سعید فامیل دردشتی

سعید فامیل دردشتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

نگاهی به اصل عدم تناهی حقیقت وجود و کارکرد آن در توجیه اثبات پذیری خداوند و تعیین گستره براهین صدیقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف این نوشتار آن است که ضمن تبیین اصل عدم تناهی حقیقت وجود و برخی از لوازم و فروعات آن، کارکرد این اصل را در توجیه اثبات پذیری خداوند و نیز تعیین گستره براهین صدیقین مشخص نماید. امتناع تحقق علم حصولی به خداوند، امتناع تحقق علم حضوری به خداوند، امتناع اقامه برهان لم و عدم اعتبار برهان إن برای اثبات خداوند، امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه ضرورت ازلیه و اطلاق مقسمی خداوند و امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه فقدان شرط تعریف و اثبات پذیری از دلایلی هستند که در این تحقیق بر اثبات ناپذیری خداوند، اقامه شده اند. نگارنده معتقد است نه تنها به کارگیری اصل عدم تناهی حقیقت وجود می تواند تمام ادله مذکور را توجیه و خداوند را به عنوان حقیقتی اثبات پذیر مطرح نماید؛ بلکه توجه به این اصل می تواند بیان کننده نتیجه ای بدیع در زمینه تعیین گستره براهین صدیقین باشد؛ به نحوی که جمیع براهین اثبات وجود خداوند می توانند واجد ملاک برهان صدیقین باشند؛ البته با لحاظ این تفاوت که میزان شرافت این براهین بسته به شدت ظهور خداوند در مظاهر حقیقت وجود متفاوت خواهد بود.         
۲.

بازخوانی تحلیلی-نظری مؤلفه های انسان شناسی آقانورالدین عراقی و تطبیق اجمالی آن بر مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۶
سید نورالدین اراکی، معروف به آقانورالدین عراقی، از علمای نامی معاصر به شمار می رود که با وجود تبحر تام در حوزه «فقه و اصول» و «تفسیر قرآن»، در زمینه «علوم عقلی» نیز شخصیتی صاحب نظر محسوب می شود. در این تحقیق، نگارندگان با روش توصیفی - تحلیلی به دنبال استخراج و تبیین آراء و نظریات این شخصیت برجسته در حوزه «انسان شناسی» و تطبیق اجمالی این نظریات بر مبانی حکمت متعالیه هستند. از مهم ترین مؤلفه های انسان شناسی عراقی می توان به مواردی نظیر «باور به امر قدسی ملاک عقلانیت انسان»، «وجود انسان به مثابه عالم صغیر مطابق با وجود عالم کبیر»، «نفس انسان به مثابه حقیقتی سیار و شونده»، «بدن عنصری و فوق روح دو مرتبه ادنی و اعلای نفس انسانی»، «وصول به خداوند غایت و کمال نهایی نفس انسانی»، «هماهنگی میان عمل و شاکله وجودی انسان»، «ایمان عامل اصلی قوت و استکمال نفس انسانی» و «رفع انانیت حکمت وضع مناسک شرعی» اشاره نمود. تطبیق اجمالی مؤلفه های مذکور بر مبانی حکمت متعالیه مبیّن این حقیقت است که این مؤلفه ها با برخی از مبانی بنیادین حکمت متعالیه نظیر «ضرورت ازلی و عدم تناهی واجب تعالی»، «کل الکمال بودن واجب تعالی و مظاهر او»، «حرکت جوهری نفس»، «حقیقت واحد بودن نفس و بدن»، «اتحاد علم و عالم و معلوم» و «تعاکس احکام میان نفس و بدن» قابل تطبیق و تفسیر است. هدف از تطبیق مذکور تبیین استفاده ای است که مرحوم عراقی در قامت یک «فقیه» و «مفسر» برجسته از ظرفیت های حکمت متعالیه کرده است، که این تبیین خود شاهدی بر تعالی حکمت صدرایی به واسطه رنگ و بوی دینی و قرآنی آن است.
۳.

بررسی کارکرد ضرورت ازلیه حقیقت وجود و لوازم هستی شناختی آن در تبیین توحید صفاتی خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
ضرورت ازلیه حقیقت وجود بدین معناست که حقیقت وجود، مقید، متحیث و مشروط به هیچ قید، حیثیت و شرطی نیست. این حقیقت، ضرورتاً یک مصداق بیشتر ندارد که همان وجود واجب تعالی است؛ زیرا وجود حق تعالی مشروط به حیثیت تقییدیه یا تعلیلیه و حتی مقید به قید اطلاق نیز نیست. این ضرورت، مطابق با معنای مذکور، لوازم و فروعاتی مانند عدم تناهی و اطلاق وجودی حقیقت وجود، معیت قیومیه حقیقت وجود با مظاهر، کل الکمال بودن حقیقت وجود، کل الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود و تحقق وحدت اتصالی در هستی در پی دارد. توجه به کارکرد اصل ضرورت ازلیه حقیقت وجود و لوازم و فروعات آن نقش مهمی در ارائه معنای دقیق توحید صفاتی و مؤلفه های اصلی آن، ازجمله عینیت صفات با ذات واجب تعالی و عینیت صفات او با یکدیگر ایفاء می کند. براین اساس، می توان ادعا نمود که واجب تعالی همان طور که احدی الذات است، احدی الصفات نیز هست. با پذیرش اصولی نظیر اصالت و وحدت وجود و امکان انتزاع مفاهیم و معانی متکثر از حقیقت واحد، احدی الصفات بودن واجب تعالی منافاتی با تعدد و تکثر مفهومی صفات وی نخواهد داشت.      
۴.

بازخوانی حکمی مؤلفه های نظام سلوک عرفانی خواجه طوسی با محوریت کتاب اوصاف الاشراف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
بی تردید خواجه نصیرالدین طوسی از نوادر و نوابغ علمی جهان اسلام است. این شخصیت برجسته درزمینه علوم مختلفی نظیر فلسفه، کلام، منطق، ریاضیات و نجوم صاحب نظر بوده است و نظریات علمی وی در مواضع متعددی جنبه ابداعی و تأسیسی دارد. در میان آثار علمی خواجه نصیرالدین طوسی، کتاب «اوصاف الاشراف» درزمینه عرفان و سیروسلوک عملی از جایگاه خاصی برخوردار است؛ چه اینکه خواجه طوسی که بیشتر به عنوان دانشمندی کلامی فلسفی شناخته می شود، در این کتاب در قامت عارفی مبرز ظاهر گشته و به نحوی نسبتاً مفصل به تبیین مقامات و منازل سیروسلوک در عرفان عملی می پردازد. به نحوی که می توان اثر او را در قالب یک نظام واره و الگوی عرفان عملی معرفی نمود. در این اثر، خواجه به معرفی یک نظام سلوکی عرفانی با مؤلفه های مشخص نظیر «نیت و تفکر»، «صدق»، «انابت»، «محبت»، «مراقبت و محاسبه»، «اخلاص»، «توحید» و... می پردازد. هدف نوشتار پیش رو آن است که ضمن تبیین هریک از مؤلفه های فوق، آن ها را در سنجه حکمت و برهان نیز بسنجد تا جنبه عقلانی و استدلالی این مؤلفه ها آشکار گردد و مشخص گردد که برخلاف برخی از دیدگاه ها، میان دستورالعمل های سلوکی و عرفانی با آموزه های عقلی تباین وجود ندارد.
۵.

تبیین نظریات معرفت شناختی محمدحسن الهی طباطبائی در «رساله الإشتباهات» و تطبیق آن بر مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
محمدحسن الهیِ طباطبائی از شاگردان میرزاعلی قاضی است. از معدود آثار به جای مانده از ایشان، رساله ای کوتاه به نام «رساله الإشتباهات» در موضوع ادراک و برخی مسائل معرفت شناختی است. وی در این رساله به برخی از مسائل مهم معرفت شناسی، نظیر توهم انقطاع و استقلال وجودی موجودات به مثابه خطایی معرفت شناختی؛ علم، تنها راه شناخت و ارتباط انسان با خارج؛ نفس و علیت آن نسبت به معلومات و زمینه سازی آن برای اثبات اتحاد علم و عالم و معلوم؛ اقتدار نفس نسبت به ایجاد تغییر در صور منشئات؛ انحصار عالَم انسان در معلومات و نیز عاملیت حکم و اراده انسان در وقوع حوادث» می پردازد. بررسی این مسائل در این رساله، ممکن است در برخی مواضع، این تصور را در پی داشته باشد که این نظریات از اتقان و استحکام کافی برخوردار نباشند. در این مقاله سعی شده است با روش تحلیل محتوا، ضمن تبیین نظریات ایشان و تطبیق آن ها با مبانی معرفتی حکمت متعالیه، نشان داده شود که می توان دیدگاه ایشان را  در برخی مواضع، تبیین نوینی از مسائل معرفت شناختی نیز دانست.
۶.

هستی شناسی «ادراک» و نقش آن در حل چالش ها و مسائل مرتبط با «تجربیات نزدیک به مرگ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۰۰
هدف این نوشتار آن است که با تبیین هستی شناسانه مقوله «ادراک» ضمن اثبات تجرد ادراک به نقش این مقوله در تبیین مسائل و چالش های مرتبط با «تجربیات نزدیک به مرگ» بپردازد. تجرد ادراک در فضای فلسفه اسلامی به واسطه اموری نظیر «عدم انقسام پذیری»، «عدم زمان مندی» و «عدم مکان مندی» ادراک قابل تبیین و اثبات است. با اثبات «تجرد ادراک»، می توان تبیینی معقول از «تجربیات نزدیک به مرگ» و هسته مشترک این تجربیات ارائه داد و به حل چالش ها و مسائل مرتبط به «تجربیات نزدیک به مرگ» مانند «چالش زمان و مکان»، «چالش تجربیات نامتعارف»، «چالش واقع نمایی» و «چالش رابطه نفس با بدن» پرداخت. با ارائه تبیینی معقول از تجربیات نزدیک به مرگ و حل چالش ها و مسائل مرتبط با آن می توان «تجربیات نزدیک به مرگ» را به عنوان شاهد و مؤیدی معتبر بر وجود «بُعد و ساحت غیر مادی وجود انسان» دانست؛ هر چند که نباید از این نکته غافل ماند که اعتبار این تجربیات نسبت به «مرگ واقعی» و «مرگ بدون بازگشت» به سبب اموری مانند «شخصی بودن تجربه» و «وابستگی تجربیات به عالم خیال متصل شخص» به شدت محل مناقشه است.
۷.

بررسی تحلیلی راهبرد ها و مولفه های نظام سلوکی میرزا جواد ملکی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۳۶
میرزا جواد ملکی تبریزی از عارفان نامی معاصر شیعی میباشد. علما و دانشمندان شهیر پس از ایشان نظیر علامه طباطبایی، علامه حسینی طهرانی و امام خمینی (ره) از ایشان به بزرگی یاد کرده اند و برای نظریات ایشان جایگاه والایی قائل بوده اند. مطالعه «مبانی» و «دستورات» سلوکی ایشان که مبتنی بر اصول «هستی شناختی» و «انسان شناختی» عرفانی و عقلی وی می باشد، نمایانگر یک «نظام واره سلوکی» است. نظامی که عمل به دستورات آن انسان را به «توحید» و «لقاء الهی» برساند. مهمترین راهبردها و مؤلفه های این نظام سلوکی عبارتند از: «تفکر»، «علیت»، «وضع الفاظ برای ارواح معانی»، «جامعیت انسان نسبت به عوالم»، «فقر ذاتی سالک»، «محبت»، «اختلاف احوال سالکین»، «مراقبه»، «پایبندی به شریعت»، «توبه»، «توجه به اوقات و ایام خاص»، «مرگ آگاهی»، «قاعده رفق و مدارا»، «نفی دعوی کاذب»، «توسل به انسان کامل» و «توحید»؛ در این تحقیق کوشش شده است که با روش توصیفی تحلیلی ضمن بر شمردن و توضیح هریک از این راهبردها و مؤلفه ها به تحلیل عرفانی – عقلانی آنها نیز پرداخته شود تا وجه انسجام و روشمندی نظام سلوکی میرزا بیش از پیش نمایان گردد. شایان ذکر است در تحلیل راهبردها و مؤلفه های نظام سلوکی میرزا سعی شده است تا حد امکان این تحلیل ها از درون نظام سلوکی ایشان ارائه گردد تا وجه اصالت و استحکام این نظام سلوکی آشکار گردد. بر این اساس اهداف این تحقیق به ترتیب عبارتند از: «استخراج و معرفی راهبردها و مؤلفه های نظام سلوکی میرزا جواد ملکی تبریزی»؛ «توضیح و تبیین راهبردها و مؤلفه های نظام سلوکی میرزا مطابق با آراء و نظریات ایشان» و در نهایت «ارائه تبیینی منسجم و روشمند بر اساس آموزه های عرفانی – عقلی از راهبردها و مؤلفه های نظام سلوکی میرزا در جهت تبیین انسجام و روشمندی این نظام سلوکی».
۸.

واکاوی مقوله ادراک و واقع نمایی آن در اندیشه میرزا جواد ملکی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۷۰
مسئله ادراک و واقع نماییِ آن، ازجمله مهم ترین مسائلی است که اندیشه فیلسوفان را از آغاز تفکر فلسفی تاکنون به خود معطوف داشته است. میرزاجواد ملکی تبریزی ازجمله متفکران عارفی است که در این خصوص، نظریات و آرای درخورِ توجه و ارزشمندی را بیان کرده است. این دیدگاه ها ممکن است در نگاه ابتدایی تاحدودی با نظریات مشهور در باب معرفت شناسی اختلاف داشته باشد، اما از لحاظ علمی و فنی دارای ویژگی ها و مختصاتی است که درخورِ بررسی است. برخی از ویژگی ها و مختصات دستگاه معرفت شناسی میرزا عبارت اند از: عدم ادراک تام از حقایق عالم طبیعت به واسطه وجود خطا در ادراکات حسی، اتحاد میان عالم و معلوم، اعتقاد به تعدد معلوم و مدرَک واحد نسبت به فاعل های شناسای مختلف، نفی تحقق وجود خارجی برای اجسام به سبب تعدد ادراکات از مدرَک واحد، ارجاع جمیع ادراکات انسان به حیطه وجودی نفس انسانی، تبیین ادراک به عنوان عاملی برای تبیین کیفیت نفس و نه بیان کننده کیفیت معلوم خارجی، توقف کیفیت ادراک انسان از حقایق بر مرتبه وجودی مدرِک.میرزا با کمک گرفتن از اصول و مؤلفه های مذکور، مطابقت میان معلوم ذهنی و علمی با معلوم خارجی را انکار می کند و اساساً مقوله علم را از وجود چنین مطابقی بی نیاز می بیند. هدف اصلی این نوشتار، شناساندن دیدگاه های میرزاجواد ملکی تبریزی در حیطه ادراک و واقع نمایی و بررسی این دیدگاه هاست.
۹.

بررسی عوامل تنوع پذیری ادراکات و مشاهدات بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
بدون تردید هر حقیقت و پدیده ی واحدی می تواند متعلق ادراکات و مشاهدات متنوع و متکثر قرار گیرد. اینکه چگونه می توان از حقیقت و پدیده ای واحد، ادراکات و مشاهدات متنوعی داشت به نحوی که از یکسو تمام آن ادراکات و مشاهدات را دارای حیثیت «واقع نمایی» بدانیم و از سویی دیگر در دام «نسبیت گرایی» معرفت شناختی گرفتار نگردیم، معمایی است که به نظر می رسد کلید گشایش را باید در میان مبانی حکمت متعالیه جستجو نمود. نگاه وجودی به مقوله «ادراک»، وقوع تشکیک در «ادراکات» و «مشاهدات»، اتحاد وجودی میان «علم» و «عالم» و «معلوم»، سنخیت وجودی میان «علم» و «عالم» و «معلوم»، محدودیت و تعین ذاتی و امکانی در جانب «مدرِک»، محدودیت و تعین ذاتی و امکانی در جانب «مدرَک»، «عین ربط بودن مظاهر حقیقت وجود» و «وحدت اتصالی وجود» از مبانی ای محسوب می گردند که می توان با کاربست آنها راه حلی موجه و روشمند برای تنوع پذیری ادراکات و مشاهدات بر اساس مبانی حکمت متعالیه پیدا نمود. کاربست مبانی مذکور به ما نشان خواهد داد که چگونه تمامی «سطوح»، «مراتب» و «لایه»های مختلف معرفتی که برای «حقیقت» یا «مدرَک» واحد قابل شناسایی و تصور است، می توانند در «سطح»، «مرتبه» و «لایه» خود دارای ارزش معرفت شناسی به معنای «حکایتگری از واقع» باشند.
۱۰.

تبیین کل الکمال بودن حقیقت وجود و مظاهر آن با نگاهی به چالش ها و رهیافت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۹۸
نوشتار کنونی بر آن است که با استفاده از اصولی نظیر استقلال و بساطت محض حقیقت وجود، «کل الکمال بودن حقیقت وجود» را اثبات کند. با اثبات کل الکمال بودن حقیقت وجود، می توان به حکم عدم تناهی این حقیقت، «معیت قیومیه» حقیقت وجود را با مظاهرش نتیجه گرفت و به حکم این معیت، مظاهر حقیقت وجود را نیز به نحو رقیقت کل الکمال دانست. لکن اثبات کل الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود تنها به واسطه عدم تناهی حقیقت وجود و معیت قیومیه آن با مظاهر نمی باشد؛ بلکه با استفاده از اصولی نظیر عدم تناهی صفات واجب تعالی، صرافت وجود، عدم تخلل عدم در هستی، سنخیت ظاهر با مظهر، تطابق عوالم، قاعده اعطاء و احسن بودن نظام هستی نیز می توان «کل الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود» را به نحو رقیقت به اثبات رسانید. البته «کل الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود» با چالش هایی نظیر «لزوم وجوب وجود در مظاهر حقیقت وجود»، «عدم ادراک کمالات مظاهر وجود» و «محدودیت قدرت واجب تعالی» مواجه است که به نظر نگارنده می توان با توجه به مبانی و اصولی نظیر «حمل حقیقت و رقیقت»، «محدودیت قوای ادراکی انسان»، «اشتداد پذیری ادراک» و «عدم تعلق قدرت واجب تعالی به امور محال» رهیافت های مناسبی برای این چالش ها یافت.
۱۱.

بازخوانی تحلیلی - نظری مؤلفه ها و راهبردهای نظام سلوکی میرزا جواد ملکی تبریزی (ره) و تطبیق آن با اصول و مبانی حکمی و برهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۵
فضای عرفان اسلامی به ویژه در ساحت عملی آن همواره آمیخته با دستورات و الگوهایی است که توسط اهل معرفت به سالکان راه حق برای نیل به مقامات عالیه معنوی ارائه شده است. میرزا جواد ملکی تبریزی از جمله عارفان بنامی است که در حوزه عرفان عملی شیعی سعی در ارائه یک نظام سلوکی روش مند داشته است. بدون تردید، اعتبار این نظام سلوکی چه از حیث معرفت شناختی و چه از حیث وجودشناختی به میزان تطابقی است که مؤلفه ها و راهبردهای آن با سنجه «عقلانیت» و «برهان» دارد. بر این اساس، در تحقیق پیش رو نگارندگان در پی دستیابی به دو هدف مهم می باشند: هدف نخست، گردآوری و تبیین مؤلفه ها و راهبردهایی است که میرزا جواد ملکی، نظام سلوکی خود را مطابق با آن شکل داده است و هدف دوم، سنجش نظام سلوکی مذکور با سنجه «عقلانیت»، «برهان» و «حکمت نظری» است. دستاورد تحقق دو هدف مذکور را می توان ایجاد نوعی پیوند میان دو ساحت عرفان عملی و حکمت نظری دانست؛ پیوندی که می تواند گامی مهم در جهت هم افق نمودن این دو ساحت مهم در حوزه تفکر عرفانی و فلسفی و زدودن برخی سوء فهم ها و چالش های مرتبط با این دو ساحت باشد.   
۱۲.

بازخوانی تحلیلی انتقادی نظریه «مباینت وجودی تشکیک در مراتب با تشکیک در مظاهر» با تاکید بر اصل «نامتناهی بودن حقیقت وجود»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۴۲۹
هدف این نوشتار آن است که با تأکید بر اصل «نامتناهی بودن حقیقت وجود»، نوعی «وحدت اتصالی» را در ساحت هستی به اثبات برساند. وحدتی که در پرتو آن «انفصال»، «تباین»، «مرزبندی» و «مرتبه بندی» حقیقی در ساحت هستی نفی گردد. اثبات این هدف طبق «وحدت شخصی وجود» و وقوع تشکیک در مظاهر حقیقت وجود، چندان دشوار نیست؛ لکن اثبات آن طبق «وحدت تشکیکی وجود» و وقوع تشکیک در مراتب حقیقت وجود، از جهاتی نظیر «مقید شدن واجب تعالی»، «انفصال میان مراتب حقیقت وجود» و «مصداق وجود بودن کثرات» مورد مناقشه قرار گرفته است؛ به نحوی که عده ای نسبت میان «تشکیک در مراتب» و «تشکیک در مظاهر» را تباین دانسته اند. لکن عمده این مناقشات ناشی از غفلت در هستی شناسی «مرتبه»، خلط میان «اعتبارات وجود» و مهم تر از همه اعتقاد به عدم امکان اثبات «نامتناهی بودن حقیقت وجود» طبق «وحدت تشکیکی مراتبی» است. براین اساس نگارنده معتقد است که با اثبات «نامتناهی بودن حقیقت وجود» در «وحدت تشکیکی مراتبی» می توان «وحدت اتصالی» وجود و عدم مباینت «تشکیک در مراتب» با «تشکیک در مظاهر» را نتیجه گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان