ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۶۱.

مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به کودکان در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
مسئولیت پذیری، مؤلفه ای کلیدی در تربیت اخلاقی، برای پرورش انسان هایی متعهد و وظیفه شناس در ابعاد فردی، اجتماعی و اعتقادی، به ویژه در دوره ابتدایی اول، حیاتی است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان این دوره براساس منابع اسلامی بوده است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی استقرائی است. مراحل شامل خوانش اولیه، کدگذاری باز، شناسایی مضمون های پایه و سازمان دهنده، روایی یابی و تفسیر نهایی بود. یافته ها در سه گام ارائه شدند: 1) زمینه های دستیابی شامل زمینه های شناختی (شناخت خدا، خود، دیگران، حق و باطل)، گرایشی (انگیزه، عزت نفس، اعتمادبه نفس، حس مراقبت) و رفتاری (عزم، وفای به عهد، صداقت، انصاف، غیرت)؛ 2) مؤلفه های فرایندی شامل وظیفه شناسی، پاسخگویی، خیرخواهی، عاقبت اندیشی، اقدام جهادی، نگاه خوش بینانه، تعهد دینی، عمل به هنگام، خودجوشی و احساس کارآمدی؛ 3) دستاوردها شامل رشد درونی (رشد فردی: توانمندی درک نتایج اعمال، هدفمندی، انعطاف پذیری، مدیریت احساسات، ابتکار عمل، بردباری، مهارت های رهبری و کار تیمی، انضباط شخصی، مقبولیت اجتماعی، دوراندیشی، ایمان مخلصانه، خودکارآمدی؛ رشد اجتماعی: رضایت مندی اجتماعی، امید به زندگی، سازگاری با محیط، اعتمادسازی، پیشبرد اهداف جامعه، ایجاد ارزش های اجتماعی، خدمت به مردم، احترام به قوانین، دفاع از حقوق مردم، رفع نیازهای حقیقی؛ رشد معنوی: توسل، توکل) و رشد بیرونی (همدلی، همکاری و امید، الگو شدن، اتقان در عمل). این مدل، چارچوبی تلفیقی برای برنامه ریزان درسی، معلمان، والدین و مراکز تربیتی فراهم می کند تا نسلی مسئول و اثرگذار پرورش یابد.
۶۲.

تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع تحلیل محتوا و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای کتاب درسی جدیدالتالیف فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک چاپ 1404 و حجم نمونه برابر با حجم جامعه آماری انتخاب شد. ابزار این تحقیق فرم تحلیل محتوا محقق ساخته با توجه به الگوی عوامل خلاقیت گیلفورد بود. برای تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک از یک طرح کدگذاری استفاده شده است. در مرحله اول متن کتاب، پرسش و فعالیت ها، تصاویر و همچنین جدول های کتاب مشخص می شود؛ در مرحله دوم کلیه واحدها در تمامی قسمت ها با طبقه مورد نظر، از نظر شاخص های خلاقیت گیلفورد مطابقت داده شده و در جدول های مربوطه ثبت شده؛ و در مرحله سوم کلیه واحدها که در سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد قرار داشتند شناسایی و شمارش شده اند. روایی ابزار تحقیق بر اساس نظر متخصصان تعلیم و تربیت قابل قبول بود و پایایی بر اساس فرمول هولستی مورد محاسبه قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی تأکید بیش از حد به سطح حافظه شناختی و تفکر همگرا دارد و به تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب در حد ضعیفی توجه کرده است. نتیجه گیری کلی این است که در محتوای کتاب فیزیک پایه یازدهم جدیدالتألیف، تعادل مناسبی میان سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد وجود ندارد و ضروری است تمهیدات لازم برای ایجاد این توازن در بازنگری های آینده در نظر گرفته شود.
۶۳.

بررسی علمی اهله ی ماه و تاثیرات آن بر سیاره زمین با تکیه بر طراحی واحد آموزشی با رویکرد STSE

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
ماه به عنوان نزدیک ترین همسایه زمین و مهم ترین جرم آسمانی قابل مشاهده برای انسان، نقشی بنیادی در شکل دهی نظام های تقویمی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بشر داشته است. چرخه فازی ماه که از تعامل هندسی سامانه سه جسمی ماه–زمین–خورشید حاصل می شود، اساس گاه شماری قمری را در تمدن های کهن و ساختارهای فرهنگی و مذهبی جوامع مختلف تشکیل داده است. این مقاله با رویکردی نجومی–تحلیلی و آموزشی، به بررسی دقیق فازهای ماه، مفاهیم زاویه فازی، الونگیشن، تربیع، تثلیث، مقارنه و مقابله می پردازد و نقش آنها را در تعیین ماه های قمری، رؤیت پذیری هلال و محاسبات رصدی تبیین می کند. افزون بر این، به پیدایش و تکامل تقویم های قمری در تمدن های بین النهرین، مصر، چین، ایران و شکل گیری تقویم هجری قمری پرداخته می شود.در بخش دیگر مقاله، انواع گاه شماری قمری، قمری–خورشیدی و حسابی معرفی شده و چالش های اجرایی آنها بررسی می شود. مفاهیمی چون حرکت انتقالی ماه، قفل گرانشی، حضیض، اوج، ابرماه و میکروماه نیز با تکیه بر داده های نجومی تحلیل شده اند. از منظر آموزشی، مقاله نشان می دهد که پدیده های مربوط به ماه، به ویژه چرخه اهله، فرصت ارزشمندی برای طراحی واحدهای یاددهی–یادگیری مبتنی بر رویکرد STSE فراهم می کنند؛ رویکردی که در آن ارتباط میان علم، تاریخ، فناوری، فرهنگ و محیط زیست به صورت هم زمان مورد توجه قرار می گیرد و بررسی اهله ماه طبق این رویکرد دیدگاه جدیدی در عرصه آموزش و یادگیری به ما نشان می دهد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده از پدیده های طبیعی ماه با طراحی این واحد آموزشی در آموزش علوم می تواند به افزایش درک مفهومی، ارتقای سواد نجومی، تقویت تفکر انتقادی و پیوند تجربه های شخصی یادگیرندگان با مفاهیم علمی بینجامد.
۶۴.

بررسی اثر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله ،تفکر انتقادی ،خلاقیت و هویت در کودکان ۷ الی ۱۲ سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقه ای خاص بود. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامه های استاندارد، آزمون های تحلیلی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قوی تری برخوردار بودند. این یافته ها نشان می دهد که یادگیری هوش مصنوعی می تواند بهبود قابل توجهی در این مهارت ها و جنبه های هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به طور گسترده تری در مدارس و محیط های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهره مند شوند.
۶۵.

مفهوم پردازی شوق یادگرفتن دانش آموزان: مطالعه مروری نظام دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
شوق یادگرفتن به عنوان یک مفهوم کلیدی در روان شناسی آموزشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف 1) مرور مفهومی پیشینه پژوهشی در باره مفاهیم انگیزش، میل، تمایل، علاقه، شور، شوق، شور و شوق، عشق و مشارکت؛ 2) نشان دادن تمایز و شباهت بین شوق یاد گرفتن با مفاهیم مطرح شده؛ 3) مشخص کردن نشانگرها، ملاک ها و مؤلفه های مرتبط با مفهوم شوق یاد-گرفتن؛ و 4) ارائه تعریف مناسبی از مفهوم شوق یاد گرفتن با جست وجو در پایگاه داده ها Semantic Scholar ,Google Scholar, Springer, SAGE و Science Direct در دوره زمانی 2023-2000 با استفاده از کلید واژه های مرتبط با مفاهیم مذکور به طور جداگانه انجام شده است. جست وجوی اولیه به بازیابی 21609 مقاله منجر شد که بعد از اعمال ملاک های انتخاب و خارج کردن مقالات از جست وجو؛ 125 مقاله در زمینه موضوع مورد بررسی به دست آمد. اسناد منتخب با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای کیفی اولزاید، تحلیل شد. در نهایت، می توان شوق را به عنوان یک سازه انگیزشی وابسته به فرهنگ که مترادف با شور و شوق است را به داشتن و نشان دادنِ میل، تمایل یا علاقه شدید کودک نسبت به یادگرفتن چیزی که برایش لذت بخش و بسیار هیجان انگیز یا جالب است، تعریف کرد. افزون بر این، تفاوت ها و شباهت های موجود بین مفاهیم شوق با انگیزه، میل، تمایل، علاقه، شور، شور و شوق، عشق و مشارکت نشان می دهد که از نظر شدت منبع انگیزشی و میزان تجلّی هیجانی با یکدیگر فرق دارند و می-توان آن ها را بر روی یک پیوستار از انگیزش درونی به تجلّی هیجانی و رفتار قابل مشاهده نمایش داد.
۶۶.

تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت بر درگیری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم انجام شد. این پژوهش از بعد هدف کاربردی است. طرح پژوهش نیز از نوع نیمه تجربی است با دو گروه آزمایش و گروه کنترل و با استفاده از پرسش نامه در دو مرحله قبل و بعد از مداخله متغیر مستقل در هر دو گروه. نمونه آماری 65 دانش آموز شهرستان قائم شهر بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، متغیر مستقل آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت و متغیر وابسته میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی بود که با استفاده از پرسش نامه ریو (2013) سنجیده شد. برای رسیدن به این هدف از روش تدریس فراشناختی IMPROVE به منزله متغیر مداخله گر در گروه آزمایش استفاده شد و نتایج پژوهش به کمک آزمون برابری واریانس ها و آزمون تی تحلیل شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد استفاده از روش تدریس مبتنی بر فراشناخت در آموزش ریاضی میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم را به میزان معناداری افزایش می دهد. همچنین استفاده از روش تدریس مبتنی بر فراشناخت در آموزش ریاضی میزان درگیری در هریک از مؤلفه های درگیری تحصیلی (درگیری شناختی، درگیری عاطفی، درگیری رفتاری و درگیری عاملیت) را نیز به میزان معناداری افزایش می دهد.
۶۷.

اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله، انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کودکان بازه سنی 8-6 ساله در شهر اصفهان، در سال تحصیلی1403-1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انجام شد؛ به طوری که تعداد 40 کودک 8-6 ساله انتخاب گردید و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش پروتکل کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه متیو جریس (2015) را طی ده جلسه دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، چک لیست سنجش میزان عزت نفس کودکان پیش دبستانی عزیزی مقدم (1386)، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان (1393) و پرسشنامه خودنظم دهی مارک دیویس (1983) بود. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نسخه 26 نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و گروه کنترل در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی بود؛ همچنین در آزمون پیگیری نیز تفاوت معناداری در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی، نسبت به نمرات پیش آزمون، به دست آمد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی کودکان 8-6 ساله موثر است.
۶۸.

آینده پژوهی تحولات در آماده سازی و توسعه حرفه ای ناظران آموزشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تغییرات کلان آینده نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران، انجام شده است. این مطالعه با رویکرد تفسیری و راهبرد پدیدارشناسی صورت گرفت. میدان تحقیق آموزش وپرورش استان تهران بود و مشارکت کنندگان شامل 14 نفر از مدیران مدارس ابتدایی، راهبران آموزشی و اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی رشته علوم تربیتی بودند که به صورت هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمونی تحلیل شد. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، نرم افزار MAXQDA به کار گرفته شد. یافته های پژوهش منجر به شناسایی چهار مضمون فراگیر به عنوان تحولات کلان آینده نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران شد: 1) دگرگونی کانون تمرکز نظارت از فرد معلم به گروه معلمان و تقویت یادگیری مشارکتی؛ 2) فاصله گرفتن از رویکردهای بازرسانه و ارزشیاب محور و حرکت به سوی تسهیل گری رشد و توسعه حرفه ای معلمان؛ 3) تغییر از مفهوم پردازی خُرد و کلاس محور به نگرشی کلان، سیستمی و بافت محور در نظارت آموزشی؛ و 4) تأکید بر ایجاد و پایداری اجتماعات یادگیری درون مدرسه ای و برون مدرسه ای با توجه به فرهنگ محلی، مشارکت خانواده ها و جامعه. نتایج نشان می دهد که نظارت آموزشی آینده در ایران، در صورت بهره گیری هوشمندانه از الگوهای بین المللی و تطبیق آن ها با ار زش ها و شرایط بومی، می تواند به ابزاری تحول آفرین برای توسعه حرفه ای معلمان و بهبود کیفیت نظام آموزشی تبدیل شود. بر این اساس، بازطراحی برنامه های آماده سازی ناظران، حرفه ای سازی نظارت آموزشی و تقویت نگاه سیستمی و مشارکتی، از مهم ترین الزامات سیاست گذاری و عمل آموزشی در سال های پیش رو به شمار می آید.
۶۹.

واکاوی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت یاددهی - یادگیری معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
پیشینه و اهداف: کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی، سنگ بنای نظام آموزشی است؛ اما مطالعات موجود در حوزه ارزشیابی این فرایند، اغلب تک بعدی و فاقد نگاه جامع به تمامی ابعاد مؤثر هستند. هدف اصلی، تدوین یک چارچوب جامع از عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی است. روش : این مطالعه با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. جامعه پژوهش معلمان این دوره بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از معلمان انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اعتباربخشی یافته ها، از راهبردهای بازبینی نتایج توسط شرکت کنندگان و پژوهشگران همکار استفاده شد. ارزیابی روایی محتوایی با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی (0.98) انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی ۵ عامل اصلی (آموزشی، ارتباطی (چندسویه)، فردی مربوط به معلم، محیطی-ساختاری و فردی مربوط به دانش آموز)، ۲۲ ملاک و 97 نشانگر انجامید. یافته ها نشان داد که «عامل آموزشی»، به عنوان محوری ترین بُعد شناخته می شود که شامل ملاک هایی نظیر «مهارت های اجرایی یاددهی - یادگیری»، «مهارت ارزیابی» و «تکلیف» است. پس از آن، «عامل ارتباطی (چندسویه)» است که بر اهمیت تعاملات چندسویه تأکید می کند. نتیجه گیری: یاددهی - یادگیری یک پدیده آموزشی است که در بستری از تعاملات چندسویه به اثربخشی می رسد. این پژوهش، مبنایی علمی برای طراحی ابزار ارزشیابی فراهم می آورد.
۷۰.

بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش با هدف بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان به واکاوی دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی پرداخت. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون سبک آتراید استرلینگ (2001) استفاده شد. گردآوری داده ها به کمک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش مورد استفاده آگاهی دهندگان کلیدی، پس از انجام یازده مصاحبه با معلمان و مدیران دارای تحصیلات دکتری، اشباع نظری داده ها حاصل شد. با توجه به چارچوب نظری مسئله پژوهش، پرسش های مصاحبه طراحی شدند. تحلیل عمیق داده های کیفی موجب کشف و دسته بندی چهار مقوله اصلی شامل استراتژی استخدام حرفه ای، استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، استراتژی های فنی و استراتژی های سیاست گذاری شده است. از لحاظ میزان اهمیت و تکرار، توجه به استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، بالاترین ارجاع را نشان داد. یافته های این پژوهش، ضمن قابلیت افزایش زمینه های آگاهی بخشی جهت ایجاد تغییر مطلوب، می توانند با توسعه و تکامل پژوهشی، الگویی برای چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان باشد. ازاین رو، جهت تدارک چرخشی تحول آفرین لازم است برای بهبود و ارتقای کیفیت توسعه حرفه ای معلمان، زمینه های تغییر نگاهِ ایستا، گسسته، یک سویه از بالا به پایین و کم اثر موجود را به سوی رویکردی پویا، جامع، متمرکز، مشارکتی، مداوم و اثربخش فراهم نمود.
۷۱.

الزامات استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
این مطالعه به بررسی ابعاد کلیدی، مؤلفه های محرک و الزامات اساسی برای ادغام فناوری های مدرن هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن کریم می پردازد. با استفاده از رویکرد کیفی پدیدارشناسی، داده ها از طریق مدل کلایزی (1978) و تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه های علوم قرآن و حدیث و مدرسان قرآن در استان کرمانشاه بود که از بین آنها ده نفر از طریق نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر معیار تا اشباع نظری انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن، حول سه مقوله اصلی شامل هشت زیرمقوله، چهل و پنج مفهوم فرعی و شصت مفهوم کلی ساختار یافته است. مقوله اول، «مقدمات و زیرساخت ها»، شامل پیش نیازهای ضروری، خلاقیت و نوآوری و چشم انداز آینده نگر است. مقوله دوم، «الزامات اصلی و اساسی»، شامل عوامل مبتنی بر دانش و بینش به همراه اقدامات محتاطانه و ارزشی است. دسته سوم، «الزامات فنی و اجرایی»، شامل رعایت اصول روش شناختی، پشتیبانی و نظارت مناسب و همکاری سازنده است. در مجموع، این عناصر چارچوبی منسجم را تشکیل می دهند که تضمین می کند سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر فنی کارآمد باقی بمانند و در عین حال اصالت و دقت علمی مورد نیاز در علوم قرآنی را حفظ کنند. این مطالعه نتیجه می گیرد که توجه مداوم به این الزامات اساسی، قابلیت اطمینان و ارزش آموزشی روش های مبتنی بر هوش مصنوعی برای آموزش و تفسیر قرآن کریم را تقویت می کند.
۷۲.

شناسایی چالش های انقلاب صنعتی چهارم در آموزش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
انقلاب صنعتی چهارم به دوره ای از تحولات فناوری اشاره دارد که با ظهور و ادغام فناوری های پیشرفته ای همچون هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی و افزوده، کلان داده ها و رباتیک همراه است. این انقلاب با تأثیرگذاری بر مرزهای دنیای واقعی و مجازی، تغییراتی اساسی در صنایع، اقتصاد، جامعه و به ویژه در نظام های آموزشی ایجاد کرده است. سرعت بالای این تحولات فناورانه، چالش های متعددی را برای نظام های آموزشی، به خصوص آموزش دانشگاهی، به وجود آورده و نیاز به بازنگری و تطبیق سریع نظام های آموزشی با فناوری های نوین را ضروری ساخته است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های انقلاب صنعتی چهارم در آموزش دانشگاهی انجام شده است. به منظور دستیابی به این هدف، در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی، طرح نظام مند نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شده است. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده و این مصاحبه ها با راهبرد نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری (۲۲ مصاحبه) ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار ATLAS.ti9 و کدگذاری باز اشتراوس و کوربین انجام شد. در این مرحله ۱۱۷ مفهوم اولیه شناسایی شد که در مرحله مقایسه و ادغام، ۱۹ زیرمقوله استخراج شده و در قالب ۵ مقوله اصلی «چالش های زیرساختی و مدیریتی»، «چالش های فردی»، «چالش های آموزشی»، «چالش های پژوهشی» و «چالش های اجتماعی و فرهنگی» دسته بندی و معرفی گردید. یافته ها بیانگر آن است که برای مواجهه مؤثر با این چالش ها، دانشگاه ها باید رویکردی جامع اتخاذ کنند که در آن توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی استادان و دانشجویان در مهارت های دیجیتال و تفکر انتقادی، بازنگری در برنامه های درسی و روش های ارزشیابی، و تدوین سیاست های حمایتی و اخلاقی شفاف در اولویت قرار گیرد. به کارگیری چنین راهبردهایی می تواند زمینه ی استفاده ی اثربخش از فناوری های نوین و ارتقای کیفیت آموزش دانشگاهی در عصر انقلاب صنعتی چهارم را فراهم سازد.
۷۳.

الزامات و بسترهای ایجاد اجتماعات یادگیری حرفه ای برای دانشجویان پرستاری در دانشگاه های علوم پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۱
زمینه و هدف : با توجه به پیچیدگی های روزافزون نظام سلامت، آموزش پرستاری نیازمند رویکردهای نوین یادگیری است. اجتماعات یادگیری حرفه ای می توانند با تقویت تعاملات علمی و اجتماعی، شکاف میان دانش نظری و عمل بالینی را کاهش دهند. این پژوهش با هدف واکاوی الزامات و بسترهای ایجاد اجتماعات یادگیری حرفه ای برای دانشجویان پرستاری در دانشگاه، از دیدگاه متخصصان و ذی نفعان انجام شد. روش : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام گرفت. مشارکت کنندگان شامل 29نفر (10عضو هیئت علمی، 12 دانشجوی پرستاری و 7 مدیر دانشگاهی) بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. اعتبار یافته ها با استفاده از ملاک های لینکلن و گوبا شامل اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اتکا و تأییدپذیری تضمین شد. یافته ها : پنج مضمون فراگیر شناسایی گردید: ۱) راهبری و حمایت سازمانی شامل تعهد رهبری، سیاست گذاری و ساختار تسهیل گر؛ ۲) طراحی پداگوژیک و یکپارچه سازی برنامه درسی شامل تلفیق دروس، تکالیف مشارکتی و تأمل؛ ۳) توسعه شایستگی های اعضا شامل توانمندسازی اساتید و ارتقای مهارت های کار گروهی؛ ۴) فرهنگ سازی و ارتباطات تعاملی شامل اعتماد، هنجارهای همکاری و شفافیت ارتباطی؛ و ۵) زیرساخت ها و منابع پشتیبان شامل فضای فیزیکی، پشتیبانی فناورانه و منابع علمی. نتیجه گیری : استقرار اجتماعات یادگیری حرفه ای در پرستاری نیازمند توجه هم زمان به ابعاد ساختاری، آموزشی و فرهنگی است. یافته های این مطالعه می تواند به عنوان چارچوبی عملی برای مدیران و سیاست گذاران آموزش پرستاری به کار رود تا از طریق برنامه ریزی هدفمند، زمینه ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفه ای دانشجویان فراهم گردد.
۷۴.

مدل سازی ساختاری تأثیر فرایادگیری معلمان بر کیفیت یادگیری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم با میانجیگری مهارت تفکرخلاق و مدیریت کلاس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : 0
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری فرایادگیری معلمان بر کیفیت یادگیری دانش آموزان با نقش واسطه ای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس معلمان صورت گرفته است. داده ها و روش ها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعه ی پژوهش را معلمان مقطع متوسطه ناحیه 3 شهر شیراز تشکیل می دهند، که طبق جدول مورگان تعداد202 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های گرایش به یادگیری مادام العمر کوچکی(1391) از سوال 11 تا 18، کیفیت یادگیری نیومن(1990) با 10 سوال، ارزیابی مهارت تفکر خلاق ولچ دی(2002) با 20 سوال و سبک مدیریت کلاس امین یزدی و عالی(1387) با 25 سوال بهره گرفته شد. داده ها با آزمون پیرسون، بوت استراپ و t و معادلات ساختاری در spss22 وLiseral تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرایادگیری معلمان هم به طورمستقیم و هم به طورغیرمستقیم و با نقش واسطه ای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس بر کیفیت یادگیری دانش آموزان اثر معناداری دارد. مقادیر برازش مدل و Rmsea= 0/05 مطلوبیت بالای مدل را نشان می دهد. نتیجه گیری: از یافته ها می توان نتیجه گرفت که فرایادگیری معلمان بر توسعه ی کیفیت فرایند آموزشی اثرگذار بوده وسبب افزایش بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان خواهد شد. البته در این میان از نقش مؤلفه های میانجی مانند تفکر خلاق معلمان و مهارت مدیریت کلاس آنها نباید چشم پوشی کرد زیرا اثربخشی فرایادگیری را افزایش بخشیده و مسیر پیشرفت دانش آموزان را هموار خواهد ساخت.
۷۵.

نقش ذهنیت فلسفی در پیش بینی سبک های تدریس و کیفیت آموزش معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
ذهنیت فلسفی، معادل روح فلسفی خصوصیاتی است، که در رفتار و طرز فکر فیلسوف، برخورد وی با دیگران، روبرو شدن با مشکلات و بطور کلی در کلیه شئون زندگی وی به چشم می خورد و باعث تمایز او از دیگران می شود. این تحقیق با هدف بررسی نقش ذهنیت فلسفی در پیش بینی سبک های تدریس و کیفیت آموزش معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان انجام شد. با در نظر گرفتن هدف و ماهیت پژوهش روش تحقیق، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده است . جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان به تعداد 175 نفر است و روش نمونه گیری در دسترس بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ذهنیت فلسفی جهانگیری(1393)، پرسشنامه سبک تدریس گراشا (1996) و پرسشنامه کیفیت آموزش رسولی (1389) است. یافته های تحقیق نشان داد که معلمانی که ذهنیت فلسفی بالاتری دارند، نمره بیش تری در سبک تدریس دارند و معلمان با نمره بالاتر در ذهنیت فلسفی، وضعیت بهتری در سبک تدریس مولد، سبک تدریس عملی، سبک تدریس تحلیلی و سبک تدریس خلاق دارند، همچنین معلمین با نمره ذهنیت فلسفی بالاتر از کیفیت تدریس بهتری برخوردار هستند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که معلمانی که از ذهنیت فلسفی بالاتری برخوردار هستند، در سبک تدریس و کیفیت تدریس موفق تر هستند. 
۷۶.

انگیزه کنشگری دانش آموزان با رویکرد یادگیری فناورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و هدف: انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه به مجموعه ی محرک های درونی و بیرونی اشاره دارد که آنان را به استفاده فعال، هدفمند و خلاقانه از فناوری در فرآیند یادگیری سوق می دهد انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه به مجموعه ی محرک های درونی و بیرونی اشاره دارد که آنان را به استفاده فعال، هدفمند و خلاقانه از فناوری در فرآیند یادگیری سوق می دهد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از لحاظ شیوه کیفی- نظریه داده بنیاد بوده است. میدان پژوهش را کلیه معلمان دوره ابتدایی سطح استان البرز در س ال تحصیلی 1405-1404 تشکیل داد. نمونه گیری بصورت هدفمند از نوع گلوله برفی تا حد اشباع نظری به تعداد 18 نفر انجام شد ابزارگردآوری داده ها، مصاحبه عمیق و غیرساختاریافته استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش اشتراس و کوربین ، کُدگذاری 3 مرحله ای شامل: کُدگذاری باز،کُدگذاری محوری و کُدگذاری گزینشی به منظور تحلیل داده ها استفاده بعمل آمد.برای اعتبارسنجی یافته ها از4 معیار گوپا ولینکن (1985) شامل اعتبارپذیری،تعمیم پذیری،اطمینان پذیری و تأییدپذیری صورت پذیرفت. یافته ها: طور کلی نتایج نشان داد، شرایط علّی شامل 8 کُد انتخابی،شرایط زمینه ای 3 کُد انتخابی، شرایط راهبردی 7 کُد انتخابی، شرایط مداخله ای 4 کُد انتخابی و شرایط پیامدی دارای 7 کُد انتخابی بوده است. بحث و نتیجه گیری: انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه حاصل تعامل هم زمان شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردهای آموزشی است و در نهایت به پیامدهایی چون ارتقای مشارکت فعال، خلاقیت، خودتنظیمی و بهبود کیفیت یادگیری منجر می شود. این الگو بیان می کند که توجه به عوامل فردی، مدرسه ای و محیطی می تواند نقش مهمی در تقویت کنشگری فناورانه دانش آموزان ایفا کند.
۷۷.

طراحی الگوی رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی: بارویکرد داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و هدف: رهبری در پژوهش به یکی از مهم ترین مسائل در حوزه مدیریت سازمان ها و آموزش تبدیل شده است. با توجه به رشد دانش و توسعه تحقیقات نقش رهبری پژوهشی در آموزش عالی نیز روز به روز پررنگ تر شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش به لحاظ شیوه اجرا کیفی و از نظر هدف، بنیادی است. و با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد به شیوه استراوس و کوربین انجام شده است. جامعه هدف مدیران و اساتید با تجربه در حوزه آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران بودند. نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش، به شیوه نمونه گیری نظری بود. منبع اصلی جمع آوری اطلاعات انجام مصاحبه نیمه سازمان یافته و تا زمان رسیدن به اشباع نظری انجام می شد. در مجموع 14مصاحبه انجام شد. به منظور اعتبار بخشی به داده ها از سه روش موقعیت محقق، مثلثی کردن و ممیزی کردن توسط یک داور استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات، کدهای مربوط به مصاحبه های مکتوب با استفاده از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. و مدل رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی طراحی گردید. یافته ها: یافته ها نشان می دهدعوامل موثر بر رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی (آموزش عالی) با 81 کد و در 8 مقوله و 6 طبقه پدیده محوری، عوامل علی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها مطابق رویکرد سازماندهی و طبقه بندی شد. این 8 مقوله شامل ابعاد انگیزشی، داشتن چشم انداز و هدف گذاری، مهارت های پژوهشی، منابع و زیرساخت ها، هم افزایی علمی و سازمانی، توسعه رفتارهای پژوهشی، تیم سازی ومدیریت تیم و ارتقای فکری در رهبری پژوهشی مؤثر هستند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج الگوی رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی، این الگو می تواند با ارتقای فکری رهبران پژوهشی به تسهیل دانش و ارتقای فکری رهبران کمک کند و از هدر رفت منابع جلوگیری کرده و به غنای فکری سازمان های پژوهش محور کمک کند
۷۸.

اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی بر خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: در سال های اخیر، یادگیری اجتماعی–هیجانی به عنوان رویکردی مؤثر در ارتقای مهارت های شناختی و خودتنظیمی یادگیرندگان مورد توجه قرار گرفته است. این برنامه ها با تأکید بر رشد هیجانی، تعامل اجتماعی و تصمیم گیری مسئولانه، می توانند فرایندهای یادگیری عمیق و خودراهبری را بهبود بخشند. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی بر خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان خوی بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود. در مرحله نخست، به منظور شناسایی افراد واجد شرایط، تمامی دانش آموزان با استفاده از پرسشنامه یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2013) و پرسشنامه پردازش اطلاعات شناختی عمیق مارتون و سالجو (1964) مورد غربالگری اولیه قرار گرفتند. پس از تحلیل نتایج، دانش آموزانی که نمرات پایین تر از نقطه برش تعیین شده در هر دو مقیاس را کسب کرده بودند، به عنوان گروه دارای نیاز آموزشی شناسایی شدند. در مرحله بعد، از میان این افراد، ۳۲ نفر ( با توجه به نرم استاندارد بسته ی آموزشی) به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۶ نفر) و کنترل (۱۶ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در برنامه یادگیری اجتماعی–هیجانی مبتنی بر مدل فدراسیون ملی آموزش اجتماعی - هیجانی شرکت کرد. این برنامه طی ۸ جلسه ی یک ساعته در طول سه ماه برگزار شد و بر توسعه مهارت های خودآگاهی، خودنظم دهی، تصمیم گیری مسئولانه، همدلی و مهارت های ارتباطی تأکید داشت. داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره، با کنترل اثر پیش آزمون، بیانگر تأثیر معنادار برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی بر خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان بود (0/05>p). اندازه اثرها حاکی از آن بود که این برنامه تأثیر متوسط تا قوی بر زیرمؤلفه های خودراهبری یادگیری (0/36 تا 0/55= η²) و عمق پردازش شناختی (0/39 تا 0/84=η²) داشته است. نتیجه گیری: یادگیری اجتماعی-هیجانی با تقویت راهبردها و تکنیک های مؤثر، نگرش واقع بینانه تری نسبت به یادگیری در دانش آموزان ایجاد می کند. بنابراین، اجرای این برنامه برای ارتقای خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان دوره دوم متوسطه پیشنهاد می شود.
۷۹.

بررسی میزان انطباق پذیری مؤلفه های تربیت اجتماعی کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی با واقعیت های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت مؤلفه های تربیت اجتماعی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی و میزان انطباق پذیری آن با واقعیت های اجتماعی از دیدگاه دانش آموزان، معلمان و والدین آنها در سال تحصیلی 1398 انجام یافته است. روش پژوهش: برای تعیین وضعیت مؤلفه های تربیت اجتماعی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم از تحلیل محتوای کمی و برای بررسی میزان انطباق پذیری آن با واقعیت های اجتماعی از دید دانش آموزان، معلمان و والدین از روش تحقیق توصیفی-پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدائی و همچنین دانش آموزان، والدین آنها و معلمان پایه ششم شهر صوفیان بود. درجامعه اول به دلیل محدود بودن جامعه، نمونه برابر جامعه بود و در جامعه دوم از 195 نفر دانش آموز بر اساس جدول مورگ ان تعداد 125 نف ر و اولیای آنها و تعداد 30 نفر از معلمان از بین 30 نفر آنان انتخاب شدند. ب رای جم ع آوری داده ها از چک لیست و پرسشنامه استفاده شد. جهت تعیین روایی ابزارها از روایی محتوایی با استفاده از دیدگاه اساتید راهنما و مشاور و همچنین اساتید گروه علوم تربیتی بهره گرفته شد. جهت تعیین پایایی چک لیست از ضریب توافق لاشه و پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که 0/92 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل محتوا و آزمون t تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل محتوا نشان داد کتاب مطالعات پایه ششم همه مؤلفه های مورد بررسی تربیت اجتماعی را پوشش داده است و نتایج آزمون t تک متغیره نیز نشان داد که میزان انطباق پذیری مؤلفه های هفت گانه تربیت اجتماعی بالاتر از حد متوسط بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته های می توان نتیجه که مولفه های تربیت اجتماعی با واقعیت های اجتماعی سازگاری دارد و آنچه که در کتاب های درسی در این زمینه آموزش داده می شود توسط دانش آموزان عملیاتی می شود.
۸۰.

تأثیر ساخت بازی تعاملی اندرویدی بر خلاقیت و یادگیری زیست شناسی دانش آموزان تیزهوش دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: نرم افزارهای تعاملی یکی از فناوری های کاربردی نوین در حوزه آموزش است که توانسته با کمک امکاناتی چون پویانمایی، تصاویر سه بعدی، صدا و... امکان تعامل کاربر را با مفاد درسی ممکن سازد و با کمک گرفتن از فضای مجازی نقش مؤثری در آموزش ایفا نماید. هدف پژوهش حاضر، تأثیر ساخت و استفاده از بازی تعاملی در بستر سیستم عامل اندروید بر یادگیری زیست شناسی و نیز میران خلاقیت دانش آموزان و رابطه بین آن ها است. روش پژوهش: ﭘﮋوﻫﺶ به روش نیمه آزمایشی ﺑﺎ طرح ﭘﯿش آزمون-پس آزمون و آزمون سنجش خلاقیت تورنس انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل دو کلاس 20 نفری دانش آموزان دختر پایه دهم تجربی دوره دوم متوسطه مدرسه فرزانگان بود که به صورت تصادفی به گروه های گواه و آزمایش تقسیم شدند. گروه گواه با روش سنتی و گروه آزمایش به کمک فناوری مذکور آموزش دیدند. پرسش نامه های پژوهش شامل محقق ساخته یادگیری و خلاقیت تورنس بود. در تحلیل داده ها از روش های آماره ای فراوانی، میانگین، انحراف معیار، آزمون های t گروه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون و جهت بررسی پایایی آزمون ها از ضریب آلفای کرونباخ و به منظور بررسی شاخص روایی آزمون ها، از نظرات افراد متخصص استفاده شد. سطح معناداری برای همه آزمون ها 0/05>pدر نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد اختلاف پیش و پس آزمون گروه های گواه و آزمایش معنادار بوده و بیشتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش (14/98) نسبت به گروه گواه (10/08) نشان دهنده یادگیری بهتر است. تحلیل پرسشنامه خلاقیت تورنس نیز نشان دهنده بهبود خلاقیت گروه آزمایش (83/90) نسبت به گروه گواه (73/20) است. همچنین نتایج بررسی ارتباط بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی نشان داد بین خلاقیت ناشی از ساخت و استفاده از نرم افزار تعاملی و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، ارتباط مستقیم وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین با توجه به اثربخشی روش مذکور در بهبود یادگیری و افزایش خلاقیت و ارتباط مثبت بین آن ها، پیشنهاد می شود در برنامه آموزشی مدارس، توجه به استفاده از بازی های تعاملی و پرورش خلاقیت در دستورکار قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان