واکاوی دلایل ضعف عمومی دانش آموزان دوره دوم متوسطه در تشخیص و فهم علم بیان در متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های ضعف عمومی دانش آموزان در تشخیص و فهم عناصر علم بیان در متون ادبی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و بر اساس نوع داده ها آمیخته اکتشافی بود که به شیوه متوالی (کیفی - کمّی) انجام شد. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل دبیران ادبیات فارسی بود. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری (10 نفر) انتخاب شدند، برای جمع آوری داده ها در این بخش، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا (کد گذاری باز، محوری و انتخابی) انجام شد. روایی، از طریق خود بازبینی محقق و پایایی نیز از طریق شاخص تکرارپذیری تائید شد. جامعه آماری در بخش کمّی، شامل دبیران ادبیات فارسی و علوم و فنون شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 و دانش آموزان پایه یازدهم رشته علوم انسانی بود؛ نمونه آماری دبیران به صورت تمام شمار 20 نفر و نمونه دانش آموزان با استفاده از جدول کرجسی- مورگان (تعداد 210 نفر) و به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته 35 سؤالی بود که روایی آن از طریق روایی صوری و پایایی از روش همسانی درونی آلفای کرانباخ به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون تی) استفاده شد یافته ها نشان داد که ضعف های عمومی دانش آموزان در تشخیص و فهم «علم بیان» در متون ادبی در سه دسته (ساختاری، فرآیندی و محتوایی) شناسایی گردید.