فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف : بارش، به منزله یکی از اصلی ترین مؤلفه های بیلان آب، نقش مهمی در توزیع مکانی و زمانی آب در دسترس دارد و مهم ترین عاملی است که در چرخه هیدرولوژی، دخالت مستقیم دارد. به دلیل فقدان داده های بارش به روز و طولانی مدت با صحت مناسب و تغییر پذیری زیاد این کمّیت در مکان و زمان، پایش آن در وسعت های زیاد، بسیار دشوار است. همچنین هزینه بر بودن ایجاد ایستگاه اندازه گیری بارش، کمبود ایستگاه، مستقر نبودن دستگاه های ثبت کننده در مناطق صعب العبور، برداشت های نقطه ای و تعمیم پذیر نبودن اندازه گیری ها در نواحی وسیع و نیز نبودِ توانایی مطلوب در ثبت بارندگی های رگباری و سنگین همرفتی، همواره پژوهشگران حوزه های جوّی و هیدرولوژی را در اندازه گیری بارش، با چالش مواجه کرده است؛ ازاین رو استفاده از محصولات ماهواره ای جایگزین مناسبی برای دستیابی به داده های بارش، به ویژه در مناطق فاقد آمار و مناطق با تراکم ایستگاه های زمینی پایین است. اما محصولات ماهواره ای نیز خطاهای متعددی دارند؛ به همین دلیل، ارزیابی و بررسی دقت این محصولات قبل از استفاده، ضروری است. بنابراین، در تحقیق حاضر، محصولات بارش سه ماهواره CHIRPS، MERRA و TRMM در مقیاس ماهیانه، در سطح کشور ایران، ارزیابی شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه، داده های 222 ایستگاه سینوپتیک کشور ایران، از ژانویه 2005 تا دسامبر 2019، در مقیاس زمانی ماهیانه از سازمان هواشناسی کل کشور دریافت شد. محصولات بارش ماهواره هایCHIRPS ، TRMM و MERRA نیز از سایت ناسا دانلود و پس از همسان سازی فرمت داده ها، به داده های عددی هم واحد تبدیل شدند. دراِدامه، داده های ماهواره ای و داده های ایستگاه های سینوپتیک زمینی به صورت یکپارچه درکنار هم قرار گرفتند و درنَهایت، داده های تخمینی و مشاهده ای اعتبارسنجی شدند تا میزان خطای پیش بینی ماهواره ها، با استفاده از شاخص های آماری شامل Bias، MAE، RMSE، R و R^2 به دست آید و موفقیت سنجنده ها، با استفاده از شاخص های مطابقت شامل POD، FAR و CSI، صحت سنجی و بررسی شود. نتایج و بحث: با توجه به نتایج، TRMM با 84/23 = RMSE و 69/0 = R^2، درمقایسه با ماهواره های دیگر، عملکرد خوبی داشته است. سایر شاخص ها نیز حاکی از برتری این ماهواره بر دیگر ماهواره هاست. ماهواره MERRA، با 57/30 = RMSE و 56/0 =R^2، درمقایسه با TRMM عملکردی ضعیف و درقیاس با CHIRPS عملکردی بهتر داشته است و از این لحاظ، در رتبه دوم قرار دارد. ماهواره CHRIPS نیز تقریباً در همه شاخص ها عملکردی ضعیف تر از دو ماهواره دیگر نشان داده است. با توجه به این اطلاعات و مقدار Bias حاصل شده، هر سه ماهواره بارندگی را کمتر از مقدار واقعی برآورد کرده اند اما ماهواره TRMM، درمقایسه با دو ماهواره دیگر، کم برآوردتر بوده و در این شاخص نیز، برتر از دو ماهواره دیگر عمل کرده است. نتیجه گیری: صحت سنجی تک تک ایستگاه ها نشان داد که داده های هر سه ماهواره، طبق شاخص POD، دامنه تغییرات اندک و نزدیک به صفر دارند و طبق شاخص های FAR و CSI، این اختلاف حدود 5/0 است؛ بیشترین آن به محصولات ماهواره MERRA، با دامنه تغییرات 148/0، تعلق دارد که نشان می دهد طبق این شاخص ها، می توان به داده های این ماهواره ها تاحد بسیاری اعتماد داشت. نتایج FAR و CSI بیان می کند که هرچند محصولات MERRA در تمامی ایستگاه ها، با اختلاف بسیار جزئی، کمترین میزان خطا و اشتباه را در تشخیص روزهای غیربارانی و بارانی داشته اند، براساس نتایج این تحقیق می توان گفت که درمجموع، محصولات ماهواره TRMM دارای صحت مناسب، تشخیص و مطابقت مطلوب در تمامی ارزیابی هاست.
تهیه نقشه پراکنش و سلامت جنگل کاری های شهرستان لنگرود با استفاده از سنجنده سنتینل-2 و داده های زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پایش وضعیت فعلی جنگل کاری های موجود در تصمیمات مدیریتی برای توسعه جنگل کاری ها در آینده بسیار مهم است. این مطالعه به منظور پایش سطح، پراکنش و سلامت جنگل کاری ها در شهرستان لنگرود استان گیلان انجام شد. مدیریت پایدار عرصه های جنگل کاری های سنواتی در حال و آینده نیازمند مطالعاتی در مورد وضعیت جنگل کاری ها با تمرکز بر سلامت آنها است و مناطق جنگل کاری شده سالم می توانند عملکرد محیط زیستی بیشتری را در مقایسه با جنگل کاری های ناسالم داشته باشند. هدف این مطالعه تهیه نقشه و مساحی محدوده های جنگل کاری های شهرستان لنگرود با استفاده از برداشت های زمینی، نرم افزار جی پی اس اندروید (GFAMP) و سامانه گوگل ارث برای حفاظت، غنی سازی و توسعه جنگل کاری ها در آینده است. همچنین سلامت توده ها با استفاده از تصاویر سنجنده سنتینل2 و شاخص های پوشش گیاهی NDVI، TNDVI، SAVI و RVI ارزیابی می شود. مواد و روش ها: در این مطالعه، ابتدا برداشت های میدانی در قالب نقاط زمینی، از جنگل کاری های موجود انجام شد و نقشه پراکنش جنگل کاری ها با استفاده از برداشت های زمینی، نرم افزار جی پی اس اندروید (GFAMP) و سامانه گوگل ارث تهیه شد. سپس تصویر سنجنده سنتینل2 مربوط به فصل رویش در شهرستان لنگرود از سایت کوپرنیکوس تهیه شد. از تصاویر سنجنده سنتینل2، شاخص های پوشش گیاهی مختلف مانند NDVI، TNDVI، SAVI و RVI مربوط به فصل رویش استخراج شد و نقشه های آنها در محدوده جنگل کاری ها تهیه شد. در ادامه، میزان هر شاخص پوشش گیاهی، در نقاط برداشت های زمینی استخراج شد و میزان همبستگی مقادیر هر شاخص پوشش گیاهی (حاصل از تصاویر فصل رویش سنجنده سنتینل2) با سلامت جنگل کاری ها (حاصل از برداشت های میدانی) بررسی شد. بدین منظور از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. سپس شاخصی که بیشترین همبستگی را با سلامت جنگل کاری های شهرستان لنگرود نشان داد به عنوان مهمترین شاخص برای برآورد سلامت جنگل کاری ها انتخاب شد و رابطه رگرسیونی آن نیز با سلامت جنگل کاری ها به دست آمد. در ادامه، با استفاده از نقشه مطلوب ترین شاخص پوشش گیاهی، اطلاعات برداشت های میدانی و ارتباط بین این دو مورد، نقشه سلامت جنگل کاری ها در شهرستان لنگرود تهیه شد. نتایج و بحث: بر اساس یافته های این پژوهش، در مجموع 66 قطعه جنگل کاری در این شهرستان شناسایی شد که مساحت کل این قطعات با استفاده از روش آماربرداری صددرصد و کنترل زمینی به میزان 2/746 هکتار به دست آمده است که به طور عمده در جنوب غربی شهرستان پراکنش دارند. به علاوه نتایج نشان داد که شاخص NDVI، مطلوب ترین شاخص پوشش گیاهی برای برآورد سلامت جنگل کاری ها در شهرستان لنگرود می باشد که حاکی از قابلیت این شاخص برای ارزیابی سلامت درختان در فصل رویش است. پس از آن، شاخص SAVI بیشترین همبستگی را با سلامت درختان نشان داد که قابلیت خوب این شاخص را نیز در پایش سلامت درختان نشان می دهد. در حالی که دو شاخص TNDVI و RVI همبستگی بسیار کمتری را با سلامت درختان در محدوده جنگل کاری های لنگرود نشان دادند که استفاده از آنها برای ارزیابی سلامت درختان در مطالعات بعدی توصیه نمی شود.. از مجموع مساحت فعلی جنگل کاری ها، 56/400 هکتار آنها در وضعیت سلامت کامل، 60/305 هکتار در وضعیت سلامتی متوسط و 04/40 هکتار در وضعیت ناسالم قرار دارند. صحت کلی (OA) نقشه سلامت جنگل کاری ها در این پژوهش، 80 درصد، صحت تولیدکننده 79 درصد، صحت کاربر 78 درصد و ضریب کاپا 73/0 است. این نتایج نشان دهنده طبقه بندی مطلوب نقشه سلامت جنگل کاری ها در طبقات مختلف سلامت و شادابی درختان است. به طور کلی جنگل کاری های این شهرستان عمدتاً در سلامت کامل هستند، اما برخی از عرصه های کچل بن، لرزیان، گندم بیجاران، قازی دشت، خورش سرا و چاکسر (چاکدشت) به دلیل عدم انجام عملیات حفاظتی و نداشتن قرقبان در سال های اولیه، از موفقیت کمتری برخوردارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به مدیران جنگل برای پایش کمّی و کیفی جنگل کاری ها و تداوم آن در دوره های زمانی معین و همچنین برنامه های توسعه جنگل کاری در آینده کمک شایانی می کند. مدل رگرسیونی ارائه شده براساس همبستگی بالای شاخص NDVI با سلامت جنگل کاری ها، امکان برآورد سریع، ارزیابی کمّی، کم هزینه، مقرون به صرفه و اقتصادی وضعیت سلامت جنگل کاری ها در سطح وسیع و مناطق غیرقابل دسترس را فراهم می کند. نتایج این تحقیق با شناخت وضعیت موجود جنگل کاری ها، دید مناسبی از توان و پتانسیل های شهرستان لنگرود برای جنگل کاری با توجه به شرایط محیطی و اکولوژیکی این شهرستان، ارائه می دهد.
تأثیر منطقه ای سقف شیشه ای بر شاخص های کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منطقه ای پدیده سقف شیشه ای بر شاخص های کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب (مصر، ایران، اردن، لبنان، عمان، قطر و ترکیه) طی بازه زمانی 2008 تا 2024 انجام شده است. سقف شیشه ای به عنوان مانعی نامرئی که زنان را از دستیابی به جایگاه های ارشد مدیریتی و فرصت های کارآفرینانه بازمی دارد، در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف، تحلیل پویایی های این محدودیت ها و تأثیر آن ها بر شاخص های کلیدی مانند مشارکت پارلمانی، دستمزد، مشارکت اقتصادی، برابری جنسیتی، پست های مدیریتی و هیئت مدیره است. روش بررسی: این مطالعه از روش پانل بردار خودرگرسیونی کوانتایل (QVAR) مبتنی بر چارچوب دیبولد و ییلماز (2012) استفاده کرده است. داده های سالانه برای متغیرهای ذکرشده جمع آوری و با ایجاد شاخص ترکیبی استانداردسازی شدند. تحلیل در کوانتایل های 25، 50 و 75 انجام شد تا اتصال و سرریز نوسانات بین متغیرها در شرایط مختلف (باثبات، متوسط و پرنوسان) بررسی شود. همچنین، از رویکرد پنجره غلتان برای تحلیل پویایی های زمانی و آزمون های ریشه واحد برای اطمینان از ایستایی داده ها استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سقف شیشه ای در شرایط بحرانی (مانند سقوط قیمت نفت ۲۰۱۴-۲۰۱۶) و رونق (اصلاحات حقوق زنان ۲۰۱۸) تأثیر منفی قابل توجهی بر کارآفرینی زنان دارد. مشارکت پارلمانی به عنوان دریافت کننده اصلی نوسانات، به ویژه در شرایط بحرانی، آسیب پذیر است، در حالی که متغیرهای هیئت مدیره و شاخص برابری جنسیتی نقش انتقال دهنده و تثبیت کننده دارند. الگوی U-شکل شاخص کل سرریز (TCI) تأیید می کند که اتصال متغیرها در شرایط میانی کاهش و در شرایط بحرانی و رونق افزایش می یابد. کشورهای لبنان و ایران آسیب پذیری بیشتری نشان دادند، در حالی که قطر و عمان مقاومت نسبی داشتند. برای کاهش اثرات سقف شیشه ای، پیشنهاد می شود در ایران و لبنان برنامه های مربیگری زنان کارآفرین اجرا شود، در لبنان و مصر سهمیه زنان در پارلمان افزایش یابد، شرکت ها در ایران و ترکیه فرهنگ سازمانی حامی زنان را توسعه دهند، در ایران و اردن آموزش عمومی برای کاهش کلیشه های جنسیتی اجرا شود، و پایگاه های داده محلی برای جمع آوری داده های دقیق تر تقویت شود.
پراگماتیسم و برنامه ریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامه ریزی منتسب به آن می شود. درحالی که پراگماتیسم به ما کمک می کند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامه ریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگی های برنامه ریزی پراگماتیسمی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تجربه گرایی، عمل گرایی، فایده گرایی و ابزارگرایی مهم ترین مشخصه های پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عمل گرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربه گرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهم ترین مشخصه های نئو پراگماتیسم می باشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهم ترین مشخصه های برنامه ریزی پراگماتیسمی می باشد. در نتیجه برنامه ریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن هم زمان فرایند و فراورده برنامه ریزی به صورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابل پیش بینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامه ریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامه ریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه به عنوان بخشی از پروژه بلکه به عنوان اساس آن و استفاده از تکنیک های متکثر می تواند مؤثرتر از سایر سنت های برنامه ریزی عمل کند
جغرافیای انگیزش در پرتو کارزار انتخاباتی نورآباد فارس
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
313 - 365
حوزههای تخصصی:
جغرافیای سنگ ژئوموفولوژی زاگرس بیشترین انگیزش سیاسی را در انتخابات اخیر ایران خلق کرد. نقش بافتار محلی این مناطق چرا اینطور انگیزش نشان داده و چطور متأثر از تحولات بیرون قرار نگرفته، موجب مفهوم سازی جغرافیای انگیزش شده است. این مفهوم، در کانتکس اجتماعی این طور تعریف می شود که فضای سیاسی نسبتاَ پرتحرک با فرمتی جغرافیایی به شکل زادگاه باوری تمایلی/انگیزه، کارزار انتخاباتی را فعال کرده است. انگیزه تعلق داشتن به مکان به چنین فضای سیاسی دامن زده که اصالت به جغرافیا و تفاوت های جغرافیایی است و شرایط ژئوپلتیک ایرانِ داخل و خارج را برنتابیدن به شکل کنش سیاسی به ظاهر قلمروگرا اما دربطن آن جستجوی حقیقت نهفته است. اینطور جغرافیای انگیزش، روانشناسی محیطی است چراکه در جستجوی حقیقت (احساس جا کردن) متصور است. در این نوع جغرافیای انگیزش، چنین حس تعلق مکانی است که در سلسله مراتب نیازهای مازلو در پیوستار سطحی تا عمیق روی می دهد. نیاز به عزت نفس یا احترام به خود شامل احساس شایستگی، احساس کفایت و مهارت در کل نیاز فرد به ایجاد تصویری مثبت از خودش در دیگران است. بر این مبنا / از منظر جغرافیای انگیزش؛ تحولات جغرافیای سیاسی ایران زین پس به گونه ای پیش می رود که کنشگران مکان های پرانگیزش هم چون تاجگردون و شاید امید نصیبی در پارلمان دوازدهم به رسمیت شناخته شوند و در هسته سیاسی قدرت نقش آفرین می شوند. چنین نقش آفرینی پیامد بسامد/انگیزه/تعلق مکانی/ فرکانس/جغرافیای انگیزش است.
بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات نقش مهمی در بهره وری مالی کسب و کارهای کوچک دارد. این ابزارها امکان مدیریت بهتر منابع، کاهش هزینه ها، و بهبود فرآیندهای عملیاتی را فراهم می کنند. درکسب و کارهای کوچک که منابع مالی و انسانی محدودتر هستند، استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل استراتژیک می تواند به بهبود عملکرد مالی کمک کند. روش شناسی: هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات برای بهینه سازی فرایندها و افزایش بهره وری در کسب و کارهای محلی (مطالعه موردی: شهر ارومیه) می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از روش دلفی فازی و BWM فازی استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که اطلاعات لازم از طریق روش دلفی فازی جهت تایید و غربالگری معیار ها استفاده شده است که در سه مرحله انجام گرفته شده است. یافته ها و نتیجه گیری: هدف اصلی، شناسایی و تحلیل فرصت ها و چالش های پیش روی این کسب وکارها در زمینه به کارگیری IT، و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای عملکرد آن ها است. اهمیت این پژوهش ناشی از نقش حیاتی کسب وکارهای محلی در توسعه اقتصادی شهر، ایجاد اشتغال، و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. نتایج به این صورت است که معیار، حضور آنلاین (C2) با وزن 0.16 اولویت اول، معیار، دسترسی به اینترنت(C1) با وزن 0.132 اولویت دوم، معیار ، افزایش بهره وری(C9) با وزن 0.082 اولویت سوم را کسب کرده است. همچنین نرخ سازگاری پژوهش 0.076 شده است که نشان دهنده سازگاری بالای مقایسه زوجی است.
مکانیابی پارکینگ طبقاتی عمومی در شهر ایذه با استفاده از روش AHP و ماتریس SWOT
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش تعداد وسایل نقلیه در مناطق شهری منجر به افزایش مشکلاتی همچون ترافیک، کمبود فضای پارک و کاهش کیفیت زندگی شده است. شهر ایذه، به دلیل تمرکز مراکز تجاری و خدماتی در هسته مرکزی و محدودیت های معابر، با مشکل جدی کمبود پارکینگ مواجه است. این پژوهش، مکان یابی بهینه پارکینگ های طبقاتی عمومی در ایذه به منظور کاهش مشکلات ترافیکی و بهینه سازی فضاهای پارک شهری است. روش شناسی: این پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره می برد و داده ها از طریق مطالعات میدانی، بررسی اسناد و نظرات کارشناسان جمع آوری شده اند. برای اولویت بندی معیارهای مکانیابی، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و برای تحلیل شرایط محیطی، از ماتریس SWOT استفاده شده است. معیارهای بررسی شده شامل تراکم جمعیت، میزان ترافیک، دسترسی پذیری، فاصله از مراکز تجاری، مساحت، امکان اجرای عملیات عمرانی و هزینه زمین بوده اند. تحلیل داده ها بر اساس مقایسات زوجی صورت گرفته و وزن هر معیار مشخص شده است. نتایج و یافته ها: نتایج نشان می دهد که هسته مرکزی شهر ایذه، به دلیل تمرکز بالای کاربری های تجاری و اداری، بیشترین نیاز را به پارکینگ طبقاتی دارد. تحلیل AHP نشان داد که معیارهای تراکم جمعیت و میزان ترافیک بالاترین وزن را در مکانیابی پارکینگ دارند، درحالی که هزینه زمین و محدودیت های فیزیکی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند. از سوی دیگر، تحلیل SWOT مشخص کرد که بهترین راهبرد برای حل مشکل کمبود پارکینگ، استراتژی تهاجمی (SO) است که بر استفاده از فرصت های موجود و بهره گیری از نقاط قوت تأکید دارد. بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برای کاهش چالش های اجرایی و افزایش کارایی، از سرمایه گذاری بخش خصوصی استفاده شود. همچنین، مکانیابی پارکینگ باید به گونه ای انجام شود که نه تنها به تقاضای بالای پارکینگ پاسخ دهد، بلکه چالش های اجرایی و اقتصادی نیز به حداقل برسد. این مدل قابلیت تعمیم به سایر شهرهایی که با مشکلات مشابه در حوزه پارکینگ شهری مواجه هستند را دارد.
تبیین رابطه توانمندسازی روان شناختی پیرامون تاب آوری روستاییان در مقابل کووید 19(مطالعه موردی: روستاهای کنویست شهرستان مشهد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: توانمندسازی جامعه روستایی یک امری بسیار راهبردی برای ایجاد توسعه همه پتانسیل های موجود در جامعه است تا افراد به صورت فردی و گروهی توانمند شوند و برای رسیدن به این بخش از مهارت حفظ تاب آوری ضرورتی اجتناب ناپذیر است. لذا این تحقیق بر اساس ارتباط بین توانمندسازی روان شناختی پیرامون تاب آوری روستاییان در برابرکرونا انجام شده است. منطقه موردمطالعه روستاهای دهستان کنویست شهرستان مشهد است. روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توص یفی می باشد. جامعه موردمطالعه شامل افراد موجود در 11 روستای کنویست شهرستان مشهد به تعداد 4712 نفر و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. روش تحقیق بر اساس پرسشنامه محقق ساخته تنظیم شده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه مورد تأیید می باشد؛ و همچنین ضریب پایایی ترکیبی (CR) ) برای تمامی متغیرها بیش از 7/0 می باشد که نشان دهنده ثبات و همبستگی درونی مطلوب بین آیتم هاست. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس (PLS) و نرم افزار(SPSS) استفاده گردیده است. یافته ها و نتایج: نتایج حاکی از آن است که رابطه بین خود تعینی با تاب آوری با ضریب مسیر (476/0) و عدد معنی دار 857/2 و بین سطح معنی داری با تاب آوری با ضریب مسیر (319/0) و عدد معنی دار 964/3، بین اثرگذاری با تاب آوری با ضریب مسیر (521/0) و عدد معنی دار 371/2 رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. همچنین بین عزت نفس، اعتماد و شایستگی با تاب آوری رابطه مثبت و معنی داری وجود نداشت. درنهایت با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.
مدل سازی بارش- رواناب حوزه آبخیز چالوس رود با استفاده از HEC-HMS تحت سیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
125 - 142
حوزههای تخصصی:
مدل های هیدرولوژیکی متفاوتی در حوضه های رودخانه های مختلف برای شبیه سازی داده های رواناب بارش های در دسترس، کاربری اراضی و ویژگی های خاک استفاده می شوند. هدف از این مطالعه، استفاده از مدل HEC-HMS برای شبیه سازی بارش- رواناب حوزه آبخیز چالوس رود به عنوان یک ابزار مفید برای پیشگیری و کاهش خطرات سیلابی باشد. پس از تهیه نقشه کاربری و خاک (تحت نرم افزار HWSD-Viewer فائو) و استفاده از نسخه توسعه یافته مدل (تحت GIS الحاقی)، اطلاعات مکانی منطقه مورد مطالعه و پارامترهای هیدرولوژیکی، مستقیماً در نرم افزار HEC-HMS محاسبه شدند. پس از تهیه نقشه های خاک، شیب، داده های بارش و دبی روزانه (ورودی های مدل) طی سال های 2017- 1981 برای شبیه سازی رواناب، مدل واسنجی و صحت سنجی شد. در منطقه مورد مطالعه، روش های شماره منحنی (CN)، روندیابی ماسکینگام و هیدروگراف واحد برای مدل تنظیم شد. در ارزیابی مدل نیز از آماره های ضرایب تبیین (R2) و نش- ساتکلیف (NSE) استفاده شد. مقادیر R2 (71/0 و 64/0) و NSE (67/0 و 72/0) دوره های واسنجی و صحت سنجی نشان دهنده تطابق خوب بین جریان های مشاهده ای و شبیه سازی شده بود. همبستگی بین مقادیر شبیه سازی و مشاهده ای خوب بود، اما حجم کل ذخیره دبی برای این سال ها کمی بیش ازحد برآورد شد. بر این اساس، مدل به خوبی جریان دبی روزانه را شبیه سازی نمود. نتایج به دست آمده توسط مدل HEC-HMS به عنوان یک مدل جایگزین برای مدل های دیگر در پیش بینی رواناب، رضایت بخش و قابل قبول است. به طوری که، هیدروگراف خروجی این مدل در تلفیق با روش های دیگر مدل های هیدرولوژیکی (HEC-RAS و SWAT) می تواند در زمینه های مختلف مطالعاتی و مدیریتی برای رویدادهای حدی مورداستفاده قرار گیرد.
شناخت روند تغییرات کوتاه مدت و بلند مدت اقلیم آسایش گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
92 - 110
حوزههای تخصصی:
رابطه تغییر اقلیم و پدیده های طبیعی، اجتماعی و اقتصادی برای مدت نسبتاً طولانی در ابعاد متفاوت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در طول 15 سال گذشته، مطالعات متمرکزتری شروع به ظهور کرده اند و به ویژه اخیراً موضوع گردشگری به عنوان یک پدیده اجتماعی بین المللی در مطالعات تغییرات آب و هوایی مورد توجه بسیار قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر اساس هدف در شمار پژوهش های کاربردی (از نوع توسعه ای- راهبردی) می باشد و از نظر روش شناسی یک پژوهش توصیفی- تحلیلی است. تعیین اقلیم آسایش گردشگری کشور در سال 2030 و 2050 نیاز به آینده پژوهی با توجه به داده های پیش بینی شده توسط مراکز علمی معتبر و بر اساس سناریوهای جهانی تغییر اقلیم است با توجه به پراکندگی داده ها ایستگاه ها به صورتی انتخاب شده است که کل کشور را پوشش دهد. سناریوی SSP1-2.6 و مدل CanESM5-CanOE (Canada) از گزارش ششم IPCC (CMIP6) انتخاب و داده های دما، رطوبت نسبی و باد از سایت کوپرنیکس تهیه شده است و برمبنای آن محاسبات توسط نرم افزار ریمن انجام و سپس توسط نرم افزار GIS نتایج بصورت نقشه ترسیم و سپس بر اساس مدل دمای معادل فیزیولوژیک(PET) و به صورت مکان محور پهنه بندی شده است. نتایج نشان می دهد در مجموع در افق ۳۵ ساله (2030-2015) اقلیم آسایش گردشگری ایران با پنج دسته تغییرات کلی روبرو است، تغییرات عرضی- محیطی، تغییرات سینوسی، تعییرات شدید منفی و تغییرات شدید مثبت و بدون تغییرات محسوس.
بررسی تجارب موفق جهانی استفاده از انرژی های تجدید پذیر با رویکرد توسعه پایدار مناطق شهری در ادبیات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
127 - 157
حوزههای تخصصی:
ایران با چالش های عمده ای در استفاده از انرژی های تجدیدپذیر، ازجمله وابستگی به سوخت های فسیلی، ضعف در سیاست گذاری و کمبود زیرساخت های مناسب مواجه است. این مسائل تأثیر منفی بر دستیابی به توسعه پایدار دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب موفق جهانی و ارائه راهکارهایی برای رفع این چالش ها انجام شده است. روش تحقیق به صورت مروری بوده و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای مقوله ای و نرم افزار MAXQDA تحلیل شده اند. سپس با استفاده از تحلیل شکاف به بررسی شکاف های موجود در استفاده از انرژی هی تجدیدپذیر در ایران پرداخته شده است سپس راهکارهایی برای پرکردن شکاف ها بیان شده است. یافته های این پژوهش با توجه به شکاف های پژوهش و ساست ها و اهداف پژوهش، راهکارهای نوآورانه ای را برای ارتقاء استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در ایران ارائه می دهد. این راهکارها شامل کاهش مداخله دولت در بازار انرژی، ایجاد بازارهای رقابتی، تدوین قوانین شفاف برای تخصیص مشوق ها و ارائه مشوق های مالی متناسب با ریسک های سرمایه گذاری است. همچنین، توسعه فناوری های بومی، استفاده از پلتفرم های هوشمند مبتنی بر IoT و هوش مصنوعی برای مدیریت بهینه انرژی، و ایجاد سیستم های بلاکچین برای مبادله انرژی های تجدیدپذیر و غیره پیشنهاد شده است. علاوه بر این، تأکید بر توسعه زیرساخت های محلی، ترویج آموزش عمومی از طریق مدارس، و افزایش همکاری های بین المللی برای انتقال فناوری های پاک از دیگر راهکارهای کلیدی است.نتایج این پژوهش می تواند به بهبود وضعیت انرژی در ایران، کاهش آلودگی های زیست محیطی، و کمک به دستیابی به توسعه پایدار از طریق بهره برداری بهینه از منابع تجدیدپذیر منجر شود. همچنین با توجه به بیان شکاف ها و ارائه سیاست ها و راهکارهای مؤثر برای مقابله با شکاف ها می تواند به سیاست گذاری های مؤثر در این حوزه کمک کند.
ارائه الگوی تحقق پذیری محله 20 دقیقه ای به عنوان پارادایم جدید شهر آینده با استفاده از روش داده بنیاد (مورد مطالعه: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
177 - 205
حوزههای تخصصی:
شهر آینده مبتنی بر مجاورت، دیجیتالی شدن، پیاده رومحوری و حمایت از زندگی محلی است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی پارادایمی تحقق پذیری محله 20 دقیقه ای به عنوان پارادایم جدید شهر آینده در کلان شهر کرمانشاه به منظور انطباق این شهر با تحولات نوین است. پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش گراندد تئوری اشتراوس و کوربین صورت پذیرفته است. جامعه آماری شامل نخبگان استان کرمانشاه در رشته های شهرسازی، برنامه ریزی شهری، معماری، جامعه شناسی شهری و غیره است. حجم نمونه شامل 15 نفر است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند. از روش نمونه گیری گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه ها استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که الگوی تحقق پذیری محله 20 دقیقه ای به عنوان پارادایم جدید شهر آینده در کلان شهر کرمانشاه دارای 38 کد محوری و 6 کد گزینشی است. ازاین رو، الگوی دانه بنیاد مشتمل بر شرایط زمینه ای (تغییر اقلیم، بیماری های همه گیر، آلودگی محیطی و مصرف بالای انرژی)، شرایط علی (بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی)، مقوله های محوری(الگوهای منطقه بندی، الگوهای دسترسی پذیری، تراکم ها و کثرت کاربری ها، مجاورت، تراکم انسانی و خدماتی، خدمات و امکانات محلی)، شرایط مداخله گر(رفتار و محیط، انسجام اجتماعی، طراحی شهری فشرده، کاربری مختلط، شبکه حمل و نقل عمومی، نوآوری و فناوری، توسعه گردشگری)، راهبردها (سیاست گذاری، آوردن امکانات و خدمات به محله، اتصال محله ها از راه حمل و نقل عمومی و فعال، تشویق مشارکت عمومی و تغییر رفتار، عدالت اجتماعی، انتشار کربن کم یا صفر، رویکرد برنامه ریزی مبتنی بر داده، شعاع هدف مبنا، مکان مبنا) و پیامدها(خیابان های ایمن، در دسترس و با اتصال خوب، اقتصادهای محلی پویا و پررونق، تنوع خدمات و مقاصد، تاب آوری اقلیمی، همبستگی و امنیت، قلمرو عمومی با کیفیت بالا و تراکم های حامی سرزندگی) است.
بررسی و اولویت بندی جاذبه های گردشگری با استفاده از مدل F-TOPSIS، مطالعه موردی: شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ازمسائل مهم در زمینه گردشگری، شناخت پتانسیل ها، رتبه بندی زیرساخت ها و جاذبه های گردشگری در نواحی مختلف یک شهرستان و توزیع متعادل این زیرساخت ها و تسهیلات هست. شهرستان بستان آباد با دارا بودن جاذبه های متعدد طبیعی، تاریخی و فرهنگی می تواند سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب کند. هدف این مقاله اولویت بندی جاذبه های گردشگری شهرستان بستان آباد میباشد. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی تدوین شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل F-TOPSIS استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش تعداد 30 نفر از فعالان بخش گردشگری است که با استفاده از ابزار پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده است. از ضریب آلفای کرون باخ برای سنجش پایایی پرسشنامه به میزان85% استفاده شده است. نتایج و یافته ها: نتایج حاصل از مدل تاپسیس فازی، مکان های گردشگری شهرستان بستان آباد جهت بازدید گردشگران را میتوان به ترتیب زیر اولویت بندی نمود. طبق نتایج حاصل از مدل تاپسیس فازی، مکان های گردشگری شهرستان بستان آباد آبگرم معدنی بستان آباد، با امتیاز 530 رتبه یک، دریاچه قوری گل با امتیاز (528/0) رتبه دوم، غار آغ بولاق، با امتیاز (478/0) رتبه سوم، خانه پدری استاد شهریار با امتیاز (465/0) رتبه چهارم و دره شاهیوردی، پیست اسکی سهند، شهرتاریخی اوجان، مزار خسته قاسم، مسجد جانبهان و سد و کاروانسرای روستای الخلج به ترتیب با امتیاز (460/0)، (460/0)، (435/0)، (415/0)، (370/0) و (361/0) در رتبه های پنجم تا دهم قرار دارند.
تحلیل مکانی و زمانی اقلیم گردشگری با استفاده از شاخصHCI در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
197 - 219
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تغییرات اقلیمی، به عنوان یک مسأله جهانی، بر صنعت گردشگری تأثیرگذار است. این پژوهش به بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر مقاصد گردشگری استان مازندران، با تمرکز بر شاخص های اقلیم سنجی و آسایش گردشگری (HCI) می پردازد. روش شناسی: از تحلیل داده های اقلیمی و شاخص HCI برای بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر گردشگری استفاده شده است. در بخش تغییر اقلیم نیز از CanESM2 استفاده شد. پژوهش در استان مازندران انجام شده و از داده های هواشناسی بازه زمانی 2000 تا 2024 و پیش بینی های مدل CanESM2 برای سال 2050 استفاده شده است. یافته ها: تغییرات اقلیمی تأثیرات متنوعی بر گردشگری مازندران دارد. مناطق غربی (رامسر، تنکابن، عباس آباد) با حفظ شرایط مناسب، مقاصد پرطرفداری باقی می مانند. درحالی که مدل سازی نشان داد با تغییر در اقلیم مازندران مناطق شرقی و کوهستانی به دلیل کاهش HCI ممکن است با کاهش جذابیت روبه رو شوند. همچنین، افزایش سطح دریا و تغییر الگوهای بارش تهدیدی برای مناطق ساحلی است. نتیجه گیری و پیشنهادات: برنامه ریزی گردشگری در مازندران با توجه به پیش بینی مقادیر بالای HCI تا سال 2050 در مناطق غربی به جذب گردشگر کمک می کند. همچنین، پیشنهاد می شود از مراکز اطلاع رسانی هواشناسی برای آگاهی بخشی به گردشگران استفاده شود. مناطق با HCI پایین تر نیز با بهبود زیرساخت ها می توانند جذابیت بیشتری پیدا کنند. نوآوری و اصالت: این پژوهش با ترکیب داده های تاریخی و پیش بینی شده اقلیمی (مدل CanESM2)، تأثیرات تغییرات اقلیمی را تا سال 2050 تحلیل کرده و راهکارهای مدیریتی برای صنعت گردشگری ارائه داده است.
ارزیابی مؤلفه های زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1357 - 1373
حوزههای تخصصی:
شیوه زندگی و مجموعه رفتارهای انسانی از آن جهت که در طبیعت شکل می گیرند، زیست-محیطی محسوب می شوند. معماری و توسعه شهری به عنوان رفتار و کنش انسانی و تأثیراتی که در زیست گاه انسانی دارند، رابطه متقابل با سبک زندگی داشته و اثرات زیست-محیطی دارد. یکی از راه های کاهش آسیب های زیست محیطی معماری و توسعه شهری، تصویب طرح ها و ضوابط زیست محیطی توسط شورای عالی شهرسازی و معماری است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی معیارهای زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری است. روش تحقیق، تحلیل محتوای جهت دار و کیفی است که طی آن، معیارهای اصلی زیست محیطی با استفاده از منابع اسلامی استخراج و به عنوان چارچوب مفهومی برای تحلیل محتوای مصوبات این شورا به کار گرفته شد. برای این منظور به تحلیل محتوای مجموعه مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری انتشار یافته توسط انتشارات دانشگاه تهران در سه عنوان کتاب؛ الف) از سال تأسیس تا 1395، ب) مصوبات سال 1395 و 1396 و ج) مصوبات 1397 و 1398 پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که ۴۴ درصد از مجموع ۴۱۲ مصوبه بررسی شده، حاوی ارجاع مستقیم یا ضمنی به ارزش های زیست محیطی هستند. مقایسه نسبت تعداد مصوبات کل به مصوبات مرتبط با زیست محیط در هر کتاب نیز حاکی از افزایش رو به رشد مسائل زیست محیطی در مصوبات بوده است. با وجود این توجه رسمی، اجرای عملی این مفاد با چالش هایی مواجه است که نشان دهنده فاصله میان سیاست گذاری و اجرا است. لذا حسن ختام این پژوهش طرح این چالش است که چه حلقه ی مفقوده ای بین مصوبات زیست محیطی شورای عالی شهرسازی و معماری و فرآیند اجرای این مصوبات وجود دارد که با وجود توجه به محیط-زیست در اکثر مصوبات، شاهد تخریب آن در عمل و فرآیند اجرا بوده ایم.
تبیین پارامترهای پایداری اجتماعی- محیطی در طراحی پارک های کوهستانی شهری (نمونه موردی: پارک فردوسی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1420 - 1432
حوزههای تخصصی:
رشد بی رویه جمعیت ، افزایش آلودگی های زیست محیطی و کمبود فضاهای سبز از بزرگترین چالش ها در کلان شهر تهران محسوب می شود. از این رو ایجاد فضاهای سبز مانند پارک می تواند به منزله مکانی برای تفرج و تعاملات اجتماعی شهروندان در بهبود شرایط محیطی موثر واقع شود. همچنین طراحی فضای سبز بر پایه اصول پایداری اجتماعی و محیطی به عنوان مولفه های اصلی توسعه پایدار می تواند گامی در جهت دستیابی به اهداف آن باشد. موقعیت جغرافیایی تهران در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز می تواند بستری مناسب برای ایجاد پارک ها و تفرج گاههای کوهستانی بر پایه ملاحظات اجتماعی و زیست محیطی فراهم آورد. این پژوهش با هدفی کاربردی به منظور دستیابی به ضوابط پایداری اجتماعی و محیطی در طراحی پارک های کوهستانی، به بررسی این ضوابط در پارک فردوسی به عنوان نمونه ای موفق از یک پارک کوهستانیدر کلان شهر تهران می پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بر اساس تحلیل محتوا می باشد که ضمن آگاهی از معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی، ویژگی های آنها با پارک فردوسی مورد مقایسه تطبیقی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهند طراحی این پارک بر اساس معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی با تأکید بر تعاملات اجتماعی، مشارکت شهروندان، ارتباط با طبیعت و هماهنگی با بستر کوهستانی، استفاده از مصالح والگوهای معماری بومی، کاشت گیاهان بومی و کم آب و جلوگیری از اتلاف آب می باشد. شناخت ویژگی های مذکور در پارک فردوسی می تواند به مثابه راهبردی در طراحی فضاهای سبز کوهستانی به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدارباشد.
تحلیل وضعیت مؤلفه های مؤثر بر اجتماع پذیری فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوچه حاج رئیس، بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : حضور یا عدم حضور انسان ها در فضاها و قلمرو های عمومی به عنوان بازنمای رفتار انسان منجر به ظهور نشانه هایی از مشارکت خواهد بود. لذا هدف از پژوهش حاضر، استخراج و شناسایی مؤلفه های مؤث ر ب ر اجتماع پذیری فضاهای عمومی؛ تحلی ل و تبیی ن همبس تگی روابط میان آن ها، تأیید مدل پیشنهادی و در نهایت نیز ارزیابی عملکرد اجتماع پذیری مورد مطالعه به تفکیک مؤلفه های تایید شده توسط خبرگان است. داده و روش : پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی تحلیلی و از روش کمی جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. به منظور گردآوری ادبیات نظری، شناسایی و استخراج مؤلفه های مؤثر بر اجتماع پذیری فضاهای شهری از مرور منابع دست اول استفاده شده است. بخش میدانی با استفاده از پرسش نامه و آزمون مدل به روش آزمون دو جمله ای در نرم افزار SPSS و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار Lisrel انجام شده است.جامعه آماری این پژوهش کل جمعیت شهر بوشهر؛ 252 هزار نفر و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران برابر با 150 نفر است. روش نمونه گیری هدفمند بوده است و شهروندانی انتخاب شده اند که تجربه ادراک کوچه حاج رئیس را در طول زمان داشته اند. یافته ها : شاخص های آماری به وضوح نشان می دهد که مدل پیشنهادی به خوبی با داده ها هماهنگ شده است و همان طور که پیش بینی می شد مؤلفه های کالبدی، فعالیتی_اجتماعی و ادراکی_معنایی، تبیین کننده مفهوم اجتماع پذیری هستند و همچنین هر یک از شاخص های نامبرده قادر به سنجش این مؤلفه ها هستند. نتیجه گیری : از میان مجموع مؤلفه های مؤثر بر اجتماع پذیری کوچه حاج رئیس، مؤلفه های دسترسی و ارتباطات، روئیت پذیری، مبلمان اجتماع پذیر، کاربری های فعال، عملکرد فضا در جذب گروه های مختلف سنی و در نهایت انعطاف پذیری، از دیدگاه مراجعه کنندگان در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. در انتها نیز به منظور تغییر وضعیت مؤلفه های نامطلوب پیشنهاداتی ارائه شده است.
بازآفرینی پایدار محله ها و اصلاح ساختارهای فقر شهری با رویکرد آینده پژوهی؛ موردمطالعه، بافت های فرسوده و ناکارآمد کلان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر می کوشد تا پنج پیشران راهبردی ساختار فقر شهری محله های هدف پژوهش را که از طریق فرآیند بازآفرینی قابلیت مدیریت، دست کاری و ردیابی اثر دارند به سیاست های فقرزدا مجهز کرده تا وضعیت کلی ساختار را در محله های مذکور ارتقاء دهد. با توجه به ضرورت اساسی ساماندهی اقتصادمحور فضا، هدف مقاله، بازآفرینی و اصلاح ساختارهای فقر شهری محله های هدف با رویکرد آینده پژوهی است. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی تحلیلی و با توجه به جدیدترین رویکردهای آینده پژوهی، ماهیتاً هنجاری است. پس از تهیه پرسشنامه تحلیل تعادلی آثار متقابل و تعیین شرح حالت های احتمالی و نوع هر حالت (سناریوهای عدم قطعیت)، استخراج قضاوت های کیفی 30 نفر از خبرگان درباره تأثیر متقابل روابط شبکه ای از طریق نظرسنجی دلفی و تجزیه وتحلیل الگوریتمی داده ها به روش CIB در نرم افزار Scenario Wizard امکان پذیر شد. با توجه به وسعت ماتریس و ابعاد آن به اندازه (15 در 15)، نرم افزار سناریو ویزارد 3657 سناریو ترکیبی را بر اساس داده های وارد شده پرسشنامه تحلیل و تعداد پنج سناریو قوی یا محتمل، 14 سناریو با سازگاری بالا (سناریوهای باورکردنی) و 28 سناریو ضعیف (سناریوهای ممکن) را گزارش دادند که در نهایت پس از صحه گذاری و اعتبارسنجی توسط خبرگان، چهار سناریو با عناوین M-A، M-Sh، H-HA، Z-S.J به صورت توصیفی نام گذاری شدند. در پایان با استفاده از کلان روندهای موضوعی که به عنوان ابزارهای فنی مداخلات اقتصادی آینده مبنا در فرآیند بازآفرینی معرفی شده اند، برای هر پیشران، سیاست های فقرزدا در قالب اقدامات موضوعی مبتنی بر سناریوی مطلوب، برای اصلاح ساختارهای فقر شهری کلان شهر اهواز تدوین و پیشنهاد شدند.
شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه منطقه ای با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی منطقه ای به عنوان کوششی مشارکتی برای سیاست گذاری، سازماندهی، بهره برداری و استفاده بهینه از منابع و پتانسیل های منطقه ای، متناسب با نیازها و اولویت ها، در جهت بالابردن سطح زندگی مردم منطقه تعریف شده است. هدف پژوهش حاضر علاوه بر شناسایی عوامل و پیشران های کلیدی مؤثر در توسعه استان کرمانشاه، شناسایی و تحلیل روابط بین این عوامل با رویکرد آینده نگاری بوده و سناریوهای محتمل و مطلوب در توسعه استان را شناسایی و تحلیل می نماید. جهت تجزیه وتحلیل و پردازش داده ها، از تکنیک های آینده پژوهی از جمله؛ تکنیک دلفی، تحلیل اثرات متقابل ساختاری و سناریونویسی، استفاده شده است. برای جمع آوری داده های مورد نیاز، 38 عامل و متغیر اثرگذار در توسعه استان در ابعاد پنج گانه توسعه منطقه ای (سیاسی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی و طبیعی) در طراحی پرسش نامه محقق ساخته، استخراج گردید. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری) متغیرها در محیط نرم افزار «MICMA» امتیازدهی و تحلیل شدند. در نهایت عوامل پیشران و کلیدی توسعه منطقه ای با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، انتخاب گردیدند. نتایج رتبه بندی متغیرها و پیشران های مؤثر در توسعه استان کرمانشاه نشان داد که متغیرهای: پایین بودن شاخص های توسعه انسانی، عدالت محوری در خدمت و ارتقای منابع انسانی، میزان رشد بیکاری، زیرساخت ها و خدمات توسعه گردشگری (طبیعت گردی، مذهبی، دفاع مقدس و ...)، ارتباط با همسایگان خارجی (تقابل همکاری)، ارتقای امنیت مرزها در همکاری با استان های همجوار هم مرز کشور عراق، وجود پتانسیل های اقتصاد مرزی، مزیت های نسبی استان در زمینه های اقتصادی به ویژه نفت، گاز، بازرگانی به عنوان 8 متغیری هستند که بیشترین امتیاز را کسب کرده اند. همچنین متغیر پایین بودن شاخص های توسعه انسانی و ارتقای امنیت مرزها در همکاری با استان های همجوار هم مرز کشور عراق، به عنوان موثرترین پیشران ها انتخاب شده اند. در مجموع نتایج سناریونویسی «ویزارد» نشان داده است که تعداد 2 سناریوی قوی، 21 سناریوی باورکردنی و 68 سناریوی ضعیف برای توسعه استان کرمانشاه وجود دارد.
تبیین الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فضای شهرها بسیاری از الگوهای مدیریتی دچار تغیرات اساسی شده است. به همین خاطر لازم است الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهرها تبیین شود. هدف از تحقیق حاضر، تبیین الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران در کلیه ابعاد می باشد. مقاله حاضر به عنوان یک ارزیابی تحلیلی و با ارائه رویکردهای متنوع بر اساس غنا و تنوع مفهومی در حوزه های علوم اجتماعی، اقتصادی، برنامه ریزی و توسعه شهری از رویکرد سیستمی بهره مند شده و سعی بر آن دارد، ضمن معرفی حکمرانی شهری و نظریات آن، الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران را تبیین کند. در همین راستا، مقاله حاضر که به لحاظ هدف کاربردی و اطلاعات آن به روش اسنادی فراهم آمده سعی در تبیین این موضوع دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که امروزه اداره کلان-شهر تهران با توجه به مقطع حساسی که در آن قرار گرفته است، عرصه آزمون و خطا نیست؛ زیرا مستقیماً با سرنوشت شهروندان سروکار دارد. بنابراین لازم است با نهایت دقت و ظرافت و محاسبات علمی الگوی حکمروایی شایسته در ابعاد فضایی– سیاسی کلان شهر تهران پیاده سازی شود. نتایج الگوی شهر تهران گویای آن بود که بهترین الگو برای شهر تهران الگویی است که مشارکت شهروندی را در نظر گرفته، عدالت فضایی و سیاسی شهر را مد نظر قرار دهد و ضمن توجه به کل نواحی شهری و محلات شهر تهران، دارای رویکردی پایین به بالا باشد. این الگو می تواند تا حدود زیادی از انواع هزینه های تحمیلی بر شهر حاصل از اجرای خط مشی های ناپخته و کژخط مشی های عمومی در عرصه مدیریت شهری، جلوگیری نماید.