ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۲۰٬۰۰۵ مورد.
۱۶۱.

واکاوی تجارب زیسته مربّیان مراکز پیش دبستانی از فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در دوره سیادت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش حاضر، واکاوی فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در مراکز پیش دبستانی بود. این پژوهش درزمره مطالعات کیفی قرار دارد، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است و جامعه آماری آن را مربّیان پیش دبستانی ناحیه چهارِ شهر قم تشکیل می دهند که سیزده نفر از ایشان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با توجه به معیار اشباع داده ها و تکرار اطلاعات انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که چهارچوب آن براساس تحلیل محتوای ادبیات پژوهش برمبنای سه بُعد شناختی، عاطفی و عملی تربیت توحیدی تدوین و برپایه نظرخواهی از سه متخصص تأیید شد. پس از انجام شدن مصاحبه، تحلیل داده ها توسط نرم افزار شانون و MAXQDA (20) صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد در بُعد شناختی، مؤلفه های «استفاده از زبان و ادبیات متناسب با فهم کودک در معرفی خدا» و «الگوی حسنه بودنِ والدین و مربّیان در رابطه با خدا برای کودک»، در بُعد عاطفی، مؤلفه های «پرورش و تقویت اشتیاق کودک به پرسشگری و کنجکاوی» و «تأثیر محبت والدین و مربّیان بر رابطه کودکان با خدا»، و در بُعد عملی، مؤلفه «تناسب فعالیت های عملی با امیال و آزادی کودک»، بیشترین کاربرد را داشته اند. دوره سیادت، زمان تشکیل مبانی و بنیان های تربیت توحیدی در کودک است که از طریق ارتباط با اطرافیان، محیط، والدین و به ویژه مربّیان تحقق می یابد.
۱۶۲.

بررسی تطبیقی الگوهای شناسایی و هدایت استعدادهای برتر در ایران و کشورهای توسعه یافته(مطالعه موردی آمریکا و اسپانیا)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
هدف از پژوهش حاضر،بررسی تطبیقی الگوهای جذب وآموزش کودکان تیزهوش در شناسایی و هدایت استعدادهای برتر در ایران با کشورهای توسعه یافته بود. در این مقایسه دو کشور آمریکا به علت تنوع شیوه های استعدادیابی و آموزش تیزهوشان،و اسپانیا به این دلیل که از نظر اقتصادی و سابقه و غنای آموزش و پرورش دانش آموزان در سطح نسبتاً مطلوب قرار دارد، گزینش شدند. روش کار: پژوهش حاضر با روش توصیفی - تطبیقی با رویکرد کیفی، انجام پذیرفته و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد و مدارک معتبر با شیوه اسنادی یا کتابخانه ای با ابزار فیش برداری گردآوری گردیده و با طبقه بندی و تحلیل اطلاعات نسبت به تجزیه و تحلیل مطالب و مقایسه تطبیقی اقدام شده است. نتایج: یافته ها نشان داد با آن که در کشورمان، مزایایی چون گزینش سالم و سراسری و هم افزایی علمی دانش آموزان تیزهوش را نمی توان از نظر دور نگه داشت، با آسیب هایی چون تاخیر در شناسایی استعدادهای برتر، نبود واحدهای درسی مربوط به تیزهوشان در تربیت معلم و نیز عدم بکارگیری روش های استاندارد و متنوع شناسایی استعداد روبرو هستیم. به نظر می رسد شیوه های شناسایی در آمریکا از دو کشور ایران و اسپانیا بسیار متنوع تر و بهنگام تر است و طرح شهاب که در چند سال اخیر در کشور ما در حال اجراست، بیشتر به شیوه های استعدادیابی در ایالات متحده نزدیک است.نتیجه گیری: پیشنهاد دسته بندی تیزهوشان در گروه های متفاوت و آموزش گروه برتر آنها در مدارس خاص و سایر گروه ها با شیوه شهاب به همراه طرح غنی سازی، می تواند از راه کارهای قابل بررسی باشد.
۱۶۳.

بررسی میزان رضایت مندی دانشجویان کارشناسی اتاق عمل از شیوه آموزشی سنتی (مربی بالینی) و شیوه آموزشی همتایان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه: محیط آموزش بالینی جایی برای پرورش مهارتهای بالینی دانشجویان جهت ورود به جامعه کاری آنها در آینده می باشد ، عوامل متعددی در رابطه با ناکارآمدی دوره کارآموزی مطرح شده است که یکی از این موارد کمبود مربی می باشد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی میزان عملکرد و رضایت مندی دانشجویان کارشناسی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی البرز در سال 1399 از دو شیوه آموزش سنتی مربی بالینی(مربی بالینی) و روش به کار گیری دانشجویان در آموزش تیم بالینی(طرح همتایان بالینی ) انجام گرفت. مواد وروش:پژوهش حاضر از نوع مداخله آموزشی می باشد که در سال1399 بر روی 82 نفر از دانشجویان کارشناسی اتاق عمل ترم 5و 7 دانشگاه علوم پزشکی البرز به صورت سرشماری انجام گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه مجزای محقق ساخته جمع آوری شد که درسه بخش اطلاعات دموگرافیک، بخش ارزیابی عملکرد استاد مربوطه درکارآموزی در چهار حیطه(نظم وانضباط ومقررات، ارتباطات، انگیزش،آموزش وارزشیابی) به دست امد. در این مطالعه از آزمون های آمار توصیفی و آزمون های من ویتنی، کای دو، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری Spss نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. نتایج:نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که رضایت مندی دانشجویان از بخش کارآموزی مربوطه هنگامی که جهت آموزش از مربی استفاده شده، بیشتر از همتای بالینی بوده است. دانشجویان به صورت معناداری در 5حیطه ی مقررات، ارتباطات، انگیزش، ارزیابی از اساتید مربی خود بیشتر از اساتید همتار رضایت داشتند.( (p<0.001 نتیجه گیری:با توجه به عدم رضایتمندی دانشجویان اتاق عمل از توانمندی های اساتید همتا در چهار حیطه ی ارتباطات، انگیزش، آموزش و ارزیابی می توان نتیجه گرفت طرح همتایان بالینی در صورت اجرای صحیح بیشتر به عنوان تسهیل کننده آموزش می تواند مفید واقع شود.
۱۶۴.

تأثیر تمرینات آموزشی منتخب یوگا بر مهارت های حرکتی و شناختی در کودکان دختر دارای اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تمرینات آموزشی منتخب یوگا بر مهارت های حرکتی و شناختی در کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی (DCD) بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی است و برای رسیدن به هدف از روش نیمه آزمایشی استفاده شد. از بین افراد شناسایی شده، ۳۰ کودک به صورت تصادفی به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شد. متغیرهای پژوهش شامل مهارت های حرکتی درشت، مهارت های حرکتی ظریف، توانایی بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی و حافظه ی کاری بودند که به ترتیب با استفاده از آزمون تبحر حرکتی M-ABC-2، آزمون برو/نرو، آزمون استروپ و آزمون ان-بک ارزیابی شدند. پس از انجام پیش آزمون، نمونه ی آماری به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شد. گروه تجربی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته، در یک برنامه ی تمرینی یوگا شرکت کرد. داده های به دست آمده با استفاده از آمار استنباطی و تحلیل واریانس (ANOVA) در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند (05/0 P). یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات آموزشی منتخب یوگا تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های حرکتی درشت و ظریف، توانایی بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی و حافظه ی کاری در دختران دارای اختلال هماهنگی رشدی دارد. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان گفت گنجاندن تمرینات یوگا در برنامه های توان بخشی می تواند به عنوان روشی مؤثر برای بهبود مهارت های حرکتی و کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلابه اختلال هماهنگی رشدی مورداستفاده قرار گیرد.
۱۶۵.

متناسب سازی بازی و فعالیت ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی(TPR) و ارزیابی اثربخشی آن بر زبان بیانی و دریافتی کودکان اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: هدف پژوهش حاضر متناسب سازی بازی و فعالیت ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی و ارزیابی اثربخشی آن بر زبان بیانی و دریافتی کودکان اتیسم بود. روش: در این پژوهش از روش تحقیق ترکیبی و طرح متوالی اکتشافی با مدل تدوین ابزار استفاده شد. روش نمونه گیری به صورت متوالی و در دو مرحله کیفی و کمی صورت گرفت. در مرحله کیفی، یکسری بازی و فعالیت ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی متناسب سازی و اعتبار یابی شد. و در مرحله کمی، پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. و جامعه آماری شامل همه کودکان اتیسم سنین 7 تا 12 سال شهر قم (62 کودک) بودند که از بین آنان 22 کودک به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش (11 کودک) و کنترل (11 کودک) تقسیم شدند. گروه آزمایش بازی و فعالیت های متناسب سازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی را در طی 22 جلسه (هر جلسه یک ساعت) دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش، آزمون رشد زبان (TOLD-P:3) هامیل و نیوکامر (1997) بود. داده ها با آزمون تحلیل کواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس، بعد از مداخله نشان داد که بین آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل از نظر زبان بیانی و دریافتی در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0> P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد بازی و فعالیت های متناسب سازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی، زبان بیانی و دریافتی کودکان اتیسم را بهبود می بخشد. واژه های کلیدی: اتیسم، روش پاسخ کاملا فیزیکی، زبان بیانی و دریافتی
۱۶۶.

اثربخشی آموزش برنامه اجتماعی هیجانی کودکان قوی بر پیوند با مدرسه و کیفیت تعامل معلم-دانش آموز در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۳
اختلالات یادگیری ویژه اغلب با آسیبهای اجتماعی-هیجانی قابل توجه و چالشهای سلامت روان همراه هستند. کودکان دارای اختلال یادگیری ویژه از جمله دانش آموزانی هستند که پیوند با مدرسه و کیفیت روابط معلم کودک کمتری را تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر پیوند با مدرسه و کیفیت تعامل معلم-دانش آموز در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه بود. طرح پژوهشی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. نمونه آماری پژوهش 30 دانش آموز دختر و پسر پایه سوم تا پنجم بودند که 15 نفر در گروه کنترل و 15 نفر در گروه آزمایش به صورت تصادفی قرار گرفتند. برنامه آموزشی اجتماعی - هیجانی کودکان قوی در 12 جلسه آموزشی برای گروه آزمایشی به اجرا درآمد. از مقیاسهای پیوند با مدرسه رضایی شریف و همکاران (1393) و رابطه معلم-شاگرد مورای و زوویچ (2011) برای گرد آوری داده ها در پیش و پس آزمون استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزشی اجتماعی - هیجانی کودکان قوی بر پیوند با مدرسه و رابطه معلم-دانش آموز تأثیری معنادار داشته است. مهارتهای یادگیری اجتماعی و هیجانی سبب پیشرفت مثبت و کاهش رفتارهای مشکل ساز می شوند. از طریق آموزش این مهارتها عملکردهای تحصیلی، پیوند با مدرسه و تعامل معلم- دانش آموز بهبود می یابند. علاوه بر این، این مهارتها سبب پیامدهای مهم زندگی مانند تکمیل به موقع دبیرستان، دریافت مدرک دانشگاهی و تعامل مثبت با همسالان می شوند. به واسطه اثربخشی این برنامه، اجرای آن روی سایر گروههای نارساییهای تحولی نیز پیشنهاد می شود.
۱۶۷.

کاوش موانع و راهکارهای مشارکت والدین در مراکز پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۱
هدف از این مطالعه موردی کیفی، بررسی ادراکات مربیان از موانع مشارکت والدین شهر اهواز در مراکز پیش دبستانی بود. سؤالات پژوهش بر شناسایی موانع مشارکت والدین از دیدگاه مربیان و پیشنهاد راه حلهای مناسب برای رفع این موانع ادراک شده، متمرکز بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است که به شیوه مطالعه موردی چندگانه انجام شده است. در این پژوهش هشت مربی مراکز پیش دبستانی شهر اهواز شرکت کرده اند که به روش نمونه گیری هدفمند(از نوع موارد مطلوب) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش مصاحبه کانونی با مربیان، مصاحبه فردی، سؤالات پیگیری و بررسی اسناد استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بوده است. بر اساس تجزیه وتحلیل داده ها، موانع مشارکت والدین در آموزش فرزندان، مضمونهای "درک مفهوم مشارکت و مداخله والدین از نگاه مربیان"، "تعاملات اولیاومربیان"، "انتظارات مربیان از اولیا"، "موانع مشارکت از نگاه مربیان"، "آگاهی مربیان و والدین از اهمیت مشارکت"، "سطح سواد و آگاهی والدین از مسائل آموزشی" و " نوع روابط و مشارکت والدین" استخراج شدند. مربیان نیز راه حلهایی در زمینه موانع مشارکت در قالب مضمونهای "افزایش ارتباط و تعامل مربیان با والدین"، "تشکیل جلسات و کارگاهها و گزارش ماهیانه مربیان به والدین در جلسات اولیا و مربیان"، "دریافت انتقادات والدین" و "تحقق خواسته های به حق آنها"، "مسئولیت پذیری والدین در قبال فرزندان"، "دقت والدین در توجه به زمان و شیوه حمایت از فرزندان خود" و "نقش مرکز پیش دبستانی در آموزش والدین" ارائه کردند. توجه به موارد فوق می تواند در بهبود وضعیت مشارکت والدین و در نهایت پیشرفت تحصیلی نوآموزان مفید باشد.
۱۶۸.

تأثیر یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر یادگیری معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان پایه ششم در درس تفکر و پژوهش بود. روش پژوهش تجربی و طرح پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم شهرستان ملایر در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند که از میان آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. با توجه به طرح پژوهش، برای گرد آوری داده ها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) با ضریب پایایی 0/68، ابتدا به عنوان پیش آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت روش آموزشی یادگیری معکوس و گروه گواه تحت روش آموزشی سنتی در درس تفکر و پژوهش قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که میان دو گروه از لحاظ متغیر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های آن تفاوت معنا دار وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش بر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های درگیری ذهنی، بلوغ شناختی و خلاقیت دانش آموزان تأثیری معنادار داشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش به روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش می تواند فرصتی مناسب برای تقویت گرایش به تفکر انتقادی دانش آموزان فراهم کند.
۱۶۹.

بازنمایی معنایی تجربه زیسته دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) از مدرسه: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۷
آموزش وپرورش فرایندی ارتباطی است. پایه های هر ارتباط را زبان تشکیل می دهد. زبان در کلاس درس نقشی مهم در فرایند تدریس و یادگیری دارد و برای برقراری ارتباط میان معلمان و دانش آموزان در تعامل کلاس درس ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی معنایی تجربه زیسته دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) از مدرسه بوده است. پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) مقطع ابتدایی شهرستان سراوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. ۱۸ دانش آموز با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل محتوای مضمونی تجزیه وتحلیل شدند. تحلیل عمیق دیدگاه های دانش آموزان، موجب شناسایی و دسته بندی چهار مضمون سازمان دهنده شامل زیستگاه آموزشی با سه مضمون پایه مکان یادگیری، مکان مهارت آموزی و مکان تعیین شغل؛ زیستگاه عاطفی با دو مضمون پایه مکان آسایش روحی و فکری و مکان آشنایی؛ زیستگاه اجتماعی با دو مضمون پایه مکان روابط اجتماعی و مکان آماده سازی و زیستگاه پرورشی با مضمون پایه مکان تربیتی پاک شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مدرسه دارای جایگاهی ویژه و خاص برای دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) است. ازاین رو، توجه به دانش آموزان دوزبانه در نظام آموزشی سبب احترام و افتخار به فرهنگ محلی می شود و همچنین راهکاری است برای مقابله با بی عدالتی و رفتارهای تبعیض آمیز در حوزه حقوق اقلیتها. مسئولان و مشاوران مدارس لازم است از این ظرفیت برای ارتقای تحصیلی دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) بهره بگیرند.
۱۷۰.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بینفردی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۷۷
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد.  پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی شهر کوهدشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها 30 دانش آموز نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که نمرات پایینی در انعطاف پذیری شناختی و نمرات بالایی در حساسیت بین فردی داشتند، به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA)، پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی دنی س و ون دروال (2010) و پرسش نامه حساسیت بین فردی توسط بویس و پاپکر(1989) جمع آوری شد. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی در طی 8 جلسه 70 دقیقه ای قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS (نسخه 24) تحلیل گردید.  نتایج حاصل نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی گروه آزمایش تأثیر معناداری داشته است (۰۱/۰p<)، به بیان دیگر آموزش ذهن آگاهی در ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی گروه آزمایش اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). می توان گفت از جمله آموزش های مفید و اثربخش در جهت تقویت انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی، آموزش ذهن آگاهی است.
۱۷۱.

طراحی الگوی امکان سنجی اجرای آموزش مجازی در آموزش و پرورش استان فارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی امکان سنجی اجرای آموزش های مجازی در آموزش و پرورش استان فارس انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، با رویکرد کیفی – کمی (آمیخته) و با طرح اکتشافی انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد متخصص در حوزه آموزش مجازی و استادان مدیریت آموزشی و دربخش کمی شامل تمامی مدیران و کارکنان آموزش و پرورش استان فارس به تعداد 2311 نفر بودند.روش نمونه گیری در بخش کیفی، روش هدفمند و در بخش کمی، روش تصادفی طبقه ای بود. نمونه آماری در بخش کیفی با در نظر گرفتن قانون اشباع نظری ، تعداد 30 نفر و در بخش کمی ، بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای (1632 نفر مرد و 679 نفر زن) انتخاب شدند.ابزار گرد آوری دادها دربخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برمبنای مقیاس پنج گزینه ای لیکرت با 57 گویه بود. یافته ها: نتایج نشان داد که ابعاد مدل اعتبارسنجی برای پیاده سازی آموزش های مجازی به ترتیب بعد تکنولوژیکی ، پداگوژیکی، مدیریتی و استراتژیکی ، منابع انسانی و پشتیبانی ، فرهنگی – اجتماعی و جهانی می باشند. در تحلیل عاملی اکتشافی، تاثیر همه ابعاد و مولفه ها بر پیاده سازی آموزش های مجازی تایید شد.
۱۷۲.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف: آسیب بینایی پیامدهای مختلفی دارد و می تواند بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان تاثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی و از نظر روش تحقیق یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان با آسیب بینایی خراسان شمالی بودند که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در مدارس این استان مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل ۳۰ دانش آموز دختر با آسیب بینایی ۱۴ تا ۱۸ ساله بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برنامه درمان متمرکز بر شفقت در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد ولی به گروه گواه هیچ آموزشی داده نشد و در لیست انتظار ماندند. در پژوهش حاضر به منظور سنجش خوش بینی و مهارت های ارتباطی به ترتیب از پرسش نامه تجدیدنظرشده جهت گیری زندگی و پرسش نامه تجدیدنظر شده مهارت های ارتباطی استفاده شد. داده های پژوهش با روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت تاثیر مثبت و معناداری بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی داشت. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی می توان نتیجه گرفت که استفاده از این مداخله برای این دانش آموزان اهمیت و ضرورت ویژه ای دارد.
۱۷۳.

پایش ارشادگری استادان دانشکده پرستاری از دیدگاه دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: ارشادگری یکی از رویکردهای مهم آموزشی است که منجر به رشد و توسعه حرفه ای و فردی در دانشجو می شود. این مطالعه با هدف "پایش ارشادگری استادان دانشکده پرستاری از دیدگاه دانشجویان" انجام شد. روش ها: این مطالعه توصیفی مقطعی در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بقیه ا... (عج) در سال 1401 انجام شد. تعداد مشارکت کنندگان 330 نفر شامل دانشجویان مقطع کاردانی رشته فوریت های پزشکی، مقطع کارشناسی رشته پرستاری، مقطع کارشناسی ارشد رشته پرستاری داخلی جراحی و مراقبت ویژه پرستاری و دکتری تخصصی پرستاری پرسشنامه را کامل کردند. روش نمونه گیری تمام شماری بود. از پرسشنامه ارشادگری استاندارد که شامل دو حیطه هدایتی و عاطفی بود، استفاده شد. آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تی زوجی و تی مستقل و ANOVA استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS26 آنالیز شد. یافته ها: میانگین±انحراف معیار نمره کل: 04/16±48/52، میانگین±انحراف معیار حیطه هدایتی: 93/11±99/31 و میانگین±انحراف معیار حیطه عاطفی: 91/4±94/19 بود. نمره حیطه ها و نمره کل در سه شدت ضعیف، متوسط و خوب نشان داد که شدت نمرات حیطه ها و نمره کل در حد، خوب ارزشیابی شد. نتیجه گیری: با وجود این که درصد بالایی از نمره ارشادگری در حد خوب است اما همچنان ارتقای ارشادگری استادان ضروری است و به این مهم باید توجه شود. نظر به اهمیت بالای ارشادگری در زمینه رشد و تعالی دانشجویان، پرداختن به این مهم جزو الزامات همه دانشکده ها بوده و پایش مستمر نحوه انجام آن ضروری است.
۱۷۴.

بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
هدف: اقدامات آموزشی و آکادمیک در زمان های اخیر در معرض پیشرفت های فن آوری مهم و گسترده ای قرار گرفته اند که مداخله اخیر هوش مصنوعی بهترین نمونه آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و با استفاده از راهب رد پدیدارشناس ی بود. در این پژوهش پدیده محوری، اساتید و کارشناسان در حوزه هوشمندسازی مدارس بود. جامعه آماری در این پژوهش کارشناسان هوش مصنوعی و استادان دانشگاه استان خوزستان بود که با تعداد 15 نفر به اشباع نظری رسید. در این پژوهش نمونه گیری به صورت هدفمند، گلوله برفی و غیراحتمالی بود. ابزار این پژوهش جهت جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و از نظر جمع آوری اطلاعات تک مقطعی بود. بدین صورت که سؤالاتی در جهت هدف پژوهش طراحی و از شرکت کنندگان پرسیده شد. برای تأمین روایی و پایایی مطالعه از روش ارزیابی لینکن و گوبا استفاده گردید. تحلیل داده با روش کلایزی انجام شد. یافته ها: در تحلیل یافته ها 85 کد شناسایی شد که با ادغام موارد مشابه و حذف موارد تکراری 33 معنی فرموله شده به دست آمد. عبارت های استخراج شده به چهار خوشه تقسیم شدند. به این ترتیب که محقق عبارت های استخراج شده با ماهیت موضوعی مشابه را شناسایی کرده و آنها را در درون یک خوشه قرار داد. این خوشه ها عبارتند از: توسعه ارزش های فرهنگی، ساختاردهی جدید به نظام ارتباطی انسان ها، اثربخشی تصمیمات و اقدامات انسانی و بهبود کیفیت یادگیری. نتیجه گیری و پیشنهادها: هوش مصنوعی در راه تکامل خود سرعت بسیاری دارد و هیچ روش مقابله ای با آن به جز همسو شدن وجود ندارد. یک پروژه فرهنگی موفق مبتنی بر هوش مصنوعی بیانگر آن است که چگونه هوش مصنوعی می تواند با فرهنگ تلاقی کرده و خلاقیت را تقویت کند و مرزهای همکاری فرهنگی را پیش ببرد. برای این منظور نیاز است که بین هوش مصنوعی و روش های سنتی تعامل به وجود آید. بنابراین، به کارگیری هوش مصنوعی در حوزه آموزش و فرهنگ عمومی مستلزم سرمایه گذاری قابل توجه در زیرساخت ها، تجهیزات و طراحان و صاحبان فناوری بسیار ماهر است. تحقیق و توسعه در این حوزه ادامه دارد و پیشرفت های نوین در برنامه ریزی و الگوریتم های بهینه سازی خودکار می تواند امکانات بیشتری را فراهم کند. نوآوری و اصالت : به درک وضعیت فعلی و چشم اندازهای در حال تحول آن در جهت تغییرات هوش مصنوعی در روندهای آموزش کمک می کند.
۱۷۵.

تدوین بستۀ کمک آموزشی بازی های جنبشی حرکتی درس فارسی و میزان اثربخشی آن بر انگیزۀ یادگیری و هیجان تحصیلی پایۀ اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۲۴۸
این پژوهش با هدف تدوین بسته کمک آموزشی بازی های جنبشی حرکتی درس فارسی و میزان اثربخشی آن بر انگیزه یادگیری و هیجان تحصیلی پایه اول انجام شد. روش پژوهش آمیخته از نوع کیفی کمّی بود. به منظور تدوین بسته آموزشی از روش کیفی تحلیل مضمون، با استفاده از ۱۵ صاحب نظر و ۵۲ مورد اسناد و مدارک بسته آموزشی ایجاد شد. درنهایت بسته آموزشی با سه مؤلفه اصلی یادگیری، درک و یادآوری و دقت و تمرکز ایجاد شد و روایی و پایایی بالای آن با استفاده از چک لیست تأیید شد. بخش کمّی پژوهش از طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده کرد. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ تشکیل دادند. در این پژوهش ۷۶ دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (۳۸ نفر) و کنترل (۳۸ نفر) به شیوه تصادفی گمارش شدند. برای ارزیابی انگیزه یادگیری از چک لیست معلم ساخته و برای هیجان تحصیلی از پرسش نامه پکران (۲۰۰۲) استفاده شد. گروه آزمایش در ۱۸ جلسه ۴۵دقیقه ای در طول ۷ ماه بسته آموزشی را دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل چنین مداخله ای را دریافت نکردند. طبق یافته های پژوهش انگیزه یادگیری و هیجان تحصیلی با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک طی سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دارای تفاوت معنادار است (۰٫۰۰۱). ازاین رو، بازی های جنبشی حرکتی به افزایش انگیزه یادگیری و هیجان تحصیلی درس فارسی منجر شده است.
۱۷۶.

بررسی نقش میانجی جو سازمانی مدارس در رابطه بین خودکارآمدی معلم و تدریس اثربخش در آموزگاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی جو سازمانی مدارس در رابطه بین خودکارآمدی معلم و تدریس اثربخش در آموزگاران بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری آن تمامی معلمان مدارس استثنایی استان اردبیل و شهر تبریز در سال 1402 بود که از بین آن ها 280 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند؛ سپس به پرسش نامه های تدریس اثربخش آموزگاران محمودی و همکاران (1398)، خودکارآمدی معلم اسچان - موران و هوی (2001) و جو سازمانی هالپین و کرافت (1963) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24، Amose نسخه 20 و با آزمون معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان که مدل ساختاری پژوهش از برازش مناسب برخوردار است. جو سازمانی مدارس و خودکارآمدی معلم با تدریس اثربخش ارتباط مثبت و معناداری دارد (01/0P<) و خودکارآمدی معلم، به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق جو سازمانی مدارس بر تدریس اثربخش آموزگاران مؤثر است. نتیجه گیری: ارتقاء هرچه بیشتر تدریس اثربخش معلمان مدارس استثنایی و ارتقاء اگاهی آنان نسبت به خودکارآمدی معلم و جو سازمانی مدارس و برگزاری دوره های مبتنی بر آموزش خودکارآمدی معلم و جو سازمانی مدارس جهت بهبود تدریس اثربخش آموزگاران مفید به نظر می رسد.
۱۷۷.

مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهود مهارت های اجتما عی کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر مروری نظام مند بود. مقاله های چاپ شده از سال 2010 تا 2023 در پایگاه های خارجی پروکوئست، ساینس- دایرکت، گوگل اسکولار، پاب مد و اسپیرنگر با کلیدواژه های فناوری واقعیت افزوده، مداخلات مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده )با و بدون استفاده از داستان های اجتماعی، الگوبرداری ویدئویی، پکس و مبتنی بر بازی(، برنامه آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، عینک واقعیت افزوده، کودکان با اختلال طیف اُُتیسم )عملکرد بالا، عملکرد پایین(، کودکان با اختلال آسپرگر و مهارت های اجتماعی ) کلامی یا غیرکلامی( مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدا با استفاده از سیاهه پریزما 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد 17 مقاله که منطبق با هدف پژوهش و ملاک های پژوهش بودند، استخراج شدند. در پژوهش حاضر، با مرور پژوهش های منتشرشده در زمینه کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم به دنبال یافتن پاسخ به 7 پرسش اساسی بودیم. یافته ها: بررسی های انجام شده نشان داد، مطالعات با طرح های تک آزمودنی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشتند؛ بیشترین مطالعات محدودیت جنسیتی نداشت؛ مداخله مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده در گروه سنی مختلف بین 6 تا 16 سالگی انجام گرفته بود. استفاده از تلفن همراه بیشترین فراوانی را در فناوری به کار برده شده برای مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده داشت؛ از بین مطالعات بررسی شده، 1 مطالعه تأثیر سیستم ردیابی اسکلتی با استفاده از واقعیت افزوده ) 6درصد(، 3 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر عینک هوشمند ) 17 درصد(، 2 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر پکس ) 11 درصد(، 1 مطالعه تأثیر مدل سازی چهره مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6درصد( و 1 مطالعه تأثیر همزمان استفاده از کتاب داستان و مدل سازی ویدیویی مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6 درصد( در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پرداخته بودند و 9 مطالعه ) 53 درصد( اثربخشی استفاده از واقعیت افزوده بدون ابزار کمکی در افزایش مهارت های اجتماعی این کودکان را بررسی کرده بودند؛ نحوه ارائه مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده به شیوه انفرادی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشت و همه مطالعات بررسی شده، یعنی 17 مطالعه ) 100 درصد( نشان دهنده اثربخشی مثبت و معنادار مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتما عی و مؤلفه های مهارت های اجتما عی ا فراد با ا ختلال ط یف اُُتیسم بود. نتیجه گیری: براساس یافته ها، تدوین و طراحی مداخلات مبتنی بر فناوری در ارتقای مهارت های اجتماعی، شناختی، هیجا نی و ارتبا طی برای کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم ضرورت دارد.
۱۷۸.

طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه خلاق و اثربخش: رویکردی بر پایه اجتماع کاوشگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۶
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه در چارچوب الگوی «دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر یادگیرنده» است. هدف از پژوهش حاضر، طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه در چارچوب الگوی «دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر یادگیرنده» است. در سال های اخیر، دانشگاه ها در سراسر جهان به سوی حکمرانی مشارکتی و یادگیری سازمانی حرکت کرده اند؛ اما در نظام آموزش عالی ایران، مشارکت دانشجویان در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها اغلب در سطحی نمادین و غیرساختاری باقی مانده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و اسنادی–تحلیلی و با هدف ارائه ی راهکارهای سیاستی مبتنی بر شواهد انجام شده است. در گام نخست، بیش از ۷۰ منبع شامل مقالات علمی، آیین نامه ها، و اسناد سیاستی گردآوری و با معیارهای علمی غربالگری به ۲۶ منبع کلیدی کاهش یافت. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی، مؤلفه ها و روابط کلیدی مدل استخراج و مدل مفهومی اولیه طراحی شد. به منظور اعتبارسنجی مدل، ۱۰ نفر از خبرگان حوزه آموزش عالی و سیاست گذاری علمی مدل را ارزیابی کردند و میزان توافق آنان با استفاده از ضریب کاپای کوهن محاسبه گردید. نتایج نشان داد مقدار کاپا برابر با 0.82 بوده و از نظر آماری در سطح 0.01 معنی دار است که بر اساس معیار Landis و Koch (1977) بیانگر توافق بسیار بالا است. یافته ها نشان داد که مشارکت ساختاریافته ی انجمن های علمی دانشجویی می تواند چرخه ی تصمیم سازی، اجرا و بازخورد در دانشگاه را به چرخه ای یادگیرنده و بازتابی تبدیل کند و پیامدهایی چون شفافیت، پاسخ گویی، خودتنظیمی، خلاقیت سازمانی و تعلق نهادی را به دنبال داشته باشد. بدین ترتیب، مدل نهایی پژوهش چارچوبی مفهومی برای ارتقای دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر و توسعه ی سیاست های مشارکتی در آموزش عالی ایران ارائه می دهد.
۱۷۹.

کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های گواه و آزمایش می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان ابتدایی شهر رحیم آباد(استان گیلان) در سال1403-1402بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به صورت غیر تصادفی و در دسترس بود. 30 نفر از دانش آموزان ابتدایی از یک مدرسه در شهر رحیم آباد به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) تقسیم شدند. در این طرح ابتدا پیش آزمون برای گروه های گواه و آزمایش انجام و بعد از اجرای آموزش سواد سلامت با ابزار هوش مصنوعی در طول یک سال تحصیلی(20 جلسه آموزشی) برای گروه آزمودنی ، پس آزمون برای دو گروه آزمایش و گروه گواه اجرا شد. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. آمار استنباطی به کار رفته، تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی بود. افزایش و بهبود میانگین نمرات تعدیل یافته گروه آموزش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و همچنین نتایج تفاوت میان نمرات تعدیل یافته مؤلفه های سواد سلامت در مرحله پس آزمون میان دو گروه گواه و آموزش، بیانگر تاثیر معنادار آموزش های مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتقا سواد سلامت فراگیران بوده است.
۱۸۰.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) بر آگاهی واج شناختی کودکان مبتلا به اختلال نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
هدف: به تازگی تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای (tDCS) برای بهبود آگاهی واج شناختی مورد توجه پژوهش ها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف اثر بخشی tDCS بر آگاهی واج شناختی کودکانِ نا رسا خوان انجام شد. روش: در این مطالعه، از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل با دوره پیگری یک ماهه استفاده شد. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان نا رسا خوان (8 تا 12 ساله) مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش بهارستان (استان تهران) در آذرماه 1402 تا اردیبهشت 1403 تشکیل می دادند که از بین آنها 40 دانش آموز (27 پسر و 13 دختر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دانش آموزان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (تحریک فعال، 20 نفر) و کنترل (تحریک ساختگی، 20 نفر) قرار گرفتند. tDCS دو جانبه در کرتکس گیجگاهی- آهیانه ای (الکترود آند بین TP7 و P7؛ الکترود کاتد بین TP8 و P8) نصب شد. گروه آزمایش و کنترل 12 جلسه (20 دقیقه ای) به ترتیب تحریک واقعی و ساختگی را دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از فهرست نشانگان نا رسا خوانی، آزمون خواندن و نارساخوانی (نما)، ویراست پنجم آزمون هوش استنفورد- بینه و آگاهی واج شناختی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که tDCS منجر به بهبودی آگاهی واجی (ترکیب و تقطیع واجی، تشخیص کلمه های با واج آغازین و پایانی یکسان، نامیدن و حذف واج آغازین و پایانی، حذف واج میانی) شد (01/0>p)؛ ولی اثر بخشی معنی داری بر آگاهی درون هجایی و آگاهی هجایی نداشت (05/0<p). نتیجه گیری: بنابراین، tDCS یک مداخله امید بخش است که توانایی های آگاهی واجی را تقویت می کند و درمانگران بالینی می توانند از آن به عنوان یک مداخله مکمل استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان