ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰٬۱۱۵ مورد.
۱.

مطالعه شکل گیری انتخاب حرفه معلمی و ورود به دانشگاه فرهنگیان با نگاهی بر تعاملات انگیزه ها و تجارب پیشین دانشجومعلمان؛ یک مطالعه کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
مطالعه کنونی با موضوع شکل گیری انتخاب حرفه معلمی و ورود به دانشگاه فرهنگیان با نگاهی بر تعاملات و انگیزه ها و تجارب پیشین دانشجومعلمان بر روی 35 نفر از دانشجومعلمان شامل 17 نفر مرد و 18 نفر زن در پردیس های دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی مورد واکاوی قرار گرفت. این پژوهش با رویکرد کیفی اجرا شد که در آن برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار استفاده گردید و مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه یافت. جامعه این پژوهش شامل تمامی دانشجومعلمان پردیس های سطح خراسان رضوی بودند. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند از نوع معیار استفاده شد و نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه یافت. رویه کدگذاری ها از کدهای باز شروع و تا رسیدن به مضامین اصلی و مفهوم نهایی ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از روش هفت مرحله ای دیکلمن و همکاران استفاده شد که با استفاده از روش مذکور 5 مضمون اصلی و 13 مضمون فرعی فراهم آمد. در انتها نتایج این پژوهش نشان می دهد که انگیزه های بیرونی دانشجویان بر انگیزه های درونی و نوعدوستانه آنها در انتخاب حرفه معلمی و ورود به دانشگاه فرهنگیان و شکل گیری این مفهوم غلبه داشته، ارتباط میان انگیزه ها و تعامل میان آنها و همچنین تجارب پیشین به عنوان یک مجموعه در شکل گیری انتخاب حرفه معلمی دخیل است. بنظر می رسد که دانشگاه فرهنگیان باید اقداماتی را سازمان دهد تا انگیزه های درونی و نوع دوستانه تقویت شده تا از غلبه انگیزه های بیرونی در این مجموعه کاسته شود.
۲.

چالش های کارورزی فکورانه از نگاه دانشجو-معلمان گروه علوم پایه دانشگاه فرهنگیان تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
دانشگاه فرهنگیان، همواره تأکید ویژه ای بر ترویج کارورزی فکورانه و کمک به دانشجو معلمان در شناخت، اصلاح و ارتقای هویت حرفه ای خود داشته است. هدف این پژوهش، شناسایی مشکلات عملی در اجرای برنامه کارورزی است. این پژوهش، به بررسی ضرورت اجرای صحیح کارورزی در دانشگاه فرهنگیان، همچنین چالش های موجود در اجرای کارورزی از دید کارورزان می پردازد. این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. نمونه گیری از نوع هدفمند بود و تا اشباع کامل داده ها از 24 نفر از دانشجویان که به طور میانگین 4 واحد کارورزی گذرانده بودند، برای اعتباربخشی یافته ها از دو روش بررسی توسط مشارکت کنندگان و بررسی توسط همکاران استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان داد که این درس با چالش های زیر روبرو است، نقش استادان راهنما، نقش معلمان راهنما ، ویژگی های تحصیلی، شناختی و انگیزشی کارورزان، فضای فیزیکی، اجتماعی، عاطفی مدرسه و عدم حمایت و برنامه ریزی دانشگاه مهم ترین عوامل چالش های کارورزی در دانشگاه فرهنگیان هستند. بر مبنای تجربیات دانشجویان کارورز، برنامه ریزی اجرایی دانشگاه فرهنگیان برای تبیین اهمیت و ابعاد کارورزی فکورانه به نحو کافی انجام نشده است. این موضوع باعث دلسردی کارورزان و کاهش کارآمدی کارورزی، به عنوان مهم ترین برنامه تربیت معلم، شده است. برای حل این مشکل، بهره گیری از نتایج پژوهش های انجام شده از قبیل سبک ها و طرح های نوین عملیاتی کارورزی، ایجاد سازوکار مناسب برای تعامل با مدارس، توانمندسازی عوامل مشارکت کننده در کارورزی، افزایش سطح علمی و عملیاتی مدراس، افزایش نظارت و پایش مداوم کارورزی می تواند در رفع چالش ها مؤثر باشد.
۳.

کاربست تکنیک های سینماتوگرافی در فضاسازی بصری رمان "ثلاثة وجوه لبغداد" اثر غالب هلسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
هنر سینما با ماهیت تحرک و پویایی، اطلاعات سمعی و بصری را به مخاطب منتقل می کند و سینماتوگرافی به عنوان هنر و فناوری فیلم برداری شامل تکنیک هایی چون فواصل و زوایای دوربین، حرکات دوربین و نورپردازی است که به کاربستن آن در رمان به ارتقای فضای بصری اثر روایی کمک می کند. از تکنیک های جدید رمان مدرن به کارگیری توان تصویری هنر سینماست و سینماتوگرافی شاخه ای از عناصر سینمایی محسوب می شود. از سوی دیگر رمان های اردنی همسو با روند تحول رمان معاصر عربی گام برداشته و رمان نویسان مطرحی چون غالب هلسا (1932م) از این شیوه های جدید روایی در سبک نویسندگی خود بهره جسته اند. رمان «ثلاثه وجوه لبغداد» نمونه بارزی از کاربرد تکنیک های سینماتوگرافی به شمار می آید. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی در نظر دارد تا با بررسی نحوه به کارگیری این عناصر، وجوه تصویری و کارکرد و تأثیر تکنیک های سینماتوگرافی در شکل گیری فضای بصری رمان را نمایان سازد. در واقع عناصر سینماتوگرافی به طرزی هوشمندانه در خدمت روایت این داستان قرار گرفته تا ضمن انتقال حس فردی شخصیت اصلی داستان که به سبب دفاع از آرمان فلسطین به عراق تبعید شده و دچار سردرگمی و ابهام است، عواطف جمعی مردم عراق در زمان حاکمیت حزب بعث و فضای ترس وتشویش حاکم بر این سرزمین را نشان دهد. نویسنده با توصیفات دقیق و به کارگیری تکنیک های فیلمیرداری و نورپردازی، چهره ای متفاوت از عراق ر ا به تصویر می کشد. نماهایی با فواصل دور و نزدیک دوربین دارای دلالت های خاصی است،  نگاه از زوایای مختلف مشابه حرکت دوربین در فضاست که بر عناصر خاصی از صحنه تمرکز نموده و تنوع بصری ایجاد می کند و با ارائه اطلاعات، حس واقعیت و حضور در فضا را در مخاطب ایجاد می کند.  
۴.

بررسی مقدماتی اثربخشی آموزش یکپارچه مبتنی بر شش کلاه تفکر و نقشه ذهنی بر هیجانات و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
زمینه و هدف: با توجه به نقش هیجانات تحصیلی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، استفاده از رویکردهای آموزشی فعال و یکپارچه مورد توجه روزافزون قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش یکپارچه مبتنی بر شش کلاه تفکر و نقشه ذهنی بر هیجانات تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم در درس علوم بود. روش ها: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی ناحیه دو آموزش وپرورش شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ تشکیل دادند. یک مدرسه پسرانه با دو کلاس پایه پنجم به روش در دسترس انتخاب و کلاس ها به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل (هر کدام ۳۰ نفر) قرار گرفتند. داده ها با آزمون محقق ساخته عملکرد تحصیلی و پرسشنامه هیجانات تحصیلی پیش نوجوانی گردآوری و با تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش یکپارچه در گروه آزمایش با افزایش معنادار عملکرد تحصیلی و بهبود هیجانات تحصیلی همراه بوده است؛ به طوری که کاهش هیجانات منفی، شامل ملالت، ناامیدی، اضطراب و خشم، و افزایش هیجانات مثبت، شامل افتخار و لذت، هم در موقعیت کلاس و هم در موقعیت آزمون مشاهده شد (05/0>p). نتیجه گیری: آموزش یکپارچه در این مطالعه شبه تجربی با بهبود معنادار عملکرد تحصیلی و ایجاد تعادل مطلوب تر در هیجانات تحصیلی همراه بود. در نتیجه، پیشنهاد می شود، با توجه به محدودیت های روش شناختی (به ویژه تخصیص خوشه ای و حجم نمونه)، نتایج با احتیاط تفسیر شده و در مطالعات آتی با طرح های گسترده تر و تحلیل های چندسطحی این یافته ها بررسی مجدد شوند.
۵.

چالش های یادگیری و ارتقای پیشرفت تحصیلی با راهبردهای تدریس اثربخش: مطالعه پدیدارشناختی تجربیات معلمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: این پژوهش، به منظور شناسایی راهبردهای مؤثر تدریس در غلبه بر چالش های یادگیری در جهت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی انجام شده است. روش: این مطالعه، با رویکرد کیفی پدیدارشناسی (تفسیری) انجام شده و از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. شرکت کنندگان شامل 17 معلم نمونه و موفق و با حداقل پنج سال سابقه تدریس بودند که به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. داده ها از طریق کدگذاری تحلیل شدند. برای اطمینان از اعتبار محتوا، سؤالات مصاحبه توسط چندین سرگروه آموزشی و استادان تعلیم و تربیت در دانشگاه فرهنگیان بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. همچنین، جهت افزایش اعتبار یافته ها، نتایج اولیه کدگذاری با برخی از مشارکت کنندگان و متخصصان حوزه آموزش معلمان به اشتراک گذاشته شد. به منظور تضمین پایایی، داده های کدگذاری شده، چندین بار توسط پژوهشگر و یک کدگذار مستقل، بررسی و مقایسه شدند. ضریب توافق بین کدگذاران بر اساس ضریب توافق کوهن 76/0 به دست آمد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در مجموع 167 کد اولیه (مفاهیم پایه)، 17 مضمون سازمان دهنده و پنج فرامضمون استخراج شده است. بر اساس این یافته ها، آموزگاران با کاربست راهبردهای مؤثر تدریس اعم از؛ راهبردهای مهارت تفکر، کاربست های فناورانه، راهبردهای آموزش مستقیم و راهبردهای یادگیری مبتنی بر فعالیت می توانند در کاهش چالش های یادگیری و ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دوره ابتدایی مؤثر واقع شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است، معلمان دوره ابتدایی با درک صحیح از چالش ها و مشکلات یادگیری در دوره ابتدایی، در جهت کاهش این چالش ها باید به راهبردهای مؤثر تدریس روی بیاورند تا بتوانند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشند.
۶.

ارزیابی اثر بخشی مداخلات راهبردهای شناختی و فراشناختی خودتنظیمی بر ابعاد سازگارانه و ناسازگارانه درگیری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثر بخشی راهبردهای شناختی و فراشناختی خود تنظیمی بر ابعاد شناختی و رفتاری درگیری تحصیلی در دانش آموزان دختر پایه ششم شهر شیراز صورت گرفت. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه ششم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1403 می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای 46 دانش آموز (23نفر گروه آزمایش و 23نفر گروه گواه) انتخاب شدند و از طریق گمارش تصادفی نیمی به عنوان گروه آزمایش در معرض آموزش برنامه راهبردهای شناختی و فراشناختی خودتنظیمی در 15 جلسه ی 70دقیقه ای قرار گرفتند و نیمی دیگر به عنوان گروه گواه، هیچ آموزشی دریافت نکردند. کلیه آزمودنی ها اعم از گروه آزمایش و گواه، پیش و بعد از آموزش به گویه های مقیاس درگیری تحصیلی انگیزش(مارتین،2001)پاسخ دادند. در نهایت به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از این است که مداخله آموزش مهارت های خودتنظیمی منجر به تفاوت معنادار بین گروه های آزمایش و کنترل در ابعاد رفتاری سازگارانه (01/. P< ،10/7=F)، رفتاری ناسازگارانه(01/. P< ،46/25=F)، شناختی ناسازگارانه (01/. P< ،30/45=F)) شد؛ ولی در بعد شناختی سازگارانه (01/. P> ،55/3=F) تفاوت معنی داری بین گروه آزمایش و کنترل دیده نشد. نتیجه گیری: یافته ها به طور کلی اجرای این برنامه آموزشی را به منظور افزایش درگیری تحصیلی رفتاری و شناختی و دیگر متغیرهای مرتبط با پیشرفت تحصیلی در مقطع ابتدایی را پیشنهاد می کند. کاربردهای ضمنی نتایج این پژوهش برای سیستمهای آموزشی و پرورشی به منظور ارتقاء توانمندیهای دانش آموزان در این مقاله مورد بحث قرار گرفته شد.
۷.

تحلیل و شناسایی ابعاد سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی انجام شد. امروزه فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، با سرعت وارد نظام های آموزشی شده اند و توانایی معلمان در بهره گیری مؤثر از این فناوری ها بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی انجام شد. در این روش، مضامین از دل داده های گردآوری شده استخراج و به صورت تدریجی از سطح کدهای اولیه به مضامین فرعی و سپس مضامین اصلی ارتقا یافتند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۱ نفر از خبرگان حوزه هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی جمع آوری شدند و فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مرحله تحلیل، از الگوی شش مرحله ای برون و کلارک(2006) برای تحلیل مضمون بهره گرفته شد. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، از راهبردهای چندگانه ای همچون بازبینی مشارکت کنندگان، مثلث سازی داده ها و منابع، و مرور همتایان استفاده شد. یافته های پژوهش پنج حوزه اصلی را نشان داد: دانش پایه هوش مصنوعی، مهارت های فنی و کاربردی، رویکردهای نوین آموزشی، اخلاق و قوانین، و پیامدهای اجتماعی-فرهنگی. این حوزه ها در دو قلمرو کلان سازمان دهی شدند: کنش فکورانه و تحول آفرین در حرفه و پایبندی عامدانه به اصول حرفه ای. نتایج اذعان دارد که تعامل و رابطه دوسویه میان این دو قلمرو برای اثرگذاری واقعی و کاربردی سواد هوش مصنوعی معلمان ضروری است. توسعه موفق سواد هوش مصنوعی تنها زمانی ممکن است که مهارت و شایستگی حرفه ای معلمان در این حوزه همزمان، منعطف و تحول آفرین باشد. این دو قلمرو مسیر نوآوری و تحول آفرینی همراه با تفکر حرفه ای و همچنین اخلاق مندی و التزام آگاهانه به اصول حرفه ای را برای استفاده مسئولانه و مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی روشن می کنند
۸.

تحلیل محتوای خطبه های نماز جمعه و عیدین امام علی (ع) با رویکرد آموزش عقاید و تربیت اعتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای خطبه های نماز جمعه و عیدین امام علی(ع) و استخراج مؤلفه های تربیت اعتقادی بوده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، داده های مورد نیاز از خطبه های امام علی(ع) استخراج و با روش کدگذاری باز، مفاهیم و مضامین تربیتی کلیدی دسته بندی شدند. یافته ها نشان می دهد که خطبه های امام علی(ع) به طور متوازن به دو ساحت نظری و عملی تربیت اعتقادی پرداخته اند. در ساحت نظری، مفاهیمی مانند توحید (28.92%)، معاد (25.30%)، و نبوت و امامت (45.78%) به عنوان پایه های اصلی تربیت اعتقادی مورد تأکید قرار گرفته اند. در ساحت عملی، تقوا و پرهیز از رذایل اخلاقی (85.24%) بیشترین فراوانی را داشته و عمل به فرایض دینی (14.76%) نیز به عنوان ابزارهای تربیتی مورد توجه قرار گرفته اند. امام علی(ع) در خطبه های خود، با تاکید بر روش هایی مانند یادگیری معنادار، الگوسازی، و یادگیری از طریق عمل به تربیت اعتقادی پرداخته است. این یافته ها می تواند در طراحی برنامه های آموزش عقاید و تربیت اعتقادی مورد استفاده قرار گیرد و به تربیت نسل جوان براساس ارزش های اعتقادی و اخلاقی کمک کند.
۹.

تبیین شاخصه های معلم تراز اسلامی در نظام آموزشی با تاکید بر «خطبه 87 نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
معلم در نظام آموزشی دارای نقشی بنیادین در شکل دهی شخصیت و آینده متربیان است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، استخراج شاخصه های معلم تراز انقلاب اسلامی در نظام آموزشی، مبتنی بر خطبه ۸۷ نهج البلاغه و تبیین مسئولیت های آن است. مسأله اصلی پژوهش آن است که معلم تراز اسلامی در نظام آموزشی با توجه به خطبه 87 نهج البلاغه دارای چه مؤلفه ها و شاخصه هایی می باشد. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی است. یافته های پژوهش منجربه استخراج چهار محور کلیدی گردید: الف) ویژگی های فردی و اخلاقی: خودشناسی و تقوا از طریق شناخت نیازهای درونی، اخلاص عملی و پویایی در انجام اعمال نیک به صورت روحیه خیرخواهی. ب) مسئولیت های اجتماعی: هدایت گری تقوامحور، التزام به عدالت و همسویی گفتار و کردار از طریق صداقت معلم در رفتار و گفتار. ج) مهارت های حرفه ای: توانایی حل مسأله، یادگیری مستمر و الهام بخشی توسط یادگیری مداوم معلم و نقش او در انتقال آگاهانه دانش. د) بنیان های معنوی: رهبری مبتنی بر قرآن و معارف الهی، معادباوری و هدفمندی به صورت آماده سازی در تحولات اجتماعی و فرهنگی. در مسأله آموزش، معلم تراز با رویکرد همه جانبه نگری، ضمن پرهیز از اکتفاء به انتقال دانش، با توجه همزمان به ابعاد علمی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی، آمادگی متربیان برای زیست فردی- اجتماعی را فراهم می کند.  
۱۰.

آموزش منطق فراتر از دو ارزشی: تلفیق اعتباریات علامه طباطبایی و منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
آموزش منطق با چالش های اساسی مواجه است؛ زیرا نه صرفاً با نمادها، بلکه با گزاره هایی در قالب مقدمات و نتیجه روبه رو است. منطق کلاسیک که بر اصل دوارزشی و قطعیت صدق یا کذب گزاره ها استوار است، در مواجهه با مفاهیم اعتباری و ارزشی، توان پاسخ گویی کامل را ندارد. این مفاهیم، به ویژه در حوزه اخلاق و تربیت، اغلب نسبی و وابسته به شرایط بوده و به سادگی در قالب صدق یا کذب مطلق نمی گنجند. اندیشه اعتباریات عملی در دیدگاه علامه طباطبایی، این نسبیت و سیّال بودن را به خوبی تبیین می کند و بر ماهیت انشایی و غیرضروری این گزاره ها تأکید دارد. از سوی دیگر، منطق فازی با پذیرش سطح خاکستری، رویکردی کارآمد برای مدل سازی و تحلیل چنین گزاره هایی فراهم می آورد. این مقاله با بررسی تطبیقی ظرفیت های منطق فازی و نظریه اعتباریات، الگویی تلفیقی برای آموزش منطق به دانشجویان الهیات ارائه می دهد. روش پیشنهادی، ضمن حفظ مبانی تحلیلی منطق کلاسیک، از انعطاف و پیوستگی منطق فازی بهره می گیرد و از این طریق، توانایی دانشجویان در تحلیل دقیق تر مفاهیم اعتباری عملی و ارزشی را ارتقاء می بخشد.
۱۱.

شناسایی و تبیین عوامل مؤثّر بر شایستگی های پایه به منظور اجرای فرآیند صلاحیت معلمی (مطالعه موردی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
پیشینه و اهداف: هدف تحقیق حاضر شناسایی الزامات و شایستگی های پایه به منظور اجرای فرآیند دروس صلاحیت های معلمی است. روش ها : این تحقیق با استفاده از روش تحقیق کیفی و با بهره گیری از گرندد تئوری (GT) که پس از مصاحبه با دانشجویان و اساتید دانشگاه مفاهیم و مقوله ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استخراج شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در طراحی چارچوب توسعه صلاحیت های حرفه ایچهار مقوله اصلی به عنوان الزامات و شایستگی های پایه قرار داده شدند. مقوله اول قوانین و مقررات با 9 مفهوم، مقوله دوم کارایی اساتید با5 مفهوم، مقوله سوم منابع و امکانات با 6 مفهوم و مقوله چهارم فرآیند یاددهی و یادگیری با 3 مفهوم بود که این مقوله ها به عنوان علل توسعه صلاحیت حرفه ای در دانشگاه مطرح بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، تمرکز بر چهار عامل اصلی و همچنین موانع و تسهیل کننده ها و اجرای درست فرآیند صلاحیت حرفه ای می تواند منابع انسانی و معلمانی توانمند تربیت کند که سرآغازی برای تغییر و تحول نظام آموزشی و هنرستان های سراسر کشور شود.
۱۲.

طراحی چارچوب مفهومی برنامه درسی ابتدایی برای مواجهه با فناوری های نوظهور؛ با تکیه بر دیدگاه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
پیشینه و اهداف: تحول فناورانه در آموزش وپرورش، به ویژه با ورود هوش مصنوعی و ابزارهای نوظهور، ضرورت بازاندیشی در برنامه درسی را برجسته کرده است. با وجود رشد پژوهش ها در این حوزه، خلأ معناداری در شناخت دیدگاه معلمان آینده نسبت به فناوری در دوره ابتدایی احساس می شود. هدف این پژوهش، طراحی چارچوب مفهومی برنامه درسی ابتدایی برای مواجهه با فناوری های نوظهور با تکیه بر تحلیل دیدگاه دانشجومعلمان است. روش ها : این پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون با مشارکت ۱۲ دانشجوی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش کدگذاری سه مرحله ای تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که چهار مضمون اصلی آشنایی محدود با فناوری، چالش های ذهنی، انگیزه برای یادگیری، و پیشنهاد اصلاح برنامه درسی  چارچوب مفهومی برنامه درسی ابتدایی برای مواجهه با فناوری های نوظهور را تشکیل می دهد. تحلیل ها به طراحی چارچوبی مفهومی منجر شد که ابعاد آمادگی فردی، محتوای فناورانه، روش های یاددهی-یادگیری، حمایت ساختاری و شایستگی تأملی را پوشش می دهد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد رویکردهای جاری تربیت معلم با نیازهای فناورانه فاصله دارد. بازنگری برنامه های درسی، تجربه عملی فناوری، و پیوند دانشگاه با نهادهای فناور توصیه می شود. پژوهش با محدودیت در تعداد نمونه و زمان اجرا همراه بود.
۱۳.

فرآیند تلفیق برنامه درسی بر پایه هیوتاگوژی در بستر آموزش الکترونیک برای معلمان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
پیشینه و اهداف: با توجه به توسعه فنّاوری و تغییرات اجتماعی-اقتصادی، آموزش و پرورش نیازمند توانمندسازی معلمان برای خودتوسعه و خودرهبری است تا به نیازهای جامعه پاسخ دهد و این پژوهش دنبال پاسخگویی به این سوال است که: " فرآیند تلفیق برنامه درسی با رویکرد هیوتاگوژی برای توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی در بستر آموزش الکترونیکی چگونه است؟" روش ها: این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و رویکرد نظریه برخاسته از داده ها انجام شده است. نمونه گیری نظری با در نظر گرفتن ملاک های مشخص از میان سرگروه های آموزشی ابتدایی صورت گرفته است. یافته ها: داده های کیفی از طریق مصاحبه های عمیق و مستقیم با ۱۴ سرگروه آموزشی، تجربیات پژوهشگر و منابع مرتبط جمع آوری شده اند. این داده ها در سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم افزار تحلیلی MAXQDA تحلیل شدند. نتیجه این تحلیل، ارائه یک نظریه میانی بود که مقوله اصلی آن "هیوتاگوژی" و "آموزش الکترونیکی" به عنوان محرک های رهبری یادگیری معرفی شدند. نتیجه گیری: این فرآیند تحت تأثیر شرایط علی ویژه ای در میان معلمان شکل می گیرد. در صورتی که یادگیرندگان تحت تأثیر شرایط واسطه ای و محیطی خاص نیز قرار گیرند، راهبردهای ویژه ای را اتخاذ می کنند که پیامد آن، رهبری یادگیری در معلمان خواهد بود. بر اساس این یافته ها، مدلی برای فرآیند تلفیق برنامه درسی هیوتاگوژی جهت توسعه حرفه ای معلمان در بستر آموزش الکترونیکی ارائه شد. این مدل بر خودرهبری، انطباق پذیری با فنّاوری و ایجاد محیطی پویا برای یادگیری مستمر تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که تلفیق هیوتاگوژی با آموزش الکترونیکی می تواند ابزاری مؤثر برای آماده سازی معلمان در مواجهه با چالش های قرن۲۱ باشد. 
۱۴.

شناسایی و تحلیل کج فهمی های بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
علوم تجربی به عنوان یکی از مهم ترین، بنیادی ترین و تأثیرگذارترین دروس در نظام آموزشی مدارس شناخته می شود؛ درسی که نقشی اساسی در شکل گیری دانش، نگرش و مهارت های علمی دانش آموزان ایفا می کند و آنان را برای درک بهتر جهان پیرامون آماده می سازد. این حوزه آموزشی، افزون بر انتقال مفاهیم علمی، زمینه ساز پرورش تفکر منطقی، حل مسئله، مشاهده دقیق و تحلیل پدیده های طبیعی نیز هست. در میان شاخه های مختلف علوم تجربی، درس فیزیک به دلیل ماهیت مفهومی، انتزاعی و گاه پیچیده مباحث خود، همواره از چالش برانگیزترین دروس برای بسیاری از دانش آموزان به شمار آمده است. پیشینه پژوهشی نشان می دهد که دانش آموزان غالباً بر اساس مشاهدات روزمره، برداشت های شهودی، آموزش های غیررسمی و گاه توضیحات نادقیق، پیش فرض های ذهنی ناسازگار با اصول علمی شکل می دهند. این پیش فرض ها در بسیاری از موارد به ایجاد کج فهمی های پایدار و بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیکی منجر می شود و درک صحیح آنان از موضوعات پایه را با مانع مواجه می کند. از همین رو، شناسایی این کج فهمی ها و تحلیل علل شکل گیری آن ها، از مسائل مهم در حوزه آموزش علوم به شمار می رود. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تحلیل کج فهمی های شایع دانش آموزان در درس فیزیک و نیز ارائه راهکارهای کاربردی برای معلمان و مدرسان این حوزه انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و نشریات معتبر گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که ریشه این کج فهمی ها عمدتاً در محدودیت تجربه های حسی، تفسیرهای غیرعلمی از پدیده ها، ضعف در آموزش مفاهیم پایه و شیوه های تدریس ناکافی نهفته است. در نهایت، این مقاله با ارائه تحلیلی ساختاریافته، چارچوبی مفهومی برای درک بهتر موانع یادگیری فراهم کرده و راهبردهایی برای بهبود فرآیند آموزش فیزیک، چه در سطح تدریس معلمان و چه در سطح یادگیری دانش آموزان، پیشنهاد می کند.
۱۵.

از تابناکی تا نور تابناکی: بررسی پدیده ی اپتیکی غیرخطی در نقاط کوانتومی با روش نظریه-ی تابعی چگالی (DFT)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
تابناکی پدیده ای است که در آن یک ماده، بدون نیاز به افزایش محسوس دما، انرژی جذب شده را به صورت تابش نوری آزاد می کند و به عنوان یکی از پدیده های بنیادی در فیزیک نور، بیانگر گسیل فوتون از ماده در اثر برانگیزش غیرحرارتی است. این پدیده در حالت های خاصی از تابش نوری شدید، رفتار غیرخطی از خود نشان می دهد و از این رو در شاخه ی اپتیک غیرخطی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. بررسی های اخیر نشان داده اند که نقاط کوانتومی به دلیل ساختار گسسته ی ترازهای انرژی و اثرات محصورشدگی کوانتومی، بستر بسیار مناسبی برای مطالعه و کنترل تابناکی هستند. در این مواد، فرآیندهایی چون جذب چندفوتونی، تغییر طیف گسیل و افزایش بازده نورتابناکی با تغییر اندازه و ترکیب نقاط کوانتومی قابل تنظیم است. در این تحقیق، با مروری بر مبانی نظری تابناکی و بررسی انواع آن، به ویژه روابط میان تابناکی، نورتابناکی و رفتارهای غیرخطی در مواد نانوساختار — به ویژه نقاط کوانتومی — تحلیل شده است. این تحلیل با هدف شناسایی ویژگی های فیزیکی مؤثر بر شدت، بازده و پایداری تابش نوری در میدان های قوی انجام گرفت. شبیه سازی های این قسمت از پژوهش با نظریه ی تابعی چگالی انجام شده است. نورتابناکی، رفتار این پدیده در حضور میدان های نوری شدید مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز اصلی این پژوهش، بر تبیین رابطه ی بین نورتابناکی و نقاط کوانتومی است تا نقش ساختار الکترونی و اثرات اپتیکی غیرخطی در کنترل تابش نوری روشن شود. نتایج این مطالعه می تواند در درک بهتر مکانیزم های گسیل نور در مقیاس نانو و طراحی لیزرهای پیشرفته مبتنی بر نقاط کوانتومی مؤثر واقع شود.
۱۶.

بررسی عوامل وابستگی تکانه با استفاده از ابزار اینتراکتیو فیزیک در چارچوب روش آموزشی (IBSE)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش با هدف سنجش میزان وابستگی کمیت تکانه خطی به دو متغیر بنیادی جرم و سرعت در محیط آموزشی مجازی، با بهره گیری از شبیه ساز قدرتمند Interactive Physics (نسخه 9.0) طراحی و اجرا گردید. رویکرد محوری آموزشی مورد استفاده، روش آموزش مبتنی بر کاوشگری علمی (Inquiry-Based Science Education - IBSE) بود که بر مبنای اصول سازنده گرایی، دانش آموز را از حالت دریافت منفعلانه خارج ساخته و او را درگیر فرایند فعال مشاهده، طرح پرسش، فرضیه سازی، آزمایش و استنتاج قوانین علمی می کند. در این چارچوب، یادگیرندگان به جای حفظ روابط، از طریق تعامل مستقیم با متغیرها و تحلیل نتایج، به درک عمیق تری از مفاهیم فیزیکی دست می یابند. جامعه ی آماری پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان پایه نهم متوسطه (صرفاً پسرانه) در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که در قالب یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون محقق ساخته سنجش درک مفهومی تکانه خطی و نیز چک لیست تحلیل کیفی فرایند یادگیری بود. مراحل اجرای پژوهش شامل تبیین دقیق مسئله پژوهش، تدوین فرضیه های مبتنی بر مبانی نظری مکانیک کلاسیک، طراحی سناریوهای شبیه سازی، دست کاری کنترل شده متغیرهای جرم و سرعت در محیط نرم افزار و در نهایت تحلیل آماری داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و استنباطی بود. یافته های پژوهش نشان داد که کمیت تکانه خطی (P = mv) رابطه ای مستقیم و کاملاً متناسب با هر دو متغیر جرم (m) و سرعت (v) دارد، به گونه ای که افزایش هر یک از این متغیرها به طور خطی موجب افزایش مقدار تکانه می شود. نتایج شبیه سازی در محیط مجازی انطباق کامل با پیش بینی های نظری فیزیک کلاسیک داشت. افزون بر این، تحلیل کیفی داده ها نشان داد بهره گیری از شبیه سازی تعاملی، موجب تقویت درک مفهومی، کاهش خطاهای شهودی رایج و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری شده است. این نتایج بر کارآمدی تلفیق فناوری های شبیه سازی با رویکرد کاوشگری در آموزش مفاهیم بنیادین فیزیک تأکید می کند.
۱۷.

مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه انجام شد. بدین منظور از رویکرد پژوهش آمیخته استفاده گردید. در بخش کیفی، از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مؤلفه های اصلی مدل شناسایی شدند و در مرحله کمی، اعتبار مدل پیشنهادی با استفاده از داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری بخش کیفی این پژوهش را متخصصان، خبرگان و مدیران مرتبط با سیاستگذاری آموزش عالی ایران تشکیل دادند که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. این فرآیند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل اعضاء هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران بود از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند؛ در این مرحله، 183 نفر در تکمیل پرسشنامه ها مشارکت نمودند. داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از روش پدیدارشناسی و تکنیک کدگذاری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کیفی، مؤلفه های سیاست گذاری و حکمرانی، نهادهای آموزش دهنده (دانشگاه ها)، نوآوری و فناوری، پژوهش و تولید علم، سرمایه انسانی، ارتباط با صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی، تعاملات بین المللی و زیرساختهای دیجیتال و فناوری اطلاعات به عنوان اصلی ترین عناصر حکمرانی خوب مبتنی بر زیست بوم دانشگاه در آموزش عالی ایران شناسایی شد. همچنین در بخش کمی، تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار PLS انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که به ترتیب، سیاستگذاری و حکمرانی، ارتباط صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی،تعاملات بین المللی و سرمایه انسانی بیشترین بار عاملی را در تأثیرگذاری بر کارآمدی سیستم حکمرانی خوب آموزش عالی ایران دارا می باشند.
۱۸.

دور القراءة الجهرية في تعلیم العربية على ضوء علم اللغة التطبيقي: صدى الحیاة أنموذجًا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
تُعَدّ القراءه وسیلهً أساسیه لفهم النصوص واکتساب المعرفه، ولها أنواع متعدّده، منها: القراءه الصامته والقراءه الجهریه. فالقراءه الصامته هی قراءه داخلیه دون إصدار صوت، وتُسهم فی الإدراک العام للنص، أما القراءه الجهریه فهی القراءه بصوت عالٍ مع مراعاه النطق السلیم للکلمات والحروف، ممّا یُسهم فی تحسین الأداء القرائی وتعمیق الفهم. کما تُعزّز الثقه بالنفس، وتنمّی مهاره التعبیر الشفهی، وتُطوّر المهارات السمعیه، وتُساعد فی تسهیل الاستیعاب وتقویم الأداء، فضلاً عن ترسیخ المعلومات فی ذهن القارئ. تؤدی القراءه الجهریه دورًا مهمًا فی تعلّم اللغه العربیه، إذ تُنمّی الطلاقه اللفظیه، وتُعزّز النطق السلیم، وتُقوّی المهارات السمعیه، وتغرس حبّ اللغه فی نفوس المتعلّمین. ومن أبرز عناصرها: الطلاقه، وضوح الصوت، التنغیم، التعبیر الصوتی، الترکیز، والفهم. تهدف هذه الدراسه إلى التعرف بالمنهجیه المعتمده فی تقدیم نصوص القراءه الجهریه فی کتاب المرحله المتوسطه الأولى من سلسله صدى الحیاه من تألیف الدکتور مسعود فکری وآخرون، کما تسعى إلى قیاس فاعلیه هذه القراءه فی تحسین النطق والفهم اللغوی لدى الطلاب الإیرانیین. وقد تمّ تناول دور القراءه الجهریه فی ضوء علم اللغه التطبیقی، وهو أحد فروع اللسانیات الذی له أثر کبیر فی تعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها. أُجریَ هذا البحث على باستخدام المنهج الوصفی-التحلیلی، مع الاعتماد على الملاحظه فی جمع بیانات الأداء القرائی للطلاب. أظهرت النتائج أن تطبیق القراءه الجهریه وفق مبادئ علم اللغه التطبیقی أسهم فی تحسین النطق والطلاقه والتعبیر الصوتی لدى الطلاب الإیرانیین بشکل واضح. کما ارتفع مستوى فهمهم للنصوص بعد التدریب، وتقلصت الأخطاء النطقیه والإعرابیه بدرجه ملحوظه. وتؤکد النتائج أن القراءه الجهریه تمثل أداه فعاله وضروریه فی تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.
۱۹.

پداگوژی در ادبیات کودک مطالعه موردی داستان أنا و جمانه أثر محمود شقیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
این نوشتار نقش آفرینی پداگوژی را در آموزش مفاهیم تربیتی در داستان «أنا و جمانه» مورد بررسی قرار داده است. داستان «أنا و جمانه» از داستان های محمود شقیر ادیب و داستانسرای مشهور فلسطینی است که به شرح مشکلات مردم مظلوم فلسطین می پردازد. نگارندگان در این پژوهش تلاش کرده اند ضمن ارزیابی پداگوژی، به عنوان هنر و علمی که کودکان را برای یادگیری بهتر، بیشتر و دقیق تر یاری می رساند، أثر آن را در تعلیم آموزه های متعالی این داستان بررسی و تحلیل نمایند. پرداختن به موضوع بدین دلیل ضروری است که علیرغم اهمیت بسیار زیاد مفاهیم تعلیمی در آثار محمود شقیر، تاکنون به نقش پداگوژی در تأثیرگذاری و ماندگاری تعالیم این داستان ها بر روح و جان کودکان که مخاطبان اصلی داستان های او هستند، پرداخته نشده است. به همین منظور نگارندگانِ این جستار، با روشی توصیفی - تحلیلی، داستان «أنا و جمانه» را از منظر پداگوژیِ ادبیات کودک مورد واکاوی قرار داده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که پداگوژی به نویسنده کمک کرده است از طریق بازی و در قالب گفتگوهای کودکانه ی آنان با یکدیگر، درس مقاومت را به صورت غیرمستقیم در لایه های پنهان داستان به کودکان تعلیم نماید. بدین ترتیب، به کارگیری مؤثر عناصر پداگوژیک در روایت داستان «أنا و جمانه» تأثیرگذاری و ماندگاری آموزه های تربیتی و اجتماعی آن را در ذهن مخاطبان خردسال افزایش می دهد.  
۲۰.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف، پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی اجرا شده است. جامعه پژوهش دانشجو معلمان ترم آخر و اساتید با تجربه کارورزی بودند. براساس اشباع نظری، 6 نفر از اساتید و 10 نفر از دانشجو معلمان به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در فرآیند کدگذاری باز، از طریق مصاحبه با دانشجومعلمان، 16 مفهوم در قالب 8 مقوله اصلی شناسایی شد. 8 مقوله استخراج شده از 12 مفهوم نیز، حاصل کدگذاری باز روی متن مصاحبه ها با اساتید بود. روایی یافته ها براساس تأیید مشارکت کنندگان و نظارت و تأیید متخصصین حاصل شد. مهم ترین مقوله های تجربه شده توسط دانشجو معلمان شامل: استرس، استاد راهنما، دروس پیش نیاز، مدیر مدرسه، معلم راهنما، شرایط مدرسه، زمان و سازماندهی بودند. مهم ترین چالش های تجربه شده توسط اساتید شامل : حجم تکالیف، محدودیت حضور در مدرسه، کمبود عضو هیئت علمی، دروس پیش نیاز، انتظارات مدیر، معلم راهنما، شرایط متفاوت مدارس و زمان بودند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان