فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
89 - 101
حوزههای تخصصی:
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد.
هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد.
روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS ، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است.
نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
کاربردها و خواص بیوکامپوزیت های میسلیومی در تولید مصالح پایدار برای مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
93 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهه های گذشته روستاها دچار تحولاتی شده اند که تداوم حیات آن ها را به خطر انداخته و آن را به نوع آوری، ابداع، خلق محصولات، فرایندها و روش های جدید وابسته کرده است. ازاین رو، توسعه روستاها پیوند گسترده تری با کارآفرینی پیدا کرده است و آمیختن گردشگری و کارآفرینی در راستای تولید محصولات پایدار، راهکاری منطقی است که می تواند به رشد و توسعه مناطق روستایی، گسترش آگاهی نسبت به توسعه پایدار و کاهش ردپای ساخت در زمین کمک نماید. بنابراین، هدف این مقاله معرفی بیوکامپوزیت های میسلیومی به عنوان مصالح پایدار و نحوه تولید و استفاده از آن ها در بافت های روستایی و مجموعه های گردشگری روستایی است. روش پژوهش: این پژوهش مروری است و در آن اطلاعات مرتبط با بیوکامپوزیت های میسلیومی در منابع با دسترسی آزاد بررسی شده و به شناخت، روش تولید، مزایا و معایب، ویژگی های فیزیکی آن ها پرداخته شده است. همچنین پتانسیل تولید این مواد به عنوان راهکاری برای توسعه کارآفرینی و گردشگری روستایی به عنوان راهکاری برای به کارگیری این مواد نیز موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: تحقیق بر کامپوزیت های میسلیومی موضوعی است که بسیاری از پتانسیل های آن ناشناخته و معایب آن حل نشده باقی مانده است، اما بااین وجود در پژوهش هایی که تاکنون صورت گرفته اطلاعات مفیدی در خصوص ویژگی های این مواد به دست آمده و تجربیات مناسبی در خصوص گام ها و عوامل مهم در تولید این مواد و همچنین قابلیت استفاده تجاری در برخی کاربری ها مانند بسته بندی، پنل های عایق، پوشش های دیوار و کف و تولید مبلمان در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است که می تواند زمینه ای مناسب در تحقیق و به کارگیری این مواد باشد. همچنین بررسی کارآفرینی روستایی، گردشگری و پتانسیل های کشاورزی، چوب بری و پرورش قارچ، فرصت استفاده از بیوکامپوزیت های میسلیومی برای توسعه پایدار در مناطق روستایی را برجسته می سازد. نتیجه گیری: کامپوزیت های میسلیومی موادی با پتانسیل بالا هستند که در حالت اولیه، خصوصیاتی مانند فوم پلی استایرن، تخته های MDF و نئوپان دارند و مزیت اصلی آن نسبت به این مواد استفاده از مواد اولیه تجدیدپذیر، انرژی کم در پروسه تولید و عدم استفاده از مواد زیان بخش برای محیط زیست مانند پلاستیک و چسب های مصنوعی است، همچنین چالش هایی مانند پذیرش مصرف کننده، تنوع ذاتی خواص این مواد با توجه به ماهیت زیستی و نیاز به دستورالعمل های استاندارد تولید وجود دارد. بااین حال، روش های ساده تری برای تولید کامپوزیت های میسلیومی در مقیاس کارگاهی وجود دارد که می توانند در راستای توسعه پایدار و اقتصاد دورانی استفاده شوند.
تدوین الگوی مفهومی – اجرایی پداگوژیِ شهرسازیِ انتقادی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر خلاق رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
پداگوژی (آموزش و پرورش در زمینه های گوناگون ) شهرسازی، نیازی زیرساختی برای مشارکت آگاهانه عمومی در مسیر تحقق برنامه های توسعه شهری بوده که باعث کمتر شدن خطاهای هر دو گروهِ مدیریت شهری و شهروندان، در فرایند برنامه ریزی تا اجرا می شود. نبود نگرش بلندمدت به تأثیرگذاری های عمیق آموزش های شهرسازی، پایین بودن باور و اعتماد به یادگیری مستمر و شکاف موجود میان محیط های آموزشی و حوزه های عملیاتی شهرسازی، از علل اصلی پرداختن به موضوع پداگوژی شهرسازی انتقادی در شهر خلاق رشت، به عنوان محدوده پژوهش است. رویکرد پژوهش کیفی است و بر اساس مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، با استفاده از روشِ استقراییِ نظریه داده بنیاد، 102 کد باز، 29 کد محوری و هشت کد گزینشی تجزیه و تحلیل شده اند. حجم نمونه شامل 15 متخصص از سمن(سازمان مردم نهاد) ها، اساتید دانشگاهی و مجموعه مدیریت شهری است. مدل مفهومی_ اجرایی حاصل شده نشان می دهد، « پداگوژی شهرسازی انتقادی» دارای پنج مرحله اصلی است که نیازمند طی نمودن گام هایی ترتیبی، شامل: 1.شناخت مسائل و بسترها (به عنوان شرایط عِلی) ، 2. پذیرش و تعدیل تعارضات اجتماعی و فرهنگی (به عنوان شرایط زمینه ای)، 3. اصلاح رویکردهای ناکارامد پداگوژیکال (به عنوان شرایط مداخله گر)، 4. تحول مد ل های اجرایی با تقویت نهادهای پاسخگو و نقدپذیر (به عنوان راهبردِ کلان)و 5. توسعه محیط های یادگیرنده با مشارکت پذیری و مسئولیت پذیری ذی نفعان (به عنوان پیامدِ اصلی) است. در این الگو، شهر خلاق رشت تحت تأثیر دو رویکرد: 1. تأثیرپذیری از ابعاد آموزشیِ اهداف توسعه پایدار 2030، و 2. نقش آفرینی شهروندان خلاق است. نتیجه نهایی نشان می دهد اصلاح ساختارهای اجرایی و محتوایی در آموزش های جریانِ اصلی ضروری بوده، اما کافی نیست و دستیابی به محیط های یادگیرنده، نتیجه ای مؤثرتر و کارآمدتر خواهد داشت. بدین منظور تولید محتوا با ابزارهای متنوع در فضاهای شهری و مجازی، برگزاری رویدادهای آموزش محور با مشارکت تمامی ذی نفعان و تأمین زیرساخت های فیزیکی با مشوق های سرمایه گذاری، دولتی و یا جهت دهی اقدامات خیرخواهانه شهرسازی، پیشنهادات اجرایی پژوهش است.
تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی
حوزههای تخصصی:
مدارس از دیرباز جزء مهم ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان های آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته ها نشان می دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن می تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
مکان یابی کلانتری های شهری با استفاده از مدل FAHP و با رویکرد پدافند غیر عامل به منظور توسعه گردشگری ایمن (مطالعه موردی: شهر نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
88 - 108
حوزههای تخصصی:
در حوزه گردشگری، نقش فعال پلیس و عملکرد هوشمندانه آن در هنگام خطر، مهم ترین مؤلفه تأثیرگذار بر افزایش امنیت عمومی گردشگران است. مدیریت انتظامی در شهر نوشهر بایستی بیش تر مبتنی بر تدابیر و اقدام های کنشی (پیش جنایی) توسط پلیس باشد که با حمایت از افراد گردشگر، افزایش آگاهی های عمومی، نظارت بر اماکن گردشگری، افزایش هزینه های ارتکاب جرم و مداخله پس از وقوع جرم، درصدد پیشگیری از ارتکاب جرم در جامعه شهرهای ساحلی باشد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین مکان یابی بهینه کلانتری ها با رویکرد پدافند غیرعامل گردشگری ایمن در شهر نوشهر می باشد. بدین منظور، با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، به منظور توسعه گردشگری ایمن، مکان گزینی کلانتری ها با رویکرد پدافند غیر عامل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. معیارهای سازگار با خدمات، زیرساخت ها/ تجهیزات، اجتماعی/ فرهنگی، کالبدی/ محیطی و گردشگری، شامل 21 معیار مکانی در قالب 5 متغیر، برای مکان گزینی پهنه های مناسب ایجاد کلانتری در شهر مورد استفاده قرار گرفت. این مرحله شامل آماده سازی داده ها، نرمال سازی و همپوشانی مؤلفه های مکانی تأثیرگذار در مکان گزینی پهنه های مناسب برای ایجاد کلانتری های جدید در سطح شهر مطالعاتی بوده است که انجام آن با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی میسر گردید. بر اساس نقشه های مکان یابی ایجاد کلانتری های جدید، در شهر نوشهر سه پهنه مناسب برای احداث کلانتری های جدید پیشنهاد داده شد.
تبیین مدل ارتقا جایگاه استاد در آموزش معماری معاصر نمونه موردی(دانشگاه های منتخب ایران و دانشگاه گلیشیم استانبول ترکیه)
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری از جمله موضوعات کلیدی در شکل دهی به آینده این حرفه به شمار می رود. معماری سنتی ایران، با تأکید بر ارزش های پایدار، همواره از جایگاهی ویژه برخوردار بوده است. اما در عصر حاضر، با بروز دوگانگی میان سنت و مدرنیته، دچار چالش هایی شده است. آموزش معماری امروز ما که شاکله سنتی خود را کنار گذاشته، ولی به عقیده و ارزش های همیشگی خود متعهد مانده است باید هر سه مولفه مهارت، دانش و حکمت را همراه داشته باشد .در این میان، نقش اساتید در نظام آموزشی جایگاهی بی بدیل دارد، چراکه آنان اساسی ترین عامل در بازآفرینی فرآیند تعلیم و تربیت محسوب می شوند.
بازخوانی چالش های توسعه در منظر شهری نطنز با تأکید بر عناصر سازمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۲
50 - 61
حوزههای تخصصی:
منظر شهری بازتابی از هویت، تاریخ، فرهنگ و ساختار فضایی هر شهر است و سازمان فضایی به عنوان بستر کالبدی این منظر، نقشی بنیادین در شکل گیری ادراک فضایی و هویت شهری ایفا می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر تاریخی نطنز، به خوانش عناصر سازمان فضایی آن شامل قلمرو، مرکز، ساختار و کل های کوچک می پردازد تا تأثیر دگرگونی های ناشی از توسعه معاصر بر منظر شهری را تحلیل کند. نطنز نمونه ای از شهرهای ایرانی است که سازمان فضایی آن در پیوند با بستر طبیعی، سلسله مراتب عملکردی و نظام معیشتی-اجتماعی شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تفسیری، برپایه مطالعات کتابخانه ای، متون تاریخی، مشاهده میدانی و تحلیل نقشه ها انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که عناصر سنتی سازمان فضایی نطنز از جمله باغات پیرامونی به عنوان مرزهای طبیعی قلمرو، مراکز مذهبی و اجتماعی در قلب ساختار فضایی، شبکه ارگانیک مسیرها و پیوندهای عملکردی، در حفظ انسجام فضایی و معنا بخشی به منظر شهر نقشی کلیدی داشته اند. با این حال، توسعه های چند دهه اخیر از جمله ساخت وسازهای جدید، خیابان کشی ها و گسترش نامتوازن شهر، موجب گسست در سازمان فضایی، تضعیف مرکز تاریخی، از بین رفتن پیوستگی عملکردی و کاهش خوانایی منظر شهری شده اند. نتیجه این دگرگونی ها، تضعیف هویت تاریخی شهر و کاهش تعلق خاطر شهروندان به فضاهای تاریخی بوده است. بر این اساس، بازشناسی و بازآرایی عناصر سازمان فضایی با تکیه بر بستر طبیعی و ساختار تاریخی شهر، می تواند راهبردی مؤثر برای هدایت توسعه پایدار و ارتقاء کیفیت منظر شهری نطنز و شهرهای مشابه باشد. این مطالعه تلاش دارد تا با تأکید بر جایگاه سازمان فضایی در فهم منظر شهری، زمینه ای برای سیاست گذاری های مکان محور در مدیریت توسعه شهرهای تاریخی فراهم آورد.
Recognizing the Components of Contemporary Housing and its Impact on the Cultural and Social Identity of the Metropolis of Ahvaz Using the Shannon Entropy Method(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
17 - 30
حوزههای تخصصی:
In the metropolis of Ahvaz, contemporary housing plays a significant role in shaping and enhancing its residents' cultural and social identity. This research employed a questionnaire as the data collection tool. A total of 16 questions were designed for the identity questionnaire, centered around two main components: social and cultural. Additionally, 34 questions were provided to residents of various regions in Ahvaz, covering eight primary components: cultural, structural, functional-executive, physical-spatial, operational, experiential-aesthetic, environmental, and social-political, to distinguish between the internal and external housing components. The analysis of correlation coefficients and regression between contemporary housing variables and the urban identity of Ahvaz reveals a strong positive correlation between these two variables. This indicates that as the level of industrialization of buildings increases, urban identity indicators also rise across different areas of Ahvaz. The final weight of the housing and contemporary identity components was calculated using the Shannon entropy method. The results indicate that different components hold varying importance and influence in different domains. In cultural identity, the social system plays a more prominent role, while in social identity, religion is more significant. Regarding housing, functional and environmental aspects are more important, focusing on efficiency and sustainability in housing design. This analysis can be helpful for policymakers, designers, and planners to understand better the importance of various components in identity and housing.
گونه شناسی کالبدی فضایی کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی پلان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۸۴-۴۹
حوزههای تخصصی:
اهداف : هدف این جستار مطالعه کاروانسراهای این محدوده و ارائه الگوهای پلان معماری کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی اتاق با شترخان است. روش ها: روش گردآوری داده های این پژوهش بر اساس مشاهدات و برداشت های میدانی ، مطالعات کتابخانه ای ، بررسی اسناد و نقشه های معماری کاروانسراها و مطالعه تصاویر هوایی است. روش تجزیه و تحلیل بر پایه رویکردهای تفسیری ، تاریخی و مقایسه ای است. روش دست یابی به اطلاعات به صورت استدلال استقرایی است. در این محدوده 60 کاروانسرا شناسایی شده است. از میان جامعه آماری فوق ،13کاروانسرا بعنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده اند. انتخاب این نمونه ها به صورت هدفمند و غیراحتمالی و براساس یافته های تحقیق بوده و از هر گونه شناسایی شده 1 کاروانسرا بررسی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن دارد که برخی از کاروانسراها بسیار شبیه بهم هستند و در یک دوره زمانی ساخته شده و گونه بندی آنها نیز شبیه به یکدیگر هستند که این ناشی از وجود سازمان و تشکیلاتی واحد و معمار و طراح مشترک می باشد و در نتیجه پلان معماری و جزییات آنها مشابه است. در جامعه آماری این پژوهش، 13 گونه و الگوی معماری کاروانسرا براساس مطالعه نقشه معماری آنها شناسایی شد. این گونه ها و الگوها بر اساس ترکیب بندی فضایی پلان معماری آنها ( ترکیب اتاق با شترخان) بدست آمده است. نتیجه گیری: نتیجه کاربردی این پژوهش دست یابی به شباهت ها و تفاوت های کاروانسراها و استفاده از این وجوه افتراق و اشتراک در مرمت کاروانسراها می باشد. کاروانسراهایی که در یک مسیر تاریخی مشترک با ویژگی های فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی مشترک هستند غالبا ویژگی های معماری شبیه به هم دارند، در نتیجه از این شاخصه می توان برای مداخله در آنها سود جست.
تعریف و اولویت بندی مولفه های طراحانه دفاع محیطی در محیط انسان ساخت با رویکرد پدافند غیر عامل با تاکید بر قدرت نرم و سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
74 - 87
حوزههای تخصصی:
شهروندان در شرایط وقوع بحران در معرض آسیب قرار می گیرند. در محدوده تهدیدات انسان ساز، علم دفاع غیرنظامی (پدافند غیرعامل) راهکارهای مختلفی را برای مدیریت بحران ارائه داده است. باتوجه به حساسیت های امنیتی داخلی و خارجی و تکرار وقایع امنیتی، ضروریست جامعه طراحان محیطی (معماران- شهرسازان) توجه ویژه ای به راهکارهای طراحانه در افزایش قدرت دفاعی محیط و کمک به حل بحران های امنیتی داشته باشند. هدف از این پژوهش تعریف و اولویت بندی مولفه های دفاع محیطی ذیل مفهوم کلان «امنیت محیطی» در محدوده تهدیدات انسان ساز (موضوع علم پدافند غیرعامل) است. این تحقیق با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی انجام می گیرد و در زمره تلاش هایی است که با رویکرد خشونت پرهیز به دنبال مدیریت امنیت و کاهش آسیب ها در محیط های انسان ساخت هستند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی با ابزار مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه عمیق به استخراج فهرست اولیه متغیرهای کلان پرداخته و پس از تدقیق فهرست، به اولویت بندی متغیرهای کلان و مقایسه زوجی متغیرهای زیرمجموعه آنها می پردازد. یافته های پژوهش بر اهمیت رویکردهای غیر کالبدی و مبتنی بر قدرت نرم در مواجهه با تهدیدات موضوع علم دفاع غیرنظامی تأکید دارد و عادت حاکم بر پژوهش ها و پروژه های پدافند غیرعامل مبتنی بر رویکرد استحکام بخشی و تقویت کالبدی را ناقص و در مواجهه با پاره ای از تهدیدات، ناکارآمد می داند و براین اساس نقش طراحان محیطی در افزایش قدرت نرم مبتنی بر ساختارهای طراحانه محیط در سامانه دفاع غیرنظامی بسیار موثر می داند.
بررسی عوامل تقویت تخیل و مواجهۀ فعال مخاطب در گرافیک متحرک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
49 - 64
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: امروزه رسانه ها به یکی از مهم ترین ابزارهای انتقال افکار و اطلاعات تبدیل شده اند. رسانه های هنری جدید، با بهره گیری از تکنولوژی های پیشرفته و هنرهای تعاملی، زبان تصویری نوینی را ارائه می دهند. در این میان، گرافیک متحرک به عنوان هنری چندرسانه ای، با ترکیب تصویر، نوشتار، صدا و حرکت، نقش بسزایی در ایجاد تجربیات زیبایی شناسانه متفاوت برای مخاطبین دارد. با این حال، چگونگی طراحی آثار گرافیک متحرک به نحوی که فراتر از صرف انتقال پیام، به تقویت فعالانه تخیل مخاطب منجر شود و او را از مواجهه منفعلانه خارج سازد، همچنان نیازمند بررسی عمیق تری است. این خلأ پژوهشی، اهمیت شناسایی مؤلفه هایی را برجسته می کند که می توانند تجربههنری مخاطب را غنی تر کرده و به مواجهه فعال او با اثر بینجامند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است، عوامل مؤثر تقویت تخیل و مواجهه فعال مخاطب در گرافیک متحرک کدامند؟ هدف پژوهش: شناسایی ویژگی های گرافیک متحرک مبتنی بر تقویت تخیل و ارائه الگویی مناسب برای سازندگان این آثار به منظور مواجهه فعال مخاطب. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، ترکیبی بنیادی-کاربردی است و از منظر ماهیت، به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزه هنرهای تجسمی و افرادی است که تجربه مواجهه با آثار گرافیک متحرک داشته اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهند که مؤلفه های اصلی برانگیختن تخیل مخاطب در آثار گرافیک متحرک شامل ارتباط با واقعیت، ایجاد شوک و غافلگیری، نسبت دادن ویژگی های انسانی به عناصر، ایجاد سؤال و حس کنجکاوی، استفاده از تکنیک های بصری، انسجام در ارکان اثر، رویکرد مینیمالیستی و تأثیرگذاری موسیقی و افکت های صوتی است. این مؤلفه ها می توانند به تولیدکنندگان آثار گرافیک متحرک کمک کنند تا با اثر خود موجب ارتقاء تخیل و تجربه زیبایی شناختی و در نتیجه مواجهه فعال مخاطب با اثر شوند.
بررسی آثار آنیش کاپور با تمرکز بر مفهوم صیرورت از منظر ژیل دُلوز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
65 - 78
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در دوران پست مدرن، هنر دیگر نه به مثابه بازنمایی ایستا، بلکه به عنوان فرایندی سیال و خلاقانه فهم می شود. در این بستر، مفاهیم فلسفی چون Becoming «صیرورت» در اندیشه ژیل دلوز، امکان تحلیل عمیق تری از آثار هنری معاصر را فراهم می آورد. با توجه به پیچیدگی های فرمی و مفهومی در آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه آثار موم قرمز و مجسمه های آینه ای، ضرورت دارد این آثار با رویکردی فلسفی و میان رشته ای مورد تحلیل قرار گیرند تا ابعاد مفهومی و زیبایی شناختی آن ها به درستی فهم شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل و تفسیر آثار آنیش کاپور از منظر فلسفه صیرورت در اندیشه ژیل دلوز است؛ مفهومی که جوهره پویایی، تغییر، بی ثباتی و آفرینش مداوم را در خود دارد. این پژوهش درصدد است نشان دهد چگونه آثار کاپور می توانند به مثابه مصادیق بصری صیرورت، تجربه ای فراتر از بازنمایی سنتی و در راستای خلق رخدادهای هنری در لحظه ارائه دهند.روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و نظری است و با رویکردی تحلیلی-تفسیری در چارچوب مطالعات میان رشته ای هنر و فلسفه انجام شده است. با تکیه بر منابع کتابخانه ای و آثار نظری دلوز، دو مجموعه موم قرمز و مجسمه های آینه ای کاپور، به دلیل پیوندشان با مفهوم صیرورت، به عنوان مطالعه موردی بررسی شده اند.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه یادشده، نه ابژه هایی ایستا، بلکه فرایندهایی درحال شدن و تغییر مداوم هستند. مجسمه هایی چون Svayambh، Past, Present, Future یا Cloud Gate، تجربه هایی از صیرورت را خلق می کنند که در آن مرزهای میان ماده، زمان، فضا و مخاطب از بین می رود. این آثار با درهم آمیختن ماده، حرکت، بازتاب و بی ثباتی، مصداقی عینی از اندیشه دلوزی اند که هنر را نه به مثابه بازنمایی، بلکه به مثابه رخداد، خلق معنا و تجربه زیسته در نظر می گیرد. در نهایت، این تحلیل نشان می دهد که فهم آثار کاپور بدون درک صیرورت دلوزی ناقص خواهد بود، و چنین رویکردی درک عمیق تری از هستی شناسی پویای هنر معاصر ارائه می دهد.
ادراک منظر مبتنی بر پردازش حس شنوایی (بررسی نقش آوا در خوانش منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
34 - 43
حوزههای تخصصی:
انسان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار می کند که منجر به ادراک حسی می شود. توجه پژوهشگران بیشتر بر فرایند ادراک بصری منظر معطوف بوده و به مفاهیمی چون منظر صوتی و ادراک صوتی کمتر پرداخته شده است. صوت و منظر صوتی به عنوان محرکه های حسی بر رفتار افراد، انتخاب فضا و ادراک منظر تأثیر می گذارند. امروزه، افزایش تنوع منابع صوتی در شهرها که اغلب منظر صوتی ناخوشایندی را ایجاد می کنند، باعث ادراک شنوایی مغشوشی در افراد می شوند که این موضوع اهمیت پرداختن به منظر صوتی و نقش حس شنوایی در منظر را نشان می دهد. این پژوهش سعی در ارائه دیدگاه سازمان یافته از نقش و نتایج حس شنوایی در تعامل با عناصر منظر صوتی از طریق شناسایی و توجه به فرایند ادراک منظر، دارد. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع کیفی، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، از نوع تحلیل محتوای کیفی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای از طریق بررسی متون و نقد نوشته های دیگران و تحلیل محتوای کیفی آنها بوده و به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی نقش حس شنوایی در ادراک مناظر با تعامل حواس بینایی و شنوایی می پردازد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که ویژگی های صدا و حس شنوایی انسان به همراه عناصر و عوامل منظر صوتی نقش مؤثری در شکل گیری ادراک صوتی منظر دارند. در کنار این عوامل، عناصر بصری نیز در تعامل با عناصر صوتی بر ادراک منظر تأثیر گذارند و می توانند ادراک و شناخت فرد از منظر را تغییر دهند. همچنین، منابع صوتی طبیعی نقش مؤثری بر خوشایندی فضا داشته و در کنار عوامل بصری طبیعی، باعث افزایش حضور کاربر در منظر و نقش آفرینی و پویایی می شود
شبیه سازی میزان روشنایی و دید به بیرون فضا براساس دو پارامتر موقعیت و کشیدگی بازشو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
44 - 51
حوزههای تخصصی:
استفاده از یک بازشو در نما یا جداره ساختمان، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسی، در سیما و منظر بیرونی بنا، دارای وجوه کارکردی نیز هست که در قالب تأمین روشنایی فضای داخلی و ایجاد دید به بیرون نمود می یابد. کیفیت طراحی بازشو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت روشنایی فضای داخلی و میزان دید ساکنان از درون به بیرون فضا داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی نقش موقیعت و کشیدگی بازشو در تعیین کیفیت روشنایی داخلی و میزان دید از درون به بیرون فضا می پردازد. به منظور سنجش میزان روشنایی، از شاخص های نور روز (DF)، خیرگی (Glare) استفاده شد. همچنین، برای سنجش شاخص دید به بیرون، میزان رؤیت پذیری فضای بیرونی از داخل فضا (View Analysis) بررسی شد. براین اساس، یک فضای مستطیلی شکل با ابعاد 5*3متر مربع به همراه یک بازشو به ابعاد 1*1متر مربع واقع در جبهه جنوبی آن، در شهر شیراز به عنوان الگوی پایه در نظر گرفته شد. همچنین، 22 نمونه موردی با موقیعت ها و کشیدگی های مختلف بازشو به عنوان نمونه های موردی تحقیق انتخاب شد. پس از شبیه سازی و تحلیل این نمونه ها با استفاده از افزونه های هانی بی و لیدی باگ، نتایج در قالب یافتن بهینه ترین موقعیت و کشیدگی بازشو در جداره ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از بازشو با کشیدگی افقی و مستقر در بخش مرکزی جداره، بهنیه ترین حالات دید به بیرون و روشنایی روز را درون فضا ایجاد می نماید.
شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر زیست پذیری شهری (مطالعه موردی: شهر بناب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
109 - 127
حوزههای تخصصی:
رشد شتابان شهرنشینی در دهه های اخیر، منجر به گسترش بی رویه سکونتگاه های شهری و پیدایش چالش های متعدد شده است. انباشت مسائل مختلف در شهرها، از جمله؛ آلودگی های زیست محیطی، ترافیک سنگین، کمبود فضای سبز، توزیع نامتعادل امکانات و خدمات، فقر، و غیره مفهوم زیست پذیری شهری را بیش از پیش آشکار می کند زیست پذیری، مفهومی کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد شهرهای انسان محور است. هدف این تحقیق شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر زیست پذیری شهری در بناب می باشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد؛ از میان 36 گویه 13 پیشران کلیدی شامل؛ مدیریت بحران در شهر ، تنوع در فرصت های شغلی ، اعتماد به مدیریت شهری ، امنیت در شهر ، میزان آلودگی منابع طبیعی، سرمایه گذاری (اعم از دولتی، مدیریت شهری و بخش خصوصی) ، تأثیرات اقلیمی ، مدیریت کارآمد زیرساخت ها و خدمات عمومی ، کیفیت دسترسی عادلانه به امکانات و خدمات شهری ، امکان انجام فعالیت اجتماعی، میزان تفریح و سرگرمی مردم ، درآمد و اشتغال، کاربری های منعطف و مختلط بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و کمترین وابستگی را داشته اند. برای این 13پیشران اقدام به سناریو نگاری شد و تعداد 39 سناریو برای پیشرانها نوشته و در نرم افزار سناریو ویزارد مورد تحلیل قرار گرفت و تعداد 3 سناریوی قوی، 6 سناریوی باورکردنی و 388 سناریوی ضعیف استخراج گردید
بررسی نقش و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در تهیه طرح های سامان دهی و بازآفرینی بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
115 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال این هدف است که جایگاه و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را در تهیه طرح های توسعه شهری مرتبط با بافت های فرسوده و ناکارآمد موردبررسی قرار داده و درنهایت رویکردها و مدل های به کار گرفته شده در طرح های تهیه شده را استخراج کرده تا در پروژه های مشابه پیاده سازی شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازلحاظ روش تحقیق کیفی است. به منظور حصول به هدف، از روش تحلیل محتوا که گونه ای از روش تحقیق کیفی است، استفاده شده است. گردآوری اطلاعات در دو دسته کتابخانه ای و میدانی با تکنیک های مطالعات اسنادی، بررسی برنامه های مصوب، طرح های فرادست، قوانین و سازوکارهای اداری و استفاده از ابزارهای مشاهده، عکس، مصاحبه و گفتگوی هدف دار انجام شده است. با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و به شیوه هدفمند، اقدام به مصاحبه با افراد کلیدی شده است. تجزیه اطلاعات و تفسیر داده ها با استفاده از فرایند تحلیل داده ها از طریق کدگذاری، مقوله بندی و تعریف واحد تحلیل در نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش کنونی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان یکی از نهادهای تأثیرگذار در محیط های شهری در حوزه تأمین و تهیه مسکن، مجتمع های زیستی و واحدهای مسکونی شهری، اقدامات حوزه اجرای پروژه ها و طرح های مسکونی و ورود در بحث نوسازی و پس از وقوع سوانح طبیعی است و مداخله در بافت های ناکارآمد شهری توسط این نهاد نیز با بهره گیری از مدل هایی چون بازآفرینی، بازسازی، توانمندسازی، جابه جایی، درجاسازی، بهسازی، تفکیک و توسعه مجدد مؤثر خواهد بود. این نتایج در قالب فرایند پیشنهادی برای طرح های سامان دهی بافت های ناکارآمد شهری و نگرش های اصلی، سناریوها و مدل های مداخله پیشنهادی ارائه شده است. نتیجه گیری: درنهایت مدل هایی چون بهسازی با بهره گیری از مشارکت مردم، انتفاع ظرفیت اجتماعی با هدف توسعه ساخت وساز، بهره گیری از همراهی و همکاری سازمان های اجتماعی، بهسازی با رویکرد توسعه شهری یکپارچه و پایدار، ظرفیت سازی نهادی و ایجاد زیرساخت ها، بهسازی و توانمندسازی محلات نابسامان، تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به شهرها، طرح ساختاری بازآفرینی شهری، بهسازی با استفاده از برنامه ریزی راهبردی ترکیبی و توسعه پروژه های محرک با ایجاد انجمن های مشارکتی، جهت مداخله در پروژه های بافت های ناکارآمد شهری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی پیشنهاد گردید.
تحلیل اثر کیفیت کالبدی و کارکرد معماری فضای داخلی مسکونی بر انتخاب مسکن: مقایسه میان ترجیحات بیان شده و آشکارشده در اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
37 - 54
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: کیفیت کالبدی و کارکردی معماری مسکن، در کنار ویژگی های جمعیت شناختی خانوار، نقش تأثیرگذاری در انتخاب مسکن ایفا می کند. در این فرایند، خانوارها از میان گزینه های موجود، مسکنی را برای سکونت خود برمی گزینند؛ که ممکن است تفاوت هایی با انتظارات و ترجیحات ذهنی آنها داشته باشد و در نهایت این شکاف منجر به نارضایتی شود. هدف پژوهش: لذا، این پژوهش با دو هدف اصلی انجام شده است. اول تحلیل اثر کیفیت کالبدی و کارکردی معماری مسکونی و مشخصات خانوار بر انتخاب شاخص های کیفی کالبدی و کارکردی مسکن در وضعیت موجود و دوم شناسایی کیفیت معماری مسکن مورد انتظار خانوار، که نتیجه قیاس و رتبه بندی این دو، در بستر ویژگی های جمعیت شناختی؛ نهایتا به دانش کاربردیتری برای طراحی معماری مسکن متناسب تر با نیاز هرگروه از بهره بران مسکن منجر خواهد شد. روش پژوهش: این پژوهش از منظر روش، توصیفی-تحلیلی بوده و با هدف کاربردی، به شیوه جمع آوری داده پیمایشی و میدانی و با استفاده از پرسشنامه، مصاحبه حضوری و برداشت از مکان انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، خانوارهای ساکن در خانه های شهر اراک بودند. برای انتخاب نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی ساده، از جدول مورگان استفاده شد و برای ضریب اطمینان، پرسشنامه بین 700 نفر توزیع شد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن، میانگین، توزیع فراوانی، چولگی، کشیدگی و سایر آزمون های آماری و نرم افزار اکسل و اس پی اس اس استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کیفیت کالبدی و کارکردی معماری و مشخصات جمعیت شناختی نقش معناداری در انتخاب مسکن دارد. با این حال اغلب تفاوت های قابل توجهی میان ترجیحات ایده آل ذهنی افراد و مسکن انتخابی آن ها وجود دارد؛ مانند تمایل به فضای نیمه باز، جنس کفسازی، اندازه پنجره ها، محل ورودی فضای نیمه باز، حریم فضایی، طراحی آَشپزخانه و غیره. این یافته ها بر اهمیت شناخت عمیق از ارزش های ذهنی و ترجیحات مسکونی ساکنان مسکن تأکید می کند.
تحلیل تأثیر تغییر کاربری بر هویت فضایی معماری خانه های سنتی و بازتاب آن در راهبردهای طراحی شهری (گستره واکاوی: کلان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ ماره ۱
22 - 36
حوزههای تخصصی:
خانه های سنتی ایران، به عنوان یکی از مهمترین نمودهای هویت محور معماری ایرانی در فرایند تغییرکاربری با دگرگونی هایی عمیق در لایه های کالبدی، فضایی و معنایی مواجه می شوند. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر تغییرکاربری بر چشم اندازهای ساختاری به مثابه؛ «هویت فضایی معماری»، «تحولات ناشی از تغییرکاربری» و «بازتاب الگوها در طراحی شهری»، در کلان شهر تبریز انجام گرفته است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی→کمی)، است. در بخش کیفی، داده ها ازطریق تحلیل محتوای اسناد تاریخی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸متخصص گردآوری و با کدگذاری 3 مرحله ای تحلیل شد. در بخش کمی، پرسش نامه ای با پایایی مناسب براساس آلفای کرونباخ، برای دو آیتم منتخب «الگوهای کالبدی و تأثیرات تغییرکاربری»؛ (79/0)، و «ابعاد ارتباطی و ادراکی هویت فضایی»؛ (83/0)، در میان 384نفر از شهروندان، معماران و ساکنان بومی توزیع شد. داده های حاصل بااستفاده از نرم افزار SPSS و آزمون t تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تغییرکاربری بدون رویکرد زمینه گرا به طور معناداری (Sig<0.05)، موجب کاهش انسجام بصری (143/8=t)، تضعیف هویت کالبدی (261/3-=t)، و اختلال در سازگاری با طراحی شهری (824/2-=t)، شده است. همچنین، تحلیل شاخص های هویت فضایی حاکی از کاهش حس تعلق (332/4=t)، و پیوند تاریخی (396/2=t)، در فضاهای تغییرکاربری یافته بود. نتایج کیفی نیز بر گسست ساختار فضایی و اغتشاش الگوهای طراحی شهری تأکید داشت. براین اساس، پیشنهاد می شود راهبردهای طراحی شهری با محوریت حفظ اصالت معماری(210/1-=t)، و نحوه استفاده ثانویه از بنا (280/2=t)، بازتعریف شوند تا از تخریب حافظه جمعی و هویت بومی جلوگیری گردد.
بررسی تأثیر اکوسیستم های صوتی بر درک مکان در طراحی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رشد شهرنشینی و پیچیدگی های زیستی-فضایی، لزوم توجه به ابعاد چندحسی در طراحی فضاهای عمومی بیش از پیش احساس می شود. در این میان، «اکوسیستم صوتی» به عنوان بعدی کمتر دیده شده اما تأثیرگذار در کیفیت تجربه زیسته شهروندان اهمیت یافته است. برخلاف دیدگاه سنتی که صدا را تنها منبع آلودگی قلمداد می کرد، رویکردهای معاصر صدا را عنصری بالقوه در ارتقای حس مکان و کیفیت زندگی می دانند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شاخص های طراحی شهری بر کیفیت اکوسیستم های صوتی و درک مکان انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه عناصر طراحی شهری می توانند بر مؤلفه های صوتی فضا و تجربه ادراکی شهروندان اثرگذار باشند. روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با رویکردی تلفیقی انجام گرفته است. ابتدا شاخص ها و مؤلفه های صوتی از طریق مرور منابع نظری استخراج شد. سپس با استفاده از روش دلفی و مشارکت ۲۰ نفر از متخصصان حوزه طراحی شهری و آکوستیک محیطی، میزان تأثیر شاخص های طراحی بر مؤلفه های صوتی ارزیابی شد. داده ها با بهره گیری از الگوریتم Jenks برای تحلیل خوشه ای پردازش شدند. یافته ها نشان می دهد که شاخص هایی نظیر کنترل تراکم و ارتفاع ساختمان ها، تقویت هویت صوتی محلی و بهره گیری از پوشش گیاهی، نقش مؤثری در بهبود مؤلفه هایی، چون تعادل صوتی، سکوت عملکردی و کیفیت تجربه شنیداری دارند. در نتیجه، طراحی شهری می تواند با رویکردی میان رشته ای و حساس به صدا، بستر مناسبی برای ارتقای ادراک حسی و تجربه مکان فراهم آورد. مدل مفهومی پژوهش نیز سه لایه کالبدی، زیست محیطی و ادراکی را در تعامل با کیفیت صوتی معرفی و راهبردهایی برای طراحی صوت محور ارائه می دهد.
منظرۀ خورنق؛ از واقعیت تا نماد سیر تحول روایت ها پیرامون منظره پردازی کاخ خورنقِ ساسانی در منابع دورۀ اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
6 - 19
حوزههای تخصصی:
کاخ خورنق یکی از مشهورترین کاخ هایی است که در دوره ساسانی ساخته شده و شهرت این کاخ در منابع دوره های پس از آن، به خصوص در منابع تمام دوران اسلامی به حدی بوده که این حکایت ها گاه با افسانه آمیخته و این کاخ همانند طاق کسری به متر و معیاری برای سنجش آثاری که در زمان های بعدی ساخته می شده، تبدیل شده است. سیر تحول روایت های دوران اسلامی از قرون اولیه تا دوره قاجار حول محور منظر کاخ، از اهداف اصلی این مقاله است. نکته ی قابل توجه این است که این حکایت ها در طول زمان با تغییراتی روبرو می شود؛ به گونه ای که اگرچه در منابع قرون اولیه، منظره ای که کاخ به نمایش می گذاشته، امری زودگذر تلقی شده اما کیفیت این منظره توصیف شده است. به همین دلیل این دوره از روایت های پیرامون منظره ی کاخ خورنق را می توان به نوعی «منظره پردازی از واقعیت» دانست. روایت هایی که با گذر زمان، توصیف از کیفیت فضایی کاخ و منظره در آن ها کمرنگ شده و به جایی می رسد که تنها نامی از کاخ به عنوان استعاره ی شکوه از دست رفته و متر و معیاری برای سنجش شکوه و عظمت هر بنا به لحاظ ارتفاع باقی می ماند و کار به جایی می رسد که حکایت اولیه در دوره صفوی به طور کامل فراموش می شود و «به گورستان» برده می شود. در اینجا دیگر ردی از منظره ی کاخ نبوده و از خود کاخ به عنوان نماد و استعاره یاد می شود. به همین دلیل در این دوره می توان تصوّر کاخ را به عنوان «منظره پردازی نمادگرایانه» تصور کرد. اما روایت از منظره ی کاخ بار دیگر در دوره ی قاجار، خود را نمایان می سازد. چنین نمودار تغییراتی نشان دهنده ی این است که روایت های تاریخ معماری ایران را نباید امری ثابت و لایتغیر درنظر گرفت، بلکه این روایت ها در هر دوران با توجه به ویژگی های خاص آن دوره، تغییر و تحولاتی یافته و از این رو نمی توان دیگر به کلان روایت های شکل گرفته حول معماری تاریخی ایران بسنده کرد.