ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۳۳ مورد.
۱.

مفهوم فضا در پیوند با فیزیک، فلسفه و هنر در آموزش مجسمه سازی معاصر بر مبنای نظریه پیوندگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
بیان مسئله: مفهوم «فضا» در مجسمه سازی پدیده ای چندلایه و میان رشته ای است که در پیوند با ادراک، بدن، ماده و معنا شکل می گیرد. تاریخ تحول این مفهوم نشان می دهد که فضا در فیزیک از ساختاری مطلق به بستری نسبی، در فلسفه از مقوله ای پیشینی به تجربه ای پدیدارشناختی و در مجسمه سازی از پس زمینه ای ایستا به عنصری پویا در تولید معنا تبدیل شده است. این تحولات پیچیدگی مفهوم فضا را برجسته می کنند و ضرورت رویکردی شبکه ای برای آموزش آن در مجسمه سازی معاصر را جهت پیوند میان دانش نظری و توانایی عملی دانشجویان آشکار می سازد. پرسش این پژوهش با تکیه بر نظریه یادگیری پیوندگرایی این است که چگونه می توان با تلفیق دیدگاه های فیزیکی، فلسفی و هنری، مدلی نوین و کارآمد برای آموزش مفهوم فضا ارائه کرد. هدف پژوهش: ارائه مدلی شبکه ای برای آموزش فضا در مجسمه سازی است که دانش فلسفی، فیزیکی و زیباشناختی را به عنوان گره های یک شبکه مفهومی سازمان دهد و امکان ارتقای توانایی دانشجویان در تحلیل و خلق فضا را فراهم کند. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی و ماهیتی کاربردی-توسعه ای انجام شد. داده ها از دو مسیر گردآوری شدند؛ مطالعه کتابخانه ای درباره مفهوم فضا در فیزیک، فلسفه و هنر و مطالعه میدانی شامل تحلیل نمونه هایی از آثار مجسمه سازان معاصر و پروژه های پایانی دانشجویان مجسمه سازی دانشگاه تهران. تحلیل داده ها براساس منطق شبکه ای نظریه پیوندگرایی انجام شد تا نحوه ارتباط لایه های مختلف فضا در فرایند آموزش و دلیل انتخاب این روش تبیین شود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که توجه هم زمان به لایه های فیزیکی و فلسفی فضا، درک دانشجویان را از سطح تجربه حسی به سطحی تحلیلی و خلاقانه ارتقا می دهد. ازاین رو، پیشنهاد می شود که مفهوم فضا در مجسمه سازی با رویکردی پیوندگرا بازطراحی شود تا آموزش آن تنها به شناخت فرم محدود نماند و نسبت میان فرم، فضا و معنا به صورت شبکه ای و چندبُعدی درک شود.
۲.

تحلیل چالش های انطباق ساختمان ها با ضوابط شهرسازی (قسمت اول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۰
رشد بی برنامه و نامتوازن شهرهای ایران در دهه های گذشته، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله فقدان طرح های توسعه شهری جامع، مهاجرت گسترده روستاییان پس از اصلاحات ارضی و ساخت وسازهای فاقد مجوز یا مغایر با ضوابط رخ داده است. این روند منجر به شکل گیری بافت های ناپایدار حاشیه ای با حداقل استانداردهای بهداشتی، فنی و شهرسازی شد. باوجود تصویب تبصره های ماده ۱۰۰ قانون شهرداری در سال ۱۳۵6 برای مقابله با این تخلفات، اجرای مؤثر آن پس از انقلاب با موانعی مواجه گردید و تا نیمه دوم سال ۱۳۶۷ نظارت کارآمدی بر ساخت وسازها وجود نداشت. اگرچه امروزه کمیسیون های ماده ۱۰۰ به عنوان مرجع رسیدگی به تخلفات ساختمانی فعال هستند، اما رویکرد غالب آنها معطوف به بررسی ابعاد فنی و ایمنی بنا و اخذ جریمه است و اصول کلان شهرسازی مانند: تناسب تراکم با سرانه های خدماتی، عرض معابر، پارکینگ و هماهنگی کالبدی با طرح های توسعه شهری، اغلب نادیده گرفته می شود. این در حالی است که بسیاری از نیروهای فنی شهرداری ها فاقد تخصص شهرسازی هستند و شهرسازان نیز در فرایند تهیه، نظارت و صدور مجوزهای ساختمانی نقش مؤثری ندارند. این مقاله با روشی کتابخانه ای و مصاحبه، بر این باور است که برای ساماندهی شهری و پیشگیری از تخلفات، لازم است نظرات کارشناسی متخصصان شهرساز در کمیسیون های ماده ۱۰۰ و مراجع قضایی به عنوان دلیل معتبر مورد استناد قرار گیرد. تدوین و ابلاغ ضوابط مشترک حداقلی شهرسازی برای این کمیسیون ها و الزام مالکان و سازندگان به ارائه نظریه کارشناسی شهرسازی جهت دفاع از پروژه، گامی ضروری برای کاهش تخلفات، کاهش شکایات و هدایت شهرها به سوی توسعه ای منطقی و اصولی است.
۳.

بازتولید فضای شهری بر مبنای گفتمان زنان در خیابان لاله زار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۶
بیان مسئله: فضای شهری پدیده ای اجتماعی، تاریخی و چندلایه است که در تعامل مداوم نیروهای قدرت، سیاست و سرمایه شکل می گیرد و در گذر زمان بازتولید می شود. این بازتولید نه تنها به واسطه تحولات ساختاری، بلکه در دل کنش های روزمره، تجربه های زیسته و گفتمان های اجتماعی صورت می گیرد. در این میان، گفتمان زنان به عنوان یکی از نیروهای کمتر دیده شده، نقشی معنادار در بازتعریف مرزهای خصوصی-عمومی و بازسازی حافظه جمعی دارد. با این حال، این گفتمان به ویژه در تحلیل فضاهای تاریخی شهرهای ایران کمتر توجه شده است. بنابراین مقاله عاملیت گفتمان زنان را در بستر این نیروها و کنشگری فضایی در خیابان لاله زار تهران به چالش می کشد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بازتولید فضای شهری برمبنای گفتمانی مشخص، خیابان لاله زار را به عنوان یکی از خیابان های تاریخی- فرهنگی پایتخت در سه دوره تاریخی در کانون تحلیل قرارداده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و گفتمان محور انجام شده و از روش تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی داده ها بهره گرفته است. داده ها از منابع نوشتاری، دیداری و شنیداری در خصوص سه دوره کلی قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی استخراج شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر بررسی سازوکارهای مؤثر در بازتولید فضای شهری استوار بوده و از مفاهیم کنشگری، عاملیت و منش فضایی برای تحلیل گفتمان زنان استفاده شده است. نتیجه گیری: کنشگری زنان در خیابان لاله زار را می توان بخشی از فرایند بازتولید تاریخی فضای شهری دانست که در تعامل پیچیده با مناسبات قدرت، سیاست و سرمایه شکل گرفته است. این کنشگری در ادوار مختلف، از «تماشاچی» به «تماشایی» تا فرصت «بازیگری» در قالب گفتمان های متنوعی همچون حضور انزوایی- انفعالی، نمادین- مصرفی و غیرنمادین- مشارکتی بازنمایی شده است. رفتارهای روزمره، نقش های اجتماعی، الگوهای حضور - غیاب و مشارکت زنان در عرصه خیابان، نه تنها در تحول معانی فضایی و مرزبندی های خصوصی-عمومی مؤثر بوده، بلکه در شکل گیری حافظه جمعی و سازمان یابی فضایی لاله زار نیز نقش داشته است.
۴.

بررسی تطبیقی مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه صورت، مفهوم و معنا در خانه های تاریخی شهر یزد (دوره قاجاریه و پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب نظران مغفول مانده است و پژوهش ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزه میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده اند. ازآنجاکه معماری سنتی به عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه های سنتی در دوره های متفاوت تاریخی به منظور شناخت مؤلفه های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه های صاحب نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوه تجلی و استمرار اصالت در خانه های سنتی شهر یزد، در گذار از دوره قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی مؤلفه های اصالت در معماری بر پایه تحلیل اسناد و دیدگاه های صاحب نظران، خانه های دوره قاجار و پهلوی شهر یزد به عنوان نمونه های موردی انتخاب و با استفاده از روش های تطبیقی تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه های اصالت از دوره قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه گیری: بررسی مؤلفه های اصالت در سه مرتبه صورت، مفهوم و معنا، در خانه های دوره قاجار و پهلوی؛ نشان می دهد که به ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه های سنتی از مرتبه صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه در دگردیسی بناهای معماری از دوره قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.
۵.

مروری نظا م مند بر الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۸۴
در جهانی که بحران های زیست محیطی و چالش های سلامت عمومی روزبه روز بیشتر می شوند، طراحی بیوفیلیک به عنوان پلی میان انسان و طبیعت، جایگاهی راهبردی در ارتقای کیفیت زندگی پیدا کرده است. باوجود گسترش این رویکرد در معماری، تاکنون مرور نظام مندی که به طور اختصاصی به طراحی بیوفیلیک در حوزه مسکن بپردازد، انجام نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط های مسکونی با تمرکز بر فضاهای داخلی، خارجی و بینابینی و ارزیابی تأثیر آن ها بر کاربران انجام شده است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد کاربردی بوده است و داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. این مرور نظام مند با جستجو در پایگاه های علمی معتبر و انتخاب ۸۳ منبع منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ که به طور خاص به طراحی بیوفیلیک مسکونی و الگوهای آن پرداخته اند، انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که 36 درصد از مطالعات از چارچوب براونینگ بهره برده اند که شامل سه دسته اصلی «طبیعت در فضا»، «مشابه طبیعی» و «ماهیت فضا» و ۱۴ الگوی زیرمجموعه است. برای تحلیل توزیع فراوانی الگوها، آزمون کای اسکوئر استفاده شد (χ²=165.24, df=2, p<0.001)، که تفاوت معنادار در توزیع را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که دسته «طبیعت در فضا» با میانگین فراوانی3/60 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است و الگوهایی همچون «ارتباط بصری با طبیعت»، «ارتباط با سیستم های طبیعی» و «نور پویا و پراکنده» در این دسته بیشترین کاربرد را داشته اند. همچنین، بیشترین راهکارهای ارائه شده به فضاهای داخلی و به ویژه الگوی «ارتباط بصری با طبیعت» مربوط بوده است و این مطالعه ارتقای رفاه ساکنان به عنوان هدف محوری طراحی مسکن بیوفیلیک را شناسایی کرد.
۶.

تحلیل اثر ریاضیات غیاث الدین جمشید کاشانی بر ساختارهای هندسی معماری سبک آذری، مطالعه موردی: مسجد کبود تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
در معماری اسلامی، ریاضیات افزون بر نقش محاسباتی ، در شکل گیری فضا و نظم هندسی نیز نقشی بنیادین دارد. آثار غیاث الدین جمشید کاشانی، به ویژه مفتاح الحساب، بازتابی از پیوند اندیشه ریاضی با جهان بینی عدد در تمدن اسلامی است. این پژوهش با هدف تبیین ارتباط اندیشه های ریاضی کاشانی با ساختارهای هندسی معماری سبک آذری، با تأکید بر مسجد کبود تبریز انجام شده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی با رویکرد کمی است. داده ها از طریق برداشت میدانی، تحلیل نقشه ها و اندازه گیری های دقیق گردآوری و با نسبت های عددی مطرح در آثار کاشانی مقایسه شده اند. نسبت های فضایی مسجد، مانند 23/17 در گنبدخانه و 9.5/7 در فضاهای جانبی، با نسبت های 4/3 و 27/20 در آثار کاشانی هم خوانی عددی کمتر از 0/5درصد دارند. هم خوانی یادشده نشان می دهد که اصول ریاضی کاشانی نه تنها در تزئینات، بلکه در سازمان فضایی و سازه ای بنا نیز مؤثر بوده اند؛ ازاین رو مسجد کبود تبریز نمونه ای روشن از تجلّی نظم ریاضی در سبک آذری است.
۷.

بنیان معماری خانه و خانواده، جایگاه اصیل تعاملات اجتماعی از منظر اندیشه اسلام و غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
بارزترین مسائل با پیچیدگی های کلان در نظام اجتماعی کنونی شهرهای اسلامی نوع ارتباط و اتفاق اجتماعی بین افراد است. از طرفی به بنیان و جایگاه اصلی این پدیده پرداخت نشده است و از طرف دیگر نفوذ و اثرات قدرت اندیشه وارداتی غربی در این خصوص، سبک زندگی ایرانی و اسلامی را به حاشیه کشانده است. هدف پژوهش، بررسی و تحلیل جایگاه معماری ایران در ایجاد و تقویت روابط اجتماعی بین افراد می باشد. به صورت کیفی و با روش توصیفی و تحلیلی این موضوع با انطباق اندیشه های اصیل اسلام و غرب مورد پرداخت قرار گرفته است. یافته ها حاکی از نظرات بنیادین اندیشه اسلام در ارتباط با موضوع اتفاقات اجتماعی در بین مؤمنین است که علاوه بر موضوعات کلان چون اندیشه غرب، تمامی موضوعات جزنگرانه را نیز مورد هدف قرار داده است. برخلاف اندیشه غربی اسلام خانواده را پایگاه اساسی انسانی و معماری خانه را پایگاه اساسی معماری در ارتباط با تعاملات اجتماعی اصلح معرفی نموده است.انسان ها با توجه به نوع نیازهای فیزیکی و غیرفیزیکی، با حضور خود در فضاهای معماری سعی در ارضاء کردن یکی از بااهمیت ترین نیازهایِ خود به عنوان یک انسان اجتماعی دارند و آن در کنار دیگران بودن است. حضور انسان ها در کنار یکدیگر باعث ایجاد برخوردهائی می گردد که بسترسازی در جهت رخداد اتفاق و تعاملات اجتماعی در فضا و مکان معماری می باشد.
۸.

سیر تحول کالبد معماری خانه های تاریخی قم؛ مطالعه موردی: دوره قاجار و پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۷
خانه های قم از مهم ترین گونه های معماری هستند که به واسطه تغییر شیوه زندگی، تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه بخش وسیعی از آن ها در بافت شهر در طی زمان دچار تغییر شده است. سیر تحول معماری خانه ها در دوره قاجار و پهلوی قابل مطالعه است. خانه های دوره قاجار و پهلوی به لحاظ کمی و کیفی یکی از مهم ترین گونه های خانه های تاریخی ایران به حساب آورد. معماری این دوره به عنوان بخشی مهمی از تاریخ معماری ایران به واسطه ی شکل گیری جریان برجسته تحول و تغییر در فضای اجتماعی و همچنین در مفهوم کالبد و فضا دارای اهمیت است. این پژوهش باهدف بررسی شباهت ها و تفاوت های معماری خانه های تاریخی قم و تحلیل سیر تحول کالبدی آن ها انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که سیر تحول کالبدی خانه های تاریخی قم چگونه بوده و چه عواملی در این تغییرات نقش داشته اند؟ اهداف پژوهش شامل شناسایی ویژگی های کالبدی، تحلیل ارتباطات فضایی و اجتماعی، و بررسی تأثیر تحولات تاریخی و فرهنگی بر سازماندهی فضایی این خانه ها است. این مطالعه با روش تفسیری - تاریخی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که خانه های تاریخی قم عمدتاً بر اصول درون گرایی استوار بوده اند. بااین حال، در گذر زمان، تحولات قابل توجهی در بخش های مختلفی از جمله ورودی ها، ایوان ها، حیاط ها و فناوری های ساخت آن ها رخ داده است. این تغییرات در ارتباط با شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقلیمی هر دوره تأثیر عمیقی بر معماری این خانه ها داشته است. همچنین، تأثیرات تاریخی و اجتماعی، به ویژه تغییرات جمعیتی و نیازهای جدید، باعث دگرگونی در ساختار و عملکرد فضایی این خانه ها شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که باوجود تغییرات ساختاری، اصول معماری گذشته در طراحی این خانه ها کم رنگ شده است. در این پژوهش سعی در درک ارتباط میان فضاهای معماری در خانه های تاریخی شده است.
۹.

تحلیل ساختار فضایی تیمچه قم در قیاس با تیمچه های امین الدوله و بخشی کاشان با تمرکز بر شناخت ارزش های طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش باهدف بررسی و معرفی تیمچه قم به عنوان یک اثر معماری - اقتصادی عصر قاجار و باتوجه به خلأ نسبی مطالعاتی درباره آن، انجام شده است. درک عمیق تر از جایگاه این بنا مستلزم قرارگیری آن در بستر گسترده تر معماری تیمچه های این دوره و تحلیل وجوه تمایز و تشابه آن با نمونه های شاخص دیگر است. ازاین رو، مطالعه حاضر با پذیرش این نکته که اصطلاح تیمچه در میانه دوره قاجار و به طور خاص برای فضاهای تجاری با حیاط سرپوشیده تعریف شده، به مقایسه تطبیقی تیمچه قم با دو نمونه شناخته شده هم دوره در کاشان (امین الدوله و بخشی) می پردازد. انتخاب این نمونه ها بر پایه اشتراکات اقلیمی و دوره تاریخی و باهدف تمرکز اولیه بر شناخت الگوهای منطقه ای بوده است. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و تطبیقی است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی (برداشت از سه بنا) گردآوری شده اند. تحلیل ها در ابعادی چون سازه با تأکید بر الگوهای باربری و تفاوت های احتمالی، نحوه ارتباط با راسته بازار و نقش موقعیت شهری، فرم های هندسی، نظام های نورگیری و تهویه، و تزیینات متمرکز شده است. یافته های اولیه نشان دهنده اشتراک این سه بنا در اصول کلی چون کارکرد تجاری سرپوشیده، وجود فضای میانی کشیده و استفاده از سه گنبد است. بااین حال، تمایزهای معناداری نیز مشاهده می شود؛ از جمله تفاوت در الگوی دهانه ها. یکسان سازی نسبی دهانه ها در تیمچه قم در مقابل برجستگی واضح دهانه میانی در نمونه های کاشان، تفاوت در سازه و آرایه ها، و تفاوت در سازمان دسترسی و ارتباط با بافت پیرامون. این مطالعه، با آگاهی از وجود پژوهش های مفصل تر در برخی جنبه ها، درصدد است تا با رویکردی نظام مند و با تأکید بر تحلیل های کالبدی - فضایی، گامی در جهت تکمیل شناخت نسبت به این اثر کمتر مطالعه شده بردارد و زمینه ای برای مطالعات مقایسه ای گسترده تر در آینده فراهم کند.
۱۰.

صحنه آرایی فضایی و روایت در معماری: مقایسه رویکرد رخدادمحور چومی با روایت محوری پسارا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۴
بیان مسئله: توجه به روایت و صحنه آرایی فضایی در معماری معاصر، امکانی تازه برای تفسیر و سازمان دهی تعاملی فضا فراهم کرده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد نظری شاخص، یعنی رخدادمحوری در اندیشه برنارد چومی و روایت محوری در نظریه سوفیا پسارا انجام شده است تا ظرفیت های صحنه آرایی فضایی را در طراحی معماری روایت محور تبیین کند. روش پژوهش: این مطالعه با روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی نظری مفهومی و تحلیل گفتمانی انجام شده است. داده ها ازطریق مرور متون تخصصی و تحلیل نمونه های شاخص (مانند پارک دولاویلت چومی و پروژه های منتخب پسارا) گردآوری و با معیارهای ساختار روایی، کنش کاربر و فرم فضایی مقایسه شده اند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد معماری رخدادمحور چومی بر خلق گسست، تنش و تعامل میان فضا و رخداد تأکید دارد، درحالی که پسارا بر روایت چندلایه، تفسیرپذیری و تجربه محوری فضایی تمرکز می کند. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تلفیق این دو رویکرد می تواند الگوهای نوینی برای معماری فرهنگی و عمومی معاصر ارائه دهد. این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در فرایند طراحی معماری با رویکرد روایت محور و استفاده از ابزارهای نشانه شناختی و تحلیلی برای خلق فضاهای معنادار و مشارکتی تأکید می کند.
۱۱.

ارزیابی ریسک و تحلیل تهدید برای زیرساخت های درمانی در منطقه ساحلی مکران با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۳
بیان مسئله: در سال های اخیر، افزایش بلایای طبیعی و تهدیدات انسان ساز، زیرساخت های درمانی را به عنوان عناصر کلیدی نظام سلامت و مدیریت بحران با چالش های اساسی مواجه کرده است. منطقه ساحلی مکران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، قرارگیری بر پهنه گسل فعال و مجاورت با دریا، از آسیب پذیرترین نواحی کشور محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد پدافند غیرعامل، به ارزیابی ریسک و تحلیل تهدیدات مؤثر بر زیرساخت های درمانی منطقه می پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی تهدیدات طبیعی و انسانی منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی به منظور کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری مراکز درمانی است. روش پژوهش: این پژوهش با طرح ترکیبی تبیینی- متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، ۱۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران درمانی، متخصصان پدافند غیرعامل و کارشناسان مدیریت بحران انجام شد. در مرحله کمی، ۵۰ پرسش نامه محقق ساخته بین کارشناسان و مدیران مراکز درمانی منطقه توزیع شد. داده ها با تحلیل مضمون، آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه بررسی شدند.نتیجه گیری: براساس یافته ها، تقویت سیستم های هشدار سریع، آموزش مداوم کارکنان، مقاوم سازی فیزیکی زیرساخت ها و تأمین منابع تجهیزاتی می تواند به طور مستقیم آسیب پذیری مراکز درمانی مکران را کاهش دهد. نوآوری این مطالعه در آن است که برای نخستین بار تهدیدات ترکیبی طبیعی و انسانی بر زیرساخت های درمانی مکران را با رویکرد پدافند غیرعامل مدل سازی کرده است. نتایج می تواند مبنای سیاست گذاری عملی برای افزایش تاب آوری زیرساخت های درمانی در سایر مناطق پرخطر مشابه باشد.
۱۲.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه تفکر انتقادی و فرهنگ استودیویی در فرایند آموزش طراحی معماری دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۰
بیان مسئله: طراحی، کنکاشی نوآورانه در خلق مصنوعات بدیع است که ذهن، شخصیت و توانمندی های آفرینش گر را به چالش می کشد و به خدمت می گیرد. در عرصه معماری، این کنکاش با پیچیدگی ها، تضادها و پرسش های چالش برانگیزی روبروست که مستلزم بهره گیری از گنجینه ای از دانش و بکارگیری شیوه های تفکر نقادانه و خلاقانه است. در حوزه آموزش تفکر طراحی، اجماعی بر مؤثرترین روش شناسی وجود ندارد. از این رو، ضرورت بررسی رویکردهای آموزشی که خلاقیت دانشجویان را برانگیزد، بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، توانمندسازی دانشجویان به تفکری انتقادی، مستقل است؛ تفکری که بدون اتکا به راهنمایی استادان و تقلید از تجربیات پیشین، فرهنگی نوآورانه را در محیط کارگاه های آموزشی پدید آورد. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، از رویکردی کیفی با اتکا بر ابزارهایی همچون مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، برای نیل به مقصود تحقیق بهره جسته شد. در بخش نخست پژوهش، به منظور اخذ نظرات کارشناسانه، از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای گزینش نمونه ها استفاده شده است. در این مطالعه، 16 نفر مشارکت کرده اند و داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از کدگذاری باز و محوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در بخش دوم پژوهش نیز، پرسشنامه ای در سه گروه، از میان 105 نمونه آماری دانشجویان رشته معماری دانشگاه های تهران و کرج (دولتی و آزاد) گردآوری شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های پژوهش، نشان داد که فرایند آموزش طراحی معماری در دانشگاه های ایران تأکید زیادی بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی در بین دانشجویان نداشته است. این در حالی است که ادغام سبک های تفکر مختلف، از جمله تفکر بصری، انعطاف پذیر، استعاری، استراتژیک، خلاق و تفکر انتقادی، در پرداختن به چالش های چندوجهی این حوزه بسیار مهم تلقی می شود. همچنین، نتایج نشان داد که اساتید به نقش محیط استودیو در تقویت خلاقیت دانشجویان توجه ویژه ای دارند.
۱۳.

از صنعت به جامعه؛ فرایند تحول یک منطقه صنعتی در فرانسه به یک محله پایدار(واکاوی نمونه موردی محله سنت اوئن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
رویکردهای مشارکتی در طراحی و مدیریت شهری، به ویژه در سطح محله، از اواسط دهه 1970 توجه جهانی را به خود جلب کرده اند. در فرانسه، مشارکت ساکنان در پروژه های توسعه شهری ازطریق برنامه ملی «محله پایدار» به شکل ویژه مورد توجه قرار گرفته است. از سال 2009، پروژه های توسعه محله متعددی در سراسر فرانسه تحت این عنوان اجرا شده اند. دستیابی به اهداف توسعه پایدار به ویژه با به کارگیری مسکن اجتماعی، فضاهای عمومی و بهینه سازی مصرف انرژی مرتبط بوده است. چهار مرحله تعریف شده برای توسعه پروژه های محله پایدار عبارتند از: برنامه ریزی، تحویل، تجربه و ارزیابی. علی رغم اجماع عمومی درباره موفقیت نسبی پروژه ها، نوع و سطح رویکردهای طراحی و مدیریت مشارکتی در ابهام باقی مانده است، به طوری که مسئله روابط بین بازیگران مختلف در طول زمان و نحوه شکل دهی و تغییر شکل تولید فضا توسط آنها نیاز به توضیح بیشتری دارد. به طور خاص، نقش فضاهای عمومی به عنوان یکی از ابزارهای رایج توسعه مشارکتی در این پروژه ها تا حدودی ناشناخته مانده است. بدین ترتیب، این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش ها است؛ شیوه های مدیریت مشارکتی محله پایدار در فرانسه چیست؟ فرایند برنامه ریزی این پروژه ها چگونه بر وضعیت فعلی آنها تأثیر گذاشته است؟ ویژگی های فرایند برنامه ریزی مشارکتی و مشارکت ساکنان در محله پایدار سنت اوئن چیست؟ این تحقیق با بررسی نمونه موردی سنت اوئن، قصد دارد ارتباط بین رویکرد مشارکتی در طول فرایند طراحی و مدیریت فضای عمومی و نحوه سکونت، تخصیص، استفاده و بازتولید فضا توسط جمعیتی که برای آنها برنامه ریزی شده است را روشن کند. در این پژوهش با روش مطالعه موردی، داده ها ازطریق مصاحبه، مشاهده میدانی و اسناد شهری گردآوری و تحلیل شدند. در مجموع هشت ذی نفع اصلی و تعدادی از ساکنان براساس نقش و میزان درگیری انتخاب و مضامین استخراج شده با رویکرد کدگذاری و در چارچوب نظری حکمرانی مشارکتی دسته بندی شدند. پروژه های محله پایدار در فرانسه ابتکاراتی هستند که از میل به تحقق یک ایده آل و سیاست ملی در مقیاس محلی سرچشمه می گیرند. این مسئله پیچیدگی های لجستیکی ایجاد می کند که نتیجه طبیعی تعدد ذی نفعان و طرح های تعریف و کنترل توسعه است. تحقق مشارکت در این پروژه ها به فرایندهای شفاف، مستمر و فراگیری بستگی دارد که صدای ساکنان را از مراحل اولیه در بر گیرد و با تحولات غیرقابل اجتناب زمینه در پروژه های شهری قابل تطبیق باشد. بر این اساس، فرایند مشارکت در پروژه های محله پایدار، به عنوان یک فرایند مداوم و چندلایه درک می شود که نیازمند سازگاری مداوم، شمول واقعی و هماهنگی مؤثر بین همه ذی نفعان در چارچوبی کل نگر است. در محله پایدار سنت اوئن، چالش هایی مانند نابرابری های اجتماعی-اقتصادی، محدودیت های لجستیکی، جهت گیری های سیاسی و محدودیت های ذاتی پروژه، طرح را بیش از آنکه مشارکتی باشد به مشورتِ مرحله ای و مقطعی فروکاست داده اند. بدین ترتیب، مشارکت جزئی از خلال ابزارهای توسعه نظیر مسکن اجتماعی و یا جلسات شورای محله، تحقق نسبی ممکن شده است.
۱۴.

الگوهای سکونت و معیشت در خانه های تاریخی نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۰
بیان مسئله: خانه، در طول تاریخ و فرهنگ ایران، نه تنها مأمن سکونت که بستر فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بوده است. شیوه های گوناگون معیشت، نقش های متنوعی برای خانه رقم می زدند؛ به گونه ای که خانه ها به مثابه مراکز تولید و کار، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای خانواده و همچنین خودکفایی شهرها ایفا می کردند. این شهر، به سبب اهمیت اقتصادی و جایگاه بازرگانی خود در دوران صفویه و قاجار، نمونه ای شایان توجه از این الگوی سکونت است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف واکاوی عرصه های زیستی و معیشتی در خانه های تاریخی نجف آبادِ اصفهان انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش، با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و مطالعه موردی، به بررسی این خانه ها پرداخته است.  برای فهم دقیق تر پیوند میان کار و سکونت، ابتدا اقتصاد بومی نجف آباد در زمان شکل گیری این خانه ها مطالعه شد؛ سپس، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه های میدانی با افرادی که تجربه زیستن در این خانه ها را داشتند، فعالیت های اقتصادی و معیشتی در ساختار کالبدی این بناها شناسایی شد.نتیجه گیری: خانه های تاریخی بررسی شده در این پژوهش با توجه به پیشه و جایگاه اجتماعی صاحبانشان به دو دسته الگوی عامه نشین و اعیان نشین شناسایی شدند؛ که هریک از این دسته الگوها، با ویژگی های کالبدی و رفتاری متمایز، سهمی اساسی در تأمین نیازهای خانواده ها و ارزاق شهر اصفهان داشتند.
۱۵.

تحلیل و بهینه سازی پارامتریک نورگیر سقفی سالن ورزشی اقلیم سرد و کوهستانی ایران بر اساس شاخص های نور روز (نمونه موردی مطالعه: شهر قزوین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
ورزشگاه ها و سالن های ورزشی چندمنظوره برای برآورده کردن نیازهای جامعه امری ضروری است. در این پژوهش تلاش شده به منظور تأمین روشنایی مطلوب نور روز در سالن های ورزشی، ضمن بررسی تأثیر نورگیرهای سقفی سالن ورزشی در اقلیم سرد و کوهستانی ایران به تحلیل پارامتریک آن بر اساس شاخص های نور روز نیز پرداخته شود. در پژوهش حاضر، پس از انجام مطالعات پیشین، به بررسی شاخص های روشنایی پرداخته شد و شاخص روشنایی مفید نور روز (UDI 300-3000 Lux) به عنوان معیار اندازه گیری بهره مندی نور روز انتخاب گردید. پس از برداشت مقادیر میدانی با استفاده از دستگاه لوکسمتر، بررسی میزان خطای مقادیر برداشت شده با نتایج حاصل از شبیه سازی به کمک معادله ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب تغییرات CV (RMSE) انجام پذیرفت و از این طریق اعتبارسنجی نرم افزار شبیه ساز مورد سنجش واقع شد. سپس با استفاده از یک رویکرد پارامتریک در نرم افزار راینو و افزونه گرس هاپر مدل تحقیق طراحی گردید و به کمک افزونه های هانی بی و گالاپاگوس و الگوریتم ژنتیک محاسبات تک هدفه تکاملی بهینه سازی بر روی متغیرهای تحقیق انجام پذیرفت. در این پژوهش، طول، عرض و زاویه نورگیرهای سقفی به صورت سقف خرپایی دندانه ای به عنوان متغیر های تحقیق در نظر گرفته شد و از انجام شبیه سازی مدل تحقیق و بهینه سازی محاسبات تک هدفه تکاملی این نتایج استخراج گردید که نورگیرهای سقفی نقش بسیار مؤثری در تأمین روشنایی نور روز سالن های ورزشی دارند و موجب توزیع نور یکنواخت داخل سالن و افزایش آسایش بصری تماشاگران و بازیکنان می شوند. دستیابی به ابعاد بهینه متغیر های تحقیق به روش الگوریتم ژنتیک از نتایج دیگر این پژوهش است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در شرایط بهره مندی از ابعاد بهینه به دست آمده برای نورگیرهای سقفی در 83.57 درصد مواقع سال سطح سالن از روشنایی نور روز مناسب بر اساس شاخص روشنایی مفید نور روز (UDI 300-3000 Lux) برخوردار خواهد بود و همچنین خطر خیر گی در این مدت برای تماشاگران و ورزشکاران حداقل است.
۱۶.

از تجربه تا راهبرد: توسعه چارچوبی نظام مند برای طراحی منظر سبز مبتنی بر تحلیل پروژه های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۷
طراحی منظر سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین در پاسخ به چالش های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای معاصر، مستلزم چارچوبی یکپارچه و چندبُعدی برای ارزیابی پایداری است. مرور مطالعات موجود نشان می دهد که به رغم تعدد شاخص ها و مدل های بین المللی، هنوز چارچوبی جامع و بومی پذیر برای ارزیابی پایداری منظر که بتواند هم زمان سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی را پوشش دهد، وجود ندارد. این خلأ نظری و عملی سبب شده است، ارزیابی پروژه های طراحی منظر در ایران فاقد ساختاری نظام مند و قابل سنجش باشد. هدف اصلی پژوهش، تدوین چارچوبی شاخص محور برای ارزیابی منظر سبز با تأکید بر یکپارچگی سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی است. برای دستیابی به این هدف، پنج نمونه برجسته بین المللی شامل پارک هوتان شانگهای (چین)، سوپرکیلن (دانمارک)، مگی دیلی و بلت لاین وست ساید (ایالات متحد) و پارک سبز هوشمند کاشیوا نو ها (ژاپن) و یک نمونه بومی، پارک آب وآتش تهران، به صورت تطبیقی تحلیل شده اند تا امکان شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و ظرفیت های بومی سازی فراهم شود. روش پژوهش بر مبنای تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد قیاسی-استقرایی است. در گام نخست، جستجوی نظام مند در پایگاه های Scopus و Web of Science برای استخراج شاخص های مرتبط با ابعاد سه گانه پایداری انجام شد. در گام دوم، پروژه های منتخب براساس معیارهایی چون تنوع جغرافیایی، اقلیمی و نوآوری طراحی، تحلیل محتوایی شدند. شاخص ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی طبقه بندی شدند تا چارچوب مفهومی هدف-شاخص-راهبرد شکل گیرد. در نهایت، یافته ها با نظر خبرگان و چارچوب های جهانی مانند (LSA، MEA و SITES) تطبیق داده شدند تا اعتبار و قابلیت کاربرد چارچوب تأیید شود. نتایج نشان می دهد در پروژه های بین المللی، بُعد محیط زیستی و به ویژه شاخص هایی نظیر اتصال زیست گاهی، مدیریت منابع آب و کیفیت زیست گاه اهمیتی بیشتر دارد؛ در حالی که در نمونه بومی، شاخص های اجتماعی مانند مشارکت جامعه و سرمایه اجتماعی پررنگ تر هستند. یافته ها همچنین بیانگر کمبود انسجام زیست گاهی و ضعف در مدیریت آب در پروژه های داخلی است. نوآوری پژوهش در ادغام استقرایی شاخص ها از ادبیات و پروژه های اجراشده، همراه با انسجام قیاسی بر پایه چارچوب های جهانی و بومی سازی در بستر ایران است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری تحلیلی و راهبردی برای معماران منظر، مدیران شهری و سیاست گذاران در مسیر توسعه پایدار استفاده شود. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با به کارگیری روش های میدانی و مشارکتی، این چارچوب را اعتبارسنجی و بهینه سازی کنند.
۱۷.

بررسی نقش عناصر کالبدی تاثیر گذار در بوستان های شهری با رویکرد اجتماع پذیری (مطالعه موردی: بوستان علوی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
شناسایی و تحلیل عناصر تشکیل دهنده کالبدی موثر در پارک های شهری، به باز دهی پارک ها و میزان رضایت مندی شهروندان از عناصر طبیعی و مصنوع موجود در پارک در تحقق اجتماع پذیری و در نتیجه جلب بیشتر رضایت مردم کمک شایانی می نماید. وجود فعالیت های متنوع و متفاوت و تاثیر گزار در فضای پارک باعث جذب و تجمع افراد شده ویژگی جمع پذیری آن را قدرت می بخشد. با توجه به موقعیت شهرقم به عنوان دومین شهر زیارتی کشور و قرار گیری بوستان علوی در این شهر به لحاظ موقعیت و وسعت از پتانسیل های بسیاری در جذب شهروندان، زائران و گردشگران برخوردار می باشد . از این رو پژوهش حاضر، ضمن مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل و عناصر اصلی تشکیل دهنده موثر و ارز یابی نارسایی های موجود به عنوان مسئله به بررسی نقش عوامل کالبدی تاثیرگذار که به جذب و تقاضای بازدید کنندگان و گردشگران در بوستان علوی شهر قم، پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی و مشاهده و بررسی های میدانی و گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و استدلال منطقی صورت گرفته است. جامعه مورد هدف 250 نفر از مراجعان به بوستان علوی شهر قم می باشد. برای انجام تحقیق از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه و نمونه ها به روش تصادفی ساده و تحلیل نرم افزاری (برنامه spss) سود جسته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین عامل برای مراجعه به پارک بعد از پر کردن اوقات فراغت، استراحت و ارامش، انگیزه مراجعه و استفاده مکرر از پارک ها رابطه مستقیمی با نوع و میزان امکانات موجود در پارک را دارد.
۱۸.

کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۲
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
۱۹.

گاهشناسی نسبی و کاربست سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازمانده سده 8 هجری است یا سده های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازه قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیه پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می کند که این سازه، دروازه قلعه رشیدیه فترت رومیّه تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود. هدف پژوهش: ربع رشیدی از سده 8 تا 11 هجری سه دوره سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن ها در چگونگی برنامه ریزی های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازه ورودی جنوب غربی به روش میدانی باستان شناختی و ترسیم پلان و رلووه سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده های 10 و 11 هجری درباره قلعه رشیدیه و فترت رومیه تبریز بررسی شده اند:  «تاریخ عثمان پاشا» (993 ق.)، «شجاعت نامه» (993 ق.)،  «تبریزیه» (993 ق.)، «تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث» (996 ق.)، «شرف نامه بدلیسی» (1005 ق.) و «عالم آرای عباسی» (1042 ق.). نتیجه گیری: پیوستگی و دوختگی سازه ورودی جنوب غربی با حصار قلعه رشیدیه و همانندی شیوه بنّایی و مصالح آن با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازه ساخته جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال های فترت رومیّه تبریز است و تنها بخش های خشتی و گلی بارو، بازمانده تعمیرات شتابان شاه عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازه هشتی پشت نیم برج ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می کند.
۲۰.

حکمرانی تاب آور: نقشی بنیادین در مواجهه با چالش های جوامع آینده کلانشهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
با وجود گسترش برنامه های مدیریت شهری، هنوز در کلان شهر شیراز شکنندگی های شهری ناشی از ضعف مشارکت شهروندی، شفافیت، عدالت و پاسخگویی مشاهده می شود. مسئله این پژوهش روشن کردن این نکته است که «حکمرانی شایسته» دقیقاً تا چه اندازه و از چه مسیرهایی تاب آوری شهری را تقویت می کند. سؤال اصلی بدین شرح است: مؤلفه های حکمرانی شایسته شهری، مشارکت، شفافیت، عدالت و پاسخگویی، چه اثری (از حیث اندازه و معناداری) بر تاب آوری شهری شیراز دارند؟ کدام مؤلفه بیشترین اثر را دارد؟ سطح کنونی تاب آوری شهری چقدر است؟ و سناریوهای آینده چه تغییراتی را در این شاخص ایجاد می کنند؟ پژوهش از نوع کاربردی-تبیینی است. داده ها با پرسشنامه استاندارد و مصاحبه نیمه ساختاریافته گرد آوری و با آمار توصیفی، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد میانگین تاب آوری شهری 82/3 با انحراف معیار 60/0 است و هر چهار مؤلفه حکمرانی اثر مثبت و معنادار بر تاب آوری دارند. ضرایب مسیر به ترتیب برای مشارکت35/0، شفافیت28/0، پاسخگویی 25/0 و عدالت 22/0 برآورد شد که بیانگر نقش برجسته مشارکت در کنار شفافیت و پاسخگویی است. بر پایه سناریونویسی آینده پژوهانه، بهبود هم زمان مؤلفه های حکمرانی می تواند سطح تاب آوری را به وضعیت مطلوب ارتقا دهد، درحالی که افت آن ها به کاهش معنادار تاب آوری می انجامد. این نتایج چارچوبی عملی برای سیاست گذاری ارائه می کند: تقویت سازوکارهای مشارکت معنادار شهروندان، شفافیت اطلاعاتی و پاسخگویی نهادی به منظور افزایش تاب آوری شهری در مواجهه با بحران های شهری.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان