ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۸۱.

تحلیل محتوای کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی و میزان معرفی مؤلفه های فرهنگ زبان عربی بر اساس نظریه های بومی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
یادگیری زبان دوم در دنیای امروز امری ضروری است، بنابراین استفاده از محتوایی که هویت، فرهنگ، ملیت، عقاید، ارزش ها، هنجارها و آداب ورسوم زبان دوم را نشان دهد بسیار مهم است. کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی به عنوان منبع اصلی آموزش زبان دانش آموزان، طبق سیاست و برنامه ی درسی کشور تألیف شده است. پژوهش حاضر، قصد دارد ضمن نشان دادن میزان و فراوانی های ابعاد هویت ملی ایران، به نقد کمبود فرهنگ عربی در محتواهای کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی به روش توصیفی - تحلیلی با بسامد گیری مؤلفه های فرهنگی بپردازد. در بررسی طبق نظریات بومی سازی در حوزه آموزش زبان روشن می شود که عناصر فرهنگ ایرانی- اسلامی در این کتاب ها بکار رفته است؛ اما ازآنجاکه فرهنگ زبان عربی جزء جدایی ناپذیر زبان است، نمی توان بدون توجه به فرهنگ، آداب ورسوم، ارزش های فرهنگ عامه عرب ها انتظار آموزش کاملی به دانش آموزان داشت. یافته ها روشن می کند بعد ملی با فراوانی 44% عدد در سال یازدهم، سپس فرهنگ ایرانی-اسلامی با فراوانی 56% در سال یازدهم و بعد مذهبی-اسلامی با فراوانی 48% در سال یازدهم و بعد جغرافیایی با فراوانی 44% در سال دوازدهم و بعد نمادهای ملی با فراوانی 87.5% در سال یازدهم قرار دارند. بعد سیاسی و بعد خرده فرهنگ ها با فراوانی 46% و 71% در سال های یازدهم و دوازدهم قرار دارند. بعد نمادهای ملی در سال دوازدهم با فراوانی صفر به چشم می خورد.  
۸۲.

کارکرد هوش فرهنگی در آموزش زبان عربی مورد مطالعه : دبیران عربی مقطع متوسطه شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
هوش فرهنگی به عنوان یکی از انواع هوش بر مبنای درک عمیق از ارزش ها، باورها و رفتارهای متفاوت فرهنگی انسان ها استوار است و دارای سه مؤلفه اصلی 1- فراشناختی،2-شناختی، 3-انگیزشی و رفتاری است. این نوع از هوش در ارتباطات زبانی میان زبان های مختلف تقویت می گردد. فرآیند یادگیری درس «عربی زبان قرآن» عمدتاً تحت هدایت دبیران شکل می گیرد و زمانی به نتایج مطلوب منجر می شود که دانش آموزان در محیطی پویا، تعاملی و معنادار قرار داشته باشند، در برنامه درسی مقاطع متوسطه اوّل و دوّم، دبیران عربی در روند تدریس و یادگیری نقش بسیار مؤثری ایفا می کنند و اگر از سطح بالایی از هوش فرهنگی برخوردار باشند، قادر خواهند بود فرصت های مناسبی برای تمرین و تقویت مهارت های زبانی دانش آموزان فراهم کنند. این پژوهش به بررسی میزان هوش فرهنگی دبیران درس عربی و تأثیر آن بر موفقیت در تدریس پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۵۳ دبیر مقطع متوسطه اول و دوم شهر قم بوده که به پرسشنامه طراحی شده پاسخ داده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش، سطح هوش فرهنگی دبیران عربی به شکل قابل توجهی بالاتر از میانگین ارزیابی شده که این امر تأثیر مثبتی بر کیفیت تدریس زبان دوم یا خارجی دارد، در بررسی هوش فرهنگی دبیران درس عربی، مشخص شد که عامل های سازگاری فرهنگی و دانش کلامی بالاترین میانگین را به خود اختصاص داده اند. دیگر متغیرها شامل شناخت فرهنگی، دانش فرهنگی و تعاملات اجتماعی تقریباً به طور یکسان در شکل گیری هوش فرهنگی دبیران نقش دارند. به همین دلیل، از میان ابعاد هوش فرهنگی، عامل های سازگاری فرهنگی و دانش کلامی دارای میانگین بیشتری هستند.  
۸۳.

شناسایی عوامل بروز بد فهمی دانش آموزان متوسطه دوم در درس عربی مبتنی بر تجارب زیسته دبیران عربی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
بد فهمی ها، نتیجه تلاش دانش آموزان برای درک یک مفهوم است که بسیار قوی و ماندگار هستند و ساختار محکمی دارند که به سادگی اصلاح نمی شوند و حتی برای بهترین معلمان، مشکل ساز خواهند بود. هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجارب دبیران عربی در زمینه شناخت بدفهمی های عربی دانش آموزان متوسطه دوم و عوامل بروز آن است. روش پژوهش، کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. جامعه مطالعاتی تحقیق، شامل دبیران مدارس متوسطه دوم دخترانه و پسرانه استان قم بود و نمونه ها به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات حاصل از این پژوهش، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، 149 مضمون پایه، 41 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر بدفهمی های عربی، عوامل بروز بدفهمی و راهکارهای رفع بدفهمی شکل گرفت. یافته ها در بخش بدفهمی ها شامل 31 مؤلفه ترجمه، فعل و انواع آن، انواع نقش فاعل و مفعول، مبتدا و خبر، جار و مجرور/ حروف جر و معنی آن، صفت و موصوف/ مضاف و مضاف الیه، ضمایر، افعال ناقصه، حروف مشبَّهه بالفعل، حال بوده است. همچنین 5 مؤلفه در بعد عوامل بروز بدفهمی و 5 مؤلفه در بعد راه کارها، شامل محتوا، معلم، دانش آموز، والدین و محیط، شناسایی شد. یافته های مقاله، بیانگر آن است که بدفهمی های دانش آموزان در عربی می تواند یادگیری را تحت الشعاع قرار دهد و برای مواجهه با آن برنامه ریزی راهبردی و به موقع در هر یک از موارد ذکر شده ضرورت دارد.  
۸۴.

شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی به تدریس مفهومی (مورد مطالعه: استان کرمانشاه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
تدریس به روش مفهومی به عنوان یک الگوی مؤثر در فرایند آموزش و یادگیری مطرح شده است که تأکید بر درک اصول و مفاهیم و محتوای مورد تدریس دارد تا دانش آموزان به جای حفظ مطالب، قادر به استفاده و به کارگیری آنها در محیط زندگی واقعی باشند. این پژوهش که به شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی دوره اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه به تدریس مفهومی پرداخت، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها کیفی با ماهیت اکتشافی بود. مشارکت کنندگان تمام معلمان زبان انگلیسی مقاطع اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 18 نفر از آنها به شیوه هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. از مصاحبه های عمیق انفرادی نیمه ساختارمند به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد که بر اساس آن 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده و 117 مضمون پایه به دست آمد. از مهمترین نتایج بدست آمده می توان به رضایت نسبی معلمان انگلیسی از روش های تدریس، لزوم افزایش ساعات اختصاص داده شده برای اجرایی شدن تدریس مفهومی و آثار مثبت فعالیت های توسعه حرفه ای معلمان جهت تدریس به روش مفهومی اشاره کرد. همچنین، بی انگیزگی معلمان، کمبود وقت، جمعیت زیاد کلاس ها، و عدم آشنایی بسیاری از معلمان با این شیوه تدریس از مهمترین چالش های ذکر شده بودند که رفع آنها راهکارهای تحقق اجرای تدریس مفهومی را ممکن می سازد. نتایج حاصل از این پژوهش برای کلیه دست اندرکاران تعلیم وتربیت، معلمان و دفتر تالیف کتب و منابع درسی مفید خواهد بود.
۸۵.

ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل (روش نظریه داده بنیاد چندگانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
پیشینه و اهداف : اداره و رهبری مدرسه در فض ای مجازی یکی از عمده ترین مس ائل مدیران مدارس بوده اس ت. چنانچه طبق یافته های مطالعات گذشته، عملکرد مدیران مدارس مجازی با مدیران مدارس سنتی تفاوت های اساسی دارد. باید گفت رهبری مجازی فرآیند نفوذ اجتماعی در عصر جدید است که می تواند باعث تغییرات خوبی در نگرش، رفتار و عملکرد کارکنان گردد. هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل بوده است. روش : پژوهش حاضر، با رویکرد پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد چندگانه انجام شده است. محیط پژوهش متشکل از مدیران مدارس و فرهیختگان حوزه مدیریت آموزشی در استان اردبیل  بود؛ در همین راستا با 20 نفر از فرهیختگان مدارس ابتدایی مصاحبه به عمل آمد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی بود. جهت تحلیل اطلاعات نیز از الگوی پارادایمی با رهیافت نظامند استراوس و کوربین (2007) استفاده شد. به منظور اعتبار بخشی به یافته ها نیز از معیارهای تناسب، منطق و عمق بخشی به یافته بر اساس مطالعات گذشته بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری مجازی در مدارس استان اردبیل  با شرایط علّی (تقویت تعاملات درون مدرسه ای و تقویت تعاملات برون مدرسه ای)،  شرایط محیطی (زیرساخت های فناوری و حمایت و پشتیبانی)، شرایط تسهیل گر (تسهیل مهارت های ارتباط مجازی و فرهنگ استفاده از فناوری) محقق می گردد و با راهبردهای توسعه رهبری مجازی( توانمندسازها و آموزش با فناوری) قوام پیدا می کند. بحث و نتیجه گیری : رهبری مجازی در مدارس ابتدایی می تواند به پیامدهایی همچون  افزایش همکاری و تعامل مجازی، ارتقای مهارت های فناورانه در مدرسه، بهبود روابط و پیوند مدرسه و خانواده، توسعه مهارت های ارتباطی دیجیتالی در مدرسه، افزایش بهره وری در کارکردهای مدرسه به لحاظ تسریع در امورات مدرسه بیانجامد.
۸۶.

