ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
۶۱.

شناخت معیارهای مؤثر رضایتمندی ساکنین در فضای داخلی مسکن آپارتمانی بر اساس کیفیت فضامندی؛ مطالعه موردی: مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رضایتمندی ساکنین کیفیت فضامندی فضای داخل مسکن آپارتمانی شهر بروجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی ساکنین بر اساس کیفیت فضامندی در فضای داخلی مسکن آپارتمانی است. کاهش ابعاد فضا در آپارتمان ها، فضاهای داخلی مسکونی برخوردار از فراخی را مطلوب ساکنین می نماید. از شاخص های فضایی که سبب بزرگی فضای داخلی شده و موجب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود، بهره گیری از کیفیت فضامندی است. روش پژوهش: پژوهش بر اساس رویکرد ترکیبی و بهره گیری از دو فاز کمّی و کیفی انجام گرفته است. فاز کمّی پژوهش با نظرخواهی از متخصصین به منظور تدقیق مؤلفه های کیفیت فضامندی بر اساس روش دلفی در دو دور انجام شده است. جامعه آماری فاز کمّی پژوهش 20 نفر از اعضای هیئت علمی و متخصصین معماری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تجزیه وتحلیل داده های مربوط به فاز کمّی در نرم افزار Spss 26 و بر اساس تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. فاز کیفی پژوهش بر اساس رویکرد پدیدار نگاری است که با مصاحبه نیمه ساختاریافته بر اساس نمونه گیری هدفمند از 15 نفر از ساکنین بر اساس تجربه زیسته آنان در مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد صورت گرفت. تحلیل داده های فاز کیفی بر اساس تحلیل تماتیک انجام شد. بستر پژوهش آپارتمان های متداول مسکونی شهر بروجرد انتخاب شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که از میان 25 مؤلفه کالبدی فضایی کیفیت فضامندی مشخص شده از ادبیات پژوهش، هفت مؤلفه کالبدی فضایی بر اساس دیدگاه متخصصین که عبارت اند از: روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی و تناسبات کف و سقف بر رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی تأثیرگذار هستند؛ همچنین علاوه بر هفت مؤلفه بیان شده بر اساس دیدگاه متخصصین، سه مؤلفه کالبدی فضایی ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی بر اساس دیدگاه ساکنین مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد موجب رضایتمندی از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهره گیری از مؤلفه های روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی، تناسبات کف و سقف، ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی و شاخص ها و معیارهای وابسته به هریک از این مؤلفه ها سبب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود.
۶۲.

مسئله مندی غیررسمی بودگی در ایران؛ خشونت ساختاری در تولیدِ فضای پادزیستِ تهیدستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: غیررسمی بودگی مسئله مندی خشونت ساختاری تولید فضا برنامه ریزی شهری پایداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۰
روند به اصطلاح «توسعهٔ جهانی» در زمانهٔ هم روزگار، همانا تشدید شکاف اجتماعی و ماندگاری فقرگسترده به ویژه در جهانِ جنوب است. این شکاف در افزایش سکونتگاه های فرودستان شهری با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر و قطبی شدن ثروت نزد یک درصد ثروتمندان جهان بازتاب داشته است. در ایران نیز شاهد رشد چشمگیر باشندگانِ سکونتگاه های فرودست و چندین برابر شدن آن ها در پنجاه سال اخیر (حدود ۲۵ میلیون نفر در بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی شهری) بوده ایم. رویارویی متداول با این مشکل ازسوی حکومت با فرادستی فرهنگی، برساخت اجتماعیِ منجر به سرکوب و حذف بوده است که با انگِ ننگ، انگلی بودن و جرم خیزی آن، زمینه سازی غیرقانونی بودن اسکان غیررسمی را فراهم کرده است؛ این درواقع خشونتی ساختاری است که زیست فضای برآمده از ارادهٔ خودبنیاد تهیدستان را مغشوش می کند. برنامه ریزان شهری با دانشی برخاسته از قدرت، و در سودای جهانی نوواره، با قواعد و طرح های شهرسازی به برون شدگی نیازمندترین شهروندان از فضای رسمی توسعهٔ شهر و خشونت ساختاری یاری می رسانند. ازاین رو، رهیافت مسئله مندی (پرابلماتیک)، بنیاد دانش کنونی را که خود تولید مسئله می کند به چالش می کشد و چاره جوئی ریشه نگرانه (رادیکال) برای پرداختن به علت برانگیزانندهٔ دیگر علت ها و معلول ها را برای برنامه ریزان سفارش می کند. در این نوشتار مسئله مندی غیررسمی بودگی فضائی در سطوح عام و خاص در ایران به بحث گذاشته می شود تا در پرتو این بینش، کنشِ دگرگونه ای برای رهائی هم میهن های تهیدستمان به بار نشیند. جانمایهٔ این بحث، کنارگذاشتن انگارهٔ توسعهٔ متداول در جهانِ شمال برای زدودن گسل های اجتماعی و باور به حق به شهر در جهانِ جنوب است و سپس، روی آوردن به انگارهٔ توسعه ای به گونه ای دیگر که دربرگیرندهٔ همگان و با تعادل اکولوژیک بر زمینهٔ ایران برای پایداری باشد. برای تحقق این برآیند، فرایندِ حکمروائی شایسته کلیدی است که از نتایج آن، رفع انحصارِ تولید فضا توسط فرادستان و پذیرش تولیدِ زیست فضای فرودستان به همراه توانمندسازی اجتماعات آن ها برای فرارویش به پایداری است.
۶۳.

بازشناسی راهکارهای پاسخ به نیاز کبوتران در معماری کبوترخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کبوترخانه رفاه حیوانات نیاز کاربر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۲
خواسته ها و نیازهای کاربران، دو مؤلفه اساسی در طراحی معماری هستند. در بناهایی چون زیستگاه های مصنوعی آبزیان و کبوترخانه ها که کاربر غیر انسان است، امکان دریافت خواسته ها از طریق ارتباط های کلامی نیست؛ ازاین رو نیاز، مهم ترین مؤلفه کاربر است. هدف از تحقیق حاضر کشف روش های پاسخگویی به نیازهای کبوتران در کبوترخانه های ایران بوده است. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و پارادایم آن تفسیری بوده است. این تحقیق مبتنی بر روش شناسی تحلیل محتوا شکل گرفته است. برای طبقه بندی اطلاعات از دسته بندی نیازهای حیوانات استفاده شده است. این نیازها در سه دسته فیزیولوژیکی، ایمنی (امنیت) و رفتاری (روانی) جای گرفته اند. بر حسب فیش ها، نیازهای فیزیولوژیک در دسته های تغذیه (آب و غذا)، تهویه (تنفس) و آسایش حرارتی (حفظ دمای بدن) قرار داده شده اند. نیاز ایمنی در دو دسته ایمنی و امنیت جای گرفته است. در نهایت نیازهای رفتاری در دسته های عشق و قلمروپایی (و احساس تعلق) قرار داده شده اند. نتیجه آن شد که نیاز به تغذیه، توسط حفر چاه و مکان یابی (احداث در نزدیکی رودخانه ها یا مزارع کشاورزی) و همچنین به صورت غیر محیطی از طریق دانه پاشی پاسخ داده شده است. نیاز به تهویه توسط فلفلدان ها و سایر عناصر پاسخ داده شده است. آسایش حرارتی به روش بهره مندی از خشت با ضخامت مناسب در اقلیم گرم و خشک و همچنین کاهش بازشو در اقلیم سرد و روش های دیگری پاسخ داده شده است. نیاز ایمنی و امنیت به روش های متعدد کالبدی پاسخ گرفته اند که ایمنی به راهکارهای پایداری ساختمان و رفع خطرات ناشی از کالبد مربوط بوده است و امنیت به راهکارهای ممانعت از نفوذ سایر موجودات مخاطره آمیز مربوط بوده است. نیاز به عشق توسط لانه سازی و نیاز به قلمروپایی (و احساس تعلق) توسط نوارهای رنگی پاسخ داده شده اند. به عبارت بهتر، بیشتر نیازهای شناسایی شده برای کبوتران به صورت معمارانه (از طریق کالبد، سازه ، مکان یابی و...) در کبوترخانه های ایران پاسخ گرفته اند.
۶۴.

منظردیم یا منظر خشک؟ زری اسکیپ به کدام مفهوم نزدیک تر است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زری اسکیپ کشاورزی دیم منظر خشک اقلیم گرم و خشک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۴
در عرصه زبان علم، انتخاب دقیق اصطلاحات تخصصی از اهمیت بسزایی برخوردار است، چرا که ابهام یا عدم تطابق معنایی می تواند منجر به کژفهمی و عدم ترویج صحیح مفاهیم شود. «زری اسکیپ» به عنوان یک رویکرد طراحی منظر در اقلیم گرم و خشک، متکی بر اصولی هفت گانه است که هدف آن دستیابی به آبیاری بهینه در عین حفظ سرسبزی و پویایی منظر است. با این وجود، ترجمه های نادرست و تلقی های اشتباه، این رویکرد را به عنوان «منظر خشک» معرفی کرده اند که تصویری مغایر با ماهیت اصلی آن ارائه می دهد. در مقابل، مفهوم «دیم کاری» که ریشه در فرهنگ کشاورزی بومی ایران دارد، با تکیه بر سازگاری با اقلیم گرم و خشک و بهره گیری از منابع آبی متنوع، قرن ها است که در همزیستی با طبیعت استفاده شده است. در این پژوهش، با استفاده از مقایسه تطبیقی و روش تحلیل محتوا، به بررسی و واکاوی مفاهیم زری اسکیپ، منظر خشک و دیم کاری در زبان های مبدأ(انگلیسی) و مقصد(فارسی) پرداخته شده است. هدف از این پژوهش، ارائه درکی صحیح از زری اسکیپ، با مقایسه تطبیقی این مفهوم با معادل مصطلح «منظر خشک» و همچنین مفهوم «دیم کاری» است. بررسی ها نشان می دهد که اصول زری اسکیپ، هم راستایی قابل توجهی با مفهوم دیمکاری در باغ ایرانی دارد. هدف غایی این پژوهش، یافتن معادل مناسب تری برای واژه «xeriscape» در ادبیات طراحی منظر فارسی است تا از این طریق، تصویری دقیق تر و جامع تر از این رویکرد ارائه شود و تلقی رایج «منظر خشک» به «منظر دیم» یا منظر سبز پایدار تغییر یابد. این مهم، گامی اساسی در جهت ترویج رویکردهای نوین طراحی منظر منطبق با شرایط اقلیمی و فرهنگی ایران خواهد بود و به ارتقای کیفیت فضاهای باز و محیط زیست شهری کمک شایانی خواهد کرد. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تدوین دستورالعمل ها و استانداردهای طراحی منظر پایدار در اقلیم های گرم و خشک استفاده شود.
۶۵.

تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهر بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده تحلیل خطر زلزله خسارت ساختمان منحنی شکنندگی حجم آوار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۱
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهری یک فرآیند مهم است که برای شناسایی و ارزیابی تأثیرات زلزله بر سازه ها، زیرساخت ها، و جامعه در مناطقی که احتمال وقوع زلزله بالاست، انجام می شود.شهر بهبهان به علت وجود چهار گسل های فعال در پیرامون آن پتانسیل بالای در زلزله خیزی دارد. هدف مقاله حاضر بررسی میزان خطر پذیری زلزله با توجه به مولفه های شرایط محلی خاک اطلاعات ساختمان ها در بافت فرسوده شهر بهبهان می باشد. در این پژوهش از اصول روش های تحلیل ریسک زلزله مبتنی بر GIS با تمرکز بر مدل کارمانیا (KHM) و روش تحلیل احتمال خطر زلزله (PSHA) استفاده شده است. بر این اساس، کلیه پارامترهای مؤثر از جمله خصوصیات زمین شناسی، پریود غالب خاک و سرعت موج برشی، شیب ژئوئید، نوع رسوب و ضخامت آبرفت به پرونده های شکل تبدیل،طبقه بندی و در نهایت در پایگاه داده ی یکپارچه شامل توزیع و وضعیت ساختمان ها ترکیب و نقشه ریسک زلزله تهیه می گردد. نتایج نشان می دهد که در زلزله طرح حدود 45 درصد ساختمان ها به خرابی کامل و سایر ساختمان های موجود نیز به رده خرابی بسیار زیاد (تا 80 درصد) می رسند. در زلزله شدید همه ساختمان های موجود در این بخش بصورت کامل تخریب خواهند شد. با توجه به جمعیت ساکن در این بخش (12551 نفر) تلفات در زلزله طرح حدود 3765 و در زلزله شدید 9413 پیش بینی می شود. به این ترتیب برنامه ریزی قبل از زلزله برای بازسازی، مقاومسازی و بهسازی این منطقه، امداد حین زلزله و مدیریت پس از زلزله ضروری به نظر می رسد.
۶۶.

تأثیرات فضاهای بسته و نیمه باز انتقالی خانه های مسکونی بر آسایش حرارتی انسان در اقلیم گرم وخشک ایران (کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضاهای نیمه باز فضاهای انتقالی خانه مسکونی آسایش حراراتی اقلیم گرم وخشک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۰۶
بیان مسئله: در مناطق گرم وخشک مانند کرمان، طراحی معماری بومی با بهره گیری از استراتژی های غیرفعال اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا می تواند شرایط حرارتی مطلوب و آسایش بلندمدت ساکنان را در مقابل نوسانات دمایی فزاینده تضمین کند. ازاین رو، بررسی تأثیر فضاهای داخلی و نیمه باز در ساختمان های بومی کرمان از منظر محیط حرارتی و رفتارهای سازگاری حرارتی، اهمیت بالایی دارد. هدف پژوهش: تعیین و بررسی تأثیر جامع فضاهای داخلی و نیمه باز ساختمان های بومی کرمان بر محیط حرارتی، رفتارهای سازگاری حرارتی و پاسخ های حرارتی ساکنان در اقلیم گرم وخشک. روش پژوهش: در این تحقیق، با استفاده از روش های آماری پیشرفته، داده های یک مطالعه میدانی یک ساله جمع آوری و تحلیل شد. ارزیابی های انجام شده شامل اندازه گیری های محیطی در فضاهای داخلی و نیمه باز به همراه تعیین شاخص های آسایش حرارتی بر مبنای استانداردهای موجود است. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد، محیط های حرارتی فضاهای داخلی و نیمه باز به طور معناداری متفاوت هستند و در زمان های مختلف روز، شرایط متفاوتی از آسایش حرارتی را ارائه می کنند. همچنین، رفتارهای سازگاری حرارتی ساکنان به پیکربندی فضایی ساختمان ها وابسته است. ازجمله یافته های قابل توجه، اختلاف در شاخص های دمای خنثی، دمای قابل قبول (۸۰ درصد) و دمای ترجیحی است که به ترتیب در فصول انتقالی و تابستان به اندازه های 1/1 و 9/0 درجه سانتی گراد (دمای خنثی)، 2/2 و 7/2 درجه سانتی گراد (دمای قابل قبول) و 6/1 درجه سانتی گراد (دمای ترجیحی) مشاهده شده است. یافته ها تأیید می کنند، تنوع محیط های حرارتی موجود در ساختمان های بومی کرمان به طور معناداری بر رفتارهای سازگاری حرارتی و سطح آسایش ساکنان تأثیرگذار است. طراحی هوشمند فضاهای داخلی و نیمه باز با ایجاد شرایط حرارتی متفاوت، موجب تحریک سازگاری حرارتی و بهبود آسایش ساکنان می شود که این امر نقش حیاتی معماری بومی در سازگاری با اقلیم گرم وخشک را برجسته می سازد.
۶۷.

Domino Proportions System: Structural, Functional, and Aesthetic Analysis in Modern Architecture(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Domino system structural innovation open-plan architecture flexibility contemporary architecture

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
Le Corbusier's Domino system, introduced in the early 20th century, marked a turning point in modern architecture by proposing a modular framework based on slender columns and reinforced concrete slabs. This structural innovation facilitated standardization, industrialization, and rapid construction, influencing landmark projects such as Villa Savoye and the Pessac housing complex, as well as later mass housing developments. Despite these advantages, limited research has critically examined the relevance of the Domino system in light of contemporary architectural and environmental standards. This study aims to evaluate the strengths and limitations of the Domino system within its historical context while exploring its potential adaptability to present-day needs. The research employs a descriptive approach to explain the system's conceptual features, an analytical approach to assess selected case studies, and a comparative approach to measure its performance against current architectural criteria. Data sources include scholarly literature, visual and graphical documentation, and environmental records, enabling both historical and technical analysis. Findings reveal that the Domino system significantly contributed to the rationalization of building processes and provided a foundation for prefabrication and modular construction. However, its emphasis on structural regularity often resulted in spatial monotony and insufficient responsiveness to cultural, climatic, and ecological factors. The study highlights the importance of integrating adaptive strategies, sustainable materials, and advanced technologies. Contemporary tools such as Building Information Modeling (BIM), parametric design, and modular prefabrication can reinterpret the Domino framework, ensuring flexibility, contextual sensitivity, and ecological performance. By bridging historical innovation with modern requirements, the Domino system demonstrates enduring relevance when reimagined through contemporary architectural practices.
۶۸.

تبیین مولفه های اثرگذار بر ارتقاء حس سرزندگی در مکان های فرهنگی

کلیدواژه‌ها: سرزندگی مکان های فرهنگی فرهنگسرا فضاهای شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۸۷
در دنیای معاصر، با گسترش استفاده از فناوری های نوین و تغییر سبک زندگی، حضور افراد در فضاهای شهری کاهش یافته که منجر به کاهش تعاملات اجتماعی و سرزندگی شهری شده است. ازآنجاکه سرزندگی یکی از شاخص های اصلی کیفیت محیط های شهری است، شناخت عوامل مؤثر بر آن گامی اساسی در راستای بهبود فضاهای عمومی از جمله مراکز فرهنگی است. هدف این پژوهش بررسی و اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار بر سرزندگی فضاهای شهری، به ویژه مکان های فرهنگی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و در آن از رویکردهای کیفی و کمی بهره گرفته شده است. نخست، با مطالعات کتابخانه ای، مبانی نظری مرتبط بررسی شده و مؤلفه های تأثیرگذار بر سرزندگی شناسایی شدند. سپس، در مرحله ی میدانی، داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده و در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. جامعه ی آماری پژوهش شامل اساتید و دانشجویان رشته ی معماری در مقاطع کارشناسی و ارشد بوده و داده های به دست آمده با استفاده از آزمون فریدمن تحلیل شدند. مؤلفه های اثرگذار بر سرزندگی فضاهای فرهنگی در چهار دسته ی مؤلفه های عملکردی-فعالیتی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-فضایی و زیست محیطی قرار می گیرند. بر اساس نتایج، مؤلفه ی اجتماعی-فرهنگی بیشترین اثر را بر سرزندگی مکان های فرهنگی دارد. این مؤلفه شامل عواملی مانند تعاملات اجتماعی، حس تعلق به مکان، مشارکت شهروندان و غنای فرهنگی فضاها است. پس از آن، مؤلفه ی عملکردی-فعالیتی، که شامل تنوع کاربری ها، برنامه های فرهنگی و میزان فعالیت های جاری در فضا است. مؤلفه های کالبدی-فضایی و زیست محیطی نیز به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند، اما تأثیر آن ها همچنان قابل توجه است. به طورکلی، یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به ابعاد اجتماعی و فرهنگی در طراحی و مدیریت فضاهای شهری تأکید دارند.
۶۹.

تبیین همپیوندی حس مکان و روابط اجتماعی در بازار تاریخی تبریز؛ رویکردی انسان محور

کلیدواژه‌ها: حس مکان روابط اجتماعی تعاملات انسانی بازار تاریخی تبریز انسان محور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
حس مکان و روابط اجتماعی از عناصر کلیدی در فهم تعاملات انسانی و کارکردهای فضاهای عمومی به شمار می روند. بازار تاریخی تبریز، به عنوان یکی ای نمادهای برجسته معماری و فرهنگی ایران، بستری است که در آن حس مکان و ارتباطات اجتماعی نقشی بی بدیل ایفاء می کنند. هدف این پژوهش، واکاوی هم پیوندی حس مکان و روابط اجتماعی در این فضای تاریخی با رویکردی انسان محور است. این مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از ابزارهای کمی و کیفی انجام شده است. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کسبه و مراجعان بازار تاریخی تبریز است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و توزیع پرسش نامه در میان 400 نفر بر اساس «فرمول کوکران»، داده های موردنیاز گردآوری شد. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کارشناسان حوزه های مرتبط انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری «اس پی اس اس»، «ضریب همبستگی پیرسون» و تحلیل مسیر در نرم افزار «ای ام او اس»، پردازش شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که میان حس مکان و کیفیت روابط اجتماعی در این بازار ارتباطی معنادار و متقابل وجود دارد. فضای کالبدی، عناصر فرهنگی و فعالیت های روزمره، به عنوان اجزاء مؤثر بر تقویت حس مکان، نقش مهمی در شکل گیری و تداوم روابط اجتماعی ایفاء می کنند. این پژوهش با تأکید بر رویکرد انسان محور، راهکارهایی برای تقویت تعاملات اجتماعی و حفظ حس مکان در بازارهای تاریخی ارائه می دهد که می تواند به ارتقای کیفیت زندگی شهری و پایداری فرهنگی در چنین فضاهایی منجر شود.
۷۰.

واکاوی اثربخشی آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمرو فضایی (مطالعه موردی: پیاده راه صف (سپه سالار) تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قلمرو آسایش حرارتی فضای عمومی مطلوبیت سنجی آزمون t

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
بیان مسئله: انسان ها موجوداتی منزوی نیستند و همواره با محیط اطراف خود در ارتباط اند. آن ها، چه به صورت فردی و چه اجتماعی، فضایی برای خود طلب می کنند و مرزهایی تعریف می نمایند تا به حالت مطلوبی از این مفهوم دست یابند. می توان ادعا کرد که قلمرو نقش اساسی در زندگی انسان دارد و این امکان را فراهم می آورد تا انسان فضای اطراف خود را س اماندهی کرده و به آن هویت فردی یا جمعی ببخشد. تأمین ابعاد قلمرو در فضا نخسین گام در هویت بخشی به فضا و مکانمندی آن به شمار می آید. دستیابی به مطلوبیت در مفهوم ذهنی قلمرو، در گرو شفاف سازی شاخص های شکل گیری آن است که می توان برمبنای مفاهیمی از سوی نظریه پردازان، آن را تعمیم داد. فقدان آسایش حرارتی به عنوان یکی از عوامل شکل گیری قلمرو فضایی، باعث ایجاد حس ازدحام در فرد می شود. باتوجه به حداقل امکان شخصی سازی فضا توسط کاربر در فضاهای عمومی، این پژوهش فضای عمومی را به عنوان بستر مطالعه ی موردی انتخاب کرده است تا اثر بخشی آسایش حرارتی در قلمروهای فضایی آن بررسی شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، آزمون فرضیه ای است که در پی واکابی شاخص آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمروفضایی، به عنوان پیش فرضی برای شکل گیری قلمرو انسانی است. همچنین، بررسی ارزش های پنهان شاخص های مؤثر در شکل گیری قلمرو در بستر مطالعه موردی، از دیگر اهداف این تحقیق به شمار می آید.روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نظر هدف دارای ماهیتی کاربردی مبتنی بر راهبردی استقرایی است و از نظر روش، رویکردی ترکیبی دارد. الگوی نظری و شاخص های شکل گیری، از طریق جمع آوری داده ها و مرور ادبیات موضوع با رویکرد کیفی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای استخراج شده اند. با شبیه سازی آسایش حرارتی مطالعه موردی تمرکز بر شاخص UTCI، محدوه های آسایش حرارتی در قلمروهای طراحی شده ارائه شده اند. برای پاسخ به این پرسش که آیا انسان از محدوده های فاقد آسایش حرارتی به عنوان قلمرو مطلوب استفاده می کند، از روش ردیابی مستقیم و نمونه گیری اشباع با قیاس تطبیقی استفاده شده است. نتایج نشان داد برخی از محدوده ها با توجه به عدم آسایش حرارتی، مورد استفاده کاربران قرار گرفته اند. در این مرحله از پژوهش به نتایج بسنده نکرده و در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری قلمرو به روش آزمون T تک نمونه ای و همچنین در جهت دخالت جنسیت و بررسی افتراق ایشان از روش آزمون T دو گروه مستقل استفاده شد.نتیجه گیری: برخلاف فرض پژوهش، گام های پژوهش حاکی از آن بود که قلمروهای مطلوب آزمودنی ها در بستر مطالعه موردی فاقد آسایش حرارتی است. روش آزمون T در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری به تفاوت تمایل زنان و مردان در اهمیت شاخص های شکل گیری قلمرو فضایی مطلوب اشاره دارد. 
۷۱.

Spatial Configuration of the Architecture of Shiraz City (Iran) In Two Periods of Zandieh and Contemporary(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Space Configuration Space Syntax Shiraz city Urban Space Structure UCL Depth map Software

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
By examining the modern cities of Iran with a historical background, it is evident how the changes in city structure over the past few decades have impacted the lives of individuals in society. Among these Iranian cities, the city of Shiraz is notable. The historical background of the city of Shiraz dates back to the sixth century BC. Over time, due to natural and governmental factors, the city's structural patterns have undergone significant changes, each unique in its time, with specific positive and negative spatial effects resulting from its type of spatial organization. This research aims to examine the transformations in spatial configuration within urban spaces over time and to identify patterns and qualitative and quantitative characteristics that affect these transformations, with a particular focus on the reorganization of the general disorganization in the structure of Shiraz City. The methodology of this research is based on documenting the evolutionary process, incorporating logical reasoning. Additionally, relevant materials and maps have been obtained through observation, field surveys, and library studies, which the authors have redrawn for clarity. Subsequently, the maps were analyzed and evaluated using UCL Depth Map, a specialized software for spatial syntax, and the results are presented. The findings and analyses conducted in this research indicate that the historical transformations of spatial configuration have deteriorated the historical context of Shiraz due to its physical expansion, reducing the quality of its urban environment.
۷۲.

تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله خضر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق امنیت اجتماعی زنان مکان سکونتگاه های غیررسمی محله خضر همدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
این پژوهش با هدف تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی ساکنان، با تأکید ویژه بر زنان در سکونتگاه غیررسمی محله خضر شهر همدان انجام شده است. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از آسیب پذیرترین بافت های شهری، با چالش های متعددی در حوزه امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی مواجهند و زنان به عنوان گروهی حساس تر، بیش از دیگران در معرض ناامنی های اجتماعی قرار دارند. روش پژوهش کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه ساکنان محله خضر (اعم از زنان و مردان) است تا با لحاظ دیدگاه های متفاوت، سنجش دقیق تر و واقع بینانه تری از امنیت محله به دست آید؛ هرچند تمرکز اصلی تحلیل ها بر امنیت زنان قرار دارد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۲ پرسشنامه معتبر گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش اطلاعات جمعیت شناختی، ۸ گویه مربوط به حس تعلق مکانی (شامل وابستگی عاطفی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری و هویت یابی محله ای) و ۱۰ گویه مربوط به امنیت اجتماعی (شامل احساس امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی) طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.84 و 0.88) تأیید شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین حس تعلق مکانی (M=3.64) و امنیت اجتماعی (M=3.42) بالاتر از حد متوسط است. آزمون همبستگی پیرسون بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین حس تعلق مکانی و امنیت اجتماعی بود (r=0.65, p<0.001). بررسی زیرشاخص ها نشان داد که قوی ترین عامل مؤثر بر امنیت اجتماعی وابستگی عاطفی (r=0.68) است، درحالی که مشارکت اجتماعی و هویت یابی نیز نقش های تکمیلی ایفا می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد سطح تعلق مکانی موجب تفاوت معنادار در احساس امنیت اجتماعی می شود، به گونه ای که افراد دارای تعلق بالاتر امنیت بیشتری را تجربه کردند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد حس تعلق مکانی توانسته است ۴۵ درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین کند (β=0.673, R²=0.45). این یافته ها ضمن هم راستایی با نظریات هیدالگو و هرناندز، گیولیانی و سامپسون تأکید می کنند که تعلق مکانی صرفاً یک عامل روان شناختی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی فرهنگی است که می تواند در سیاست گذاری شهری به عنوان راهبردی نرم برای ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی به کار رود. توجه به تقویت سرمایه اجتماعی محله ای، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی از مهم ترین دلالت های کاربردی این پژوهش است.
۷۳.

بررسی اولویت فضای باز و نیمه باز در ساماندهی فضایی مدارس سنتی ایران (نمونه های مطالعاتی: مدرسه غیاثیه، مدرسه چهارباغ، مدرسه خان شیراز و مدرسه حاج صفرعلی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای باز فضای نیمه باز مدارس سنتی ایران معماری مدرسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
مدرسه به عنوان شاخص ترین فضای آموزشی در طی زمان در بخش ها یی ازجمله معماری دستخوش تحولات متعددی شده است . یکی از مهم ترین تغییراتی که در معماری معاصر روی داده است، تضعیف جایگاه فضای باز و نیمه باز در طراحی این فضاها است . این پژوهش قصد دارد به بررسی نسبت و تناسب فضای باز و بسته در مدارس سنتی ایران بپردازد . در این مدارس، معماران از حیاط به عنوان قلب ارتباطی مجموعه و عنصر مهم در ساماندهی فضایی استفاده می کردند . پژوهش حاضر با توجه به اهمیت فضای باز (حیاط ها) و نیمه باز در ساماندهی فضاهای آموزشی، به ویژه مدارس، در نظر دارد تا با بررسی چهار نمونه الگوی رایج (پروتوتایپ در مکاتب خراسانی، اصفهانی، آذری و شیرازی) مدارس سنتی ایران، کمیت و کیفیت فضاهای باز و نیمه باز را در این مدارس مورد بررسی قرار دهد . راهبرد انجام این پژوهش مصداق پژوهی است و بررسی اسناد کالبدی بنا ها و تحلیل آن ها با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است . اطلاعات دراین پژوهش غالباً از طریق اسناد کتابخانه ای گردآوری شده اند. مطالعات، تحلیل و بررسی های انجام شده در این پژوهش، نشان می دهند که فضاهای باز و نیمه باز نقش بسیار مهمی در ارتقا کیفیت فضای مدارس سنتی داشته اند که مهمترین آن ها عبارت هستند از: ایجاد یک نظم و ساماندهی مرکزی به نحوی که فضای باز در قلب مجموعه قرار گرفته و سایر فضاها متناسب با کاربری های خود، در اطراف، جانمایی شده اند، پشتیبانی از فعالیت های متنوع آموزشی در قالب اجتماعات بزرگ، گروه های کوچک و انفرادی، بستر ایجاد تعامل با طبیعت در سه درجه کیفیت از طریق حیاط ها، ایوان ها، ایوانچه ها و بازشوها، کمک به ایجاد آسایش حرارتی و ایجاد ظرفیت بهره برداری در شرایط خاص . از نگاه کمّی نیز نسبت این فضاها به مساحت کل فضای آموزشی مدارس سنتی ایران، مقدار قابل توجهی است و در برخی موارد مساحت فضاهای باز و نیمه باز با فضاهای بسته برابری می کند .
۷۴.

تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط شهری زیست پذیری رضایت مندی پایداری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.
۷۵.

چهارباغ تیموری: بررسی تطبیقی چهارباغ ها در متون مکتوب فارسی قرون نهم و دهم هجری با چهارباغ ابونصری هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چهارباغ باغ ایرانی چهارباغ هروی ارشاد الزراعه معماری تیموری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۱
 این پژوهش با هدف تبیین ویژگی ها و تحولات مفهومی چهارباغ ها در متون فارسی سده های نهم و دهم هجری، به بررسی این متون می پردازد و ویژگی های چهارباغ ها را استخراج و با الگوی ابونصری هروی در «ارشادالزراعه» مقایسه می کند. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی چهارباغ های ذکرشده در این دوره، بررسی ویژگی های کالبدی، کارکردی و معنایی آن ها و تعیین میزان انطباق یا تمایز آن ها با الگوی هروی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیل محتوای متون تاریخی دسته اول، توصیفات چهارباغ ها را استخراج و براساس زمان تألیف متون، آن ها را تحلیل و با الگوی هروی مقایسه می کند. یافته ها نشان می دهد که الگوی واحدی برای چهارباغ در این دوره وجود ندارد. برخی متون به درختان سرو کنار جوی اشاره دارند که با هروی مشترک است، اما وجود چندین عمارت یا تناقض در نوع گل ها و درختان با توصیف هروی همخوانی ندارد. این عدم انطباق، انعطاف پذیری چهارباغ ها در پاسخ به نیازهای محلی و حکومتی را نشان می دهد و احتمالاً هروی چهارباغی آرمانی را توصیف کرده است. تأثیر سیاق جغرافیایی هروی بر توصیف او نیز قابل توجه است. بسیاری از چهارباغ ها در حومه شهرها، دارای کارکرد حکومتی، حوض و درختان میوه بودند و نقش های سیاسی، فرهنگی (مانند گردهمایی شعرا در سمرقند)، و اجتماعی (مانند پیوندهای اسطوره ای کابل و مذهبی مشهد) داشتند. فقدان شواهد هندسه ای خاص، به ویژه چهاربخشی و تحول معنای چهارباغ (مانند خیابان چهارباغ اصفهان) بر اهمیت سیاق فرهنگی خراسان بزرگ تأکید دارد.
۷۶.

چارچوب مفهومی تعاملات اجتماعی در فضاهای باز شهری: تحلیل فراترکیب مفاهیم حضورپذیری، اجتماع پذیری و کیفیت محیط(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حضورپذیری اجتماع پذیری کیفیت محیط تعاملات اجتماعی فضاهای باز شهری فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
فضاهای باز شهری نقش حیاتی در تسهیل و تقویت تعاملات اجتماعی میان افراد دارند. این فضاها نه تنها به عنوان مکان هایی برای فعالیت های تفریحی و استراحت عمل می کنند، بلکه بسترهایی مؤثر برای تقویت روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم می آورند. بررسی پیشینه پژوهش های داخلی نشان می دهد تعاملات اجتماعی در حوزه معماری و شهرسازی عمدتاً با سه مفهوم کلیدی «حضورپذیری»، «اجتماع پذیری» و «کیفیت محیط» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بررسی شده اند، بی آن که رابطه مفهومی و ساختاری این مفاهیم با یکدیگر و با چارچوب های نظری جهانی به روشنی تبیین شده باشد. این پژوهش با هدف بازخوانی و تبیین این مفاهیم در بستری مفهومی، ابتدا با بهره گیری از تحلیل واژگان کلیدی و مرور نظریات جهانی، مؤلفه های تعاملات اجتماعی را در پنج دسته کالبدی_محیطی، فعالیتی_رفتاری، ادراکی_روانی، زمینه ای_فرهنگی و فناورانه_دیجیتال طبقه بندی کرده و آنها را در چارچوب مدل مکان دیوید کانتر سامان داده است. در مرحله بعد، به منظور یافتن ارتباط میان مفاهیم اصلی تحقیقات داخلی و نظریات جهانی، با استفاده از دستورالعمل PRISMA و روش فراترکیب، ۳۲ مقاله داخلی منتخب، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تحلیل و کدگذاری شده اند. یافته ها نشان می دهد حضورپذیری ، بیشتر تحت تأثیر عوامل کالبدی_محیطی مانند تسهیلات محیطی و سازماندهی فضایی قرار دارد. اجتماع پذیری به عوامل فعالیتی_رفتاری وابسته است که شامل فعالیت های گروهی و فضاهای جمعی می شود. کیفیت محیط نیز به عوامل ادراکی_روانی مانند جذابیت، احساس راحتی و معنای محیط مرتبط است. مؤلفه های زمینه ای و فناورانه نیز نقش تعدیل گر دارند. این سه مفهوم نه تنها به صورت مستقل، بلکه به شکل متقابل بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تعاملات اجتماعی را در فضاهای باز شهری تقویت می کنند. یافته های این تحقیق، چارچوبی کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری ارائه می دهد و به توسعه محیط هایی اجتماعی تر و جذاب تر کمک می کند.
۷۷.

میراث معماری نوگرای تهران: چالش حفاظت، معاصرسازی و مالکیت شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میراث معماری مدرن الحاق سازه تغییر کاربری تجدید حیات مدیریت شهری معماری معاصر هویت میراث معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
اهداف: میراث معماری نوگرای تهران، گنجینه ای ارزشمند از تاریخ غنی و هویت فرهنگی شهر محسوب می گردد که تحت تاثیر سیاست های نادرست مدیریت، در معرض تخریب قرار گرفته است. عدم توجه به ارزش معنوی آثار، اصالت و چهره بصری شهر را نیز مورد تهدید بی هویتی قرار می دهد. پژوهش حاضر، با تاکید بر لزوم وضع قوانین جدید شهرسازی و مدیریتی در باززنده سازی میراث معاصر در راستای انطباق با نیازهای امروز جامعه، راهکاری نوین در خصوص احیای مجدد این ساختمان ها ارائه می دهد تا ضمن درنظرگرفتن حقوقی ویژه برای مالکان حقیقی، بناهای مذکور از حالت تعلیق خارج شوند. روش ها: این پژوهش، با تلفیق شیوه های گوناگون همچون مطالعات توصیفی-تحلیلی، تحقیقات تاریخی و استدلال منطقی صورت گرفته است؛ محققین حاضر با بررسی مفاهیم اصلی حفاظت معماری از طریق منابع کتابخانه ای و سنجش نمونه های موفق از روش های نوین باززنده سازی آثار تاریخی در سطح جهانی، فرضیه تحقیق را استوار ساخته اند. یافته ها: رویکرد پیشنهادی برای تجدید حیات میراث مدرن تهران، الحاق سازه جدید به کالبد بناهای به جامانده می باشد که ضمن افزودن توانایی ابنیه جهت مقابله با عوامل ویرانگر محیطی، بستری برای افزایش تراکم ساختمانی توسط افزودن اشکوب های جدید را مهیا می سازد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد افزودن سازه های الحاقی، ضمن حفظ اصالت بنا، امکان توسعه فضاهای جدید را فراهم می کند. با این حال، اجرای این رویکرد نیازمند تدوین دستورالعمل های ویژه برای طراحی الحاقات و تغییر کاربری های سازگار با ارزش های تاریخی بنا است؛ چرا که پیاده سازی آن علاوه بر حفظ هویت تاریخی شهر، فضاهای کارآمد و جذاب برای زندگی معاصر ایجاد کرده و به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک می نماید.
۷۸.

آثار چوبی صفرعلی بیدگلی، هنرمند نجار نیمه دوم دوره قاجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفرعلی بیدگلی منطقه کاشان منبت کاری آثار نجاری قاجاری درِ چوبی قاجاری منبر چوبی قاجاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۲
یکی از هنرمندان نجار دوره قاجاری منطقه کاشان که از وی اطلاعات چندانی در دست نیست، صفرعلی بیدگلی است. در این مقاله، هشت اثر نجاری وی معرفی می شود؛ این آثار که برخی از آنان تاکنون شناسایی نشده بودند، شامل سه در دو لنگه ای چوبی زیارتگاه امامزاده محمد نوش آباد، مسجدجامع ابیانه و بی بی شاه زینب یزدل، چهار منبر در حسینیه چهارسوق آران، حسینیه توی ده نوش آباد، مسجدجامع ابیانه و حسینیه خانقاه بیدگل و یک رحل سلطانی است. این آثار طی دوره ای پنجاه ساله از سال 1267 تا 1317 هجری قمری انجام شده است. هدف اصلی این مقاله شناسایی آثار صفرعلی و شناختی هرچند کوتاه از زندگی اوست. ازاین رو در پی این پرسش هستیم که صفرعلی کیست و از وی چه آثاری بر جای مانده و این آثار به لحاظ هنری و محتوایی چه ویژگی هایی دارد؟ داده های پژوهش عموماً به صورت میدانی جمع آوری شده و سپس با توجه به منابع اِسنادی، توصیف و تحلیل شده است. صفرعلی هنرمندی است که بیشترین حجم آثار نجاری اواخر دوره قاجاری و آخرین منبت کاری های فاخر مذهبی منطقه کاشان از اوست. سبک بیشتر این آثار که ادامه خلاقانه شیوه معاصران است، شامل منبت کاری نقوش هندسی بر محور شمسه و طرح های گل میخی خلال آن است. آثار وی به لحاظ هنری، ارزشمند و به لحاظ محتوا دربردارنده نام هنرمند، بانیان، تاریخ و مفاهیم دینی به ویژه باورها و عقاید شیعی در قالب عبارات عربی و اشعار فارسی است. از محمود پسر صفرعلی نیز که در چند کار نجاری با پدر همکاری داشته، لنگ دربی منبت کاری در مسجدجامع نوش آباد بر جای مانده است.
۷۹.

A Systematic Review of Design Research Approaches in Architectural Design Processes(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Design Research architectural education Research about Design Research through Design Research for Design Systematic review

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
This paper reviews 70 scholarly studies to explore and organize key methodologies in architectural design research through a systematic lens. It is grounded on three widely used frameworks: Frayling's research into, through, and for design; Cross's typology of design knowledge as epistemological, praxeological, and phenomenological; and Buchanan's basic, applied, and clinical research model. The study employed a structured review procedure, following PRISMA guidelines, to evaluate articles from 1982 to 2023 in major scholarly databases. A shared set of strategies and methods was also developed for each type of design research. The proposed conceptual framework—derived from the timing of the research intervention (pre-, through-, or post-design)—provided a more distinct charting of the research landscape. It revealed prevalent clusters of design research practice, each shaped by unique pairs of epistemological emphasis and methodological stance. Based on past studies, this research developed a further typology known as research through design (II), an expansion of the three earlier categories. By offering a distinct and understandable classification, the article aims to assist architecture students, instructors, and novice researchers in selecting the most suitable research approaches. The conclusions enhance the clarity of architectural education and help position design research as a central component of both academic study and professional practice.
۸۰.

گونه شناسی بافت های شهری بر اساس شاخص های موثر بر تهویه هوا. نمونه مطالعاتی: منطقه 1 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گونه شناسی تهویه هوا تهویه شهری امضاهای فضایی منطقه 1 تهران فناوری های نوین جریان باد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
اهداف: گونه شناسی مناسب بافت های شهری بر اساس شاخص های مورفولوژیک مؤثر بر تهویه، می تواند در تبیین عملکرد تهویه هوا در این بافت ها نقش مؤثری ایفا کند. بااین حال، مطالعات پیشین در این زمینه عمدتاً از جامعیت لازم برخوردار نبوده و با ترکیب چند شاخص، تعداد محدودی گونه ناهمگون معرفی کرده اند. مقاله حاضر با هدف پر کردن این خلأ، به شناسایی نظام مند گونه های مختلف بافت بر اساس شاخص های مؤثر بر تهویه هوا می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کمّی است و داده های آن از نقشه ها و منابع ماهواره ای موجود گردآوری شده اند. با استخراج شاخص های کلیدی از ادبیات تخصصی تهویه شهری و با در نظر گرفتن محدودیت های دسترسی به داده های کالبدی، تعداد ۱۰ شاخص انتخاب شد. سپس با بهره گیری از روش «امضاهای فضایی» و در نظر گرفتن میانگین ویژگی های همسایگی، خوشه بندی با روش K-Means صورت گرفت. یافته ها: مقایسه نتایج خوشه بندی با تعداد متفاوت خوشه ها نشان داد که انتخاب ۸ خوشه، تعادلی مناسب میان کلی نگری و دقت جزئیات فراهم می کند. گونه های به دست آمده، تنوع مناسبی از انواع بافت های شهری را پوشش می دهند و از حذف یا نادیده گرفتن الگوهای مهم جلوگیری می شود. نتیجه گیری: روش «امضاهای فضایی» در این پژوهش نشان داد که می تواند ابزاری مؤثر و نظام مند برای گونه شناسی بافت های شهری بر اساس شاخص های مؤثر بر تهویه هوا باشد. این رویکرد با ترکیب شاخص های کلیدی مورفولوژیک و لحاظ کردن میانگین ویژگی های همسایگی، امکان شناسایی گونه هایی از بافت شهری را فراهم می آورد که هم از نظر تنوع ساختاری و هم از نظر قابلیت تهویه، و در توجه به جزئیات، دقت مناسبی دارد و می تواند در حوزه تهویه شهری مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان