سید مرتضی حسینی شاهرودی

سید مرتضی حسینی شاهرودی

مدرک تحصیلی: استاد گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
پست الکترونیکی: shahrudi@ferdowsi.um.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۸۵ مورد.
۱.

آموزش منطق فراتر از دو ارزشی: تلفیق اعتباریات علامه طباطبایی و منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۵
آموزش منطق با چالش های اساسی مواجه است؛ زیرا نه صرفاً با نمادها، بلکه با گزاره هایی در قالب مقدمات و نتیجه روبه رو است. منطق کلاسیک که بر اصل دوارزشی و قطعیت صدق یا کذب گزاره ها استوار است، در مواجهه با مفاهیم اعتباری و ارزشی، توان پاسخ گویی کامل را ندارد. این مفاهیم، به ویژه در حوزه اخلاق و تربیت، اغلب نسبی و وابسته به شرایط بوده و به سادگی در قالب صدق یا کذب مطلق نمی گنجند. اندیشه اعتباریات عملی در دیدگاه علامه طباطبایی، این نسبیت و سیّال بودن را به خوبی تبیین می کند و بر ماهیت انشایی و غیرضروری این گزاره ها تأکید دارد. از سوی دیگر، منطق فازی با پذیرش سطح خاکستری، رویکردی کارآمد برای مدل سازی و تحلیل چنین گزاره هایی فراهم می آورد. این مقاله با بررسی تطبیقی ظرفیت های منطق فازی و نظریه اعتباریات، الگویی تلفیقی برای آموزش منطق به دانشجویان الهیات ارائه می دهد. روش پیشنهادی، ضمن حفظ مبانی تحلیلی منطق کلاسیک، از انعطاف و پیوستگی منطق فازی بهره می گیرد و از این طریق، توانایی دانشجویان در تحلیل دقیق تر مفاهیم اعتباری عملی و ارزشی را ارتقاء می بخشد.
۲.

تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این مقاله استنباط و ارائه تعریفی صحیح از یکی از مهم ترین مسائل و چالش های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشه ملاصدرا را می توان به دو دسته میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریه انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه اش توسعه وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریه ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه های رایج می گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.
۳.

تبیین بقاء و فناء موجودات بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
ملاصدرا با توجه به روش شناسی فلسفی ویژه خود و با توجه به مبانی میانی و نهایی که ازنظریات ایشان به دست می آید، در جاهای مختلف سخنان متفاوتی درباره فنا و بقای موجودات بیان کرده است. ایشان اسماء و صفات خداوند را باقی به بقای الهی می داند اما عقول و جهان عقل را گاهی باقی به ابقای خدای متعال، و در اکثر موارد باقی به بقای خدای متعال معرفی می کند. ملاصدرا بر این باور است که نفوس بعد از خروج از عالم طبیعت باقی به ابقا و پس از تحقق آن ها به وجود حقانی باقی به بقا می باشند. جهان طبیعت را مانند سایر فیلسوفان، به جهت ویژگی هایی مانند حدوث، تغییر و حرکت مکرراً فانی نامیده است. اما آن چه را از مجموع گفته های عرفا و فیلسوفان حکمت متعالیه و بر اساس مبانی نهایی آنان مانند وحدت شخصی وجود، بساطت موجودات و تفسیر علیت به تجلّی می توان به دست آورد این است که همه موجودات عالم هستی و تمام مراتب عوالم هستی باقی به بقای خدای متعال هستند نه تنها فنا معنا ندارد بلکه باقی به ابقا نیز بی معنا می باشد.
۴.

نقش فطرت و وجدان در تحقق آزادی در اندیشه ملاصدرا و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
مسئله آزادی از مسائل پردامنه و زنده تمامی اعصار بوده و هست و کیفیت نگاه به حقیقت فلسفی آن از طرفی متفرع بر مبانی فلسفی فیلسوفان است و از طرفی هم خود متفرع بر مسائل فراوان دیگر فردی-اجتماعی می گردد. ملاصدرا و هایدگر دو تن از فیلسوفان بسیار تأثیرگذار به شمار می روند که بر اساس مبانی فلسفی آنان، نگاه خاصی به آزادی شکل می گیرد. فطرت نزد صدرالمتألهین و وجدان نزد هایدگر متقدم از مهم ترین مؤلفه های این دو فیلسوف در ترسیم آزادی به شمار می رود. در این مقاله به صورت تحلیلی به نقش فطرت از منظر ملاصدرا در تحقق آزادی و نقش وجدان از منظر هایدگر متقدم در تحقق آزادی پرداخته، و به صورت تطبیقی به اشتراکات و افتراقات دیدگاه آنان ورود کرده ایم. با بررسی تطبیقی فطرت صدرایی و وجدان هایدگری در ساحت های چیستی، مبدأ، مقصد و محتوا، ناظر به نقش آن در تحقق آزادی، این نتیجه حاصل می شود که گرچه اشتراکاتی وجود دارد، اما دیدگاه ملاصدرا دارای انسجام و برتری در این امور است: یک) ارائه تصویر دقیق از مبدأ فطرت (بر اساس نظریه تجلی و وجود رابط)؛ دو) تبیین داشته های مشترک (دانشی و گرایشی) فطرت انسان ها؛ سه) ارائه تصویری جامع از ساحت های وجودی انسان (اخلاقی و عرفانی) و تناظر آن ها با مراتب آزادی؛ چهار) تبیین وجود حق تعالی به مثابه غایت انسان و غایت آزادی؛ پنج) ارائه برنامه عملی (شریعت) برای شکوفایی فطرت و تحقق آزادی.
۵.

هویت انسان کامل در اندیشه نهایی حکمت متعالیه: ظهور نخستین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
مسئله انسان کامل یکی از مباحث مهم حکمی عرفانی است که با آموزه های روایی شیعی نیز پیوندی نزدیک دارد، از اینرو در علوم متفاوتی چون عرفان، حکمت، کلام و... مطرح میشود. با این حال، هر یک از این علوم بر اساس مبانی و روش خاص خود به مسئله انسان کامل توجه کرده اند. بر اساس نگاه رایج به فلسفه ملاصدرا، میتوان گفت او انسان کامل را بشری میداند که حرکت خود را از مهد طبیعت آغاز کرده و در اعلی علیین، به مقام عندیت رسیده است. پژوهش پیش رو که بروش تحلیلی توصیفی نگاشته شده، میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که «آیا حقیقت انسان کامل در دیدگاه نهایی بنیانگذار حکمت متعالیه، منحصر به تلقی رایج است؟» بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد با نظر به مبانی عرفانی حکمت متعالیه و نیز اشارات کوتاه ملاصدرا، نمیتوان انسان کامل را منحصر به افرادی دانست که سلوک خود را از عالم طبیعت آغاز میکنند، بلکه در نگاه نهایی صدرالمتألهین، انسان کامل حقیقی، مظهر بالاصاله اسم اعظم، یعنی اولین معلول حق تعالی یا بتعبیر بهتر، ظهور نخستین پروردگار است؛ اگرچه این مظهر بعینه دارای ظهور جسمانی و طبیعی خاص نیز هست، همانگونه که بزرگان عرفان به این مسئله باور دارند. بدین ترتیب، اگر انسانهای رشدیافته از بستر طبیعت انسان کامل نامیده میشوند، بسبب رسیدن به مقام انسان کامل حقیقی است.
۶.

دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل مولی عبدالصمد همدانی؛ تحلیلی فقهی- عرفانی بر اساس منابع شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
مولی عبدالصمد همدانی (متوفی، ۱۲۱۶ق / ۱۸۰۱م)، عارف، فقیه و متکلم شیعی قرن سیزدهم هجری، اندیشه هایی عمیق در حوزه حکمرانی ارائه کرده است که ریشه در تلفیق فقه، کلام و عرفان دارد. این مقاله با هدف بررسی دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل وی، بر اساس تحلیل اسنادی آثار او مانند بحرالمعارف و رسائل فقهی، به همراه منابع ثانویه فارسی، عربی و انگلیسی تدوین شده است. روش شناسی پژوهش بر پایه تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تماتیک استوار است که شامل جمع آوری داده ها از منابع اولیه و ثانویه، شناسه گذاری تم ها و تحلیل دلالت های سیاسی اجتماعی می شود. یافته ها نشان می دهد اندیشه همدانی بر اصول ولایت عارفانه، عدالت فقهی و اخلاق حکمرانی تأکید می کند که می تواند الگویی برای حکومت اسلامی معاصر باشد. این پژوهش بر پایه شواهد تاریخی، دلالت های عملی حکمرانی را در عمل همدانی، مانند تعامل با قدرت های سیاسی و تربیت شاگردان، برجسته می کند. 
۷.

بدن مادی از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
شناخت حقیقت بدن مادی در حکمت متعالیه، مستلزم شناخت نفس و در نتیجه منجر به معرفت نفس خواهد شد؛ اما با وجود اهمیت آن، در آثار فیلسوفان به طور پراکنده و موجز بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر در صدد است تا با توجه به مبانی خاص صدرالمتألهین به بررسی تفصیلی حقیقت بدن مادی بپردازد. بر اساس سه اصل وجود شناختی در حکمت متعالیه یعنی اصالت وجود، تشکیک، حرکت اشتدادی و اصل دیگر مطرح در علم النفس صدرایی یعنی «النفس فی وحدتها کل القوا»، وجود واحد انسانی با حرکت جوهری سیر خود را از ماده عنصری آغاز کرده و با طی درجات وجود تدریجاً به تجرد می رسد. این پژوهش ضمن بررسی تفصیلی سیر از ماده به مجرد، به تبیین معنای مادی مجرد بودن نفس و رفع دو شبهه مهم در این زمینه پرداخته و در پایان به این دستاورد رسیده که حیثیت مادی نفس با حیثیت تجردی اش توأم با یکدیگر و بلکه یگانه است و حقیقت بدن که عبارت است از ظهور و بروز قوا و کمالات نفس به شکل صور مقداری؛ متمایز با حیث مادی نفس می باشد.
۸.

هوش مصنوعی، ایجاد یا آشکارگی(بازخوانی مساله هوش مصنوعی مبتنی بر نظریه انکشاف علم صدر المتالهین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۱۴
ملاصدرا برخلاف فیلسوفان پیش از خود، علم را از مقولات جدا ساخته و ذیل وجودشناسی قرار داده است. تعریف خاص ملاصدرا از علم دارای لوازمی است که یکی از آن ها نظریه انکشاف است. با پذیرفتن علم به عنوان وجود و با توجه به مساوقت وجود با همه کمالات،مساوقت همه موجودات با کمالات(ازجمله علم) قابل انتاج است. با فرض پذیرش نظریه انکشاف به عنوان دیدگاه اصلی ملاصدرا درادراک، می توان علم و آگاهی را به همه موجودات تسری داده و برای همه آن ها، سطحی از آگاهی متناسب با مرتبه وجودی شان لحاظ کرد. همچنین یکی از چالش های فلسفی در هوش مصنوعی، بحث از امکان یا عدم امکان به وجود آمدن ماشین هوشمند است. چنانچه فرض طرح شده(نظریه انکشاف) را بپذیریم، می توان این مساله فلسفی را از منظری دیگر به بحث گذاشت؛ یعنی مساله،از ایجاد هوش به آشکارگی یا انکشاف هوش تبدیل خواهد شد. براین مبنا، می توان گفت تعبیر «ایجاد هوش» ناصواب بوده یعنی به شیوه ای متفاوت قابل طرح است و آن امکان آشکار شدن هوش یا عدم این امکان درماشین هوشمند به عنوان یک جسم است. در این پژوهش اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانه ای گردآوری شده و تحلیل آن مبتنی بر مساله مورد بحث در مسائل هوش مصنوعی انجام شده است.
۹.

نگاهی به اصل عدم تناهی حقیقت وجود و کارکرد آن در توجیه اثبات پذیری خداوند و تعیین گستره براهین صدیقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف این نوشتار آن است که ضمن تبیین اصل عدم تناهی حقیقت وجود و برخی از لوازم و فروعات آن، کارکرد این اصل را در توجیه اثبات پذیری خداوند و نیز تعیین گستره براهین صدیقین مشخص نماید. امتناع تحقق علم حصولی به خداوند، امتناع تحقق علم حضوری به خداوند، امتناع اقامه برهان لم و عدم اعتبار برهان إن برای اثبات خداوند، امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه ضرورت ازلیه و اطلاق مقسمی خداوند و امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه فقدان شرط تعریف و اثبات پذیری از دلایلی هستند که در این تحقیق بر اثبات ناپذیری خداوند، اقامه شده اند. نگارنده معتقد است نه تنها به کارگیری اصل عدم تناهی حقیقت وجود می تواند تمام ادله مذکور را توجیه و خداوند را به عنوان حقیقتی اثبات پذیر مطرح نماید؛ بلکه توجه به این اصل می تواند بیان کننده نتیجه ای بدیع در زمینه تعیین گستره براهین صدیقین باشد؛ به نحوی که جمیع براهین اثبات وجود خداوند می توانند واجد ملاک برهان صدیقین باشند؛ البته با لحاظ این تفاوت که میزان شرافت این براهین بسته به شدت ظهور خداوند در مظاهر حقیقت وجود متفاوت خواهد بود.         
۱۰.

نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی از دیدگاه ملاصدرا و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
مسئله این مقاله بررسی تطبیقی نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی در نگاه ملاصدرا و هایدگر است. مرگ اندیشی نزد این دو فیلسوف ارتباط وثیقی با مسئله آزادی دارد. آزادی صدرایی به معنای «فراروی در تعالی» و «تقرب به حقیقت نامتناهی از طریق معرفت نفس» و آزادی هایدگری به معنای «برون ایستایی و فراروی در بستر پرسش از هستی» است. مرگ صدرایی یعنی «ورود به ساحت و عوالم باطنی» و مرگ هایدگری یعنی «نه دازاین». این مقاله با استفاده از آثار این دو فیلسوف و شارحان آنان با روش توصیفی_تحلیلی به تبیین حقیقت آزادی، اسارت، مرگ اندیشی و مقومات آن و نقش مرگ اندیشی در آزادی نزد آنان، و سپس به صورت تحلیلی_تطبیقی به مقایسه این دو دیدگاه پرداخته است. نتایج: فلسفه هایدگر دارای نقصان بوده و برتری با دیدگاه ملاصدرا است. کاستی های دیدگاه هایدگر که با فلسفه ملاصدرا می توانند التیام یابند: یک) غفلت از ابعاد مجرد انسان و ادله آن. دو) نگاه پاره خطی به حقیقت انسان؛ غفلت از مبدأ و معاد. سه) ضعف در ترسیم آزادی ایجابی (مقصد آزادی). چهار) فقدان مسئله اخلاق و آزادی اخلاقی. پنج) عدم ارائه برنامه عملی (شریعت) برای تحقق آزادی. شش) نداشتن تصور درستی از حقیقت معاد به مثابه ظرف ظهورِ باطن، نه ظرف حدوث. هفت) عدم انسجام وجودشناسی، خداشناسی و معادشناسی. بنابراین فلسفه و آزادی هایدگری بدون نظریه وحدت شخصی یا سریانی صدرایی (برای تامین عقبه و مبدأ انسان) و نظریه انکشاف، خلاقیّت نفس و تجسم اَعمال صدرایی (برای تامین فرارو، معاد، تجرد و جاودانگی انسان)، به کمال نمی رسد.
۱۱.

نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
۱۲.

تحلیل و تبیین وحدت ذو مرتبه عقل نظری و عقل عملی در حکمت متعالیه و آثار و لوازم آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
در رویکردهای رایج به ویژه در برخی مکاتب غیرصدرایی، عقل نظری و عقل عملی، اغلب به عنوان دو قوه مستقل بررسی می شوند و نسبت وجودی و شناختاری میان این دو به روشنی تبیین نمی گردد. هدف اصلی این پژوهش، تبیین و تحلیل رابطه عقل نظری و عقل عملی و نیز آثار و لوازم آن براساس مبانی اختصاصی حکمت متعالیه همچون اصالت وجود، وحدت وجود و وحدت نفس با قواست. پرسش محوری آن است که وحدت عقل نظری و عملی و پیامدهای آن در تحلیل نسبت «باید» و «هست»، چگونه براساس مبانی حکمت صدرایی قابل تبیین است و آیا بدون این مبانی می توان از چنین وحدتی سخن گفت؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که براساس مبانی حکمت متعالیه، عقل نظری و عقل عملی دو شأن ادراکی از یک حقیقت واحدند و مراتب آن ها به صورت تلازمی و هم افزا در مسیر استکمال نفس ناطقه تحقق می یابد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که این وحدت، چارچوبی فلسفی برای تبیین پیوند نظام مند میان «هست» و «باید» و نیز «دانش» و «ارزش» را فراهم می سازد؛ پیوندی که افزون بر ساحت معرفتی، در ابعاد وجودی، اخلاقی و تربیتی نیز دارای امتداد است.
۱۳.

بررسی تحلیلی ملازمات فلسفی «معرفت نفس» با «معرفت ربّ» با محوریت رابطه نفس و بدن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۰۳
یکی از احادیث بسیار مهم در باب ارتباط خودشناسی با خداشناسی حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» می باشد. روایت یادشده، توسط بسیاری از اندیشمندان مسلمان، مورد بررسی، تبیین و تحلیل قرار گرفته است. در این میان، علامه حسن زاده آملی، اندیشمند فیلسوف و عارف معاصری است که در یکی از آثار خود 92 معنای فلسفی و عرفانی و کلامی برای این حدیث بیان نموده است. در میان این تفاسیر، وجوه متعددی به رابطه میان نفس و بدن اشاره دارد و رابطه نفس و بدن از جهات گوناگونی می تواند باعث شناخت رابطه حق و خلق شود. در پژوهش حاضر به شانزده وجه فلسفی و عرفانی در باب رابطه نفس و بدن و رابطه حق و خلق اشاره شده است. در پایان این نتیجه حاصل آمده که مبانی فلسفی و عرفانی فراوانی همچون «احاطه وجودی خداوند بر موجودات، قیام صدوری موجودات به حق متعال، علم احاطی خداوند به موجودات، تساوی نسبت حق متعال به همه اجزای عالم، توحید در ربوبیت، قیامت صغری و قیامت کبری، آینه بودن خلق برای حق و حق برای خلق، تدبیر عالم با عالم، طاعت ذاتی موجودات و...» از طریق رابطه نفس و بدن، قابل استنباط و اثبات است؛ و بدین وسیله اهمیت توجه به مبانی حکمی و شهودی برای فهم لایه های عمیق آموزه های صادر از لسان اهل بیت، بیش از پیش برای خردمندان آشکار می شود.
۱۴.

بررسی کارکرد ضرورت ازلیه حقیقت وجود و لوازم هستی شناختی آن در تبیین توحید صفاتی خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
ضرورت ازلیه حقیقت وجود بدین معناست که حقیقت وجود، مقید، متحیث و مشروط به هیچ قید، حیثیت و شرطی نیست. این حقیقت، ضرورتاً یک مصداق بیشتر ندارد که همان وجود واجب تعالی است؛ زیرا وجود حق تعالی مشروط به حیثیت تقییدیه یا تعلیلیه و حتی مقید به قید اطلاق نیز نیست. این ضرورت، مطابق با معنای مذکور، لوازم و فروعاتی مانند عدم تناهی و اطلاق وجودی حقیقت وجود، معیت قیومیه حقیقت وجود با مظاهر، کل الکمال بودن حقیقت وجود، کل الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود و تحقق وحدت اتصالی در هستی در پی دارد. توجه به کارکرد اصل ضرورت ازلیه حقیقت وجود و لوازم و فروعات آن نقش مهمی در ارائه معنای دقیق توحید صفاتی و مؤلفه های اصلی آن، ازجمله عینیت صفات با ذات واجب تعالی و عینیت صفات او با یکدیگر ایفاء می کند. براین اساس، می توان ادعا نمود که واجب تعالی همان طور که احدی الذات است، احدی الصفات نیز هست. با پذیرش اصولی نظیر اصالت و وحدت وجود و امکان انتزاع مفاهیم و معانی متکثر از حقیقت واحد، احدی الصفات بودن واجب تعالی منافاتی با تعدد و تکثر مفهومی صفات وی نخواهد داشت.      
۱۵.

تحلیل موضع فیلسوفان مسلمان از فارابی تا ملاصدرا در باره تجرد فوق عقلانی نفس(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
حکمای اسلامی، تجرد برزخی و عقلانی نفس را باور دارند، اما تنها ملاصدرا مقام فوق تجرد عقلانی نفس را اثبات کرده است. مقام فوق تجرد عقلانی یعنی تجرد از ماهیت و ابن سینا و پیروان او چنین مقام و رتبه ای را برای نفس نپذیرفته اند، چون این مقام را تنها برای حق تعالی ثابت می دانند و معتقدند اگر نفس چنین مقام و رتبه ای داشته باشد مقام واجب الوجودی را دارا خواهد بود. نویسندگان این پژوهش با شیوه توصیفی و تحلیلی درصدد نشان دادن این واقعیت است که چگونه میان حکما از فارابی تا ملاصدرا اعتقاد به تجرد نفس دچار دگرگونی شده است و ادله آنها در این باره چیست؟ همچنین این نوشتار ریشه های این دگرگونی را تحلیل کرده و ارزیابی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد فارابی و ابن سینا به تجرد تام عقلی معتقدند و ادله ای برای اثبات آن مبتنی بر مبانی دستگاه خود ارائه کرده اند. اما شیخ اشراق تنها به بیان کشفی تجرد فوق عقلانی نفس پرداخته است، بدون اینکه ادله ای برای اثبات آن ارائه کند و برای نفس امکان سیر لایتناهی قائل است. بنابراین ملاصدرا تنها کسی است که برای تجرد فوق عقلانی نفس ناطقه انسانی بر اساس مبانی دستگاه خود برهان اقامه کرده است؛ زیرا مبانی وی برای اثبات این دیدگاه مناسب می باشد.
۱۶.

