مطالعات توسعه پایدار شهری و منطقه ای
مطالعات توسعه پایدار شهری و منطقه ای دوره 6 زمستان 1404 شماره 3 (پیاپی 22)
مقالات
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بررسی عوامل موثر بر نرخ بیکاری به عنوان یکی از مهم ترین نماگرهای اقتصاد کلان، یکی از موضوعات مورد بررسی توسط بسیاری از محققان، پژوهشگران و سیاست گذاران بوده است. وجود یک رابطه پایدار و متعادل بین تورم و بیکاری برای حفظ رقابت بین المللی در اقتصاد بسیار مهم و اساسی است. تورم کنترل نشده می تواند با افزایش هزینه های تولید، کاهش رقابت پذیری صادرات و جذب کم تر سرمایه گذاری خارجی، رقابت پذیری کشور را تا حد زیادی کاهش دهد. با توجه به اهمیت موضوع، هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیرات نامتقارن تورم بر نرخ بیکاری در عراق است. روش تحقیق: در این مطالعه برای بررسی تاثیرات نامتقارن تورم بر نرخ بیکاری در عراق از روش رگرسیون چندکی طی دوره زمانی 1995 تا 2023 استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نرخ تورم تاثیر مثبت و معناداری بر نرخ بیکاری داشته است و در چندک های بالای نرخ بیکاری، این اثرات تقویت شده است. همچنین براساس نتایج، اثرات تورم بر نرخ بیکاری در عراق متقارن بوده است. طبق این نتایج، می توان نتیجه گرفت منحنی فیلیپس که نشانگر رابطه معکوس بین تورم و نرخ بیکاری می باشد، در کشور عراق مورد تایید نمی باشد. بنابراین برای بهبود نرخ بیکاری باید از سیاست های طرف عرضه استفاده گردد و از سیاست های طرف تقاضا دوری کرد.
تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخص های E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آب و حکمرانی آب در سال های اخیر توجه زیادی را به عنوان یک نگرانی سیاسی به خود جلب کرده است. در پاسخ به درک رو به رشد از بحران آب، ادبیات مربوط به حکمرانی آب در طول دو دهه گذشته به سرعت در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل تاثیرگذاری شاخص های E و L در پایداری و امنیت آب حوزه آبخیز سامیان است. روش شناسی: در این پژوهش از شاخص های زیست محیطی و شاخص زندگی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. معیار محیط زیست بر فشار زیستمحیطی، سطح پوششگیاهی و درصد مناطق حفاظتشده در حوزه آبخیز تمرکز دارد.پارامترهای معیار زندگی مربوط به کیفیت زندگی بشر است و استاندارد زندگی و شاخص توسعه انسانی را در حوزه آبخیز ارزیابی میکند پارامتر فشار با تغییر درآمد سرانه در دوره مورد مطالعه مشخص می گردد. به عبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می کند. نتایج و یافته ها: است نتایج استانداردسازی شاخص زیست محیطی نشان داد که بیش ترین امتیاز مربوط به زیرحوزه 7 با مقدار یک و کم ترین میزان مربوط به زیرحوزه 5، 10، 14 و 27 است. براساس نتایج استانداردسازی شاخص توسعه انسانی نشان داد که بالاترین میزان توسعه انسانی مربوط به زیرحوزه های 1، 4، 5، 11، 15، 17، 24 و 27 است. کم ترین میزان توسعه انسانی نیز مرتبط به زیرحوزه های 12، 13، 18، 19، 21، 22 و 25 می باشد در نهایت پیشنهاد می گردد از آزمون و استفاده از سایر روش های تخمین شاخص امنیت آب (WSI)، در مطالعات آتی توصیه می گردد.
تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی در شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به طور قابل توجهی، محققان ارتباط ثابتی بین قصد راه اندازی کار و نیات آموزش کارآفرینی پیدا کرده اند. با این حال، علیرغم مزایای آموزش کارآفرینی، بسیاری از افراد فاقد دانش کارآفرینی به راه اندازی شرکت های جدید ادامه می دهند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینانه در پارک علم و فناوری شهر کرمان است. روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها نیز از نوع توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش ، 150 کارآفرین شرکت های دانش بنیان زیرمجموعه پارک علم و فناوری شهر کرمان می باشد که 102 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود که پس از جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS18 و SmartPLS4 انجام شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های مدل پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر و معنی داری رابطه بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه به ترتیب برابر با 917/0 و 780/55 بود، از این رو رابطه معنی دار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه وجود دارد. همچنین این ضرایب در رابطه بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی برابر با 521/0 و 403/7 بود، لذا رابطه معنی دار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی وجود دارد. در نهایت ضرایب رابطه بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی برابر با 483/0 و 881/6 بود، از این رو رابطه معنی دار و مثبتی بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود با تدوین استانداردهای شرکت های موفق، و بررسی عملکرد دوره ای کسب و کارهای نوپا براساس استانداردها و ارائه خدمات مشاوره برای برطرف نمودن انحرافات، احتمال موفقیت کسب و کارهای نوپا را افزایش داد.
بررسی عوامل موثر ژئومورفولوژیکی در مکان یابی بهینه پادگان های نظامی با استفاده از داده های سنجش از دور در محیط GIS (مطالعه موردی: شهرستان خلخال، استان اردبیل)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مکان یابی بهینه پادگان های نظامی یکی از چالش های مهم در برنامه ریزی و توسعه زیرساخت های دفاعی است. انتخاب محل مناسب برای این تأسیسات نیازمند ارزیابی دقیق از عوامل مختلف محیطی، استراتژیک و اجتماعی است تا علاوه بر تأمین امنیت، تأثیرات منفی بر منابع طبیعی و جامعه کاهش یابد. بدین منظور در این پژوهش، مکان یابی بهینه پادگان های نظامی در شهرستان خلخال با استفاده از داده های سنجش از دور و مدل فرایند تحلیل شبکه ای(ANP) در محیط GIS انجام شد. روش شناسی : برای این منظور، ۱۲ متغیر مؤثر شامل فاصله از رودخانه، زمین شناسی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از شهر و جنس خاک در نظر گرفته شد. داده های مورد نیاز از منابع مختلف نظیر تصاویر سنجنده ASTERپایگاه داده GLC-FCS30D، تصاویر ماهواره ای Sentinel-2 و نقشه های زمین شناسی استخراج شدند. در فرایند ANP، ابتدا معیارها در دو خوشه طبیعی و انسانی دسته بندی شده و سپس با انجام مقایسات زوجی در نرم افزار Super Decisionsوزن نسبی معیارها تعیین گردید. در ادامه، سوپرماتریس اولیه، وزنی و نهایی تشکیل شد تا وزن نهایی معیارها مشخص شود. نتایج و یافته ها : نتایج نشان داد که مناطق با پوشش گیاهی متوسط، شیب کم تر از ۱۰ درجه، خاک های استپی قهوه ای و زمین های بایر، گزینه های مطلوب تری برای استقرار پادگان ها محسوب می شوند. همچنین، فاصله مناسب از گسل ها، رودخانه ها و سکونتگاه های انسانی به عنوان عوامل کلیدی در تصمیم گیری لحاظ شدند. تحلیل نقشه های ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی نشان داد که نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به دلیل دسترسی مناسب به زیرساخت ها و شرایط محیطی پایدار، بهترین گزینه برای احداث پادگان های نظامی هستند. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه می تواند به بهینه سازی مکان یابی پادگان های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه های زیرساختی و کاهش آسیب پذیری در برابر بلایای طبیعی می شود.
تأثیر سرمایه گذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در کشور عراق
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طی سال های اخیر و با افزایش هزینه های انرژی و همچنین گرمایش جهانی و لزوم توجه بیشتر به محیط زیست، توجه به سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی به شدت افزایش یافته است. انرژی بادی یک فرصت قابل توجه برای رشد اقتصادی است. سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی بادی می تواند سبب بهبود اشتغال شود، سرمایه گذاری را جذب کند و فعالیت های اقتصادی را در مناطقی که منابع بادی فراوان است تحریک کند. در نتیجه، مطالعه تأثیر انرژی بادی بر رشد اقتصادی برای باز کردن پتانسیل کامل منابع انرژی تجدیدپذیر، هدایت توسعه پایدار و تقویت اقتصاد سبزتر و انعطاف پذیرتر برای نسل های آینده ضروری است. با توجه به اهمیت و جایگاه انرژی های تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی در سال های اخیر و مزایای عمده آن ها نسبت به انرژی های فسیلی و خلا مطالعاتی کنونی برای پژوهش هایی از این قبیل در عراق، هدف این پژوهش بررسی اثرات سرمایه گذاری در انرژی بادی بر رشد اقتصادی عراق می باشد. روش شناسی: برای بررسی تأثیر سرمایه گذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در عراق از سال 1995 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفه های توزیعی ARDL استفاده شده است. این روش ها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاه مدت متغیرها را فراهم می کنند و امکان تجزیه و تحلیل تاثیر سرمایه گذاری در انرژی بادی و دیگر متغیرهای مورد بررسی بر رشد اقتصادی را می دهند. یافته ها و نتیجه گیری : یافته های این مطالعه نشان داد که سرمایه گذاری در انرژی بادی، تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی در عراق در سطح 90 درصد اطمینان داشته است. همچنین دیگر متغیرهای مورد بررسی از جمله شاخص توسعه انسانی، تجارت خارجی و تشکیل سرمایه ثابت بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق تاثیر مثبت و معنی دار دارد. میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 465/0- و از لحاظ آماری معنی دار بوده است و نشان می دهد که در صورتی وارد شدن شوک به نرخ رشد اقتصادی در طی هر دوره 465/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. بر اساس نتایج، می توان نتیجه گیری کرد که اولویت سیاست های انرژی در راستای افزایش سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر ازجمله انرژی بادی باید باشد.
ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری (مطالعه موردی: ورودی های شهر اردبیل)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ورودی های شهر از جمله عناصر مهم سیما و منظرشهری می باشند. اما هم اکنون شاهد شهرهایی هستیم که اثری از یک فضای ورودی، با خصوصیات مطلوبی که بای د داش ته باشد دیده نمی شود. شهر اردبیل از جمله شهرهای تاریخی دارای هویت و سابقه شهری برجسته به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری می باشد. اما علی رغم ویژگی های ممتاز به لحاظ بار فرهنگی و تاریخی و موقعیت برجسته آن، ورودی های این شهر از مسئله دارترین فضاهای شهری می باشند که با نابه سامانی های متعدد و متنوعی دست به گریبان هستند. ورودی شهر باید نماد چهره و شخصیت شهر باشد این مهم در صورتی محقق می گردد که شاخص های موثر در این زمینه شناسایی و ورودی های مورد نظر بر اساس آن ها سنجیده شوند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی مولفه های موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری ورودی های شهر اردبیل می باشد روش شناسی : پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار می گیرد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که به روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. به منظور ارزیابی مولفه های موثر بر مطلوبیت سیما و منظر شهری از 4 مولفه (کالبدی، زیبایی شناختی، عملکردی و بازنمایی هویت) بهره برده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزارهای LISREL و SPSS استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد که تمامی مولفه های مورد بررسی جزء عوامل موثر مطلوبیت سیما و منظر شهری می باشند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیشتر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کمتر مشاهده گردید، بنابراین فرضیه تحقیق با سطح 95% مورد تایید واقع شد. با عنایت به اینکه همه مولفه های مورد بررسی دارای بار عاملی بیشتر از 4/0 کسب نمودند لذا نتایج حاصل از ضریب مسیر(β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای تحقیق می باشد. همچنین مقدار ضریب شاخص هایRMSEA برابر با (0.074) و ضریب chi-Square (42.36) به دست آمد بنابراین می توان ادعا نمود که مدل تحقیق نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار می باشد.
بررسی و ارزیابی تنش های هیدروپلیتیک ایران در حوضه های آبریز مرزی و نقش آن بر امنیت ملی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تغییر حجم و کیفیت منابع آبی در خاورمیانه سبب بروز تنش های سیاسی و نظامی می شود. این پژوهش به دنبال ارزیابی نقش کم آبی بر تنش های ژئوپلیتیکی ایران با همسایگان می باشد. روش شناسی : داده های پژوهش حاصل مطالعات کتابخانه ای و میدانی با نظرسنجی از 21 کارشناس آشنا به امور هیدرولوژی و علوم سیاسی می باشد. ارزیابی پرسشنامه های پژوهش به کمک روش های مدیریتی تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی و هم چنین روش سناریونویسی در نرم افزارهای اکسپرت چویز، اکسل و سناریوویزارد می باشد. نتایج و یافته ها : نتایج پژوهش حاکی از آن است که براساس روش تاپسیس، حوضه هیرمند با مقدار 91/0 کمترین فاصله را تا راه حل ایده آل دارد و بیانگر آن است این حوضه پرتنش ترین حوضه در حال حاضر و احتمالاً در شرایط مشابه در آینده خواهد بود. هم چنین آینده پروژه های سد سازی ترکیه به احتمال 67% در حالت قابل باور، منجر به وقوع جنگ میان کشورهای درگیر پروژه گاپ خواهد شد که تبعات امنیتی را برای مناطق شرقی ترکیه، عراق، سوریه و مناطق جنوب غرب ایران به همراه دارد و آینده ای پر از تنش برای آن تصور می شود. در بعد مدیریت داخلی نیز علاوه بر تغییرات اقلیمی عوامل داخلی چون مسائل اقتصادی(سرمایه و تکنولوژی)، مدیریت و سیاست گذاری های نادرست بر تاثیرات کمبود منابع آب در کشور دامن زده است.
ارزیابی شرایط آسایش انسانی بر اساس شاخص های زیست اقلیمی (مطالعه موردی: شهر توریستی سی سخت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ویژگی های اقلیمی و اغلب عناصر آن در پراکندگی فضایی و شکل گیری رفتار محیطی جوامع انسانی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند، تا آنجا که امروزه مطالعات و بررسی های بیوکلیمای انسانی و استفاده از توانمندی های مختلف آن پایه و اساس برنامه ریزی های شهری، عمرانی، سکونتگاهی، معماری، جهانگردی و غیره است. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی و تحلیل آسایش انسانی بر اساس مدل ها و شاخص های زیست اقلیمی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از حیث نوع پژوهش کاربردی است. این مطالعه در سال 1403 در شهر سی سخت، با استفاده از داده های اقلیمی مانند دما، رطوبت نسبی، سرعت باد و فشار هوا برای دوره زمانی 1385 تا 1402 انجام شد. داده های مورد نیاز از ایستگاه سینوپتیک سی سخت جمع آوری شد. پس از جمع آوری داده ها، آسایش یا عدم آسایش انسان بر اساس مدل ها و شاخص های زیست اقلیمی ترجونگ، بیکر، فشار عصبی و ترموهیگرومتریک برای فصول مختلف سال تحلیل شد. این تحلیل شامل بررسی تغییرات زمانی و مکانی شاخص ها بود تا مشخص شود که در کدام ماه و ساعات شبانه روز شرایط اقلیمی برای گردشگران مطلوب تر است. در نهایت مدل ها و شاخص ها برای تعیین موثرترین و کارآمدترین روش برای ارزیابی شرایط بیوکلیمایی شهر سی سخت مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. یافته ها و نتایج: بررسی ها نشان داد که سی سخت در طول سال با داشتن تنوع بیوکلیمایی، از شرایط گرم تا بسیار خنکی برخوردار است؛ طی فصول زمس تان و تابس تان از محدوده آسایش زیست اقلیمی خارج است و با آغاز فصول بهار و پاییز در ماه های گذار از سرما به گرما (فروردین) و گرما به س رما (آب ان) اقل یم سی سخت به شرایط آسایش انسانی نزدیک می شود. در مجموع بهار با شرایط منحصر بفرد آسایش انسانی، بهترین فصل برای انجام فعالیتهای محیطی و گردشگری در سی سخت است. همچنین با توجه به ویژگیهای آب و هوایی منطقه مورد مطالعه، روشهای بیکر، فشار عصبی و بعد از آن روش ترجونگ نسبت به دیگر شاخصهای زیست اقلیمی، در ارزیابی شرایط بیوکلیمایی شهر سی سخت مناسبتر و از قابلیت اطمینان بالاتری برخوردارند.
مقایسه تطبیقی بافت های تاریخی (پل ها) شهرهای اردبیل و اصفهان و تأثیر ویژگی های جغرافیایی در ساخت آن ها
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش به بررسی تطبیقی پل های تاریخی اردبیل و اصفهان در دوران صفویه و تأثیر ویژگی های جغرافیایی هر منطقه بر معماری و ساخت این پل ها می پردازد. در دوره صفویه، هر دو شهر اردبیل و اصفهان به عنوان مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران شناخته می شدند. پل ها در این دوره، افزون بر کارکرد عبوری، نقش مؤثری در توسعه ارتباطات، تبادلات اقتصادی و حتی کارکردهای نظامی ایفا می کردند. طراحی و ساخت این پل ها متأثر از شرایط جغرافیایی، اقلیمی، توپوگرافی و منابع در دسترس هر منطقه بوده است. در این میان، بررسی نحوه پاسخ معماران و مهندسان به چالش های طبیعی، نمایانگر میزان انطباق معماری با بستر محیطی است.هدف اصلی این پژوهش، مقایسه ی معماری و ساختار پل های شاخص تاریخی اردبیل و اصفهان و تحلیل تأثیر شرایط جغرافیایی مانند اقلیم، توپوگرافی و منابع آبی بر شکل گیری فرم، مصالح، و کارکرد این سازه هاست. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی نمونه های منتخب، الگوهای معماری منطبق با شرایط محیطی را شناسایی کند. روش شناسی: روش شناسی پژوهش در این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است که بر پایه ی مطالعات کتابخانه ای، تحلیل نقشه ها و تصاویر تاریخی، بازدیدهای میدانی، و بررسی ویژگی های معماری و جغرافیایی پل های شاخص در هر منطقه انجام شده است. ابتدا مشخصات فنی و اقلیمی دو منطقه بررسی شده، سپس پل های برجسته ای همچون «سی وسه پل» و «خواجو» در اصفهان، و «پل یدی گوز» و «پل ابراهیم آباد» در اردبیل به صورت موردی تحلیل شده اند. نتیجه ی این تحلیل ها نشان می دهد که بستر جغرافیایی تأثیری مستقیم بر انتخاب مصالح، شیوه ی ساخت، ارتفاع، عرض دهانه ها و حتی زیبایی شناسی پل ها داشته و همین عامل باعث شکل گیری دو الگوی متفاوت معماری در این دو منطقه شده است. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان می دهد که تفاوت های جغرافیایی موجب بروز تفاوت هایی در طراحی، ساخت و کاربری پل ها شده است. پل های اردبیل متناسب با شرایط کوهستانی و رودخانه های متغیر، ساختاری مقاوم تر دارند؛ در حالی که پل های اصفهان با توجه به بستر شهری و رودخانه زاینده رود، طراحی هایی بازتر، تزیینی تر و با عملکردهای چندگانه ارائه داده اند.
تأثیر ورزش بر روابط اجتماعی گردشگری در فضاهای تفریحی شهری
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در سال های اخیر، توسعه فضاهای تفریحی و ترویج ورزش های عمومی به عنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت روان و تعاملات اجتماعی در جوامع شهری مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، در بسیاری از مناطق شهری ایران، نقش اجتماعی ورزش در فضاهای عمومی و گردشگری کمتر مورد بررسی قرار گرفته و خلأ سیاست گذاری مبتنی بر داده های تجربی احساس می شود. ازاین رو، هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر فعالیت های ورزشی بر روابط اجتماعی در فضاهای تفریحی و گردشگری است تا مشخص شود که چگونه مشارکت در ورزش می تواند بر ارتقای تعاملات اجتماعی، سلامت روان و هویت اجتماعی افراد تأثیرگذار باشد. روش شناسی: : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کاربران فضاهای ورزشی و تفریحی شهری بوده و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار GPower و با درنظر گرفتن سطح معناداری (0.05)، توان آزمون (0.80)، و اندازه اثر متوسط (0.50) برابر با ۱۰۶ نفر تعیین شد.. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته ای جمع آوری شد که شاخص هایی مانند مشارکت ورزشی، کیفیت فضاهای تفریحی، سلامت روانی، روابط اجتماعی، هویت اجتماعی، و تأثیر رسانه های اجتماعی را مورد سنجش قرار می داد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و آزمون های ناپارامتری مانند برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون شاپیرو-ویلک و مان ویتنی استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که مشارکت ورزشی در فضاهای تفریحی با سلامت روانی (r=0.56, p<0.01) و تمایل به شرکت در رویدادهای ورزشی (r=0.41, p<0.05) رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، تفاوت معناداری بین مردان و زنان در شاخص های "روابط اجتماعی و تعاملات انسانی" و "تأثیر ورزش بر هویت اجتماعی" مشاهده شد (p<0.05). به طور کلی، فعالیت های ورزشی در فضاهای تفریحی می توانند تأثیر مثبتی بر سلامت روان، تعاملات اجتماعی، و رضایت افراد داشته باشند. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده به بررسی عوامل مؤثر بر تعاملات اجتماعی و نقش رسانه ها در ترویج ورزش بپردازند.
تدوین اصول طراحی شهری انرژی محور با تأکید بر رویکرد LEED-ND (مطالعه موردی:کوی ولیعصر شهر تبریز)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهرها حدود سه چهارم از انرژی اولیه جهان را مصرف می کنند و نزدیک به 60% از انتشار گازهای گلخانه ای جهان را به خود اختصاص داده اند. بنابر گزارش آژانس بین المللی انرژی، در حال حاضر حدود 15% از جمعیت جهان در وضعیت فقر انرژی به سر می برند که بیانگر آغاز نخستین بحران جهانی انرژی است. با توجه به اهمیت و ضرورت مسأله انرژی در دیدگاه های جهانی و نیز محدودیت های منابع و حفاظت از آن ها این موضوع را به یکی از چالش های عصر حاضر تبدیل کرده است. یکی از چالش های اساسی، فقدان برنامه ریزی و طراحی مؤثر برای محله های جدید و استمرار بهره گیری از الگوهای طرح های جامع و تفصیلی است در پاسخ به این چالش ها، رویکردهای نوینی مبتنی بر اصول توسعه پایدار پیشنهاد شده اند. یکی از روش های ارزیابی میزان پایداری، بهره گیری از تحلیل هایی مبتنی بر شاخص های برگرفته از گواهینامه های زیست محیطی است که در میان طراحان و برنامه ریزان سیستم رتبه بندی، LEED-ND به عنوان رویکردی مبتنی بر بازار برای ترویج پایداری از طریق طراحی، محبوبیت فزاینده ای پیدا کرده است. این چارچوب رویکردی جامع برای طراحی و ارزیابی فضاهای شهری ارائه می کند که بر پایداری، تاب آوری و رفاه اجتماعی اولویت می دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت پایداری در کوی ولیعصر کلانشهر تبریز بر اساس معیارهای LEED-ND و تدوین اصول طراحی شهری کارآمد و متناسب با شرایط بومی این کوی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کمی است به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت نیز، توصیفی می باشد. برای گردآوری اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل از روش های کتابخانه ای و برداشت میدانی استفاده شده است و مدل به کار گرفته شده جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، مدل LEED-ND است که در این پژوهش 16 معیار و شاخص جهت سنجش انتخاب شده است. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد کوی در سطح نقره ای قرار دارد با توجه به کمبود منابع انرژی، افزایش جمعیت و مصرف انرژی، این کوی نیازمند تدوین اصول طراحی شهری می باشد تا بتواند به اهداف پایدار نزدیک تر شود. نتایج نشان می دهد محدوده امتیاز شاخص های حفاظت از شیب های تند، مراکز محله ای مختلط، دسترسی به امکانات تفریحی، خیابان های درخت دار و سایه دار و مدارس محله را کامل بدست آورده است که نیازمند حفظ و تقویت این شاخص ها می باشد و برای سایر شاخص ها جهت دستیابی به امتیاز لازم باید اقداماتی صورت گیرد.
ارزیابی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی- اداری فضا در شهر کاشان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه شاهد آن هستیم که در کشورهای توسعه یافته و اکثر کشورهای در حال توسعه جهان، مناطق شهری و کلانشهری مانند بقیه مراکز سکونتی از نظم های جغرافیایی و مدیریتی رسمی و تعریف شده برخوردار هستند. این نوع نهادهای مدیریتی، وظیفه تدوین سیاست توسعه یکپارچه منطقه شهری و کلانشهری و ایجاد هماهنگی بین برنامه ها، سیاست ها و اقدامات نهادهای مدیریتی تأثیرگذار در توسعه شهری را عهده دار می باشند. بنابراین مدیریت شهرها از حساسیت و پیچیدگی های ویژه ای برخوردار است. این نوع پیچیدگی ها در بیشتر نظام های مدیریتی وجود دارد. در واقع می توان گفت مدیریت شهری نوعی کوشش جهت اداره پدیده پیچیده و سیستمی شهر به شمار می رود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی اداری فضا در شهر کاشان و با استفاده از روش دیمتل فازی انجام گرفته است. روش شناسی : بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر مدیریت سیاسی اداری فضا در شهر کاشان و با استفاده از روش دیمتل فازی انجام گرفته است. برای رسیدن به این مقصود، چهار عامل سیاسی امنیتی، جغرافیایی ارتباطی، اجتماعی فرهنگی و قانونی و 23 شاخص اثرگذار بر مدیریت سیاسی فضا در شهر کاشان استخراج گردید. یافته ها و نتایج : یافته ها ی پژوهش نشان می دهد عامل قانونی که بیشترین مقدار D+R را دارا می باشد، بیشترین تعامل را با سایر ابعاد دارد و نیز عامل اجتماعی فرهنگی که از بیشترین مقدار D-R برخوردار می باشد، بیشترین تأثیر (نفوذ) را بر سایر ابعاد دارد. همچنین در زمینه تعامل و رابطه میان دولت و مدیریت شهری در شهر کاشان شاخص قوانین موجود و شاخص روحیه همکاری جویی که به ترتیب دارای بیشترین مقدار D+R و D-R هستند، بیشترین تأثیر (نفوذ) را بر سایر شاخص ها بر جای گذاشته اند.
تحلیل تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعات نشان می دهند طی سال (های) اخیر اختلالات روانی در جوامع مختلف افزایش یافته است. با توجه به پیوستگی علوم انسانی، بررسی توأم عوامل اقتصادی- اجتماعی می تواند توصیه(های) سیاستی مهمی در بر داشته باشد. از این رو این پژوهش با هدف تعیین تاثیر عوامل اجتماعی- اقتصادی بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل دارد. روش شناسی : پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش(های) میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده(ها) از نرم افزارSPSS وSMART PLS3 و آزمون های آماریTتک نمونه ای و ضریب تاییدی مسیر در نرم افزار SMART PLS استفاده شده است. یافته ها و نتایج : با توجه به یافته های پژوهش براساس مدل ساختاری، آماره T-Value برای تمامی متغیر(ها) بیشتر از (96/1) می باشد و در سطح اطمینان95/. معنادار است. و میزان واریانس تعدیل شده (AVE ) ) برای متغیر اقتصادی(331/.) و متغیر اجتماعی(428/.) می باشد و ارتباط معناداری بین عوامل اقتصادی – اجتماعی با سلامت روان بیماران دارد که بیشترین تاثیر مثبتی که عوامل بر سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گذاشته است مربوط به عوامل اجتماعی می باشد و در ارتباط با عوامل اقتصادی نیز با اینکه این ارتباط معنادار است به صورتی که هرچقدر عوامل اقتصادی و شرایط رفاهی بیماران بهتر باشد از سلامت روان بیشتر و در بیمارانی که از قشر پایین جامعه مورد مطالعه قرار گرفته اند این تاثیر به صورت منفی بوده است و باعث افزایش بیماری روحی و روانی در افراد گردیده است. براساس یافته (های) پژوهش و نظرات پاسخگویان میانگین تمامی گویه (های) عوامل اقتصادی - اجتماعی کمتر از میانگین تجربی(3) بوده است که نشان دهنده عدم رضایت از زندگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی بیماران مغز و اعصاب و روان می باشد و این عوامل در نهایت باعث افزایش استرس و پرخاشگری و کاهش سلامت روان در بین شهروندان و افزایش چند برابری بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل گردیده است.
مقایسه روش های AHP و TOPSIS در پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گندم به عنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا می کند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکان یابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویت های اصلی در بخش کشاورزی محسوب می شود. هدف این پژوهش مقایسه روش های AHP و TOPSIS به منظور پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است. روش شناسی: در این تحقیق از داده های بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش داده ها در محیطGIS ، نقشه لایه های اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیار ها از روش AHP و برای اولویت بندی گزینه ها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با هم پوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج حاصل از تحلیل داده ها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانه دهی با وزن 106/0 مهم ترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویت بندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیک ترین گزینه به ایده آل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
ارزیابی الگوی توزیع فضایی ایستگاه های اتوبوس در شهر مشهد
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: توجه به حمل و نقل عمومی یکی از مهم ترین مسئله در توسعه پایدار است. دسترسی به ایستگاه اتوبوس یکی از اجرای یک سیستم حمل و نقل موفق است. با عنایت به اینکه شهر مشهد دارای گردشگری مذهبی می باشد که سالیانه زائران زیادی از تمام نقاط جهان به این شهر سفر می کنند. از این رو هدف پژوهش ارزیابی الگوی رتوزیع فضایی ایستگاه های اتوبوس در شهر مشهد می باشد. روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و یافته های تحقیق از نرم افزار GIS (میانگین نزدیکترین همسایگی، خوشه بندی کم و زیاد، خود همبستگی فضایی شاخص موران، تحلیل شبکه) بهره برده شده است. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد نسبت میانگین نزدیک ترین همسایگی بیانگر حالت خوشه ای و مقدار G برابر با صفر بوده لذا مطرح کننده الگوی خوشه بندی زیاد می باشد. با توجه به اینکه مقدار شاخص موران 0.65 و امتیاز z بالاست و P-value کوچک می باشد از این رو داده ها دارای خود همبستگی فضایی می باشد. نهایتا خروجی حاصل از تحلیل شبکه و دسترسی خدمات نشان داد در اغلب موارد ایستگاه های اتوبوس در شهر مشهد با فاصله 400 متری قرار دارند و از لحاظ موقعیت کاربری (در محدوده اداری- تجاری و هسته شهری) که دارای فاصله استاندارد هستند استقرار یافته اند.
بررسی نقش مؤلفه های فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در فضاهای آموزشی مهد کودک
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش جدید، نحوه معماری فضاهای آموزشی است. به گونه ای که در طراحی یک فضای معماری، اصول معماری در ارتباط با کاربرد آن مکان مد نظر قرار می گیرد. در این راستا استفاده مناسب از برخی عناصر بصری از جمله فرم و رنگ است حایز اهمیت است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در محیط آموزشی مهدکودک انجام گرفته است روش شناسی : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانه ای و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش 100 نفر از مربیان مهد کودک و 30 نفر از کودکان مدارس شهر اردبیل می باشد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss بهره برده شد. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد کودکان علاقه ای زیادی به رنگ ها دارند و رنگ ها به خوبی در ذهنشان می مانند و می توانند در حالات روحی افراد و همچنین کودکان اثرگذار باشند. از این رو رنگ ها می توانند به عنوان یک متغیر وابسته در طراحی محیط مهدکودک در بهبود عملکرد روانی فضا و فرم ها به عنوان یک متغیر وابسته در بهبود عملکرد فیزیکی فضا تأثیرات بسزایی در کمک به افزایش ادراک حسی کودک و شناخت محیط عمل کنند. معماری فضای مهدکودک باید به گونه ای باشد که فضایی آرام و شادی بخش را برای رشد و افزایش خلاقیت کودکان فراهم کند و انگیزه نوآوری و عملی کردن تخیلاتشان را بیشتر کند. نتایج حاکی از پژوهش بیانگر این امر می باشد که شناخت ویژگی های فردی کودکان و عوامل مختلفی چون رنگ، فرم و فضاهای مختلف تاثیر بسزایی در ایجاد خلاقیت و تقویت هوش کودکان دارد.
تحلیل شاخص های زیست پذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالش های قابل توجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه به منظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنه های مختلف شهری شامل بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویت بندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامه ریزی هدفمند فراهم آورد. روش شناسی : این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از داده های اسنادی و میدانی انجام گردید. داده های میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمع آوری و پس از پردازش در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. شاخص های کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساخت وساز، شبکه حمل ونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با به کارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبه بندی شدند. یافته ها و نتایج : یافته ها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجه اند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوب تری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایین ترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.
نقش سرمایه فرهنگی در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر دره شهر
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امنیت اجتماعی مفهومی چند بعدی و پیچیده است که به طور مستقیم بر روند توسعه و تعالی هر جامعه تأثیر می گذارد. بی تردید، هیچ عاملی در پیشبرد فرآیند پیشرفت، توسعه و تکامل جوامع و نیز در شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی، مهم تر از ایجاد و تقویت احساس امنیت و تأمین آرامش در بستر اجتماعی نیست. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در میان زنان ساکن شهر دره شهر است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای بود که بر روی نمونه ای ۳۶۵ نفری از زنان ۱۹ سال به بالا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای اجرا شد. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS وSmart PLS انجام گرفت. یافته ها و نتایج: یافته ها نشان داد که میانگین احساس امنیت اجتماعی در میان زنان متوسط رو به پایین است. همچنین، سرمایه فرهنگی و ابعاد آن (تجسم یافته، عینیت یافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار و مثبتی دارند. بر اساس یافته ها، احساس امنیت اجتماعی با وضعیت تأهل، اشتغال و میزان تحصیلات تفاوت معناداری دارد، اما با متغیر سن رابطه ای معناداری مشاهده نشد. سرانجام، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مستقل توانسته اند ۲۴ درصد از تغییرات احساس امنیت اجتماعی زنان را تبیین کنند. توصیه می شود سیاست گذاران و مدیران محلی با تقویت سرمایه فرهنگی زنان، از طریق توسعه فرصت های آموزشی، فرهنگی و مشارکت اجتماعی، زمینه ارتقای احساس امنیت آنان را فراهم کنند.
تأثیر منطقه ای سقف شیشه ای بر شاخص های کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منطقه ای پدیده سقف شیشه ای بر شاخص های کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب (مصر، ایران، اردن، لبنان، عمان، قطر و ترکیه) طی بازه زمانی 2008 تا 2024 انجام شده است. سقف شیشه ای به عنوان مانعی نامرئی که زنان را از دستیابی به جایگاه های ارشد مدیریتی و فرصت های کارآفرینانه بازمی دارد، در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف، تحلیل پویایی های این محدودیت ها و تأثیر آن ها بر شاخص های کلیدی مانند مشارکت پارلمانی، دستمزد، مشارکت اقتصادی، برابری جنسیتی، پست های مدیریتی و هیئت مدیره است. روش بررسی: این مطالعه از روش پانل بردار خودرگرسیونی کوانتایل (QVAR) مبتنی بر چارچوب دیبولد و ییلماز (2012) استفاده کرده است. داده های سالانه برای متغیرهای ذکرشده جمع آوری و با ایجاد شاخص ترکیبی استانداردسازی شدند. تحلیل در کوانتایل های 25، 50 و 75 انجام شد تا اتصال و سرریز نوسانات بین متغیرها در شرایط مختلف (باثبات، متوسط و پرنوسان) بررسی شود. همچنین، از رویکرد پنجره غلتان برای تحلیل پویایی های زمانی و آزمون های ریشه واحد برای اطمینان از ایستایی داده ها استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سقف شیشه ای در شرایط بحرانی (مانند سقوط قیمت نفت ۲۰۱۴-۲۰۱۶) و رونق (اصلاحات حقوق زنان ۲۰۱۸) تأثیر منفی قابل توجهی بر کارآفرینی زنان دارد. مشارکت پارلمانی به عنوان دریافت کننده اصلی نوسانات، به ویژه در شرایط بحرانی، آسیب پذیر است، در حالی که متغیرهای هیئت مدیره و شاخص برابری جنسیتی نقش انتقال دهنده و تثبیت کننده دارند. الگوی U-شکل شاخص کل سرریز (TCI) تأیید می کند که اتصال متغیرها در شرایط میانی کاهش و در شرایط بحرانی و رونق افزایش می یابد. کشورهای لبنان و ایران آسیب پذیری بیشتری نشان دادند، در حالی که قطر و عمان مقاومت نسبی داشتند. برای کاهش اثرات سقف شیشه ای، پیشنهاد می شود در ایران و لبنان برنامه های مربیگری زنان کارآفرین اجرا شود، در لبنان و مصر سهمیه زنان در پارلمان افزایش یابد، شرکت ها در ایران و ترکیه فرهنگ سازمانی حامی زنان را توسعه دهند، در ایران و اردن آموزش عمومی برای کاهش کلیشه های جنسیتی اجرا شود، و پایگاه های داده محلی برای جمع آوری داده های دقیق تر تقویت شود.
تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمّی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژه ای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژه های "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیل های ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقه بندی می شوند: ارزش های علمی و ذاتی، ارزش های آموزشی، ارزش های اقتصادی، ارزش های حفاظتی و سایر ارزش ها که تقریباً کلیه ویژگی های ژئوتوریسم را پوشش می دهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایت های اولیه برای سنجش برنامه ریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آن ها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شده است. ارزش های اصلی شامل ارزش های علمی و آموزشی، ارزش های زیبایی و منظره ی دید و ارزش های حفاظتی است و ارزش های مکمل نیز شامل ارزش های عملکردی و ارزش های گردشگری می باشند. نتایج و یافته ها : نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدل ها می توان نتیجه گیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد می گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیق تر، از هوش مصنوعی نیز بهره برداری شود.
بازآفرینی شهری به مثابه بستری برای برندسازی شهری: تحلیلی بر ظرفیت های موجود شهر دهدشت
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بازآفرینی شهری به عنوان یک راهبرد کلیدی، توانایی احیای بافت های فرسوده و ارتقای هویت و جایگاه رقابتی شهرها را دارد. هدف از این پژوهش، تحلیل ظرفیت های بازآفرینی شهری در شهر دهدشت و تبیین پیوند آن با فرآیند برندسازی شهری است. دهدشت به عنوان شهری که تاکنون فاقد شاخص های برجسته شهرت شهری بوده، نیازمند بهره گیری از ظرفیت های بازآفرینی برای ارتقای جایگاه هویتی و رقابتی خود است. مرور ادبیات نشان می دهد که مطالعات پیشین عمدتاً بر کلان شهرها و شهرهای دارای برند تثبیت شده متمرکز بوده و خلأ معناداری در بررسی ارتباط میان بازآفرینی شهری و برندسازی در شهرهای کوچک و کمترشناخته شده وجود دارد. روش شناسی : پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی–تحلیلی بهره می برد و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و مستندات، مرور ادبیات داخلی و بین المللی و جمع آوری داده های تجربی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۵۰ نفر از کارشناسان برنامه ریزی شهری، مقامات محلی و ساکنان مطلع است. داده ها با استفاده از کدگذاری محتوایی تحلیل و ابعاد چهارگانه بازآفرینی شهری شامل کالبدی–محیطی، اقتصادی، اجتماعی–فرهنگی و سیاستی–مدیریتی در ارتباط با مولفه های برندسازی شهری شامل حکمرانی نهادی کارآمد، تأمین مالی پایدار، مشارکت فعال ذی نفعان و جهت گیری سیاستی هماهنگ بررسی شدند. نتایج و یافته ها : تحلیل داده ها نشان می دهد که بازآفرینی شهری می تواند بسترهای لازم برای تحقق ابعاد چهارگانه برندسازی شهری را فراهم کند. به ویژه احیای بافت تاریخی بلادشاپور، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای زیرساخت های شهری همراه با تقویت ظرفیت های فرهنگی–اجتماعی و مدیریت مشارکتی، امکان شکل گیری تصویری رقابتی از دهدشت را در سطح منطقه ای و ملی مهیا می سازد. بر این اساس، حتی شهرهایی با شاخص های پایین شهرت شهری نیز می توانند از طریق برنامه ریزی هدفمند و استراتژی های یکپارچه، جذابیت خود را برای ذی نفعان داخلی و خارجی افزایش داده و جایگاه شهری خود را ارتقا دهند.
تحلیل ظرفیت کاهش حرارتی بر اساس فضاهای سبز در شهر مراغه با استفاده از مدل سرمایش شهری
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : با توجه به افزایش دمای جهانی و تشدید اثر جزیره حرارتی شهری ، گسترش پوشش گیاهی می تواند از شدت این پدیده بکاهد و محیطی سالم تر و پایدارتر را برای ساکنان شهرها فراهم کندبه طور کلی مناطق سبز در شهرها رویکردی مؤثر برای کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری و ایجاد آسایش برای ساکنان می باشد. بهبود شرایط ریزاقلیمی در محیط های شهری بیشتر تحت تأثیر تبخیر و تعرق است. به عبارتی با کاهش پوشش گیاهی و تغییرات کاربری زمین مرتبط است. روش شناسی: در این مقاله با استفاده از مدل سرمایش شهری به بررسی تاثیرات فضاهای سبز بر روند کاهش اثرات جزایر حرارتی در شهر مراغه پرداخته شد. با توجه به ماهیت موضوع، هدف پژوهش کاربرد ی و روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش به منظور پایش تغییرات کاربری شهری در بازه زمانی 1363تا 1401 تصاویر ماهواره لندست با پیکسل سایز 30×30 استفاده شده است برای بررسی میزان خنک کنندگی در شهر مراغه از مدل سرمایش شهری در نرم افزار Invest استفاده شده است. نتایج و یافته ها : در سال 1363 در کلاس 0.83 تا 0.90 برابر با 19.5 درصد ،در سال1383 در کلاس 0.60 تا 0.93 برابر با 19.87 . درصد و در کلاس 1401 در کلاس 0.59 تا 0.83 برابر با 20.65 درصد توانسته جزایر گرمایی را کاهش دهد .با توجه به نتایج به دست آمده از مدل سرمایش شهری مشاهده شد که در هر سه دوره شهر مراغه در کاهش جزایر گرمایی وضعیت چندان مطلوبی نداشته است. با توجه به نقشه های کاربری اراضی سه دوره الگوی رشد شهر مراغه از الگوی رشدی پراکنده و افقی ناموزون با تخریب زمین های باغی و حاصلخیز کشاورزی و جایگزین شدن آنها با بافت محله های پراکنده و نامنسجم شهری و روستایی تبعیت نموده است که این با توجه به از بین رفتن باغات وپوشش های گیاهی اطراف شهر جزایر حرارتی در شهر گسترش روز افزون داشته است. صرفه جویی انرژی ناشی از کاهش جزایر گرمایی شهری را براثر زیرساخت های سبز شهری در سال 1363 در شهر مراغه 10626 مگاوات برای سال 1383برابر با 19252مگاوات و در نهایت برای سال 1401برابر با 36234مگاوات بوده است.
