توسعه پایدار محیط جغرافیایی

توسعه پایدار محیط جغرافیایی

توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال 7 بهار 1404 شماره 12 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

آینده نگاری شهر هوشمند تاب آور بر پایه ی برنامه ریزی سناریو (مطالعه ی موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند شهر تاب آور برنامه ریزی سناریو رشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
پیشینه و هدف: این پژوهش با تمرکز ویژه بر همگرایی مفاهیم شهر هوشمند و تاب آوری شهری، به دنبال ارائه چارچوبی یکپارچه برای توسعه ی شهری است. در حالی که پژوهش های پیشین اغلب به بررسی جداگانه ی این مفاهیم پرداخته اند، این مطالعه از طریق به کارگیری روش آینده نگاری و برنامه ریزی سناریو، به تحلیل آینده های محتمل شهر رشت می پردازد.  این رویکرد امکان شناسایی عدم قطعیت های کلیدی و تدوین سناریوهای مبتنی بر آن ها را فراهم می سازد و در تلاش است تا به ارتقای دانش موجود در زمینه ی برنامه ریزی شهری هوشمند و تاب آور کمک نماید. شهر رشت با توجه به رشد جمعیت و زیرساخت های فرسوده آن، در برابر مخاطرات طبیعی و انسانی بسیار آسیب پذیر است؛ ازاین رو تقویت تاب آوری این شهر از مسیر توسعه زیرساخت های هوشمند، امری حیاتی برای پایداری آینده ی شهری آن به شمار می رود. روش شناسی: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد برنامه ریزی مبتنی بر سناریو، به توسعه مفهوم «شهر هوشمند تاب آور» در رشت می پردازد که دو پرسش اصلی را دنبال می کند: پیشران های موثر در گذار رشت به یک شهر هوشمند تاب آور کدامند؟ و سناریوهای ممکن در آینده این گذار کدام اند؟ روش پژوهش، تحلیلی-اکتشافی است که با بررسی مفهومی تاب آوری در بستر شهر هوشمند آغاز می شود و مبنای نظری لازم برای شناسایی پیشران ها را فراهم می آورد. نیروهای محرک با استفاده از نرم افزار MicMac شناسایی و دسته بندی شدند. همچنین، برنامه ریزی سناریو با تکیه بر مدل شبکه کسب وکار جهانی به کار گرفته شد. در مراحل بعدی، روش دلفی در دو دور با مشارکت ۲۵ متخصص شهری برای جمع آوری نظرات و تعیین عدم قطعیت های کلیدی استفاده شد. تحلیل محتوای کیفی نیز با نرم افزار Maxqda  انجام گرفت. یافته ها و بحث: یافته ها به اهمیت توجه هم زمان به هوشمندی و تاب آوری در فرآیند توسعه شهری اشاره دارند. شهر هوشمند با تکیه بر نوآوری های فناورانه در پی حل مسائل شهری است، درحالی که شهر تاب آور بر توانایی سازگاری با تغییرات و مقابله با شوک ها تمرکز دارد. درک سناریوهای ممکن برای یک شهر هوشمند تاب آور، به برنامه ریزان شهری کمک می کند تا سیاست ها و راهبردهای مؤثر تری طراحی کنند. چهار سناریوی آینده نگر برای رشت، مبتنی بر دو عدم قطعیت کلیدی شامل حکمروایی فناوری و توسعه پایدار شهری ترسیم شدند. سناریوی طلایی، وضعیت ایده آل و مطلوبی را نشان می دهد که در آن هر دو عدم قطعیت به درستی مدیریت شده اند. در مقابل سناریوی «عصر تاریک»، بدترین وضعیت را توصیف می کند که در آن ضعف حکمروایی و ناپایداری منجر به افول شهری می شود. این پژوهش تأکید می کند که برنامه ریزی آینده رشت باید در جهت پرهیز از سناریوهای منفی و تقویت حکمروایی فناورانه و پایداری صورت گیرد. در این مسیر، حکمرانی مؤثر و مشارکت ذی نفعان، نقش کلیدی ایفا می کنند. نتیجه گیری: این مطالعه نقش اساسی تلفیق رویکردهای شهر هوشمند با راهبردهای تاب آوری را در دستیابی به توسعه پایدار شهری در رشت برجسته می سازد. نتایج حاکی از آن است که آینده شهر به شدت تحت تأثیر دو عدم قطعیت مهم، یعنی حکمروایی فناوری و توسعه پایدار شهری قرار دارد. با بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نو و در عین حال تقویت برنامه ریزی تاب آور شهری، رشت می تواند توان تطابق با چالش ها و کاهش مخاطرات احتمالی را افزایش دهد. سناریوهای ارائه شده، مسیرهای راهبردی برای سیاست گذاران ترسیم می کند و بر لزوم حکمروایی پیش نگر، همکاری بین ذی نفعان و نوآوری فناورانه تأکید دارد. در نهایت، تحقق «سناریوی طلایی» نیازمند سرمایه گذاری راهبردی در زیرساخت های دیجیتال، ارتقای پایداری و سیاست گذاری شهری فراگیر است؛ تا آینده ای هوشمند، تاب آور و شکوفا برای رشت رقم بخورد.
۲.

اثرات شهرنشینی جمعیتی، اقتصادی و محیط زیستی بر سیستم آب، غذا و انرژی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ایران تنش آبی شهرنشینی منابع در دسترس منحنی کوزنتس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
پیشینه و هدف : الگوی سکونت و سکونتگاه ها در ایران، طی سده گذشته دچار تحول غیرقابل تصوری شده است. این الگو از کوچ نشینی به مرحله شهرنشینی رسیده است. این تحول، فشار بر منابع را تشدید کرده است. برای آزمون این فرض، یک سیستم ارزیابی جامع برای شهرنشینی جدید تشکیل شد. این سیستم شامل پنج بُعد کلیدی است: جمعیت، اقتصاد، فضا، جامعه و محیط زیست، که تحقیقات در مورد دانشگاه نوادا را غنی تر می کند. در این بررسی، میزان فشار ناشی از شهرنشینی بر سیستم های آب، انرژی و غذا در استان های مختلف کشور ارزیابی شد. روش شناسی: برای آزمون فرض مطرح شده، از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شد. داده های مورد نیاز از ترازنامه انرژی، مرکز آمار ایران، بانک مرکزی و وزارت نیرو جمع آوری شد. برای اینکه ارزیابی به صورت دقیق و قابل اعتمادی انجام و تلاش شد تا شاخص های مرتبط با شهرنشینی در ابعاد اقتصادی، فضایی، اجتماعی و زیست محیطی ساخته شود. داده های جمع آوری شده برای هر استان ایران با روش وزن دهی آنتروپی رتبه بندی شدند. در نهایت، با استفاده از مدل اثرات ثابت، پیامدهای هر محدوده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها و بحث: در این بررسی، با استفاده از مدل اثرات ثابت، پیامدهای هر محدوده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که شهرنشینی فشار بر سیستم آب، انرژی و غذا را متاثر ساخت و این تأثیر را می توان به صورت یک منحنی U شکل معکوس نشان داد. وضعیت فعلی این رابطه به این صورت است که از نقطه عطف منحنی عبور کرده است. تفاوت بین مناطق باید به سطوح توسعه اقتصادی آنها مربوط باشد. دلیل اصلی این تأثیر این است که منطقه مرکزی شامل چهار مجموعه شهری با سطح توسعه اقتصادی بسیار مهم (شامل تهران، کرج، قم و اصفهان) است. اساساً، تراکم اقتصادی بالا منجر به تجمع فضایی منابع انسانی و سرمایه مالی و اثر سرریز دانش می شود و این امر، باعث بازآرایی فضایی عوامل تولید می گردد. در این وضعیت، هزینه نوآوری به طور قابل توجهی کاهش یافته، کارایی استفاده از منابع بهبود یافته و همین شرایط، فشار بر سیستم آب، انرژی و غذا را کاهش می دهد. به طور معمول، هنگامی که روند شهرنشینی در حال رشد باشد، فرصت های آموزشی بهتری فراهم می شود و زیرساخت های اجتماعی و مدنی برای افزایش آگاهی زیست محیطی ساکنان و تشویق آنها به اتخاذ رفتارهای سازگار با محیط زیست آماده می شود. آب: ضریب رگرسیون تأثیر شهرنشینی بر آب در سطح 5٪ مثبت است و تأثیر بالایی را نشان می دهد، این فرآیند فشار بر منابع آب را تشدید می کند. انرژی: ضریب رگرسیون مقدار بحرانی 246/0 را نشان می دهد. مقایسه این مقدار با میانگین شهرنشینی نشان می دهد که سطح کلی شهرنشینی از مقدار بحرانی فراتر رفته است. در واقع، رابطه منفی بین درجه شهرنشینی و انرژی منطقه ای تأیید می شود. در بخش غذا: ضریب رگرسیون شهرنشینی با مقدار بحرانی511/0 تأثیر U شکل قابل توجهی بر غذا را نشان می دهد، اما در این بخش، سطح کلی شهرنشینی از مقدار بحرانی فراتر نرفته است. این امر نشان می دهد که شهرنشینی در سطح فعلی به کاهش فشار بر سیستم غذایی منطقه ای کمک کرده است.                     نتیجه گیری: ضرایب تخمینی برای شهرنشینی جمعیتی و شهرنشینی اجتماعی به ترتیب 692/23 و 703/24 محاسبه شد. این ضرایب در سطح معنی داری 5% و 1% تأیید شده و مشخص ساخت که هر دو به طور قابل توجهی فشار بر سیستم آب، انرژی و غذا را افزایش داده اند که البته تأثیر شهرنشینی اجتماعی بیشتر از دیگری بوده است. ضرایب تخمینی برای شهرنشینی اقتصادی و شهرنشینی فضایی به ترتیب منهای 82/217 و منهای 895/67 بودند که هر دو در سطح اطمینان 1% از نظر آماری معنی دار هستند. از نظر قدر مطلق ضرایب، شهرنشینی اقتصادی بیشتر از شهرنشینی فضایی است که نشان می دهد این پدیده بیشترین تأثیر را در کاهش فشار بر سیستم آب، انرژی و غذای منطقه ای دارد. نکته بسیار مهم این است که اگرچه ضریب تخمینی برای شهرنشینی محیطی منفی است (منهای 5982/5)، اما این مقدار از نظر آماری معنی دار نیست. بنابراین، نتایج اصلی به دست آمده در این مقاله به شرح زیر است: در طول دوره مورد مطالعه، سطح و میزان شهرنشینی در استان های مختلف ایران روند صعودی مداومی را طی نموده ولی سرعت افزایش در حال کاهش بوده است. تأثیر شهرنشینی بر سیستم آب، غذا و انرژی از نقطه عطف منحنی عبور کرد؛ یعنی افزایش سطح شهرنشینی تأثیر مثبتی بر کاهش سیستم آب، غذا و انرژی داشته است. این یافته ها، حتی پس از انجام مجموعه ای از آزمون های پایداری، معتبر باقی می مانند که نشان دهنده پایداری خوب نتیجه گیری هاست. تأثیر شهرنشینی بر آب، غذا و انرژی ناهمگونی منطقه ای و تفاوت های ساختاری را مشخص می سازد. علاوه بر آن، شهرنشینی تأثیر معکوس "U شکل" قابل توجهی بر سیستم آب، غذا و انرژی در مناطق غربی داشته است، در حالی که تأثیر آن بر سایر مناطق قابل توجه نبوده است.  
۳.

تحلیل ویژگی های شهر ایرانی- اسلامی بر مبنای شاخص های زیست پذیری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر اسلامی شهر ایرانی-اسلامی زیست پذیری شهری شاخص ها روش فرا ترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
پیشینه و هدف: در عصر حاضر زیست پذیری به دلیل فراهم کردن کیفیت بالای زندگی موضوع مطرح در سطح جهانی است. جنبش مدرنیسم و جریان جهانی شدن در طول قرن چهاردهم شمسی توسعه و تکامل شهرهای اسلامی به ویژه شهرهای ایرانی - اسلامی را تحت تأثیر قرار داده است. بانفوذ عناصر شهرهای غربی در شهرهای ایرانی ماهیت و محتوای شهرهای معاصر ایرانی دستخوش تغییرات جدی شده و کیفیت زندگی را متأثر ساخته است. زیست پذیری با کمک فضاهای باز عمومی، خیابان های پرجنب وجوش، میدان های محوطه سازی شده، مبلمان خیابانی و امکانات مختلف عمومی که به متحرک کردن محله کمک می کند، افزایش قابلیت زیست در شهر را به دنبال دارد. به دلیل اهمیت کیفیت زندگی در شهرهای ایرانی اسلامی هدف این پژوهش بررسی رابطه زیست پذیری شهری و شاخص های شهر ایرانی - اسلامی است. روش شناسی: جامعه مورد مطالعه پژوهش، مطالعات در دسترس فارسی در بازه زمانی 1390-1400 است. با توجه به منابع متعدد در دسترس در مورد شهر ایرانی - اسلامی، از روش فراترکیب مقالات استفاده شده است. تعداد 27 مقاله با موضوع شهر ایرانی- اسلامی و 29 مقاله با موضوع زیست پذیری شهری انتخاب شدند. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و با بهره مندی از شیوه ی تحلیل محتوی است. یافته ها و بحث : یافته های این پژوهش نشان می دهد زیست پذیری شهری و شهر ایرانی اسلامی اشتراکات زیادی با هم دارند و با هم همسو هستند. بنابراین می توان شاخص های زیست پذیری شهری را جهت بهبود کیفیت زندگی و زیست در شهرهای ایرانی - اسلامی  به کاربرد. این امر مستلزم آن است که این شاخص ها ابتدا با توجه به شرایط جغرافیایی، ارزش ها و فرهنگ اسلامی ما بومی سازی شود. در شهر اسلامی تمام ابعاد به یکدیگر وابسته هستند. بعد اقتصاد از ابعاد مهم در شهر است که دیگر ابعاد را تحت الشعاع قرار می دهد و شهری بدون فقر و با عدالت اقتصادی، شهری با عدالت اجتماعی را به وجود می آورد و به بیانی واضح تر شهری با اقتصاد سالم، شهروندانی سالم خواهد داشت. شهروند سالم و مسلمان شهر اسلامی را به وجود خواهد آورد. نتیجه گیری: ویژگی های زیست پذیری شهری با ویژگی های شهر ایرانی-اسلامی هم پوشانی دارد و تقریباً تمام ویژگی های زیست پذیری شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم در قرآن کریم و روایات بیان شده اند. یافته ها نشان می دهد شاخص های محله محوری، نوع فضاهای شهری، بافت شهر، نشانه و نماد، فضاهای پاسخگو به نیاز شهروندان، معماری همساز با اقلیم، مسکن، حمل و نقل، دسترسی، پیاده محوری، جهت یابی، مقیاس انسانی، محصوریت، کاربری مختلط، همجواری، تنوع گرایی، کارآیی، اداره شهر، ایمنی، زیباگرایی در بعد کالبدی و شاخص های حقوق شهروندی و همسایگی، آسایش و آرامش، احترام، انسان گرایی، هویت، عدالت و برابری، سرزندگی، آزادی اجتماعی، امنیت، مشارکت، هویت، عدالت و برابری، تعامل اجتماعی، سرزندگی، تعادل، اعتماد اجتماعی، آموزش، فقرزدایی، انسجام اجتماعی و قانونمندی های اجتماعی در بعد اجتماعی و شاخص های عدالت اقتصادی، تولید محصول(کالاهای مصرفی و سرمایه گذاری) در بعد اقتصادی و شاخص های طبیعت گرایی، پاکیزگی، سلامت، کاهش آلودگی، حفظ محیط زیست، اهمیت آب، نور و روشنایی، جلوگیری از آفات مشترک هستند و شاخص های بدون رابطه به طور غیر مستقیم در قرآن کریم و روایات وجود دارند.
۴.

مدل سازی و سطح بندی درآمدهای پایدار شهرداری (مطالعه موردی: شهرداری زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درآمد پایدار توسعه پایدار شهری شهرداری زنجان مدیریت شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
پیشینه و هدف: شهرداری ها و یا دولت های محلی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای مردمی، وظیفه خدمت رسانی به شهرنشینان را با هدف تأمین خواسته های اولیه زندگی و در نتیجه رسیدن به شهری توسعه یافته به عهده دارند. بدین منظور شهرداری ها می بایست منابع و درآمدهایی در اختیار داشته باشند چرا که امروزه علاوه بر ناکافی بودن منابع درآمدی، مشکل جدی تری به نام ناپایداری درآمدی فرآروی شهرداری ها وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران که متشکل از سیستم اقتصادی ناکارآمد، نظام های مالیاتی ضعیف و فاقد مکانیزم مشارکت شهروندان در تأمین هزینه های شهرها هستند، عمدتاً سیستم تأمین درآمد شهرداری ها به سمت منابع درآمدی ناپایدار و ناسالم جهت می یابد. ازاین رو برخورداری از نظام درآمدی پایدار، همچون عنصر مهمی می باشد که سبب موفقیت در انجام مأموریت ها می شود تا در نتیجه آن بتواند به انتظارات و نیازهای جامعه پاسخ مثبت دهد. برعکس در صورت برخوردار نبودن از منابع درآمدی پایدار، برنامه ریزی مالی و بودجه ای شهرداری ها دچار مشکل شده و در نتیجه ادامه این روند منابع درآمدی فعلی نمی تواند پاسخگوی هزینه های رو به افزایش شهرداری ها در سال های آتی باشد. بنابراین این پژوهش با هدف مطالعه وضعیت درآمدهای شهرداری زنجان از لحاظ پایداری و سطح بندی آن انجام شده و به بررسی درآمدهای شهرداری زنجان پرداخته است. آن را از حیث معیارهای پایداری، بررسی و تجزیه و تحلیل کرده است. روش ها: . فلسفه مطالعه از نوع تفسیری با رویکرد کیفی است. استراتژی تحقیق توصیفی بوده و با تکنیک تحلیل محتوا و نظام تجزیه و تحلیل قائم بر تحلیل در عملیات نرم (دیمتل و ساختاری تفسیری) به تبیین مسئله اصلی تحقیق پرداخته است. این دو مدل از پرسشنامه مقایسه زوجی و علیت یابی منتج می شوند. پس از شناسایی متغیرهای (منابع درآمدی شهرداری زنجان که از میان متون چاپی بدست آمده است) محقق اقدام به تدوین پرسشنامه مقایسه زوجی و اندازه گیری آن کرده است. پس از جمع آوری داده ها ابتدا به روش دیمتل روابط قطعی مابین متغیرها شناسایی شده است. از روابط قطعی بدست آمده در این بخش برای معادلات ساختاری تفسیری یا ISM استفاده و مهمترین سطوح منابع درآمدی شهرداری شناسایی شدند. در نهایت مهمترین منابع درآمدی شهر زنجان شناسایی شد. همچنین جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان برنامه ریزی شهری در عرصه مدیریت شهری (کارمندان شهرداری و اساتید دانشگاه) را شامل می شود که ازاین رو ۱۲ نفر به عنوان نمونه جامعه آماری انتخاب شده است. یافته ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که منابعی مانند درآمد حاصل از حمل و نقل عمومی، طراحی فضاهای فرهنگی و نمایشگاه ها، اعانات و هدایا، خدمات بخش مسکونی و زمین، عوارض بیمه و خودیاری شهروندان به عنوان منابع پایدار و اساسی در نظام مدیریتی شهرداری زنجان شناخته می شوند. این منابع به دلیل داشتن ویژگی هایی مانند ثبات، پیش بینی پذیری و قابلیت اتکا، به شهرداری کمک می کنند تا برنامه ریزی بلندمدت و مؤثری برای توسعه شهری داشته باشد. در مقابل، منابعی نظیر تراکم فروشی، پروانه ساختمان، جرایم کمیسیون ماده ۱۰۰، استقراض شهرداری از منابع دولتی و تثبیت تجاری به عنوان منابع ناپایدار شناخته شدند که نمی توانند به عنوان پایه ای قابل اعتماد برای تامین درآمد شهرداری مورد استفاده قرار گیرند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر قابل تعمیم به اغلب شهرداری ها و نظام مدیریت شهری در ایران است و تأکید بر ضرورت توجه به منابع پایدار درآمدی و کاهش وابستگی به منابع ناپایدار دارد. این امر نه تنها به بهبود وضعیت مالی شهرداری ها کمک می کند بلکه می تواند اعتماد عمومی را نیز افزایش دهد و زمینه ساز توسعه پایدار شهری باشد. برای تأمین منابع درآمدی پایدار و مدیریت کارآمد شهر، شهرداری زنجان باید بر منابع پایدار تمرکز بیشتری داشته باشد. افزایش درآمد از طریق ارائه خدمات شهری و دریافت هزینه های مربوطه، همچنین مالیات های شهری که شهروندان برای این خدمات پرداخت می کنند، می تواند به افزایش دخالت مردم در مدیریت امور شهری و بهبود عملکرد شهرداری منجر شود.  
۵.

نقش حکمروایی همکارانه در توسعه متعادل منطقه ای استان مرزی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رژیم حکمروایی همکارانه ظرفیت نهادی مشارکت چندسطحی تمرکززدایی فضایی نابرابری فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
پیشینه و هدف : مناطق مرزی به دلیل انزوای جغرافیایی و توسعه نیافتگی تاریخی، در فرآیند توسعه از مناطق مرکزی عقب مانده اند. این نابرابری با رویکردهای توسعه از بالا به پایین که رشد اقتصادی را بدون توجه به پایداری دنبال می کنند، بیشتر تشدید شده است. چارچوب های معاصر به طور فزاینده ای بر رویکردهای نهادی تأکید دارند که ابعاد فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر می گیرند. این پژوهش به بررسی نقش حکمروایی همکارانه در تحقق توسعه متعادل منطقه ای در استان کردستان، به عنوان یکی از مناطق مرزی راهبردی ایران، می پردازد. با تحلیل مفاهیم کلیدی همچون پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم ، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و چرخه های پویای همکاری، این تحقیق چارچوبی عملیاتی برای رفع کاستی های ساختاری و ترویج توسعه عادلانه ارائه می دهد. روش شناسی : این مطالعه از رویکردی ترکیبی بهره گرفته و از روش های کیفی و کمی به صورت توأمان استفاده می کند. روش تحقیق از نوع توسعه ای-کاربردی بوده و چارچوب آن توصیفی-تحلیلی است. داده ها از طریق مرور گسترده متون، تحلیل اسناد، و مطالعات میدانی با استفاده از پرسشنامه های ساختاریافته گردآوری شده اند. این پرسشنامه ها میان ۴۰ نفر از کارشناسان محلی و سیاست گذاران توزیع شده است. چارچوب تحقیق شامل چهار مؤلفه اصلی حکمروایی است: پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و پویایی همکاری. هر یک از این مؤلفه ها با شاخص های خاصی اندازه گیری شده اند. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و تمرکز بر آزمون T تک نمونه ای برای سنجش میزان تأثیر مؤلفه های حکمروایی در تحقق توسعه متعادل منطقه ای انجام شده است. همچنین نظریه های برنامه ریزی نهادی و فضایی به منظور تبیین یافته ها به کار رفته اند. در این مطالعه ضعف های ساختاری در سازوکارهای حکمروایی و فرآیندهای مشارکتی شناسایی شده اند که مانع همکاری مؤثر می شوند. با تحلیل داده های تجربی، شکاف های موجود در نظام حکمروایی مورد ارزیابی قرار گرفته و بر ضرورت بازسازی نهادی تأکید شده است. یافته های پژوهش به طراحی مدلی منجر شده اند که با تقویت هماهنگی بین سازمانی، مشارکت ذی نفعان، و هم راستایی سیاست ها، مسیر توسعه پایدار منطقه ای را هموار می سازد. یافته ها و بحث : یافته های این پژوهش نشان می دهد که سطح حکمروایی همکارانه در استان کردستان به طور معناداری از استاندارد مطلوب برای دستیابی به توسعه متعادل منطقه ای فاصله دارد. تحلیل های آماری، از جمله آزمون T، بیانگر آن است که اگرچه هر یک از ابعاد حکمروایی همکارانه— پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم ، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و چرخه های پویای همکاری—نقشی حیاتی ایفا می کنند، اما هیچ کدام به تنهایی قادر به تحقق توسعه متعادل نیستند. در عوض، این تعامل هم افزا و چرخه ای میان مؤلفه هاست که پیشرفت مؤثر و پایدار منطقه ای را امکان پذیر می سازد. تحلیل های کیفی و مقایسه ای نیز ضعف های ساختاری اساسی در چارچوب نهادی استان، از جمله ضعف هماهنگی بین سازمانی، نبود شفافیت در تصمیم گیری و فقدان اعتماد میان ذی نفعان را برجسته کرده اند. چالش های اساسی نظیر تمرکزگرایی سیاسی بیش از حد، مشارکت محدود جامعه مدنی، و فقدان سازوکارهای ساختاریافته همکاری، اثربخشی سیاست های توسعه ای را کاهش داده و نابرابری های منطقه ای را تشدید کرده اند. برای پاسخ به این چالش ها، پژوهش حاضر مدلی یکپارچه و راهبردی از حکمروایی همکارانه را پیشنهاد می کند که با توجه به زمینه منطقه ای طراحی شده است. این مدل با بهره گیری از ظرفیت های نهادی شورای برنامه ریزی و توسعه استان، شورای اداری، استانداری و نهادهای کلیدی بخش خصوصی و مدنی، بستری ساختاریافته برای سیاست گذاری فراگیر و مشارکتی فراهم می سازد. در این مدل، تأکید ویژه ای بر نقش رهبری تسهیل گر، تعریف روشن نقش ذی نفعان، و تقویت سرمایه نهادی به منظور ایجاد چرخه پویای همکاری بین سازمانی شده است. از منظر کاربردی، مدل پیشنهادی از طریق پنج مؤلفه اصلی عملیاتی می شود: توانمندسازی نهادی، تجهیز مالی و قانونی، شبکه سازی بین سازمانی، آگاه سازی عمومی و بسیج اجتماعی، و پایش و ارزیابی مشارکتی. این چارچوب، تدوین چشم انداز راهبردی مشترک را به عنوان سنگ بنای برنامه ریزی متعادل منطقه ای در نظر می گیرد و تحلیل محدودیت های موجود، بسیج منابع و فرصت ها، و طراحی چارچوب های قانونی شفاف را در بر می گیرد. در نهایت، این فرآیند به تدوین سند راهبردی حکمروایی همکارانه منتهی می شود که به مثابه نقشه راهی عملی برای توسعه عادلانه و پایدار در مناطق مرزی استان کردستان عمل می کند. نتیجه گیری : این مطالعه بر نقش حیاتی حکمروایی همکارانه در کاهش نابرابری های منطقه ای و تقویت توسعه متعادل در استان کردستان—به عنوان یکی از مناطق مرزی کلیدی ایران—تأکید می کند. مدل حکمروایی پیشنهادی، اصلاحات نهادی، مشارکت ذی نفعان، و هم راستایی سیاست ها را برای تضمین توسعه پایدار در اولویت قرار می دهد. با یکپارچه سازی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ساختارهای حکمروایی، سیاست گذاران می توانند به توسعه نیافتگی تاریخی مناطق مرزی پایان داده و تاب آوری منطقه ای را تقویت کنند. این تحقیق به عنوان نخستین مطالعه در حوزه حکمروایی همکارانه برای استان کردستان، نقشه راهی راهبردی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان ارائه می دهد. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل پیشنهادی در سایر مناطق مرزی نیز مورد آزمون قرار گیرد تا قابلیت تعمیم و کارآمدی آن سنجیده شود.
۶.

ارزیابی اثرات دلبستگی به مکان در ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط ادراک دلبستگی به مکان کیفیت زندگی مهاباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
پیشینه و هدف: مطالعات متعددی دلبستگی به مکان را به عنوان عاملی مؤثر بر تجربه زیسته و کیفیت زندگی در محیط های شهری بررسی کرده اند. این مطالعات بیشتر بر شناسایی مؤلفه های دلبستگی (مانند هویت، وابستگی و تعهد مکانی) و عوامل مؤثر بر آن (نظیر تعاملات اجتماعی و ویژگی های محیطی) تمرکز داشته اند. با این حال، اغلب این پژوهش ها به صورت نظری یا در مقیاس های کلی انجام شده اند و بررسی های تجربی که به صورت مشخص رابطه دلبستگی مکانی با کیفیت زندگی را در بافت های شهری خاص تحلیل کرده باشند، محدودند. به ویژه در شهرهای کوچک و متوسط با زمینه های فرهنگی خاص مانند مهاباد، این ارتباط کمتر به صورت داده محور مطالعه شده است. از این رو، خلأ پژوهشی مشخصی در تحلیل تأثیر دلبستگی به مکان بر کیفیت زندگی در چنین بافت هایی وجود دارد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین نحوه اثرگذاری دلبستگی مکانی بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی در شهر مهاباد است. هدف این تحقیق، ارزیابی تجربی این رابطه و شناسایی مؤلفه هایی از دلبستگی است که بیشترین نقش را در ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان ایفا می کنند. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی و مبتنی بر پیمایش است و هدف آن کاربردی است؛ زیرا یافته های آن می تواند برای حل مسائل واقعی مورد استفاده قرار گیرد. جامعه آماری شامل ساکنان شهر مهاباد با جمعیتی بالغ بر 393/168 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 383 نفر تعیین شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شدند. پرسش نامه بر اساس طیف لیکرت 5 درجه ای طراحی شده و روایی آن از طریق نظرات خبرگان تأیید شده است. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از ضریب پایایی ترکیبی سنجیده شد که مقدار آن بالاتر از 0.7 بوده و نشان دهنده پایایی بالا است. برای تحلیل داده ها، ابتدا نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف بررسی شد و پس از تأیید نرمال بودن، از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. تمامی تحلیل ها با نرم افزارهای SPSS و Amos انجام گرفت. یافته ها و بحث: تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که تمامی عوامل مرتبط با دلبستگی به مکان دارای بار عاملی بالاتر از 4/0 هستند و در سطح اطمینان 95 درصد معنادارند. در میان ابعاد مختلف، بعد اجتماعی-فرهنگی بیشترین تأثیر را بر دلبستگی به مکان در ارتباط با کیفیت زندگی شهری در مهاباد دارد. پس از آن، بعد محیطی-فضایی و سپس بعد ادراکی-شناختی در رتبه های بعدی قرار دارند. در میان زیرشاخص های عوامل اجتماعی-فرهنگی، تعاملات اجتماعی بیشترین تأثیر را داشته و مشارکت کمترین تأثیر را نشان داده است؛ بنابراین لازم است برای بهبود کیفیت زندگی شهری توجه بیشتری به شاخص مشارکت شود. در بُعد محیطی-فضایی، دسترسی پذیری بیشترین و فرم کالبدی کمترین تأثیر را داشته است. در بُعد ادراکی-شناختی نیز، هویت بیشترین و خوانایی کمترین تأثیر را داشته اند. بنابراین، شاخص های خوانایی و مشارکت نیازمند توجه بیشتر برای ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. مدل ساختاری نهایی نشان داد که بعد اجتماعی-فرهنگی بیشترین نقش را در دلبستگی به مکان و کیفیت زندگی شهری در مهاباد ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که ابعاد اجتماعی-فرهنگی بیشترین تأثیر را در ایجاد دلبستگی به مکان در ارتباط با بهبود کیفیت زندگی شهری در شهر مهاباد دارند. کمترین تأثیر مربوط به بعد ادراکی-شناختی است. در مجموع، همه ابعاد بررسی شده بر شکل گیری دلبستگی به مکان در راستای بهبود کیفیت زندگی شهری ساکنان مهاباد تأثیرگذارند. بنابراین، ایجاد دلبستگی به مکان در این شهر با چالش هایی در حوزه های اجتماعی-فرهنگی، امنیتی، معنایی، زیبایی شناسی بصری، هویت، فضایی، محیطی و عملکردی مواجه است. توجه ویژه به تعامل انسان با محیط و اولویت بندی تمامی مؤلفه ها می تواند زمینه ساز تقویت دلبستگی به مکان و در نتیجه ارتقای کیفیت زندگی فردی و شهری باشد.  
۷.

تبیین سناریوهای فراروی امنیت آب در شهرهای نوبنیاد (مورد مطالعه؛ شهر جدید پردیس، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کلان شهرها مدیریت یکپارچه آینده پژوهی وضعیت بحرانی شهر جدید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
پیشینه و هدف: جهان امروز با چالش های فزاینده ای در حوزه امنیت آب مواجه است. الگوهای بارش در نقاط مختلف جهان در حال تغییر است. سطح آب های زیرزمینی در حال کاهش است و آلودگی منابع آب به مسائل امنیت آب افزوده است. با افزایش روزافزون جمعیت در شهرها و به دنبال آن افزایش مشکلات و مسائل ناشی از شهرنشینی در ابعاد گسترده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی، لزوم ایجاد و استفاده از پلتفرم های مدیریت شهری با رویکرد استراتژیک مطرح شده است. ایران نیز از جمله کشورهایی است که شهرهای جدید با عملکرد جذب سرریز جمعیت برای تعداد زیادی از کلان شهرهای آن تعریف و اجرا شده اند. شهر تازه تأسیس پردیس به عنوان جاذب سرریز جمعیت کلان شهر تهران، در 30 کیلومتری شرق تهران واقع شده است. این شهر  از نظر ژئومورفولوژی در جایگاه مناسبی واقع نیست و با مشکلات زیست محیطی متعددی از جمله کمبود آب و ورود فاضلاب های شهری، صنعتی و کشاورزی به آبراه های طبیعی مواجه است. با توجه به احتمال گسترش این شهر در آینده، به نظر می رسد مسئله آب در آن اهمیت بسزایی داشته باشد. سوال مطرح این است که سناریوهای فراروی  امنیت آب شهر جدید پردیس چیست؟ روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. داده های مورد نیاز با روش کتابخانه ای و پیمایشی جمع آوری و با استفاده از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard بررسی و تحلیل شدند. در پژوهش حاضر، ابتدا با مراجعه به منابع کتابخانه ای، مهم ترین عوامل مؤثر بر امنیت آب شهر جدید پردیس شناسایی و صحت آنها از طریق مصاحبه با خبرگان بررسی شد. در مرحله بعد، پرسشنامه محقق ساخته در قالب ماتریس تحلیل اثرات تنظیم و میزان ارتباط بین متغیرها و حوزه مربوطه توسط خبرگان در نرم افزار Micmac شناسایی شد. با توجه به عوامل شناسایی شده، در مجموع 25 حالت برای 6 متغیر کلیدی در نظر گرفته شد. بر اساس متغیرهای کلیدی و حالت های مختلف آنها، پرسشنامه محقق ساخته دیگری به صورت متقاطع کلیدی طراحی و در اختیار جامعه آماری پژوهش قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 28 نفر از متخصصان فعال در مطالعات امنیت آب است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های تکمیل شده از طریق دستور Ensemble وارد نرم افزار Scenario Wizard شدند و سبد سناریوهای قوی برای امنیت آب شهر جدید پردیس شناسایی و سناریوهای با سازگاری قوی در نرم افزار Vensim تحلیل و شبیه سازی شدند. یافته ها و بحث: متغیرهایِ بی اعتمادی شهروندان به بازیگران سیاسی در سطوح محلی، منطقه ای و ملی، افزایش احساس تبعیض، افزایش رقابت محلی برای دسترسی به منابع آب، افزایش روابط قدرت در قالب تضاد و درگیری، افزایش مهاجرت به شهر پردیس و ناکارآمدی مدیریت منابع آب به عنوان متغیرهای کلیدی شناسایی شدند. متغیرهای کلیدی در قالب حالت های مختلف تعریف و سناریوهای احتمالی تدوین شد. بنابراین، سناریو فراروی امنیت آب در شهر جدید پردیس با 22/22 درصد بحرانی مشخص شد. نتیجه گیری: ۸۵ درصد از کشور ایران دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک است. طی سال های اخیر به دلیل رشد سریع جمعیت و توزیع نامناسب فضایی، شهرنشینی، تغییرات اقلیمی، خشکسالی های متوالی، بیابان زایی و آلودگی هوا، کاهش سطح آب های زیرزمینی کاهش یافته و به طورکلی با کمبود آب مواجه بوده است. شهر جدید پردیس، واقع در ایران و شرق استان تهران، با هدف جذب سرریز جمعیت استان تهران که طی سال های اخیر با بحران آب مواجه است، ساخته شده است. طراحی سناریو برای شش متغیر کلیدی و خروجی نرم افزار سناریو ویزارد نشان داد که وضعیت آینده امنیت آب در شهر جدید پردیس بحرانی است و سه راهکار مهار، تعامل و همزیستی برای حل بحران پیش روی امنیت آب شهر جدید پردیس پیشنهاد شد.  
۸.

بررسی نابرابری های ناحیه ای در توسعه خدمات بهداشتی- درمانی (مورد مطالعه: شهرستان های استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خدمات درمانی توزیع ناحیه ای نابرابری عدالت اجتماعی استان تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۸
پیشینه و هدف: در جهان معاصر نابرابری های منطقه ای پدیده ای فراگیر و رو به گسترش و مورد توجه برنامه ریزی فضایی هستند. یکی از موضوعات مورد تأکید این برنامه ریزی، توزیع متعادل خدمات بهداشت و درمان در همه سطوح فضایی است. موضوع برابری در توزیع مناسب این خدمات و اثرگذاری آن بر کمیت و کیفیت تندرستی مردم، سیاست گذاران را به چالش کشیده و اتخاذ سیاست های مشخص برای افزایش میزان سلامت و چگونگی توزیع خدمات بهداشتی ضروری است. استان تهران به عنوان مرکز دارای امکانات، سالانه جمعیت زیادی را جذب خود می کند. در این میان شهرستان تهران، جمعیت مهاجر را در خود جذب نمی کند بلکه بیشتر  به شهرستان های حاشیه کشیده می شوند که سبب می شود برخی از شهرستان های حاشیه ای، جوابگوی نیازهای خدمات بهداشتی-درمانی جمعیت  نباشند. با توجه به این مهم، هدف پژوهش، بررسی تفاوت های بین شهرستان های استان تهران در این زمینه و علت و چرایی آن است. روش شناسی: پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی تحلیلی است. در این پژوهش اطلاعات و داده های مورد نیاز از روش کتابخانه ای و مطالعه اسنادی استخراج گردیده است. به این صورت که ابتدا با استفاده از اطلاعات کتابخانه ای (کتب، مقالات، اسناد و ....)، بخش مربوط به مقدمه، مبانی نظری و پیشینه پژوهش نوشته شد و در این راستا اطلاعات مربوط به شاخص ها، از طریق سالنامه آماری مربوطه جمع آوری شده است. این اطلاعات ابتدا نرمال سازی و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون وزن دهی شد. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تصمیم گیری ماباک، شهرستان های استان تهران از نظر خدمات بهداشتی و درمانی رتبه بندی شدند و در مرحله آخر با توجه به وضعیت هریک از شهرستان ها، به علت و چرایی این نابرابری ها پرداخته شد. یافته ها و بحث: بین شهرستان های استان تهران از نظر توزیع خدمات بهداشتی و درمانی، تفاوت های زیادی وجود دارد به گونه ای که شهرستان تهران با مقدار 54/123- در رتبه اول، شمیرانات با 72/123-در رتبه دوم، فیروز کوه با 26/125- در رتبه سوم و در سطح توسعه یافته قرار گرفته اند. شهرستان ورامین با مقدار 87/126- در رتبه چهارم، دماوند با 99/126- دررتبه پنجم، ری با 05/127- در رتبه ششم، پاکدشت با 39/127- در رتبه هفتم، شهریار با 55/127- در رتبه هشتم، پردیس با 56/127- در رتبه نهم و پیشوا با مقدار 81/127- در رتبه دهم و در سطح نیمه توسعه یافته رتبه بندی شدند و نهایتاً شهرستان های رباط کریم، بهارستان، قرچک، اسلامشهر، ملارد و قدس به ترتیب با مقدارهای، 83/127-، 93/127-، 128-، 2/128-، 18/128- و 22/128- در رتبه 11 تا 16 و در سطح توسعه نیافته قرار گرفتند. شهرستان تهران به علت مرکز و پایتخت بودن، تمامی امکانات از جمله بهداشتی و درمانی (پزشکان متخصص کافی، بیمارستان های مجهز و با تخت کافی را به طور کامل در اختیار دارد به همین دلیل از نظر خدمات بهداشتی و درمانی  توسعه یافته هستند. نتیجه گیری: دلیل برخوداری شهرستان تهران از خدمات بهداشتی و درمانی، موقعیت مناسب سیاسی، پایتخت، مرکز بودن و توجه جدی مسئولین امر به این مقوله است که باعث شده متناسب با جمعیت و حتی بیشتر از آن، خدمات بهداشتی و درمانی در این شهرستان فراهم شود و جمعیت آن و حتی از پیرامون (مرکز و جنوب کشور) جهت بهره مندی از خدمات مناسب به این شهرستان مراجعه کنند. از طرفی دیگر شهرستان هایی مانند شمیرانات، فیروز کوه، دماوند و ورامین و ری با وجود موقعیت نه چندان حساس، به دلیل جمعیت زیاد توانسته اند متناسب با جمعیت خدمات درمانی لازم را فراهم کنند و از امکاناتی مانند بیمارستان چند تختخواب، اورژانس های مناسب، پزشکان کافی و متخصص و ... بهره مند شوند. در  مقابل شهرستان هایی مانند اسلامشهر، ملارد و پیشوا، فاقد بیمارستان و امکانات لازم مثل پزشک متخصص، ام.آر.آی، سی تی اسکن و ... هستند. به گونه ای که جمعیت برای رفع نیازهای درمانی خود به شهرستان اطراف و برخوردار از جمله تهران مراجعه می کنند. نتایج پژوهش، می تواند مسئولین و برنامه ریزان کشوری را در امر توزیع متعادل این خدمات به نفع شهرستان های محروم یاری رساند.  
۹.

اثرات رشد هوشمند بر زیست پذیری شهری ( منطقه 22 کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضا رشد هوشمند زیست پذیری شهری منطقه 22 کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
پیشینه و هدف: ایجاد منطقه 22 در اوایل دهه 70 موجب رشد شهری دور از مرکز و توسعه خطی به سمت غرب تهران شد. با گذشت زمان، این منطقه به سمت پراکنده رویی و فاصله گرفتن از مرکز حرکت کرد. افزایش نرخ جمعیت و تمایل به سکونت تغییراتی در الگوی رشد منطقه ایجاد کرد، اما اصول رشد هوشمند شهری نادیده گرفته شد. این امر منجر به ساخت و ساز برج ها و ساختمان های بلندمرتبه بدون رعایت برنامه ریزی مناسب کاربری اراضی و تنوع سازی در زیست پذیری اجتماعی شده که الگوی نااندیشیده و گستردگی بافت شهری مشکلات منطقه 22 را تشدید کرده است. هدف این پژوهش تحلیل اثرات رشد هوشمند بر زیست پذیری شهری در منطقه 22 کلانشهر تهران بوده است روش شناسی: این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و بر حسب گردآوری داده ها از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. این پژوهش از دو مرحله تشکیل شده است. در مرحله اول با بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیق به شناسایی ابعاد و شاخص های رشد هوشمند شهری و تاثیر و میزان اهمیت آنها بر زیست پذیری منطقه به صورت کیفی در 5گروه و 38شاخص مجزا مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله دوم با استفاده از تکنیک دیمتل مبتنی بر فرایند تحلیل شبکه دنپ (DANP) به بررسی شدت ارتباطات بین ابعاد و شاخص های رشد هوشمند شهری پرداخته شد. در همین راستا، ارتباط متقابل و اوزان ابعاد و شاخص ها با نظرسنجی 30 نفر از خبرگان و مدیران شهری (متخصصان که آشنایی کافی با رشد هوشمند شهری داشتند) به صورت نمونه گیری هدفمند مشخص شد. یافته ها و بحث: نتایج پژوهش نشان می دهند که بُعد مدیریتی با کسب امتیاز43 0/0 یکی از اثرگذارترین معیارها در بهبود زیست پذیری منطقه 22 کلان شهر تهران است. این مدیریت هوشمند، به منظور استفاده بهینه از اراضی خالی و کاهش چالش ها، ضروری است. عملکرد اقتصادی نیز به طور قابل توجهی تحت تأثیر مدیریت قرار دارد و می تواند به بهبود شرایط زندگی شهروندان و ایجاد رشد پایدار کمک کند. عوامل اجتماعی، مانند اختلاط طبقات اجتماعی و کنترل جمعیت، نقش مهمی در زیست پذیری دارند. همچنین، کیفیت کالبدی منطقه که متاثر از مسائل اقتصادی و اجتماعی است، بر رضایت ساکنان و کیفیت زندگی آن ها تأثیر می گذارد. مشکلات زیست محیطی، از جمله آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی، نیازمند توجه ویژه و برنامه ریزی برای رشد هوشمند شهری هستند. توسعه فضای سبز و پارک ها به عنوان عوامل کلیدی در بهبود کیفیت زندگی ساکنان شناخته شده اند و می توانند به کاهش آلودگی و افزایش رضایت عمومی کمک کنند. در نهایت، هماهنگی بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی برای بهبود کیفیت زندگی و زیست پذیری در این منطقه ضروری است. نتیجه گیری: پژوهش ها نشان می دهند که بعد مدیریتی و زیست محیطی از عوامل کلیدی در رشد هوشمند شهری هستند. در بعد اقتصادی، تنوع کسب وکار و مسکن متنوع جز اثرگذارترین شاخص ها شناخته شده اند. از نظر اجتماعی، اختلاط طبقات و توزیع متعادل تراکم جمعیت اهمیت دارند. در بعد زیست محیطی، توسعه فضاهای سبز و کاهش آلودگی از مهم ترین شاخص ها محسوب می شوند. همچنین، مدیریت واحد شهری و استفاده بهینه از اراضی نیز بسیار حائز اهمیت است. در نهایت، ابعاد کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی از دیدگاه خبرگان، برای افزایش زیست پذیری اجتماعی در منطقه دارای اولویت هستند. در نتیجه با مدیریت مناسب و یکپارچه سازی فضایی برای بهبود وضعیت گسترش منطقه 22 در راستای الگوی رشد هوشمند شهری می تواند نقش مهمی در زیست پذیری شهرها از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ایفا کند و به سمت توسعه پایدار حرکت کند.
۱۰.

فراتحلیل شاخص های کالبدی تاثیرگذار بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای فیزیکی تعاملات اجتماعی مرور دامنه ای خیابان پیاده روی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۶
پیشینه و هدف: خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی مهمی  شناخته می شوند که نقش اساسی در شکل دهی به زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. خیابان ها فراتر از مسیرهای حمل ونقل یا مکان هایی برای ورزش، به عنوان عرصه های پویا برای تعاملات، تقویت پیوندهای اجتماعی و پرورش حس تعلق میان ساکنان شهر عمل می کنند. پیاده روی در خیابان های شهری نه تنها به سلامت جسمی و روانی کمک می کند، بلکه انسجام اجتماعی را افزایش می دهد و از پویایی اقتصادی محلی حمایت می کند. بسیاری از خیابان های شهری فاقد ویژگی های فیزیکی ضروری برای تشویق به پیاده روی و تعامل اجتماعی هستند که این نکته پتانسیل آن ها را به عنوان فضاهای عمومی زنده کاهش می دهد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخص های فیزیکی است که به طور مؤثر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری را ترویج و راه حل های عملی برای بهبود ساختار فیزیکی آن ها را ارایه می کنند. با پرداختن به این مسائل، این مطالعه قصد دارد به برنامه ریزان شهری، طراحان و سیاست گذاران، دستورالعمل های مبتنی بر شواهد ارائه دهد تا محیط های خیابانی را بهبود  و در نتیجه کیفیت کلی زندگی شهری را ارتقا بخشد. سؤالاتی  که این مطالعه را هدایت می کنند عبارتند از: کدام شاخص های فیزیکی به طور قابل توجهی بر افزایش پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند؟ مؤثرترین راهکارها برای بهبود ساختار فیزیکی خیابان ها به منظور حمایت از این نتایج کدامند؟ روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد مروردامنه ای به صورت نظام مند به مرور و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین می پردازد. جامعه مورد بررسی شامل مقالات و پژوهش های علمی مرتبط با پیاده روی، تعاملات اجتماعی و شاخص های فیزیکی خیابان های شهری است که بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند. نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص برای اطمینان از انتخاب مطالعات با کیفیت بالا انجام شد. جمع آوری داده ها از طریق بررسی دقیق اسناد و متون علمی صورت گرفت که سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا کدگذاری و دسته بندی شدند. جستجوها در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی مانند وب آف ساینس، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و مگیران با استفاده از کلیدواژه هایی مانند «محیط فیزیکی»، «پیاده روی» و «تعاملات اجتماعی» انجام شد. فرآیند انتخاب مقالات با توجه به ده شاخص کیفیت از جمله وضوح اهداف پژوهش، دقت روش شناسی، صحت تحلیل داده ها و اهمیت پژوهش هدایت شد. در نهایت، 44 منبع با کیفیت انتخاب شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که شاخص های فیزیکی متعددی به طور قابل توجهی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند. شاخص های کلیدی شناسایی شده عبارتند از: خوانایی و دسترسی پذیری: تنوع کاربری زمین؛ کیفیت پیاده رو؛ زیبایی شناسی؛ و نظم و پاکیزگی.  این یافته ها با ادبیات پیشین همخوانی دارند و بر نقش محوری طراحی فیزیکی خیابان را در ایجاد محیط های شهری فعال و اجتماعی پرجنب وجوش تأکید می کنند. تعامل میان این شاخص ها اثر هم افزایی ایجاد می کند که تأثیرات فردی آن ها بر رفتار عابران پیاده و زندگی اجتماعی را تقویت می کند. نتیجه گیری:   شاخص های محیط فیزیکی خیابان ها نقش کلیدی در تشویق مردم به پیاده روی بیشتر و افزایش فرصت های تعاملات اجتماعی دارند. شاخص ها شامل زیبایی و جذابیت فضا، امنیت و ایمنی ترافیکی، دسترسی و خوانایی معابر، و اتصال و پیوستگی مسیرها هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بهبود این مولفه های مهم می تواند کیفیت محیط شهری را ارتقا دهد؛ سلامت جسمی و روانی افراد را بهبود بخشد و به توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر تأکید دارد که طراحی خیابان ها باید به گونه ای باشد که تمام اقشار جامعه، بدون توجه به سن، جنسیت و توانایی جسمی، احساس راحتی و امنیت کنند و بتوانند در فضاهای عمومی حضور یابند و تعاملات اجتماعی را تجربه کنند. در نهایت، توصیه می شود که طراحان و برنامه ریزان شهری این شاخص های فضای فیزیکی را در طراحی و بهبود خیابان های شهری در اولویت قرار دهند. راهکارهای مشخص شامل موارد زیر است: طراحی پیاده روهای پهن و قابل دسترس مجهز به مبلمان شهری مناسب و سایه بان برای افزایش راحتی عابران پیاده؛ تشویق به کاربری های ترکیبی در طول خیابان ها برای افزایش تنوع، جذب گروه های مختلف کاربران و حفظ پویایی خیابان در طول روز؛ ارتقاء ایمنی از طریق بهبود روشنایی، افزایش حضور نیروهای امنیتی و اقدامات کاهش سرعت ترافیک به منظور ایجاد محیط های امن برای همه کاربران؛ گنجاندن فضاهای سبز، محوطه سازی و عناصر معماری زیبا برای ایجاد مناظر خیابانی دلپذیر و جذاب؛ اطمینان از نگهداری منظم، پاکیزگی و حذف موانع برای حفظ محیطی منظم و دلپذیر برای عابران پیاده؛ و بهبود خوانایی از طریق علائم واضح و سیستم های راهنما برای تسهیل جهت یابی و دسترسی پذیری.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۳