جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال 15 پاییز 1404 شماره 56 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف از تعیین قلمروهای مناسب فعالیتی آن است که هر قلمرو با توجه به شایستگی ها و مزیت های خود و در چهارچوب سیاست های کلان سرزمینی، در چند رشته از فعالیت های اقتصادی نقش تخصصی ایفا نماید و بر اساس آن با سایر مناطق تعامل برقرار کند؛ لذا در این مطالعه سعی شده است با استفاده از سه گروه شاخص شامل: اقلیم (بارش و درصد تبخیر و تعرق به مجموع بارش سالانه)، آب (وضعیت سرانه آب تجدیدشونده) و دام- مرتع (نسبت دام موجود به دام مجاز و توان اکولوژی مرتع) به تعیین قلمروهای مناسب مرتع داری و پرورش دام سبک در خراسان رضوی پرداخته شود. برای این منظور، داده های آن ها برای 33 شهرستان استان تهیه و به کمک یکی از روش های تصمیم گیری چندمعیاره یعنی «تاپسیس فازی»، اولویت بندی شد و سپس بر اساس آن، قلمروهای مناسب توسعه فعالیت دام سبک، به تفکیک شهرستان ها، تعیین شد. پژوهش حاضر به لحاظ نوع هدف در میان پژوهش های کاربردی و به لحاظ نوع روش در طبقه بندی تحقیقات توصیفی-پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری مورد بررسی شامل 20 نفر از خبرگان و کارشناسان در حوزه های کشاورزی، مرتع داری و پرورش دام سبک در استان خراسان رضوی در سال 1401 بوده است. نتایج مطالعه نشان داد که شهرستان های: چناران، خوشاب، تربت حیدریه، صالح آباد، کوه سرخ، سرخس و قوچان قلمروهای مناسب برای تداوم فعالیت پرورش دام سبک در استان هستند؛ لذا در راستای تداوم این فعالیت در سال های آتی اگرچه شرط لازم با درنظرگرفتن آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی، کاهش تعداد دام در حد مجاز و انجام طرح های مرتع داری جهت بهبود و تقویت مراتع می باشد ولی شرط کافی کاهش وابستگی دام به مرتع است که تنها از طریق اصلاح نژاد و حرکت از دامداری سنتی به سمت دامداری صنعتی به وقوع می پیوندد. در نتیجه با وجود این که هزینه نگهداری دام سبک به شیوه صنعتی بالاست ولی وضعیت مراتع، آب و اقلیم استان دامداران را ناگزیر به حرکت به سوی دامداری صنعتی می نماید.
مدل سازی اثرگذاری گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی (نمونه موردی: شهرستان دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری، می تواند نقش عمده ای در توانمندسازی مردم محلی و تنوع بخشی به رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصت های شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخش های اقتصادی ایفا کند؛ از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثرات گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار می پردازد. پژوهش حاضر از نوع کمّی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای روستاهای شهرستان دامغان به تعداد 30296 خانوار می باشد. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 291 نمونه انتخاب گردید. روش های آماری در این پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی و رگرسیون با استفاده از نرم افزار «SPSS» انجام شده است. علاوه بر این به دلیل نرمال نبودن داده ها، از مدل معادلات ساختاری ( SEM) با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار ( SMART PLS 4 ) استفاده شد. نتایج آزمون آماری همبستگی «کندال توبی» نشان می دهد که بین گردشگری خلاق و توسعه کارآفرینی پایدار روستایی با میزان (664/0) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد به این معنی که هرچه گردشگری خلاق افزایش یابد، توسعه کارآفرینی پایدار نیز افزایش می یابد. همچنین نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان می دهد که گردشگری خلاق با مقدار T (581/10) و مقدار ضریب مسیر (641/0) بر کارآفرینی پایدار روستایی تأثیر مثبتی دارند. علاوه بر این نتایج مدل رگرسیونی گام به گام نشان می دهد که به طور کلی، گردشگری خلاق تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی پایدار دارد به طوری که متغیّر صنایع دستی با (684/0) بیشترین تأثیر و اطلاع رسانی و تبلیغات با (116/0) کمترین تأثیر را بر توسعه کارآفرینی پایدار داشته است. این پژوهش با پر کردن خلأ مطالعاتی در زمینه ارتباط تجربی بین گردشگری خلاق و کارآفرینی پایدار در نواحی روستایی، ارزش افزوده ای به ادبیات توسعه روستایی و گردشگری می افزاید. همچنین یافته ها می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری در حوزه توسعه گردشگری خلاق، برنامه ریزی کارآفرینی و توانمندسازی جوامع محلی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهرهای میانی (نمونه موردی: شهر بهبهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ بهبهان همواره و همه جا با تاریخ آریاگان (ارجان، ارگان) همراه بوده و اساساً یکی شمرده می شود.این شهر با پیشینه تاریخی و لایه های گازی زیرزمینی، مناطق نفت خیز، زمین های کشاورزی مرغوب و وسیع، نرگس زارها و فرآورده های لبنی مرغوب و سایر پتانسیل هایی که دارد، برای حضور در عرصه برندسازی شهری و خلق برندی منحصربه خود برای بهره مندی از مزیت های برندینگ شهری هنوز به جایگاه مناسب خود در این زمینه دست نیافته است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهر بهبهان می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و از نظر نوع و ماهیت، در زمره تحقیقات توصیفی-تحلیلی به شمار می رود. گردآوری داده ها با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی و با ابزار پرسش نامه محقق ساخته صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد بالا 18 سال ساکن در شهر بهبهان تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 374 نفر تعیین گردید؛ روش نمونه گیری به صورت تصادفی بوده است. در بخش یافته های این پژوهش، نتایج حاصل از آزمون های آماری فریدمن و ضریب هم خوانی کندال نشان داد که ویژگی های اجتماعی-فرهنگی، معماری-تاریخی، اقتصادی و زیست محیطی تأثیر معناداری بر فرآیند برندسازی شهر بهبهان دارند (Sig<0.05). در بُعد اجتماعی- فرهنگی، مؤلفه هایی چون امکانات آموزشی و افزایش سرقت، بیشترین تأثیر و عواملی مانند تنوع قومیتی و مذهبی بودن شهر کمترین تأثیر را دارند. در بُعد معماری-تاریخی، برگزاری مسابقات مرتبط با تاریخ شهر و نحوه نگهداری مطلوب مکان های تاریخی در صدر رتبه بندی قرار می گیرند. در بُعد اقتصادی نیز وجود پالایشگاه های بیدبلند و وفور نیروی کار، بیشترین نقش را ایفا کرده اند. در نهایت، در بُعد زیست محیطی، سد مارون و فضای سبز شهری مهمترین عناصر مؤثر شناخته شدند. تمامی نتایج از نظر آماری معنادار و نشان دهنده همسویی پاسخ دهندگان در ارزیابی متغیّرها می باشند.
شناسایی و اولویت بندی فرآیندهای تأثیرگذار طرح های بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بر ساختار نظام شهری و منطقه ای در استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش سیاست های ملی و منطقه ای در تعدیل و یا تعمیق الگوی نظام شهری و منطقه ای حائز اهمیت است. از مهم ترین سیاست های دولتی و طرح های اجرایی می توان به طرح هایی که توسط ارگان ها و نهادهای متولی در سطوح مختلف اجرا شده است اشاره نمود؛ از جمله این ارگان ها، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بوده است که در سالیان پس از انقلاب در سطح شهرها اقدام به تهیه طرح مجتمع های زیستی و اجرای آن ها از قبیل: طرح مسکن مهر، طرح انبوه سازی مسکن، طرح نهضت ملی مسکن و ... نموده است. در این تحقیق شناسایی و اولویت بندی پیشران های تأثیرگذار طرح های بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بر ساختار نظام شهری و منطقه ای در استان یزد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این تحقیق از منظر هدف، کاربردی و از نظ ر میزان کنترل متغیرها و روش گ ردآوری داده ها، ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ– توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جمع آوری داده ها در این پژوهش ترکیبی از روش های کتابخانه ای و میدانی است و حجم زیادی از اطلاعات با استفاده از پرسش نامه به دست آمده است. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ایﻦ ﺗﺤﻘیﻖ از خبرگان و متخصصین تشکیل شده است و حجم نمونه با استفاده از روش کوکران به میزان 96 به دست آمد. محقق به دلیل بالابردن کیفیت داده ها، 110 پرسش نامه توزیع نمود که پس از جمع آوری، 103 مورد به محقق برگردانده شد و تجزیه وتحلیل براساس همین تعداد صورت گرفت. داده ها در ای ن پژوه ش با استفاده از روش «SWARA» کرسولین، زاوادسکاس و تورکسیس مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد استفاده طرح های بنیاد از فرآیندهای جهانی شدن مانند: اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و داده های بزرگ و ... بر تقویت شهرهای متوسط و کوچک تأثیر داشته و بهره گیری طرح ها از فرآیندهای کالبدی- محیطی باعث تعیین کاربری های مختلف زمین و مشخص کردن مناطق مناسب برای توسعه مسکونی، تجاری و صنعتی در سطح شهرها شده است. از سوی دیگر تهیه و تصویب ضوابط و مقررات در طرح های بنیاد مسکن معمولا بر پایه حقوق شهروندی صورت گرفته و فرآیندهای نهادی و قوانین و مقررات باعث افزایش مشارکت ساکنان یک شهر و محله شده و بهبود کارایی، تخصیص هزینه ها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان را به دنبال داشته است. تأکید بر مؤلفه هایی همچون: تقویت بنیان های اقتصادی شهرهای می انی و کوچ ک، ارتقای نقش قطب های متوسط و کوچ ک صنعتی، تجاری و کانون هایی برای حمل ونقل غیر متمرکز، بازاری ابی و ارائ ه خ دمات م درن اجتماعی و ... در طرح های بنیاد مسکن نیز کمک شایانی به توسعه و گسترش شهرهای متوسط و کوچک در نظام شهری و منطقه ای کرده است.
شناسایی و اولویت بندی موانع امنیت و توسعه در شهرهای مرزی (نمونه موردی: شهر کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرهای مرزی، از جمله کامیاران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود، با مجموعه ای پیچیده از چالش ها در حوزه امنیت و توسعه مواجه اند. این مسائل، نه تنها پایداری محلی را تهدید می کند بلکه می تواند تبعات گسترده تری بر امنیت ملی داشته باشد. درک دقیق و سلسله مراتبی این موانع، گام نخست برای برنامه ریزی استراتژیک و مداخلات مؤثر است. سؤال اصلی پژوهش این است که موانع اصلی مؤثر بر امنیت و توسعه در شهر مرزی کامیاران کدامند؟ و روابط ساختاری و میزان تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر چگونه است؟ این پژوهش کاربردی، با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی موانع امنیت و توسعه در کامیاران پرداخته است. داده ها از طریق نظرسنجی از ۳۰ نفر از خبرگان حوزه شهری و جامعه شناسان، با استفاده از روش «دلفی» جمع آوری شد. برای تحلیل عمیق ۱۸ مانع شناسایی شده و بررسی روابط علّی و معلولی و میزان تأثیرگذاری آن ها، از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و نرم افزار میک مک (MICMAC) استفاده گردید. نتایج مدل «ISM» نشان داد که موانع بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، در پنج سطح مختلف قرار می گیرند. بر خلاف تصور اولیه، قاچاق کالا و مواد مخدر، بیکاری و فقر و منابع مشترک مرزی، که در بالاترین سطح نمودار روابط قرار داشتند، بیشتر متغیرهای وابسته و پیامد عوامل ریشه ای تر محسوب می شوند. بیکاری و فقر با قدرت نفوذ ۵ و منابع مشترک مرزی با قدرت نفوذ ۱۳) در مقابل"توپوگرافی کوهستانی "کمبود زیرساخت های ارتباطی، ساختار ناهمگن و عدم دسترسی عمومی با بالاترین قدرت نفوذ (۱۸)، به عنوان موانع زیرساختی و ساختاری و محرک های کلیدی شناسایی شدند. تحلیل «MICMAC» نیز حاکی از آن است که ۱۷ مورد از ۱۸ مانع شناسایی شده، در دسته متغیرهای پیوندی قرار می گیرند که هم قدرت نفوذ بالا و هم وابستگی بالایی دارند. این امر نشان دهنده پیچیدگی و درهم تنیدگی این موانع است که حل آن ها نیازمند رویکردی جامع و هم زمان است. این پژوهش به این استنتاج مفهومی دست یافت که مشکلات ظاهری امنیت و توسعه در کامیاران (نظیر قاچاق و بیکاری)، عمدتاً پیامدهای عوامل ریشه ای تر و ساختاری (مانند: ضعف زیرساخت ها، فساد اداری و ناهماهنگی های مدیریتی) هستند؛ بنابراین راه حل پایدار برای ارتقای امنیت و توسعه در شهر مرزی کامیاران، در گرو تمرکز بر موانع بنیادین و محرک با قدرت نفوذ بالاتر است که نیاز به اتخاذ راهبردهای جامع و یکپارچه توسط مسئولین و نهادهای ذی ربط دارد.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های گردشگری ورزشی در توسعه امنیت ملی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی شاخص های کلیدی گردشگری ورزشی در راستای توسعه امنیت ملی کشور عراق انجام شده است. با توجه به نقش بالقوه گردشگری ورزشی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی کشورها، در این مطالعه کوشش شده تا مهم ترین شاخص های این حوزه در بستر ملی عراق شناسایی و بر اساس میزان تأثیرگذاری آن ها اولویت بندی شود. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزه گردشگری، ورزش و امنیت ملی در کشور عراق، شاخص های اولیه شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش «SIWES» که یک روش وزن دهی چندمعیاره است به منظور وزن دهی و اولویت بندی شاخص های شناسایی شده بر اساس نظرات خبرگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل: خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعّال در زمینه های گردشگری ورزشی، امنیت ملی و سیاست گذاری در کشور عراق بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی به صورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی انتخاب شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در توسعه امنیت ملی عراق از طریق گردشگری ورزشی، شاخص های تقویت ثبات اجتماعی و ایجاد اشتغال از بالاترین اهمیت برخوردارند. با این حال، بهره گیری از این ظرفیت برای بهبود وجهه بین المللی کشور با ضعف مواجه است. در سطح زیرشاخص ها، عوامل مرتبط با دیپلماسی ورزشی و ایجاد تجربه مثبت برای گردشگران خارجی در اولویت قرار دارند، در حالی که توسعه زیرساخت ها و خدمات عمومی با چالش هایی روبرو است که نیازمند توجه و سرمایه گذاری است.
نقش دسترسی به پارک های شهری بر سلامت روان بانوان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت روان زنان، به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی سلامت عمومی، تحت تأثیر عوامل محیطی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. با گسترش شهرنشینی و افزایش تنش های روانی، بررسی نقش پارک های شهری در ارتقای سلامت روان بانوان، به ویژه در شهرهای متوسط، ضرورتی روزافزون یافته است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر دسترسی به پارک های شهری بر سلامت روان بانوان، در شهر اردبیل انجام شد. این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد کاربردی، بر پایه داده های حاصل از ۴۰۰ پرسش نامه گردآوری شده از طریق نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. ابزار پژوهش شامل ۵۸ گویه در قالب پنج شاخص اصلی: کالبدی-فضایی، فرهنگی-اجتماعی، امنیت، دسترسی، و سلامت روان بود. نتایج تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه نشان داد که شاخص های کالبدی-فضایی (میانگین ۳.۱۷) و فرهنگی-اجتماعی (میانگین ۳.۰۵) از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار بودند. بین سلامت روان با دسترسی به پارک های شهری (ضریب همبستگی 63/0) و شاخص فرهنگی-اجتماعی (0.63) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که شاخص های کالبدی-فضایی (239/۰β=) و فرهنگی-اجتماعی (131/0β=) بیشترین تأثیر را بر سلامت روان داشته اند درحالی که شاخص ایمنی و امنیت معنادار نبود. افزون بر این، دسترسی به پارک های شهری (145/0β=) و عوامل فرهنگی-اجتماعی (177/0β=-) تأثیر معناداری بر کاهش افسردگی بانوان نشان دادند. در مجموع، یافته های پژوهش بر ضرورت طراحی و بهبود زیرساخت های کالبدی و اجتماعی فضاهای سبز شهری، به منظور ارتقای سلامت روان بانوان تأکید دارد.
بررسی و ارزیابی وضعیت پایداری شهری بر اساس ابعاد رشد عمودی (نمونه موردی: مناطق 7، 8، 10، 12 و 14 شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار اقتصادی و زیست محیطی گسترش پراکنده مناطق شهری، صاحب نظران مسائل شهری را به سمت یافتن راهبردهایی برای مقابله با این امر کشاند و رشد عمودی به عنوان راهبردی جامع برای مقابله با گسترش پراکنده مناطق پیرامونی شهرها مطرح شد. هرچند، این راهبرد دارای مشکلات فراوانی بود. در این راستا، هدف تحقیق بررسی وضعیت پایداری در مناطق شمالی شهر اصفهان ( مناطق 7، 8، 10، 12 و 14 ) بر اساس ابعاد رشد عمودی می باشد. تحقیق حاضر از نظر ماهیت و روش، توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. داده ها به دو طریق اطلاعات کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه سرپرست خانوار) جمع آوری گردید. جامعه آماری شامل سرپرست خانوارهای مناطق مورد مطالعه بر اساس سرشماری 1395، برابر با 284520 نفر می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری کوکران، 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. از آزمون تی تک نمونه ای و معادلات ساختاری برای تجزیه وتحلیل داده ها، همچنین از مدل رتبه بندی «Mabac» و نقشه های توزیع فضایی هات اسپات، کریجینگ و خودهمبستگی مکانی جهت سطح بندی و نمایش محدوده مورد مطالعه استفاده گردید. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که وضعیت پایداری مناطق 7، 8، 10، 12 و 14 بر اساس ابعاد رشد عمودی، پایین تر از حد مبنای 3 بوده است. به این معنی که تمامی مناطق در وضعیت مطلوب قرار ندارند. نتایج حاصل از معادلات ساختاری حاکی از آن است که بیشترین ضریب تأثیر ابعاد رشد عمودی، به ترتیب مربوط به کالبدی-زیرساختی و اجتماعی- فرهنگی با ارزش 301/0 و 297/0 می باشد. نتایج مدل رتبه بندی «ماباک» نشان داد که منطقه 10 با مقدار 636/8- در رتبه اول، منطقه 8 با مقدار 714/8- در رتبه دوم، منطقه 7 با 821/8- در رتبه سوم، منطقه 12 با 029/9- در رتبه چهارم و نهایتاً منطقه 14 با مقدار 577/9- در رتبه پنجم قرار گرفتند. به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که از بین مناطق شمالی شهر اصفهان، منطقه 8 و 10 دارای وضعیت مناسب رشد عمودی و منطقه 12 و 14 دارای وضعیت نامناسب رشد عمودی در جهت دست یابی به شاخص های پایداری می باشند؛ از این رو توجه جدی مسئولین ذی ربط به منطقه 14و12 را می طلبد.