مطالب مرتبط با کلیدواژه

مشارکت نخبگان


۱.

درآمدی بر جایگاه زنان در مناصب قدرت (مطالعه موردی زنان در جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سیاست قدرت حاکمیت مشارکت توده ای مشارکت نخبگان جنسیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۴ تعداد دانلود : ۲۷۰
مشارکت سیاسی زنان و واگذاری مسؤولیت درحوزه مدیریت و ریاست اعم از ریاست جمهور و یا مسؤولیت هایی که قدرت اعمال نفوذ و اثربخشی حضور آنان را معنادار می سازد، از گذشته بحث محافل سیاسی، دینی و مطالبه زنان قدرتمند و توانمند بوده است. با طرح این سؤال که آیا دیدگاه های اسلامی مانعی است برای حضور زنان در قدرت وآیا حضور زنان در قدرت یک امر واجب است و یا اقتضای جهان امروز و ضرورت این حضور است که این مطالبه را شکل داده است؟تا جایی که منجر به بروز دیدگاه ها و رفتارهایی شده که حاکی از تلاش برای جبران کمبودها و نادیده گرفتن ها برای رسیدن به مناصب قدرت در عرصه سیاست شده است. مثل بروز مکتب فمینیسم و یا سهمیه خواهی، برابری خواهی و اجرای تساوی برای آنان در همه زمینه ها. در این مطالعه که با روش مطالعه میدانی، تجربه زیسته و منابع کتابخانه ای تدوین شده به اثبات ضرورت حضور زنان در مناصب حکومتی و عدم مغایرت مبانی دینی دراسلام به این موضوع پرداخته شده است. حاصل بررسی موضوع نشان می دهد که زنان در ج.ا.ا علیرغم همه تلاش های خود موفق به حضور در مناصب قدرت و مدیریت کلان کشور نشده اند و عوامل این امر قوانین و مقررات مربوط به احزاب و نگاه مردسالارانه در بهره مندی از توان زنان است.
۲.

مدل یابی موانع تحقق پذیری مشارکت نخبگان در توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی شهرها (مطالعه موردی: شهر سی سخت)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مشارکت نخبگان توسعه پایدارشهری توسعه پایداراجتماعی توسعه پایدار اقتصادی شهر سی سخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
نخبگان با داشتن دانش و تجربه های خاص، می توانند بهبود فرایندها و راهکارهای نوین را برای توسعه شهرها ارائه کنند. این مشارکت به ایجاد فضاهای نوآورانه، ترویج کارآفرینی و ایجاد فرصت های شغلی نیز کمک می کند. از طرف دیگر، مشارکت نخبگان در تصمیم گیری های مرتبط با توسعه شهری، باعث افزایش شفافیت و حکمرانی خوب در امور عمومی می شود و به دستیابی به توسعه پایدار در ابعاد اجتماعی و اقتصادی کمک می کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع تحقق پذیری مشارکت نخبگان در توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی شهر سی سخت و طراحی ارتباطات این عوامل می باشد. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. به منظور شناسایی موانع، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در بخش مدلسازی ساختاری-تفسیری، از نظرات خبرگان و متخصصین صاحب نظر در حوزه شهری و مراکز پژوهشی از طریق روش دلفی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه و پرسشنامه دوبه دویی می باشد و برای سنجش و ارزیابی روایی پرسشنامه از ملاک روایی صوری استفاده شده است. روابط بین موانع تحقق پذیری مشارکت نخبگان در توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی شهر سی سخت با استفاده از یک متدولوژی تحلیلی نوین تحت عنوان مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) تعیین و بصورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفته است و در نهایت با استفاده از تحلیل MICMAC نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص و سطح بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد موانع کمبود حمایت دولتی و نهادها، تفکرات سنتی و محافظه کارانه و کمبود ارتباط و هماهنگی بین نخبگان و مسئولین شهری با میزان قدرت نفوذ 10 بیشترین تاثیر و موانع عدم توجه به آموزش و پژوهش و نبود فرصت های شغلی مناسب مشترکاً با میزان قدرت نفوذ 2 کمترین تاثیر را دارد.
۳.

بهره گیری تطبیقی از الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصمیم گیری توزیع شده روش های داده محور فرایند اجماع مدل های اجماع سازی مشارکت نخبگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه در حوزه شهرسازی، پیچیدگی فزاینده فرایندهای تصمیم گیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شده اند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتاب دهنده پویایی های چندبعدی محیط های شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیم سازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی می شود، بررسی می کند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیم گیری متمرکز به یک چهارچوب اجماع سازی جامع، مبتنی بر داده و توزیع شده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیم سازی می پردازد. هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیت های الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در بهبود فرایند تصمیم گیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش می کند تا دریابد که چگونه این سیستم های داده محور و غیرمتمرکز می توانند برای پاسخ گویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسه سازگاری مکانیزم های اجماع بلاک چین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزم های اجماع سازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) می پردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحت سنجی داده محور بلاک چین با داده های متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونه ای که فرایند تصمیم گیری علاوه بر اتکا بر داده ها، به زمینه نیز حساس باشد. ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیم گیری های شهری متمرکز، که اغلب دیدگاه های متنوع نخبگان شهری را نادیده می گیرد، نشئت می گیرد. بسیاری از مدل های حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگی های متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاست هایی منجر می شوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشده اند. با توجه به هزینه های بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخ گویی و انعطاف پذیری شود، ضروری است. فناوری بلاک چین، با ارائه چهارچوبی برای تصمیم گیری توزیع شده، می تواند این مشکلات را حل کند و شیوه ای اثربخش تر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تاب آوری شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره می گیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتم های اجماع سازی بلاک چینی و مکانیزم های اجماع سازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندی های کلیدی هر دو بستر اجماع می پردازد. در مرحله بعد، سه معادله ساختاری که بازتاب دهنده فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شده اند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آن ها در دستیابی به اجماع عمل می کنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شده اند. در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماع سازی به حداقل ترکیب های ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفاف سازی مؤلفه های ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی می شود. سپس، معادله کلی به دست آمده با هدف ساده سازی و افزایش دقت در مدل سازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیط های شهری گوناگون را دارد. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادله اجماع سازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیل کننده محیطی (μ) می شود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطاف پذیری مورد نیاز را برای پاسخ گویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین می کنند. معادله پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباق پذیری فرایند تصمیم سازی ایفا می کند. یافته ها یافته های این پژوهش نشان می دهد بهره گیری از فناوری بلاک چین در فرایند تصمیم گیری شهرسازی می تواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزم های اجماع مبتنی بر بلاک چین، این امکان را فراهم می کنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر داده های محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینش های نخبگان و داده های محیطی، مدل پیشنهادی می تواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیم گیری کارآمدتر، منعطف تر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافته ها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونه ای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالش ها و فرصت های نوظهور تنظیم شوند. در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالت های مهمی برای استفاده از بلاک چین در حکمرانی شهری هستند، به ویژه در زمینه ایجاد فرایندهای تصمیم گیری شفاف، پاسخ گو و مبتنی بر داده. این یافته ها، نه تنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستم های غیرمتمرکز با مکانیزم های تصمیم سازی شهری ارائه می دهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامه ریزان شهری فراهم می کنند تا بتوانند فناوری های نوین را در مدل های حکمرانی خود ادغام کنند. معادله اجماع سازی تطبیقی پیشنهادی، می تواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیم گیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخ گویی به پیچیدگی های شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد. نتیجه گیری این پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاک چین و فرایند تصمیم سازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزه علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نه تنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماع سازی غیرمتمرکز ارائه می کند، بلکه یک روش شناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستم های حکمرانی شهری ارائه می دهد. این مدل، می تواند شیوه برنامه ریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفاف تر، جامع تر و سازگارتر با محیط های پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.
۴.

تحلیل اثرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق، مطالعه موردی: شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر خلاق مشارکت مشارکت نخبگان برنامه ریزی شهر خلاق شهر قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: با ظهور برنامه ریزی مشارکتی در دهه ۱۹۷۰، توجه به گروه های ذی نفع و تأثیرگذار، از جمله مشارکت نخبگان، به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد؛ اما امروزه، به دلیل تخصصی شدن برنامه ریزی، کمبود منابع و انتظارات گسترده، مشارکت عمومی کاهش یافته است. این مسئله باعث شده برنامه های شهری تنها به نیازهای ظاهری افراد بپردازند و نیازهای بنیادی آن ها را نادیده بگیرند که در نتیجه منجر به تخریب و ناکارآمدی مناطق شهری شده است. عدم توجه به مشارکت نخبگان در بحث های شهری، تأثیرات قابل توجهی بر پروژه ها و برنامه های شهری داشته و منجر به چالش هایی نظیر عدم تعهد، مشکلات ارتباطی، فقدان شفافیت، سیاست های نادرست و بی نظمی شده است. در بافت ایران، مشارکت نخبگان شهری در سیاست گذاری شهری همچنان مبهم باقی مانده است. شهر قم با چالش ها و مسائلی مرتبط با مشارکت نخبگان شهری مواجه است که شامل فقدان فضاهای مناسب برای مشارکت و تبادل اطلاعات، کارگاه ها، نشست ها و جلسات مشارکتی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق انجام شده و به طور خاص بر شهر قم متمرکز است. روش شناسی: مطالعه حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی نقش مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق استفاده کرده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و هدف آن کشف روابط بین متغیرها و پدیده ها و پرداختن به مسائل و چالش های مربوط به خلاقیت شهری، نظیر تخصص و تجربه، مشارکت در تصمیم گیری، ارتباط با جامعه شهری، شفافیت و شناخت و ارزیابی جامعه شهری از منظر مشارکت نخبگان است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کارشناسان و متخصصان رشته های جامعه شناسی، جغرافیا، شهرسازی و معماری در این حوزه است و از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شده است. با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس و نخبه، پرسشنامه ای تهیه شد و پس از تأیید اعتبار آن، پرسشنامه نهایی گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفا محاسبه گردید. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شد. این روش، روشی برای تصمیم گیری بر اساس مقایسات زوجی است که با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی بین معیارها و شاخص های این مطالعه و اعمال مقیاس امتیازدهی خاص، تحلیل انجام شد. تکنیک دیمتل روشی تحلیلی است که برای بررسی روابط علّی بین عوامل یا معیارهای مختلف در یک سیستم استفاده شده و قادر است نقشه روابط شبکه ای ایجاد کرده و روابط متقابل بین عوامل را مدل سازی نماید. این روش قابلیت ساختاردهی به نقشه روابط با ارتباطات شفاف بین زیرمعیارها برای هر معیار را داشته و برای ایجاد نمودارهای علّی که روابط علت و معلولی بین زیرسیستم ها را تجسم بخشد، استفاده شده است. یافته ها و بحث: نتایج دیمتل نشان داد که در بردار D+R، شاخص های ارزیابی جامعه شهری، شفافیت در تصمیم گیری، مشارکت اجتماعی، توانایی مدیریت پروژه و تعامل با شهروندان و مدیران از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در برنامه ریزی شهر خلاق هستند. در بردار D-R، شاخص هایی نظیر درک زیرساخت های شهری، شفافیت اجرای پروژه، مشارکت افراد ماهر، تجربه کاری و تعامل با شهروندان و مدیران به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. در مقابل، شاخص هایی نظیر اطلاع رسانی به جامعه شهری، مهارت های ارتباطی و تعامل با نهادهای مرتبط به عنوان عوامل تأثیرپذیر شناخته شدند. مهارت های ارتباطی به عنوان تأثیرپذیرترین متغیر ظاهر شد، در حالی که توانایی مدیریت پروژه به عنوان تأثیرگذارترین متغیر شناسایی شد. به طور کلی، تعامل با جامعه شهری و شفافیت در تصمیم گیری نقش محوری در تقویت برنامه ریزی شهر خلاق ایفا نمودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی جامعه شهری، شفافیت، مشارکت در تصمیم گیری، تخصص و تجربه و تعامل با جامعه شهری در رتبه های بالای اهمیت قرار دارند. فقدان مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهری منجر به مشکلات هماهنگی در اجرای پروژه های خلاقانه و فرهنگی، کاهش جذابیت شهری و کاهش تعامل نخبگان شده است. تسهیل مشارکت نخبگان اعتماد شهروندان را تقویت نموده و مشارکت فعال آن ها در توسعه شهری را تشویق نماید. مطالعه تأکید نمود که مشارکت فعال نخبگان سنگ بنای برنامه ریزی موفق شهر خلاق است که نه تنها مشکلات هماهنگی را برطرف ساخته، بلکه جذابیت و پویایی فرهنگی مناطق شهری را نیز افزایش داده است.