فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
111 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی مولفه های موثر بر کیفیت برنامه درسی در نظام آموزش عالی از راه دور بود. در پژوهش حاضر، از طرح آمیخته، که برای شناسایی ابعاد و مولفه های موثر بر کیفیت برنامه درسی از رویکرد کیفی و برای رتبه بندی مولفه ها از روش توصیفی_پیمایشی استفاده شد. مشارکت کنندگان 10 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور در رشته های مرتبط بودند که با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. داده های حاصل از این مصاحبه ها مبنای ابزار پژوهش محقق ساخته گردید و روایی صوری و محتوایی آن بر اساس نظر صاحبنظران به تایید رسیده و برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوی و در بخش کمی از روش ویکور فازی استفاده گردید. یافته های پژوهش منجر به شناسایی 4 بعد و 18 مولفه از مولفه های موثر بر کیفیت برنامه درسی در نظام آموزش از راه دور گردید و مولفه های شکل گیری مناسب اهداف، تقسیم محتوای آموزشی به مباحث آغازین، اصلی و پایانی، وجود و استفاده از مدل های آموزشی به روز در آموزش، وجود تناسب بین شیوه های ارزشیابی با سایر عناصر برنامه درسی به ترتیب بیشتر و کمترین اهمیت را از بین مولفه موثر بر کیفیت برنامه درسی در این نوع نظام آموزشی را به خود اختصاص دادند. بر این اساس پیشنهاد می شود دست اندکاران نظام آموزش از راه دور در تنظیم برنامه های درسی به مولفه های احصاء شده از یافته های این تحقیق توجه بیشتری مبذول دارند.
Exploring EFL Teachers' Cognition Of Language Curriculum Through Mixed-Methods Design(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
233 - 251
حوزههای تخصصی:
This study employs a mixed-method approach to investigate Iranian EFL (English as a Foreign Language) teachers' perspectives on the effectiveness of the current educational program. The participant cohort comprises 40 teachers, ensuring gender parity and a diverse range of educational backgrounds, with 37% holding bachelor's degrees and 63% holding master's degrees. The research reveals that creating a supportive learning environment and tailoring interactions to meet the diverse needs of students is crucial for effective teaching. The findings emphasize the importance of promoting cooperation, critical thinking, and social skills through various pedagogical strategies. These include group work, active participation, and providing constructive feedback, as well as offering targeted academic support. The study highlights that integrating qualitative and quantitative data provides a comprehensive understanding of teaching practices and student progress. This approach allows for a detailed analysis of how different strategies impact learning outcomes. The research underscores the necessity of continuous assessment to monitor student progress and identify areas for improvement. This ongoing evaluation is essential for adapting teaching methods and enhancing the overall effectiveness of English language instruction. By combining different methodological perspectives, the study aims to offer valuable insights into optimizing instructional strategies in Iranian high schools. Ultimately, this study seeks to advance the field of mixed-method research in EFL education, contributing to the improvement of student learning outcomes. By addressing both theoretical and practical aspects of teaching, the research provides a framework for enhancing educational practices and supporting more effective language instruction.
طراحی و ارزیابی مدل های راهبردی برای موفقیت انتقال دانش آموزان ابتدایی به مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:پژوهش حاضر، با هدف طراحی و ارزیابی مدل راهبردی جهت انتقال دانش آموزان به دوره متوسطه انجام گرفته استروش : روش پژوهش، کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد و جامعه آماری شامل متخصصان تعلیم و تربیت، روانشناسان و مشاوران مدارس بودند که از میان آن ها 16 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدندیافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد، عواملی مانند: تغییر در روابط دوستی، تغییرات جسمانی بلوغ و تغییرات محیط آموزشی، به عنوان عوامل اصلی در ایجاد چالش های انتقال به دوره متوسطه نقش دارند. به علاوه، عواملی مانند: ویژگی های شخصیتی دانش آموزان و مسائل درون خانواده، به عنوان عوامل مداخله ای و ویژگی های مدرسه و موقعیت اجتماعی_اقتصادی خانواده، به عنوان بستر این تغییر، شناسایی شدند. متخصصان بر پشتیبانی خانواده، حمایت عاطفی مدرسه، حمایت آموزشی معلمان و حمایت سازمانی مدرسه، به عنوان راهبردهای حل مسائل این دوره، تأکید داشتند. آن ها معتقد بودند که اجرای این راهبردها پیامد اجتماعی، آموزشی و عاطفی را به دنبال دارد.نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، به خانواده ها، مدیران مدارس، معلمان و مشاوران مدارس توصیه می کند که با شناخت کامل از عوامل ایجاد چالش در این دوره، حمایت های عاطفی، آموزشی و سازمانی را در جهت آمادگی و سازگاری دانش آموزان برای انتقال به دوره متوسطه ارائه دهند.
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در نوجوانان تیزهوش ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
63 - 96
حوزههای تخصصی:
مرور پیشینه چالش فزاینده تیزهوشان کمتر موفق سبب شده است که تعداد زیادی از محققان علاقه مند به قلمرو مطالعاتی روان شناسی تیزهوشی، وارسی انگیزاننده های عضویت سرآمدان به گروه مزبور را در صدر اولویت های تحقیقاتی خود تعریف کنند. بنابراین، این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در نوجوانان تیزهوش انجام شد. در این پژوهش توصیفی پیمایشی از جامعه آماری نوجوانان تیزهوش دختر و پسر شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1402-1401، تعداد 500 دانش آموز (250 دختر و 250 پسر) با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی و ابزار غربالگری تاب آوری روان شناختی در نوجوانان تیزهوش (Almasi & et al.,2023) پاسخ دادند. نتایج روش آماری تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که در پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی مدل اندازه گیری مشتمل بر پنج عاملِ آمایه های ذهنی تحصیلی تثبیت شده، درماندگی آموخته شده، بیش اشتغالی به ناتوانی های فردی، فقدان پرطاقتی و اراده مندی و عدم کنترل ادراک شده، با داده ها برازش مطلوبی داشت. همچنین، نتایج مربوط به همبستگی بین وجوه چندگانه رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی با ابعاد منابعِ درون برون فردی تاب آوری روان شناختی در نوجوانان تیزهوش، شواهد مضاعفی در دفاع از روایی ملاکی این ابزار فراهم آرود. علاوه بر این، نتایج روش آماری آزمون t برای گروه های مستقل با تاکید بر معناداری آماری بین دو گروه یادگیرنده متمایل و غیرمتمایل به رفتارهای پرخطر تحصیلی، از روایی افتراقی پرسشنامه، حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی وجوه چندگانه پرسشنامه انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در بازه 91/0 تا 94/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن تاکید بر اتقان نظام مفهومی زیربنایی سازه چندساحتی انگیزه سازهای رفتارهای خودآسیب زای تحصیلی در نوجوانان تیزهوش، شواهد متقنی را نیز در دفاع از مشخصه های فنی روایی و پایایی پرسشنامه رفتارهای پرخطر تحصیلی در نوجوانان تیزهوش فراهم آورد.
پیش بینی پیشرفت تحصیلی براساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان در شهر قم بود. پژوهش حاضر از مدل سازی معادلات ساختاری برای ارزیابی مدل مفهومی (پیش بینی پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان در شهر قم) با داده های تجربی استفاده کرده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی دارای اضطراب جدایی در شهر قم و مادران آنان بود که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و تعداد نمونه 381 نفر بود. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسش نامه اضطراب جدایی هان و همکاران (2003)، ظرفیت تأملی والدینی لویتن و همکاران (2017) و پرسش نامه خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران (2002) بود. داده های پژوهش به روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان قابل پیش بینی است (P<0/05). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که پیشرفت تحصیلی بر اساس اضطراب جدایی دانش آموزان با میانجی گری ظرفیت تأملی و خودآگاهی والدین آنان قابل پیش بینی است و این متغیرها بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مؤثر هستند.
واکاوی مفهوم مدارا و مدارا گریزی در ساحات تربیتی و شناسایی پیامدهای آن از دیدگاه معلّمان مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدارا ورزی به عنوان یکی از مؤلفه های اخلاق حرفه ای در تعلیم وتربیت نقش ویژه ای در رشد تربیتی و پیشگیری از ناهنجاری ها دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی مفهوم مدارا و مدارا گریزی و شناسایی پیامدهای آن از منظر معلّمان مقطع ابتدایی بود. روش ها: برای دستیابی به هدف پژوهش از رویکرد کیفی و روش پژوهش های اسنادی - کتابخانه ای و تحلیل محتوای توصیفی از نوع متن نوشتاری، بهره برده شد. میدان موردمطالعه این پژوهش، معلّمان مقطع ابتدایی استان کردستان در سال های تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۷ بود که با نمونه گیری در دسترس، تعداد ۱۰۷ نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که مفهوم مدارا در میان معلّمان ابتدایی را می توان در سه بعد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی تقسیم بندی نمود که از منظر معنایی، مدارای اخلاقی دارای 61 مورد، مدارای اجتماعی دارای 45 مورد و مدارای سیاسی دارای 17 مورد بود. در مصادیق، شاخصه ها و ویژگی های مدارا شامل این موارد بودند: مدارای اخلاقی دارای 114 مورد، مدارای اجتماعی دارای 97 مورد و مدارای سیاسی دارای 20 مورد بود. سرانجام پیامدهای مدارا گریزی شامل: مدارای اخلاقی که دارای 84 مورد، مدارای اجتماعی دارای 102 مورد و مدارای سیاسی دارای 3 مورد بودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که معلّمان، عمدتاً مدارا را مفهومی شخصیتی و فردی می دانند نه سیاسی و اجتماعی که در صورت فقدان آن در فضای آموزشی دانش آموزان، می تواند عامل ایجاد رفتارهای پرخطر در آنان شود.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
33 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: آسیب بینایی پیامدهای مختلفی دارد و می تواند بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان تاثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی و از نظر روش تحقیق یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان با آسیب بینایی خراسان شمالی بودند که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در مدارس این استان مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل ۳۰ دانش آموز دختر با آسیب بینایی ۱۴ تا ۱۸ ساله بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برنامه درمان متمرکز بر شفقت در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد ولی به گروه گواه هیچ آموزشی داده نشد و در لیست انتظار ماندند. در پژوهش حاضر به منظور سنجش خوش بینی و مهارت های ارتباطی به ترتیب از پرسش نامه تجدیدنظرشده جهت گیری زندگی و پرسش نامه تجدیدنظر شده مهارت های ارتباطی استفاده شد. داده های پژوهش با روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت تاثیر مثبت و معناداری بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی داشت. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی می توان نتیجه گرفت که استفاده از این مداخله برای این دانش آموزان اهمیت و ضرورت ویژه ای دارد.
چالشهای آموزش خط بریل در آسیب دیدگان بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
125 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های آموزش خط بریل در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حسب مفهوم و ماهیت، آمیخته بوده و از روش توصیفی بهره گرفته است. حوزه مورد مطالعه تمامی معلمان دوره ابتدایی مدارس استثنایی گروه نابینا استان چهارمحال و بختیاری در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. مشارکت کنندگان با روش هدفمند گزینش و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. مصاحبه تا اشباع نظری داده ها با 19 نفر از معلمان انجام گرفت. به منظور تایید صحت و اعتماد پذیری داده های پژوهش، داده ها حین جمع آوری، تحلیل و در صورت نیاز مورد بازنگری و تکمیل مشارکت کنندگان قرار گرفت. تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: حاصل تحلیل داده ها، استخراج چالش های پنج گانه فردی، خانوادگی، آموزشی، تکنولوژیک و فرهنگی- اجتماعی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر چالش های شناسایی شده بود. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن بود که به منظور رفع چالشهای فراگیری خط بریل باید اقدامات چندگانه ای در حوزه آموزش فرد، خانواده و اجتماع، تقویت ارتباط مداوم و نزدیک بین مدرسه و خانواده، حمایت مادی و مالی خانواده ها و مدارس، اصلاح روشها و برنامه های آموزشی به کمک تکنولوژی های نوین صورت گیرد تا پیامدهای مطلوب حاصل شود.
واکاوی وضعیت جاری برنامه های درسی رشته مهندسی کامپیوتر در مقطع کارشناسی: رویکرد تحلیل زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
77 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی وضع کنونی برنامه های درسی رشته مهندسی کامپیوتر، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد، است. حوزه پژوهش شامل همه اعضای هیئت علمی و دانشجویان رشته مهندسی کامپیوتر بود که ازطریقِ نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها ازطریقِ مصاحبه نیمه ساختاریافته با 11 دانشجو و 16 عضو هیئت علمی جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده کردیم. برای تأمین روایی و پایایی، از معیارهای گوبا و لینکن استفاده کردیم. یافته های پژوهش نشان دهنده 22 مفهوم محوری و 8 مقوله منتخب است که در قالب الگویی، شامل برنامه درسی ناسازگار با تحولات به عنوان شرایط محوری، شرایط علّی (تمرکزگرایی در طراحی، تدوین نامناسب و اجرای معیوب برنامه های درسی)، عوامل زمینه ای (زمینه ابعاد رفتاری، زمینه های سیاسی و زمینه های محیطی)، راهبردهای پیشنهادی (تأسیس دانشکدگان موضوعی، ترویج مطالعات تطبیقی، شبکه سازی، واگذاری اختیار به دفترهای برنامه ریزی آموزشی دانشگاه و طراحی باز برنامه درسی رشته مهندسی کامپیوتر)، عوامل مداخله ای (نیازسنجی، مؤلفه های ساختاری، استانداردهای آموزشی پژوهشی و پایگاه علمی رشته مهندسی کامپیوتر) و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت. با توجه به یافته ها، نتیجه می گیریم که بهبود برنامه های درسی رشته مهندسی کامپیوتر نیازمند طراحی باز و مشارکتیِ برنامه های درسی و ایجاد دانشکدگان مهندسی کامپیوتر در دانشگاه هاست.
مدل معادلات ساختاری پیش بینی درگیری شغلی براساس سبک رهبری خدمتگزار با میانجی گری کار معنادار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
190 - 213
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : این پژوهش به بررسی تأثیر سبک رهبری خدمتگزار بر درگیری شغلی معلمان ابتدایی شهرستان بستان آباد پرداخته است. درگیری شغلی از ابعاد مهم عملکرد آموزشی است که مطالعه آن در ارتباط با سبک های رهبری و تجربه معناداری کار، زمینه ساز فهم دقیق تر روابط حرفه ای در محیط مدرسه خواهد بود. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی، کمی و توصیفی همبستگی (مدل معادلات ساختاری) است. جامعه آماری شامل 380 معلم مقطع ابتدایی شهرستان بستان آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. حجم نمونه آماری 198 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مطالعه سودیبجو و ریانتینی (2024) گردآوری و با کمک نرم افزارهای SPSS 26 و PLS 3.2.8 تجزیه و تحلیل شدند یافته ها : نتایج نشان داد رهبری خدمتگزار با ضریب 0.337 و سطح معناداری 0.0001 با کار معنادار رابطه مثبت و معنی داری دارد؛ کار معنادار با ضریب 0.688 و سطح معناداری 0.0001 با درگیری شغلی رابطه مثبت و معنی داری دارد؛ رهبری خدمتگزار با ضریب 0.118 و سطح معناداری 0.014 با درگیری شغلی رابطه مثبت و معناداری دارد؛ و رهبری خدمتگزار با ضریب 0.232 و سطح معناداری 0.0001 از طریق کار معنادار رابطه مثبت و معنی داری با درگیری شغلی دارد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج توصیه می شود مدیران، رویکرد رهبری خدمتگزار را در مدیریت خود مورد توجه قرار دهند و با ایجاد فضای حمایتی و مشارکتی در مدارس و القای ارزشمندی اهداف شغلی و سازمانی، در افزایش احساس معناداری کار در معلمان و بهبود درگیری شغلی و کیفیت کار آنان موثر باشند.
بررسی رابطه رهبری پدرانه با بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: معلمان شایسته از عوامل کلیدی بهبود نظام آموزشی هستند. سبک رهبری تأثیرگذار و برخورداری معلمان از بهزیستی عاطفی موجب ارتقای عملکرد حرفه ای پایدار آن ها می شود، که درنهایت تأثیر مثبتی بر کیفیت آموزش دانش آموزان خواهد داشت. این پژوهش به بررسی رابطه رهبری پدرانه در بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان می پردازد. روش ها : این پژوهش با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی ناحیه یک شهر کرمانشاه می شود که تعداد آن ها 906 نفر است؛ از این تعداد، 479 نفر معلمان مرد و 427 نفر معلمان زن می باشند. برای تعیین نمونه، روش نمونه گیری تصادفی ساده به کار برده شد که طبق جدول مورگان 270 نفر (91 نفر مرد و 179 نفر زن) به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسش نامه سبک رهبری پدرانه چنگ و همکاران (2000)، پرسش نامه بهزیستی عاطفی ون کاتویک و همکاران (2000) و پرسش نامه توسعه حرفه ای معلمان نیوجرسی (2014) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، آزمون t تک نمونه ای، ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در سبک رهبری پدرانه، مؤلفه های رهبری خیرخواهانه و اخلاق مدارانه با بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان ارتباط مثبت و معناداری دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان داد که رهبری اخلاق مدارانه توان پیش بینی بهزیستی عاطفی معلمان را دارد. علاوه بر این، رهبری اخلاق مدارانه و رهبری قدرت طلبانه می توانند توسعه حرفه ای معلمان را پیش بینی کنند .نتیجه گیری: این پژوهش بر تأثیر سبک رهبری پدرانه در ارتقای بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که سبک رهبری پدارانه با ایجاد محیطی سازنده و حمایتگر، معلمان را برای ایفای مؤثرتر نقش تعلیم و تربیت آماده می کند. پیشنهاد می شود مدیران با بهره گیری از اصول رهبری پدرانه شرایطی فراهم کنند که توسعه پایدار و کیفیت مطلوب نظام آموزشی تحقق یابد.
بررسی دیدگاه انسان شناسی ابن مسکویه و دلالت های آن در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین انسان شناسی (بررسی ماهیت و نسبت ابعاد بدنی، فردی و اجتماعی) ابن مسکویه و ارائه چشم اندازی از مؤلفه های نظام آموزشی متناسب با آن است. به منظور تحقق این هدف از روش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. یافته های پژوهش به این شرح است: مبانی شامل: وجود ویژگی های عمومی و مراحل رشد؛ تأثیرگذاری طبیعت و ذات بر کمال انسان؛ وجود اراده و تأثیر آن بر کمال انسان؛ وجود رابطه زیربنایی و روبنایی نفس و بدن؛ تأثیر محبت و خیر عمومی بر شکوفایی فرد و جامعه ؛ وجود طبیعت متفاوت و تأثیر آن بر انسجام اجتماعی؛ تأثیر عادت بر شکل گیری خلق وخو. اصول تربیتی نیز به ترتیب شامل: اصل آموزش تدریجی و هدفمند، آموزش سهل گیرانه، مسئولیت دهی همراه با انگیزه، تربیت بدن، آموزش تعاون و فرهنگ تعاون، استفاده از تساهل به مثابه تکنیک، نقش مکملی عادت و مبتنی بودن عادت بر اندیشه. به منظور تحقق مبانی و اصول فوق هدف غایی آموزش خیر مطلق و تقرب به خدا و اهداف واسطه ای شامل رشد تمام ساحات، درک و پذیرش قانونمندی در راستای ایجاد امید به تغییر و ساختن استنتاج شده اند. محتوا، روش تدریس و ارزشیابی در سه سطح شامل سطح عمومی، سطح وسع و سطح متعالی در نظر گرفته شده اند؛ سطوحی که منتج از مبانی و اصول اند. سطح اول باتوجه به ویژگی های عمومی انسان ها، سطح دوم باتوجه به وسع و همچنین علایق متفاوت افراد و سطح سوم باتوجه به ضرورت اندیشه ورزی، تعامل نفس و بدن و کمال منش اجتماعی مبتنی بر محبت و تساهل شکل گرفته است. نتایج این پژوهش تأکید بر هم گرایی سه بُعد بدنی، فردی و اجتماعی دارد. هم گرایی به غیر فروکاهش گرایی در آموزش توجه دارد. برای مثال، نبود فروکاهش در رابطه نفس و بدن و هم گرایی عرصه عمومی و خاص، اراده و کوشش، اندیشه و عادت، تعاون و فردیت و در نهایت تساهل و تعالی.
طراحی واحد یادگیری در درس آموزش زبان عربی با تمرکز بر نظریه ی پیوندگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود به هزاره ی سوم، هدف آموزش از یاددهی به یادگیری تغییر نموده، به گونه ای که بر اساس نظریه ی پیوندگرایی این دانش آموز است که همه یا بخشی از دانش خود را می سازد. بر همین اساس، هدف از پژوهش حاضر که به شیوه ی مرور روایتی انجام گرفت؛ طراحی محتوای یادگیری در درس زبان عربی بر اساس اصول پیوندگرایی بوده است. امروزه محتوا و استانداردهای تولید شده بر اساس دیدگاه های سنتی همچون رفتارگرایی دیگر برای هزاره ی سوم کارآمد نیستند. بلکه فرد باید از طریق ویژگی هایی همچون تنوع بخشی به تجارب یادگیری، روزآمد بودن و اتصال به شبکه های در حال شکل گیری دانش به مدیریت دانش در دسترس بپردازد تا از این طریق قادر باشد به یادگیری استانداردهای ویژه ی عصر دیجیتال بپردازد. توجه به تنوع در تولید محتوا، شناسایی منابع، گره ها و شبکه های انسانی و غیر انسانی مرتبط با یادگیری، روزآمد بودن و یادگیری مادام العمر، دانش پیوندی و یادگیری شبکه ای، نقش تسهیل کننده ی معلم و ماهیت پویای فراگیر از جمله مواردی بوده اند که در طراحی واحد یادگیری زبان عربی بر اساس نظریه ی پیوندگرایی مورد تأکید است. به نظر استفاده از اصول و آموزه های دیدگاه پیوندگرایی در طراحی محتوای درس زبان عربی بتواند پاسخ مناسب تری به استانداردهای ویژه ی مورد نیاز فراگیران در هزاره ی سوم باشد. از این رو پژوهش حاضر استفاده از آموزه های پیوندگرایی در تولید محتوای زبان عربی را در مقطع متوسطه پیشنهاد می کند.
Investigating the tools and methods of virtual evaluation of students' learning during the outbreak of contagious disease(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Covid-19 disease taught us that virtual training and evaluation should be considered together with face-to-face education. Therefore, in this article an attempt has been made to examine the various tools and methods of virtual evaluation of students' learning during the outbreak of contagious diseases. In this research, qualitative research method and grounded theory method were used for data analysis. The research participants were selected by purposeful sampling among the professors of Payam Noor University, Razavi Khorasan province, and after selecting 18 people, saturation was reached. After collecting information by semi-structured interview method, the type and amount of tools were analyzed by entering Max QDA software. In the next step, using available sampling and an open-ended questionnaire, 6 experts in the field of virtual education were asked to state the advantages, disadvantages and solutions of each of the evaluation categories. The findings indicate that virtual evaluation includes 2 main categories; exam and non-exam and 11 subcategories; Formative exam, test , descriptive exam, unique exam, oral exam, self-evaluation, attendance and absence, class presentation, research, rewriting and assignment presentation. The sub-categories of "attendance" and "test " and "research" have the most, and the category of "self-evaluation" and "unique exam" have the least amount of use among professors. In general, the main category "non-exam" is used more than the main category "exam" in professors' evaluations.
یادگیری معکوس: راهبردی نوین در توسعه توانایی استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
205 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه می باشد. نوع پژوهش حاضر بر اساس اهداف، از نوع کاربردی و از نظر نحوه اجرا از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه دهم دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 402-1401 تشکیل دادند که از میان آن ها با روش نمونه گیری در دسترس، 80 نفر انتخاب و به طور تصادفی در ﮔﺮوه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس استدلال تامسون (2005) بود. در ابتدای تحقیق، از شرکت کنندگان در تحقیق خواسته شد تا پرسشنامه استدلال تامسون را تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت 6 جلسه ی 40 دقیقه ای با روش یادگیری معکوس آموزش دیدند. ولی گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات در دو گروه آزمایش و گواه ، مجددا پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد استفاده از راهبرد یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه تاثیرگذاراست.
مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهود مهارت های اجتما عی کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر مروری نظام مند بود. مقاله های چاپ شده از سال 2010 تا 2023 در پایگاه های خارجی پروکوئست، ساینس- دایرکت، گوگل اسکولار، پاب مد و اسپیرنگر با کلیدواژه های فناوری واقعیت افزوده، مداخلات مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده )با و بدون استفاده از داستان های اجتماعی، الگوبرداری ویدئویی، پکس و مبتنی بر بازی(، برنامه آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، عینک واقعیت افزوده، کودکان با اختلال طیف اُُتیسم )عملکرد بالا، عملکرد پایین(، کودکان با اختلال آسپرگر و مهارت های اجتماعی ) کلامی یا غیرکلامی( مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدا با استفاده از سیاهه پریزما 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد 17 مقاله که منطبق با هدف پژوهش و ملاک های پژوهش بودند، استخراج شدند. در پژوهش حاضر، با مرور پژوهش های منتشرشده در زمینه کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم به دنبال یافتن پاسخ به 7 پرسش اساسی بودیم. یافته ها: بررسی های انجام شده نشان داد، مطالعات با طرح های تک آزمودنی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشتند؛ بیشترین مطالعات محدودیت جنسیتی نداشت؛ مداخله مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده در گروه سنی مختلف بین 6 تا 16 سالگی انجام گرفته بود. استفاده از تلفن همراه بیشترین فراوانی را در فناوری به کار برده شده برای مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده داشت؛ از بین مطالعات بررسی شده، 1 مطالعه تأثیر سیستم ردیابی اسکلتی با استفاده از واقعیت افزوده ) 6درصد(، 3 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر عینک هوشمند ) 17 درصد(، 2 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر پکس ) 11 درصد(، 1 مطالعه تأثیر مدل سازی چهره مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6درصد( و 1 مطالعه تأثیر همزمان استفاده از کتاب داستان و مدل سازی ویدیویی مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6 درصد( در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پرداخته بودند و 9 مطالعه ) 53 درصد( اثربخشی استفاده از واقعیت افزوده بدون ابزار کمکی در افزایش مهارت های اجتماعی این کودکان را بررسی کرده بودند؛ نحوه ارائه مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده به شیوه انفرادی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشت و همه مطالعات بررسی شده، یعنی 17 مطالعه ) 100 درصد( نشان دهنده اثربخشی مثبت و معنادار مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتما عی و مؤلفه های مهارت های اجتما عی ا فراد با ا ختلال ط یف اُُتیسم بود. نتیجه گیری: براساس یافته ها، تدوین و طراحی مداخلات مبتنی بر فناوری در ارتقای مهارت های اجتماعی، شناختی، هیجا نی و ارتبا طی برای کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم ضرورت دارد.
طراحی چارچوب برنامه درسی کارآفرینی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم: مطالعه کیفی در دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 204
حوزههای تخصصی:
آموزش استیم دانش آموزان را به کارکنان ماهرتر تبدیل می کند که در بازار کار بسیار مورد توجه هستند. زیرا به آنها کمک می کند دانش های متنوعی را به دست آورند و مهارت های قرن بیست و یکم را برای دنیای تجارت توسعه دهند. لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب برنامه درسی کارآفرینی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم در دوره دوم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش کیفی است. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 10 نفر از متخصصین و صاحب نظران حوزه کارآفرینی دانشگاهی و معلمان با تجربه و آشنا به برنامه درسی کارآفرینی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم بودند. ابزار گرد آوری اطلاعات و داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده های کیفی حاصل از مصاحبه های پژوهش به کمک تحلیل محتوای استقرایی بررسی گردید که در نتیجه آن، 16 تم سازمان دهنده شامل: 1- منطق و چرایی 2-پرورش روحیه 3-پرورش مهارتهای نرم؛ 4-هنر پروری؛ 5-آگاهی و شناخت نسبت به مشاغل؛ 6-تدریس آزمایشی؛ 7-آفرینش؛ 8-کاوشگری؛ 9-مهارت های تخصصی؛ 10-مهارت های عمومی؛ 11-ارزشیابی مهارت محور؛ 12-ارزشیابی شبیه ساز؛ 13-محیط یادگیری؛ 14-ابزار و امکانات آموزشی؛ 15-فرهنگ سازی در سطح خرد؛ 16-فرهنگ سازی در سطح کلان استخراج گردید که در نه تم فراگیر منطق، هدف، محتوا، عنصر آموزشگر، عنصر روش تدریس، ابزار و امکانات، روش های ارزشیابی. با تلفیق موارد گفته شده در برنامه درسی استیم، دانش آموزان می توانند به روحیه کارآفرینی خود پی ببرند، طرح های خلاقانه خود را بسازند و همچنین مهارت های ضروری برای رشد به عنوان کارآفرین را به دست آورند و ایده های خود را به تجربه های عملی تبدیل کنند.
کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های گواه و آزمایش می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان ابتدایی شهر رحیم آباد(استان گیلان) در سال1403-1402بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به صورت غیر تصادفی و در دسترس بود. 30 نفر از دانش آموزان ابتدایی از یک مدرسه در شهر رحیم آباد به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) تقسیم شدند. در این طرح ابتدا پیش آزمون برای گروه های گواه و آزمایش انجام و بعد از اجرای آموزش سواد سلامت با ابزار هوش مصنوعی در طول یک سال تحصیلی(20 جلسه آموزشی) برای گروه آزمودنی ، پس آزمون برای دو گروه آزمایش و گروه گواه اجرا شد. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. آمار استنباطی به کار رفته، تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی بود. افزایش و بهبود میانگین نمرات تعدیل یافته گروه آموزش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و همچنین نتایج تفاوت میان نمرات تعدیل یافته مؤلفه های سواد سلامت در مرحله پس آزمون میان دو گروه گواه و آموزش، بیانگر تاثیر معنادار آموزش های مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتقا سواد سلامت فراگیران بوده است.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی سلامت سازمانی مبتنی بر فرهنگ سبز در سازمان ها ی آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دنیای پرهیاهوی امروز، سازمان ها به عنوان قلب تپنده جامعه، نقش ویژه ای در شکل دهی آینده جهان ایفا می کنند. از سوی دیگر، محیط زیست به عنوان یک میراث گران بها برای نسل های آینده، با چالش های جدی مواجه است. در این میان، سازمان های آموزشی به عنوان نهادهایی که آینده سازان جامعه را تربیت می کنند، مسؤولیت دوچندانی در قبال سلامت محیط زیست و ارتقای کیفیت زندگی افراد دارند. در این راستا، این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی سلامت سازمانی مبتنی بر فرهنگ سبز سازمان ها ی آموزشی انجام شده است. این مطالعه از منظر هدف یک پژوهش کاربردی است که با روش کیفی صورت گرفته است. همچنین از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده یک پژوهش پیمایشی مقطعی است. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان تجربی و نظری در حوزه مورد مطالعه است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون، مدل سازی ساختار تفسیری استفاده گردید. نتایج مصاحبه با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تحلیل مضمون مبتنی بر روش کلارک و براون، شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر صورت گرفت. متن مصاحبه ها که پیش از آن به صورت فایل متن وارد نرم افزار MAXQDA شد. امید است که نتایج این پژوهش بتواند به مدیران و سیاست گذاران سازمان های آموزشی تا با اتخاذ راهکارهای مناسب، به بهبود سلامت سازمانی و ارتقای فرهنگ سبز در سازمان خود کمک کند.
تاثیر یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی بر راهبردهای یادگیری خودتظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس ریاضی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یادگیری مغز محور یک الگوی جدید و هیجان انگیز است که در دو دهه اخیر به دلیل چالش های موجود در فرآیند آموزش و یادگیری در کلاس درس، توجه بسیاری از محققین را به خود جلب کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس ریاضی انجام گردید. روش کار: این مطالعه با روش، نیمه آزمایشی با مراحل پیش آزمون و پس آزمون و گروه های آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی مدارس دولتی شهر بابلسر در سال تحصیلی 1403-1402 که به روش تصادفی ساده، تعداد 40 نفر در دو گروه آزمایش (15نفر) و گروه کنترل (15نفر) گمارش شدند. ابزار اندازه گیری، راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995)،خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان(1999) و درگیری تحصیلی زرنگ (۱۳۹۱) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته: یافته ها نشان داد که تمام آزمون های چند متغیره حاکی از معنی داری واریانس عامل تعامل گروه و عامل مکرر است، مقدار اثر پیلایی برابر با 74/0 است که (F2,37=52.62 P<.01) با توجه به اندازه اثر 74/0 مشخص شد که جلسات یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی،خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی تاثیر دارد. نتیجه گیری: یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی یکی از شیوه ها و روش های مؤثر در افزایش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی،خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس ریاضی است.