بررسی ابعاد فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی: رهیافت هایی از نواحی مرزی استان اردبیل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اکوتوریسم به عنوان رویکردی پایدار در بهره برداری از منابع طبیعی، نقش مهمی در بهبود معیشت و تاب آوری اقتصادی جوامع محلی دارد. در مناطق مرزی، این رویکرد می تواند علاوه بر ایجاد فرصت های شغلی، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی نیز کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ابعاد و مؤلفه های فرهنگی-اجتماعی اکوتوریسم بر توسعه پایدار اقتصادی مرزنشینان استان اردبیل انجام شد. نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بومی بر نواحی مرزی و تحلیل اثرات ابعاد فرهنگی-اجتماعی بر شاخص های اقتصادی پایدار است؛ موضوعی که در مطالعات پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق مرزی استان اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین و با نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری و با نرم افزار SPSS، از طریق تحلیل های آمار توصیفی، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه، بررسی شدند. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های فرهنگی-اجتماعی در سطح همبستگی ساده رابطه مثبت و معناداری با توسعه پایدار اقتصادی دارند. با این حال، در مدل چندمتغیره، آموزش و آگاهی زیست محیطی و اعتماد نهادی قوی ترین اثر مثبت را داشتند، در حالی که نگرش فرهنگی و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معنادار نشان دادند. مشارکت محلی نیز اثر مثبت و معنادار، اما با شدت کمتر نسبت به همبستگی ساده داشت. یافته ها اهمیت سرمایه گذاری در آموزش زیست محیطی، تقویت اعتماد نهادی و ارتقای مشارکت محلی را برای توسعه اقتصادی پایدار برجسته می سازد. همچنین، ضرورت اصلاح رویکردهای فرهنگی و بهبود سرمایه اجتماعی برای همسویی با اهداف توسعه پایدار مورد تأکید قرار گرفت. در مجموع، نتایج این پژوهش می تواند مبنای تصمیم گیری های راهبردی برای طراحی سیاست های اکوتوریسم محور در مناطق مرزی کشور قرار گیرد.
پایش آسیب پذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از تصاویر ماهواره ای استان مازندران
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : امروزه تصمیم گیران در مواجهه با خشکسالی، نگاه مدیریت تلفیقی مدیریت بحران و خطرپذیری را به صورت توأمان مدنظر دارند. تاکنون استان مازندران خسارت زیادی را از ناحیه مخاطره خشکسالی متحمل شده است. از این رو در منطقه مورد پژوهش، تعیین میزان آسیب پذیری و نوع وضعیت خطرپذیری خشکسالی هواشناسی به ویژه در دو دهه اخیر، مسأله اصلی مورد این پژوهش است. روش شناسی: به منظور تعیین وضعیت خشکسالی هواشناسی، در این پژوهش از شاخص بارش استاندارد شده (Standard Precipitation Index) استفاده شد. ابتدا آمار بارندگی ماهانه مربوط به 17 ایستگاه هواشناسی منتخب در منطقه جمع آوری و مورد آزمون صحت، دقت و همگنی داده ها طی دوره مشترک 2000-2020 قرار گرفت. برای هر یک از ایستگاه های مورد نظر، عامل درصد فراوانی وقوع خشکسالی های هواشناسی در مقیاس زمانی سالانه تعیین شد. سپس شاخص خطر خشکسالی DHI (Drought Hazard Index) با اختصاص اوزان و درجات برای هر یک از شدت های مختلف استخراج گردید. همچنین میزان آسیب پذیری خشکسالی هواشناسی با استفاده از شاخص های فیزیکی و اقتصادی اجتماعی محاسبه شد و به دنبال آن پهنه های آسیب پذیر خشکسالی نیز تعیین گردید. در نهایت بر اساس دو عامل استعداد خطر خشکسالی (Drought Hazard Index) و میزان آسیب پذیری (Drought Vulnerability Index)، میزان ریسک یا خسارت خشکسالی(Drought Risk Index) محاسبه شد و سپس پهنه های خطرپذیر خشک سالی هواشناسی تعیین گردید. نتایج و یافته ها : نتایج پژوهش در خصوص وضعیت های خشکسالی نشان داد که شدیدترین خشکسالی ها در سال های 2000، 2008، 2012، 2014، 2016 و 2017 در منطقه به وقوع پیوسته است. بر اساس شاخص خطر خشکسالی، نتایج نشان داد که پهنه شمالی منطقه و قسمتی میانی آن به گستره ای معادل 24 درصد در شاخص SPI، 22 درصد در شاخص VCI (شاخص شرایط پوشش گیاهی) و 28 درصد در شاخص VHI (شاخص سلامت پوشش گیاهی) و 20 درصد در شاخص TCI(شاخص دمای سطحی) از مساحت استان مازندران، مستعد خطر وقوع خشکسالی خیلی زیاد هستند. 35 درصد مساحت استان واقع در شمال استان، آسیب پذیری خشکسالی خیلی زیاد داشته است. هم چنین تقریباً در حدود 55 درصد در شاخص SPI، 44 درصد در شاخص VCI، 43 درصد در شاخص VHI و 48 درصد در شاخص TCI از کل سطح استان، دارای خسارت خشکسالی متوسط تا زیاد بوده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که خطرات و آسیب پذیری ناشی از خشکسالی هواشناسی، استان مازندران را به طور جدی تهدید می کند. نقشه های خطرپذیری خشک سالی هواشناسی می تواند به عنوان ابزار مناسب هشدار دهنده در برنامه اقدامات کاهش خطر برای همه سیاست گذاران، مدیران و ذینفعان منطقه مورد پژوهش باشد. این موضوع، در برنامه ریزی فعالیت های کشاورزی، استفاده بهینه از منابع آب، به ویژه در این استان که معیشت بهره برداران کشاورزی آن به زراعت دیم و آبی نیز وابسته است، اهمیت خاصی دارد.