خوانش چارچوب نظری آشوب- پیچیدگی در حکمروایی خوب شهری (نمونه موردی: شهر سنندج)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۹ بهار ۱۴۰۵ شماره ۳۳
50 - 72
حوزههای تخصصی:
شهرهای امروزی به مثابه سامانه های پیچیده و پویا، نیازمند رویکردهای تحلیلی نوینی هستند که از محدودیت های مدل های خطی فراتر روند. پژوهش حاضر در ادامه مطالعه پیشین نویسندگان و با هدف کاربست نظریه آشوب-پیچیدگی در حکمروایی خوب شهری سنندج پرداخت. پرسش محوری این مطالعه آن بود که مؤلفه های کلیدی نظریه آشوب-پیچیدگی، از جمله خودسازمان دهی، پویایی های غیرخطی و حساسیت به شرایط اولیه ، چگونه می توانند در مواجهه با چالش های ملموس مدیریت شهری سنندج، به ابزارهای کارآمد سیاست گذاری تبدیل شوند؟ روش پژوهش سناریونویسی پویا و استفاده از مدل سازی تعاملات پیچیده نهادی بود، یافته ها نشان داد، شاخص های مدل الگوی پارادایم حکمروایی خوب شهری سنندج، ضمن پوشش شاخص های جهانی حکمروایی خوب شهری، دو مزیت کلیدی تناسب بیشتر با ویژگی های محلی و قابلیت مدیریت بهتر پویایی های غیرخطی شهری را داشتند. در این راستا با به کارگیری روش سناریونویسی، امکان سنجی و پیامدهای کاربرد این نظریه در حکمروایی خوب شهری تحلیل شده است. یافته ها نشان داد شاخص های مدل توسعه یافته برای سنندج، ضمن پوشش شاخص های جهانی حکمروایی خوب شهری، دو مزیت کلیدی تناسب بیشتر با ویژگی های محلی و قابلیت مدیریت بهتر پویایی های غیرخطی شهری را داشتند. نتایج نشان داد این پژوهش نه تنها الگویی پیشنهادی برای شهر سنندج ارائه می دهد، بلکه چارچوبی انعطاف پذیر برای شهرهای با شرایط مشابه طراحی می کند که می تواند تصمیم گیران شهری را با نوآوری در حل مسائل و مدیریت عدم قطعیت های ذاتی سامانه های شهری یاری رساند.