام شده شناسایی و دسته بندی شده است. شناسایی و ارائه یک مقوله و شش کد اولیه نوظهور از جنبه های نوآورانه این پژوهش است. همچنین، روایی و پایایی نتایج با شاخص های کرسول و کاپای کوهن برای توافق کدگذاران سنجیده شده است. در پایان، پیشنهادهایی کاربردی ارائه شده تا به برنامه ریزان و مدیران هتل های سبز در به کار بردن راهکارهایی برای اجرایی شدن آن ها به صورت یکپارچه در بخش اقامتگاه ها یاری رسانده شود