فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر آموزش مباحث زیست شناسی و زمین شناسی بر تقویت ساحت زیستی-بدنی دانش آموزان پایه هشتم می پردازد. هدف اصلی مطالعه ارزیابی محتوای آموزشی فصول مربوطه و تأثیر آن بر آگاهی و رفتارهای بهداشتی و زیست محیطی دانش آموزان است. روش شناسی پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و جامعه آماری آن شامل محتوای کتاب علوم تجربی پایه هشتم است. ابزار مورداستفاده شامل فرم وارسی مؤلفه های ساحت زیستی و بدنی بوده که روایی و پایایی آن با نظرات متخصصان و فرمول کاپای کوهن تأییدشده است. تحلیل داده ها با استفاده از جداول و نمودارها صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از مجموع 296 واحد تحلیلی، 72 واحد (معادل 24.32%) به ساحت زیستی و بدنی اشاره دارد. در مباحث زیست شناسی، 28.29% و در مباحث زمین شناسی، 15.38% به این ساحت ها پرداخته شده است. این نتایج نشان دهنده توجه نسبی محتوای آموزشی به ساحت های زیستی و بدنی است، اما نیاز به بهبود و تقویت بیشتری دارد. نتیجه گیری این پژوهش تأکید بر ضرورت طراحی محتوای آموزشی به گونه ای است که دانش آموزان را به درک عمیق تری از مفاهیم زیست محیطی و بهداشتی ترغیب کند. مطالعه حاضر به برنامه ریزان درسی و معلمان در ارتقاء کیفیت آموزش و بهبود محتوای کتاب های درسی کمک می کند و به افزایش آگاهی دانش آموزان درزمینه سلامت و محیط زیست منجر می شود.
شایستگی های مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد: از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت یادگیری درس ریاضی و توسعه تفکر ریاضیاتی در دانش آموزان دوره متوسطه، نقش معلم ریاضی به عنوان یک عامل کلیدی در این فرآیند غیرقابل انکار است. هدف این تحقیق، شناسایی شایستگی های عمومی، تخصصی و حرفه ای مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد دوره متوسطه از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی است. این پژوهش به شیوه پژوهش کیفی، به روش پدیدارشناسی با جامعه پژوهشی دانشجو-معلمان سال آخر رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 است. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب گردیدند و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (31 نفر) ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند گرد آوری گردید و با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت (1995) تجزیه و تحلیل شد. برای ارزیابی اعتبار داده های پژوهش، از روش های برقراری ارتباط مناسب و جلب اعتماد، بازبینی مداوم داده ها، بررسی کفایت داده ها، مرور مضامین با مشارکت کنندگان و بررسی همکار استفاده گردید. چهار مضمون اصلی شامل تخصص ها و مهارت های علمی، مهارت های تدریس و یادگیری، توانمندی های اجتماعی و ارتباطی، و ویژگی های رفتاری و شخصیتی استخراج شد. مضامین فرعی این پژوهش نشان دهنده اهمیت تسلط به دانش تخصصی و به روز، آشنایی با فناوری های نوین آموزشی، شناخت بدفهمی های دانش آموزان و روش های رفع آن ها، مهارت های ارتباطی قوی، توجه به تفاوت های فردی، و ایجاد فضای حمایتی و انگیزشی در تدریس است. معلمان ریاضی برای ارائه آموزش مؤثر باید ترکیبی از مهارت های علمی، ارتباطی، و شخصیتی را داشته باشند و با بهره گیری از روش های نوین و توسعه حرفه ای مداوم، فرآیند یادگیری درس ریاضی را بهبود ببخشند.
اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر ابتدایی در شهر تبریز انجام یافته است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در حال تحصیل سال 1403-1402 تبریز تشکیل دادند. از جامعه مذکور 40 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایش برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی را در 8 جلسه دریافت نمودند. ابزار پژوهش پرسشنامه تفکر خلاق پیتر هانی، پرسشنامه خود تنظیمی بوفارد(1995) بودند. با استفاده از آزمون کوواریانس ، اثر بخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بررسی شد. یافته ها: نشان داد که برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خود تنظیمی دانش آموزان تاثیر مثبتِ معنی داری دارد. نتیجه گیری: با لحاظ یافته های این پژوهش و پشتوانه ی نظری وتجربی این حوزه توصیه می شود از این روش درنظام آموزشی استفاده شود.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
رابطه بین سواد رسانه ای با مهارت حل مسئله و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
122 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین سواد رسانه ای با مهارت های حل مسئله و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه تبریز است. روش پژوهش : روش تحقیق پیمایشی، بر اساس هدف تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آم اری ای ن پژوهش را دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 99-98 را تشکیل می دهند که تعداد کل آن ها 17181 نفر می باشد که از بین آن ها 380 نفر از طریق فرمول کوکران انتخاب شده اند. به منظور انتخاب شرکت کنندگان در پژوهش از روش نمونه گی ری خوش ه ای تص ادف ی استفاده شده است. در این پژوهش به منظور بررسی فرضیه های مطرح شده و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از ابزار حل مسئله هپنر و پیترسون (1982)، برای اندازه گیری سواد رسانه ای از پرسشنامه پاتر (1391)؛ به نقل از فلسفی، (1391) و برای سنجش گرایش های تفکر انتقادی، از مقیاس تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاسیونه و فاسیونه، 1992) استفاده شده است. اطلاعات تحقیق از طریق نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج تحقیق، بین سواد رسانه ای با متغیرهای مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. بین جنس و سواد رسانه ای تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان سواد رسانه ای در بیین دانشجویان دختر بالاتر از دانشجویان پسر است. بین رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و محل سکونت تفاوت معنی داری وجود ندارد. براساس تحلیل رگرسیون، ضریب همبستگی چندگانه بین متغیرها 0/523 برآورد شده است، مقدار ضریب تبیین برابر با 0/389 و ضریب تبیین تصحیح شده 0/355 می باشد. بدین معنا که 35/5 درصد از کل تغییرات متغیر سواد رسانه ای به وسیله 5 متغیر باقی مانده در مدل رگرسیونی که شامل متغیرهای جنس، سن، وضعیت تاهل، تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله می باشد، تبیین می شود. نتیجه گیری : با توجه به یافته های بدست آمده می توان با آموزش سواد رسانه ای مهارت حل مساله و تفکر انتقادی را در دانشجویان افزایش داد.
نقدی بر آرا صادره در خصوص ورشکستگی اشخاص حقیقی در آرا صادره از دادگاه حقوقی شهرستان (الف)
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
54 - 69
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ورشکستگی به عنوان یکی از مباحث اساسی حقوق تجارت ایران، نقش مهمی در تضمین عدالت اقتصادی، حمایت از حقوق طلبکاران، و بازگرداندن تعادل در روابط تجاری دارد. هدف ، نقد و تحلیل آرای صادره درباره ی ورشکستگی اشخاص حقیقی در دادگاه های حقوقی شهرستان (الف) و شناسایی خلأها و نارسایی های حقوقی و اجرایی موجود است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و بررسی میدانی آرای قضایی انجام شده است. داده ها از طریق جمع آوری آرای محاکم، بررسی قوانین مرتبط به ویژه مواد ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۶، ۴۱۸، ۴۲۴، ۴۲۶، ۴۳۰ و ۴۳۹ قانون تجارت، و تحلیل محتوایی آراء و گزارش های کارشناسی استخراج و تحلیل گردیده اند. یافته ها: نشان می دهد که مهم ترین چالش در رسیدگی به پرونده های ورشکستگی اشخاص حقیقی، ناهماهنگی در احراز تاجر بودن و فقدان معیارهای عینی برای تعیین تاریخ توقف از پرداخت دیون است. در بسیاری از موارد، دادگاه ها بیش از حد به وجود پروانه کسب یا دفاتر تجاری رسمی تکیه کرده و از بررسی واقعی فعالیت تجاری غفلت نموده اند. همچنین، تمایز ناکافی میان ورشکستگی به تقصیر و به تقلب، فقدان گزارش های حسابرسی معتبر، و عملکرد ضعیف یا انتخاب نادرست مدیر تصفیه، منجر به اطاله دادرسی و تضییع حقوق اصحاب دعوی شده است. از دیگر چالش ها می توان به تفسیر نادرست مفهوم تأمین خواسته، تقسیم ناعادلانه اموال بین طلبکاران، و نبود رویه واحد در اعاده اعتبار تاجر ورشکسته اشاره کرد. بررسی آراء حاکی از آن است که ضعف در نظارت قضایی و فقدان بانک اطلاعاتی جامع از آرای ورشکستگی، موجب تشتت در تصمیمات محاکم شده و در نتیجه، اعتماد عمومی به کارآمدی نظام حقوقی کاهش یافته است. نتیجه گیری: هرچند قانون تجارت ایران چارچوب نسبتاً روشنی برای رسیدگی به ورشکستگی اشخاص حقیقی پیش بینی کرده است، اما نارسایی در اجرای دقیق مواد قانونی و ضعف رویه قضایی، مانع تحقق عدالت اقتصادی و حقوقی شده است.
بررسی نقش میانجی اخلاق تحصیلی در رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
100 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، اهمال کاری تحصیلی به عنوان یکی از چالش های مهم در فرایند یادگیری دانش آموزان مطرح شده است. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش میانجی اخلاق تحصیلی در رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ۱۲۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (۱۹۸۴) با ۲۷ سؤال و پایایی بین 73/0 تا 91/0، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (۱۹۸۲) با سنجش ابعاد شناختی، اجتماعی و جسمانی و پایایی بین 78/0 تا 79/0، و پرسشنامه اخلاق تحصیلی گل پرور (۱۳۸۹) با ۸ گویه در مقیاس لیکرت هفت درجه ای با پایایی 70/0.روایی ابزارها از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: . نتایج نشان داد که اخلاق تحصیلی رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نقش واسطه ای ایفا می کند.بین شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد.بین شایستگی ادراک شده با اخلاق تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد.بین اخلاق تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد. نتیجه گیری: اخلاق تحصیلی میان شایستگی ادراک شده و اهمال کاری تحصیلی نقش میانجی دارد؛ به طوری که افزایش شایستگی ادراک شده از طریق تقویت اخلاق تحصیلی موجب کاهش اهمال کاری می شود. بنابراین، پرورش اخلاق تحصیلی و تقویت احساس شایستگی می تواند راهکاری مؤثر برای کاهش اهمال کاری دانش آموزان باشد.
ارزیابی میزان تناسب بین تصویر و متن در کتاب های عربی نونگاشت دوره متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی (متنی) نظریه گونتر کرس و تئو ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مواردی که در کتاب های آموزشی و درسی برای انتقال معنا و تحقق اهداف آموزشی اهمیت زیادی دارد، تناسب مطلوب بین تصویر و متن مربوط به آن است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تناسب بین هر یک از تصاویر اصلی و متون مربوطه در دروس کتاب های عربی متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی نظریه کرس و ون لیوون است. این نظریه یکی از حوزه های نشانه شناسی اجتماعی در تحلیل تصاویر و متون است. روش این پژوهشِ توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. در ادامه برای بررسی رابطه بین متن و تصویر، از کتاب های عربی پایه هفتم تا نهم دوره متوسطه اول پنج مورد از تصاویر اصلی همراه با متن هر درس انتخاب شدند و میزان تناسب آن ها با متن مربوطه در سه سطح زیاد (ایده آل)، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفتند. از هر کدام از این سطوح در هر سه پایه، نمونه هایی از تصاویر و متن در این نوشتار آورده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در اکثر تصاویر مورد بررسی معادل 73.34% پیوستگی کامل و مناسبی با متن مربوطه که مطابق با اهداف آموزشی و انتقال معنا باشد، وجود نداشت و فقط در 33.33% تصاویر مورد بررسی، تناسب کامل ایجاد شده بود. ازاین رو لازم است تغییراتی در متن و تصاویر اصلی این کتاب ها صورت بگیرد که میزان تناسب به سطح ایده آل برسد تا انتقال معنا و نیل به اهداف آموزشی برای فراگیران به صورت کامل حاصل گردد.
اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات طیف اتیسم بسیار فراگیر است و تمام جنبه های عملکردی کودکان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 7 تا 12 سال با اختلال طیف اتیسم شهر مشهد بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین کودکان با اختلال طیف اوتیسم 30 کودک 7-12 ساله با عملکرد متوسط انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. گروه ها از نظ ر س ن و به ره هوش ی همس ان انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون کانرز (2004) و آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) بود. گروه آزمایش به مدت 12 جلس ه 45 دقیق ه ای در جلسات آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی شرکت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارspss24 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان داد که آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم اثربخش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم، آموزش فعالیت های ادراکی حرکتی است.
الگوی جاری برنامه های درسی دوره پیش دبستانی در مناطق روستایی و عشایر: مورد مطالعه پیش دبستانی های ضمیمه مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دوره پیش دبستانی به عنوان یکی از دوره های مهم در نظام آموزش عمومی به شمار می آید که کمتر مورد توجه است این دوره در مناطق روستایی و عشایر که جمعیت نوآموزان کم است به صورت ضمیمه مدارس ابتدایی تشکیل می شود از این رو هدف پژوهش حاضر واکاوی وضع موجود برنامه-های درسی دوره پیش دبستانی در مناطق روستایی و عشایر ضمیمه مدارس ابتدایی روستایی است. روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. حوزه پژوهش شامل کلیه مربیان، آموزگاران و مدیران مدارس روستایی و عشایر دارای دوره پیش دبستانی در استان خراسان جنوبی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با هجده نفر از آموزگاران، هفت نفر از مربیان مستقل دوره پیش دبستانی روستایی و پنج نفر از مدیر مدارس روستایی و عشایر جمع آوری شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. یافته ها: : نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست مفهوم محوری و هفت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل برنامه ریزی درسی جزیره ای و غیر مدون به عنوان شرایط محوری، شرایط علّی(ضعف مهارت مربیان، چالش های محیطی، ضعف نگرشی- فرهنگی و ضعف محتوایی)، عوامل زمینه ای (زمینه های اجتماعی، سازمانی و خانوادگی)، راهبردهای پیشنهادی(استقلال آموزش و پرورش پیش دبستانی به عنوان معاونت، تخصص گرایی، حمایت و پشتیبانی و برنامه ریزی بومی گرا)، عوامل مداخله ای (رویکرد برنامه ریزی درسی، نیازسنجی، توجه به توسعه حرفه ای مجریان و نگرش سیستمی) و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت در زمینه بهبود وضعیت جاری برنامه های درسی دوره پیش دبستانی در مناطق روستایی و عشایر نیازمند تجدیدرویکرد برنامه ریزی، اجرای بهینه و تجدیدساختار آموزش و پرورش هستیم.
الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
200 - 214
حوزههای تخصصی:
دغدغه مراکز پیش دبستانی یافتن جواب این سؤال است که آیا می توان به کودکان پیش دبستانی، هوش مصنوعی آموزش داد؟ هدف این تحقیق،ارائه الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی است.روش مطالعه کیفی از نوع سنتزپژوهی بوده است. از این منظر هدف پژوهش حاضر، بر پایه مطالعه ابعاد آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی استوار شد.روش پژوهش سنتز پژوهی، میدان پژوهش شامل کلیه مقالات منتشر شده سالهای 2024-2014،و شیوه نمونه گیری بصورت هدفمند تا حد اشباع داده ها به تعداد31 مقاله(با در نظر گرفتن ملاکهای ورودی و غربال گری) صورت پذیرفت.جمع آوری اطلاعات با مراجعه به پایگاههای اطلاعاتی معتبر خارجی(الزویر،اشپرینگر،امرآلد،گوگل اسکولار و....)انجام گرفت.برای تأمین روایی و اعتباربخشی داده ها از روش اطمینان پذیری،تأیید پذیری و انتقال پذیری استفاده شد.بطور کلی نتایج نشان داد،الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی مشتمل بر ابعاد هفتگانه(بازی های آموزشی،اپلیکیشن های آموزشی،استفاده از اسباب بازی های هوشمند، آموزش مفاهیم هوش مصنوعی، شرکت دادن در بازی های تعاملی،آموزش پرسشگری از هوش مصنوعی،آموزش کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی) بوده است.
ارایه الگوی اخلاق حرفه ای معلمان بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
68 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارایه الگوی اخلاق حرفه ای معلمان بود. ماهیت پژوهش، اکتشافی و روش آن کیفی، بر اساس نظریه داده بنیاد بود. جامعه پژوهش کلیه خبرگان حوزه اخلاق حرفه ای معلمان بودند که بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی و مبتنی بر اصل اشتهار، 14 نفر به عنوان مشارکت کننده بر اساس ملاک های ورودی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس روش، و مبتنی بر سه کدگذاری باز، کدگذاری محوری و گزینشی، انجام شد. یافته ها نشان داد، الگوی اخلاق حرفه ای شامل این موارد است: شرایط علی (هویت اجتماعی فرهنگی؛ خودشناسی؛ رجحان منافع سازمانی)؛ شرایط مداخله گر (معنویت؛ شخصیت)؛ راهبردها (توسعه روزافزون؛ انتخاب و انتصاب)؛ شرایط زمینه ای (آگاهی و احترام به سیاست های کلان؛ منزلت اجتماعی) و پیامد (اخلاق حرفه ای در قبال دانش آموزان؛ اخلاق حرفه ای در قبال اولیای دانش آموزان؛ اخلاق حرفه ای در قبال همکاران؛ اخلاق حرفه ای در قبال جامعه). الگوی به دست آمده و فرآیند کدگذاری به پنج نفر از استادان دانشگاه ارایه شد و این استادان تا 0/85 کدگذاری ها و فرآیند را تأیید کردند. نتایج این پژوهش زمینه اولیه باری طراحی ابزارهای سنجش اخلاق حرفه ای در بین معلمان و همچنین مداخلات آموزشی مرتبط با فراهم می کند.
بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی در جامعه ی ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی در جامعه ی ایرانی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی افراد جامعه ی ایران در سال 1403 که اطلاعات مقدماتی در زمینه ی کامپیوتر و هوش مصنوعی داشتند بود که بالای 20 سال سن داشتند و از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 340 نفر (137مرد، 203 زن) انتخاب شدند. داده ها از طریق مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی، پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی جمع آوری شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی چهار عامل آگاهی ، استفاده ، ارزیابی و اخلاق را برای مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی تأیید کرد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان (همگرا و واگرا) مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی نشان داد که بین خرده مقیاس های، مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پذیرش هوش مصنوعی در فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی مثبت معنادار و با خرده مقیاس ترس از هوش مصنوعی در فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همسانی درونی خرده مقیاس های، مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی بر حسب آلفای کرونباخ با ضرایب همبستگی 72/0 تا 82/0 مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ای از جامعه ی ایرانی از ویژگی های روانسنجی مناسبی برخوردار است و می تواند ابزاری مفید برای پژوهشگران در زمینه ی پژوهش های مرتبط با دانش استفاده از هوش مصنوعی باشد.
Pragmatic Tasks for EFL Instruction: Explicitness, Time and Proficiency Effects in the Iranian Context
حوزههای تخصصی:
Despite the substantial significance of communicative goals in EFL, pragmatic aspects of instruction that are geared towards the learners’ appropriacy still remain less than adequately addressed. Such a niche offers potentials for and stimulates a proliferating body of research. This study aims at examining the effectiveness of explicit vs. implicit pragmatic instruction regarding language performance as output. For the purpose of the study, 120 (60 male and 60 female) EFL learners took part in this project. Error Recognition Tests (ERTs), Discourse Completion Tests (DCTs), role-play, and writing assessments were used for gauging pragmatic output. Two separate 3×2 mixed between-within-subjects factorial ANOVAs were conducted to examine the effects of instruction type, proficiency level, and time (treatment) on pragmatic acquisition. Findings significantly support (a) the overall benefit of pragmatic instruction, (b) the effect of both implicit and explicit instructions with explicit type being more highly influential, (c) the effect of proficiency, and (d) the interaction effect of proficiency and pragmatic instruction on pragmatic language L2 use. Findings bear implications for enriching teaching and learning contexts, deepening theoretical concerns, improving pedagogical practice, and implementing communicative syllabus design. Keywords:
مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی نقص توجه/بیش فعالی در رابطه بین نقایص کنش ورهای اجرایی و اضطراب در کودکان دارای اختلالات ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی نقص توجه/بیش فعالی در رابطه بین نقایص کنش ورهای اجرایی با اضطراب در کودکان دارای اختلالات ویژه یادگیری بود. این پژوهش از نظر هدف توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کودکان 6 تا 12 سال دارای اختلالات ویژه یادگیری مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری شمال شهر تهران در فروردین و اردیبهشت سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری هدفمند 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسش نامه اختلالات ویژه یادگیری کلورادو (CLDQ) ویلکات و همکاران (2011)، فرم کوتاه مقیاس ارتقاء یافته اضطراب کودکان (SCAS-S) آلن و همکاران (2018)، سیاهه درجه بندی رفتاری کنش ورهای اجرایی (BRIEF-2) جیویا و همکاران (2015) و نسخه چهارم مقیاس درجه بندی اسنپ (SNAP-IV) سوانسون و همکاران (2012) بود. داده ها با روش معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم نقایص کنش وری های اجرایی (38/0=β و 001/0=sig) و نقص توجه/بیش فعالی (69/0=β و 001/0=sig) بر اضطراب معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که نقص توجه/بیش فعالی در رابطه بین نقایص کنش وری های اجرایی با اضطراب نقش میانجی و معنادار دارد (63/0=β و 001/0=sig). همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p). با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش نقایص کنش ورهای اجرایی و نقص توجه/بیش فعالی در اضطراب کودکان دارای اختلالات ویژه یادگیری استفاده از آموزش کنش وری های اجرایی برای بهبود اضطراب در این کودکان به متخصصان در این زمینه پیشنهاد می شود.
شناسایی اهمیت و رتبه بندی مولفه های کلیدی اشتغال پذیری دانشجویان دوره کارشناسی مهندسی معدن با استفاده از رویکرد دیمتل (DEMATEL)
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
38 - 19
حوزههای تخصصی:
تحولات سال های گذشته در بازار کار دانش آموختگان، ضرورت توجه به مسئله اشتغال پذیری را نشان می دهد. مفهوم اشتغال پذیری، آمادگی برای انجام کار و داشتن مهارت هایی است که موجب می شود فرد نقش مؤثری در بازار کار داشته باشد. فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن باید توانمندی های لازم درجهت پذیرش شرایط سخت حاکم بر فضای کار را داشته باشند. هدف این تحقیق، ارزیابی مهارت های لازم درجهت ارتقای اشتغال پذیری دانشجویان رشته مهندسی معدن است. در این راستا شاخص های اشتغال پذیری دانش آموختگان دانشگاهی در قالب سه مقوله اصلی دانش و مهارت های آکادمیک، دانش و مهارت های مرتبط با محیط کار، نگرش و ویژگی های فردی تقسیم بندی و با مشارکت تعدادی از دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن دانشکده صنعت و معدن خاش مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک دیمتل (DEMATEL) نشان می دهد که شاخص های توجه به آموزش های میان رشته ای و چندرشته ای، برگزاری اردوهای علمی و بازدید از معادن مختلف و افزایش حس اعتمادبه نفس دانشجویان شاخص هایی هستند که از دیدگاه جامعه آماری مورد بررسی اهمیت بیشتری دارند و توصیه می شود که درجهت افزایش مهارت های اشتغال پذیری دانشجویان مورد توجه قرار گیرند. در این راستا شاخص های اشتغال پذیری دانش آموختگان دانشگاهی در قالب سه مقوله اصلی دانش و مهارت های آکادمیک، دانش و مهارت های مرتبط با محیط کار، نگرش و ویژگی های فردی تقسیم بندی و با مشارکت تعدادی از دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن دانشکده صنعت و معدن خاش مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک دیمتل (DEMATEL) نشان می دهد که شاخص های توجه به آموزش های میان رشته ای و چندرشته ای، برگزاری اردوهای علمی و بازدید از معادن مختلف و افزایش حس اعتمادبه نفس دانشجویان شاخص هایی هستند که از دیدگاه جامعه آماری مورد بررسی اهمیت بیشتری دارند و توصیه می شود که درجهت افزایش مهارت های اشتغال پذیری دانشجویان مورد توجه قرار گیرند.
ادراک معلمان از رفتارهای غیرکلامی شان در کلاس درس: یک نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
108 - 133
حوزههای تخصصی:
ارتباط، موضوعی کلیدی در کلاس درس است. ارتباط غیرکلامی نیز از مسایل با اهمیت در زمینه روان شناسی تربیتی است. بنابراین بررسی فرآیند و عوامل تشکیل دهنده و اثر گذار و پیامدهای ارتباط غیرکلامی معلمان موضوع با اهمیتی است. هدف این مقاله بررسی فرآیند و ادراک معلمان از رفتارهای غیرکلامی شان در کلاس درس بر اساس نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان زن مقطع متوسطه دوم شهر مشهد که در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰3 مشغول به فعالیت بودند را تشکیل می داد که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگران برای دستیابی به کثرت مفاهیم به تجزیه و تحلیل پیشینه نیز پرداختند. تجزیه و تحلیل اطلاعات براساس روش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و گزینشی، انجام شد. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار، الگوهای ارتباط غیرکلامی، اشکال ارتباط غیرکلامی، کارکرد ارتباط غیرکلامی، میزان مداخله در ارتباط غیرکلامی، عدم آگاهی معلمان و نحوه مداخله معلمان در گفتار دانش آموزان می باشد. راهبرد، لزوم برگزاری دوره آموزش رفتارهای غیرکلامی است. پیامدهای ارتباط غیرکلامی از نظر معلمان و هم از نظر دانش آموزان مدنظر است. شرایط مداخله گر، شخصیت شناسی معلمان و مخاطب شناسی دانش آموزان و شرایط زمینه ای، اهمیت بحث، دو بعد رفتارهای غیرکلامی و روش های آموزش رفتارهای غیرکلامی است. نتایج این پژوهش، می تواند در تدوین ابزارهای شناسایی رفتارهای غیرکلامی و تدوین پروتکل های مداخله ای به منظور بهبود این پیامدها مفید باشد.
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری (ابزاری جدید برای سنجش میسوفونیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
159 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری در بین گروهی از نوجوانان ایرانی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12 تا 18 ساله شهر ارومیه در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 380 نفر انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونه نوجوانان ایرانی ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس حساسیت به صدای واینشتاین به طور تجربی از روایی همگرا نسخه تجدیدنظر شده مقیاس میسوفونیا حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی نسخه تجدیدنظر شده مقیاس 93/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پرسشنامه صدا بیزاری برای سنجش میسوفونیا در نوجوانان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار می تواند جهت اندازه گیری صدا بیزاری در بخش های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه سبک های هویت و روابط موضوعی با آشفتگی روان شناختی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
31 - 44
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین رابطه سبک های هویت و روابط موضوعی با آشفتگی روان شناختی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402 بود. نمونه آماری شامل 260 دانش آموز بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسشنامه های آشفتگی روان شناختی لاویبوند و لاویبوند (1995)، سبک های هویت برزونسکی (1992) و روابط موضوعی بل (۱۹۹۵) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک هویت اطلاعاتی (138/0-=r؛ 05/0>p) و سبک هویت هنجاری (404/0-=r؛ 01/0>p) با آشفتگی روان شناختی رابطه منفی و بین سبک هویت سردرگم (367/0=r) با آشفتگی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود داشت (01/0>p). همچنین بین مولفه های روابط موضوعی شامل بی کفایتی اجتماعی (329/0=r)، سبک خودمحوری (365/0=r)، دلبستگی ناایمن (366/0=r) و بیگانگی (498/0=r) با آشفتگی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0>p). همچنین متغیرهای سبک های هویت و روابط موضوعی به ترتیب توانستند 8/20 و 4/27 درصد از تغییرات آشفتگی روان شناختی را تبیین کنند (92/17=F ، 32/25=F و 01/0>p). بر اساس نتایج این پژوهش به ترتیب مولفه بیگانگی (485/0) از مولفه های روابط موضوعی بصورت مثبت، سبک هویت هنجاری (396/0-) بصورت منفی در تبیین واریانس متغیر آشفتگی روان شناختی تاثیر دارند. نتیجه گیری: می توان وضعیت آشفتگی روان شناختی در دانش آموزان را با مدیریت سبک های هویت و روابط موضوعی بهبود بخشید.
شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
85 - 103
حوزههای تخصصی:
با توجه به استفاده روزافزون از فناوری های ارتباطی نوین، مربیگری الکترونیکی به ابزاری مؤثر با هدف تطبیق شرایط در حال تغییر جامعه تبدیل شده است. از این ابزار می توان به منظور بهبود عملکرد مدیران و رهبران آموزشی استفاده کرد. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی و به شیوه مرور نظام مند انجام شده است. همچنین، به منظور شناسایی مؤلفه ها، پس از تنظیم سؤال پژوهش، کلیدواژه های جست وجو تعیین شد. این کلیدواژه ها در دو پایگاه وب آو ساینس و اسکوپوس و 71 مجله معتبر حوزه یادگیری الکترونیکی (بر اساس نظام رتبه بندی مجلات سایمگو) جست وجو شدند که در مجموع 2433 مقاله به دست آمد. پس از بررسی مقالات 23 مقاله در حوزه مربیگری الکترونیکی انتخاب شد. از روش سنتز مضمون نیز برای تجزیه وتحلیل یا همان کدگذاری داده های استخراج شده استفاده شد. مؤلفه های شناسایی شده مربیگری الکترونیکی عبارت اند از: تعیین اهداف مربیگری مجازی، تعیین سطح شایستگی متربیان، پرسیدن سؤالات تأملی از متربیان، شناسایی نیازهای متربیان، تعامل، تبدیل اهداف کلی به جزئی، تعیین منابع، انتخاب فناوری مناسب، برنامه ریزی، ارائه بازخورد مناسب و مداوم، ارزیابی، توسعه نرم افزار و حفظ امنیت آنلاین. درنهایت، می توان از الگوی نهایی این مطالعه مانند الگوی مفهومی مقدماتی برای مطالعات بعدی استفاده کرد.