چشم انداز شهرهای آینده

چشم انداز شهرهای آینده

چشم انداز شهر های آینده دوره 6 تابستان 1404 شماره 2 (پیاپی 22) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

آینده پژوهی سازماندهی فضای ارتباطی شهر و معماری مسکونی، مطالعه موردی: شهرهای ساحلی استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنسیت فضای ورودی فضای ارتباط شهری مسکن تاریخی آینده پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
این پژوهش به تحلیل طراحی ورودی خانه های بومی استان هرمزگان با تمرکز بر ابعاد دسترسی فیزیکی، دید بصری، و حفظ محرمیت در فضاهای مرتبط با جنسیت می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی الگوهای سازماندهی فضای ورودی و بررسی تأثیر مفاهیم جنسیتی بر طراحی این فضاها است تا ارتباط میان معماری، فرهنگ، و ساختارهای اجتماعی منطقه روشن تر شود. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کمی و کیفی و بررسی تطبیقی نمونه های خانه های تاریخی در سه شهر منتخب استان، به بررسی دسترسی و دید بصری فضاهای ورودی نسبت به فضاهای دارای اولویت جنسیتی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد بندر لنگه با 66.66% ورودی های باز بیشتر بر ارتباط با محیط بیرون تأکید دارد، در حالی که بندر کنگ به ورودی های نیمه باز (82.35%) توجه کرده است. از نظر محرمیت، بندر کنگ با 92% بیشترین توجه به حریم خصوصی دارد. همچنین، در بندر کنگ 84% ورودی ها مردانه و در بندر لنگه و خمیر به ترتیب 46% و 23% ورودی ها زنانه است، فضاهای مختص زنان و مردان به طور نسبی دسترسی و دید کمتری نسبت به ورودی دارند. این نتایج نقش پررنگ فرهنگ و نیازهای اجتماعی-جنسیتی در شکل دهی به معماری سنتی این منطقه را تأیید می کند. پژوهش حاضر توصیه می کند که معماران و طراحان در فرآیند طراحی به نیازهای خاص جنسیتی و فرهنگی ساکنان توجه ویژه ای داشته باشند تا فضاهایی کارآمدتر، ایمن تر، و متناسب تر برای تمامی گروه ها فراهم کنند. همچنین، یافته های این مطالعه می تواند به عنوان الگویی برای طراحی ورودی در سایر مناطق با شرایط مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۲.

بررسی آینده نگرانه شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار شهر چمستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی جوامع شهری گردشگری پایدار توان طبیعی چمستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
شهر چمستان ظرفیت بالایی برای گردشگری پایدار دارد. برای جلوگیری از پیامدهای نامطلوب گردشگری، ارائه راهکارهای آینده نگرانه با تکیه بر توانمندسازی جامعه محلی و استفاده صحیح از منابع طبیعی ضروری است. این پژوهش در سال 1403 با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد ترکیبی، شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار چمستان را با رویکردی آینده نگرانه بررسی کرده است. جامعه آماری، ساکنین شهر چمستان که به نوعی در فعالیت های مرتبط با گردشگری یا بهره برداری از منابع طبیعی مشارکت دارند بود. نمونه ای با تعداد 400 نفر از ساکنین شهر چمستان به صورت تصادفی انتخاب و به عنوان نماینده جامعه محلی بررسی شد. برای جمع آوری داده ها، از رویکرد توصیفی تحلیلی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل 12 شاخص اصلی و زیرشاخص های مربوطه بود که پس از تأیید 42 نفر از خبرگان حوزه گردشگری و مدیریت شهری، به مرحله اجرا درآمد. به منظور تحلیل داده ها، از تکنیک دیمتل فازی برای بررسی روابط متقابل میان شاخص ها و ارزیابی تأثیرات آن ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص «دسترسی به منابع طبیعی» با میانگین امتیاز 7/4 و «اشتغال زایی» با میانگین امتیاز 6/4 به ترتیب به عنوان اولویت های نخست و دوم شناخته شدند. همچنین، تحلیل ورودی و خروجی به کمک دیمتل فازی حاکی از آن بود که شاخص «فرهنگ و هویت بومی» با نسبت ورودی به خروجی 06/1 در صدر اولویت ها قرار دارد. این تحقیق نشان دهنده اهمیت توجه به توان های طبیعی و مشارکت مردم در فرآیند توسعه گردشگری به منظور بهبود کیفیت زندگی محلی و دستیابی به توسعه پایدار است.
۳.

تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی توسعه شهری آسیب شناسی شهرهای ساحلی استان بوشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
در سال های اخیر، رشد جمعیت سریع و عدم برنامه ریزی مناسب منجر به چالش هایی در زمینه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شده است. بنابراین، تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی موجود و آینده پژوهی برای پیش بینی چالش های آتی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژی توسعه شهری با تأکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر انجام شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی-تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها از نوع کتابخانه ای و میدانی است. تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS Smart بوده است. یافته ها نشان می دهد که مدل تحقیق از کیفیت مناسبی برخوردار است و برازش آن با استفاده از شاخص های اعتبار اشتراک و اعتبار افزونگی مثبت تأیید شده است. واریانس تبیین شده (68/0) نشان دهنده تأثیر همزمان سه معیار شامل راهبردهای اشتغال و اقتصادی، حفظ محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری در شهرهای ساحلی استان بوشهر است. نتایج آزمون فرضیات نیز نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار اجرای راهبردهای اشتغال و پایداری اقتصادی، راهبردهای محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری است. در نهایت، شاخص نیکویی برازش (GOF) برابر با 732/0 به دست آمد که بیانگر مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش است. نتایچ پژوهش نشان می دهد سیاست گذاران باید برنامه هایی متناسب با نیازهای واقعی منطقه ارائه دهند تا هم رشد اقتصادی محقق شود و هم محیط زیست حفظ گردد و یک چشم انداز جامع برای توسعه شهرهای ساحلی استان بوشهر و شناسایی اولویت های سرمایه گذاری باشد.
۴.

تحلیل عوامل موثر برحکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری (شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوشمند حکمروایی هوشمند مشارکت خدمات عمومی شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
حکمروایی شهری ، پیش شرطی برای توسعه پایدار است . چرا که عدم تمرکز، مدیریت منابع محدود، مشارکت همگانی ، شراکت بین شهر، دولت ، جامعه مدنی و بخش خصوصی ، ابزارهای اصلی نبرد شهرها برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و پایداری توسعه هستند و این ها همگی مستلزم استقرار مدل حکمروایی هوشمند شهری است . حکمروایی هوشمند به عنوان یکی از ویژگی های مهم شهر هوشمند که بر پایه مشارکت شهروندان و مشارکت خصوصی / عمومی تشریح شده است . هدف از پژوهش حاضر بررسی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی می باشد. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه با استفاده از 5 شاخص (مشارکت در تصمیم گیری، ارائه خدمات عمومی و اجتماعی، امنیت اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی و درمانی) و 24 گویه بر مبنای پاسخ های شهروندان(با تحصیلات شهرسازی و توسعه و عمران شهری) در شهر تهران و با حجم نمونه 270 نفر انجام شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری Tتک نمونه ای و آزمون همبستگی پیرسون با نرم افزار spss استفاده شده است. براساس یافته ای پژوهش، مشارکت سازمان های غیردولتی با میانگین (97/3) بیشترین تأثیر را در حکمروایی هوشمند شهری دارد. همچنین عدم توجه به خدمات عمومی و اجتماعی همواره در شهرهایی که مدیریت ضعیف و سودجویی را دارند بیشتر خواهد بود، با توجه به پژوهش صورت گرفته و براساس نظرات شهروندان از جمله عوامل اثرگذار بر حکمروایی هوشمند شهری، ارائه خدمات عمومی به شهروندان توسط مدیریت شهری و اخذ عوارض به طور منظم جهت تحقق طرح های توسعه شهری توسط سیستم مدیریت شهری است..
۵.

تحلیل معیارهای کالبدی-مدیریتی موثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده (مطالعه موردی: فضاهای سبز شهری آستارا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پارک های اضطراری تجهیزات کالبدی مدیریت بحران تاب آوری شهری شهر آستارا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
پارک ها به عنوان فضاهای سبز شهری، در مواقع بحران نقش کلیدی در ارائه خدمات امدادی دارند و می توانند به عنوان مراکز اسکان موقت، جمع آوری و حتی ارائه خدمات اولیه عمل کنند. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل معیارهای کالبدی مدیریتی مؤثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده با تمرکز به فضاهای سبز شهری آستارا است. پژوهش حاضر کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی و کیفی طراحی شده است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه استفاده شده که شامل گویه های مختلف در زمینه کالبدی و مدیریتی طراحی شد تا داده های کمی از نظر کارشناسان جمع آوری شود. همچنین، از داده های شهر آستارا برای تحلیل وضعیت فعلی پارک ها و نیازهای مربوط به فضاهای اسکان اضطراری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تست در SPSS و تحلیل عاملی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که عناصر کالبدی مانند کیفیت زیرساخت ها (58/2)، تناسب فضای سبز (50/2) و ایمنی سازه ها (4/2) وضعیت نامطلوبی دارند. از سوی دیگر، در عناصر مدیریتی، سطح آمادگی مدیریتی برای مدیریت بحران (47/3) و دسترسی سریع به پارک ها (07/3) نسبت به سایر متغیرها عملکرد بهتری داشته اند. تحلیل عاملی پنج عامل شامل تاب آوری و آمادگی مدیریتی، کارآمدی و دسترسی پذیری، کارآمدی مدیریت در شرایط بحران، زیرساخت و ایمنی یکپارچه و پایداری مدیریتی و تجهیزاتی شناسایی کرد در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که فضاهای سبز شهر آستارا در حال حاضر قادر به ایفا کردن نقش مؤثر خود در مواقع بحران نیستند و نیازمند بهبود در عناصر کالبدی و مدیریتی هستند. لذا، به منظور ارتقاء تاب آوری شهری، توجه به این عوامل ضروری است.
۶.

بررسی راهبردهای ارتقاء رقابت پذیری در شهرهای آینده با محوریت ایجاد شبکه ای از شهرهای رقابتی (مطالعه موردی: پنج کلان شهر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رقابت پذیری شهری کلان شهر منطقه رقابتی شهرهای شبکه همکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
امروزه شهرهای پیشرفته برای بدست آوردن فرصتهای مناسب جهت توسعه وجذب سرمایه گذاری ها، با یکدیگر دررقابت هستند. علیرغم آنکه رقابت یک نیروی برانگیزاننده و پیشران تلقی می گردد در صورتی که رقبا یعنی سایر شهرها و مناطق، مولدتر و خلاق تر باشند، این امر موجب بی ثباتی در شهرهای منفرد رقابتی خواهد شد. لذا با توجه به آنکه هدف اصلی تمام برنامه ریزی های توسعه در کشور رسیدن به توسعه پایدار و تعادل منطقه ای می باشد، جهت دستیابی به الگویی از توسعه فضایی متوازن در کشور و تقویت قابلیتهای رقابت پذیری کلان شهر ها، شناسایی فرصت ها و مزایای رقابتی خود و همچنین ایجاد مزایای رقابتی جدید در کنار بهره مندی از تجارب دیگر شهرهای موفق در پیوند با یکدیگر و با محوریت شکل گیری شهرهای شبکه، ضرورت بیشتری خواهد یافت. پژوهش حاضر با هدف افزایش توان رقابت پذیری کلان شهرها، چگونگی تحقق شبکه ای از شهر های رقابتی را در بستر تهران با چهار کلان شهر از مناطق چهار گانه منتخب (مشهد در شمال شرقی، تبریز در شمال غربی، اهواز در جنوب غربی و زاهدان در جنوب شرقی) در ارتباط با یکدیگر و با منطقه رقابتی همجوار بررسی می نماید. بدین منظور ابتدا ابعاد رقابت همکارانه و شاخص های آن (در دو سطح: ا-کلان شهرها با تهران و2-کلان شهرها با منطقه رقابتی همجوار خود با استفاده از پرسشنامه) مشخص و به دنبال تعیین وزن شاخص ها با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شهرها به روش ویکور رتبه بندی و جایگاه هر یک در قالب شبکه ای از شهرهای همکار در رقابت پذیری تعیین گردید. نتایج حاصله حاکی از ارتقاء نمره و رتبه رقابت پذیری به مدد هم افزایی های صورت گرفته در کلان شهرهایی است که از ظرفیت های همکاری بیشتری با منطقه رقابتی همجوار خود، برخوردار بودند. تبریز بالاترین رتبه در همکاری با تهران، و مشهد و تبریز پس از تهران رتبه اول و دوم را در همکاری با منطقه همجوار نشان دادند؛ و زاهدان رتبه بهتری در مقایسه با اهواز در سطح دو بدست آورد. لذا پیشنهاد می شود برنامه های توسعه بیشتر بر تعامل و همکاری میان کلان شهرها در قالب شهرهای شبکه تمرکز نمایند.
۷.

کاربست اصول پیاده مداری در شهر هوشمند (محله علم و صنعت و نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند حمل و نقل پایدار پیاده مداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
رشد روز افزون جمعیت و تمرکز آنها در شهرها آثار مخرب بر زیستگاه های طبیعی و زندگی بشر، خطر کمبود و اتمام منابع طبیعی را به همراه داشته و جوامع را با چالش های فراوانی برای ایجاد زیر ساخت ها و تامین نیازهای روز افزون ساکنین روبرو کرده است. حرکت شهرهای جهان به سمت هوشمند شدن دارای مزایای بسیاری است یکی از مهمترین این مزایا، بهینه شدن حمل ونقل است. در عصر حاضر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هرچه بیشتر به حمل و نقل پایدار می باشند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه اسنادی و میدانی سعی شده با توجه به رابطه دو طرفه ای که بین شهر هوشمند و پایدار وجود دارد، توجه بیشتری به مفهوم پایداری در دل شهر هوشمند شود و آثار و نتایج آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با تاکید بر پیاده محوری، نشان داده شود.پس از مراحل شناخت به تحلیل آنچه هدف است پرداخته شد، با کمک نرم افزار SPSS ابتدا با تحلیل عاملی، عوامل مشخص در شهر هوشمند و پیاده مداری استخراج و سپس با بین تک تک عوامل شهر هوشمند و تمام عوامل پیاده مداری رگرسیون گرفته شد که نتایج این تحلیل حاکی از آن است عوامل موثر بر ارتقا شهر هوشمند عبارتند از ویژگی اجتماعی، کیفیت محیطی و حمل و نقل، امکانات شهری، کیفیت زندگی هوشمند، همبستگی و تعامل، آموزش و هوشمند سازی، امکانات الکترونیک، مشارکت و تعامل شهری، کاربری، سرزندگی و خدمات، ویژگی فردی و اوقات فراغت.میتوان نتیجه گرفت که پیاده مداری باعث ارتقا عملکرد شهر هوشمند می شود و این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گیرد.
۸.

پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیشران های موثر آینده پژوهی فضاهای آموزشی طراحی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۱
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
۹.

شناسایی پیشران های موثر بر توسعه گردشگری فرهنگی با تاکید بر هنرهای نمایشی با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری فرهنگی هنرهای نمایشی آینده پژوهی کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
امروزه صنعت گردشگری و در این میان گردشگری فرهنگی فراتر از یک صنعت، به مثابه پدیده پویای جهانی و اجتماعی است که پیچیدگی های خاص خود را دارد و شناخت دقیق و تحلیل علمی این پدیده می تواند چارچوب مطمئنی برای برنامه ریزی صنعت گردشگری فراهم آورد. این صنعت به منزله بزرگ ترین تحرک اجتماعی با پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و فضایی متعدد همواره نیازمند اثربخش کردن توسعه آن در حال و آینده است. در این راستا برنامه ریزی برای توسعه گردشگری، به عوامل و شرایط گوناگونی وابسته است که به شرط به کارگیری نظام مند و ساختاری آنها، می توان به این مهم دست یافت. این موضوع نشان از اهمیت آینده پژوهی و ضرورت تدوین چشم اندازهای آینده در فرایند توسعه گردشگری و در این میان پیشران های گردشگری فرهنگی دارد. بدین منظور در پژوهش حاضر سعی بر آن است که پیشرانهای گردشگری فرهنگی کلیدی موثر شناسایی و تحلیل شوند. در نوشتار پیش رو ابتدا با تکنیک دلفی، 30عامل اولیه استخراج شده، سپس با استفاده از روش دلفی مدیران، ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه ها تشکیل شد. در مرحله بعد، تحلیل ماتریس با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج حاصل از پراکندگی متغیرها در محور تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل در نرم افزار میک مک، بیانگر پایداری سیستم در توسعه گردشگری است و بر همین اساس، یافته های پژوهش نشان داد که برندسازی شخصیت های برجسته ایرانی، گسترش حس سرزندگی در مکان های تاریخی، توسعه زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری، رفع نگرانی گردشگران از باب امنیت مقاصد گردشگری، تمهیدات نظارت بر جاذبه های فرهنگی و تاریخی، تامین امینت گردشگران ورودی به کشور به عنوان یکی از حقوق اولیه آنها، سرمایه گذاری در جهت تنوع بخشیدن به جاذبه ها، زیرساخت های مناسب اقامتی و رفاهی، زیرساخت های مناسب برای رفت و آمد گردشگران، دیپلماسی گردشگری به عنوان پیشران های کلیدی شناسایی شدند.
۱۰.

سنتز پژوهی کیفی تاب آوری سکونتگاه های آینده در برابر سیل شهری؛ ارائه چارچوبی چند لایه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری سکونتگاه های آینده سیل شهری ناشی از تغییر اقلیم سنتز کیفی راهکارهای مبتنی بر طبیعت مدل چندلایه برنامه ریزی تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری سکونتگاه های شهری در برابر سیلاب و ارائه چارچوبی چندلایه بر اساس روش سنتزپژوهی کیفی است. این پژوهش با روش سنتزپژوهی کیفی و بر پایه الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، ۳۰ منبع معتبر بین المللی (۲۰۱۰–۲۰۲۴) را تحلیل کرده و عوامل مؤثر بر تاب آوری شهری در برابر سیلاب را شناسایی نموده است. یافته ها نشان می دهد تاب آوری سکونتگاه ها در دو دسته اصلی کالبدی (زیرساخت های سبز و آبی، خدمات اکوسیستم، راه حل های مبتنی بر طبیعت و کیفیت فضایی) و غیرکالبدی (برنامه ریزی تطبیقی، ادراک ریسک، مشارکت اجتماعی و مدیریت بحران) قابل طبقه بندی است. بر اساس نتایج، تاب آوری مؤثر مستلزم هم افزایی این عوامل در سه لایه است: در لایه کالبدی، راهکارهای مبتنی بر طبیعت (NbS) و طراحی انعطاف پذیر نقش کلیدی دارند؛ در لایه اجتماعی، مشارکت جامعه محلی و حکمروایی یکپارچه اهمیت ویژه می یابند؛ و در لایه مدیریتی، برنامه ریزی انعطاف پذیر و سیستم های هشدار زودهنگام ضروری اند. نوآوری اصلی مقاله در ارائه «مدل چندلایه تاب آوری» است که تعامل میان عوامل فیزیکی، اجتماعی و نهادی را تبیین می کند و نشان می دهد راهکارهای فنی تنها در پیوند با سازوکارهای نهادی و مشارکت ذی نفعان اثربخش خواهند بود. این مدل می تواند مبنای تدوین راهبردهای یکپارچه برای معماران، برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار گیرد. توسعه پایدار، تقویت زیرساخت ها، برنامه ریزی شهری با توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و استفاده از داده های تجربی محلی می تواند تأثیر بسزایی در کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در برابر بحران های اقلیمی و سیلاب ها داشته باشد. پیشنهادهای کلیدی این پژوهش شامل؛ ادغام شبکه های سبز–آبی در طرح های توسعه شهری و روستایی، ایجاد ساختارهای نهادی یکپارچه و سیستم های هشدار هوشمند، و تمرکز بر مطالعه تطبیقی، توسعه مدل های ترکیبی، توجه به جوامع محروم، تحلیل فناوری های نوین، و ارزیابی بلندمدت راهکارهای طبیعی در پژوهش های آینده است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۲۳