تحلیل هستی شناختی ارتباط قوا با جنسیت در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۱۴
بحث درباره قوای زن و مرد از مباحثی است که فیلسوفانی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو متناسب با مباحث فلسفه سیاسی خود، ذیل عناوینی همانند «دولت شهر، شهروندی، تدبیر منزل و آموزش» بدان پرداخته اند. فیلسوفان مسلمان نیز ضمن بیان مطالبی در باب نفس و ارتباط آن با قوا، اشاراتی به بحث مذکور داشته اند. در این میان، با اتکا به نوآوری های صدرالمتألهین در بحث قوا، به ویژه قوه واهمه، بحث وحدت نفس و قوا و مانند آن و تحلیل مبانی هستی شناختی حکمت وی، ازجمله تشکیک وجود و وحدت شخصی وجود می توان تفاوت قوا بر اساس جنسیت را نتیجه گرفت. این مسئله در هریک از قوای نباتی، حیوانی و انسانی جاری است. اصلی ترین قوه انسان قوه عاقله است که گرچه با نظر ابتدایی در توضیحات صدرا در باب عقل، به نظر می رسد وی تفاوتی میان زن و مرد در طی مراحل عقلانی وجود قائل نیست و این امر برابری قوای دو جنس را به ذهن تبادر می کند، اما از عبارات صریحی که درباره زن بیان می کند و نیز مبانی وی، برمی آید که به چنین تفاوتی باور داشته است. مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و تحلیلی، در پی تبیین این تفاوت در کلام اوست.
۱۷.

بررسی انتقادی نظریه «انکشاف» و ارائه نظریه «انفطار» درباب حصول علم بر اساس آثار و مبانی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۳۰۶
چگونگی تحقق علم در نفس ناطقه انسان از محوریترین مباحث معرفت شناسی است. این مهم، بر اساس مبانی صدرایی، بویژه اصل نظام توحیدی ذات مظاهر یا همان وحدت شخصی وجود ، تبیینی نو بخود گرفته که نظریه «انکشاف» جدیدترین نظریه در اینباره است. اما بر نظریه «انکشاف» نقدهایی وارد شده که عبارتند از: خلط میان نفس کلیه و نفوس جزئیه؛ عدم بساطت تام نفوس جزئی، نقض بساطت با بطون و ظهور، عدم استکمال نفس، تبیین ناپذیری علم اجمالی و تفصیلی، منافات بساطت با وجود حجابها. مقاله حاضر، با بازخوانی دقیق آثار صدرایی و توجه خاص به نوآوریهای وی در موضوع نفس، ضمن رفع نقد وارده بر نظریه «انکشاف»، به نظریه یی جدید رسیده که آن را «انفطار» نام نهادیم. تقریر کلی نظریه «انفطار» چنین است: نفس انسان بر اساس تجرد، بساطت و اشتداد وجودی حاصل از حرکت جوهری، وجود واحد سیال اتصالی است که هر «آن»، در صیرورت است؛ بهمان نحو که خود نیز صیرورت و نمودی از نفس کلیه الهی است. هر مرحله از این صیرورت، نحوه یی از حصول علم است که با نظر به نوع معدات، حصولی یا حضوری خوانده میشود. «انکشاف»، ناظر بر «بودن» است اما «انفطار» مبین «شدن و شکوفایی» خواهد بود.
۱۸.

انکشاف سعادت بر انسان صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۳۲
 یکی از مهم ترین دغدغه های متفکران، مباحث اخلاقی است که غایت این مباحث سعادت بشر است. در میان آموزه های ناظر به سعادت در فلسفه اخلاق اسلامی، رویکرد صدرالمتألهین قابل تأمل است؛ چرا که سعادت از نظر وی با ادراک عقلانی وجود متناظر است. در این نوشتار، برآنیم تا بر پایه های سازنده نظام حکمت متعالیه، شاکله تفسیر صدرالمتألهین شیرازی را در مورد سعادت ترسیم کنیم. در پرتو نتایج این بازخوانی، نوآوری حکمت متعالیه در مسأله سعادت متجلی می گردد که آن «کشف المحجوب بودن سعادت بر انسان صدرایی» است، تفسیری که تاکنون نوشته های گذشته که به سعادت صدرایی پرداخته اند، بدان توجه نداشته اند. نگارنده با رویکردی تحلیلی و اکتشافی با ارائه مبانی لازم از نظام حکمت متعالیه، تشکیل مختصاتی را قصد دارد که خطوطش از سه شاخه وجودشناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی متعالیه نشأت بگیرد تا بتواند نظریه ی «انکشافی بودن سعادت انسان صدرایی» را به بار بنشاند. بر مبنای این نظریه، سعادت از منظر حکمت متعالیه، امری اکتسابی و عروضی نیست؛ بلکه انکشافی است و آشکارگشتگی کمالات باطنی نهفته ذات آدمی در حرکتی اظهاری اشتدادی است.
۱۹.

کیفیت ظهور کثرت اسمایی و صفاتی از ذات الهی در عرفان نظری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
در اندیشه وحدت گرایانه عرفانی، حقیقت هستی در ذات حضرت حق، منحصر است و مقام ذات نیز غیب محض و مقام لااسم له و لارسم له می باشد. براین اساس، اسما و صفات الهی از جایگاهی بی بدیل در تبیین نظام هستی برخوردار هستند و محور اصلی تمام مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی عرفانی را تشکیل می دهند. در میان مسائل متعدد مرتبط با اسما و صفات، مسئله کیفیت انتشاء کثرات اسمائی از ذات واحد الهی دشواری ویژه و اهمیتی مضاعف دارد. در نوشتار پیش رو بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی عقلی و با استناد به آرای عرفای مسلمان، ابتدا ابعاد هستی شناختی و معرفت شناختی اسما و صفات حق تعالی تشریح شده و برخی نظریات رایج در تبیین چگونگی پیدایش کثرت اسمائی و صفاتی نقد و بررسی می شود. سپس تبیین خواهد شد که منشأ تحقق این نوع از کثرت، حیثیت اطلاقی ذات حضرت حق است که در مقام ظهور، از اطلاق به تقیید می گراید و به کثرت تعیّنی مظاهر و مجالی حق تعالی منتهی می شود. در این رویکرد، منطق حاکم بر رابطه اسما و صفات با ذات حق تعالی، نفی عینیت در عین نفی غیریت است که بیان دقیقی از «عینیت ظاهر و مظهر» است.
۲۰.

فرآیند تکاملی آفرینش از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۶ تعداد دانلود : ۴۹۲
فلاسفه تفاسیر مختلفی از آفرینش ارائه نموده اند. در مقاله حاضر تفسیر صدرایی از آفرینش مورد توجه قرار گرفته است. مشهور این است که آفرینش در دو قوس نزول و قوس صعود انجام شده که سیر نزول از خداوند شروع می شود و پس از مرتبه صفات و اسماء، عوالم عقل و مثال به عالم طبیعت رسیده است و ابتدای سیر صعود، عالم طبیعت و انتهای آن خداوند است و عوالم دیگر در میان این دو هستند. از آنجایی که در نظریه رایج، آفرینش با نزول ملازم می باشد، سؤالات جدی مطرح می شود. آیا عالم طبیعت نازل ترین عوالم بوده و موجودات در این عالم در نهایت نقص هستند؟ آیا انتهای قوس صعود دقیقاً ابتدای قوس نزول است؟ آیا این فرضیه معقول است که یک موجودی تام و تمام، به اضعف و اسفل درجات تنزل یابد و دوباره از پایین ترین نقطه، حرکت خود را شروع کند تا به مرتبه نخستین برسد؟ در این مقاله، ضمن بررسی و نقد دیدگاه رایج، سعی بر آن است که ضمن پاسخگویی به پرسش های مطرح شده، مدل جدیدی از فرایند آفرینش ارائه شود. در نظریه مختار، آفرینش پیوسته به سوی کمال می رود و از مرتبه وجوب وجود و وجود علمی که نزد خدای متعال هست تا به عوالم عین، یعنی عالم عقل، مثال و طبیعت پیش می رود. این سیر آفرینش، پیوسته در حال شدت و تمامیت است. آن چیزی که از مرتبه ذات خداوند نازل شده بعد نزول همچنان در مرتبه سابق وجود دارند، فقط نحوه ظهور آنها در مراتب نازل متفاوت شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان