ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۱۶۱.

کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۱
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های گواه و آزمایش می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان ابتدایی شهر رحیم آباد(استان گیلان) در سال1403-1402بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به صورت غیر تصادفی و در دسترس بود. 30 نفر از دانش آموزان ابتدایی از یک مدرسه در شهر رحیم آباد به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) تقسیم شدند. در این طرح ابتدا پیش آزمون برای گروه های گواه و آزمایش انجام و بعد از اجرای آموزش سواد سلامت با ابزار هوش مصنوعی در طول یک سال تحصیلی(20 جلسه آموزشی) برای گروه آزمودنی ، پس آزمون برای دو گروه آزمایش و گروه گواه اجرا شد. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. آمار استنباطی به کار رفته، تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی بود. افزایش و بهبود میانگین نمرات تعدیل یافته گروه آموزش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و همچنین نتایج تفاوت میان نمرات تعدیل یافته مؤلفه های سواد سلامت در مرحله پس آزمون میان دو گروه گواه و آموزش، بیانگر تاثیر معنادار آموزش های مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتقا سواد سلامت فراگیران بوده است.
۱۶۲.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) بر آگاهی واج شناختی کودکان مبتلا به اختلال نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۹۱
هدف: به تازگی تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای (tDCS) برای بهبود آگاهی واج شناختی مورد توجه پژوهش ها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف اثر بخشی tDCS بر آگاهی واج شناختی کودکانِ نا رسا خوان انجام شد. روش: در این مطالعه، از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل با دوره پیگری یک ماهه استفاده شد. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان نا رسا خوان (8 تا 12 ساله) مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش بهارستان (استان تهران) در آذرماه 1402 تا اردیبهشت 1403 تشکیل می دادند که از بین آنها 40 دانش آموز (27 پسر و 13 دختر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دانش آموزان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (تحریک فعال، 20 نفر) و کنترل (تحریک ساختگی، 20 نفر) قرار گرفتند. tDCS دو جانبه در کرتکس گیجگاهی- آهیانه ای (الکترود آند بین TP7 و P7؛ الکترود کاتد بین TP8 و P8) نصب شد. گروه آزمایش و کنترل 12 جلسه (20 دقیقه ای) به ترتیب تحریک واقعی و ساختگی را دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از فهرست نشانگان نا رسا خوانی، آزمون خواندن و نارساخوانی (نما)، ویراست پنجم آزمون هوش استنفورد- بینه و آگاهی واج شناختی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که tDCS منجر به بهبودی آگاهی واجی (ترکیب و تقطیع واجی، تشخیص کلمه های با واج آغازین و پایانی یکسان، نامیدن و حذف واج آغازین و پایانی، حذف واج میانی) شد (01/0>p)؛ ولی اثر بخشی معنی داری بر آگاهی درون هجایی و آگاهی هجایی نداشت (05/0<p). نتیجه گیری: بنابراین، tDCS یک مداخله امید بخش است که توانایی های آگاهی واجی را تقویت می کند و درمانگران بالینی می توانند از آن به عنوان یک مداخله مکمل استفاده کنند.
۱۶۳.

اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با دانش آموز چند معلولیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با فرزند دانش آموز چندمعلولیتی انجام شد.روش: این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل نابرابر استفاده کرد. جامعه آماری شامل 108 دانش آموز مدرسه چندمعلولیتی کوشا در شهر مشهد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2000) و پرسشنامه طرد-پذیرش پورتر (1954) بودند. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل کوواریانس (آنکوا) در نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته تأثیر مثبت و معنی داری بر تاب آوری مادران دارد و همچنین موجب بهبود طرد-پذیرش در آنها شد.بحث و نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود تاب آوری و پذیرش مادران در خانواده های با فرزند چندمعلولیتی استفاده شود. این نوع مشاوره با کاهش احساس طرد و افزایش تاب آوری، به مادران کمک می کند تا بهتر با چالش های روزمره مواجه شوند.
۱۶۴.

واکاوی مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس و نمود"خود ایده آل": (با تأکید بر تولید محتوای الکترونیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۱
امروزه همزمان با گسترش دنیای فناوری و اطلاعات، جریان نوآوری در روشهای یاددهی-یادگیری بهبود یافته است. فراگیران با بهره گیری از این فضا، در پی همراهی و نقش آفرینی هرچه بیشتر به منظور ارائه قابلیتها و شایستگیهای خود هستند. پژوهش حاضر به منظور رسیدن به درکی عمیق از فرصتهای مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس با بهره گیری از تولید محتوای الکترونیک به کوشش آنها انجام شده است. این پژوهش به صورت کیفی و با تأکید بر رویکرد پدیدارشناسی(روش کولایزی) انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها با 20 تن از دانش آموزان دوره دوم متوسطه (دختر و پسر) شهر کرمانشاه مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفته است. مصاحبه کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند انتخاب مصاحبه شوندگان تا اشباع یافته ها تداوم یافت. داده های پژوهش با نرم افزار Maxqda تحلیل شدند. بر این اساس تجربه دانش آموزان از مفهوم مشارکت در فرایند آموزش، در دو طبقه نمود خود ایده ئال در بعد فردی (با خرده مضامین توانمندی خود در تولید محتوا، ارائه خود کاوشگر، بروز جلوه های خودراهبری، رشد خودباوری، نمایش خودارزیابی مستمر) و بعد جمعی (با خرده مضامین محک زدن خود در مسیر شغلی مشخص، نمود خود مورد پذیرش، نمایش تصویر مطلوب از خود، شکوفایی خود اثربخش و ارائه خود الگوساز) تقسیم بندی شدند. بر اساس نتایج، مداخله فعال فراگیران در جریان تدریس، علاوه بر ارتقای سطح یادگیری، سبب فراهم شدن فرصتهای مؤثر در به تصویر کشیدن ظرفیتهای نهفته وجودی آنان در ابعاد مختلف می شود.
۱۶۵.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس پاسخ به طرد جنسی(RSRS) در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی مقیاس پاسخ به طرد جنسی در زنان متآهل شهر اردبیل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را تمام زنان متأهل شهر اردبیل تشکیل دادند. از میان جامعه آماری به تعداد ۲۱۴ نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت انفرادی به مقیاس طرد جنسی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همسانی درونی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. داده ها با کمک نرم افزارهای SPSS 25 و 8 LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب هسمانی درونی نشان داد که این مقیاس از پایایی مناسبی برخوردار است. اعتبار مقیاس بر اساس آلفای کرونباخ برای چهار عامل تفاهم88/0، رنجش83/0، نامطمئن 86/0و وسوسه83/0 به دست آمد. شاخص های برازش تحلیل عاملی تأییدی نیز روایی مناسب مقیاس را نشان داد (98/0=CFI، 96/0=RFI، 98/0=NNFI و 062/0=RMSEA). از نتایح این مطالعه می توان نتیجه گرفت که مقیاس RSRS ابزاری قابل اعتماد و روا برای سنجش پاسخ به طرد جنسی می باشد.
۱۶۶.

طراحی الگوی توسعه و تعمیق جرأت ورزی دانشجویان؛ مورد مطالعه :دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
زمینه و هدف: جرات ورزی یکی از شاخص های مهم شخصیت افراد محسوب می شود و این ویژگی در دانشجویان دانشگاه افسری پلیس به دلیل اینکه زیر بنای تعاملات درون سازمانی و برون سازمانی آینده افسران که به نوعی می تواند زمینه های اقتدار پلیس در جامعه را تشکیل دهد از اهمیت بسزایی برخوردار است که از همین رو هدف پژوهش نیز تدوین الگوی جراتمندی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع) می باشد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد از نوع کیفی بوده و از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جمعیت مورد مطالعه در این پژوهش شامل روانشناسان، نخبگان و مدیران حوزه تعلیم و تربیت فراجا بوده اند. نمونه ها به روش هدفمند(غیرتصادفی) انتخاب شده و جمعیت نمونه از طریق مصاحبه درفرایند بررسی قرار گرفتند که تا اشباع نظری در داده ها مصاحبه ادامه یافت. یافته ها با مشارکت 15 نفر از فرماندهان و مدیران و خبرگان فراجا بدست آمد. در تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمونی کینگ و هاروکز برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها استفاده شده و اعتبار و روایی آن با استفاده از نظرات خبرگان مورد تایید قرار گرفت. یافته ها: مضامین احصا شده در مصاحبه های روانشناسان و نخبگان و مدیران فراجا حاکی از آن بود که دانشجویان دانشگاه افسری پلیس در پنج حوزه شامل: حوزه شخصیتی و روانشناختی، سازمانی، آموزشی، دینی و مذهبی، و حوزه تربیتی نیاز به داشتن ویژگی هایی هستند که آنان را در انجام درست مأموریت های کنونی و آینده شغلی یاری رسان است. این مضامین شامل 121 مضمون به عنوان مضامین پایه الگوی توسعه و تعمیق جرات ورزی دانشجویان بدست آمد. از مجموع مضامین، 11 مضمون به عنوان مضامین سازمان دهنده الگوی توسعه و تحمیق جرات ورزی دانشجویان احصاء شد. همچنین از مجموع مضامین احصاء شده 5 مضمون به عنوان مضامین فراگیر الگوی توسعه و تحمیق جرات ورزی دانشجویان استخراج گردید نتیجه گیری: نتایج پژوهش در بردارنده پنج مضمون فراگیر بعد شخصیتی- روانشناختی، بعد سازمانی، بعد تربیتی، بعد آموزشی و بعد دینی-مذهبی می باشد که نشانگر دستیابی به شاخص های علمی جدیدی در زمینه ارتقاء جراتمندی در دانشجویان افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع) می باشد.
۱۶۷.

راهبردهای آماری برای عینی سازی اشباع نظری در مطالعات کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
حجم نمونه در مطالعات کیفی مرتبط با اشباع نظری است. اشباع نظری به این معناست که پژوهشگر نمونه گیری و جمع آوری داده ها را تا زمانی ادامه دهد که با بینش و مفهومی جدیدی مواجه نشود. اما همواره تعداد مصاحبه ها و ادعای دستیابی یه اشباع موضوعی مناقشه برانگیز بوده است و نمی توان هر ادعای رسیدن به اشباع نظری را درست قلمداد کرد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که تعداد مصاحبه های بیشتر از نیاز هزینه و وقت را اتلاف می کند و مصاحبه های کمتر از نیاز روایی پژوهش را از بین می برد. برای رفع این مشکل روش های مختلفی مانند توصیه هایی برمبنای تجربه و حساب هایی سرانگشتی وجود دارد، لیکن علاقه مندی به معیاری عینی تر و متکی به آمار نظر متخصصان را بیش از همه به خود جلب کرده است. در این متن دو رویکرد آماری برای تعیین حجم نمونه مورد بررسی قرار می گیرد. یکی از این روش ها به شکل پسینی و دیگر روش به شکل پیشینی حجم نمونه را در مطالعات کیفی برآورد می کند. این دو روش بررسی و توضیح داده و شده و در نهایت با هم مقایسه خواهند شد.
۱۶۸.

طراحی و اعتباریابی مقیاس عوامل موثر در شکل گیری برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
این مقاله با هدف طراحی و اعتبار یابی مقیاسی در زمینه علل ایجاد برنامه های درسی پوچ پنهان در رشته کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد پژوهش که در سال 1400-1401 انجام شد، ترکیبی و با استفاده از طرح اکتشافی متوالی مدل ابزار سازی و طی دوگام بود. در گام اول ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و درگام دوم پرسشنامه طراحی شده مورد استفاده قرار گرفت. جامعه پژوهش 1526 نومعلم دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی طی دو سال 1395 و 1400 بودند. نمونه موردنظر در گام اول به روش هدفمند و با معیار اشباع نظری یعنی 33 مصاحبه به پایان رسید. فرایند تجزیه وتحلیل داده های حاصل نیز با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. نمونه پژوهش در گام دوم 490 نفر از نومعلمان بودند که براساس جدول مورگان و با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده های پرسشنامه نیز از روش تحلیل عاملی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که پرسشنامه طراحی شده دارای روایی و پایایی مناسبی هست. همچنین سه مولفه شایستگی ها و صلاحیت های اساتید، ضعف در محتوای آموزشی دروس و سرفصل و ضعف در بودجه بندی زمانی، دارای بیشترین توان پیش بینی در زمینه ایجاد برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان هستند. نتایج بیانگر آن بود که مقیاس طراحی شده در این پژوهش، می تواند ابزار مناسبی برای تعیین میزان عوامل موثر در شکل گیری برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان باشد.
۱۶۹.

تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری های برنامه درسی در بین معلمان مقطع ابتدایی بر اساس مدل پذیرش مبتنی بر توجه (CBAM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۵
پیشینه و اهداف: پذیرش نوآوری های برنامه درسی، مستلزم شناخت دقیق عوامل مؤثر بر آن است. این پژوهش، با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری های برنامه درسی در بین معلمان مقطع ابتدایی شهر سنندج، بر اساس مدل پذیرش مبتنی بر توجه (CBAM) انجام شده است. روش: رویکرد تحقیق کمّی و به طور خاص از راهبرد توصیفی_پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری شامل 298 معلم مقطع ابتدایی شهرستان سنندج بود. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی ساده صورت پذیرفت. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش یک پرسش نامه محقق ساخته دارای 37 سؤال و مقیاس پنج درجه ای طیف لیکرت است. جهت تجزیه و تحلیل نتایج، از شاخص های آمار توصیفی و آزمون ناپارامتری به دلیل عدم نرمال بودن داده ها و از آزمون پارامتری تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تی مستقل جهت مقایسات میانگین استفاده شد. کلیه تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 26 صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین نگرانی معلمان در مواجهه با نوآوری های برنامه درسی، مربوط به دو بُعد «دانش و اطلاعات» و «مؤلفه های شخصی» بود که بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند. این موضوع بیانگر آن است که معلمان در درجه نخست نسبت به درک مفاهیم نوآوری و تأثیرات فردی آن دغدغه دارند؛ همچنین نتایج تحلیل آماری نشان داد که سطوح نگرانی معلمان بر اساس سابقه خدمت، مدرک تحصیلی و جنسیت، تفاوت معناداری ندارد، اما در بُعد «همکاری»، بین گروه های مختلف حوزه تحصیلی، تفاوت معناداری مشاهده شد. (sig = 0.048)  این یافته حاکی از نقش مؤثر زمینه تحصیلی در نگرش مشارکتی معلمان نسبت به نوآوری های برنامه درسی است.نتیجه گیری: عواملی مانند سابقه کار، مدرک تحصیلی و جنسیت، تأثیر قابل توجهی بر سطوح نگرانی معلمان ندارند؛ در مقابل، وجود اختلاف معنادار میان حوزه تحصیلی و متغیر همکاری، نشان دهنده اهمیت و نقش محسوس زمینه های علمی در تعاملات آموزشی است؛ لذا لازم است آموزش های هدفمند و حمایت های لازم برای ارتقای همکاری و تقویت دانش معلمان فراهم شود. این اقدامات می توانند به تسهیل فرایند پذیرش نوآوری های برنامه درسی کمک کنند.
۱۷۰.

بررسی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه بین باورهای مذهبی با تعهد شغلی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
پیشینه و اهداف: در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، موفقیت سازمان ها و نقش سرمایه انسانی در دست یابی به این موفقیت در اثر اخلاق حرفه ای و تعهد شغلی و مسایل مرتبط با آن همچون باورهای مذهبی، اهمیت روزافزون دارد. توجه به این مهم در سازمان های آموزشی جامعه ازجمله آموزش و پرورش و نیروی انسانی مرتبط با آن بخصوص معلمان تربیت بدنی و ورزش که بخشی از بار سلامت و سواد سلامتی و حرکتی جامعه را بر دوش دارند، اهمیت دوچندان دارد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه علّی باورهای مذهبی با تعهد شغلی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش ها: روش این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع مطالعات علّی بوده است که به شکل پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان تربیت بدنی و ورزش تمامی مقاطع مدارس استان های مرکزی کشور بود که ۳۴۰ نفر از آن ها براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری در این تحقیق شرکت کردند. ابزار تحقیق، شامل پرسش نامه های اخلاق حرفه ای کادوزیر (۲۰۰۲)، تعهد شغلی بلاو (۱۹۹۳) و باورهای مذهبی نویدی (۱۳۷۶) با روایی و پایایی قابل قبول (به ترتیب ۷۹/۰، ۸۸/۰ و ۷۸/۰) بود. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از تحلیل مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ِسمارت پی ال اس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ارتباط مستقیم و مثبت بین باورهای مذهبی و تعهد شغلی همچنین بین اخلاق حرفه ای و تعهد شغلی وجود دارد. از تحلیل داده ها نیز مشخص شد متغیر اخلاق حرفه ای، نقش میانجی گری معناداری (119/2t-value=  و 172/0= β ) در رابطه علّی باورهای مذهبی با تعهد شغلی داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان اظهار داشت تصمیم سازان و برنامه ریزان سازمان، آموزش و پرورش و نیز دانشگاه فرهنگیان باید توجه داشته باشند که برنامه ریزی در جهت ارتقای ارزش های اخلاقی و باورهای مذهبی در شغل مقدس معلمی و بویژه معلمان تربیت بدنی و ورزش، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین معلمان بر دانش آموزان و از این طریق افراد جامعه و تعالی آن بسیار ضروری است.
۱۷۱.

نقدی بر آرا صادره در خصوص ورشکستگی اشخاص حقیقی در آرا صادره از دادگاه حقوقی شهرستان (الف)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه و هدف: ورشکستگی به عنوان یکی از مباحث اساسی حقوق تجارت ایران، نقش مهمی در تضمین عدالت اقتصادی، حمایت از حقوق طلبکاران، و بازگرداندن تعادل در روابط تجاری دارد. هدف ، نقد و تحلیل آرای صادره درباره ی ورشکستگی اشخاص حقیقی در دادگاه های حقوقی شهرستان (الف) و شناسایی خلأها و نارسایی های حقوقی و اجرایی موجود است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و بررسی میدانی آرای قضایی انجام شده است. داده ها از طریق جمع آوری آرای محاکم، بررسی قوانین مرتبط به ویژه مواد ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۶، ۴۱۸، ۴۲۴، ۴۲۶، ۴۳۰ و ۴۳۹ قانون تجارت، و تحلیل محتوایی آراء و گزارش های کارشناسی استخراج و تحلیل گردیده اند. یافته ها: نشان می دهد که مهم ترین چالش در رسیدگی به پرونده های ورشکستگی اشخاص حقیقی، ناهماهنگی در احراز تاجر بودن و فقدان معیارهای عینی برای تعیین تاریخ توقف از پرداخت دیون است. در بسیاری از موارد، دادگاه ها بیش از حد به وجود پروانه کسب یا دفاتر تجاری رسمی تکیه کرده و از بررسی واقعی فعالیت تجاری غفلت نموده اند. همچنین، تمایز ناکافی میان ورشکستگی به تقصیر و به تقلب، فقدان گزارش های حسابرسی معتبر، و عملکرد ضعیف یا انتخاب نادرست مدیر تصفیه، منجر به اطاله دادرسی و تضییع حقوق اصحاب دعوی شده است. از دیگر چالش ها می توان به تفسیر نادرست مفهوم تأمین خواسته، تقسیم ناعادلانه اموال بین طلبکاران، و نبود رویه واحد در اعاده اعتبار تاجر ورشکسته اشاره کرد. بررسی آراء حاکی از آن است که ضعف در نظارت قضایی و فقدان بانک اطلاعاتی جامع از آرای ورشکستگی، موجب تشتت در تصمیمات محاکم شده و در نتیجه، اعتماد عمومی به کارآمدی نظام حقوقی کاهش یافته است. نتیجه گیری: هرچند قانون تجارت ایران چارچوب نسبتاً روشنی برای رسیدگی به ورشکستگی اشخاص حقیقی پیش بینی کرده است، اما نارسایی در اجرای دقیق مواد قانونی و ضعف رویه قضایی، مانع تحقق عدالت اقتصادی و حقوقی شده است.
۱۷۲.

بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی بر ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهر مشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۰
پیشینه و اهداف: مهارت های اجتماعی نقش مهمی در رشد روانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. تفکر مراقبتی که بر ارزش ها، احساسات و مسئولیت پذیری تأکید دارد، به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای این مهارت ها مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی در بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهرستان مشکان بود. روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهرستان مشکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. تعداد ۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای آموزش تفکر مراقبتی را دریافت کرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (۱۹۸۳) بودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تفکر مراقبتی به طور معناداری مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل افزایش داد (p < 0.001). اندازه اثر 0.352 نشان دهنده تأثیر قابل توجه این مداخله بود .نتیجه گیری: آموزش تفکر مراقبتی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در ارتقای مهارت هایی مانند ارتباطات، همدلی، همکاری، حل مسئله و مدیریت هیجان در دانش آموزان به کار گرفته شود. این روش به بهبود سلامت روانی-اجتماعی و تربیت شهروندانی مسئولیت پذیر و همدل کمک می کند.
۱۷۳.

نقش تعدیل گری ذهن آگاهی در رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی دانش-آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده ذهن آگاهی در رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از نظر روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 25994 نفر بودند که از بین آن ها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 400 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و در پژوهش حاضر شرکت کردند. ابزارها شامل مقیاس چندبعدی حالت ملال فالمن و همکاران (2011)، مقیاس ذهن آگاهی والاش و همکاران (2006) و پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (2013) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رابطه ملالت با درگیری تحصیلی منفی و معنادار (01/0P<، 78/0-=r) و ذهن آگاهی با درگیری تحصیلی مثبت و معنادار (01/0P<، 66/0=r) است. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی، نقش تعدیل گری ذهن آگاهی را در رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی تأیید کرد (77/0R 2 =؛ 001/0>P). با توجه به یافته های پژوهش، ذهن آگاهی با تعدیل گری رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی می تواند موجب کاهش اثر منفی ملالت بر درگیری تحصیلی شود. لذا پیشنهاد می شود که آموزش هایی مبتنی بر ذهن آگاهی برای دانش آموزان در مدارس مورد توجه متخصصان قرار گیرد
۱۷۴.

اثربخشی برنامه عصب روانشناختی کودک محور تلفیقی با آموزش تنظیم هیجان بر خود کنترلی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی (ADHD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه-بیش فعالی (ADHD) یکی از شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی در کودکان است که خودکنترلی پایین از ویژگی های بارز آن محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه عصب روان شناختی کودک محور تلفیقی با آموزش تنظیم هیجان بر بهبود خودکنترلی کودکان مبتلا به ADHD بود. روش پژوهش: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه به همراه مرحله پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان ۷ تا ۱۱ ساله مبتلا به ADHD در شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کم توجهی و بیش فعالی کانرز و پرسشنامه خودکنترلی (SCQ) بودند. برنامه مداخله شامل ۱۰ جلسه ۲ ساعته عصب روان شناختی کودک محور همراه با آموزش تنظیم هیجان بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد با توجه به نمره کلی خود کنترلی(98/7 F= و 002/0 P=) و ابعاد آن یعنی خود کنترلی (25/6 F= و 002/0 P=)، تکانشگری(50/7 F= و 001/0 P=) و خودکنترلی/تکانشگری(75/5 F= و 002/0 P=) متغیر مستقل (آموزش عصب روانشناختی کودک محور به همراه آموزش تنظیم هیجان) به شکل معناداری تأثیرگذار بر تغییر در متغیرهای وابسته بوده است. همچنین، تفاوت معناداری بین نمرات پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد، که نشان دهنده پایداری اثر مداخله بود. در گروه گواه، تغییرات معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: برنامه عصب روان شناختی کودک محور همراه با آموزش تنظیم هیجان، مداخله ای مؤثر برای بهبود خودکنترلی در کودکان مبتلا به ADHD است. پیشنهاد می شود این برنامه در محیط های آموزشی و درمانی برای کمک به کودکان مبتلا به ADHD به کار گرفته شود.
۱۷۵.

اثربخشی آموزش درس زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارتهای خواندن و نوشتن دان شآموزان با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش درس زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارت های خوا ندن و نو شتن دا نش آموزان با ا ختلال یادگیری بود. روش: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری در دوره اول ابتدایی ناحیه 1 شهر کرمان در سال تحصیلی 02 - 1401 تشکیل دادند که از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به عنوان نمونه انتخاب و به 2 گروه 15 نفری آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خواندن و نارساخوانی کر می و مرادی ) 1378 ( و آزمون نوشتن فلاح چای ) 1374 ( بود. برای گروه آزمایشی آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی، به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای 2 بار اجرا شد و گروه گواه در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش های آماری نظیر میانگین، انحراف ا ستاندارد و تحل یل کواریا نس تجزیه وتحل یل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان با اختلال یادگیری تأثیر معنادار داشت ) 01 / .)P>0 نتیجه گیری: نتیجه می شود که آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی موجب بهبود مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان با اختلال یادگیری شده است.
۱۷۶.

بررسی عوامل موثر بر توسعه سرمایه دیجیتال در بین کارکنان وزارت ورزش و جوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر توسعه سرمایه دیجیتال در بین کارکنان وزارت ورزش و جوانان با رویکرد نظریه مبنایی بود. روش پژوهش به لحاظ ماهیت داده از نوع کیفی و به لحاظ هدف از نوع کاربردی است. مشارکت کنندگان پژوهش را کارشناسان و مدیران ادارات، اساتید متخصص مدیریت ورزشی در حوزه فناوری و مدیران ستادی واجرایی صاحب نظر در حوزه فناوری دیجیتال در وزارت ورزش و جوانان پس از اشباع نظری به تعداد 18 نفر تشکیل داد که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل موثر بر توسعه سرمایه دیجیتال در بین کارکنان وزارت ورزش و جوانان دارای عوامل فردی(نگرش مثبت به فناوری،سواد دیجیتال، عوامل روانشناختی، خلاقیت و نوآوری، روحیه همکاری و کار گروهی، انگیزه و تعهد، دانش تخصصی)، سازمانی( سبک رهبری و مدیریت، فرهنگ سازمانی، عوامل مالی، نیروی انسانی ماهر) و محیطی(توسعه زیرساخت ها، قوانین و مقررات حمایتی، توسعه شرکت های دانش بنیان، توجه به نیازهای کاربران ، تحولات جهانی، توسعه علمی و فناوری و تغییرات اجتماعی) می باشد.
۱۷۷.

ارائه الگوی ارتقاء نظام ارزشیابی آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: نظام ارزشیابی آموزش علوم پزشکی در راستای ارتقای آن، نیازمند الگویی است که بتواند مولفه های اصلی نظام آموزشی را مورد رصد و ارزشیابی قرار دهد. هدف از انجام این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء نظام ارزشیابی آموزش پزشکی کشور بوده است. روش ها: پژوهش به شیوه ترکیبی و یا روش اکتشافی- متوالی انجام گرفت. بخش کیفی از مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته با 10 نفر از خبرگان در حدود یک ماه به روش اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. مقوله های اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA سازماندهی گردید. در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برای مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. جامعه آماری کمی کلیه دانشجویان، فارغ التحصیلان، اعضای هیات علمی و اساتید علوم پزشکی می باشند. در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. حجم نمونه 364 نفر انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار (SPSS) نسخه 26 برای انجام پیش پردازش داده ها ازجمله محاسبه آماره های توصیفی و جهت آمار استنباطی در این تحقیق از مدل معادلات ساختاری یا همان نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، 48 مضمون فرعی شناسایی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آنها، در 9 مضمون اصلی دسته بندی گردید. برای ارائه مدل اولیه ارتقای نظام ارزشیابی آموزش پزشکی از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. که 9 متغیر در مدل وجود داشته و تمامی آنها دارای رابطه معنادار با سایر متغیرهای مدل بودند. نتیجه گیری: . بر این اساس مؤلفه های مربوط به سیاست گذاری و جهت گیری های کلان و منابع و زیرساخت های برنامه آموزشی بیشترین تأثیرگذاری را بر ارتقای نظام ارزشیابی آموزش پزشکی و مدل حاضر دارا می باشند.
۱۷۸.

مدل علی رابطه جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی –هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: آموزش به معنای تدریس معلم در کلاس درس، پدیده ای چندعاملی و مرتبط به هم می باشد که از کیفیت زندگی تا عملکردهای شناختی–هیجانی معلمان را در بر می گیرد؛ بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی–هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه است. روش ها: این پژوهش توصیفی–همبستگی با استفاده از مدل های معادلات ساختاری، به بررسی روابط بین متغیرهای جهت گیری تدریس و مهارت های هیجانی–اجتماعی در میان 230 معلم زن مقطع دوم متوسطه تهران (مناطق 1 و 2) پرداخته است. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های معتبر بوده و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری در نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین جهت گیری هدف و کیفیت زندگی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/179 و مقدار p-value برابر با 0/316 معنادار نیست. در مقابل، یادگیری مهارت های اجتماعی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/189 و مقدار p-value برابر با 0/020 رابطه مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به وضوح نشان می دهد که در حالی که جهت گیری هدف رابطه معناداری با کیفیت زندگی ندارد، یادگیری مهارت های اجتماعی به طور مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان رابطه دارد. این یافته ها بر اهمیت یادگیری مهارت های اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی تأکید می کند.
۱۷۹.

توسعه سازه های روانی کودکان در اثر آموزش مفاهیم اخلاقی بوسیله بازی های دیجیتال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: در دنیای دیجیتال امروز، فناوری نقش برجسته ای در زندگی کودکان ایفا می کند و فرصت های نوینی برای یادگیری ایجاد شده است. بازی های دیجیتال بعنوان ابزارهایی جذاب و تعاملی، علاوه بر تقویت توانایی های شناختی، بر مهارت های روان شناختی و اخلاقی نیز تأثیر می گذارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مفاهیم اخلاقی از طریق بازی های دیجیتال بر ساز ه های روانی (عزت نفس و خودکارآمدی اجتماعی) انجام شده است. روش ها: این مطالعه به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر اصفهان بود که از میان آنها، 40 دانش آموز دختر بصورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه بازی های دیجیتال با محتوای مفاهیم اخلاقی دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ(1965)، هوش اخلاقی بوربا(2010) و خودکارآمدی اجتماعی ویلر و ولد(2007) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مفاهیم اخلاقی از طریق بازی های دیجیتال تأثیر معناداری بر افزایش عزت نفس دارد(p <0.05) و این اثر هم، در کوتاه مدت و هم بلندمدت پایدار باقی مانده است. در مورد خودکارآمدی اجتماعی، تغییر معناداری مشاهده نشد(p>0.05)، اما ثبات سطح عملکرد در بلندمدت تأیید شد. در بین فضیلتهای اخلاقی، تنها خویشتن داری بطور معناداری تقویت شد(p=0.002)، در حالیکه سایر فضیلتها تغییر قابل توجهی نشان ندادند. نتیجه گیری: ادغام بازی های دیجیتال در آموزش می تواند به یادگیری مفاهیم اخلاقی و تقویت سازه های روانی کمک کرده و بعنوان بستری نوآورانه برای تقویت عزت نفس و آموزش برخی فضیلت های اخلاقی مورد استفاده قرار گیرند. طراحی محتوای دقیق تر، توجه به تعامل اجتماعی، و توسعه بازی های آموزش محور می تواند اثربخشی آن ها را در محیط های آموزش رسمی افزایش دهد.
۱۸۰.

عوامل موثر بر نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
مقدمه : آموزش مجازی یکی از بروزترین محیط های یادگیری در عصر حاضر محسوب می شود. برای هر کاربر چه دانشجو و چه استاد به عنوان اصلی ترین عناصر نظام آموزشی در کنار عدم ایجاد محدودیت زمانی و مکانی ، یک محیط یاددهی و یادگیری انعطاف پذیر و راحت ایجاد می نماید. هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر نگرش اساتید و دانشجویان بعد از پیاده سازی آموزش الکترونیکی در دوران کووید ۱۹ بود. روش ها : مطالعه توصیفی – پیمایشی حاضر بر روی 391 نفر از دانش جویان و ١15نف ر از اس اتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دانشکده های تابعه که با روش نمونه گی ری تص ادفی طبق ه ای نس بتی انتخ اب ش دند، انج ام گرفت . از دو پرسشنامه استاندارد آمادگی یادگیری الکترونیکی و نگرش استادان به یادگیری الکترونیکی استفاده شد. تحلیل داده ها با روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی [تحلیل واریانس یک طرفه ANOVA و آزمون تی] با نرم افزار spss نسخه ۲۲ انجام شد. یافته ها : "میزان دسترسی دانشجویان به فناوری مورد نیاز برای یادگیری الکترونیکی" با میانگین(۱.۱ ±۸۹/۳) بیانگر آمادگی خوب و "کسب مهارتها و ارتباطات لازم و پیوسته" با میانگین(۷۰. ± ۰۶/۴ ) بیشترین نمره از نگاه داشجویان بود و اساتید بیشترین نمره را به احساس مفید بودن با میانگین (۷۶.± ۲۹/۴) و آموزشهای چندرسانه ای با میانگین (۸۶. ±۱۱/۴) اختصاص داده بودند که حاکی از انگیزه بالای آنها در بکار بردن آموزش الکترونیکی بود. نتیجه گیری : نگرش مثبت دانشجویان با رعایت فاکتورهای لازم در آموزش الکترونیکی نشان می دهد که این نوع آموزش می تواند به فرآیند یادگیری آنان کمک کند. احساس مثبت و قصد استفاده از این ابزار توسط اساتید موجب استفاده مطلوب از بستر آموزش الکترونیکی در نظام آموزشی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان