فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
31 - 50
حوزههای تخصصی:
Global challenges, including climate change and rising energy consumption, necessitate sustainable architectural solutions. Optimizing architectural design for passive natural ventilation enhances energy efficiency and reduces reliance on mechanical systems. An investigation was conducted to examine how channel dimensions impact thermal comfort in connected, enclosed atria in Yazd and Tabriz. The objective is to determine channel configurations that maximize year-round thermal comfort while minimizing mechanical heating and cooling. With Rhino software and Honeybee and Ladybug plugins, simulation models were developed. A variety of channel dimensions were tested to determine the optimum PMV values throughout seasonal changes. A variety of channel widths were evaluated for thermal comfort. The atrium and adjoining spaces were improved by enhancing airflow and temperature regulation. In both cities, a 1-meter channel width consistently provided optimal thermal comfort. During winter, PMV should be -3.43, in autumn -0.66, in summer 2.41, and in spring 0.0041. As in Tabriz, the winter PMV is -4.94, the autumn PMV is -0.62, the summer PMV is 0.72, and the spring PMV is -1.13. One-meter channel widths maintain comfort through seasonal temperature variations and environmental conditions, eliminating the need for supplemental heating or cooling. The study highlights the importance of climate-responsive design and optimizing passive ventilation systems to enhance building energy efficiency. As a result, buildings can be designed for both hot and cold climates. Energy-efficient and comfortable architectural solutions are supported. A focus on channel dimensions for optimal natural ventilation is recommended for future building designs in similar climates.
Multi-objective Optimization Design of Adaptive Shading Devices for Office Buildings Considering Daylighting and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
69 - 84
حوزههای تخصصی:
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
شناسایی مصادیق بازتاب کنش سیاسی در آثار تجسمی هنرمندان معاصر گیلان براساس دیدگاه گافمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
73 - 84
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توجه به تحولات اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی رخ داده در سال های اخیر و ظهور هنر اجتماعی، در واقع هنر معاصر نوعی از کنش های اجتماعی وسیاسی جامعه محسوب می شود. این پژوهش به شناخت و تحلیل منتخبی از آثار هنرمندان گیلانی که به نوعی مصداق بازتاب رویکردهای سیاسی هستند، می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که براساس دیدگاه گافمن، رویکردهای سیاسی بازتاب یافته در آثار هنرمندان معاصر گیلانی کدام اند؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی نمونه هایی از بازتاب رویکرد سیاسی به عنوان یکی از کنش های اجتماعی در آثار هنرمندان گیلانی است. ضرورت انجام پژوهش در آن است که مطالعه کنش هنرمندان معاصر بومی می تواند درباره چگونگی تعامل و کنش آنها با جامعه خویش دانش لازم را تولید کند. روش پژوهش: روش پژوهش از منظر هدف بنیادی و از نظر ماهیت به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده و زیرمجموعه پژوهش های کیفی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش ترکیب روش کتابخانه ای و میدانی است. در راستای شناسایی مصادیق الگوهای سیاسی گافمن در مجموع حدود ۲۶۶ اثر از بین کل آثار ۱۳ هنرمند منتخب که رویکردسیاسی داشتند، شناسایی و در این پژوهش بررسی شده است. نتیجه گیری: نتیجه بررس ی ها نشان می دهد که هنرمند معاصرگیلانی از دیرباز تاکنون در بسیاری از آثار نقش کنشگر سیاسی را بازی کرده تا دغدغه های خود و مخاطبانش را به عنوان واکنش به شرایط سیاسی دوره خود به تصویر کشد. در بین آثار هنری منتخب علاوه بر بازتاب مضامین سیاسی و تجارب فردی و جمعی مختلف، قهرمان پروری و نمایش شخصیت های ملی همچون میرزاکوچک خان جنگلی دیده می شود. اکثر هنرمندان معاصر گیلانی مورد مطالعه به مثابه هنرمند- شهروند فعالیت داشته تا به عنوان کنشگر متقابل، شرایط سیاسی دوران های تاریخی گیلان را بازتاب دهند.
شبیه سازی میزان روشنایی و دید به بیرون فضا براساس دو پارامتر موقعیت و کشیدگی بازشو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
44 - 51
حوزههای تخصصی:
استفاده از یک بازشو در نما یا جداره ساختمان، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسی، در سیما و منظر بیرونی بنا، دارای وجوه کارکردی نیز هست که در قالب تأمین روشنایی فضای داخلی و ایجاد دید به بیرون نمود می یابد. کیفیت طراحی بازشو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت روشنایی فضای داخلی و میزان دید ساکنان از درون به بیرون فضا داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی نقش موقیعت و کشیدگی بازشو در تعیین کیفیت روشنایی داخلی و میزان دید از درون به بیرون فضا می پردازد. به منظور سنجش میزان روشنایی، از شاخص های نور روز (DF)، خیرگی (Glare) استفاده شد. همچنین، برای سنجش شاخص دید به بیرون، میزان رؤیت پذیری فضای بیرونی از داخل فضا (View Analysis) بررسی شد. براین اساس، یک فضای مستطیلی شکل با ابعاد 5*3متر مربع به همراه یک بازشو به ابعاد 1*1متر مربع واقع در جبهه جنوبی آن، در شهر شیراز به عنوان الگوی پایه در نظر گرفته شد. همچنین، 22 نمونه موردی با موقیعت ها و کشیدگی های مختلف بازشو به عنوان نمونه های موردی تحقیق انتخاب شد. پس از شبیه سازی و تحلیل این نمونه ها با استفاده از افزونه های هانی بی و لیدی باگ، نتایج در قالب یافتن بهینه ترین موقعیت و کشیدگی بازشو در جداره ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از بازشو با کشیدگی افقی و مستقر در بخش مرکزی جداره، بهنیه ترین حالات دید به بیرون و روشنایی روز را درون فضا ایجاد می نماید.
Investigating The Effect of Mesoclimate on the Physical Characteristics of Semi-Open Spaces in Vernacular Houses of Cold Climate (Case Study: Qajar-Era Houses in Ardabil and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۴ - Serial Number ۵۸, Autumn ۲۰۲۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
Today, the necessity and importance of paying attention to climatic conditions in architecture as an effective factor on the environmental quality of buildings is not hidden from architects. In the country of Iran, the cold climate zone requires special attention in the climatic design of buildings due to its difficulties and considerable extent. Semi-open spaces have been a crucial element in architecture, significantly influencing the spatial arrangement of vernacular buildings in Iranian architecture. However, in contemporary housing, these spaces lack the necessary efficiency, and one of the factors contributing to this, especially in cold climates, is the failure to consider climatic conditions. Modeling climatic design solutions for these spaces in vernacular architecture and applying them in contemporary housing design will enhance the efficiency of these spaces. Intending to investigate the effect of mesoclimate on the structure of semi-open spaces in Qajar-era houses in cold climates, this article examined and compared the climatic conditions in the two cold cities of Ardabil and Tabriz. It identified the physical characteristics of semi-open spaces in the case studies and analyzed the impact of mesoclimatic conditions on the differences in the features of semi-open spaces between the two cities. This research is applied and has a qualitative nature, utilizing the grounded theory method. Comparing the physical attributes of the semi-open spaces in the vernacular houses of the two cities and matching them with the differences in climatic conditions reveals significant differences based on the influence of the mesoclimate on the physical structure of the semi-open spaces.
رهیافت فراترکیب در حوزه مطالعات مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
63 - 76
حوزههای تخصصی:
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه پیامدهای آبشاری زلزله احتمالی در تهران (معرفی زنجیره های متقاطع، مخرب و پیچیده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
30 - 53
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: زلزله ها به منزله یکی از مخرب ترین بلایا، ظرفیت ایجاد پیامدهای آبشاری و زنجیره های بحرانی دارند که بر همه ابعاد مدیریت شهری تأثیر می گذارند. تهران، با جمعیت بالا، زیرساخت های آسیب پذیر و موقعیت لرزه خیز، در زمره شهرهای به شدت در معرض خطر زلزله و پیامدهای پیچیده ناشی از زلزله قرار دارد. زلزله احتمالی تهران با آثار متقاطع خود می تواند بحران های گسترده ای برای مدیریت شهری ایجاد کند. با توجه به «رویکرد چند خطر» به مخاطرات، به نظر می رسد این بحران ها، به ویژه به دلیل تعاملات پیچیده پیامدها، فراتر از آثار زیرساختی بوده و به زنجیره های مخرب تبدیل می شوند.
هدف: این پژوهش به شناسایی پیامدهای زلزله تهران با لنز محیط های پیچیده شهری با رویکردی جامع و آینده نگر می پردازد. این مطالعه با تحلیل وابستگی های متقابل میان پیامدها و معرفی «زنجیره های مخرب» ناشی از آثار آبشاری، در پی ارائه بینش هایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت شهری است. این پژوهش بر تحلیل زنجیره های مخرب ناشی از زلزله تمرکز دارد تا از منظر مدیریت شهری و امنیت پیش نگرانه، بینشی برای تقویت تاب آوری شهری و کاهش پیامدهای بحران ارائه دهد.
روش: پژوهش با رویکرد کیفی، از کدگذاری باز، چرخ آینده و تحلیل مضمونی برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای زلزله در حوزه های مختلف بهره می برد. همچنین، پیامدها و محرک ها با استفاده از ابزارهای متعددی شناسایی و تحلیل شده اند.
یافته ها : تحلیل ها نشان دادند زلزله می تواند پیامدهایی هم پیوند در زیرساخت های حیاتی، روان جمعی، شریان های انرژی و حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. این پیامدها، با هم افزایی متقابل، زنجیره های مخربی شامل هفت حوزه امنیت زیست محیطی، زیرساخت های حساس، روان شناختی، انرژی، اقتصادی، منابع حیاتی و حکمرانی پایدار شکل می دهند.
نتیجه گیری: زلزله در تهران با ایجاد «زنجیره های مخرب» پیامدهای آبشاری، بحران های چندلایه ای در ابعادی همچون زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رقم می زند. مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند برنامه های جامع، تقویت شبکه های حیاتی، بهبود مدیریت ساختارهای شهری، استقرار مدیریت تاب آور شهری و هماهنگی میان نهادهای مرتبط است.
کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
35 - 48
حوزههای تخصصی:
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.
تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
79 - 86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
76 - 85
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
شناسایی عوامل موثر بر بهبود کیفیت فضای بسته مسکونی در جهت ارتقای حس رضایتمندی ساکنان با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره فازی (مورد پژوهی: مجتمع های مسکونی رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
65 - 80
حوزههای تخصصی:
مسکن، فراتر از نقش سرپناه، بستری است که بخش عمده ای از زندگی انسان در آن سپری می شود. با افزایش جمعیت و گسترش آپارتمان نشینی، مجتمع های مسکونی به عنوان راهکاری برای پاسخگویی به محدودیت های فضای شهری مطرح شده اند. در این میان، توجه به کیفیت فضایی در طراحی محیط های سکونتی عاملی کلیدی در ارتقای سطح رضایتمندی ساکنان به شمار می رود. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر طراحی فضای سکونتی بر پایه معیارهای کیفی و بررسی میزان تأثیر آن ها بر رضایت ساکنان است. در مرحله نخست، مفاهیم مرتبط با کیفیت در طراحی معماری از طریق مطالعات کتابخانه ای استخراج و تحلیل شد. سپس با توزیع پرسشنامه در دو جامعه آماری شامل خبرگان و ساکنان مجتمع های مسکونی شهر رشت، داده ها گردآوری گردید. در ادامه، به کمک از روش تصمیم گیری چندمعیاره فازی، تحلیل و اولویت بندی معیارها انجام گرفت. نتایج نشان داد کیفیت فضای سکونتی، شامل معیارهای عملکردی، اقلیمی، اجتماعی روانی و فضایی معماری، تأثیر معناداری بر رضایتمندی ساکنان دارد.
تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
49 - 62
حوزههای تخصصی:
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
هندسه یا مجموعه هم نهاد و حق نهاد هندسه های مهندس: مبنا و جان و جوهر تمامی انحاء و شئون هنر مهندسی و معماری و آثار مربوطه در فرهنگ دانش نهاد و عقل محور اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
205 - 237
حوزههای تخصصی:
اگر بخواهیم و بگوییم «"خلاصه و جوهره هستی"، در "امر عظیم و عزیز یا قطعی و شکست ناپذیرنده مهندسی ساختمان، چه معنوی و سازوکار وجود و یا عملکرد عقلی و علمی، و چه عینی کالبدی آن»، چیزی به جز «هندسه» و یا «قَدْر» نبوده و نیست و نخواهد بود، سخنی گزاف یا بیهوده و بی ریشه نگفته ایم؛ چراکه «خود "اللّه"» («خود "آن مطلق علم و حکمت و عقل زنده و قدرت و اراده دانش نهاد"، و "یگانه جامع و دربردارنده جمع اندر وحدت علوم و فناوری های دانش محور"»،) همان «مُطلقِ هندسه یا قَدرِ مُقَدِّر یا مهندس» و «مُطلقِ هندسه یا قَدر قَدرِ مُقَدِّر یا مهندس» (یعنی «"خلاصه و جوهره هستی"، و «اصلی ترین عامل زنده و ذی شعور، و بلکه مطلق علم و حکمت شعورمند و هماره فعّال" در "امر عظیم و عزیز مهندسی پیوسته نوشونده و عالی ترشونده ساختمان معنوی و سازوکار وجود و یا عملکرد عقلی و علمی و عینی آن»،) همان «اللّه» است؛ و «آن» یعنی «اللّه عزّوجلّ و تبارک وتعالی» چیزی به جز «مُطلقِ هندسه» و یا «مُطلقِ قَدْر» نیست. از قول حضرت رضا علیه السّلام نیز «این روایت یا سخن بس بدیع» را داریم که (در مقام «چیستی حقیقت "اوّلین آفریده"، یعنی "مبنای سایر آفرینش های الهی"»، ) فرموده اند: «"نخستین آفریده آفریننده"»، «آن " تقدیر " » است (یا «همان " بستر مناسب قَدرمندسازی یا مهندسی " برای " مهندسی مُستمرِّ قَدرها یا هندسه های تازه به تازه و حق نهاد هرچیز ترکیب مند " و "آفرینشی یا مجموعه ای از آفرینش هایی هم نهاد، قَدرمدار یا هندسه مند" و "مُکرّراً نوبه نوشونده"») . از طرفی، همین امام هشتم شیعیان دوازده امامی (حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السّلام) در مقامی دیگر نیز فرموده اند: «اوّلین عِلم» ی که به «انسان» آموزش داده شد، تا «به آن واسطه» و «در بستر فعّال گشتن و جاری شدن و نتیجه دادن آن»، «خلقِ خُداوند»، (، و «شیوه و منش و روش خُداوند خلّاق در خلقِ موجودات خویش پدیداری بخشنده»، در چیستی حقیقت حق نهاد خود) «معرفه» بشود (و یا به بیانی، «شناسای عاقله انسان ها» گردد )، «علم "کتاب" یا دانش "ترکیب حروف الفبا" یا همان "محکمات یا حقایق بنیادین عقلی علمی برپادارنده ساختمانِ حکمت نهاد جُزءجُزء هستی " و " مبانی هر نوع کتاب یا ترکیب " از " جمع بی نهایت کتاب ها یا وجودهای ترکیب مند حق نهاد یا مبتنی بر مبانی عقلانی، آسمانی یا عقل محور» بوده است! و این معنا و مفهوم پیش اشاره از ایشان (درحقیقت) همان شرح «این "سخن خود خداوند"» است که می فرماید: «آن خداوند " رحمان " » [، «اللّه» («آن یگانه مُطلق در دانش و فاعلیت فعّالِ دانش مدار در همه مراتب هستی، و جامع جمع اندر وحدتِ همه دانش های مادر و توانایی های دانش بُنیان برتر و حاکم بر هستی و جاری در آن، و ازجمله توانایی: " خلق کلمه یا کلمه های تدوینی و تکوینی حامل به معانی ملکوتی " »)؛ آن رَحمانِ رَحِم گونه که «مُهم ترین کار و عمومی ترین و فراگیرنده ترین فعّالیتش» همان «رحمانیت» است، بنا بر «فاعلیت همین رحمانیت رَحِم گونه، و بنابراین آفرینشگر، تغذیه کننده، شکوفنده، رُشددهنده، درسلامت دارنده و تمام آورنده نطفه، جنین و طفل یا اطفالی از جنس خودش، یعنی ترکیب گر و خلّاق، و آفریننده صورت های مختلف و متعدّد و گویا به حُسن و زیبایی و کمال، و درعین حال اصلاح کننده و سلام آور و ...»، ] «قرآن» را [یعنی «دانش " خلّاقیت " ، و " خلق کلمه یا کلمه های تدوینی و تکوینی حامل به معانی ملکوتی"، «دانش "ترکیب گری و آفرینندگی صورت های مختلف و متعدّد گویا به حُسن و زیبایی و کمال» را] « " تعلیم " نمود» [و برای «تحقّق بخشیدن عینی به نتیجه این تعلیم خویش در عالَم توسّط نماینده خود در شهادت،] «آفرید " آن انسان به حقیقت انسان " » را [ در مقام «صورت مثالی خود»، آفرینش داد «آفریده ای خداگون را که مجهّز به " دستگاه خَلّاقه یا ناطقه سخن آفرین یا کلمه ساز " است»؛ و "دستگاه خَلّاقه یا ناطقه سخن آفرین یا کلمه ساز" او» همان «حنجره نای گونه و توانمند خود اللّه جلّ جلاله و تبارک وتعالی» در امر عظیم «کلمه سازی دانش نهاد»، و «اظهار و بیان آن ها»ست، «حنجره ای بس قدرتمند، و با صدایی بس خوانا و آهنگین و پُرطنین و رَسا»] [و سپس، یعنی با هدف «بسترسازی و تجهیز "دستگاه خَلّاقه یا ناطقه سخن آفرین نماینده خود" برای فعّال شدن و تحقّق بخشیدن عینی به امر کلمه سازی های مبتکرانه و جدید و نوبه نو،] به او «علم " بیان " » را آموخت [«علم به " اسم اعظم خویش " » را؛ «علم اجمالی به ذات، در عین تفصیلی به شئون و صفات» را؛ «علم»ی که «با واسطه آموختن آن»، انسان، اساساً «انسان» شد، «انسانیت» یافت؛ و «آن» را، در مقام «یک موجودیت دومرتبه ای فاعلی مفعولی یا ملکُوتی مُلکی و لاهُوتی ناسُوتی»، «تجربه» نمود، و «بدان واسطه» (یعنی «به واسطه "انسان" بودن»، و «زنده و فعّال بودن یا فعّال داشتن مستمرِّ انسانیت خود»،) «همه چیز» را «دانست» (و «می تواند که بداند»)]!
تدوین چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی برای سناریوهای اقدامات بهره وری انرژی در بناهای تاریخی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقدامات بهره وری انرژی در ساختمان های موجود یکی از گزینه ها برای کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن و صرفه جویی در مصرف انرژی است. بناهای تاریخی بخش بزرگی از ساختمان های موجود در کشورهای مختلف هستند و مطالعات بسیاری بر تطبیق بین اقدامات حفاظتی و بهره وری انرژی انجام شده است. تعیین اهمیت و ارزش میراثی بنا به عنوان اولین گام پژوهش مقدم بر تعیین اقدامات بهره وری انرژی است. هدف این مقاله تدوین یک چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی بناهای تاریخی ایران جهت تنظیم سناریوهای اقدامات بهره وری انرژی است، به طوری که هم در فرآیند ارزیابی اهمیت میراثی و هم در ارزیابی تأثیرات میراثی ناشی از اقدامات بهره وری انرژی مؤثر عمل کند. روش این پژوهش کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با رویکردی تحلیلی، به بررسی و تبیین کاستی های روش های ارزیابی میراثی در منابع معتبر علمی می پردازد. دستاورد این مقاله یک چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی بومی شده برای بناهای تاریخی ایران است که بر اساس شش محور اصلی: مکان های ارزشیابی، اجزای ساختمان، تیپ بندی اجزا، عناصر اجزا، سطوح اهمیت میراثی و تحلیل کیفی تنظیم شده است. این ساختار قابلیت هم پوشانی اهمیت میراثی با تأثیرات میراثی ناشی از اقدامات بهره وری انرژی ضمن توجه به جزییات و عناصر خاص معماری ایرانی را داراست و امکان مقایسه میان اقدامات مختلف بهره وری انرژی جهت تصمیم گیری را فراهم می کند.
مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 12
حوزههای تخصصی:
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
تحلیل فضایی صرفه های ناشی از تجمع در مقیاس کوچک: تخصصی شدن و تنوع فعالیتهای اقتصادی در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
21 - 34
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل صرفه های ناشی از تجمع فعالیت های اقتصادی از دیرباز موردتوجه محققان بوده است. مطالعات صورت گرفته در این رابطه بیشتر در حوزه اقتصادی و در سطح کشور و منطقه بوده و کمتر به مقیاس کوچک تر از شهر و به خصوص خیابان ها پرداخته شده است. در این پژوهش به جای این که شهر به صورت یک کل واحد در نظر گرفته شود، ساختارهای اصلی اقتصادی شهر به تفکیک خیابان ها موردبررسی قرارگرفته و با بررسی سه هزار و ۸۰۴ فعالیت یا بنگاه اقتصادی در شهر کازرون با استفاده از شاخص نسبت مکانی، هرفیندال-هریشمن و شانون وضعیت تجمع بنگاه ها و آثار آن ازجمله تخصصی شدن و تنوع در سطح خیابان ها موردبررسی قرارگرفته است؛ بنابراین ضمن شناسایی و ارائه مکان محور خیابان های تخصصی و متنوع، فعالیت اقتصادی مربوطه نیز ارائه شده است. نتایج نشان دهنده این امر است که فعالیت های اقتصادی با توجه به نوع خدماتی که ارائه می دهند در کنار فضای موردنیاز برای فعالیت، اهمیت دسترسی سواره، میزان جریان پیاده و نزدیکی به مراکز جمعیتی می توانند در موقعیت های خاصی از شهر متمرکز یا پخش گردند؛ به طوری که فعالیت های فنی مثل خدمات وسایل نقلیه (بولوار خرمشهر) و خدمات کشاورزی (خیابان فردوسی) در خیابان های عریض تر و دورتر از مرکز شهر و فاقد جریان پیاده، مشاورین املاک بیشتر در توسعه های جدید (بولوار پردیس)، مراکز درمانی در مرکز شهر (خیابان سلمان فارسی)، خیابان های متنوع (خیابان شهدای شمالی و جنوبی، ابوذر، حضرتی و امام خمینی) دارای عرض کمتر نسبت به خیابان های تخصصی و در نزدیکی ناحیه تجاری مرکزی شهر، پیاده روهای شلوغ تر و تنوعی از فعالیت های مختلف را در خود جا داده اند.
نقش درختان در سنجش زیبایی شناسی بصری و پیچیدگی کالبدی مناظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۲
50 - 63
حوزههای تخصصی:
با وجود نقش حیاتی درختان در ارتقای کیفیت بصری فضاهای شهری، اجماع علمی مشخصی درباره نحوه و میزان تأثیر آن ها بر زیبایی شناسی و پیچیدگی مناظر شهری وجود ندارد. بیشتر پژوهش های پیشین بر ارزیابی های ذهنی تمرکز داشته و تأثیر دقیق حذف یا افزودن درختان بر پیچیدگی کالبدی و زیبایی مناظر را کمتر تحلیل کرده اند. این خلأ، نیاز به مطالعه ای دقیق و جامع را مطرح می کند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر افزودن یا جابه جایی درختان بر زیبایی شناسی بصری و پیچیدگی کالبدی مناظر شهری است. پرسش اصلی آن است که آیا این تغییرات همواره باعث بهبود کیفیت بصری می شوند یا در برخی موارد ممکن است اثر معکوس داشته باشند. این پژوهش با بهره گیری از روش های کیفی و کمّی انجام شده است. با استفاده از تکنیک شبیه سازی بصری واقعیت افزوده (AR) و تحلیل تصویری در نرم افزار ImageJ، ۱۱ تصویر از مناظر شهری مختلف در سراسر جهان انتخاب شد. سپس از طریق یک پرسشنامه تصویری، نظرات ۵۱ متخصص منظر شهری گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون خی دو و t مستقل، همچنین تحلیل ابعاد فراکتال تصاویر استفاده شد. در نه نمونه از ۱۱ مورد، افزودن درختان به طور معناداری زیبایی و پیچیدگی بصری را افزایش داد (سطح معناداری 50/0< و 977/0Cramér’s V=). تحلیل فراکتال و آزمون t نیز پیچیدگی بالاتر مناظر دارای درختان را تأیید کرد. بااین حال، در برخی موارد، درختان با پوشاندن جزئیات معماری، زیبایی را کاهش دادند. بررسی ها نشان داد مکان قرارگیری درختان نسبت به ساختار کالبدی اهمیت به سزایی دارد. به بیان دیگر، رابطه بین پیچیدگی و زیبایی خطی نیست و وجود یک «آستانه بصری» ضروری به نظر می رسد که پس از آن، افزودن عناصر طبیعی می تواند اثر منفی داشته باشد. این یافته ها به طراحان کمک می کند تا با طراحی هوشمندانه و مکانیابی درختان، تجربه بصری شهروندان را بهبود و کیفیت زندگی شهری را ارتقا دهند.
بررسی تأثیرگذاری متقابل معماری و هویت بدنی انسان، با تکیه بر سایبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
61 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بدن و معماری همواره بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند. انسان امروز به واسطه رشد فناوری وجهانی شدن در معرض تغییرات اجتماعی وسیعی قرار دارد و با دنیای هوشمندی مواجه است که هر روز هوشمندتر می شود و او را با پیچیدگی هایش شگفت زده می کند. در این دنیای نوین شکل گرفته بر پایه فناوری، که هوش مصنوعی یکی از نمونه های آن است، انسان آینده به چه شکل خواهد بود؟ و معماری تحت اثر ویژگی های بدنی جدید، چه تغییراتی را می پذیرد؟ هدف پژوهش: به نظر می رسد بدن آینده در فصل مشترک علم زیست شناسی و فناوری های دیجیتال شکل خواهد گرفت؛ بدنی ترکیبی؛ از انسان، ابزار و تکنولوژی؛ چیزی به نام سایبرگ. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی معماری برای قرن حاضر به بررسی ویژگی های بدنی انسان معاصر و آینده می پردازد و سرانجام با ارائه پیشنهاداتی برای معماری آینده خاتمه می یابد.روش پژوهش: در این پژوهش، نخست به تأثیرپذیری معماری از عوامل فیزیولوژیک بدن، مقوله ارتباط و محیط های ارتباطی بین بدن انسان و بخش های درونی و بیرونی خود اشاره می شود و ضمن دسته بندی این موارد به مصادیق معماری الگوگرفته شده از بدن پرداخته می شود. سرانجام همین روند در مورد بدن جدید پی گرفته و پیشنهادهایی برای آینده ارائه می شود. مطالعات عمدتاً به صورت کتابخانه ای انجام شده است.نتیجه گیری: توسعه دامنه تأثیرگذاری ساختمان توسط ابزار دیجیتال، بهره گیری از شبکه عصبی عمیق در هوشمندسازی و استفاده از سیالات جهت پیام رسانی در سطح و عمق بنا از جمله پیشنهادات ارائه شده است که تحت عنوان معماری حیات گونه ارائه می شود.
سنجش میزان تاثیر نماهای دو پوسته بر نیازهای انرژی ساختمان های مسکونی (در اقلیم شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
39-56
حوزههای تخصصی:
امروزه انرژی، منبع حیات و زندگی مدرن انسان به شمار می آید. اما با توجه به رشد جمعیت و پیشرفت فناوری، مصرف انرژی در زندگی به شدت افزایش یافته است و منجر به انتشار گازهای گلخانه ای و تغییرات آب و هوا شده است که مشکلات متع دد برای سلامتی محیط زیست و جوامع بشری به وجود آورده است. به همین دلیل، کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی امری ضروری به نظر می رسد. نمای ساختمان به عنوان عامل ارتباط دهنده فضای داخلی و فضای خارجی نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی دارد. لذا یکی از روش های موثر برای کنترل و بهبود کیفیت مصرف انرژی ساختمان و عملکرد حرارتی و در نهایت کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی استفاده از نماهای دوپوسته است. هدف از این پژوهش سنجش میزان کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی با استفاده از نماهای دو پوسته دالانی و یکپارچه در سه حالت تهویه طبیعی، مکانیکی و بدون تهویه در اقلیم شهر کرمانشاه می باشد. برای نیل به هدف پژوهش حاضر ابتدا موقعیت جغرافیایی نمونه مشخص گردید.در مرحله بعد داده های آب و هوایی شهر کرمانشاه جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار (Design Builder) نمونه پایه، شبیه سازی و سناریوهای موجود مورد تحلیل و سنجش قرار گرفت. صحت نتایج حاصل از شبیه سازی با مقادیر مندرج در قبوض برق و گاز سالیانه ساختمان مورد مطالعه، اعتبارسنجی گردید.که میزان اختلاف خروجی نرم افزار نسبت به مقادیر واقعی کمتر از 10 درصد بود. تأثیر نمای دوپوسته و تهویه هوای بین دوپوسته در ساختمان های مسکونی در اقلیم شهر کرمانشاه را می توان از لحاظ مصرف انرژی ساختمان حائز اهمیت دانست زیرا که تأثیر مستقیمی در کاهش مصرف انرژی در این ساختمان ها داشته است. بررسی و مقایسه مصارف انرژی و رفتار حرارتی پوسته دوم ساختمان، تهویه هوای بین دوپوسته در فصل گرم، بهینه ترین حالت مصرف انرژی را برای کل ساختمان رقم زده است. استفاده از نمای دوپوسته(دالانی)، بیشترین میزان کاهش انرژی گرمایشی را با 55/54 درصد در ماه آپریل داشته است. استفاده از نمای دوپوسته(یکپارچه)، در ماه ژانویه با 84/40درصد پایین ترین کاهش مصرف انرژی گرمایشی را دارد. در صورت فعال بودن تهویه طبیعی هوای بین دوپوسته در فصل گرم در اقلیم شهر کرمانشاه، مصرف انرژی کل ساختمان نسبت به سایر حالت ها دارای بهینه ترین وضعیت می باشد. مصارف انرژی کل ساختمان، در نمای دوپوسته دالانی به همراه تهویه طبیعی با kWh/m2 63/66 یعنی پایین ترین مصرف انرژی را به خود اختصاص می دهد. به طور کلی استفاده از پوسته دوم به صورت دالانی و دارای تهویه طبیعی درفصل گرم برای این ساختمان کاهش 73/10 درصدی معادل kWh/m2 01/8 را در مصرف انرژی کل نسبت به ساختمان پایه را نشان می دهد.
سنجش اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهرهای ساحلی با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
117 - 139
حوزههای تخصصی:
توجه به معیارهای تاب آوری کالبدی در ارزیابی اثرات توسعه شهری می تواند علاوه بر حل مشکلات توزیع نامتناسب فضا،مسکن و خدمات،در سازمان دهی مناسب فضای شهری مؤثر باشد و از تغییر وسیع کاربری های مولد و تهدید محیط زیست ساحلی این شهرها جلوگیری نماید.این پژوهش،به بررسی اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی پرداخته است.روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و میدانی است.جامعه آماری در این پژوهش شامل کارشناسان دستگاه های اجرایی و شهروندان شهر نور بوده که حجم نمونه از میان آن ها به تعداد 109 نفر شهروند براساس فرمول کوکران و 32 کارشناس تعیین گردیده است.روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و پیمایشی و روش تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای،آزمون فیشر،ضریب کرامر ومدل سازی ساختاری) در قالب نرم افزار SPSS - pls انجام شد.نتایج پژوهش حاکی از آن است درروند توسعه شهری نور تأثیر فشار توسعه بر مؤلفه های اکولوژیکی، بیشترین اثرگذاری بر کیفیت خاک و تغییر چشم انداز طبیعی بوده است.در خصوص میزان آگاهی و عملکرد مدیریت شهری در کاهش تأثیر فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی،بیشترین عملکرد در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل و ایجاد فرم مطلوب شهری از طریق رشد هوشمند و توسعه میان افزای شهری بوده است.بر اساس نظرات کارشناسان بیشترین عملکرد مدیریت شهری در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل وکمترین عملکرد آن ها در حوزه جلوگیری از تغییر و تخریب اراضی حاصلخیز است.بر اساس مدل سازی ساختاری،با توجه به معیارهای اکولوژیکی،فشار توسعه تا حد زیادی بر کاهش تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور تأثیر داشته است.