شناسایی رویکردهای تدریس در آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصه های مختلف است. از آنجایی که دروس معارف اسلامی در ارائه آموزه های دینی و ایجاد تحولی عمیق در بینش دانشجویان و تقویت یا تغییر سبک زندگی به سمت تعالی و معنویت نقش موثری دارند، هدف این پژوهش ارائه مدل رویکرد تدریس اثربخش در آموزش دروس معارف اسلامی می باشد. روش پژوهش پیمایش کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید هیأت علمی و مدرسان حق التدریس گروه معارف در دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی بوده که براساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع داده حاصل شد و مصاحبه متوقف گردید. به منظور اطمینان از قابلیت اعتماد (پایایی) مصاحبه ها، از روش کدگذاری توسط کدگذار دیگر و بازکدگذاری پژوهشگر استفاده شد. مقدار پایایی بین کدگذاران در کدگذاری مجدد توسط کدگذار دیگر 95% به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب و دقیق می باشد. برای اعتبارپذیری (روایی) مصاحبه ها از روش هم سوسازی استفاده شد و بر این اساس روایی و پایایی تایید گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب سه مقوله اصلی رویکرد منضبطانه، رویکرد تسهیل گر و رویکرد آزادمنشانه در تدریس ارائه شده است. براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود به منظور ارتقاء سطح تدریس اساتید و دستیابی به تدریس اثربخش، از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
۸۷.

نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
پیشینه و اهداف: دوران مدرسه، مقطعی حساس و سرنوشت ساز در زندگی است که اهمیت آن در سنین نوجوانی دوچندان می شود. کنار آمدن با تغییرات دوره نوجوانی همواره برای والدین، مدرسه و خود دانش آموزان با دشواری هایی همراه است و می تواند مشکلاتی را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان بود. روش ها : روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1405 بود. تعداد 384 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های خودناتوان سازی تحصیلی Jones & Rodewalt (1982)، حل مسئله Heppner (1982) و الگوهای ارتباطی خانواده Fitzpatrick & Ritchie (1994) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که مهارت های حل مسئله شامل ابعاد اعتماد به حل مسئله، گرایش- اجتناب و کنترل شخصی، خودناتوان سازی تحصیلی را به صورت منفی پیش بینی می کنند (001/0P<). در میان مؤلفه های الگوهای ارتباطی خانواده، بعد همنوایی پیش بینی کننده مثبت خودناتوان سازی تحصیلی بود(001/0P<)، در حالی که بعد گفت وشنود فاقد قدرت پیش بینی کنندگی معنادار برای این متغیر بود(05/0p>). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی سازنده خانواده می تواند به کاهش خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان کمک کند.
۸۸.

تبیین فلسفه حرمت شراب در کلاس های دروس معارف؛ تلفیق مدل انسان شناسی دینی و یافته های علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
دروس معارفی و الهیاتی برای دانشجویان غیرالهیاتی، به ویژه دانشجویان رشته های مختلف مهندسی و علوم تجربی، گاه با چالش هایی مانند احساس بی ربطی و مقاومت ذهنی در برابر مطالب ارائه شده، روبه رو است. یکی از مباحث مطرح در کلاس های دروس معارف، اشاره به فلسفه احکام است. در این میان، به دلیل رواج شراب خواری در سطح جهانی و ممنوع نبودن نوشیدن آن در ادیان و مذاهب غیر اسلامی، این پرسش همواره در ذهن دانشجویان وجود دارد که دلیل و فلسفه حرمت آن چیست؟ این پژوهش با بهره گیری از تجربیات تدریس در این زمینه، می کوشد نحوه ارائه استدلال ها و داده های علمی در کلاس درس و گفتگو با کسانی که با زبان علم انس دارند را نشان دهد تا یکی از راه های تعلیل حرمت شراب را بنمایاند. در این رویکرد، مفاهیم الهیاتی با «مدل انسان شناختی اسلام» که عقل را محور انسان و مدیریت شهوت را ضروری می داند، تلفیق شده است. برآیند این نوع تدریس آن خواهد بود که حکم حرمت شراب نه فقط یک منع تعبدی، بلکه راهکاری پیشگیرانه برای حفظ عقل و سلامت فردی و اجتماعی است؛ امری که داده های علمی جدید نیز تأثیرات زیانبار نادیده گرفتن این حکم را تأیید می کند. بر این اساس، بازخورد نظرسنجی از جامعه آماری ۲۰۰ دانشجوی درس عمومی دانشگاه یزد نیز اثربخشی این روش را تأیید نمود؛ بیش از 75% از دانشجویان فهم عمیق تری از فلسفه حرمت شراب یافتند و حدود 80% رشد تفکر نقادانه و پرسشگری خود را اعلام کردند. این پژوهش نشان می دهد که نحوه متناسب آموزش میان رشته ای، مقاومت ذهنی نسبت به مفاهیم دینی را کاهش داده، سواد الهیاتی و علمی دانشجویان را بهبود می بخشد و نگرش مثبت تری به احکام اسلام ایجاد می کند.
۸۹.

اثربخشی برنامه فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلیِ دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ی فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی، و خودکارآمدی تحصیلی کودکان دانش آموز بود. روش پژوهش حاضر، تجربی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و شامل گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۰ دانش آموز پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری (۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه کنترل) بود که ابتدا به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به طور تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (ESRQ)، پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان و همکاران (۱۹۹۹) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار۲۳ SPSS- و تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آموزش فلسفه به طور معناداری خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی مثبت، رفتارهای اجتماعی منفی، پرخاشگری، رفتارهای تکانشی، و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشیده است (۰.۰۰۱ p <)، اما تأثیر معناداری بر برتری طلبی نداشته است (۰.۶۰۷ p =). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان اظهار داشت که برنامه آموزش فلسفه نقش مؤثری در بهبود مهارت های هیجانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند و در نهایت، به موفقیت تحصیلی آن ها کمک می نماید.
۹۰.

تأثیر نمایش فعال بر درک مدل ذره ای در آموزش حالت های ماده در کارورزی 3

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
این پژوهش در چارچوب کارورزی ۳ و به عنوان بخشی از فرایند آموزش عملی دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان اجرا شد. کارورزی ۳ فرصتی ارزشمند فراهم می آورد تا دانشجو-معلمان پیش از ورود به حرفه تدریس، در محیطی واقعی و حمایت شده به کارآموزی بپردازند و شکاف بین نظریه های دانشگاهی و اقتضائات کلاس درس را کاهش دهند. هدف اصلی این پژوهش، ارتقاء درک مفهومی عمیق و افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان پایه دهم رشته ریاضی دبیرستان رضوان، پیرامون مفاهیم انتزاعی مدل ذره ای و حالت های ماده بود. این مفاهیم به دلیل ماهیت غیرملموس خود، اغلب برای دانش آموزان دشوار و دور از زندگی روزمره تلقی می شوند. کارورزی ۳ این امکان را به دانشجو-معلم داد تا با طراحی و اجرای یک طرح درس فعال در محیط واقعی کلاس، مهارت های تدریس خود را در تعامل مستقیم با دانش آموزان تقویت کرده و نظریه های آموزشی را به تجربه عملی تبدیل کند. روش کار بر پایه مدل یادگیری فعال (بازی ذرات) و با تأکید بر سه مرحله کلیدی طراحی و اجرا شد: مرحله اول «تجربه کردن» (شامل ایفای نقش ذرات توسط خود دانش آموزان و انجام آزمایش های ساده و دست ورزی)، مرحله دوم «توضیح دادن» (شامل تکمیل جدول های مقایسه ای گروهی و بحث در مورد مشاهدات) و مرحله سوم «به کار بستن» (شامل مقایسه نتایج گروه ها و انتقال یادگیری به موقعیت های جدید و مسئله محور). سنجش یادگیری به صورت مستمر و فرایند‑محور (از طریق مشاهده میزان مشارکت فعال دانش آموزان و کیفیت پاسخ های ارائه شده در گروه ها) انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که روش نمایش فعال و مدل سازی بدن محور نه تنها در ارتقاء درک مفهومی دانش آموزان از مدل ذره ای مؤثر بوده است، بلکه انگیزه و تمرکز آنان را در کلاس به طور چشمگیری افزایش داده است. در مجموع، این رویکرد می تواند به عنوان الگویی کارآمد و عملی برای آموزش مفاهیم انتزاعی فیزیک در پایه دهم و حتی سایر مقاطع تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
۹۱.

تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
این تحقیق با هدف تعیین «تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی» انجام شد. برای سنجش میزان اثربخشی این الگو از طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی بود. تعداد 19 نفر از دانش آموزان با آسیب بینایی از پایه سوم دوره اول ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 از مدارس استثنایی شهر و شهرستان های تهران به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در این تحقیق رویکرد تلفیقی(حضوری و مجازی) به کار گرفته شد. در اجرای پژوهش، در ابتدا بسته یادگیری با رویکرد تلفیقی و متناسب با ویژگی های مخاطبان برای درس «اندازه گیری مواد» پایه سوم ابتدایی، طراحی و آماده شد، سپس از آن در فرایند تدریس- یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی گروه آزمایش به دو روش حضوری و مجازی استفاده شد. سنجش میزان یادگیری دانش آموزان با آزمون محقق ساخته انجام شد. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل داده های فرضیه پژوهش نشان داد که پس از حذف پیش آزمون (میانگین تعدیل شده)، بین میانگین نمره های یادگیری در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد(001/0 P<) و فرضیه پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که الگوی بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی موثر است. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگو به منظور تهیه، تولید و به کارگیری بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی استفاده شود.
۹۲.

شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار برکیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روش های تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمند سازی و بهینه سازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوری های پیشرفته ای از جمله اینترنت اشیاء، بلاک چین وسیستم های سایبر- فیزیکی اشاره دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار بر کیفیت آموزش است. در پژوهش حاضر ابتدا 8 معیار انتخاب فناوری های صنعت 4.0 شامل مقرون به صرفه بودن، تناسب با نیازهای آموزشی، سهولت استفاده و یادگیری، سازگاری، امنیت، تعهد به کیفیت، تناسب با فرهنگ سازمانی و پایداری و قابلیت ارتقاء بر اساس مرور ادبیات شناسایی شدند. در ادامه از رویکرد دلفی فازی به منظور تأیید یا رد هشت معیار شناسایی شده، استفاده گردید. علاوه بر تأیید هشت معیار نام برده شده، دو معیار مصرف انرژی و انتشار کربن و انطباق با ملاحظات اخلاقی و قانونی به هشت معیار شناسایی شده توسط خبرگان اضافه شد. خبرگان این پژوهش معلمان و اساتید دانشگاهی اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 27 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان سه فناوری برتر در میان فناوری های صنعت 4.0 بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.
۹۳.

ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی: مروری نظام مند بر تحقیقات تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی بر   اساس مروری نظام مند بر تحقیقات تجربی بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتزپژوهی با توجه به توالی پیشنهادی گاف نتایج حاصل از پژوهش های اولیه و پراکنده، به منظور یکپارچه سازی نتایج، گردآوری شده است. آموزش کار و فناوری در ادبیات آموزش در دوران کودکی، در سه پایگاه داده اصلی خارجی 1) اسکوپوس؛ 2) جست وجویی مشترک در پایگاه داده آموزش آنلاین و پایگاه های اطلاعات مرکز اطلاعات منابع آموزشی پرکوییست و اریک و 3) تحقیقات آموزشی کامل (ابسکو) و سه پایگاه داخلی مگیران، نورمگز و پایگاه برای مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (اس آی دی) بین سال های 2۰10 تا 2023 برای مقالات خارجی و 1390 تا 1402 برای منابع داخلی جست وجو شد. در کل 39 سند علمی (27 عنوان به زبان انگلیسی و 12 عنوان به زبان فارسی)، که همگی مقاله بودند، بررسی شده است. کدگذاری داده ها با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی انجام شده است. نتایج نشان داد که مفاهیم مدنظر در   زمینه آموزش کار و فناوری در مطالعات را می توان در پنج حوزه و هسته کار و مهارت فناوری و اطلاعات (یادگیری برای آموختن، ارتباط، کارگروهی، حل مسئله و فناوری اطلاعات و ارتباطات) برای عناصر لازم آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی دسته بندی کرد. پیامدهای مشترک این بررسی ادبیات، نیاز به دانش موضوعی فناوری پیشرفته را برای مربیان دوران کودکی نشان می دهد تا از مشارکت   دادن فعالیت های آموزش فناوری اطمینان داشته باشند و آن ها را قادر می سازد اهمیت گنجاندن ابعاد مختلف فناوری را تشخیص دهند و این دانش را در شیوه های آموزش دوره ابتدایی آشکار کنند.
۹۴.

تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا: بازخوانی ظرفیت های عقل گرایی کلاسیک در مواجهه با بحران های تربیتی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
هدف این پژوهش بازخوانیِ مفهوم «تربیت عقلانی» در منظومه فکری اسپینوزا و تبیین ظرفیت های آن برای مواجهه با بحران های تربیت در جهان معاصر است. این مطالعه با رویکردی کیفی و بر بنیادِ تلفیق دو روش توصیفی و تحلیل مفهومی سامان یافته است: رویکرد توصیفی برای بازنماییِ نظام مند و مستندِ مفاهیم بنیادین در آثار اصلی اسپینوزا و نیز خوانش های جدید او به کار رفته؛ و تحلیل مفهومی برای واکاوی، بازسازی و ادغام این مفاهیم در قالب الگویی نظریِ نوین مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش، تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا فرآیندی تدریجی و وجودی است که ذهن را از سطح تخیل و عاطفه به مرتبه عقل و در نهایت شهود ارتقا می دهد، به گونه ای که فرد بتواند در هماهنگی با قوانین ضروری طبیعت زیست کند و به «آزادی حقیقی» دست یابد یافته ها نشان می دهد که تربیت عقلانی نزد اسپینوزا صرفاً به پرورش توان استدلال منطقی محدود نمی شود، بلکه فهمی جامع از تربیت اخلاقی، هستی شناختی و مدنی ارائه می کند. این تربیت در سه مسیر بنیادین شکل می گیرد: (۱) رهایی هیجانی و تعمیق خودفهمی، (۲) گذار به عقل فعال و تعالی ساحت اندیشه، و (۳) تکوّن عقلانیت اجتماعی و امکان زیست جمعیِ آزاد. این سه ساحت، در پیوندی ارگانیک، الگویی تلفیقی برای تعلیم وتربیت معاصر فراهم می آورند که هدف آن گذار از آموزشِ صرفاً اطلاعات محور به پرورش انسان آزاد، خودمختار و مشارکت پذیر است. در نتیجه، تربیت عقلانی اسپینوزا می تواند چشم اندازی نظری برای بازسازی آموزش در افق رهایی فردی، بالندگی اخلاقی و هم زیستی دموکراتیک فراهم کند.
۹۵.

چالش های نومعلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر چالش های نو معلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : پژوهش حاضر به روش کیفی پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را گروهی از دانشجو - معلمان در سال 1402 تشکیل دادند که ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بودند که از مهر 1402 جهت تدریس به مدارس فرا خوانده شدند که از بین آنها به صورت نمونه گیری هدفمند 19 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که چالش های نو معلمان شامل چالش های سازمانی( کمبود امکانات کمک آموزشی و ورزشی، پایین بودن سطح علمی دانش آموزان، عدم همکاری اولیا با معلم، عدم همکاری اداره منطقه، مشکل رفت و آمد به مناطق محروم، هوشمند نبودن کلاس های درس و ...) و چالش های دانشگاهی شامل (تداخل زمانی مدرسه و دانشگاه، وقت گیر بودن امتحانات، کاربردی نبودن درس های دانشگاه، وقت گیر بودن تکالیف دانشگاه، عدم راهنمایی اساتید دانشگاه، سخت گیری اساتید و درک نشدن دانشجوها) و چالش های فردی شامل (عدم تسلط و شناخت اختلالات رفتاری و روان شناختی، آشنا نبودن با روش تدریس های کارامد در کلاس، استرس دانشجو معلمان، کمبود وقت، بی-تجربگی و عدم آمادگی و تسلط به تدریس، عدم مدیریت مناسب کلاس درس، احساس خلاء علمی و سواد ناکافی، عدم توانایی در حفظ حد و مرز، آشنا نبودن دانشجو معلمان با قوانین و موضوعات اساسی مدرسه و ... ) می باشد.
۹۶.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی تشویق دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی الگوی تشویق دانش آموزان دوره ابتدایی بود که از نظر هدف کاربردی و با آمیخته ای، از روش های کیفی پدیدارنگاری و سنتزپژوهی و کمی با طراحی پرسشنامه، انجام شد. جامعه آماری ، عوامل آموزشی شهرستان مریوان(20نفر)، با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و با تحلیل محتوای استقرایی؛ منابع معتبر و مرتبط (115مورد)،  به صورت هدفمند و با ابزار چک لیست و روش استنتاج؛ و متخصصان حوزه علوم تربیتی(10 نفر)، با ابزار پرسشنامه و مصاحبه بود. در پایان، الگوی سه بعدی تشویق،عبارت از بعد اول،(چیستی)، شامل مقولات چهارگانه بازخورد واطلاع، آرامش واحترام، علاقه واشتیاق، و اعتمادوارتباط؛ بعد دوم(چرایی)، شامل مقولات استقلال، شایستگی، رضایت و ارتباط؛ بعد سوم(چگونگی)، شامل دو مقوله، نخست،طراحی آموزشی که خود مشتمل بر مقولات فرعی شش گانه بهبود انگیزه معلمان، رویکردهای نوین طراحی آموزشی، ایجاد شور و نشاط در کلاس، ارائه اهداف و انتظارات، استفاده از روش های فعال و اکتشافی، و طراحی تکالیف هدفمند و چالشی؛ و دوم، شیوه های ارتباطی در دو بخش سلبی، مشتمل بر مقولات فرعی شش گانه بازخوردهای مبتنی بر قضاوت و انتقاد، تحسین و تمجید مبتنی بر کنترل و استعداد، جایزه و پاداش، مقایسه و رقابت، ترس و اضطراب، اسنادهای غیرقابل کنترل، و ایجابی شامل مقولات هفت گانه که در مقابل مقولات سلبی و جایگزین آنها، اسنادهای قابل کنترل، حق انتخاب، همکاری و رفاقت، مسئولیت یادگیری، تحسین و تمجید مبتنی بر تلاش و استدلال،  بازخوردهای توصیفی مبتنی بر فرایند و القای لذت یادگیری طراحی شد.
۹۷.

راهبردهای یاددهی-یادگیری در آموزش تلفیقی استیم:یک پژوهش سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
پیشینه و اهداف :  رویکرد آموزش تلفیقی علوم، فناوری، مهندسی، هنر و ریاضیات (STEAM) به عنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی، با هدف تقویت یادگیری میان رشته ای، خلاقیت و حل مسأله در دانش آموزان، توسعه یافته است. اجرای موفق این رویکرد مستلزم به کارگیری راهبردهای مؤثر یاددهی-یادگیری است که بتوانند تعامل، کاوشگری و تجربه محور بودن را در فرایند آموزش تقویت کنند. با توجه به گسترش توجه به آموزش استیم در نظام های آموزشی، شناسایی راهبردهای کارآمد می تواند به طراحی بهتر برنامه های درسی و ارتقای کیفیت یادگیری کمک کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای یاددهی-یادگیری در آموزش تلفیقی استیم بود. روش ها : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود و با روش سنتزپژوهی مفهومی انجام شد. جامعه پژوهش شامل پژوهش های مرتبط با آموزش استیم در بازه زمانی 2014 تا 2024 برای منابع خارجی و 1398 تا 1403 برای منابع داخلی بود. منابع از طریق جست وجوی نظام مند، گردآوری و پس از غربالگری چندمرحله ای انتخاب شد. کیفیت منابع منتخب با استفاده از چک لیست CASP ارزیابی شد و در نهایت 35 منبع واجد شرایط وارد تحلیل گردید. سپس داده ها با روش کدگذاری اشتراوس و کوربین در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که راهبردهای یاددهی-یادگیری استیم در سه مؤلفه اصلی طبقه بندی می شوند: «راهبردهای تعاملی-اجتماعی»، «راهبردهای علمی-آموزشی» و «راهبردهای فناورانه». راهبردهای تعاملی-اجتماعی شامل «فعالیت های همیاری و مشارکتی» و «فعالیت های کاوشگری»، راهبردهای علمی-آموزشی شامل «نقش آفرینی و شبیه سازی» و «آموزش چندحسی و تجربه محور» و راهبردهای فناورانه نیز شامل «فعالیت های ساختنی و مهندسی» و «آموزش مبتنی بر بازی وارسازی» بودند. نتیجه گیری :   نتایج نشان می دهد که تحقق این راهبردها وابسته به توانمندی معلمان در طراحی و اجرای فعالیت های مبتنی بر استیم است. چارچوب به دست آمده می تواند به ویژه در دوره ابتدایی، مبنایی عملی برای معلمان و برنامه ریزان درسی در توسعه آموزش تلفیقی استیم باشد.
۹۸.

فراترکیب مولفه های نظام آموزش و پرورش شایسته سالار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی مولفه ها و ریز مولفه های شایسته سالاری در آموزش و پرورش انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این مطالعه از نظر هدف از نوع کاربردی است و با رویکرد کیفی و شیوه فراترکیب (با استفاده از مراحل سندلوسکی و بارسو) که نوعی مرور سیستماتیک محسوب می شود انجام شده است. کلیه اسناد علمی یافت شده در 20 سال اخیر مورد بررسی قرار گرفته و تعداد 289783 سند علمی جامعه پژوهش را شکل می دهدکه در 7 پایگاه خارجی و 5 پایگاه فارسی شامل: ساینس دایرکت، اسکوپوس، اریک، گوگل اسکولار، جی استور، نورمگز، مگ ایران، ای اس آی دی، انسانی و با کلیدواژه های مختلف و راهبردهای متنوع جستجو، بررسی شدند. بر اساس غربالگری چندمرحله ای و بر اساس واکاوی عناوین، چکیده، روش و محتوا تعداد 59 سند علمی گزینش و تحلیل شد. تحلیل یافته ها با روش تحلیل مضمون (تماتیک) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد مولفه های شایسته سالاری در آموزش و پرورش در شش دسته: شایسته خواهی، شایسته گزینی، شایسته یابی، شایسته گماری، شایسته پروری و شایسته داری قابل ارائه است. شایسته خواهی (مشتمل بر 9 مولفه فرعی)، شایسته یابی (مشتمل بر 6 مولفه فرعی)، شایسته گزینی (مشتمل بر 5 مولفه فرعی)، شایسته گماری (مشتمل بر 3 مولفه فرعی)، شایسته پروری (مشتمل بر 11 مولفه فرعی) و شایسته داری (مشتمل بر 7 مولفه فرعی) شناسایی شد. بحث و نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که نظام آموزش و پرورش برای پاسخ اثربخش به مسائل و نیازهای موجود با ارائه مدل یکپارچه از مولفه های شایسته سالاری باید از طریق سیاستگذاری کلان، جذب و پرورش منابع انسانی شایسته، به کاهش اتلاف، بهبود بهره وری و رضایت شغلی منابع انسانی اقدام نماید.
۹۹.

بررسی ویژگی های سازمان یادگیرنده و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس متوسطه اول از دیدگاه دبیران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های سازمان یادگیرنده و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس متوسطه اول از دیدگاه دبیران انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۱۳۴ مدرسه دوره اول متوسطه منطقه ۴ تهران (۷۱ دخترانه و ۶۳ پسرانه) بود. بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای به حجم ۱۰۰ مدرسه (۵۳ دخترانه و ۴۷ پسرانه) به روش تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شد. در هر مدرسه یک دبیر و سه دانش آموز به روش تصادفی ساده برگزیده شدند؛ در مجموع ۱۰۰ دبیر و ۳۰۰ دانش آموز در نمونه مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ویژگی های سازمان یادگیرنده بوربور (2006) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (۱۹۹4) بود. داده ها با آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین ویژگی های سازمان یادگیرنده و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، تقویت ویژگی های سازمان یادگیرنده در مدارس دوره اول متوسطه می تواند با بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همراه باشد؛ بنابراین توجه مدیران و برنامه ریزان آموزشی به مؤلفه های سازمان یادگیرنده به عنوان یک رویکرد کارآمد در ارتقای عملکرد تحصیلی توصیه می شود.
۱۰۰.

دراسة تحليلية لمقاربة فلسفة اللغة فی التعليم، والترجمة، وتأویل النصوص العربية المعاصرة (دراسة حالة للتحليل الفلسفي لنظرية ما بعد الأنثروبولوجيا عند هايدغر في شعر نازک الملائکة)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
إنّ تحلیل فلسفه اللغه یعنی دراسه الأسس المفهومیه والوظیفیه والدلالیه للغه فی علاقتها بالفکر والثقافه والواقع، مع إبراز أنّ اللغه لیست مجرّد أداه لنقل المعنی، بل هی أفق لتشکّل الفهم وتحوّله. وتکتسب معرفه هذا المنظور أهمیه مضاعفه فی مجالات التعلیم، والترجمه، وتأویل النصوص العربیه المعاصره، إذ تمکّن المعلّم، والمتعلّم، والمترجم والمفسّر من النفاذ إلى الطبقات العمیقه للمعنى والسیاق الثقافی والافتراضات الفلسفیه الکامنه فی النص، متجاوزین حدود البنیه اللفظیه والقواعدیه. تهدف هذه الدراسه إلى مقاربه تطبیقات فلسفه اللغه فی التعلیم، والترجمه، وتأویل النصوص العربیه المعاصره، مع ترکیز خاص على دراسه حاله للتحلیل الفلسفی لنظریه ما بعد الأنثروبولوجیا عند مارتن هایدغر فی شعر نازک الملائکه. وبالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی، تستعرض الدراسه أو ا لا الأسس النظریه لفلسفه اللغه وموقعها فی التأویلیه الفلسفیه، ثم توضّح صلتها برؤیه هایدغر للغه والوجود وما بعد الأنثروبولوجیا، قبل الانتقال إلى تحلیل نماذج مختاره من شعر نازک الملائکه للکشف عن تجلّیات هذه المفاهیم فی بنیتها الشعریه والدلالیه. وتُظهر النتائج أن توظیف فلسفه اللغه فی التعلیم والترجمه یتیح إمکا نات أوسع لفهم التجربه الوجودیه للنصوص، من خلال تجاوز التفسیر السطحی والانفتاح على الأبعاد التأویلیه والثقافیه للنص، مما یُسهم فی إعاده إنتاج المعنى بدقه وعمق. وأما فقد بیّن التحلیل أن شعر نازک الملائکه، من خلال توظیف اللغه کأفق للوجود، یمتلک قابلیه سامیه للتحلیل الفلسفی، وأنّ نظریه ما بعد الأنثروبولوجیا لدى هایدغر تمثّل إطا ا را فعّا ا لا لفهم هذه القابلیه، خاصه فی ما یتعلق بمفاهیم القلق، والسقوط، والبحث عن المعنى، والوجود الأصیل. وتخلص الدراسه إلى أنّ دمج فلسفه اللغه فی تعلیم وترجمه النصوص العربیه المعاصره یشکّ ل مقاربه مبتکره وفعّاله لرفع جوده الفهم ونقل المعنى، ویُسهم فی تطویر أدوات تحلیلیه جدیده تربط بین اللغه والکینونه، وبین النظریه والتطبیق فی السیاق العربی المعاصر.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان