نظریه گفت وگویی؛ الگویی برای حل مسئله تکثر معرفتی در دنیای معاصر (از بررسی حقیقت مُشاع در نگاه ترکیبی ملاصدرا تا دموکراسی مشورتی هابرماس)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تبیین جایگاه و اهمیت رویکرد گفت وگویی در معرفت شناسی مدرن و نقش آن در حل تکثرگرایی است. با استفاده از مبانی معرفتی دیدگاه ملاصدرا و هابرماس و با روش استنباطی - تحلیلی، پژوهش ترکیبی از تحلیل استنباطی و مفهوم شناختی، چیستی و کارکرد گفت وگو را در دو منظر معرفتی روشن می کند. در فضای تقویت شده تکثرگرایی معرفتی و هم زیستی سنت های فکری، بررسی کارکرد رویکرد گفت وگویی می تواند فهم متقابل، گفت وگوی عقلانی میان مذاهب و مکاتب، و طراحی سازوکارهای اندیشه ورزی و سیاست گذاری، پاسخ گویی به چالش های دنیای ارتباطی معاصر را بهبود بخشد. در این پژوهش، ابتدا دیدگاه هابرماس با تمرکزبر عقلانیت تعاملی و دموکراسی مشورتی بررسی می شود. سپس، نظام معرفت شناسی ملاصدرا با تأکید بر منش گفت وگویی، تکثرگرایی روش شناختی و معرفت شناختی و پرهیز از التقاط تحلیل می گردد. مقایسه نشان می دهد هردو، رویکرد گفت وگویی را فضایی کارآمد برای کنش عقلانی و توافق آرا و تفهم می دانند؛ بااینکه مبانی معرفتی و استدلال هایشان متفاوت است. نتایج حاکی از آن است که رویکرد گفت وگویی می تواند مبنای تحلیل های میان رشته ای و طراحی سازوکارهای اجماع محور در مواجهه با تکثرگرایی معرفتی باشد و چشم اندازی متوازن برای مواضع اندیشمندان در جهان معاصر ارائه می دهد.