جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره 3 پاییز 1404 شماره 3 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
گردشگری به عنوان یک کلان پیشران می تواند بسترساز توسعه منطقه ای قلمداد شود. برخی از مناطق به واسطه موقعیت جغرافیایی و استراتژیک، شرایط منحصربه فردی دارند اما به دلایل گوناگون نتوانسته اند از پتانسیل های حوزه گردشگری بهره برداری نمایند. حوضه دریای خزر، می تواند نمونه بارزی از این مناطق باشد. کشورهای حوضه دریای خزر ازلحاظ گردشگری آن چنان که باید، نتوانسته اند از ظرفیت های گردشگری استفاده نمایند؛ بنابراین اتخاذ راهبردهای مطلوب جهت بهره برداری و توسعه گردشگری در این منطقه با نگاه به آینده بسیاری ضروری است که در این پژوهش مورد تأکید است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) و مبتنی بر گردآوری داده های پیمایشی است. جامعه آماری را نخبگان حوزه گردشگری تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. تعداد ۱۸ نفر از طریق اشباع نظری و ۱۱۶ نفر از طریق روش گلوله برفی به عنوان حجم نمونه مصاحبه شونده و پرسشگری تعیین شد. در بخش کیفی، ۲۶ مفهوم اولیه شناسایی و در ۷ مفهوم اصلی (راهبرد) دسته بندی شدند که شامل راهبردهای بازاریابی، تبلیغات و رسانه، تسهیلگری دیپلماسی و سیاست گذاری منطقه ای، توسعه زیرساخت های گردشگری و خدمات، تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی، راهبرد محصول محور و تنوع بخشی به انواع گردشگری، راهبرد مدیریتی، سازمانی و پایدارسازی و همچنین توسعه گردشگری منطقه ای یکپارچه و فراملی بوده اند. نتیجه اعتبارسنجی راهبردها از طریق آزمون آماری در سطح کمتر از 0.05 و با میانگین 4.028 بر تأیید آن ها اشاره داشته است. همچنین نتیجه آزمون فریدمن نشان داد که راهبرد تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی با میانگین رتبه ای 5.13 به عنوان برجسته ترین راهبرد مورد تأیید است. نتیجه آنکه حوضه دریای خزر، ظرفیت های گردشگری متنوعی دارد که با استفاده از دیپلماسی، مشارکت و توسعه یکپارچه قابل برنامه ریزی و توسعه است.
مکان یابی پارک های رودکناری در حاشیه رودخانه صوفی چای مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احداث پارک های رودکناری گامی اساسی در راستای حفاظت از رودخانه های شهری به شمار می رود. این نوع پارک ها دارای کارکردهای متعدد اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی می باشند و نقش قابل توجهی در افزایش پایداری شهرها ایفا می کنند. در پژوهش حاضر به امکان سنجی احداث پارک های رودکناری در امتداد رودخانه صوفی چای مراغه پرداخته شد. در راستای اهداف تحقیق از دو مدل AHP و SWOT استفاده گردید. فرایند تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که معیارهای کاربری اراضی با ضریب 0.331 و مالکیت اراضی با ضریب 0.231 مهم ترین معیارهای موثر در مکان یابی پارک های رودکناری صوفی چای می باشند. بالغ بر 3.4 درصد منطقه با مساحتی درحدود 30.9 هکتار در کلاس با تناسب بسیار بالا برای احداث پارک های رودکناری واقع شده است. بخش عمده ای از این پهنه ها (حدود 21 هکتار) در بازه جنوبی پیراشهر مراغه قرار گرفته است. این سایت برای احداث پارک رودکناری در جنوب شهر مراغه و حد فاصل پهرآباد- راه آهن پیشنهاد گردید. سایت مذکور به دلیل مجموعه ای از عوامل ازقبیل عرض زیاد دشت سیلابی، وسعت قابل توجه اراضی رودکناری (حریم)، مالکیت عمومی، دسترسی مناسب به رودخانه، دسترسی مطلوب به شبکه های ارتباطی اصلی و امکان پیوستگی اکولوژیکی با زیرساخت های سبز امتداد رودخانه صوفی چای و عرصه های طبیعی پیرامون برای احداث پارک رودکناری حائز شرایط مطلوبی می باشد. ارزیابی سایت پیشنهادی با استفاده از مدل سوات نیز نشان داد که نقاط قوت و فرصت های این سایت به مراتب بیشتر از نقاط ضعف و تهدیدها می باشد. بر این اساس، احداث پارک رودکناری در سایت پیشنهادی می تواند نتایج مثبتی نظیر حفاظت از رودخانه صوفی چای، پیوستگی اکولوژیکی، افزایش تعاملات اجتماعی، عدالت فضای سبز و ترویج گردشگری به همراه داشته باشد.
بررسی و تبیین استراتژی روسیه برای نظم سازی در قفقاز جنوبی با نگاهی آینده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه با هدف حفظ تمامیت ارضی خود و جلوگیری از فروپاشی دوباره با اتخاذ راهبردها و توسل به ابزارهای مختلف، در راستای ایجاد پایگاه های نظامی و گسترش نفوذ سیاسی در کشورهای قفقاز جنوبی گام برداشته است. همچنین روسیه با سرمایه گذاری و حضور در معادلات انرژی و کریدورهای راهبردی در منطقه هم اکنون به عنوان یک قدرت برتر و پرنفوذ در قفقاز جنوبی عمل می کند. در این میان، مقامات روس درصدد حفظ حوزه نفوذ خود در لایه های قدرت در قفقاز جنوبی برآمده اند که این امر ضمن حفظ سهم کرملین از ساختار قدرت در منطقه، کمک شایانی به توسعه جاه طلبی ها و کسب جایگاه هژمونی آن در صفحه شطرنج اوراسیایی خواهد نمود. پژوهش حاضر با رویکردی آینده پژوهانه در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که روسیه برای نظم سازی در قفقاز جنوبی چه راهبردی را دنبال می کند؟ فرضیه قابل طرح این است که پس از فروپاشی شوروی و کاهش قدرت روسیه در قفقاز جنوبی، کرملین با هدف حفظ حاکمیت ارضی خود از طریق عملیات نظم سازی و ایجاد ترتیبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، نفوذ قابل توجهی در قفقاز جنوبی پیدا کرده که این امر روسیه را به قدرت برتر منطقه تبدیل کرده است. در این میان، مقامات مسکو سعی در حفظ نفوذ و قدرت هژمونی خود در قفقاز جنوبی دارند که این موضوع ضمن تأمین و تضمین منافع آن ها در منطقه، به روسیه امکان می دهد تا بر تصمیمات دولت های منطقه تأثیر بگذارد و از این طریق آینده نظم و معادلات قفقاز جنوبی را به نفع کرملین و به ضرر بازیگران رقیب حفظ نماید. این پژوهش، ماهیتی کیفی داشته و از نظر روش اجرا از نوع توصیفی-تبیینی است که با رویکرد آینده پژوهی نگاشته شده است. روش گردآوری اطلاعات و داده های تحقیق نیز کتابخانه ای است.
واکاوی راهبردهای آینده نگر مؤثر بر وضعیت توسعه شهرهای صنعتی در ایران (مطالعه موردی: شهر بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر تحولات شتابان جهانی، شهرهای صنعتی نقش کلیدی در تحقق رشد اقتصادی و توسعه فضایی ایفا می کنند. با این حال، پیچیدگی های زیست محیطی، اجتماعی و فناورانه، لزوم بازنگری در رویکردهای سنتی توسعه این شهرها را آشکار ساخته است. راهبردهای آینده نگر به عنوان ابزاری کارآمد، امکان شناخت پیشران ها و طراحی سناریوهای پایدار برای توسعه شهرهای صنعتی را فراهم می سازند. لذا در پژوهش حاضر کوشیده شد تا با نگاهی از داخل به بیرون و با تفکر راهبردی نوین، ضمن شناسایی منابع و توانایی های داخلی و عوامل کلان محیطی و نقاط مثبت، علاوه بر جستجوی عملکردها، راهکارهای مثبت را پیش روی مدیران و مسئولان در رابطه با توسعه شهری بندر ماهشهر قرار دهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی – تحلیلی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از مدل Meta-SWOT و تحلیل PESTEL بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد منابع و قابلیت های توسعه شهری بندر ماهشهر دارای ارزش راهبردی و نقش متفاوت در پیشبرد اهداف بلندمدت هستند. عوامل کلیدی شامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، دسترسی استراتژیک به خلیج فارس، ظرفیت توسعه کالبدی، اسکله های تجاری و منابع نفت و گاز می باشند. توسعه شهر تحت تأثیر متغیرهای کلان محیطی خارج از کنترل مدیریت شهری، مانند نوسانات اقتصادی، تغییرات اقلیمی، تحریم ها و تهدیدات ژئوپلیتیکی قرار دارد. این شرایط نیازمند راهبردهای انعطاف پذیر، تاب آور و چندبعدی برای حفظ پویایی توسعه شهری است.
شناسایی و تحلیل شاخص های مؤثر بر ایجاد سیلاب شهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر تالش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیلاب ازجمله مخاطراتی است که در سال های اخیر خسارات زیادی در مناطق مختلف بر جای گذاشته است. سیل عاملی ویرانگر و مخرب است و یکی از مخاطراتی است که هرسال خسارت مالی و جانی فراوانی به دنبال دارد. هدف این پژوهش نیز شناسایی و تحلیل شاخص های کلیدی و مؤثر بر سیلاب شهری در شهر تالش است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی – تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. جهت جمع آوری اطلاعات از روش تکنیک دلفی و همچنین روش اسنادی و بررسی میدانی بهره گرفته شده است، جامعه آماری این تحقیق 25 نفر از کارشناسان خبره شهری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده است، از میان 29 متغیر اصلی که توسط کارشناسان و با استفاده از روش دلفی انتخاب شده بودند، بر اساس امتیازدهی توسط کارشناسان، در ماتریس اثرات متقابل و وارد کردن این امتیازات در نرم افزار میک مک نتیجه به دست آمده نشان داده که 9 عامل به عنوان عوامل کلیدی و شاخص های مؤثر بر ایجاد سیلاب در شهر تالش شناخته شده است که عبارت اند از: بارش، پوشش گیاهی، قطع درختان، ایجاد زمین های کشاورزی، تدوین برنامه ریزی در سطح شهرستان، مدیریت شهرستان، شخم در جهت شیب، توسعه سکونتگاه ها در حریم رودخانه، تراکم جمعیت هست. توجه به این نکته حائز اهمیت است که ایجاد زمین های کشاورزی بر اساس قطع درختان و از بین بردن پوشش گیاهی و افزایش جمعیت و عوامل دیگری که دارای اهمیت هستند، در کنار بارش های شدید در منطقه که عامل اصلی سیلاب است، موجب بروز سیلاب های شهری در شهر تالش می گردد.
شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر ناحیه نوآوری دانشگاهی با رویکرد آینده پژوهی (نمونه مطالعاتی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان؛ خوراسگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناحیه نوآوری دانشگاهی به عنوان یک کانون حیاتی برای تجمع ایده ها و منابع، می تواند به جوامع محلی و ملی کمک کند. بدین منظور هدف پژوهش حاضر سناریونگاری ناحیه نوآوری دانشگاهی در دانشگاه آزاد اصفهان؛ واحد خوراسگان با رویکرد آینده پژوهی می باشد. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات در این پژوهش بر اساس روش های کتابخانه ای و میدانی می باشد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش پویش محیطی، نرم افزارهای Micmac، SenarioWizard و Expert Choice استفاده شده است. یافته های حاصل از روش پویش محیطی نشان می دهد که 30 عامل بر نوآوری دانشگاه آزاد اصفهان اثرگذار می باشد که از میان این عوامل، 15 عامل در 4 بعد به عنوان عوامل کلیدی در نوآوری دانشگاه آزاد اصفهان شناخته شده اند. سپس برای هرکدام از عوامل کلیدی سناریوهای ممکن طراحی و با استفاده از نر م افزار سناریو ویزارد مورد تحلیل قرارگرفته اند که دو سناریوی قوی و باورکردنی استخراج شده است. سپس عناصر اصلی ناحیه نوآوری دانشگاهی اعم از پیشران های عدم قطعیت و اهمیت بالا، عوامل کلیدی و از پیش معین، سناریوها، سیاست ها تحلیل و تبیین شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحقق ناحیه نوآوری دانشگاهی در دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (واحد خوراسگان) نیازمند اتخاذ سیاست های کلیدی است که به صورت یکپارچه، بستر لازم برای توسعه نوآوری را فراهم می کنند. یکی از این سیاست ها، همکاری چندجانبه میان دانشگاه، دولت و صنعت است که به عنوان عوامل اصلی ناحیه نوآوری عمل می کند. این همکاری نه تنها امکان هم افزایی میان سه بخش کلیدی جامعه را فراهم می آورد، بلکه باعث تسریع فرآیند تجاری سازی ایده ها و فناوری های نوین می شود. علاوه بر این، اجرای پروژه های مشترک میان دانشگاه و صنعت به عنوان ابزاری عملی برای پیوند دادن تحقیقات آکادمیک با نیازهای واقعی بازار عمل می کند. با اجرای مؤثر این سیاست ها، دانشگاه آزاد اصفهان قادر خواهد بود تا محیطی مساعد برای رشد نوآوری ایجاد کند که نه تنها به توسعه علمی کمک کند بلکه بر رشد اقتصادی منطقه نیز تأثیر مثبت بگذارد.
مفهوم پردازی و نگاشت علمی ابرتصویر آینده در مطالعات آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ضمن مروری نظام مند بر ادبیات آینده پژوهی و تحلیل مفهومی «تصاویر آینده» و «ابرتصویر آینده»، ابتدا مجموعه واژگان هم معنی و مرتبط شناسایی و چارچوب نظری ابرتصویر با تأکید بر مؤلفه هایی چون چندگانگی آینده، انعطاف پذیریِ تصویر و نقش حافظه جمعی تعریف شد. در واقع در بخش نخست پژوهش، با مرور کلیه تعاریف و رویکردهای نظری در زمینه تصاویر آینده و ابرتصاویر، روشن شد که تفاوت اصلی این دو در سطح تحلیل و گستره زمانی و مکانی آن ها نهفته است: درحالی که «تصویر آینده» متوجه یک حوزه یا موضوع مشخص در بازه های میان مدت است، «ابرتصویر آینده» با تمرکز بر تعاملات بین رشته ای و بین بخشی، بازه ای بسیار بلندمدت و مقیاسی فراملی را در بر می گیرد و کوشیده است تا تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و فناورانه را در چارچوبی یکپارچه مدنظر قرار دهد. در گام بعد، با به کارگیری رویکرد ترکیبی کیفی–کمی، حدود ۲۰۰ مقاله منتخب از پایگاه Web of Science (۱۹۵۰–۲۰۲۵) بررسی و در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون ابعاد مفهومی استخراج گردید؛ سپس داده های کتاب نامه ای مقالات شامل نویسندگان، کلیدواژه ها و ارجاعات، پس پردازش شده و از طریق نرم افزار VOSviewer نقشه های هم استنادی و کلاسترهای موضوعی ترسیم شد. یافته های بخش علم سنجی این بود که انتشار مقالات در زمینه «تصاویر آینده» پس از سال ۲۰۰۰ به طور تصاعدی افزایش یافته و نقاط کانونی پژوهش در کشورهای پیشرفته قرار دارد؛ موضوعاتی نظیر آینده پژوهی آموزشی، سیاست گذاری عمومی، نوآوری فناورانه و روان شناسی اجتماعی بیش از سایر حوزه ها موردتوجه قرار گرفته اند. از سوی دیگر، نقشه های شبکه ای ارجاعات حاکی از آن بود که مفاهیمی چون «چندگانگی آینده»، «سناریوپردازی» و «پایداری» به هاب هایی در ساختار علمی این حوزه بدل شده اند.
پتانسیل سنجی ظرفیت های ژئوتوریستی شهرستان نیر و توسعه اقتصادی آن با ا ستفاده از روش های کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژئوتوریسم ترکیبی از واژه زمین و توریسم است و به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی، مورفولوژیکی و فرهنگی است. هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیت های ژئوتوریستی و مقاصد ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در جهت توسعه اقتصادی است. ماهیت این پژوهش توصیفی-تحلیلی- کاربردی بوده و برای بررسی پتانسیل های زمین گردشگری منطقه نیر، از مدل های دینامیکی که ژئومورفوسایت ها را بر اساس سه ارزش علمی، افزوده و ترکیبی، موردبررسی قرار می دهد؛ مدل فیولت که مبتنی بر چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی است و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد استفاده شده است. نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل پارک ملی، مدل دینامیکی و مدل کوبالیکوا، نشان داد که ژئومورفوسایت نیر از نظر کارشناسان در گویه نمایشگر فرآیندهای ژئومورفولوژیکی با امتیاز ۵ دارای بیش ترین ارزش و در گویه منافع آموزشی با امتیاز 40/0 دارای کم ترین ارزش است. هم چنین این منطقه از نظر بازدیدکنندگان در شاخص ویژ گی زمین شناسی همراه با ارزش میراث فرهنگی امتیاز 1 را کسب نموده و ارزش بالایی دارد و در شاخص تنوع در اشکال ژئومورفولوژیکی با امتیاز 11/0 ارزش پایینی دارد. به طورکلی، از بین تمام ژئومورفوسایت های شهرستان نیر، تفرجگاه بولاغلار امتیاز بیش تری را از کارشناسان و بازدیدکنندگان به خود اختصاص داده است و منطقه پل قرمز کم ترین امتیاز را دارا است؛ بنابراین نتیجه گیری می گردد که منطقه نیر بر اساس نتایج مدل های ارزیابی دارای توانمندی های منحصربه فردی در حیطه ژئوتوریسم دارد و این امر منجر به توسعه اقتصادی منطقه در سطح استان شده است. در نهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی جهات ارزیابی بهتر و مناسب مناطق موردمطالعه از ابزارات هوش مصنوعی استفاده گردد.
مطالعه مؤلفه های پیشران تأثیرگذار در توسعه گردشگری شهری تبریز بر اساس مطالعات آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان مقاصد گردشگری، با ارائه جاذبه های تاریخی، فرهنگی، هنری و طبیعی، محیطی مناسب برای جذب گردشگران فراهم می آورند. توسعه گردشگری شهری به عنوان یک فرایند پیچیده و چندبعدی، نیازمند بررسی های دقیق و آینده نگرانه در عرصه شهرسازی و مدیریت شهری است. با بهره گیری از روش های آینده پژوهی، می توان به شناسایی روندها و تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناوری که بر روی صنعت گردشگری تأثیر می گذارند، پرداخت. این تحقیق به مطالعه پیشران های تأثیرگذار بر توسعه گردشگری شهری تبریز پرداخته و این تحلیل را با بهره گیری از رویکردهای آینده پژوهی انجام داده است. در این راستا، مؤلفه های متعددی که می توانند به رشد و شکوفایی گردشگری در این شهر کمک کنند، مطالعه شدند و نتایج کیفی نشان دادند که چگونه این مؤلفه ها می توانند در کنار یکدیگر به ایجاد یک اکوسیستم گردشگری پایدار و پویا منجر شوند. همچنین، با توجه به روندهای جهانی و نیازهای محلی، کارایی و تأثیر این مؤلفه ها بر توسعه گردشگری موردبررسی قرار گرفت. برای انجام این پژوهش ابتدا 4 مؤلفه به عنوان مؤلفه های اصلی در غالب اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی استخراج شد و سپس با استفاده از روش دلفی عوامل پیشران شناسایی شدند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزار میک مک استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده در زمینه پیشران های تأثیرگذار در توسعه گردشگری شهر تبریز، ایجاد شرایط مناسب برای توسعه ظرفیت تحمل محیط زیست، مدیریت زمین، آموزش مدیران، بازسازی آثار گردشگری، گسترش فضاهای مرتبط با گردشگری و... می تواند نقش بسزایی در توسعه گردشگری شهر تبریز داشته باشد و این نتیجه حاصل شد که مؤلفه های اقتصادی بیشترین تأثیر را در توسعه گردشگری شهر تبریز دارند. درنهایت، این مطالعه می تواند به تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان شهری کمک کند تا راهبردهای مؤثری برای بهبود وضعیت گردشگری تبریز تدوین کرده و از ظرفیت های بالقوه این شهر بهره برداری نمایند.