ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
۱۲۱.

بازشناسی روند آپارتمان نشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کلان روند و روندها آپارتمان نشینی واقع گرایی اسلامی شهر ایرانی مجتمع مسکونی گلپارگ تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
روند آپارتمان نشینی به عنوان یکی از پیامدهای توسعه شهری معاصر، ضمن پاسخ گویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالش هایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتمان نشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقع گرایی اسلامی» می پردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسان ها و حقوق خلقت زیست محیطی استوار است که برگرفته از آموزه های اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و تطبیقی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانه های سنتی و آپارتمان های معاصر گردآوری شده اند. علاوه بر این، از ابزارهای پژوهش حاضر می توان به پرسشنامه ها و مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. به منظور واکاوی عینی چالش های آپارتمان نشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقه یک شهر تبریز به عنوان مطالعه موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان می دهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامی ایرانی با کاستی های جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگی های الگوی سکونت اسلامی ایرانی، روند آپارتمان نشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدول های ارزیابی، تفاوت ها و کاستی های آپارتمان ها نسبت به خانه های سنتی و ارزش های اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که آپارتمان نشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینه هایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدی معنوی سکونت، با ضعف های اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعه سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامی ایرانی است. این رویکرد زمینه ساز تحقق شهری انسان محور، عدالت محور و متعادل با محیط زیست در چهارچوب واقع گرایی اسلامی است.
۱۲۲.

بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معابر شهری شبکه هوشمند الگوریتم Dijkstra یگان ناجا شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد. هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد. روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است. نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
۱۲۳.

پیکره بندی فضایی مسکن معاصر: مرور نظام مند مفاهیم و زمینه های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیکره بندی ادراک جنسیت مسکن معاصر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۸
خانه نماینگر ارزش ها، عقاید فرهنگی و اجتماعی ساکنان است. باتوجه به توسعه ابعاد مطالعات علمی و پژوهشی در زمینه های مختلف روانشناسی معماری به خصوص مسکن، بررسی سیر حرکت اندیشمندان و موضوعات مطالعه شده می تواند مؤیدی بر نیازهای تحقیقاتی آتی در حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی باشد؛ این مقاله می کوشد با اتخاذ روش مرور نظام مند، مقالات پژوهشی داخلی کشور حدفاصل سال های 1403 تا 1380 با محوریت موضوعی پیکره بندی مسکن را شناسایی و یافته های آن را در چگونگی تبیین این مفهوم و عوامل تأثیرگذار بر آن تحلیل نماید و راهکاری برای بهبود کیفیت مطالعات بعدی در جهت افزایش تعمیم پذیری برون داد مطالعات در نشریات ارائه نماید. ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ روش ﮐﯿﻔﯽ از ﻧﻮع ﻣﺮور ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. در جستجوی اولیه با استفاده از روش «مرورنظام مند» چارچوب کلی مفاهیم مرتبط با حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی و ارتباط معنایی میان دو حوزه، 55064 ﭘﮋوﻫﺶ طبقه بندی که 2747 پژوهش در گروه هنر و معماری را در ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﻓﺖ. پس از بررسی و پایش 289 مقاله استخراج و با استفاده از از بیانیه پریزما، مستندات مرتبط با «پیکره بندی مسکن» که در برگیرنده جنبه های کالبدی و روانشناسی - ادراکی انتخاب شدند. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی فضایی مسکن» با تاکید بر ادراک جنسیتی در سازمان دهی فضایی مسکن تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این مولفه بیش تر بر ابعاد کمی تمرکز و فارغ از جنسیت به بررسی ابعاد این حوزه پرداخته اند. ارزیابی آماری نتایج، بیانگر آن است که از میان 14 موضوع شناسایی شده، تمرکز مطالعات در نشریات علمی-پژوهشی بیشتر روی مباحث «ساختارفضایی» و «تجربه زیسته- حس مکان» و اغلب به شیوه کیفی (توصیفی- تحلیلی) است. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی مسکن» بر روانشناختی بودن این پیوند و پیامدهای رفتاری فارغ از جنسیت تأکید شده و سازوکارهای روانشناختی عمیق در ابعاد احساسی و شناختی- ادراکی تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این پیوند بیش تر بر ابعاد انسانی و مکانی تمرکز داشته اند. خلاء تئوری ادراک جنسیتی و مکان دستیابی به نتیجه واجد انسجام نظری را دشوار کرده است.
۱۲۴.

تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی ترجیحات مسکونی طراحی محیطی مجتمع اکباتان انعطاف پذیری طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان می پردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی به عنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامه ریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا می کند. شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه می دهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگی های جمعیت شناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویت های مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیط های انعطاف پذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیل های کمی و کیفی استفاده شده و داده ها از طریق پرسش نامه و مشاهدات میدانی جمع آوری گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمه عمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطاف پذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگی های جمعیت شناختی نظیر سن و مدت زمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. به عنوان مثال، خانواده های بزرگ تر به فضاهای انعطاف پذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان می دهند، در حالی که افراد جوان تر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمه عمومی اولویت می دهند. این پژوهش با ارائه تحلیل های چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیط های مسکونی متناسب با سبک های زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه می کند.
۱۲۵.

بازخوانی انتقادی آرای متفکران دربارهٔ «زمان و معماری» از آغاز دورهٔ روشنگری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمان و معماری بازخوانی انتقادی آرای متفکران تحلیل مضمون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۰
مفهوم زمان از دوره روشنگری وارد گفتمان معماری مغرب زمین شده و کاربرد آن از قرن بیستم تا به اکنون به اوج خود رسیده است. تاریخ معماری، نشان می دهد که لایه های مختلفی از مفهوم زمان در معماری وجود دارد و هر تصوری از زمان نیز به فهمی از معماری می انجامد. به رغم این نقش مهم، آرای مختلف درباره «زمان و معماری» تا اندازه ای مبهم و متناقض می نمایند. هدف این پژوهش به دید آوردن آرای موجود است، به گونه ای که ساحت های مختلف «زمان و معماری» به نحوی به سامان آشکار شود. بدین منظور آرای موجود به روش «تحلیل مضمون» خوانش و تحلیل شده است. براساس این آراء که با مراجعه به منابع مکتوب جمع آوری شده اند، آنچه نتیجه می شود سه نحو تلقی از زمان در معماری، در قالب زمان به مثابه «حال مستمر»، «روزمرگی» و «نسبت حضور و غیاب» است. این سه، همراه با تصورات مختلفی از معماری اند: 1- معماری «برآمده از روح دوران» و «برآمده از امری الوهی»؛ 2- معماری «هماهنگ با امر رایج» و «قابل انطباق با متغیرهای روزمره»؛ و 3- معماری به مثابه «آشکارگی پیوند پوشیدگی ناپوشیدگی»، «بهبود امر حاضر» و «ساختن و نمایش «تفاوت» حضور و غیاب». پس از پرداختن به خاستگاه فکریِ رویکردها و مسائل موجود در آن ها و تبیین وجوه افتراق و اشتراک میانشان روشن می شود که آنچه باعث بروز مسائلی در آن ها شده است برآمده از نگاه سلطه گرانه انسان در مقام معمار و یا  صاحب نظر معماری به زمان است.
۱۲۶.

ارائه تعریف عملیاتی سبک شناسی معماری ایران با رویکرد حفاظت معماری (استخراج شاخص های سبک شناسی براساس معماری مسجد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری ایرانی سبک شناسی تاریخ معماری حفاظت و مرمت معماری معماری مسجد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۰
یکی از معضلات عمده مرمت ایران در نزد برخی مرمت گران حال حاضر را می توان عدم توجه به اهمیت شناخت معماری دانست. یکی از دلایل اصلی این عامل می تواند فقدان رویکرد مشخص، منطقی و کاربردی در شناخت معماری در یک پروژه مرمتی باشد. در فرآیند شناخت معماری با سطوح مختلفی مواجه هستیم این شناخت لایه لایه تنها زمانی به هرج و مرج منجر نخواهد گشت که از الگویی روشمند پیروی کند. مقاله حاضر در میان الگوی های گوناگون، سبک شناسی را مدنظر قرار داده است. بر اساس تعریف ارائه شده از سبک شناسی، در راستای عملیاتی شدن آن سعی شده گام هایی قابل اجرا پیشنهاد شود. با بررسی بنا در حوزه های گوناگون شناخت، ویژگی های آن تحت عنوان مولفه، شناساسی می شوند. از تحلیل مولفه ها، شاخص ها استخراج شده که معیاری برای تعیین سبک خواهد بود. به دلیل گسترده بودن حوزه مطالعه، این مقاله شاخص ها را بر اساس معماری مسجد استخراج نموده است. سامانه جستجوی پژوهش کیفی و راهبرد این مسیر تفسیرگرا است. این تحقیق به روش کتابخانه ای و میدانی، به صورت تطبیقی صورت گرفته، به این ترتیب که با رصد تعاریف و دیدگاه ها در مورد سبک از سویی و نظر به بناهای تاریخی، سعی در بازبینی و تبیین تعریف آن داشته است. از نظر هدف، این پژوهش را می توان از نوع نظری-کاربردی دانست. یکی از دستاوردهای مقاله استخراج معیارهای سبک شناسی مطالعات هنر و معماری از گذشته تا امروز در شش گروه می باشد. از سوی دیگر تبارشناسی سبک نشان داد که این مفهوم یک مفهوم اعتباری است که در راستای هدف می تواند تعریف نظری و عملیاتی مشخص داشته باشد. بنابراین سبک می تواند براساس وضعیت حال حاضر بنا مشخص شود تا کمکی باشد در تصمیم گیری های حفاظت. با این رویکرد برای مسجد، هشت شاخص پیشنهاد شد: فضاها، نقش شهری، مداخلات، ساختمایه، تکنولوژی ساخت، آرایه ها، فرم ها و سامانبندی عناصر و فضاها. این شاخص ها به عنوان ابزاری برای شناسایی سبک ها به کار گرفته می شوند.
۱۲۷.

از برج عاج تا میدان عمل: مطالعه ی تطبیقی سیر تطور ارتباط دانشکده های معماری با جامعه در ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانشکده ی معماری زمینه ی اجتماعی تاریخ آموزش معماری برنامه ی درسی کارشناسی معماری آموزش آکادمیک معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۰
اگرچه معماری –چه به مثابه دانش و چه به مثابه یک اثر- با زمینه اجتماعی خود در ارتباطی تنگاتنگ است، آموزش آکادمیک معماری از قرون گذشته تا به امروز دچار اوج و فرودهایی در توجه به زمینه اجتماعی بوده است. در سال های ابتدایی شکل گیری آموزش آکادمیک معماری در جهان، معماران آکادمیک چندان در قید توجه به امر اجتماعی نبودند، چرا که کارفرمایانشان از میان نخبگان و اشراف جامعه بودند. با تحولاتی که در عرصه سیاست، فرهنگ، جامعه و تکنولوژی پیش آمد توجه آکادمی های معماری به سمت زمینه اجتماعی جلب شد تا جایی که در دوران پسامدرن یکی از مهم ترین رسالت های دانشکده های معماری حل و فصل مسائل اجتماعی به شمار می رود. در ایران نیز در سال های ابتدایی تأسیس نخستین دانشکده معماری امر زمینه ای و اجتماعی جایی در آموزش معماری نداشت؛ اما تحولاتی که در مقیاس کشور و جهان رخ داد آموزش معماری در ایران را نیز متحول کرد. این پژوهش با هدف پاسخ دادن به پرسش درباره سیر تحول توجه دانشکده های معماری به امر اجتماعی و نیز ترسیم وضعیت و موضع امروز آنها در قبال جامعه در آینه برنامه درسی و سرفصل دروس انجام شده است، به طوری که در ابتدا بحث در قالب تفسیر تاریخی پیش می رود و در انتها برنامه درسی مصوب برای دوره کارشناسی معماری در ایران با سرفصل دروس هفت دانشکده معماری برتر دنیا مقایسه می شود. از حیث روش شناسی، پارادایم کلی این پژوهش کیفی است. در این پژوهش گردآوری داده ها مبتنی بر منابع کتابخانه ای است و برای تحلیل داده ها از استدلال منطقی و روش تحلیلی-تفسیری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دانشکده های معماری ایران همچنان توجه به امر اجتماعی را در اولویت نمی بینند، در صورتی که در دانشکده های برتر دنیا زمینه اجتماعی مورد توجه بیشتری قرار گرفته است.
۱۲۸.

اینستاگرام و هویت ازدست رفته: مطالعه ای بر نمای بناهای مسکونی تهران (مطالعه موردی: محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینستاگرام معماری ایرانی ترویج میراث فرهنگی استراتژی رسانه های اجتماعی چالش های الگوریتمی نماهای مسکونی کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
بیان مسئله: نماهای ساختمان های مسکونی در تهران به عنوان یکی از شاخص ترین عناصر هویت شهری، در سال های اخیر تحت تأثیر دو نیروی متضاد جهانی شدن و نفوذ گستردهه پلتفرم های دیجیتال مانند اینستاگرام قرار گرفته اند. این دو نیرو، در کنار هم، دگرگونی های عمیقی را در چهره شهر ایجاد کرده اند.هدف پژوهش: بررسی نقش اینستاگرام در ترویج میراث معماری ایرانی و افزایش آگاهی عمومی در خصوص طراحی های نمای بناهای مسکونی در کلانشهر تهران با تأکید بر کاهش پراکندگی بصری و جلوگیری از فرسایش فرهنگی، انجام شده است. روش پژوهش: به منظور دستیابی به این هدف، از رویکردی کیفی استفاده شده است. در مطالعه فرعی نخست شش نمای مسکونی در محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی کلانشهر تهران از طریق مشاهدات تصویربرداری و مصاحبه های تخصصی با پنج کارشناس بررسی نقادانه شدند. سپس با انجام یک مرور سیستماتیک روی 21 مقاله علمی معتبر، ضمن بررسی مطالعات بین المللی در زمینه تأثیر رسانه های اجتماعی بر معماری، به تحلیل چالش های حفظ هویت فرهنگی و استراتژی های ترویج میراث معماری در مقیاس کلان پرداخته شد. در ادامه، به منظور بومی سازی یافته های پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با هشت نفر از خبرگان حوزه های معماری، علوم رسانه و جامعه شناسی انجام شد. نتیجه گیری: یافته های زیرمطالعه نخست نشان داد که نمای بناهای مسکونی در محلات مورد مطالعهُ تنوع بسیار زیادی از نظر سبک و رویکرد طراحی دارند. این پراکندگی شدید، نشان دهنده وجود اولویت های زیبایی شناختی متضادی است که از یک سو، طراحی های بصری خیره کننده و تحت تأثیر الگوریتم های دیجیتال را به نمایش می گذارند و ازسوی دیگر، به زیبایی شناسی جهانی شده ای گرایش دارند که اغلب فاقد ریشه در فرهنگ و تاریخ محلی است. نادیده گرفتن اصول طراحی سازگار با اقلیم، این تضاد را تشدید و شکاف عمیقی میان طراحی معاصر نماها و میراث غنی معماری تهران ایجاد کرده است. همچنین، نتایج زیرمطالعه دوم نشان داد که اینستاگرام، به عنوان یک پلتفرم اجتماعی پرطرفدار در ایران، تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری نماهای معماری در تهران دارد. از یک سو، الگوریتم های این پلتفرم اغلب به همگن سازی بصری و رواج سبک های طراحی یکنواخت کمک می کنند. ازسوی دیگر، اینستاگرام پتانسیل بالایی برای ترویج شیوه های معماری پایدار و همسو با فرهنگ و محیط زیست دارد.
۱۲۹.

سیر تحولات منظر سبز شهر تهران از نگاه خاورشناسان از عصر قاجار تا پهلوی اول (1796 الی 1931 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سفرنامه منظر ذهنی رویکرد کل نگر رویکرد جزءنگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
ذر آن می توان به ردپای انگاره های منظرین و فراتر از آن به افکار و ایده های یک ملت دسترسی یافت و ذهنیت مردمی را که در یک مقطع تاریخی خاص در فضای زیست ملت ی دیگ ر زندگی کرده اند، بازسازی کرد. ذهنیتی که جدا از تأثیرپذیری شخصیت نگارنده و تمایلات شخصی وی در نگاهی وسیع تر با اوضاع و شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و حتی تمایلات استعمارجویانه ارتباط دارد. شناخت منظر ذهنی بر مبنای تفاوت شناختی میان «من» (سفیر: معمولاً اروپایی) و «دیگری» (فرد تهرانی و یا مکان: شهر تهران) شکل می گیرد. براین اساس، این پژوهش با ذکر این سؤال که منظر سبز شهر تهران از نگاه خاورشناسان (از سال 1796 الی 1931 میلادی) چیست، به دو دسته بندی رویکرد کل نگر و رویکرد جزء نگر دست یافته است. در این دسته بندی، مشخص شد خاورشناسان از دوره فتحعلی شاه قاجار به بعد، نگاهشان به مقوله منظر سبز معطوف به اجزاست و توجه آنان به نظام کلی منظر سبز به مثابه یک کل منسجم، قابل درک و بازگویی نیست و تعداد کمی از آنها صرفاً با اشاره کردن به نظام اقلیمی تهران که منجر به زندگی کوچ نشینی می شد، گرته برداری سطحی از کل منسجم منظر سبز شهر تهران داشته اند. به نظر می رسد، توجه به جزئیات منظر سبز به جهت تجربه تجدد اروپایی شدن در تهران با توجه به نظام های کلان برون متنی اعم از قدرت های سیاسی دولت های بیگانه و یا علاقه دولت مردان ایرانی به غرب، توجه خاورشناسان را چه به صورت دستوری- حاکمیتی و چه به صورت سیاسی- فرهنگی بیش ازپیش، معطوف به جزئیات منظر کرده است.
۱۳۰.

Oil Colonialism and the Formation of Villa Architecture in Masjid I Sulaiman: A Spatial-Cultural Analysis Using Space Syntax and Hermeneutics(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Spatial Analysis hermeneutics oil colonialism villa architecture Masjid I Sulaiman

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
The oil industry in the modern era has played a pivotal role in population growth, industrialization, and the formation of modern cities, particularly in Iran's Khuzestan province. Beyond their industrial function, oil wells have had a profound impact on urbanization, architecture, and lifestyles in Masjid I Sulaiman, serving as significant symbols. The physical development of this city accelerated with the construction of residential complexes for oil industry workers and industrial infrastructure, leading to a redefinition of Masjid I Sulaiman's urban identity at the intersection of tradition and modernity—an identity that distinguishes the city. This study examines the impact of British colonial presence and oil industry activities on the development of villa-style housing in Masjid I Sulaiman, intending to analyze the formation of this housing type under these influences. Previous studies have focused on the economic and social impacts of the oil industry; however, the effects of oil wells on spatial and architectural patterns in oil cities, such as Masjid I Sulaiman, have been underexplored. This research analyzes the role of industrial elements in shaping residential patterns by examining spatial and architectural aspects. Employing a qualitative approach, the study uses hermeneutic phenomenology and space syntax to analyze the cultural and spatial dimensions of villa-style housing. The space syntax analysis reveals that the courtyards of Bagh-e Melli and G-Type, with high integration, enhance social interactions, while Scotch Crescent, with greater spatial depth, indicates class segregation. The hermeneutic analysis portrays bungalows as multilayered texts that represent social, cultural, and economic meanings, highlighting their architectural heritage.
۱۳۱.

مرور نظام مند معیارهای زیست آسایی در شهرسازی و ارزیابی آن ها با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهرسازی محیط زیست زیست پذیری زیست آسایی پایداری زیست محیطی نظریه معماری سرآمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۰
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟  هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند.   روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
۱۳۲.

تبارشناسی استراتژی های قدرت برای مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی در عمل برنامه ریزی شهری؛ (مطالعه موردی: بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فوکو مشروعیت سوژه سازی بهنجارسازی قضایی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۰
بیان مسئله: در سایه مطالعات پست مدرنیستی در نقد رویکرد تجویزی برنامه ریزی شهری مدرنیستی این پرسش که چگونه مشروعیت تصمیمات برنامه ریزی شهری متأثر از روابط قدرت احراز می شود کمتر موردمطالعه قرار گرفته است. هدف: این مقاله در تلاش برای تبیین ارتباط قدرت و مشروعیت در بستر واقعی برنامه ریزی شهری، با پیشنهاد رویکرد تحلیلی بر اساس تبارشناسی فوکو، استراتژی ها و ضداستراتژی های بازیگران قدرت را برای ایجاد سوژه های مطیعِ ادعاها و ضد ادعاهای مشروعیت تصمیمات در عمل و نتیجه این بازی استراتژیک قدرت یعنی بهنجارسازی را واکاوی می نماید. روش: بر مبنای چهارچوب نظری و روش شناختی مبتنی بر تبارشناسی فوکو، تجربه بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر- طرح طاش (1393-1399) بر اساس استراتژی انتخاب نمونه مفرط بررسی و با جمع آوری چندبعدی داده ها، 212 مستند رسمی، 563 مستند غیررسمی و 11 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل شد. یافته ها : تبارشناسی بازنگری طرح طاش، نقش فعالانه بازیگران قدرت را در منازعه بر روی مشروعیت بخشی به یا مشروعیت زدایی از تجدیدنظر بنیادین طرح را نشان می دهد که در این بستر، تقابل استراتژی های قدرت منجر به تغییر عرصه منازعات بر روی مشروعیت از حوزه برنامه ریزی شهری به حوزه قضایی و بهنجارسازی "قضایی سازی تصمیم گیری" در حوزه شهرسازی می گردد. نتیجه گیری: در عرصه منازعه آگاهانه و مبتنی بر زمینه بازیگران بر روی مشروعیت در بستر بازی استراتژیک قدرت در عمل برنامه ریزی شهری، برخی از استراتژی ها معطوف به مشروعیت بخشی به و مشروعیت زدایی از تصمیمات، فرایندهای تصمیم گیری، بازیگران تصمیم گیر، معیارهای تصمیم گیری و تبعات تصمیم و برخی استراتژی ها معطوف به منازعه زدایی از مشروعیت (کنترل منازعه به نفع خود) هستند. با اعمال این استراتژی ها، در پایان منازعه بر روی مشروعیت سوژه های مطیعی (سوژه سازی) شکل گرفته که تابع بهنجارسازی جدید از تصمیمات، فرایندها، بازیگران، معیارها و تبعات می شوند. در نتیجه بازی استراتژیک قدرت، درک از مشروعیت در عمل برنامه ریزی شهری بازتنظیم می شود.
۱۳۳.

بررسی گردشگری فیلم در سینمای ایران (نمونۀ مطالعه شده: چهل و سومین دورۀ جشنوارۀ فیلم فجر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گردشگری فیلم سینما جشنواره فیلم فجر مشاهده ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۲
سینما یک پدیده چندبعدی و صنعتی تأثیرگذار در دنیای امروز است. در سال های اخیر رابطه بین سینما و گردشگری باعث شده است که موضوع گردشگری قابل توجه فیلمسازان از یک سو و مقاصد گردشگری ازسوی دیگر قرار گیرد. به گونه ای که به بسیاری از مقاصد گردشگری براساس ایجاد تصویر و ذهنیت مناسب در ذهن بیننده، توجه شده و این امر باعث رونق و توسعه گردشگری در آن مقصد شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی موضوعی گردشگری فیلم در سینمای ایران انجام شده است و محقق با استفاده از مشاهده، نسبت به جمع آوری اطلاعات اقدام کرده و بخش سودای سیمرغ چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر به عنوان نمونه مطالعه شده مدنظر قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد به موضوع گردشگری فیلم در ایران توجه نشده و در عموم فیلم های نمایش داده شده موضوع سفر و گردشگری جایگاه مشخصی نداشته و یا فیلم ظرفیت لازم برای ایجاد انگیزه در مخاطب برای انجام سفر به مقصد مشخصی را ندارد. تنها دو فیلم «زیبا صدایم کن» و «سونسوز»، با ایجاد تصاویر مناسب، شخصیت پردازی مطلوب و روایتی دلنشین توانسته اند تا اندازه ای ترکیب عوامل جذب کننده برای تمایل به سفر را در فرم و محتوای خود ایجاد کنند بنابراین توجه بیشتر به ارتباط بین سینما و گردشگری در ایران ضروری است.
۱۳۴.

برآورد فضایی میزان اثرگذاری عامل محیطی در پایداری انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران با استفاده از الگوریتم BCS(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پایداری انرژی حرارتی سطح شاخص های عامل محیطی الگوریتم BCS کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۸
در برهم خوردن تعادل و پایداری انرژی حرارتی در سطوح شهری عوامل مختلفی دخیل هستند که در نتیجه ی تغییرات غیرعمدی پارامترهای آب و هوایی و بر هم خوردن تعادل انرژی در شهرها می تواند به عواقب شدید محیط زیستی منجر شوند. از سوی دیگر چالش ها و دغدغه هایی هم در مورد توسعه ی روزافزون کالبد شهرها و اثرات مخربی که بر محیط زیست مناطق شهری دارد باعث شده است موضوع اثرگذاری عوامل محیطی ناشی از توسعه ی کالبدی شهرها به یکی از اولویت های مدیریت شهری بسیاری از کلانشهرهای دنیا جهت دست یابی به توسعه پایدار محیطی تبدیل گردد. بدین ترتیب تبیین و تحلیل تعادل و پایداری انرژی گرمایی سطوح شهرها در مقیاس کلانشهری و همچنین شناسایی مهمترین تغییرات شاخص های اثرگذار مرتبط با عامل محیطی در نوع سیاستگذاری طرح ها و برنامه های عملیاتی توسعه شهری الزامی به نظر می رسد. در همین راستا جهت تحلیل برآورد فضایی میزان اثرگذاری شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطوح و سنجش میزان همبستگی فضایی با این پدیده در اثر تحولات شهرنشینی و شهرسازی، کلانشهر تهران در سال 1400 مورد پژوهش واقع شده است. تصویر ماهواره ی بدون پوشش ابری و صاف کلانشهر تهران توسط ماهواره ی Landsat8 به کمک نرم افزار Envi تهیه شده و از طریق الگوریتم های مختلف در سنجش از دور الگوی تغییرات فضایی میزان انرژی حرارتی سطح شهر سنجش شده است. در ادامه از طریق سنجش همبستگی فضایی با استفاده از الگوریتم (Band Collection Statistical) میزان همبستگی لایه های شاخص های عامل محیطی با لایه ی انرژی حرارتی سطح در مناطق 22گانه شهر تهران برآورد شده است. از بین همه مهمترین شاخص های عامل محیطی چهار شاخص (تعداد پارک های شهری، NDVI،NDMI و NDWI) بدلیل میزان ارتباط همبستگی بیش از 25% برگزیده شده اند. برآورد نمود فضایی شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران نشان می دهد هر چهار شاخص مذکور با بعد محیطی دارای ارتباط مستقیم بوده و از نظر ارزش قدر مطلقی آن شاخص NDWI بالاترین ضریب و شاخص تعداد پارک و فضای سبز پایین ترین را به خود اختصاص داده اند. این میزان همبستگی ها نشان از افزایش نقش فعالیت های انسانی و تاثیرات فعالیت هایشان بر شاخص های عامل محیطی می باشد. از آنجایی که شهرنشینی و شهرسازی اصلی ترین عوامل تغییر در الگوی انرژی حرارتی سطوح کلانشهر تهران می باشد، لذا اتخاذ سیاست های مختلف در این حوزه ها می تواند منجر به تغییر در میزان شاخص های عامل محیطی شده که نهایتا باعث تحت تاثیر قرار گرفتن الگو های حرکتی، فعالیتی و زیستی و در نتیجه تغییر در میزان پایداری انرژی حرارتی سطح در مناطق مختلف کلانشهر تهران خواهد شد.
۱۳۵.

تبیین مدل ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان شناسی محیط طراحی بیوفیلیک الگوهای طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
انسان همواره بخشی جدایی ناپذیر از طبیعت بوده و اقدامات او به طور مستقیم بر محیط و بالعکس محیط نیز بر زندگی انسان تأثیرگذار بوده است. یکی از محیط های تأثیرگذار بر انسان ها طبیعت است. در این راستا تأثیر معماری بیوفیلیک به عنوان یک الگوی معماری معاصر طبیعت محور، بر انسان ها و رفتار عملکرد آن ها در چهارچوب حوزه دانشی روان شناسی محیطی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش ابتدا استخراج و دسته بندی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک بوده و در نهایت به دنبال تلفیق این دو مفهوم و تبیین مدلی برای ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک است. این پژوهش به منظور این که بتواند جامع ترین دسته بندی را از ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک ارائه بدهد، از پروتکل نگاشت سیستماتیک در جهت یافتن منابع مورد نظر خود بهره برده است و براساس تحلیل محتوا و تجزیه و تحلیل مقالات بدست آمده از این فرآیند به ارائه یافته ها، بحث و نتیجه گیری پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که شاخص های روان شناسی محیطی در شش مؤلفه محدوده و حریم شخصی، ادراکات محیطی، جهان فرهنگی- اجتماعی، توانمندسازی فردی، احساسات فردی و سلامت جسم و روان دسته بندی شده اند و شاخص های مختلف معماری بیوفیلیک بر این مؤلفه ها و شاخص های مرتبط آن تأثیر گذارند. طیف وسیعی از شاخص های معماری بیوفیلیک در قالب سه دسته طبیعت در فضا، آنالوگ های طبیعی و رابطه انسان با طبیعت بر شش مولفه ی روان شناسی محیطی تأثیرگذار بوده و مشخص کردن این که هر شاخص معماری بیوفیلیک چگونه می تواند به ارتقاء روان شناسی محیطی کمک کند، می تواند به طراحان در ارائه الگوهای طراحی مناسب در معماری بیوفیلیک یاری دهد.
۱۳۶.

The Role of Form Structure in the Formation of Place Identity and the Emergence of Social Interactions in Qazvin Bazaar(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Form structure Place Identity Social Interactions Qazvin Bazaar

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
The transformation of urban living patterns and the decline of social interactions in contemporary urban spaces have heightened the urgent need to reassess the role of formal structure in creating meaning and strengthening place identity. This study aims to explore how the components of formal structure contribute to enhancing the significance of social interactions that stem from place identity. The importance of this research lies in recognizing that formal structure, beyond its physical dimension, holds perceptual, cultural, and behavior-oriented potentials for generating meaning, shared experiences, and collective memory. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with a descriptive-analytical framework, data were collected through field studies, technical surveys, and analyzed statistically using SPSS software. The historic Qazvin Bazaar, with its rich historical and social identity, was selected as the representative case study. The findings reveal that seven dimensions of formal structure—centrality, functionality, movement, visual and sightlines, physical form, spatial connections, and spirituality—significantly influence social interactions and the overall sense of belonging to place. Furthermore, the results demonstrate that the interrelation between physical form, spatial legibility, and perceptual experience provides a fertile and dynamic ground for the reproduction of collective memory. In this respect, historic spaces such as the Qazvin Bazaar are capable of sustaining cultural values while simultaneously playing a more active role in strengthening and revitalizing social interactions. Consequently, attention to the qualitative and multidimensional aspects of formal structure should be regarded as a fundamental strategy for future urban planning and design, positioning it as a key factor in enhancing place identity and ensuring the long-term sustainability and vitality of urban life.
۱۳۷.

Comparative Analysis of Solar Rights from Neighborhood to Building Scale (Case Study: Yousefabad, Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Solar Access Right-to-Light Urban morphology Sky View Factor (SVF) Genetic Algorithm BIPV UBEM

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
Rapid urbanization has accelerated recently, bringing environmental and equity challenges, particularly in solar and daylight access. In Yousefabad (District 6, Tehran), rapid densification under current height codes threatens residents' daylight access. Accordingly, this study addresses these challenges by evaluating solar access and developing morphology-based height regulations that safeguard residents' right to sunlight, focusing on efficiency, equity, and the trade-offs between them in solar performance. This study adopts an applied, quantitative approach to evaluate solar radiation (SR), sunlight duration (S_H), and sky view factor (SVF) across three spatial scales—macro (neighborhood), meso (urban block), and micro (building) —to derive an optimized height. The workflow combines GIS-based analysis, parametric modeling in Rhinoceros, and environmental simulations in Ladybug and Honeybee, while a genetic algorithm optimizes design scenarios and Gini coefficients (G_SR, G_SH, G_SVF) quantify equity in solar access. Results indicate that current height codes restrict daylight and solar access compared to the optimized scenario. Based on the equity indicator and Gini coefficients, the optimized scenario reduced G_SR, G_SH, and G_SVF by roughly 16%, 20%, and 11%, while increasing mean SR, sunlight hours, and SVF by about 15–20%. These outcomes defined block-specific height bands and guidelines to help planners and policymakers enhance solar equity in dense areas. The main innovation lies in a unified analytical–optimization framework linking neighborhood, block, and building-scale evaluations. The proposed framework links urban form to solar equity, demonstrating that balanced height and density improve solar access in dense cities.
۱۳۸.

ارائه چهارچوب گردشگری خلاق، به عنوان کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری خلاق کارآفرینی فرهنگی کارآفرینی صنعت گردشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
این پژوهش با هدف توسعه مدل پیشرفته مبتنی بر فناوری برای کارآفرینی فرهنگی در صنایع گردشگری خلاق انجام شده است. روش پژوهش رویکرد آمیخته متوالی (کمی کیفی) است. مرحله کیفی، با مصاحبه ها از ۱۸ متخصص گردشگری فرهنگی که از طریق نمونه گیری هدفمند تا اشباع انتخاب شده بودند، انجام شده است. مرحله کمی شامل نظرسنجی از ۲۳۰ متخصص با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته است. دادها در بخش کیفی با تحلیل محتوای استقرایی، با اطمینان از اعتبار از طریق کدگذاری دوگانه و بررسی اعضا و در بخش کمی از طریق معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها در تحلیل کیفی، 34 مقوله کلیدی را در چهار بعد اصلی پیامدها (بین المللی سازی گردشگری و توسعه پایدار)، چالش های سیستمی (موانع اقتصادی، سیاسی و فناوری)، الزامات عملیاتی (دارایی های فرهنگی و زیرساخت های عملکردی) و پویایی های کارآفرینی (ویژگی های فردی و شایستگی های فرهنگی) شناسایی و یافته های کمی، برازش مدل ساختاری را تأیید کرده است. نتایج به دست آمده با ترسیم مدل کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری در بخش گردشگری خلاق، با ابعاد چهارگانه پیامدها، چالش های سیستمی، الزامات عملیاتی و پویایی های کارآفرینی، می تواند در سیاستگذاری های کلان و خرد توسعه صنعت گردشگری بهره برداری شود.
۱۳۹.

تبیین همپیوندی حس مکان و روابط اجتماعی در بازار تاریخی تبریز؛ رویکردی انسان محور

کلیدواژه‌ها: حس مکان روابط اجتماعی تعاملات انسانی بازار تاریخی تبریز انسان محور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
حس مکان و روابط اجتماعی از عناصر کلیدی در فهم تعاملات انسانی و کارکردهای فضاهای عمومی به شمار می روند. بازار تاریخی تبریز، به عنوان یکی ای نمادهای برجسته معماری و فرهنگی ایران، بستری است که در آن حس مکان و ارتباطات اجتماعی نقشی بی بدیل ایفاء می کنند. هدف این پژوهش، واکاوی هم پیوندی حس مکان و روابط اجتماعی در این فضای تاریخی با رویکردی انسان محور است. این مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از ابزارهای کمی و کیفی انجام شده است. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کسبه و مراجعان بازار تاریخی تبریز است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و توزیع پرسش نامه در میان 400 نفر بر اساس «فرمول کوکران»، داده های موردنیاز گردآوری شد. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کارشناسان حوزه های مرتبط انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری «اس پی اس اس»، «ضریب همبستگی پیرسون» و تحلیل مسیر در نرم افزار «ای ام او اس»، پردازش شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که میان حس مکان و کیفیت روابط اجتماعی در این بازار ارتباطی معنادار و متقابل وجود دارد. فضای کالبدی، عناصر فرهنگی و فعالیت های روزمره، به عنوان اجزاء مؤثر بر تقویت حس مکان، نقش مهمی در شکل گیری و تداوم روابط اجتماعی ایفاء می کنند. این پژوهش با تأکید بر رویکرد انسان محور، راهکارهایی برای تقویت تعاملات اجتماعی و حفظ حس مکان در بازارهای تاریخی ارائه می دهد که می تواند به ارتقای کیفیت زندگی شهری و پایداری فرهنگی در چنین فضاهایی منجر شود.
۱۴۰.

واکاوی اثربخشی آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمرو فضایی (مطالعه موردی: پیاده راه صف (سپه سالار) تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قلمرو آسایش حرارتی فضای عمومی مطلوبیت سنجی آزمون t

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
بیان مسئله: انسان ها موجوداتی منزوی نیستند و همواره با محیط اطراف خود در ارتباط اند. آن ها، چه به صورت فردی و چه اجتماعی، فضایی برای خود طلب می کنند و مرزهایی تعریف می نمایند تا به حالت مطلوبی از این مفهوم دست یابند. می توان ادعا کرد که قلمرو نقش اساسی در زندگی انسان دارد و این امکان را فراهم می آورد تا انسان فضای اطراف خود را س اماندهی کرده و به آن هویت فردی یا جمعی ببخشد. تأمین ابعاد قلمرو در فضا نخسین گام در هویت بخشی به فضا و مکانمندی آن به شمار می آید. دستیابی به مطلوبیت در مفهوم ذهنی قلمرو، در گرو شفاف سازی شاخص های شکل گیری آن است که می توان برمبنای مفاهیمی از سوی نظریه پردازان، آن را تعمیم داد. فقدان آسایش حرارتی به عنوان یکی از عوامل شکل گیری قلمرو فضایی، باعث ایجاد حس ازدحام در فرد می شود. باتوجه به حداقل امکان شخصی سازی فضا توسط کاربر در فضاهای عمومی، این پژوهش فضای عمومی را به عنوان بستر مطالعه ی موردی انتخاب کرده است تا اثر بخشی آسایش حرارتی در قلمروهای فضایی آن بررسی شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، آزمون فرضیه ای است که در پی واکابی شاخص آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمروفضایی، به عنوان پیش فرضی برای شکل گیری قلمرو انسانی است. همچنین، بررسی ارزش های پنهان شاخص های مؤثر در شکل گیری قلمرو در بستر مطالعه موردی، از دیگر اهداف این تحقیق به شمار می آید.روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نظر هدف دارای ماهیتی کاربردی مبتنی بر راهبردی استقرایی است و از نظر روش، رویکردی ترکیبی دارد. الگوی نظری و شاخص های شکل گیری، از طریق جمع آوری داده ها و مرور ادبیات موضوع با رویکرد کیفی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای استخراج شده اند. با شبیه سازی آسایش حرارتی مطالعه موردی تمرکز بر شاخص UTCI، محدوه های آسایش حرارتی در قلمروهای طراحی شده ارائه شده اند. برای پاسخ به این پرسش که آیا انسان از محدوده های فاقد آسایش حرارتی به عنوان قلمرو مطلوب استفاده می کند، از روش ردیابی مستقیم و نمونه گیری اشباع با قیاس تطبیقی استفاده شده است. نتایج نشان داد برخی از محدوده ها با توجه به عدم آسایش حرارتی، مورد استفاده کاربران قرار گرفته اند. در این مرحله از پژوهش به نتایج بسنده نکرده و در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری قلمرو به روش آزمون T تک نمونه ای و همچنین در جهت دخالت جنسیت و بررسی افتراق ایشان از روش آزمون T دو گروه مستقل استفاده شد.نتیجه گیری: برخلاف فرض پژوهش، گام های پژوهش حاکی از آن بود که قلمروهای مطلوب آزمودنی ها در بستر مطالعه موردی فاقد آسایش حرارتی است. روش آزمون T در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری به تفاوت تمایل زنان و مردان در اهمیت شاخص های شکل گیری قلمرو فضایی مطلوب اشاره دارد. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان