شناسایی و تحلیل کج فهمی های بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیک
منبع:
پویش در آموزش علوم پایه دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۴۲) «ویژه نامه ششمین همایش ملی آموزش فیزیک»
27 - 43
حوزههای تخصصی:
علوم تجربی به عنوان یکی از مهم ترین، بنیادی ترین و تأثیرگذارترین دروس در نظام آموزشی مدارس شناخته می شود؛ درسی که نقشی اساسی در شکل گیری دانش، نگرش و مهارت های علمی دانش آموزان ایفا می کند و آنان را برای درک بهتر جهان پیرامون آماده می سازد. این حوزه آموزشی، افزون بر انتقال مفاهیم علمی، زمینه ساز پرورش تفکر منطقی، حل مسئله، مشاهده دقیق و تحلیل پدیده های طبیعی نیز هست. در میان شاخه های مختلف علوم تجربی، درس فیزیک به دلیل ماهیت مفهومی، انتزاعی و گاه پیچیده مباحث خود، همواره از چالش برانگیزترین دروس برای بسیاری از دانش آموزان به شمار آمده است. پیشینه پژوهشی نشان می دهد که دانش آموزان غالباً بر اساس مشاهدات روزمره، برداشت های شهودی، آموزش های غیررسمی و گاه توضیحات نادقیق، پیش فرض های ذهنی ناسازگار با اصول علمی شکل می دهند. این پیش فرض ها در بسیاری از موارد به ایجاد کج فهمی های پایدار و بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیکی منجر می شود و درک صحیح آنان از موضوعات پایه را با مانع مواجه می کند. از همین رو، شناسایی این کج فهمی ها و تحلیل علل شکل گیری آن ها، از مسائل مهم در حوزه آموزش علوم به شمار می رود. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تحلیل کج فهمی های شایع دانش آموزان در درس فیزیک و نیز ارائه راهکارهای کاربردی برای معلمان و مدرسان این حوزه انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و نشریات معتبر گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که ریشه این کج فهمی ها عمدتاً در محدودیت تجربه های حسی، تفسیرهای غیرعلمی از پدیده ها، ضعف در آموزش مفاهیم پایه و شیوه های تدریس ناکافی نهفته است. در نهایت، این مقاله با ارائه تحلیلی ساختاریافته، چارچوبی مفهومی برای درک بهتر موانع یادگیری فراهم کرده و راهبردهایی برای بهبود فرآیند آموزش فیزیک، چه در سطح تدریس معلمان و چه در سطح یادگیری دانش آموزان، پیشنهاد می کند.