ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
۲۲۱.

مطالعه تطبیقی مکان گزینی(شأنیّت) مسجد در شهر (نمونه موردی: مساجد معاصر شهر تهران)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مکان یابی مسجد شهر ایرانی - اسلامی معماری معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
در شهرهای ایرانی- اسلامی، مسجد جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده و به مثابه برجسته ترین عنصر منبعث از دین اسلام از همان ابتدا با جامعه مدنی اسلام همراه بوده است. اهمیت مساجد در شهرهای اسلامی به حدی بود که اگر شهری مسجد جامع نداشت، اهمیت شهری هم نداشت و از طرفی نیز با رشد جمعیت و در نتیجه گسترش پهنه شهرها، لزوم ساخت مساجد در سطح شهر مبرم گشته و موجب ساخت مساجد زیادی در سطح شهرها گشت.از اینرو بررسی مکانیابی مساجددر شهرهای ایرانی- اسلامی در دوره معاصراز اهمیت خاصی برخوردار است.روش تحقیق در این پژوهش،توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی و کتابخانه ای میباشد. جهت بررسی; چهار مسجد معاصر در شهر تهران (مسجد شهرک غرب،حضرت امیر(ع)،دانشگاه تهران و ولیعصر(عج)) انتخاب شدند.سپس شاخصهای مورد نظر،پس از بررسی جایگاه تاریخی مساجد در شهر ایرانی-اسلامی و مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری مساجد تحلیل شده و ابعاد مختلف مکان یابی مسجد بیان شده است. نتایج تحقیق نشان داد تحولات معماری و شهرسازی در دوره معاصر منجر به دستیابی تعداد محدودی از معیارهای ارزشمند مکان یابی در مساجد امروزی شده و در برخی موارد از جمله مکان یابی مسجد ولیعصر(عج) به لحاظ مجاورت با تئاتر شهر حتی شأن مکانی مسجد نیز رعایت نشده است.
۲۲۲.

شناسایی عناصر مؤثر بر خوانایی ساکنین در بافت تاریخی - مرکزی شهر تبریز با استفاده از تکنیک نقشه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقشه شناختی عناصر خوانایی گره بافت تاریخی شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
یکی از نگرانی های فزاینده در شهرهای ایران، توسعه غیرقابل کنترلی است که مکان های تاریخی را برای عابرین پیاده، ناخوانا کرده و تصور ذهنی آن ها از این مکان ها را به مرور زمان کمرنگ تر ساخته است.از این رو مقاله حاضر در تلاش است که به شناسایی عناصر خوانایی در بافت تاریخی- مرکزی شهر تبریز بپردازد چراکه ساخت و ساز و باسازی های مذکور در بافت های تاریخی شهرها باید با شناسایی و اقدام صحیح عوامل و مولفه ها، علاوه بر عدم آسیب به خوانایی موجود، موجب تحکیم حس خوانایی و یکپارچگی در مقیاس های مختلف محلات تا شهر شوند. تحقیق حاضر به شیوه کیفی؛ ترسیم نقشه شناختی در میان 50 نفر از ساکنان بخش مرکزی شهر تبریز و تحلیل نتایج آن با استفاده از رگرسیون خطی در نرم افزار Spss پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که مهم ترین عنصر خوانایی در شناخت ذهنی ساکنین بافت تاریخی، عنصر گره با امتیاز (426/0) است که بر اساس ویژگی های تاریخی، فعالیتی یا تجاری و ارتباطی آن ها به عنوان مکان توقف، اقامت، مشارکت و تعامل با بافت شهری شناسایی شده-اند. گره های ارتباطی، توجه ناظران را به دلیل موقعیت مرکزی آن و عملکرد مهم برای حرکت پیاده جلب کرده و نیز تحت تأثیر تراکم و انواع فعالیت ها در گره ها و بویژه مقیاس عناصر می باشد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که خوانایی یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد محیط منسجم در بافت تاریخی شهر تبریز است. بنابراین جهت جذاب تر و خواناتر کردن مراکز شهرها بر بازسازی و حفظ گره ها به عنوان ویژگی ساخت مکان در بافت تاریخی مرکز شهر تأکید دارد.
۲۲۳.

مدل پیش بینی نیاز روشنایی در ساختمان های بلندمرتبه بر مبنای عوامل کالبدی آتریوم از طریق شبیه سازی عملکرد روشنایی (مطالعه موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیاز روشنایی شبیه سازی عملکرد روشنایی طراحی آتریوم ساختمان بلند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۰
آتریوم ها اثر قابل توجهی بر نیاز روشنایی و کاهش بار مصرف انرژی دارد؛ اما متاسفانه اطلاعات کافی در مورد تأثیر پارامترهای مختلف طراحی بر عملکرد روشنایی آتریوم وجود ندارد. به همین دلیل این پژوهش، به بررسی تأثیر عوامل کالبدی آتریوم بر نیاز روشنایی ساختمان های بلندمرتبه در شهر رشت از طریق شبیه سازی عملکرد روشنایی می پردازد. هدف نهایی این پژوهش، رسیدن به یک مدل پیش بینی نیاز روشنایی بر مبنای عوامل کالبدی آتریوم برای ساختمان های بلندمرتبه شهر رشت می باشد. برای این منظور، در یک ساختمان مرجع با مشخصات ثابت، طول، عرض، محیط، مساحت و جهت گیری آتریوم به عنوان متغیر مستقل مورد توجه قرار گرفته است. با تغییرات در متغیرهای مستقل، نتایج شبیه سازی نیاز روشنایی بر مبنای برنامه زمان بندی حاصل از شاخص نور مفید روز مورد ارزیابی قرار گرفته است. شبیه سازی روشنایی در نرم افزار دیزاین بیلدر انجام شده است. نتایج به دست آمده از شبیه سازی علاوه بر بررسی در قالب آمار توصیفی، مورد آزمون های همبستگی و رگرسیون قرار گرفته است. براساس یافته ها، در بین متغیرهای معماری مورد بررسی این پژوهش، به ترتیب عرض، مساحت و محیط آتریوم، دارای بیشترین تأثیر بر نیاز روشنایی هستند و زاویه جهت گیری آتریوم، تأثیر چندانی بر عملکرد روشنایی ساختمان نداشته است. آتریوم های شبیه سازی شده، از 4 درصد تا 17 درصد نیاز روشنایی را کاهش داده اند. بر اساس یافته ها، می توان نتیجه گیری کرد که قرار دادن کشیدگی آتریوم در حدود راستای شرقی-غربی و متمایل کردن شکل پلان آتریوم به مربع، باعث بهبود کارایی روشنایی آتریوم در شهر رشت می شود. همچنین، در انتهای این پژوهش، مدل های پیش بینی نیاز روشنایی، ارائه گردیده است.
۲۲۴.

تحلیل صورت و معنای نقوش آهکبری خانه تاریخی سلطان مهدی پاشا در شهر آمل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آهکبری نقوش نمادین خانه سلطان مهدی پاشا آمل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۴
آهکبری از جمله مهم ترین تزیینات مورد استفاده در خانه های تاریخی استان مازندران است. آهک در معرض آب معمولاً سفت و پایدار شده و استحکام خود را حفظ می کند، به همین دلیل در مناطقی که مرطوب هستند، خاصه در شمال ایران بسیار استفاده می شود. در نگاه اولیه نقوش آهکبری در این بنا صرفاً جنبه ی تزیینی دارد و نمایانگر جلوه ی بصری در بنا است اما با نگاهی عمیق تر در مضامین این نقوش می توان دلالت های معنایی فراوانی یافت که نه تنها در فرهنگ ایران جنبه ی نمادین یافتند بلکه بیانگر اعتقادات و باورهای اصیل ایرانی اسلامی نیز هستند. هدف اصلی این پژوهش شناخت و دسته بندی مضامین نقوش این بنا و پی بردن به دلالت های معنایی مستتر در آنهاست که به شکلی نمادین غالبا در اعتقادات دینی و فرهنگ ایران متمرکز است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی است. روش نمونه گیری به شکل غیر تصادفی بر مبنای نقوش آهکبری باقی مانده در بنا است که به صورت کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است. سوالات پژوهش به شرح زیر می باشند: طبقه بندی نقوش آهک بری در خانه سلطان پاشا به چه شکل است؟ و دلالت های معنایی این نقوش بر چه مفاهیمی استوار است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که طبقه بندی موضوعی نقوش استفاده شده در این بنا شامل نقوش انسانی، تلفیقی، حیوانی، گیاهی و نمادین است. این مضامین عمدتا دارای مفاهیم نمادین، مذهبی و اسطوره ای هستند که از این میان نقوش انسانی منعکس کننده فرهنگ و زندگی روزانه دوره ی قاجار، نقش تلفیقی شیر-پرنده بر سلطنت و جلوه شاهی دلالت دارد و نقش تلفیقی انسان-پرنده بر مفهوم محافظت از سلطنت و تجلی قدرت تأکید دارد. در دسته بندی نقوش حیوانی، نقش طاووس اشاره ای به بی مرگی و سعادت ابدی است. نقش شانه به سر نشان از درایت و دانایی، نقش خرگوش تأکیدی بر به زانودرآوردن بی خردان (دشمنان) است و نقش شیر بر قدرت و نیرو تأکید دارد و نشان دهنده ی پیروزی خیر بر شر است. نقش درخت زندگی در دسته بندی نقوش گیاهی یادآور بهشت(درخت طوبی) و نقش گلدانی بر رشد و تعالی و ذات پروردگار اشاره دارد. نقش نمادین خورشید خانم بیانگر قدرت پروردگار همراه با رحمت و الفت است. با گذشت زمان، میزان استفاده از این نقوش در تزیینات کاهش یافته و معانی مستتر در آنها به فراموشی سپرده شد. با توجه به تخریب و فرسایش این بناهای ارزشمند، چه به لحاظ ظاهری و چه از جنبه ی معناشناسی نیاز به مطالعه ای عمیق در این خصوص احساس می شود، چرا که این نقوش گنجینه های ارزشمند این سرزمین محسوب می شوند و شناخت آنها خود به تداوم و حفظ این نقوش کمک فراوانی می کند.
۲۲۵.

اولویت بندی مؤلفه های ارتقاء حس تعلق به مکان در قرارگاه های رفتاری شهری بر اساس ادراک ذهنی شهروندان؛ نمونه مورد مطالعه: ضلع غربی خیابان امام خمینی اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق قرارگاه رفتاری نقشه ذهنی فضای شهری اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
تغییرات سریع شهرها و رشد بی رویه توسعه شهری باعث کاهش ارتباط شهروندان با فضاهای شهری و کاهش حس تعلق به مکان شده است. این پدیده در بسیاری از شهرهای تاریخی که دارای هویت های فرهنگی منحصربه فرد هستند، مشهودتر است. با وجود این، برنامه ریزی شهری معاصر به ندرت به ارتباط عاطفی شهروندان با محیط پیرامون خود پرداخته است. خیابان امام خمینی در اردبیل، به عنوان یک فضای شهری با قدمت تاریخی، نمونه ای از چنین مکان هایی است که نیازمند بازتعریف مؤلفه های حس تعلق به مکان و تقویت نقش آن در ایجاد پیوند اجتماعی میان شهروندان است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ارتقای حس تعلق در قرارگاه های رفتاری، بر اساس نقشه ذهنی شهروندان در فضاهای شهری انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی شامل تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بوده و همچنین از داده های کمی برای دستیابی به این هدف استفاده شده است. داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 384 شهروند و 15 متخصص معماری و شهرسازی جمع آوری شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد که مؤلفه های قرارگاه رفتاری به سه گروه اصلی تقسیم می شوند؛ حفظ هویت و افزایش حس تعلق به مکان، ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص و ارتقای تصویر ذهنی از بدنه های شهری. با توجه به یافته ها، معیار ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص بیشترین تأثیرگذاری را در ادراک ذهنی شهروندان داشته است. این نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های تاریخی، هویتی و فرهنگی سایت مورد مطالعه، همچنین ایجاد فضاهای منحصر به فرد با الگوهای طراحی مناسب و توجه به نیازهای شهروندان، می تواند به افزایش حس تعلق در فضاهای شهری کمک کند. راهکارهایی که با ویژگی های بصری و عملکردی فضا، شناخت خواسته های شهروندان و قرارگیری عملکردهای مناسب در فضاهای مناسب در ارتباط است، بیشترین تأثیرگذاری را در افزایش حس تعلق میان شهروندان دارند. این راهکارها به ویژگی های هویتی و فرهنگی در کالبد فضا اشاره دارند و می توانند بهبودی محسوس در تجربه شهروندان از فضاهای شهری ایجاد کنند. این پژوهش با ارائه چارچوبی تحلیلی برای اولویت بندی مؤلفه های حس تعلق در فضاهای شهری، می تواند به برنامه ریزان و طراحان شهری کمک کند تا بهبود های مدنظر شهروندان را در نظر بگیرند و فضاهای شهری را بر اساس نیازهای واقعی ساکنان بهبود بخشند.
۲۲۶.

تبیین مناسبت بین رشد تفکر طراحی با آگاهی پیشا تأملی دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رشد تفکر طراحی آگاهی تأملی دانشجویان آگاهی پیشاتأملی توان تجسم معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
طراحی پژوهان نشان دادند در مسیر رشد تفکر طراحی دانشجویان معماری رشد آگاهی تأملی به بسط دامنه ی دانش مورد استفاده در طراحی کمک می کند. به نظر می رسد متکی بر فلسفه ادراک بدنمند، بتوان عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی را معرفی کرد. پژوهش حاضر با این هدف و به دنبال پاسخ پرسش های زیر انجام شد: «متکی بر فلسفه ادراک بدنمند عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی دانشجویان معماری چیست؟» «روش تقویت آن ها در آموزش معماری کدام است؟» بدین منظور چارچوب نظری منسجم و مدونی حاصل سال ها پژوهش نگارنده انتخاب شد که مطالب پراکنده و غیرمنسجمی از پژوهش های مختلف گردآوری، سازمان دهی و تدوین شده بود. مبانی نظری پژوهش به عنوان مقدمات استدلال منطقی در دل این چارچوب با مطالعه منابع کتابخانه ای و مکاتبه با دیگر پژوهشگران این حوزه انتخاب شد. روش پژوهش استدلال منطقی است که نتایج این استدلال در بین دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد به کار گرفته شد. در مجموع می توان استنتاج کرد رشد آگاهی تأملی دانشجویان متکی به رشد نوعی آگاهی به نام آگاهی پیشاتأملی به مثابه مقدمه ی آگاهی تأملی است. یکی از راه های رشد این آگاهی تقویت توان تجسم معماری دانشجویان است. در این مقاله راهکارهایی جهت تقویت این توان ارائه گردید.
۲۲۷.

ارزیابی پیامدهای توسعه بخشی از منظر ساختار و اقتضائات درونی برنامه های توسعه ای (مطالعه موردی: کمپ B در بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدالت اجتماعی سیاست گذاری توسعه سکونتگاه های غیررسمی زیرساخت شهری نابرابری فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه به یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری شهری و منطقه ای بدل شده و اغلب با هدف بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری های فضایی و ارتقای زیرساخت ها در مناطق کمتر برخوردار مطرح شده است. با این حال، نتایج حاصل از اجرای برنامه های توسعه ای در بسیاری از مناطق، به ویژه سکونتگاه های حاشیه ای، نشان از شکاف عمیق میان اهداف اعلام شده و پیامدهای واقعی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی، به واکاوی ساختار مفهومی و منطق درونی برنامه های توسعه در ایران می پردازد و تجربه زیسته ی محله کمپ B در بندر امام خمینی (ره) را به عنوان نمونه ای از بازتاب این ساختارها بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از روش کیفی و مطالعه موردی تفسیرگرایانه، از ترکیب تحلیل اسنادی برنامه های رسمی توسعه و مشاهده میدانی در کمپ B استفاده کرده است. در مرحله نخست، مجموعه ای از مؤلفه ها که نشانگر ضعف های ساختاری و مفهومی در برنامه ها هستند از جمله فقدان انسجام راهبردی، عدم انعطاف پذیری، مشارکت ناپذیری اجتماعی، غیبت عدالت فضایی و اجتماعی، ضعف نهادی و سیاستی، اقتصادگرایی افراطی و کم توجهی به خدمات انسانی و زیرساخت های پایه استخراج شدند و سپس، با وضعیت زیستی و اجتماعی محله تطبیق داده شدند. یافته ها حاکی از آن است که بحران های پایدار در کمپ B نه تنها نتیجه ضعف های اجرایی، بلکه بازتاب مستقیم همان مؤلفه هایی است که در ذات و منطق برنامه های توسعه ای نهادینه شده اند. در واقع، پژوهش نشان می دهد که شکست در این نمونه، بازتابی از یک قاعده فراگیر است که از درون ساختار برنامه ها تغذیه می شود. از این رو، تنها با بازنگری در بنیان های مفهومی و گذار از رویکردهای بالا به پایین به سمت برنامه ریزی زمینه محور، مشارکتی و عدالت محور، می توان به توسعه ای انسانی و پایدار امیدوار بود.
۲۲۸.

Comparative Evaluation of the Effectiveness of Cool Roofs in the Hot and Dry Climate of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cool roofs Hot and dry climates educational buildings Sustainability Passive cooling strategies Energy Efficiency Thermal Comfort

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۸
Escalating urban heat island effects and rising energy demands in Iran's hot, dry climate pose a serious challenge for educational buildings, where high occupant density intensifies cooling needs and operational costs. This research addresses the urgency of adopting cool roof technologies—such as reflective coatings, green roofs, high-albedo materials, and radiative cooling roofs—to mitigate extreme indoor temperatures, reduce carbon footprints, and enhance student and staff well-being. Drawing on empirical data, simulation models, and a comprehensive literature review, we employ a weighted-scoring framework that evaluates each technology's thermal performance, energy savings, cost factors, durability, and environmental impact. Findings reveal that while radiative cooling roofs offer the greatest potential for reducing cooling loads (up to 30–40%) and maintaining comfortable indoor temperatures, they demand more advanced materials and higher initial investment. Green roofs yield substantial insulation and environmental benefits, but are limited by water scarcity and elevated setup costs. Conversely, reflective coatings and high-albedo materials strike a balance between effectiveness and affordability, making them viable for retrofits in budget-constrained educational facilities. The results underscore the need for context-specific solutions that consider local climate, water resources, building typology, and policy incentives. By clarifying the strengths and trade-offs of each cool roof approach, this study provides actionable guidance for architects, policymakers, and school administrators seeking sustainable and cost-effective interventions. Future research should focus on long-term performance monitoring, integrating complementary passive strategies (e.g., shading, natural ventilation), and developing localized materials tailored to resource-limited contexts.
۲۲۹.

بهینه یابی نسبت سطح بازشو به کف در کلاس های درسی به منظور دستیابی توامان به آسایش حرارتی و بصری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهینه بابی آسایش حرارتی کفایت نور روز خیرگی کلاس درس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۵
طراحی معماری امری پیچیده است که در آن باید به صورت همزمان برای موضوعات و مسائل متعدد پاسخی قانع کننده و درخور یافت شود. نسبت مساحت پنجره به کف در کلاس های درس مناطق سردسیر، نقش مهمی در افزایش آسایش بصری و حرارتی کاربران دارد. چرا که به طور مستقیم، بر میزان نفوذ نور طبیعی و گرمای تابشی آن تأثیر می گذارد. به این ترتیب، نیاز به نور مصنوعی و وابستگی به سیستم های گرمایشی کاهش می یابد. با این حال، نسبت بیش از حد نیز می تواند منجر به از دست دادن گرما و انرژی و همچنین خیرگی آزاردهنده شود. بنابراین دستیابی به یک نسبت بهینه از مساحت پنجره به کف در کلاس در تأمین آسایش بصری و حرارتی کاربران اهمیت فراوانی دارد و این پژوهش بر این مهم اختصاص یافته است. مدل مورد بررسی در این مطالعه، یک کلاس درس در مقطع متوسطه در شهر تبریز است. بهینه یابی اهداف تحقیق با استفاده از پلاگین های شبیه ساز بی و لیدی و پلاگین بهینه ساز اکتاپوس انجام شده است. دستاورد این تحقیق نسبت مساحت پنجره به کف کلاس های درسی مطلوب را در بازه 125/0 تا 2/0 معرفی می کند. بررسی جداگانه اهداف و پاسخ هایی که به عنوان برترین های هر هدف معرفی شدند، بیانگر این موضوع است که در اهداف مربوط به میزان خیرگی و آسایش حرارتی تطبیقی، نسبت بهینه سطح بازشو به کف، در حدّ پایین بازه مذکور و در هدف مربوط به کفایت نور روز، این نسبت در حدّ بالای بازه مذکور قرار دارد.
۲۳۰.

ارزیابی و اولویت بندی مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب با تکیه بر آراء متخصصان در محله دروی حاشیه شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت کالبدی مسکن مسکن مطلوب حاشیه نشینی محله دروی مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۷
افزایش سریع شهرنشینی، هجوم مهاجران و تازه واردان به نقاط شهری، شهرها را با مشکلات و معضلات متعددی مواجه کرده است. یکی از این معضلات ظهور محلات حاشیه نشین در اطراف شهرهای بزرگ می باشد. از مهمترین مشکلات این محلات مساله مسکن است که نابسامانی های فراوان در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی در حاشیه شهرها، باعث کاهش کیفیت آن شده است. مساکن حاشیه شهر نمودی از فقدان معیارهای مسکن مطلوب می باشد و شناسایی و تقویت برخی از این معیارها به افزایش کیفیت و مطلوبیت مسکن کمک خواهد کرد. محله دروی مشهد، یکی از محلات حاشیه در بخش شرقی مشهد می باشد که با کیفیت پایین مسکن به خصوص در بخش کالبدی روبرو است. لذا هدف از این پژوهش ارزیابی و اولویت بندی معیارها و مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه نشین محله دروی می باشد. روش انجام پژوهش توصیفی و تحلیلی در بخش مبانی نظری و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه می باشد. بدین منظور در گام نخست، ابتدا شناسایی معیارها و مولفه های کالبدی مسکن مطلوب در حاشیه شهر، با استفاده از مطالعات اسنادی و آراء صاحب نظران و پژوهشگران (مبانی نظری، تجارب ایران و جهان) صورت گرفت. این معیارها در 8 گروه دسته بندی شده که شامل 34 مولفه می باشند. در گام بعدی مولفه های شناسایی شده به صورت پرسشنامه ای با طیف لیکرت در اختیار 30 نفر از کارشناسان قرار گرفت. کارشناسان از بین افرادی انتخاب شده اند که به صورت تجربی در بافت حاشیه شهر حضور داشته و آگاهی کاملی نسبت به آن دارند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، جهت رتبه بندی معیارها و مولفه ها از آزمون فریدمن، رابطه بین معیارها از آزمون همبستگی اسپیرمن و برای سنجش اعتبار و پایایی پرسشنامه و در نهایت جهت ارائه مدل ساختاری پژوهش از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری PLS استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این است معیار دوام، استحکام و مقاومت اولویت اول؛ معیار تناسبات، ابعاد و اندازه اولویت دوم؛ معیار تسهیلات بهداشتی اولویت سوم؛ معیار ایمنی و امنیت اولویت چهارم؛ معیار نمای ظاهری و سیمای بصری اولویت پنجم؛ معیار شکل، فرم و الگو اولویت ششم؛ معیار امکانات و تسهیلات رفاهی اولویت هفتم و معیار خدمات و امکانات اولویت هشتم می باشد. با برنامه ریزی در راستای ارتقاء و ساماندهی این معیارها و مولفه ها بر اساس درجه اهمیت، می توان مطلوبیت مسکن را از لحاظ کالبدی در بافت حاشیه شهر بهبود بخشید.
۲۳۱.

ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر سیلاب با استفاده از GIS و مدل AHP؛ مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آسیب پذیری خطرپذیری سیلاب سیستم اطلاعات جغرافیایی AHP

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و پیچیدگی روابط درونی و خارجی آن ها، مدیریت و برنامه ریزی به منظور کاهش سوانح و اثرهای آن بر سکونتگاه های انسانی، به مسئله ای ضروری تبدیل شده است. با توجه به افزایش خطرپذیری سکونتگاه های شهری در برابر سوانح و نقش حیاتی سیلاب ها در اکوسیستم های طبیعی، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری ناشی از سیلاب و ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق مختلف شهر قزوین انجام شده است. تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی مناطق آسیب پذیر است. روش پژوهش: این پژوهش ماهیت تکنیکی و کاربردی-توسعه ای دارد و بر روش های آماری و کتابخانه ای متکی است. ابتدا، شاخص های آسیب پذیری از مقالات و منابع معتبر علمی استخراج شدند. برای دستیابی به هدف پژوهش، دو معیار اصلی آسیب پذیری و در معرض خطر بودن، همراه با 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند و داده های حاصل در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش گردیدند. خروجی نهایی این فرایند، نقشه پهنه بندی خطر سیلاب برای شهر قزوین است. یافته ها: دستاورد این مقاله شناسایی مجموعه ای از متغیرها برای ارزیابی آسیب پذیری ناشی از سیلاب و نحوه تأثیر آن ها است. بررسی این متغیرها نشان داد که مناطق جنوبی و غربی شهر قزوین در صورت وقوع سیلاب بیشترین آسیب پذیری را دارند و درصد قابل توجهی از مساحت شهر در دسته بندی آسیب پذیری بالا قرار می گیرد. این یافته ها بیانگر نیاز مبرم به برنامه ریزی جامع و استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت خطرات سیلاب است. نتیجه گیری: با توجه به قرارگیری شهر قزوین در اراضی دشتی و تأثیر رواناب های ناشی از بارش در محدوده شهری، اهمیت بررسی آسیب پذیری شهر و مدیریت مخاطرات سیلاب ضروری است. این پژوهش بر ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین و مدیریت یکپارچه شهری تأکید دارد. استفاده از ابزارهای مدرن مانند GIS و مدل AHP در تحلیل فضایی و تصمیم گیری، امکان شناسایی دقیق مناطق پرخطر و برنامه ریزی بهینه را فراهم می کند. پیشنهادهایی ازجمله کاهش تراکم در مناطق پرخطر مانند حریم رودخانه ها، نوسازی بافت های فرسوده، افزایش نفوذپذیری شبکه معابر، مکان یابی مناسب کاربری های حساس و تدوین قوانین ساخت وساز می تواند به کاهش خسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب کمک کند.
۲۳۲.

بررسی نقش صاحب منصبان عصر صفوی در آبادانی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری صفویه صاحب منصبان قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۶
صاحب منصبان همواره در دوره های مختلف در ساخت آثار معماری تاثیرگذار بودند. در دوره صفوی شکل جدیدی از حمایت از آثار معماری پدید آمد. صاحب منصبان در این دوره از جانب بانی اصلی، یعنی شاه، به حمایت از معماری می پرداختند. این تدبیر موجب شد که انگیزه های شاه و درباریان همسو شود و همه ثروت و قدرت ایشان در جهت حمایت از معماری گرد آید. توصیف جهانگردان از قم در دوره صفوی نشان می دهد که شهر در این دوره، از رونق و آبادانی خوبی برخوردار بوده است. قم در این دوره علاوه بر اینکه در مسیر شاهراه ارتباطی تردد خانواده سلطنتی از دارالسلطنه اصفهان به دارالسلطنه قزوین و دارالسلطنه اردبیل بود، پایگاه مهمی برای مذهب شیعه بود و از آنجایی که شاهان صفوی، مروج مذهب شیعه بودند، سبب شد تا این شهر مورد حمایت شاهان و صاحب منصبان صفوی قرار گیرد. برخی از آن ها حتی در بازه های مختلف زمانی بنا به دلایل مختلف در قم حضور و اقامت کوتاه مدت و یا بلندمدت داشتند و این امر اهمیت قم را در دوره صفوی نشان می داد. این مقاله قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که «صاحب منصبان دوره صفوی چه نقشی در آبادانی شهر قم داشتند و معماری شهر قم در این دوره چه تغییراتی کرد؟». روش تحقیق این پژوهش تفسیری تاریخی است و بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از اسناد و منابع دست اول و سپس یافته های منابع جدید پیرامون وضعیت شهر قم در دوره صفوی، به تحلیل می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که صاحب منصبان و افراد صاحب نام که لزوما ساکن شهر قم هم نبودند حامی آبادانی این شهر بودند و اقدامات آنان فقط اماکن مذهبی را شامل نمی شد و ساخت مدارس متعدد، مرمت بناهای قدیمی، تعمیر باروی شهر، ایجاد سیل بند و موارد دیگر از جمله این اقدامات بود.
۲۳۳.

خانه های قلعه تاریخی جَنْدَق: ویژگی های معماری و تاریخ گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جندق معماری خانه های جندق قلعه جندق معماری دوره آلِ مظفر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
جندق شهری کهن در کناره جنوبی دشت کویر است. در دوره قاجار قلعه جندق صد خانه کوچک و بزرگ داشت و روزگاری همه مردم در آن زندگی می کردند. بافت تاریخی قلعه جندق مجموعه ای تودرتو از خانه های کوچک و بزرگِ اعیانی، ارسن مسجدجامع، حمام و ساباط ها و گذرهای پُر پیچ و خم است. زندگی و برآوردن نیازها و آسایش و امنیت در برابر گرمای کویر و مهاجمان، در معماری قلعه و خانه ها نمود آشکار داشته است. قلعه جندق امروز زنده است و ۲۳ خانوار با سکنه بومی دارد. تعدادی از خانه های کهن جندق به اقامتگاه بوم گردی تبدیل شده اند و تعدادی دیگر خالی و نیمه ویران است. در این مقاله به شناخت و ارائه اسناد معماری، توصیف اجزا و کارکرد آن ها و بررسی روابط فضایی خانه های شاخص قلعه جندق چون خانه یغما، صفایی، حشمت، کافی، بیطرف و میرزا عبدالکریم پرداخته شده است. شناخت عناصر معماریِ خانه های قلعه جندق، چون درآیگاه و بهاربند، ایوان و بادگیر، زمستان نشین و مطبخ بخش دیگری از این مقاله است. بررسی شواهد تاریخی و منابع مکتوب و مقایسه تطبیقی این خانه ها با خانه های مشابه در یزد و میبد که ازنظر جغرافیایی و سیاسی در پهنه ای با ویژگی های کم وبیش مشترک با جندق هستند، ما را به شناخت بهتری از خانه ها در قلعه جندق می رساند. بر پایه مستندات و آثار باقی مانده و مطالعات تطبیقی، پیشینه خانه گزینی در قلعه جندق به سده هشتم هجری و دوره آلِ مظفر بازمی گردد هرچند به فراخورِ نیاز و گذشتِ زمان، بخش هایی به آن افزوده یا کاسته شده یا تغییر کاربری داده یا رها و ویران شده است.
۲۳۴.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ادراکی و درمانی نور روز در فضاهای آموزشی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نور روز مولفه های ادراکی نور روز مولفه های درمانی نور روز فضاهای آموزشی مدل سازی معادلات ساختاری (SEM)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۵
نور روز، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت فضاهای آموزشی، تأثیرات گسترده ای بر ابعاد ادراکی و درمانی کاربران دارد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی، مدل سازی و اولویت بندی مؤلفه های ادراکی و درمانی نور طبیعی در فضاهای آموزشی مدارس است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا شاخص ها و زیرشاخص های مرتبط با نور روز از طریق مرور ادبیات نظری و مطالعات میدانی گردآوری شد. سپس، به منظور تحلیل ساختاری، از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزارهای SmartPLS و AMOS استفاده گردید. شاخص های برازش نظیر GOF=0.92، CFI=0.958، RMSEA=0.060 ، نشان دهنده برازش قوی مدل مفهومی در هر دو بعد ادراکی و درمانی بودند. تمام بارهای عاملی نیز معنادار و بالاتر از 0.7 گزارش شد که بیانگر روایی همگرا و پایایی بالای سازه ها است. در مرحله بعد، به منظور تعیین اولویت و وزن دهی مؤلفه ها، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که در بعد ادراکی، مؤلفه ی مود یا حس و حال (با وزن 0.17) بیشترین اهمیت را دارد و پس از آن تمرکز و خلاقیت و تأثیر بر فعالیت های روزمره قرار می گیرند. در بعد درمانی نیز، مؤلفه ی تولید سروتونین (با وزن 0.14) در جایگاه نخست قرار گرفت و مؤلفه های تنظیم چرخه خواب و درمان افسردگی در رتبه های بعدی قرار دارند. تحلیل حساسیت برای مؤلفه های کلیدی نشان داد که اولویت بندی به ویژه در بعد درمانی از پایداری نسبتاً مناسبی برخوردار است. این پژوهش همچنین بر تأثیرات ترکیبی نور روز در ابعاد شناختی، رفتاری و فیزیولوژیکی دانش آموزان تأکید دارد. علاوه بر بهبود ادراک فضایی، تعاملات اجتماعی و خلق وخو، نور طبیعی با تنظیم ریتم های بیولوژیک بدن، نقش مؤثری در کاهش استرس، بهبود خواب و افزایش بهره وری ذهنی ایفا می کند. چنین رویکردی به طراحی فضاهای آموزشی کمک می کند تا علاوه بر تأمین نیازهای عملکردی، به نیازهای روانی و سلامت کاربران نیز پاسخ دهند.
۲۳۵.

تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در دوران وقوع پاندمی (نمونه موردی: کوچه های منتخب از محله زعفرانیه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پاندمی کووید-19 کوچه زیست پذیر کودک فضاهای شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۶
در این دوران که تحولات چالش برانگیز محیطی و بهداشتی اجتناب ناپذیرند، همه گیری کووید-19 به آشکارسازی میزان آمادگی فضاهای شهری ما برای رویارویی با بحران ها پرداخته است. کوچه ها که عناصر مهمی از پیکره شهری محسوب می شوند، اهمیت خود را بیش از پیش برای اقشار آسیب پذیر، مانند کودکان در دوران همه گیری، جایی که با محدودیت های جدی در دسترسی به امکانات تفریحی و اجتماعی مواجه شده اند، بروز دادند. با تمرکز بر محله زعفرانیه تبریز، در این پژوهش سعی شده است تا با توجه به ویژگی های کودکان و نقش مهم آن ها در ارتباط با محیط زندگی، اصولی برای طراحی کوچه های زیست پذیر از دیدگاه کودکان مورد بررسی قرار گیرد. در رویکرد تحقیق که به جنبه های کاربردی و توسعه ای می پردازد، علاوه بر تحلیل توصیفی، به استخراج مستندات نظری از منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهش پرداخته و اطلاعات میدانی نیز از طریق مشاهده و مصاحبه به دست آمده است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در محله زعفرانیه تبریز بر پایه چهار بعد است: کالبدی-فضایی، عملکردی، منظر شهری و اجتماعی- فرهنگی؛ که برای تحقق و ارتقای آن ها نیازمند ایمن سازی، توسعه دسترسی به فضاهای سبز و فراهم آوردن موقعیت هایی برای بازی و تعاملات کودکانه هستیم. در نهایت این مطالعه، با پیشنهاداتی مشخص برای بهبود فضاهای شهری با توجه به نیازهای کودکان و درک عمیق تر از تأثیرات پاندمی بر استفاده از فضاهای عمومی، به مجموعه دانش موجود در این حوزه می افزاید و راهبرد های مواجهه با چالش های بهداشتی آینده را معرفی می کند.
۲۳۶.

تبیین روابط توانمندسازی و دلبستگی به مکان، مروری نظام مند بر عوامل کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه محلی توسعه اجتماع محور برنامه ریزی مشارکتی حس مکان چارچوب های حکمرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۱
بیان مسئله: توانمندسازی و دلبستگی مکانی، مفاهیمی بنیادین در توسعه محلی و اجتماع محور هستند. توانمندسازی با ارتقای ظرفیت های مشارکت و دلبستگی با تقویت احساس هویت و تعلق، به پایداری توسعه کمک می کنند. با وجود پژوهش های متعدد، رابطه و مکانیسم های تأثیرگذاری این مفاهیم به طور جامع شناسایی نشده اند. عدم درک صحیح این تعامل در لایه های زیرین، چالش هایی را در اثربخشی طرح های توسعه محلی ایجاد می کند. لذا، شناسایی سازوکارهای تعامل این مفاهیم برای تحقق و توفیق طرح های مشارکتی و توسعه محلی ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، بررسی و فهم چگونگی تأثیرگذاری متقابل توانمندسازی و دلبستگی مکانی بر یکدیگر و شناسایی سازوکارهای مؤثر در این تعامل به منظور بهره برداری از آن در راستای اثربخشی فرآیندهای توسعه محلی است. روش: با بهره گیری از مرور نظام مند، مطابق با استانداردهای پریزما، از میان 986 مقاله شناسایی شده در پایگاه های معتبر، پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت، 46 مقاله انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی این منابع منجر به استخراج ۲۸۲ کد مفهومی شد. یافته ها : توانمندسازی و دلبستگی از طریق ایجاد تعامل سازنده در سه ساختار کلیدی شناختی (فردمحور)، عملکردی (میانجی) و حکمرانی(سطح کلان)، شامل مکانیسم های اجتماعی، محیطی و کالبدی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، و ظرفیت سازی آموزش؛ می تواند به شکل گیری هویت مکانی، تقویت حس تعلق، ترویج تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به مکان، و ارتقای خودکفایی و استقلال محلی منجر شود. در مجموع، 21 مولفه کلیدی مؤثر در این فرآیند شناسایی شدند. نتیجه گیری: چارچوب ارائه شده، بر اهمیت توزیع عادلانه قدرت، و تقویت ساختارهای حکمرانی برای نهادینه سازی عملکردهای اجتماعی و اقتصادی مشارکتی در راستای اهداف توانمندسازی و دلبستگی در توسعه های اجتماع محور تأکید دارد. این رویکرد می تواند ظرفیت و سرمایه های مختلف جوامع محلی را برای خودکفایی و مدیریت منابع افزایش داده و  بستر تحقق پذیری طرح های توسعه محلی را فراهم آورد.
۲۳۷.

تأملی بر شهر دوستدار زنان در فضاهای تفریحی با تأکید بر رویکرد نظریه حق به شهر (مطالعه موردی: پارک بانوان بوستان ولایت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر دوستدار زنان فضاهای تفریحی نظریه حق به شهر بوستان ولایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
بیان مسئله: یکی از پیش شرط های تکوین فضاهای عمومی به ویژه حق انسانی هر فرد در جهت برخورداری از فرصت های ارائه شده است که با عنوان نظریه حق به شهر شناخته می شود. حضور زنان در فضاهای عمومی شهر نیز از این مقوله مستثنا نیست، بلکه بازتعریف خلق زندگی بهتر و پاسخ به نیازهای انسانی می باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل شهر دوستدار زنان در بوستان ولایت با رویکرد نظریه حق به شهر است. روش: روش پژوهش حاضر توسعه ای با روشی آمیخته (کمی-کیفی) است که با استفاده از پرسش نامه ای محقق ساخته و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حیطه امور شهری انجام شده است. در راستای سنجش روایی پرسشنامه ها از روش روایی سازه استفاده شده است. در این روش با استفاده از نرم افزار لیزرل، تحلیل عاملی تأییدی متغیرها مورداندازه گیری قرارگرفته است. یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش که ابتدا استخراج شاخص های پژوهش از طریق مطالعه پژوهش های کار شده با استفاده از تحلیل محتوا و تائید از طرف کارشناسان و خبرگان سازمانی بود و سپس نتایج در قالب پرسش نامه به صورت کمی مطرح شد و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم متغیر شهر دوستدار زنان ضرایب معناداری عدد (96/1) را به دست داد که نتایج فوق نشان دهنده تائید روایی سازه پرسشنامه شهر دوستدار زنان است. نتیجه گیری: با توجه به آماره های مورداستفاده برای نیکویی برازش از قبیل CFI، NFI، IFI، RFI و ... بزرگ تر از 9/0 بود که می توان این گونه استنباط کرد که مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است. ازآنجایی که RMSEA برابر با 069/0 می باشد و این مقدار، کوچک تر از 1/0 است نشان می دهد که گویه های پرسشنامه به خوبی، قابلیت سنجش شهر دوستدار زنان را با رویکرد حق به شهر را دارند. نگاهی کل گرایانه و بازنگری در الگوی طراحی شهرهای سنتی، بسترسازی برای مشارکت زنان در فضاهای عمومی شهر،  به عنوان راهکاری مهم قلمداد می شود.
۲۳۸.

ارزیابی اثرات روابط متقابل شهر و روستا بر تاب آوری روستایی مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روابط متقابل شهر و روستا تا ب آوری نواحی روستایی پیرامون شهرستان مرودشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از پژوهش حاضر تبیین اثرات روابط متقابل شهر و روستا بر تاب آوری روستایی در نواحی روستایی شهرستان مرودشت است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل 15 روستای دارای سکنه شهرستان مرودشت براساس سالنامه آماری سال 1395 استان فارس انچام شده است که در مجموع شامل 45822 خانوار با جمعیت بالغ بر 156418 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 381 خانوار به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته از طریق نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شد. روایی صوری پرسشنامه توسط خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. همچنین میزان آلفای کرونباخ کل پرسشنامه ها 91/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و نرم افزار Smart Pls بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد تغییرات و تحولات ایجاد شده بین شهر و روستا بر تاب آوری روستایی در سطح شهرستان تأثیر داشته است. همچنین روابط متقابل شهری و روستایی در ابعاد و شاخص های اقتصادی برابر با452/23، اجتماعی273/20، محیطی111/23، فرهنگی 199/52، نهادی015/18 درصد بر تاب آوری روستایی در سطح شهرستان مرودشت تأثیر گذار بوده است.
۲۳۹.

ارزیابی نقش پارک های محلی بر بهبود آسایش حرارتی فضای باز در اقلیم گرم وخشک؛ بررسی موردی پارک امیرآباد شهرضا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسایش حرارتی فضای باز آلبدو پارک محله ای Envi-met مدل FVFL شهرضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۴
پارک های محله ای به عنوان یکی از عناصر کلیدی فضای شهری، نقش مهمّی در ارتقای کیفیت زندگی و بهبود آسایش حرارتی دارند. بااین حال، تأثیر گونه های گیاهی بومی و مصالح محلی در تنظیم شرایط خرداقلیم شهری، به ویژه در مناطق گرم وخشک، به طور جامع بررسی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی شرایط آسایش حرارتی در پارک های محلی و فضاهای باز کوچک مقیاس، با تأکید بر نقش گونه های گیاهی و مصالح بومی، در بهبود خرداقلیم محله امیرآباد شهرضا طی دو فصل تابستان و زمستان انجام شده است. روش تحقیق شامل مطالعات کتابخانه ای، پایش های میدانی و شبیه سازی رایانه ای با نرم افزار ENVI-met  است. در بخش میدانی، داده های اقلیمی (دما، رطوبت نسبی و سرعت باد) جمع آوری و پرسشنامه های ترجیحات حرارتی کاربران تحلیل شد. همچنین، از مدل «ارزش ها و عوامل سازنده منظر» (FVFL) برای ارزیابی ویژگی های منظر استفاده شد. نتایج نشان داد که انتخاب مصالح و گونه های گیاهی مناسب تأثیر بسزایی در تعدیل شرایط حرارتی دارد. مصالحی مانند گرانیت خردشده با آلبدوی بالا موجب کاهش دمای سطح شده و گونه های درختی بومی مانند زبان گنجشک و نارون با ایجاد سایه مؤثر، آسایش حرارتی کاربران را بهبود می بخشند. همچنین، گنجاندن بدنه های آبی سبب کاهش دما و افزایش رطوبت در تابستان می شوند. این یافته ها می توانند به تدوین راهنماهای طراحی اقلیمی و برنامه ریزی منظر در مناطق گرم وخشک کمک کنند.
۲۴۰.

Presenting the Internet of Things (IoT) Technology Framework for Realizing Urban Smart Housing (Case Study: District 6 of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Internet of Things (IoT) Smart city Smart Housing District 6 of Tehran

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۸
The role of smart technologies, particularly the Internet of Things (IoT), has been recognized as a promising tool in achieving urban sustainable development goals and advancing toward smart cities. The present study aims to investigate the role of IoT technology in realizing urban smart housing in District 6 of Tehran. The research employs a descriptive-analytical method, examining indicators of IoT technology and smart housing. First, the dimensions and components of the research were identified, and the results were analyzed using statistical tests. The collected data were analyzed using Amos software, and the final research model was developed. The findings indicate that achieving an urban economy is the primary requirement for smart housing in District 6, followed by the adoption of a smart lifestyle. Interviews with experts and urban managers revealed that current policies for implementing urban smart housing are not in a favorable state, and policy changes are necessary to move toward Smartization. Therefore, there is a consensus between citizens and urban managers regarding the state of policies, suggesting that urban management should strive to improve the level and quality of life for residents, based on their demands and the existing indicators in District 6 of Tehran, by implementing the principles and components of smart housing.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان