توسعه پایدار محیط جغرافیایی

توسعه پایدار محیط جغرافیایی

توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال 7 تابستان 1404 شماره 13 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

فراتحلیل مطالعات تاب آوری معیشتی در مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فراتحلیل تاب آوری معیشتی مناطق روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
پیشینه و هدف: تاب آوری معیشتی ترکیبی از مفاهیم تاب آوری و معیشت است که برای مطالعه معیشت روستاییان و تاب آوری آن ها پس از آشفتگی ها و شوک ها به کار گرفته می شود و در تحقیقات مختلف در زمینه تغییرات اقلیمی، مدیریت بلایا، امنیت غذایی، بوم شناسی اجتماعی و توسعه پایدار به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر آن است تا با تکیه بر فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه تاب آوری معیشتی روستایی، ضمن شناسایی نظریه های مورد استفاده برای تبیین تاب آوری معیشتی، متغیرها و عوامل مؤثر بر آن، توضیح دهد که چه متغیرهایی به عنوان متغیر وابسته با تاب آوری معیشتی در مناطق روستایی ایران مرتبط هستند و چه متغیرهایی تحت تأثیر بهبود تاب آوری معیشتی در مناطق کشور قرار می گیرند تا زمینه را برای تحقیقات آینده برای بهبود و ارتقای تاب آوری معیشتی در این نوع جوامع فراهم کند. روش شناسی: رویکرد مورد استفاده در پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر روش اسنادی فراتحلیل است. جامعه آماری این پژوهش، مطالعاتی است که در بازه زمانی 1392 تا 1401 در مورد موضوع تاب آوری معیشتی در ایران نوشته شده اند. برای انتخاب حجم نمونه، با توجه به هدف تحقیق در رابطه با بررسی وضعیت این مطالعات در مناطق روستایی، ابتدا این مطالعات بر اساس ارتباط موضوعی با موضوع تاب آوری معیشت در مناطق روستایی ایران پالایش شدند و در نهایت 18 سند مطالعاتی شامل مقالات علمی-پژوهشی، کنفرانسی و پایان نامه های دانشگاهی که مستقیماً در این حوزه موضوعی انجام شده بودند، انتخاب و بررسی شدند. در این راستا، فرآیند انتخاب اسناد نمونه به شرح زیر بود: محققان در چارچوب اهداف و مسئله تحقیق، پیشینه تحقیقاتی مرتبط، اعم از کتابخانه ای و الکترونیکی را جستجو و جمع آوری کردند و با وجود فهرست گسترده ای از مطالعات در حوزه تاب آوری معیشتی، تنها تحقیقاتی که در مناطق روستایی قرار داشتند، انتخاب شدند. فرآیند غربالگری و استراتژی مورد استفاده برای انتخاب مطالعات بر اساس استفاده از کلمات کلیدی شامل «تاب آوری معیشت، تاب آوری معیشتی، به همراه کلماتی مانند روستا، خانوار، خانوارهای روستایی، روستاییان» در عناوین مطالعات قبلی بود. یافته ها و بحث: در مطالعات بررسی شده، متغیرهای معیشت پایدار (شامل: شاخص های معیشت پایدار، راهبردهای معیشتی و سرمایه معیشتی) و پس از آن، انواع مخاطرات طبیعی و متغیرهای زمینه ای بیشترین فراوانی را در بحث تاب آوری معیشتی در مناطق روستایی دارند. از میان شاخص های معیشت پایدار، سهم شاخص های «اقتصادی» و «اجتماعی- فرهنگی» از دیگر شاخص ها و ابعاد معیشت پایدار بیشتر می باشد که در واقع از تأثیرگذاری شدید این شاخص ها در افزایش تاب آوری معیشتی مناطق روستایی مورد مطالعه حکایت دارد. از میان انواع مخاطرات طبیعی سهم متغیر خشکسالی بیشتر از بقیه مخاطرات می باشد که به عنوان مخاطره اثرگذار در تاب آوری معیشتی مناطق روستایی بررسی شده است. بررسی تأثیر متغیرهای زمینه ای نشان می دهد محققان به متغیرهای مهمی مانند جنسیت، زنان و سایر متغیرهای زمینه ای مؤثر بر تاب آوری معیشتی مناطق روستایی ایران توجه داشته اند. نتیجه گیری: تجزیه وتحلیل ها نشان داد که تحقیقات انجام شده در حوزه تاب آوری معیشتی در سکونتگاه های روستایی را می توان به (معیشت پایدار)، (بلایای طبیعی) و (متغیرهای زمینه ای) طبقه بندی کرد. متغیر معیشت پایدار، بیشترین متغیری بود که توسط محققان در مورد جنبه های مختلف ارتباط آن با مسائل تاب آوری معیشتی در سکونتگاه های روستایی سنجیده شد؛ به عبارت دیگر، از دیدگاه مطالعات بررسی شده، شاخص ها و عوامل معیشت پایدار نسبت به سایر متغیرها، سهم بیشتری در کاهش یا افزایش تاب آوری معیشتی در سکونتگاه های روستایی دارند.
۲.

بنیان های جدایی گزینی فضایی در شهرها (مطالعه موردی: شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جدایی گزینی فضایی رگرسیون نرم افزار تحلیگر جدایی گزینی فضایی آنالیز لکه های داغ شهر بروجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
پیشینه و هدف: هدف این پژوهش تحلیل و بررسی بنیان های جدایی گزینی فضایی در شهر بروجرد است. پژوهش های داخلی بیشتر بر مبنای بنیان های اجتماعی- فرهنگی جدایی گزینی صورت گرفته و بر داده های مرکز آمار و پرسشنامه متکی هستند. اکثر این پژوهش ها در کلان شهرها صورت گرفته و در مورد شهرهای کوچک و میانی مطالعات محدود است. در تمامی این پژوهش ها ساختار دونیمه ای شهرها یعنی شمال و جنوب شهر به خوبی نمایان است امروزه در پژوهش های جدید بر نقش عواملی کرونا، تغییرات اقلیمی و شبکه های مجازی تأکید می شود. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف بنیادی –کاربردی می باشد و از نظر روش تحقیق توصیفی – تحلیلی بر اساس مشاهدات مستقیم و توزیع پرسشنامه است. واحد فضایی اولیه محلات شهری شهر بروجرد می باشد که در پنج خوشه محلات حاشیه نشین، روستاهای الحاق شده به شهر، محلات برخوردار، شهرک های از پیش برنامه ریزی شده و محلات هسته شکل گیری شهر دسته بندی می شوند برای گردآوری داده ها از دو روش اسنادی و میدانی بهره گرفته شد و برای شناسایی عوامل تأثیر گذار در جدایی گزینی میان پایگاه های اجتماعی – اقتصادی شهر بروجرد به تناسب جمعیت خوشه ها پرسشنامه با استفاده از روش تصادفی ساده توزیع می گردد. جامعه آماری این پژوهش تمام شهروندان شهر بروجرد می باشد که در سرشماری سال 1395 جمعیتی بالغ بر 249337 نفر بوده که از فرمول شارل کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده و حجم نمونه برابر با 384 مورد شد. جهت توصیف داده های پرسشنامه و تجزیه وتحلیل داد ه های حاصل از پرسشنامه از روش رگرسیون لجستیک اسمی چندوجهی بهره گرفته شد. یافته ها و بحث: در انتخاب محله مسکونی در محلات حاشیه نشین عامل حضور طایفه و اقوام نزدیک بیشترین تأثیر را دارد از طرفی دو عامل مهم در تعیین روستاهای الحاق شده به شهر برای سکونت از نظر پاسخگویان نبود شلوغی و ازدحام جمعیت و حضور طایفه و اقوام است. از نظر پاسخگویان محلات برخوردار شهر دو عامل نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت و وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان در انتخاب محله مسکونی نقش بیشتری دارند. در شهرک های از پیش برنامه ریزی شده سه عامل نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت، وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان و نبود جرم و جنایت در انتخاب محله مسکونی نقش بسزایی دارد. در محلات هسته شکل گیری شهر عواملی همچون نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت و وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان و نبود جرم و جنایت در انتخاب محله مسکونی تأثیر بیشتری دارد. نتیجه گیری: جدایی گزینی تنها یک پدیده کالبدی یا اقتصادی نیست، بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و امنیتی نیز شکل می گیرد. یافته ها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند در محله هایی ساکن شوند که همگنی اجتماعی – فرهنگی داشته باشند و شرایطی نظیر امنیت بالا، سطح مشابه تحصیلات، تراکم جمعیت پایین و حضور خویشاوندان یا اقوام نزدیک در آن رعایت شده باشد. این ترجیحات منجر به شکل گیری محله های همگن از نظر طبقاتی یا قومی می شود که خود به تشدید جدایی گزینی فضایی دامن می زند. توزیع فضایی پایگاه های اجتماعی اقتصادی پایین، متوسط و بالا در شهر بروجرد کاملاً خوشه ای است و این خوشه بندی بر اساس سنجه های به کار رفته در ساخت پایگاه های اجتماعی – اقتصادی مختلف شهر بروجرد شکل گرفته است. این الگوی خوشه ای ماحصل نظام برنامه ریزی شهری در ساخت شهرک های از پیش برنامه ریزی شده و توسعه امکانات و خدمات در محلات برخوردار و هسته شکل گیری شهر و نادیده گرفتن گسترش محلات حاشیه نشین و روستاهای الحاق شده به شهر است. این مطالعه نشان می دهد که جدایی گزینی فضایی در بروجرد از طریق تقسیم بندی های واضح بین مناطق شمالی و جنوبی آشکار می شود، به طوری که بخش جنوبی شهر محل سکونت گروه های اجتماعی-اقتصادی پایین تر و بخش شمالی محل سکونت ساکنان طبقه متوسط ​​و بالا است.
۳.

ادراک – انتظار و عدالت درمانی در مقیاس فرامحلی: تعهد سازمانی مهرانه در بازتعریف شهر دوستدار بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حق بر سلامت کنش حمایتی شهر دوستدار بیمار سروکوال عدالت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
پیشینه و هدف: سرطان یکی از مهم ترین و بحرانی ترین چالش های سلامت عمومی در جوامع شهری به شمار می رود؛ به ویژه آنکه شیوع روزافزون آن، فشار زیادی بر نظام های درمانی و زیرساخت های حمایتی اجتماعی وارد کرده است. این بیماری تنها یک بحران فردی نیست، بلکه چالشی اجتماعی و محیط زیستی نیز محسوب می شود که لزوم توجه به عدالت درمانی در فضاهای شهری را بیش ازپیش برجسته می سازد. بیماران مبتلا به سرطان به دلیل پیچیدگی نیازهای درمانی و روان اجتماعی خود، اغلب با لایه های متعددی از آسیب پذیری مواجه هستند. در این راستا، مفهوم «شهر دوستدار بیمار سرطانی» به عنوان رویکردی نوین و جامع مطرح می شود که هدف آن کاهش نابرابری ها در دسترسی به مراقبت های درمانی و خدمات حمایتی است. سازمان هایی مانند «مهرانه» که در ایران به صورت تخصصی به حمایت از بیماران سرطانی می پردازند، نقش کلیدی در تحقق این رویکرد ایفا می کنند. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی میزان اثربخشی خدمات مهرانه در ارتقای دسترسی بیماران به خدمات سلامت، بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت کلی آن ها در شهر زنجان است. روش ها: این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کمی و مبتنی بر پیمایش به بررسی تأثیر فعالیت های حمایتی مهرانه بر دسترسی بیماران سرطانی به خدمات بهداشتی و ادراک آن ها از کیفیت این خدمات می پردازد. هدف اصلی، درک انتظارات و برداشت های بیماران نسبت به خدمات درمانی و پشتیبانی روان اجتماعی دریافتی است، با تأکید بر شناسایی مؤلفه هایی از کیفیت خدمات که بیشترین نقش را در رضایت بیماران دارند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساختاریافته بر پایه مدل سروکوال (SERVQUAL) است که پنج بُعد کلیدی کیفیت خدمات را می سنجد: ملموس بودن (tangibility)، قابلیت اعتماد (reliability)، پاسخگویی (responsiveness)، اطمینان بخشی (assurance) و همدلی (empathy). این پرسشنامه به گونه ای طراحی شده بود که هم سطح مورد انتظار خدمات و هم عملکرد ادراک شده واقعی را ارزیابی کند؛ به این ترتیب، امکان تحلیل شکاف بین انتظارات و واقعیت خدمات فراهم شد. جامعه آماری، شامل بیماران سرطانی تحت پوشش مهرانه در سال 2024 بود که به صورت تصادفی تعداد 40 نفر از آنان برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. داده های گردآوری شده به روش آماری تحلیل گردید تا روابط بین ابعاد مختلف کیفیت خدمات و میزان رضایت بیماران آشکار شود. این رویکرد، به حفظ عینیت پژوهش و تعمیم پذیری نسبی یافته ها در زمینه حمایت های درمانی توسط سازمان های غیردولتی کمک می کند. یافته ها: یافته های آماری نشان داد که در میان پنج بُعد کیفیت خدمات، دو مؤلفه اطمینان بخشی و قابلیت اعتماد بیشترین تأثیر مستقیم، قوی و معنادار را بر برداشت ها و انتظارات بیماران داشته اند. شرکت کنندگان در پژوهش بارها به نقش حیاتی این دو بُعد در ایجاد اعتماد و اطمینان نسبت به خدمات مهرانه اشاره کرده اند. بعد اطمینان بخشی که به دانش، تخصص، رفتار حرفه ای و احترام کارکنان اشاره دارد، نقش مهمی در القای حس امنیت و ارزشمندی به بیماران ایفا کرده است. همچنین، بعد قابلیت اعتماد که به تعهد سازمان در ارائه خدمات وعده داده شده با دقت و ثبات اشاره دارد، عاملی اساسی در شکل گیری احساس ثبات و اتکاپذیری در ذهن بیماران بوده است. این نتایج نشان می دهد که سازوکارهای اعتمادساز مبتنی بر این دو بُعد، برای دستیابی به رضایت بیماران کاملاً حیاتی هستند. افزون بر این، همسویی بین عملکرد واقعی خدمات و انتظارات بیماران، در کاهش شکاف های درک شده اهمیت راهبردی دارد. برای سازمان های غیردولتی و نهادهای محلی ارائه دهنده خدمات درمانی، تمرکز بر «اطمینان بخشی» و «قابلیت اعتماد» می تواند راهکاری مؤثر برای افزایش رضایت و نیز دستیابی به اهداف اجتماعی گسترده تر مانند عدالت درمانی و دسترسی برابر به خدمات باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ارتقای سطح اعتماد و رضایت بیماران سرطانی نقش بنیادینی در بهبود کیفیت کلی خدمات درمانی و نیز تحقق آرمان عدالت درمانی در فضاهای شهری دارد. برای نهادهایی مانند مهرانه که مأموریت حمایت از گروه های آسیب پذیر را بر عهده دارند، توجه راهبردی به ابعاد «اطمینان بخشی» و «قابلیت اعتماد» می تواند منجر به دستاوردهای ماندگار شود؛ از جمله ارتقای تجربه بیمار، افزایش تبعیت از روند درمان و در نهایت بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان. یافته های این مطالعه می تواند مسیر روشنی پیش روی سیاست گذاران حوزه سلامت و نهادهای حمایتی در جهت طراحی نظام های سلامت فراگیر و بیمارمحور قرار دهد.
۴.

تحلیل اثرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق، مطالعه موردی: شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر خلاق مشارکت مشارکت نخبگان برنامه ریزی شهر خلاق شهر قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: با ظهور برنامه ریزی مشارکتی در دهه ۱۹۷۰، توجه به گروه های ذی نفع و تأثیرگذار، از جمله مشارکت نخبگان، به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد؛ اما امروزه، به دلیل تخصصی شدن برنامه ریزی، کمبود منابع و انتظارات گسترده، مشارکت عمومی کاهش یافته است. این مسئله باعث شده برنامه های شهری تنها به نیازهای ظاهری افراد بپردازند و نیازهای بنیادی آن ها را نادیده بگیرند که در نتیجه منجر به تخریب و ناکارآمدی مناطق شهری شده است. عدم توجه به مشارکت نخبگان در بحث های شهری، تأثیرات قابل توجهی بر پروژه ها و برنامه های شهری داشته و منجر به چالش هایی نظیر عدم تعهد، مشکلات ارتباطی، فقدان شفافیت، سیاست های نادرست و بی نظمی شده است. در بافت ایران، مشارکت نخبگان شهری در سیاست گذاری شهری همچنان مبهم باقی مانده است. شهر قم با چالش ها و مسائلی مرتبط با مشارکت نخبگان شهری مواجه است که شامل فقدان فضاهای مناسب برای مشارکت و تبادل اطلاعات، کارگاه ها، نشست ها و جلسات مشارکتی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق انجام شده و به طور خاص بر شهر قم متمرکز است. روش شناسی: مطالعه حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی نقش مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق استفاده کرده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و هدف آن کشف روابط بین متغیرها و پدیده ها و پرداختن به مسائل و چالش های مربوط به خلاقیت شهری، نظیر تخصص و تجربه، مشارکت در تصمیم گیری، ارتباط با جامعه شهری، شفافیت و شناخت و ارزیابی جامعه شهری از منظر مشارکت نخبگان است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کارشناسان و متخصصان رشته های جامعه شناسی، جغرافیا، شهرسازی و معماری در این حوزه است و از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شده است. با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس و نخبه، پرسشنامه ای تهیه شد و پس از تأیید اعتبار آن، پرسشنامه نهایی گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفا محاسبه گردید. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شد. این روش، روشی برای تصمیم گیری بر اساس مقایسات زوجی است که با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی بین معیارها و شاخص های این مطالعه و اعمال مقیاس امتیازدهی خاص، تحلیل انجام شد. تکنیک دیمتل روشی تحلیلی است که برای بررسی روابط علّی بین عوامل یا معیارهای مختلف در یک سیستم استفاده شده و قادر است نقشه روابط شبکه ای ایجاد کرده و روابط متقابل بین عوامل را مدل سازی نماید. این روش قابلیت ساختاردهی به نقشه روابط با ارتباطات شفاف بین زیرمعیارها برای هر معیار را داشته و برای ایجاد نمودارهای علّی که روابط علت و معلولی بین زیرسیستم ها را تجسم بخشد، استفاده شده است. یافته ها و بحث: نتایج دیمتل نشان داد که در بردار D+R، شاخص های ارزیابی جامعه شهری، شفافیت در تصمیم گیری، مشارکت اجتماعی، توانایی مدیریت پروژه و تعامل با شهروندان و مدیران از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در برنامه ریزی شهر خلاق هستند. در بردار D-R، شاخص هایی نظیر درک زیرساخت های شهری، شفافیت اجرای پروژه، مشارکت افراد ماهر، تجربه کاری و تعامل با شهروندان و مدیران به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. در مقابل، شاخص هایی نظیر اطلاع رسانی به جامعه شهری، مهارت های ارتباطی و تعامل با نهادهای مرتبط به عنوان عوامل تأثیرپذیر شناخته شدند. مهارت های ارتباطی به عنوان تأثیرپذیرترین متغیر ظاهر شد، در حالی که توانایی مدیریت پروژه به عنوان تأثیرگذارترین متغیر شناسایی شد. به طور کلی، تعامل با جامعه شهری و شفافیت در تصمیم گیری نقش محوری در تقویت برنامه ریزی شهر خلاق ایفا نمودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی جامعه شهری، شفافیت، مشارکت در تصمیم گیری، تخصص و تجربه و تعامل با جامعه شهری در رتبه های بالای اهمیت قرار دارند. فقدان مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهری منجر به مشکلات هماهنگی در اجرای پروژه های خلاقانه و فرهنگی، کاهش جذابیت شهری و کاهش تعامل نخبگان شده است. تسهیل مشارکت نخبگان اعتماد شهروندان را تقویت نموده و مشارکت فعال آن ها در توسعه شهری را تشویق نماید. مطالعه تأکید نمود که مشارکت فعال نخبگان سنگ بنای برنامه ریزی موفق شهر خلاق است که نه تنها مشکلات هماهنگی را برطرف ساخته، بلکه جذابیت و پویایی فرهنگی مناطق شهری را نیز افزایش داده است.
۵.

ارزیابی مقطعیِ میزان پایداری نظام جابجایی در دوران همه گیری کرونا (مورد: بهره گیران از خط 7 سامانه اتوبوس رانی تندرو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری حمل ونقل کرونا نظام جابجایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
پیشینه و هدف: با شیوع همه گیری کرونا دگرگونی بزرگی در حیات و زیست شهری به وجود آمد که نظام جابجایی یکی از اصلی ترین کانون های آن بود. پایداری نظام جابجایی به دلیل حجم استفاده کنندگان از آن، یکی از پایه ای ترین چالش های مدیریت شهری بخصوص در کلان شهرها به شمار می رود که تبعات آن می تواند طیف گسترده ای از مخاطرات زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و ... را دربرگیرد. در واقع، همه گیری کرونا پارادایم استفاده از حمل ونقل عمومی را تغییر داده و شهرها را به سمت برنامه ریزی جدید متناسب با شرایط بحران سوق داد. به نظر می رسد در طول تاریخ نیز این مسئله تکرار شده است بدین معنا که نظام جابجای بشر در دوران بیماری های عمومی با محدودیت های غیرقابل باوری روبرو بوده است. حال با شیوع ویروس کرونا در قرن بیست ویکم نظام مدیریت شهری بخصوص در کلان شهرهای کشورهای کمتر توسعه یافته با چالش های بیشتری روبرو هستند و ضرورت بررسی ابعاد این موضوع حیاتی است. روش ها: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی (از نوع علی-موردی) و ماهیت آن کاربردی است. تحقیقات توصیفی-تحلیلی انواع و اقسام گوناگونی دارند که این پژوهش از یک سو تحقیق علی یا پس رویدادی محسوب می شود و از سوی دیگر یک نوع تحقیق موردی است. داده ها و اطلاعات به دو شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی از طرح ها، مقالات، کتب، آمارنامه ها و داده های رسمی استفاده شده و در بخش میدانی نیز از ابزار پرسشنامه بهره گیری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کاربران خط 7 سیستم اتوبوس رانی تندرو تهران است که در بازه زمانی 1 تا 15 مهرماه 1401 تعداد 400 پرسشنامه میان آنان توزیع شده است. با توجه به آنکه حجم جامعه آماری نامحدود و نامشخص است تلاش شد بیشترین تعداد پرسشنامه توزیع گردد تا اشباع داده ها حاصل گردد. روش نمونه گیری غیرتصادفی-دردسترس است بدین صورت که در توزیع پرسشنامه اصل فراگیری و دربرگیرندگی حفظ شد و همه گروه های سنی، جنسی، تحصیلاتی و ... میان اعضای نمونه تقریباً به نسبت یکسان توزیع گردید. داده های حاصل از پرسشنامه (بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت) با آزمون t-test تک نمونه ای مستقل مورد سنجش قرار گرفته است و میزان پایداری حمل ونقل در سری های زمانی به دست آمده است. یافته ها: ارزیابی گویه های مرتبط با پایداری در نظام جابجایی شهروندان در سه مقطع زمانی نشان می دهد که پیش از همه گیری، ناپایداری مشهود است و میانگین آماری آن کمتر از حد متوسط 3 یعنی 2.82 است درحالی که در حین همه گیری به سمت پایداری سوق پیدا می کند و میانگین آن به 3.93 ارتقا می یابد که نشان دهنده پایداری کاملاً قابل قبولی است. پس از شیوع همه گیری میانگین پایداری اندکی تقلیل می یابد اما همچنان در سطح نسبتاً قابل قبول ارزیابی می شود. نتایج در هر سه مقطع زمانی گویای آن است که زیرشاخص «تقاضای سفر» بالاترین میانگین ها (با میانگین 3.65) را در میان سایر زیرشاخص ها به دست آورده است و از پایداری بیشتری برخوردار است و زیرشاخص «رفتار سفر» یا میانگین کل 3.33 کمترین امتیاز را کسب نموده است. نکته قابل توجه در میانگین های به دست آمده این است که در همه زیرشاخص ها؛ میانگین های به دست آمده در حین همه گیری نسبت به پیش از همه گیری ارتقا یافته است اما پس از همه گیری با کاهش روبرو بوده است. نتیجه گیری: در مطالعات پیشین، پایداری نظام حمل ونقلی غالباً با برنامه های مدیریت شهری در تخصیص گزینه های مختلف حمل ونقلی سنجیده می شود اما در این پژوهش؛ رفتار سفر، مدیریت سفر، الگوی سفر و تقاضای سفر استفاده کنندگان از سیستم حمل ونقل مورد کندوکاو قرار گرفت که گویای پایداری در رفتار بهره وران است. بر همین اساس می توان بیان داشت که بروز همه گیری آموزه بزرگی برای نظام برنامه ریزی شهری داشت و شهروندان را به استفاده بهینه تر از حمل ونقل تشویق کرد. آنچه اهمیت وافری دارد حفظ و ارتقای این پایداری و جلوگیری از سقوط آن به دوران قبل از همه گیری است که می بایست متناسب با نیاز رفتاری و مصرفی کاربران؛ انعطاف و بازنگری در سیاست های سیستم حمل ونقل شهری به وجود آید.
۶.

نقش توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی (مطالعه موردی: محله خانی آباد تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه شهری فرهنگ و هویت محلی محله خانی آباد تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
پیشینه و هدف: یکی از مهم ترین چالش های توسعه شهری، تأثیر آن بر هویت و فرهنگ محلی است. در بسیاری از موارد، گسترش شهرنشینی بدون در نظر گرفتن ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مناطق قدیمی صورت می گیرد که این امر می تواند منجر به کاهش احساس تعلق ساکنان، تضعیف هویت محلی و از بین رفتن ارزش های تاریخی و فرهنگی شود. محله خانی آباد تهران که از پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی برخوردار است، در سال های اخیر دستخوش تحولات گسترده ای شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با بررسی موردی محله خانی آباد تهران، به این پرسش ها پاسخ می دهد که توسعه شهری تا چه میزان بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی تأثیرگذار بوده است؟ و کدام عوامل توسعه ای بیشترین تأثیر را بر تغییرات فرهنگی این محله داشته اند؟ روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی بوده و روش تحقیق به دلیل ماهیت موضوع و مؤلفه های مورد بررسی و رویکرد حاکم بر این پژوهش از نظر نوع روش، پیمایشی و توصیفی - تحلیلی می باشد. شیوه گردآوری داده ها مطالب اسنادی - کتابخانه ای (کتب، مقاله، پایان نامه و...) و برداشت های میدانی (پرسش نامه) است. بدین معنی که با بررسی اسناد و مدارک و نوشته های صاحب نظران مختلف سعی شده است تا نقش و تأثیر توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی در محله خانی آباد تهران مورد سنجش قرار گیرد. پس از مروری جامع بر ادبیات تحقیق، مهم ترین شاخص های تأثیر توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت براساس منابع مختلف مطالعه شده، شناسایی گشت. جامعه آماری پژوهش، تمامی شهروندان ساکن در محله خانی آباد بودند که 100 نفر به عنوان حجم نمونه این پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند. در ادامه به منظور مطمئن شدن روایی پرسش نامه و همچنین شاخص ها و گویه های انتخاب شده، در اختیار ۷ نفر از اساتید و پژوهشگران شهرسازی و جغرافیای شهری قرار گرفت و پس از اعمال نظرات آن ها، در نهایت پرسش نامه اصلاح و تأیید شد. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها و پاسخگویی به سؤال اصلی پژوهش از روش مدل معادلات ساختاری در نرم افزار Smart pLS استفاده شده است. لازم به ذکر است که این نرم افزار منطبق بر مدل یابی حداقل مربعات جزئی می باشد. یافته ها و بحث: نتایج این تحقیق نشان می دهد که توسعه شهری در خانی آباد تأثیرات مثبتی بر تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی داشته است. با این حال، ابعاد اجتماعی و کالبدی با توجه به ضرایب مسیر و مقادیر آماره t بالاتر، نقش برجسته تری در این فرآیند ایفا کرده اند. این در حالی است که ابعاد اقتصادی و زیست محیطی، هرچند تأثیر مثبت و معناداری دارند، نقش کمتری در حفظ هویت محله ایفا کرده اند. در نهایت، این نتایج بیانگر آن هستند که توجه بیشتر به ابعاد اجتماعی و کالبدی می تواند در فرآیند توسعه شهری به ویژه در محله های با هویت تاریخی و فرهنگی اهمیت بیشتری داشته باشد. همچنین با توجه به یافته های پژوهش، باید گفت که فرآیند توسعه شهری اگرچه بهبودهایی در کیفیت زندگی و ارتقای شاخص های زیربنایی را به همراه داشته، اما بدون در نظر گرفتن مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی، می تواند به فرسایش تدریجی هویت محلی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. نتایج حاکی از آن است که مؤلفه های اجتماعی و کالبدی در مقایسه با سایر ابعاد، تأثیر عمیق تری بر حفظ یا تضعیف هویت محله داشته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که توسعه شهری در محله خانی آباد تهران در سال های اخیر، تحولات قابل توجهی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایجاد کرده است. از یک سو، این تحولات به بهبود زیرساخت ها، افزایش دسترسی به امکانات رفاهی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان منجر شده است و از سوی دیگر، تغییرات ناخواسته ای در هویت محلی و روابط اجتماعی ساکنان به وجود آورده است.
۷.

واکاوی ظرفیت سازی فردی دانش کارآفرینی در بین کارآفرینان خرد کشاورز و عوامل زمینه ای مؤثر بر آن (مطالعه موردی: شهرستان مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ظرفیت سازی دانش فردی کارآفرینان خرد کشاورزی کارآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
پیشینه و هدف: تجربیات دهه های گذشته نشان می دهد توسعه کارآفرینی کشاورزی صرفاً با تزریق سرمایه و فناوری محقق نشده و عوامل بسیار مهم تری ازجمله ظرفیت سازی دانش در این زمینه ایفای نقش می کند. ظرفیت سازی دانش از طریق توانمندی در خلق و کسب دانش، شبکه سازی و مدیریت کسب وکار، سبب شناسایی فرصت ها و اقدامات نوآورانه در فرد می شود. در پژوهش حاضر ظرفیت سازی فردی دانش کارآفرینی در بین کارآفرینان خرد کشاورز مورد توجه است. منظور از کارآفرینان خرد، شاغلین کسب وکارهای بسیار کوچک هستند که طیفی از کارکنان کمتر از پنج نفر را شامل می شوند. با توجه به نقش انسان به عنوان عامل تحرک سایر منابع در کارآفرینی، موضوع ظرفیت سازی دانش فردی کارآفرینان خرد کشاورز، نیازمند توجه ویژه ای است. روش ها: روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. در این مطالعه 55 روستای دارای کارآفرین خرد کشاورز در شهرستان مشهد شناسایی و کلیه کارآفرینان خرد به تعداد 90 نفر در این روستاها مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه ظرفیت سازی دانش فردی کارآفرینی در کسب وکارهای خرد کشاورزی در سه بعد شبکه سازی با 5 شاخص، دانش سازی با 8 شاخص، مدیریت کسب وکار با 5 شاخص در طیف لیکرت کمی شد. آلفای کرونباخ 0.83 بیانگر پایایی مطلوب ابزار پژوهش است. عوامل زمینه ای تأثیرگذار بر ظرفیت سازی دانش فردی کارآفرینی در زمینه کشاورزی به کمک متغیرهای: سن، جنسیت، تأهل، محل تولد، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه فعالیت کشاورزی بوده است که در مقیاس های اندازه گیری اسمی، ترتیبی و نسبی فاصله ای از پاسخگویان سؤال شد. یافته ها: در بین کارآفرینان خرد میانگین شبکه سازی با 2.91، دانش سازی با 2.96 پایین و میانگین مدیریت و رهبری با 3.03 در طیف لیکرت متوسط ارزیابی شده است. درمجموع ظرفیت سازی فردی دانش کارآفرینی در بین کارآفرینان خرد کشاورز با میانگین 2.97 در سطح مطلوبی قرار ندارد. مطابق آزمون همبستگی با افزایش مؤلفه های ظرفیت سازی دانش کارآفرینی شاهد افزایش معنادار درآمد و افزایش رضایت از فعالیت کارآفرینانه هستیم. همچنین با افزایش سابقه فعالیت کشاورزی، ظرفیت سازی دانش کارآفرینی افزایش می یابد. در واقع رضایت از کسب وکار بیشترین همبستگی را با مؤلفه های ظرفیت سازی فردی و شبکه سازی دارد. همچنین درآمد کارآفرینان خرد کشاورز تحت تأثیر مدیریت و دانش سازی است. نیز سن و سال های تحصیل در بیشتر موارد رابطه ضعیف یا غیرمعناداری با ظرفیت سازی دانش کارآفرینی و مؤلفه های آن دارند. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مستقیم ظرفیت سازی دانش فردی بر افزایش درآمد و رضایت از کسب وکار، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی و توانمندسازی کارآفرینان خرد کشاورز با تمرکز بر توسعه مهارت های شبکه سازی، دانش سازی و مدیریت کسب وکار طراحی و اجرا شود تا زمینه ارتقاء عملکرد اقتصادی و پایداری فعالیت های کارآفرینانه در بخش کشاورزی فراهم گردد. ضروری است سیاست گذاران و نهادهای متولی توسعه روستایی و کشاورزی، برنامه های آموزشی هدفمند و مداخلات توانمندساز را با تمرکز بر ارتقاء مهارت های شبکه سازی، دانش سازی و مدیریت کسب وکار طراحی و اجرا نمایند. این اقدام می تواند زمینه ساز بهبود عملکرد اقتصادی، پایداری فعالیت های کارآفرینانه و بهره برداری مؤثرتر از ظرفیت های انسانی در بخش کشاورزی باشد.
۸.

شناسایی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در سواحل جنوب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مخاطرات محیطی مدل DPSIR روش TOPSIS سواحل جنوبی کشور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
پیشینه و هدف: امروزه مناطق ساحلی در سراسر جهان تحت تأثیر فشارهای اقتصادی محلی، محرک های بیوفیزیکی و سیستم های اجتماعی- اکولوژیک با مخاطرات فراوانی مواجه شده اند که منجر به تهدید و نابودی این اکوسیستم های طبیعی شده است. با توجه به این که سواحل همواره در معرض پیامدهای ناشی از وقوع مخاطرات محیطی و فعالیت های مختلف انسانی هستند، شناسایی و ارزیابی این مخاطرات از اهمیت بالایی برخوردار است. براین اساس، انجام ارزیابی آسیب پذیری از طریق شناسایی فشارها و تهدیدات وارده به این اکوسیستم های طبیعی، از مهم ترین ابزارهای موجود برای انجام تصمیم گیری و ارائه راه کارهای مدیریتی مؤثر برای کاهش آثار نامطلوب و نیز دستیابی به هدف حفاظت از مناطق ساحلی محسوب می شود. در این راستا، نواحی ساحلی ایران یکی از مهم ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین کننده خدمات اکوسیستمی می باشند که لزوم شناسایی مخاطرات محیطی و حفظ و بهره برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. روش ها: پژوهش حاضر با تمرکز بر شرایط محیط زیستی نواحی ساحلی و کلیه عوامل تنش زا و مخاطرات محیطی که باعث بر هم زدن تعادل اکولوژیک و به خطر افتادن موجودیت و بقای این نواحی می شوند، مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش شامل سه مرحله می باشد که در مرحله اول به تشریح، تجزیه وتحلیل سیستمی و شناخت مخاطرات محیطی منطقه بر اساس روش DPSIR پرداخته شد. در مرحله دوم پژوهش به امتیازدهی مخاطرات محیطی شناخته شده در پنج طبقه خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم (در دامنه عددی 1، 3، 5، 7 و 9) اقدام گردید و در مرحله سوم مخاطرات به روش TOPSIS مورد رتبه بندی و اولویت بندی قرار گرفت. در نهایت، به منظور پاسخ به تهدیدات محیطی شناسایی شده، به ارائه اقدامات کنترلی در راستای کاهش فشارها و عوامل تهدیدکننده در این مناطق پرداخته شد. یافته ها: همان طور که نتایج نشان داد، 60 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در نواحی ساحلی جنوب ایران نقش دارند که 50 عامل دارای منشأ انسانی و 10 عامل از منشأ محیطی برخوردارند. نتایج حاکی از آن است که بیشترین وقوع مخاطرات محیطی در سواحل با منشأ عوامل انسانی است. مطابق نتایج وزن دهی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در منطقه، در بین معیارها بیش ترین وزن مربوط به خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی) (0187/0) و کم ترین وزن به تغییر در مسیر دلتاها و رودخانه ها (065/0) اختصاص یافته است. همچنین عمده ترین مخاطرات محیطی با بیشترین رتبه به ترتیب شامل «خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی)» ، «اثرات ناشی از توسعه فعالیت های انسانی در مجاورت مناطق ساحلی»، «آلودگی های ناشی از پساب آب شیرین کن ها»، «آلودگی های ناشی از کارگاه های لنج سازی و صنعتی در مجاور ساحل»، «گردشگری خارج از ظرفیت»، «صید غیرمجاز (ترال) » و «تغییر در رژیم بارش ها» می باشد. نتیجه گیری: مطابق نتایج به دست آمده از این مطالعه، توسعه ی فعالیت های انسانی و تداوم در شدت وقوع مخاطرات محیطی می تواند سبب افزایش آسیب پذیری و پیامدهای جبران ناپذیری در مناطق ساحلی جنوب کشور شود. براین اساس، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه ریزی راهبردی و راهکارهای مدیریتی در این مناطق است. نتایج این پژوهش می تواند با ارائه ی گستره ای از مخاطرات محیطی و درجه ی مخاطره پذیر بودن سواحل کشور، به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این مناطق کمک کند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۳