ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۲۱.

ساخت و اعتبارسنجی الگوی شایستگی مدیران پردیس های دانشگاه های فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
پیشینه و اهداف: هدف مقاله حاضر ساخت و اعتبارسنجی الگوی شایستگی مدیران پردیس های دانشگاه های فرهنگیان بود. روش ها : روش تحقیق ترکیبی، شامل دو مرحله کیفی وکمّی بود. جامعه آماری در مرحله کیفی مدیران و مرحله کمّی مدیران، معاونین وکارشناسان دانشگاه های فرهنگیان در سال تحصیلی 401-1400بود. حجم نمونه ی کیفی 15 نفر و کمّی100 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای بود. برای گردآوری داده-های بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بخش کمّی از پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شد. اعتبار پرسشنامه ها از اعتبار محتوایی و سازه ای و برای سنجش پایایی از پایایی بازآزمون و آلفای کرون باخ استفاده شد. برای تحلیل داده های کیفی از روش «تحلیل مضمون» و برای تحلیل داده های کمّی از «تحلیل عاملی اکتشافی» استفاده شد. یافته ها: در بخش کیفی از بین256 کد اولیه، 57 کد طبقه بندی شده، 14مضمون فرعی و پنج مضمون اصلی برای شایستگی مدیران شناسایی شد. این پنج مضمون شامل شایستگی: 1. فردی 2. مدیریتی و اجرایی 3. سازمانی 4. ارتباطی 5. حرفه ای، شناسایی و الگوی مورد نظر طراحی شد. در بخش کمّی نیز اعتبار سازه ای و عامل بندی گویه های عوامل شناسایی شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی انجام و در نهایت الگوی شایستگی مدیران پردیس های دانشگاه های فرهنگیان اعتبارسنجی و تایید شد.. نتیجه گیری: در نتیجه، جهت سنجش شایستگی مدیران مؤسسات آموزش عالی ابزار بومی سازی شده طراحی شد.
۲۲.

مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه انجام شد. بدین منظور از رویکرد پژوهش آمیخته استفاده گردید. در بخش کیفی، از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مؤلفه های اصلی مدل شناسایی شدند و در مرحله کمی، اعتبار مدل پیشنهادی با استفاده از داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری بخش کیفی این پژوهش را متخصصان، خبرگان و مدیران مرتبط با سیاستگذاری آموزش عالی ایران تشکیل دادند که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. این فرآیند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل اعضاء هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران بود از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند؛ در این مرحله، 183 نفر در تکمیل پرسشنامه ها مشارکت نمودند. داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از روش پدیدارشناسی و تکنیک کدگذاری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کیفی، مؤلفه های سیاست گذاری و حکمرانی، نهادهای آموزش دهنده (دانشگاه ها)، نوآوری و فناوری، پژوهش و تولید علم، سرمایه انسانی، ارتباط با صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی، تعاملات بین المللی و زیرساختهای دیجیتال و فناوری اطلاعات به عنوان اصلی ترین عناصر حکمرانی خوب مبتنی بر زیست بوم دانشگاه در آموزش عالی ایران شناسایی شد. همچنین در بخش کمی، تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار PLS انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که به ترتیب، سیاستگذاری و حکمرانی، ارتباط صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی،تعاملات بین المللی و سرمایه انسانی بیشترین بار عاملی را در تأثیرگذاری بر کارآمدی سیستم حکمرانی خوب آموزش عالی ایران دارا می باشند.
۲۳.

دور القراءة الجهرية في تعلیم العربية على ضوء علم اللغة التطبيقي: صدى الحیاة أنموذجًا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
تُعَدّ القراءه وسیلهً أساسیه لفهم النصوص واکتساب المعرفه، ولها أنواع متعدّده، منها: القراءه الصامته والقراءه الجهریه. فالقراءه الصامته هی قراءه داخلیه دون إصدار صوت، وتُسهم فی الإدراک العام للنص، أما القراءه الجهریه فهی القراءه بصوت عالٍ مع مراعاه النطق السلیم للکلمات والحروف، ممّا یُسهم فی تحسین الأداء القرائی وتعمیق الفهم. کما تُعزّز الثقه بالنفس، وتنمّی مهاره التعبیر الشفهی، وتُطوّر المهارات السمعیه، وتُساعد فی تسهیل الاستیعاب وتقویم الأداء، فضلاً عن ترسیخ المعلومات فی ذهن القارئ. تؤدی القراءه الجهریه دورًا مهمًا فی تعلّم اللغه العربیه، إذ تُنمّی الطلاقه اللفظیه، وتُعزّز النطق السلیم، وتُقوّی المهارات السمعیه، وتغرس حبّ اللغه فی نفوس المتعلّمین. ومن أبرز عناصرها: الطلاقه، وضوح الصوت، التنغیم، التعبیر الصوتی، الترکیز، والفهم. تهدف هذه الدراسه إلى التعرف بالمنهجیه المعتمده فی تقدیم نصوص القراءه الجهریه فی کتاب المرحله المتوسطه الأولى من سلسله صدى الحیاه من تألیف الدکتور مسعود فکری وآخرون، کما تسعى إلى قیاس فاعلیه هذه القراءه فی تحسین النطق والفهم اللغوی لدى الطلاب الإیرانیین. وقد تمّ تناول دور القراءه الجهریه فی ضوء علم اللغه التطبیقی، وهو أحد فروع اللسانیات الذی له أثر کبیر فی تعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها. أُجریَ هذا البحث على باستخدام المنهج الوصفی-التحلیلی، مع الاعتماد على الملاحظه فی جمع بیانات الأداء القرائی للطلاب. أظهرت النتائج أن تطبیق القراءه الجهریه وفق مبادئ علم اللغه التطبیقی أسهم فی تحسین النطق والطلاقه والتعبیر الصوتی لدى الطلاب الإیرانیین بشکل واضح. کما ارتفع مستوى فهمهم للنصوص بعد التدریب، وتقلصت الأخطاء النطقیه والإعرابیه بدرجه ملحوظه. وتؤکد النتائج أن القراءه الجهریه تمثل أداه فعاله وضروریه فی تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.
۲۴.

پداگوژی در ادبیات کودک مطالعه موردی داستان أنا و جمانه أثر محمود شقیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
این نوشتار نقش آفرینی پداگوژی را در آموزش مفاهیم تربیتی در داستان «أنا و جمانه» مورد بررسی قرار داده است. داستان «أنا و جمانه» از داستان های محمود شقیر ادیب و داستانسرای مشهور فلسطینی است که به شرح مشکلات مردم مظلوم فلسطین می پردازد. نگارندگان در این پژوهش تلاش کرده اند ضمن ارزیابی پداگوژی، به عنوان هنر و علمی که کودکان را برای یادگیری بهتر، بیشتر و دقیق تر یاری می رساند، أثر آن را در تعلیم آموزه های متعالی این داستان بررسی و تحلیل نمایند. پرداختن به موضوع بدین دلیل ضروری است که علیرغم اهمیت بسیار زیاد مفاهیم تعلیمی در آثار محمود شقیر، تاکنون به نقش پداگوژی در تأثیرگذاری و ماندگاری تعالیم این داستان ها بر روح و جان کودکان که مخاطبان اصلی داستان های او هستند، پرداخته نشده است. به همین منظور نگارندگانِ این جستار، با روشی توصیفی - تحلیلی، داستان «أنا و جمانه» را از منظر پداگوژیِ ادبیات کودک مورد واکاوی قرار داده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که پداگوژی به نویسنده کمک کرده است از طریق بازی و در قالب گفتگوهای کودکانه ی آنان با یکدیگر، درس مقاومت را به صورت غیرمستقیم در لایه های پنهان داستان به کودکان تعلیم نماید. بدین ترتیب، به کارگیری مؤثر عناصر پداگوژیک در روایت داستان «أنا و جمانه» تأثیرگذاری و ماندگاری آموزه های تربیتی و اجتماعی آن را در ذهن مخاطبان خردسال افزایش می دهد.  
۲۵.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف، پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی اجرا شده است. جامعه پژوهش دانشجو معلمان ترم آخر و اساتید با تجربه کارورزی بودند. براساس اشباع نظری، 6 نفر از اساتید و 10 نفر از دانشجو معلمان به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در فرآیند کدگذاری باز، از طریق مصاحبه با دانشجومعلمان، 16 مفهوم در قالب 8 مقوله اصلی شناسایی شد. 8 مقوله استخراج شده از 12 مفهوم نیز، حاصل کدگذاری باز روی متن مصاحبه ها با اساتید بود. روایی یافته ها براساس تأیید مشارکت کنندگان و نظارت و تأیید متخصصین حاصل شد. مهم ترین مقوله های تجربه شده توسط دانشجو معلمان شامل: استرس، استاد راهنما، دروس پیش نیاز، مدیر مدرسه، معلم راهنما، شرایط مدرسه، زمان و سازماندهی بودند. مهم ترین چالش های تجربه شده توسط اساتید شامل : حجم تکالیف، محدودیت حضور در مدرسه، کمبود عضو هیئت علمی، دروس پیش نیاز، انتظارات مدیر، معلم راهنما، شرایط متفاوت مدارس و زمان بودند.
۲۶.

سطح انگیزه دانشجویان کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس نظریه خودتعیین گری و رابطه آن با رضایتمندی از رشته تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: هدف این پژوهش تعیین سطح انگیزش در میان دانشجویان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و بررسی رابطه آن با میزان رضایت آنان از رشته تحصیلی شان بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و از حیث گردآوری داده ها، پیمایشی بود. جامعه پژوهش، دانشجویان کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از دانشگاه های زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه، 209 نفر در پژوهش شرکت کردند. داده ها از طریق پرسشنامه ای دو بخشی گردآوری شد: پرسشنامه سنجش انگیزش تحصیلی سیلوا، رودریگز و لئال (2018) و پرسشنامه رضایتمندی از رشته تحصیلی نائوتا (2007). یافته ها: نتایج نشان داد که انگیزش درونی و بیرونی دانشجویان به طور معناداری بالاتر از میانگین فرضی بود، در حالی که سطح بی انگیزگی در حد متوسط قرار داشت. همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان داد رابطه ای مثبت و معنادار میان انگیزش درونی و بیرونی با رضایت دانشجویان از رشته تحصیلی شان وجود دارد. از سویی دیگر، رابطه ای منفی و معنادار میان بی انگیزگی و رضایت از رشته تحصیلی مشاهده شد. این یافته ها نقش حیاتی انگیزش در تجربه تحصیلی دانشجویان را برجسته می سازد و بر ضرورت تقویت انگیزش، چه از طریق بهبود محیط آموزشی و چه از طریق ارتقای جایگاه رشته تحصیلی، برای افزایش رضایت دانشجویان تأکید می کند. نتیجه گیری: به طور کلی، دانشجویان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی آموزش خود را هم به دلیل علاقه نسبی به رشته و هم تحت تأثیر عوامل محیطی دنبال می کنند. با این حال، هیچ یک از منابع انگیزشی در سطح مطلوب قرار ندارند، که نشان می دهد دانشجویان به طور کامل با رشته خود درگیر نیستند. این موضوع ممکن است ناشی از ضعف هایی در نظام آموزشی، بازار کار یا سایر عوامل مؤثر باشد.
۲۷.

معماران یادگیری: محیط سازنده گرا و پیامدهای آن بر عملکرد و درگیری تحصیلی در ریاضیات پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: امروزه، در نظام های آموزشی پویا، رویکرد سازنده گرایی، به عنوان پارادایمی نوین در طراحی محیط های یادگیری، بر نقش فعال دانش آموز در ساخت دانش تأکید دارد و می تواند پیامدهای مثبتی بر یادگیری داشته باشد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم در درس ریاضیات بوده است. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم شهر آمل در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 5487 نفر بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی جایگزینی، 60 نفر (30 نفر در گروه کنترل و 30 نفر در گروه آزمایش) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد عملکرد تحصیلی فام و تایلر (1999)  و درگیری تحصیلی زرنگ (1392) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل واریانس تک متغیره و چند متغیره استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد تحصیلی و ابعاد آن شامل خودکارآمدی (ES=0/472, p<0/05)، تاثیرات هیجانی (ES=0/535, p<0/05)، برنامه ریزی (ES=0/548, p<0/05)، فقدان کنترل پیامد (ES=0/317, p<0/05)، انگیزش (ES=0/143, p<0/05) و نمره کل عملکرد تحصیلی (ES=0/644, p<0/05) تأثیر معناداری دارد. همچنین، محیط یادگیری سازنده گرا بر خرده مقیاس های درگیری شناختی (ES=0/181, p<0/05)، درگیری انگیزشی (ES=0/153, p<0/05)، درگیری رفتاری (ES=0/059, p<0/05) و نمره کل درگیری تحصیلی (ES=0/317, p<0/05) نیز مؤثر بوده است. نتیجه گیری: بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که طراحی و اجرای محیط های یادگیری سازنده گرا به طور قابل توجهی منجر به بهبود عملکرد و افزایش سطح درگیری تحصیلی دانش آموزان می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود معلمان، به ویژه در درس ریاضی، با بهره گیری از اصول سازنده گرایی در کلاس های درس خود، فضایی فعال و پویا ایجاد کنند تا از این طریق، ضمن ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان، علاقه و مشارکت آنان را نیز در فرآیند یادگیری به حداکثر رسانده و رضایت تحصیلی بالاتری را برای آنان به ارمغان آورند.
۲۸.

شناسایی راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: گسترش فهم و شناخت معلمان از راهکارهای بهبود یاددهی یادگیری در مدارس می تواند به مدیریت بهینه این جریان کمک کند. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف شناسایی راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی استان ایلام با استفاده از تکنیک دلفی انجام شد. روش :اعضای پانل دلفی (مشارکت کنندگان) در این مطالعه، 20 نفر از معلمان روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام بودند که به روش نمونه گیری گلوله برفی برای انجام پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش، پس از سه دور، نسبت به راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام، اجماع حاصل شد. هر دور حدود 10 روز و کل مطالعه حدود یک ماه طول کشید. ابزار اصلی پژوهش در دور اول مطالعه دلفی پرسشنامه با پرسش های باز- پاسخ و در دور دوم و سوم، پرسشنامه با پرسش های بسته و باز- پاسخ بود. در تمام دورها، پرسشنامه پژوهش به صورت حضوری و یا از طریق پست الکترونیکی برای اعضای پانل ارسال و از آن ها درخواست شد که در جهت مطالعه و تکمیل سؤلات پرسشنامه اقدام نمایند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای عرفی و نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. یافته ها: نتیجه اجرای سه دور مطالعه دلفی، شناسایی 27 راهکار اجرایی برای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام از دیدگاه معلمان روستایی بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند دستاوردهای مناسبی را برای سیاستگذاران نظام آموزشی کشور، مدیران و معلمان مدارس به همراه داشته باشد و به آنان در بکارگیری روش های تدریس فعال در نظام آموزشی و بالتبع یادگیری مؤثر فراگیران کمک کند.
۲۹.

طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
پیشینه و اهداف: هدف از  این پژوهش طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی است. روش ها : پژوهش حاضر از نوع توسعه ای کاربردی و با توجه به رویکردهای اتخاذشده، از نوع آمیخته(کیفی و کمی) است. لذا به منظور طراحی الگوی بهینه برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری از بعد هدف، محتوا، روش های یادهی- یادگیری و ارزشیابی ابتدا به بررسی اسناد و منابع علمی پرداخته شد سپس با انجام مصاحبه ای نیمه سازمان یافته با صاحبنظران و معلمان درس علوم تجربی نظریات آن ها به طور جداگانه ثبت و مصاحبه ها در هر دو گروه تا اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. مشارکت کنندگان شامل کلیه اسناد و مدارک علمی(اسناد بالا دستی) در درس علوم تجربی و متخصصان مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی بودند. بر این اساس برای تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه نیمه ساختارمند تعداد افراد مصاحبه شونده برای متخصصین 9 نفر و برای معلمان درس علوم تجربی 8 نفر بودند. در بعد کیفی به منظور دستیابی به هدف مطالعه، انتخاب نمونه ها براساس رویکرد مبتنی بر هدف و به روش نمونه گیری متوالی انجام پذیرفت. تحلیل محتوایی تحقیقات کیفی از طریق فرایند طبقه بندی نظام مند، کدها و طبقات و به صورت استقرایی از داده های خام استخراج شد. جهت بررسی معیارهای دقت در تحلیل محتوا از اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید استفاده شد و در نهایت درصد توافق درون موض وعی 82/0 برآورد گردید. یافته ها: در نهایت، الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی طراحی شده، از نظرات متخصصان حوزه های برنامه ریزی درسی، روانشناسی تربیتی، معلمان علوم تجربی استفاده شد که درصد بالایی از افراد مذکور الگوی پیشنهادی را تأیید نمودند. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی از اعتبار لازم برخودار است.
۳۰.

اصل مقبولیت مربی در فقه تربیت: تحلیل راهبردهای مدیریت فقدان مقبولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه اصل «مقبولیت مربی» در فقه تربیت و استخراج راهبردهای مدیریت فقدان آن انجام شد. تحقیق حاضر درصدد پاسخ به این پرسش اساسی بوده که آیا شریعت اسلام، فقدان مقبولیت مربی را به عنوان یک واقعیت مؤثر در تعیین تکلیف عملی او به رسمیت می شناسد و برای آن راهکارهای شرعی پیش بینی کرده است یا خیر. پژوهش با روشی ترکیبی در دو فاز کیفی (تحلیل محتوای اسنادی آیات و روایات) و استنباطی (اجتهاد فقهی) به بررسی منابع اسلامی پرداخته است. یافته ها نشان داد که مقبولیت مربی در نگاه اسلامی، فراتر از یک توصیه اخلاقی، یک «متغیر حکمی- روش شناختی» مؤثر بر تکلیف عملی مربی است. آیات قرآن (همچون آیه استضعاف حضرت هارون) و روایات معصومین(ع) (ازجمله روایت تقیه سندی امام باقر(ع) و روایت اصحاب شکاک) به صراحت، واقعیت «فقدان مقبولیت» را به رسمیت شناخته و براساس آن، تغییر در تکلیف مربی را تجویز کرده اند. از درون این متون، پنج راهبرد اصلی برای مدیریت فقدان مقبولیت استنباط شد: ۱. انعطاف در شیوه بیان و مرجع نمایی، ۲. تعدیل محتوا براساس ظرفیت متربی، ۳. واگذاری امر به واسطه مقبول، ۴. تقدم رابطه سازی بر محتواپردازی، ۵. مدارا و پرهیز از رویارویی تخریب کننده. این راهبردها در قالب یک منطق مصلحت شناسانه و پویا ارائه می گردد که هدف آن حفظ امکان هدایت در بلندمدت است. نتیجه نهایی آنکه، «مقبولیت» در فقه تربیت به عنوان یک اصل روش شناختی، مبنای مشروعیت بخشی به انعطاف در روش های تربیتی، در مواجهه با چالش فقدان پذیرش است.
۳۱.

تحلیل تربیتی و معنایی استخاره منسوب به امام زین العابدین (ع) و کارکرد آن در آموزش غیر رسمی معارف اسلامی در میان شیعیان هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
یکی از آداب و رسوم نوشناخته در میان شیعیان هند، استفاده از استخاره منسوب به امام زین العابدین(ع) است که با روش های رایج استخاره تفاوت دارد. این استخاره شامل ۱۱۱ گزاره مستقل است که هر کدام با هدف هدایت فرد در تصمیم گیری، توصیه های اخلاقی، ایمانی و عملی را بیان می کند. پژوهش حاضر با هدف معرفی این سنّت نوآورانه و خلاقانه و تحلیل تربیتی، معنایی و روان شناختی این متن، از روش های توصیفی کتابخانه ای و تحلیل آماری استفاده کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که گزاره ها در ده دسته معنایی طبقه بندی می شوند که بیشترین بسامد به موضوعات توکل و اعتماد به خدا (۲۵ درصد)، صبر و پایداری (۱۸ درصد) و نهی از عجله و دعوت به تأمل (۱۵ درصد) اختصاص دارد که این موضوعات نقش محوری در ساختار معنایی متن دارند. همچنین، این گزاره ها پیام های عملکردی مشخصی را منتقل می کنند که در پنج نوع «اقدام»، «ترک اقدام»، «تأخیر در اقدام»، «اقدام مشروط» و «اقدام سریع» تقسیم بندی شده اند. حدود ۶۸ درصد از گزاره ها افراد را به نوعی اقدام به تشویق می کنند که نشانگر جهت گیری فعال و پویای این متن است. بررسی مأخذشناسی نیز نشان می دهد که ۳۶ درصد از گزاره ها مستند به آیات قرآن، ۲۷ درصد برگرفته از مضامین حدیثی و ۳۶ درصد دیگر شامل توصیه های اخلاقی و عرفانی با محتوای الهامی است. این ترکیب معرفتی، پیوند عمیق استخاره را با سنّت های شیعی و ابعاد تربیتی آن نشان می دهد. در نهایت، تحلیل ساختاری این استخاره بیانگر آن است که متن به شکلی جامع به عنوان الگویی مناسب برای تربیت درونی، رشد اخلاقی، آرامش روانی و تصمیم سازی دینی و آموزش معارف اسلامی به مخاطبان می باشد.
۳۲.

یادگیری ملموس واگرایی و مدولاسیون لیزر در محیط دبیرستان: طراحی و اجرای آزمایش های کم هزینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
لیزرها از مهم ترین دستاوردهای فیزیک مدرن به شمار می آیند و امروزه در طیف گسترده ای از کاربردهای علمی، صنعتی و پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند؛ از ارتباطات نوری و فناوری های مخابراتی گرفته تا پزشکی، اندازه گیری های دقیق و سامانه های پردازش اطلاعات. با وجود اهمیت روزافزون این فناوری، مفاهیم بنیادین لیزر و فوتونیک در بسیاری از برنامه های درسی مدارس به صورت محدود و عمدتاً نظری مطرح می شوند؛ در نتیجه دانش آموزان اغلب با کاربردهای عملی و ویژگی های فیزیکی این پدیده ها آشنایی عمیقی پیدا نمی کنند. یکی از راهکارهای مؤثر برای کاهش این فاصله میان مفاهیم نظری و تجربه عملی، استفاده از فعالیت های آزمایشگاهی ساده و قابل اجرا در کلاس درس است که بتوانند اصول فیزیکی لیزر را به صورت ملموس برای دانش آموزان آشکار سازند. از جمله ویژگی های مهم پرتو لیزر که در بسیاری از کاربردهای فناورانه نقش اساسی دارد، واگرایی پرتو و امکان مدولاسیون شدت نور است. واگرایی لیزر بیانگر گسترش تدریجی پرتو در هنگام انتشار است و شناخت آن برای درک رفتار پرتوهای لیزری در فاصله های مختلف اهمیت دارد. از سوی دیگر، مدولاسیون نور لیزر امکان انتقال اطلاعات از طریق تغییر شدت پرتو را فراهم می کند و اساس بسیاری از سامانه های ارتباطات نوری را تشکیل می دهد. آشنایی با این مفاهیم می تواند درک دانش آموزان از پیوند میان فیزیک نظری و فناوری های نوین را تقویت کند. با این حال، ارائه این مفاهیم در سطح دبیرستان اغلب با چالش هایی مانند نیاز به تجهیزات تخصصی یا هزینه های بالا همراه است. از این رو، در این پژوهش مجموعه ای از فعالیت های آزمایشگاهی ساده، ایمن و کم هزینه برای آموزش واگرایی پرتو لیزر و مدولاسیون نور طراحی و معرفی شده است. هدف اصلی این طرح، فراهم کردن بستری آموزشی برای درک بهتر مفاهیم لیزر و تقویت یادگیری مفهومی دانش آموزان از طریق تجربه مستقیم آزمایشگاهی است.
۳۳.

مقایسه اثر آزمایش های تجربی و شبیه سازی شده در فهم مفاهیم فیزیک در دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر آزمایش های تجربی واقعی و آزمایش های شبیه سازی شده بر فهم مفاهیم پایه فیزیک در دانش آموزان دوره متوسطه انجام شد و به بررسی میزان تأثیر هر یک از این دو روش بر درک مفاهیم مکانیک و کاهش کج فهمی های رایج پرداخت. روش پژوهش: این پژوهش به شیوه نیمه تجربی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با دو گروه مستقل اجرا شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه دهم متوسطه منطقه ۱۴ شهر تهران بود که از میان آنان ۶۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب و به طور مساوی در دو گروه ۳۰ نفره جایگزین شدند. گروه نخست آموزش مفاهیم مورد نظر را از طریق انجام آزمایش های واقعی در محیط آزمایشگاه دریافت کرد و گروه دوم همان محتوا را با استفاده از شبیه سازی های کامپیوتری تعاملی فراگرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون استاندارد درک مفاهیم مکانیک و پرسشنامه سنجش کج فهمی های فیزیکی بود. داده ها با استفاده از روش های آماری مناسب برای مقایسه میانگین ها تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو روش آموزشی موجب افزایش معنادار نمرات پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون شدند و در ارتقای فهم مفاهیم مکانیک تأثیر مثبت داشتند. با این حال، دانش آموزان گروه آزمایش تجربی در درک روابط علّی میان متغیرها و مشاهده مستقیم پدیده های فیزیکی عملکرد بالاتری نشان دادند. در مقابل، گروه شبیه سازی شده در کاهش کج فهمی ها و شکل گیری تصور دقیق تر از کمیت های فیزیکی و روابط ریاضی مرتبط موفق تر عمل کرد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، هر یک از دو روش آزمایش تجربی و شبیه سازی شده دارای مزیت های آموزشی متمایز هستند و به کارگیری تلفیقی آن ها می تواند به ارتقای هم زمان درک مفهومی عمیق و اصلاح کج فهمی ها منجر شود. طراحی الگوی ترکیبی مبتنی بر بهره گیری هدفمند از هر دو رویکرد، راهکاری کارآمد برای بهبود آموزش مفاهیم فیزیک در دوره متوسطه پیشنهاد می شود.
۳۴.

مقایسه اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی و شایستگی اجتماعی هیجانی بر استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی و شایستگی اجتماعی هیجانی بر استرس انتظارها و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه مراجعه کننده به مرکز مشاوره وابسته به سازمان آموزش وپرورش شهر گرگان در سال 1402 بودند. با روش نمونه گیری هدفمند، 45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسش نامه های استرس انتظارات تحصیلی آنگ و هوان (2006) و رفتارهای خودشکن تحصیلی کانینگهام (2007) بود. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی ال اس دی توسط از طریق اس پی اس اس نسخه 26 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی و شایستگی اجتماعی هیجانی بر استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین آموزش شایستگی اجتماعی هیجانی به نسبت کفایت اجتماعی بر کاهش استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی تأثیر بیشتری دارد. نتایج حاکی از آن است که آموزش شایستگی اجتماعی هیجانی با تغییر نگرش ها، ارزش ه ا، رفت ار و ارتقای سطح عزت نفس و تع املات اجتم اعی موجب کاهش استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش آموزان می شود. باور به توانمندی و شایستگی های اجتماعی و هیجانی و نیز نگرش درباره رخدادها، پیش بینی کننده خوبی برای مقاومت در برابر عوامل استرس زا و چالش ها در زمینه های تحصیلی است و مانع از کاهش عملکرد می شود و دانش آموز با بینش بیشتر به مقابله مطلوب با استرس می پردازد.
۳۵.

حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد رویکرد ترکیبی هم زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
هدف این پژوهش، مطالعه عمیق حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد است. طرح پژوهش ترکیبی و از نوع هم زمان موازی است. در بخش کیفی، از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد بودند که با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری گروه بارز، دانشجومعلمانی انتخاب شدند که در سال چهارم تحصیل می کردند. روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون مبتنی بر مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر استفاده شد. در بخش کمی نیز از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانشجویان سال چهارم بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ساده، 85 نفر از دانشجومعلمان گروه های تحصیلی مختلف به منزله نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس حسادت آکادمیک بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین گروه نمونه توزیع شد. داده ها با استفاده از روش های آماری آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس و اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی مربوط به تجارب زیسته دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان نشان داد که احساسات غالب آنان در مواجهه با حسادت آکادمیک شامل احساس کینه توزی، خودخوری و بلوغ و رشد است. نتایج بخش کمی نیز نشان داد که حسادت آکادمیک در میان دانشجومعلمان وجود دارد و کینه ورزی غالب ترین احساس در این زمینه است؛ بنابراین بر اساس یافته های بخش کمی و کیفی، حسادت آکادمیک چالشی جدی برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان است و لازم است با شناخت دقیق احساسات و تجربیات آنان، برای کاهش حسادت آکادمیک و بهبود سلامت روان دانشجویان، برنامه های مداخله ای مؤثرتر طراحی شده و سیاست های دانشگاهی در زمینه های مختلف از جمله ارزیابی عملکرد، رقابت تحصیلی و حمایت از دانشجویان اصلاح شود.
۳۶.

شناسایی مؤلفه های تدریس اثربخش از دیدگاه اساتید و دانشجویان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۱
زمینه و هدف: تدریس اثربخش یکی از مهم ترین عوامل ارتقای کیفیت آموزش عالی و ایجاد یادگیری عمیق در دانشجویان است. با وجود اهمیت روزافزون این موضوع، در نظام دانشگاهی ایران پژوهش های اندکی به شناسایی مؤلفه های بومی و تجربی آن از دیدگاه اساتید و دانشجویان پرداخته اند. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین این مؤلفه ها در بافت ایرانی انجام شد تا زمینه ای برای بهبود برنامه های توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی فراهم شود. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. نمونه گیری به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و ۲۱ نفر (۱۱ استاد با میانگین ۱۴ سال سابقه تدریس و ۱۰ دانشجوی تحصیلات تکمیلی) از دانشگاه های دولتی تهران انتخاب شدند. داده ها از راه مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. اعتبار یافته ها با بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی توسط همتایان و تنوع منابع تأمین گردید. یافته ها: تحلیل داده ها پنج مؤلفه اصلی را آشکار کرد: ویژگی های شخصیتی استاد، مهارت های حرفه ای، مدیریت کلاس، کنش های روان شناختی و ارزشیابی آموزشی. این مؤلفه ها در پیوندی پویا و متقابل، ساختاری یکپارچه و خودتنظیم گر می سازند که تدریس اثربخش را به فرایندی انسانی، تأملی و تحول آفرین تبدیل می کند. نتیجه گیری: تدریس اثربخش در دانشگاه های ایران فراتر از مجموعه ای از تکنیک ها، یک فرایند یکپارچه انسانی است. پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی اساتید بر توسعه تأملی، تقویت مهارت های ارتباطی و عاطفی و تغییر نظام ارزشیابی از نمره محوری به یادگیری محوری تمرکز یابد تا کیفیت یادگیری دانشجویان ارتقا یافته و جایگاه آموزش عالی کشور بهبود یابد.
۳۷.

شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان و میزان توجه به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
پژوهش با هدف شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیت های یادگیری مبتنی بر فناوری و در بخش کمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. در بخش کیفی با نمونه گیری هدفمند ۱۵ نفر و در بخش کمی با روش تصادفی طبقه ای نسبی ۲۲۷ نفر انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش در بخش کیفی نشان داد شاخص های فعالیت های یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل مضامین یادگیری مستقل، انجام تکالیف، مشارکت فعال در فرایند آموزش، تعامل با اساتید، دسترسی به محتوای مختلف درسی، اشتراک گذاری و مهارت و توانایی دانشجومعلمان در تدریس با استفاده از فناوری های نوین آموزشی می باشد. نتایج بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری در سطح پایینی است. بنابراین توجه به دانش فناوری به صورت تلفیقی در انجام فعالیت های یادگیری ضروری می باشد.
۳۸.

تدوین مدل شایستگی مربیان مدارس برای به کارگیری در کانون توسعه با رویکرد رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۳
پیشینه و هدف: با توجه به نقش محوری مربیان مدارس در ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی–یادگیری، توسعه حرفه ای آن ها به یکی از دغدغه های اساسی نظام های آموزشی تبدیل شده است. در این میان، کانون های توسعه شایستگی با بهره گیری از تمرین های شبیه سازی شده و تمرکز بر رفتارهای قابل مشاهده، چارچوبی اثربخش برای شناسایی و ارتقاء شایستگی های حرفه ای فراهم می آورند. با این حال، طراحی مؤثر چنین کانون هایی مستلزم در اختیار داشتن مدلی دقیق، بومی سازی شده و رفتارمحور از شایستگی ها است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی مربیان مدارس متوسطه اول برای استفاده در کانون توسعه انجام شده است. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد در قالب الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین اجرا شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مربیان، تحلیل شغل و بررسی مستندات حرفه ای گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل ها از طریق بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی همتایان و مثلث سازی داده ها تأیید گردید. یافته ها: در نتیجه تحلیل، شش بعد اصلی شایستگی شامل رهبری حرفه ای، تفکر تحلیلی، حل مسئله، مهارت های تعاملی، برنامه ریزی آموزشی–تربیتی، و خلاقیت و نوآوری استخراج شد. برای هر بُعد، شاخص های رفتاری مثبت و منفی قابل سنجش تعریف گردید. نتیجه گیری: مدل نهایی با تأکید بر رفتارهای عینی، قابل مشاهده و نظریه های روان شناسی شغلی، می تواند مبنایی علمی برای طراحی تمرین های توسعه، ارائه بازخورد حرفه ای و برنامه ریزی مسیر رشد مربیان در نظام آموزشی ایران فراهم آورد.
۳۹.

مطالعه پدیدارشناختیِ تجربه دانشجومعلمان از شکاف انتظار–تجربه در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: شکاف میان انتظارات پیش از ورود دانشجومعلمان و واقعیت های تجربه شده آنان در دانشگاه فرهنگیان، یکی از عوامل تأثیرگذار بر انگیزش تحصیلی، شکل گیری هویت حرفه ای و رضایت آنان از مسیر معلمی است. این پژوهش با هدف توصیف تجربه زیسته دانشجومعلمان از این شکاف در بستر دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روش شناسی: پژوهش با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۲ دانشجومعلم (زن و مرد) از دو پردیس دانشگاه فرهنگیان در کرمانشاه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و استفاده از قاعده اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. معیارهایی چون تنوع رشته، ترم و جنسیت، مبنای انتخاب نمونه ها قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که دانشجومعلمان انتظاراتی آرمانی درباره محیط دانشگاه، فضای حمایتی، روش های تدریس و هویت معلمی داشتند. تجربه واقعی آنان اغلب با این انتظارات ناهمخوان بود و به تجربه شکاف منجر شد. مواجهه با واقعیت های نهادی، نوعی بازتنظیم در انتظارات ایجاد کرد. همچنین عوامل مؤثری چون روایت های اطرافیان، تبلیغات رسمی، فضای مجازی و تجربه شخصی در شکل دهی انتظارات نقش داشتند. در سال نخست، چالش هایی مانند سازگاری نهادی، ابهام نقش، محدودیت رفاهی تجربه آنان را تحت تأثیر قرار داد. نتیجه گیری: شکاف انتظار–تجربه می تواند با کاهش انگیزش و رضایت همراه باشد؛ اما مواجهه میدانی برای برخی موجب بازتعریف نقش حرفه ای نیز شده است. مداخله در جهت مدیریت واقع بینانه انتظارات، بازآرایی برنامه درسی، ارائه ی حمایت های آموزشی و رفاهی در سال نخست تأکید می شود تا پیامدهای منفی شکاف انتظار–تجربه بر رشد حرفه ای دانشجومعلمان کاهش یابد.
۴۰.

شناسایی راهکارهای جذب و ارتقای اثربخشی راهبران آموزشی و تربیتی در مدارس چندپایه روستایی و عشایری: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
پیشینه و اهداف: آموزش چندپایه به عنوان راه حلی برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم با چالش های متعددی مواجه است. پژوهش های پیشین، بر کمبود امکانات، فقدان آموزش حرفه ای و نگرش منفی ذینفعان به عنوان موانع اصلی تأکید کرده اند. این پژوهش با هدف شناسایی راهکارهای مطلوب برای جذب و ارتقای اثربخشی عملکرد راهبران آموزشی و تربیتی در کلاس های چندپایه مناطق روستایی و عشایری استان لرستان انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 22 مشارکت کننده (12 معلم و 3 راهبر) و 7 کارشناس حوزه آموزش عشابری و روستایی انجام گرفت. داده ها با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. روایی و پایایی تحلیل با بازبینی مشارکت کنندگان و مثلث بندی تأیید شد. یافته ها: اثربخشی راهبران به شایستگی ها (تجربه تدریس چندپایه، تحصیلات مرتبط) و انگیزه های مالی و معنوی وابسته است. چالش های زیرساختی (فاصله جغرافیایی، نبود امکانات)، فرهنگی (نگرش منفی به تحصیل دختران) و سازمانی (کمبود حمایت) موانع اصلی هستند. استراتژی های تدریس تلفیقی، همیار معلم و مشارکت جامعه محلی این چالش ها را تعدیل می کنند. راهبران به مسائل لجستیکی و دیجیتال حساس ترند، درحالی که معلمان بر امکانات اولیه و معیشت تمرکز دارند. نتیجه گیری: راهکارهای پیشنهادی شامل گزینش بومی، بهبود زیرساخت ها، دوره های آموزشی کاربردی، مشوق های مالی و مشارکت جامعه محلی است. این یافته ها می توانند سیاست گذاری آموزشی را برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم هدایت کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان