فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مواردی که در کتاب های آموزشی و درسی برای انتقال معنا و تحقق اهداف آموزشی اهمیت زیادی دارد، تناسب مطلوب بین تصویر و متن مربوط به آن است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تناسب بین هر یک از تصاویر اصلی و متون مربوطه در دروس کتاب های عربی متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی نظریه کرس و ون لیوون است. این نظریه یکی از حوزه های نشانه شناسی اجتماعی در تحلیل تصاویر و متون است. روش این پژوهشِ توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. در ادامه برای بررسی رابطه بین متن و تصویر، از کتاب های عربی پایه هفتم تا نهم دوره متوسطه اول پنج مورد از تصاویر اصلی همراه با متن هر درس انتخاب شدند و میزان تناسب آن ها با متن مربوطه در سه سطح زیاد (ایده آل)، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفتند. از هر کدام از این سطوح در هر سه پایه، نمونه هایی از تصاویر و متن در این نوشتار آورده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در اکثر تصاویر مورد بررسی معادل 73.34% پیوستگی کامل و مناسبی با متن مربوطه که مطابق با اهداف آموزشی و انتقال معنا باشد، وجود نداشت و فقط در 33.33% تصاویر مورد بررسی، تناسب کامل ایجاد شده بود. ازاین رو لازم است تغییراتی در متن و تصاویر اصلی این کتاب ها صورت بگیرد که میزان تناسب به سطح ایده آل برسد تا انتقال معنا و نیل به اهداف آموزشی برای فراگیران به صورت کامل حاصل گردد.
اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات طیف اتیسم بسیار فراگیر است و تمام جنبه های عملکردی کودکان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 7 تا 12 سال با اختلال طیف اتیسم شهر مشهد بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین کودکان با اختلال طیف اوتیسم 30 کودک 7-12 ساله با عملکرد متوسط انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. گروه ها از نظ ر س ن و به ره هوش ی همس ان انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون کانرز (2004) و آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) بود. گروه آزمایش به مدت 12 جلس ه 45 دقیق ه ای در جلسات آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی شرکت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارspss24 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان داد که آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم اثربخش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم، آموزش فعالیت های ادراکی حرکتی است.
الگوی جاری برنامه های درسی دوره پیش دبستانی در مناطق روستایی و عشایر: مورد مطالعه پیش دبستانی های ضمیمه مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دوره پیش دبستانی به عنوان یکی از دوره های مهم در نظام آموزش عمومی به شمار می آید که کمتر مورد توجه است این دوره در مناطق روستایی و عشایر که جمعیت نوآموزان کم است به صورت ضمیمه مدارس ابتدایی تشکیل می شود از این رو هدف پژوهش حاضر واکاوی وضع موجود برنامه-های درسی دوره پیش دبستانی در مناطق روستایی و عشایر ضمیمه مدارس ابتدایی روستایی است. روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. حوزه پژوهش شامل کلیه مربیان، آموزگاران و مدیران مدارس روستایی و عشایر دارای دوره پیش دبستانی در استان خراسان جنوبی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با هجده نفر از آموزگاران، هفت نفر از مربیان مستقل دوره پیش دبستانی روستایی و پنج نفر از مدیر مدارس روستایی و عشایر جمع آوری شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. یافته ها: : نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست مفهوم محوری و هفت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل برنامه ریزی درسی جزیره ای و غیر مدون به عنوان شرایط محوری، شرایط علّی(ضعف مهارت مربیان، چالش های محیطی، ضعف نگرشی- فرهنگی و ضعف محتوایی)، عوامل زمینه ای (زمینه های اجتماعی، سازمانی و خانوادگی)، راهبردهای پیشنهادی(استقلال آموزش و پرورش پیش دبستانی به عنوان معاونت، تخصص گرایی، حمایت و پشتیبانی و برنامه ریزی بومی گرا)، عوامل مداخله ای (رویکرد برنامه ریزی درسی، نیازسنجی، توجه به توسعه حرفه ای مجریان و نگرش سیستمی) و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت در زمینه بهبود وضعیت جاری برنامه های درسی دوره پیش دبستانی در مناطق روستایی و عشایر نیازمند تجدیدرویکرد برنامه ریزی، اجرای بهینه و تجدیدساختار آموزش و پرورش هستیم.
الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
200 - 214
حوزههای تخصصی:
دغدغه مراکز پیش دبستانی یافتن جواب این سؤال است که آیا می توان به کودکان پیش دبستانی، هوش مصنوعی آموزش داد؟ هدف این تحقیق،ارائه الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی است.روش مطالعه کیفی از نوع سنتزپژوهی بوده است. از این منظر هدف پژوهش حاضر، بر پایه مطالعه ابعاد آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی استوار شد.روش پژوهش سنتز پژوهی، میدان پژوهش شامل کلیه مقالات منتشر شده سالهای 2024-2014،و شیوه نمونه گیری بصورت هدفمند تا حد اشباع داده ها به تعداد31 مقاله(با در نظر گرفتن ملاکهای ورودی و غربال گری) صورت پذیرفت.جمع آوری اطلاعات با مراجعه به پایگاههای اطلاعاتی معتبر خارجی(الزویر،اشپرینگر،امرآلد،گوگل اسکولار و....)انجام گرفت.برای تأمین روایی و اعتباربخشی داده ها از روش اطمینان پذیری،تأیید پذیری و انتقال پذیری استفاده شد.بطور کلی نتایج نشان داد،الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی مشتمل بر ابعاد هفتگانه(بازی های آموزشی،اپلیکیشن های آموزشی،استفاده از اسباب بازی های هوشمند، آموزش مفاهیم هوش مصنوعی، شرکت دادن در بازی های تعاملی،آموزش پرسشگری از هوش مصنوعی،آموزش کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی) بوده است.
ارایه الگوی اخلاق حرفه ای معلمان بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
68 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارایه الگوی اخلاق حرفه ای معلمان بود. ماهیت پژوهش، اکتشافی و روش آن کیفی، بر اساس نظریه داده بنیاد بود. جامعه پژوهش کلیه خبرگان حوزه اخلاق حرفه ای معلمان بودند که بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی و مبتنی بر اصل اشتهار، 14 نفر به عنوان مشارکت کننده بر اساس ملاک های ورودی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس روش، و مبتنی بر سه کدگذاری باز، کدگذاری محوری و گزینشی، انجام شد. یافته ها نشان داد، الگوی اخلاق حرفه ای شامل این موارد است: شرایط علی (هویت اجتماعی فرهنگی؛ خودشناسی؛ رجحان منافع سازمانی)؛ شرایط مداخله گر (معنویت؛ شخصیت)؛ راهبردها (توسعه روزافزون؛ انتخاب و انتصاب)؛ شرایط زمینه ای (آگاهی و احترام به سیاست های کلان؛ منزلت اجتماعی) و پیامد (اخلاق حرفه ای در قبال دانش آموزان؛ اخلاق حرفه ای در قبال اولیای دانش آموزان؛ اخلاق حرفه ای در قبال همکاران؛ اخلاق حرفه ای در قبال جامعه). الگوی به دست آمده و فرآیند کدگذاری به پنج نفر از استادان دانشگاه ارایه شد و این استادان تا 0/85 کدگذاری ها و فرآیند را تأیید کردند. نتایج این پژوهش زمینه اولیه باری طراحی ابزارهای سنجش اخلاق حرفه ای در بین معلمان و همچنین مداخلات آموزشی مرتبط با فراهم می کند.
بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی در جامعه ی ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی در جامعه ی ایرانی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی افراد جامعه ی ایران در سال 1403 که اطلاعات مقدماتی در زمینه ی کامپیوتر و هوش مصنوعی داشتند بود که بالای 20 سال سن داشتند و از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 340 نفر (137مرد، 203 زن) انتخاب شدند. داده ها از طریق مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی، پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی جمع آوری شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی چهار عامل آگاهی ، استفاده ، ارزیابی و اخلاق را برای مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی تأیید کرد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان (همگرا و واگرا) مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی نشان داد که بین خرده مقیاس های، مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پذیرش هوش مصنوعی در فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی مثبت معنادار و با خرده مقیاس ترس از هوش مصنوعی در فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همسانی درونی خرده مقیاس های، مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی بر حسب آلفای کرونباخ با ضرایب همبستگی 72/0 تا 82/0 مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس دانش استفاده از هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ای از جامعه ی ایرانی از ویژگی های روانسنجی مناسبی برخوردار است و می تواند ابزاری مفید برای پژوهشگران در زمینه ی پژوهش های مرتبط با دانش استفاده از هوش مصنوعی باشد.
شناسایی اهمیت و رتبه بندی مولفه های کلیدی اشتغال پذیری دانشجویان دوره کارشناسی مهندسی معدن با استفاده از رویکرد دیمتل (DEMATEL)
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
38 - 19
حوزههای تخصصی:
تحولات سال های گذشته در بازار کار دانش آموختگان، ضرورت توجه به مسئله اشتغال پذیری را نشان می دهد. مفهوم اشتغال پذیری، آمادگی برای انجام کار و داشتن مهارت هایی است که موجب می شود فرد نقش مؤثری در بازار کار داشته باشد. فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن باید توانمندی های لازم درجهت پذیرش شرایط سخت حاکم بر فضای کار را داشته باشند. هدف این تحقیق، ارزیابی مهارت های لازم درجهت ارتقای اشتغال پذیری دانشجویان رشته مهندسی معدن است. در این راستا شاخص های اشتغال پذیری دانش آموختگان دانشگاهی در قالب سه مقوله اصلی دانش و مهارت های آکادمیک، دانش و مهارت های مرتبط با محیط کار، نگرش و ویژگی های فردی تقسیم بندی و با مشارکت تعدادی از دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن دانشکده صنعت و معدن خاش مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک دیمتل (DEMATEL) نشان می دهد که شاخص های توجه به آموزش های میان رشته ای و چندرشته ای، برگزاری اردوهای علمی و بازدید از معادن مختلف و افزایش حس اعتمادبه نفس دانشجویان شاخص هایی هستند که از دیدگاه جامعه آماری مورد بررسی اهمیت بیشتری دارند و توصیه می شود که درجهت افزایش مهارت های اشتغال پذیری دانشجویان مورد توجه قرار گیرند. در این راستا شاخص های اشتغال پذیری دانش آموختگان دانشگاهی در قالب سه مقوله اصلی دانش و مهارت های آکادمیک، دانش و مهارت های مرتبط با محیط کار، نگرش و ویژگی های فردی تقسیم بندی و با مشارکت تعدادی از دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن دانشکده صنعت و معدن خاش مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک دیمتل (DEMATEL) نشان می دهد که شاخص های توجه به آموزش های میان رشته ای و چندرشته ای، برگزاری اردوهای علمی و بازدید از معادن مختلف و افزایش حس اعتمادبه نفس دانشجویان شاخص هایی هستند که از دیدگاه جامعه آماری مورد بررسی اهمیت بیشتری دارند و توصیه می شود که درجهت افزایش مهارت های اشتغال پذیری دانشجویان مورد توجه قرار گیرند.
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری (ابزاری جدید برای سنجش میسوفونیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
159 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری در بین گروهی از نوجوانان ایرانی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12 تا 18 ساله شهر ارومیه در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 380 نفر انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونه نوجوانان ایرانی ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس حساسیت به صدای واینشتاین به طور تجربی از روایی همگرا نسخه تجدیدنظر شده مقیاس میسوفونیا حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی نسخه تجدیدنظر شده مقیاس 93/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پرسشنامه صدا بیزاری برای سنجش میسوفونیا در نوجوانان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار می تواند جهت اندازه گیری صدا بیزاری در بخش های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
85 - 103
حوزههای تخصصی:
با توجه به استفاده روزافزون از فناوری های ارتباطی نوین، مربیگری الکترونیکی به ابزاری مؤثر با هدف تطبیق شرایط در حال تغییر جامعه تبدیل شده است. از این ابزار می توان به منظور بهبود عملکرد مدیران و رهبران آموزشی استفاده کرد. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی و به شیوه مرور نظام مند انجام شده است. همچنین، به منظور شناسایی مؤلفه ها، پس از تنظیم سؤال پژوهش، کلیدواژه های جست وجو تعیین شد. این کلیدواژه ها در دو پایگاه وب آو ساینس و اسکوپوس و 71 مجله معتبر حوزه یادگیری الکترونیکی (بر اساس نظام رتبه بندی مجلات سایمگو) جست وجو شدند که در مجموع 2433 مقاله به دست آمد. پس از بررسی مقالات 23 مقاله در حوزه مربیگری الکترونیکی انتخاب شد. از روش سنتز مضمون نیز برای تجزیه وتحلیل یا همان کدگذاری داده های استخراج شده استفاده شد. مؤلفه های شناسایی شده مربیگری الکترونیکی عبارت اند از: تعیین اهداف مربیگری مجازی، تعیین سطح شایستگی متربیان، پرسیدن سؤالات تأملی از متربیان، شناسایی نیازهای متربیان، تعامل، تبدیل اهداف کلی به جزئی، تعیین منابع، انتخاب فناوری مناسب، برنامه ریزی، ارائه بازخورد مناسب و مداوم، ارزیابی، توسعه نرم افزار و حفظ امنیت آنلاین. درنهایت، می توان از الگوی نهایی این مطالعه مانند الگوی مفهومی مقدماتی برای مطالعات بعدی استفاده کرد.
نظام آموزش نسل چهار: شناسایی فناوری های نوین و امکان سنجی پیاده سازی آن در دانشگاه های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
115 - 132
حوزههای تخصصی:
جهان امروز در حال تجربه یک موج تغییر با فناوری های دیجیتال و تغییرات فن آورانه است که روندها را تعیین می کنند و بر هر جنبه ای از زندگی تأثیر می گذارد، فناوری های جدید زندگی انسان را به طرق مختلف بهبود می بخشد. برای همگام شدن با این موج تغییر، باید نظام آموزشی کشور را به روز کرد تا این تغییرات از سنین پایین تر در اولویت قرار گیرد. این شامل ادغام فناوری ها در سرفصل آموزشی و پرورش یک محیط یادگیری است تا نوآوری و حل مسئله را تشویق کند و از آن به عنوان آموزش 0/4 یاد می شود. هدف از این مقاله شناسایی فناوری هایی که لازمه ی پیاده سازی آموزش 0/4 است، می باشد و پس از شناسایی بررسی می کند که آیا مراکز آموزش عالی امکان پیاده سازی این فناوری ها را دارد یا خیر؟. برای دستیابی به این هدف بیش از 70 مقاله منتشر شده لاتین موردمطالعه قرار گرفت. با توجه به هدف تحقیق، روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) برای انجام تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی و شیوه گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای و میدانی می باشد. پس از بررسی کامل مقالات تعداد 27 مضمون پایه شناسایی شد که در 7 دسته مضمون سازمان دهنده ی: 1-فناوری های ارتباطی و شبکه، 2- محتوای تعاملی، 3- فناوری های مبتنی برهوش مصنوعی، 4-فناوری های آموزشی، یادگیری و تعاملی 5- فناوری های دیجیتال، 6- فناوری های واقعیت و شبیه سازی، 7- فناوری نوآورانه قرار گرفت و در نهایت مضامین سازمان دهنده در 2 دسته بندی فراگیر،1- فناوری های ارتباطی و آموزشی و 2- فناوری های نوین و هوش مصنوعی قرار گرفتند. پس از تهیه و توزیع پرسشنامه، باتحلیل داده های بدست آمده از 6 دانشگاه کشور جهت امکان سنجی پیاده سازی این فناوری ها نتیجه شد که دانشگاه ها آمادگی لازم جهت تهیه و بکارگیری فناوری های مرتبط با نظام آموزش نسل 0/4 را ندارند.
نقش واسطه ای توسعه حرفه ای در رابطه سواد برنامه درسی با اثربخشی معلم (مورد مطالعه شهر کازرون)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: معلمان نقش اساسی در کیفیت آموزش دارند و سواد برنامه درسی آنان به طور مستقیم بر اثربخشی تدریس تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای توسعه حرفه ای در رابطه سواد برنامه درسی با اثربخشی معلم انجام شد. روش پژوهش همبستگی بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش همه معلمان متوسطه اول شهرستان کازرون بود . بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های پرسشنامه سواد برنامه درسی عباباف و همکاران (1392)، پرسشنامه توسعه حرفه ای قنبری و محمدی (1395) و پرسشنامه اثربخشی معلم ادموند و همکاران (2005) بود که روایی آنها با استفاده از روش CVR لاوشه(ضریب توافق بالای 07/0 ) و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفا کرانباخ 88/0 تایید رسید . یافته ها: سواد برنامه درسی معلم بر اثربخشی معلم تاثیردارد سواد برنامه درسی معلم بر توسعه حرفه ای معلم اثر دارد سواد برنامه درسی معلم بر توسعه حرفه ای معلم اثر دارد نتایج فرضیه اصلی نیز نشان می دهد اثر غیرمستقیم سواد برنامه درسی معلم بر اثربخشی معلم با میانجیگری توسعه حرفه ای با میزان 42/0 در سطح 05/0 ،معنادار است. نتیجه گیری: سواد برنامه درسی معلم نقش مهمی در افزایش اثربخشی او دارد. این سواد علاوه بر اثرگذاری مستقیم بر اثربخشی معلم، به توسعه حرفه ای او نیز منجر می شود. توسعه حرفه ای به نوبه خود به عنوان یک متغیر میانجی عمل کرده و اثر غیرمستقیم سواد برنامه درسی بر اثربخشی معلم را تقویت می کند. به عبارت دیگر، هرچه سطح سواد برنامه درسی معلم بالاتر باشد، هم به شکل مستقیم و هم از طریق ارتقای توسعه حرفه ای، اثربخشی معلم افزایش می یابد.
اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
1 - 13
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون –پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد بود که از بین آن ها30 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پژوهش حاضر سیاهه خودنظم جویی نوجوانان دیاس و همکاران (2014) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1997) بود. آموزش بسته چشم انداز زمان بر اساس نظریه بویرد و زیمباردو (1999) در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از کواریانس یک متغیره و چند متغیره صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش چشم انداز زمان باعث افزایش خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی می شود. بنابراین آموزش چشم انداز زمان می تواند روش مناسبی برای متعادل سازی زمان (تعادل زمانی)، افزایش خودنظم جویی و به دنبال آن کاهش اضطراب دانش آموزان باشد.
الگوی بهینۀ توسعۀ فضاهای آموزشِ عالی از منظر ارگونومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
77 - 94
حوزههای تخصصی:
امروزه، توجه به مباحث ارگونومی در نظام های آموزشی به اولویتی مهم تبدیل شده است چراکه اعتقاد بر این است که این حوزه بر کیفیت نظام آموزشی تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بهینه توسعه فضاهای آموزشِ عالی از منظر ارگونومی تدوین شده است. روش پژوهش کیفی است و از نظریه داده بنیاد برای طرح یک چارچوب تحلیلی انتزاعی استفاده می کند. نمونه آماری پژوهش شامل 25 استاد باسابقه می شود که، براساس نمونه گیری غیراحتمالی و نمونه گیری هدفمند (نظری)، دو نوع آن را با نام های حداکثر تنوع (ناهمگون) و گلوله برفی انتخاب کرده ایم. شایان ذکر است که نمونه آماری هم در دانشگاه حضور دارد و هم درخصوص موضوع پژوهش از اطلاعاتی نسبتاً جامع برخوردار است. همچنین اطلاعات جمع آوری شده را به وسیله نرم افزار ATLAS.tiTM تحلیل کرده ایم. براساس نتایج، آموزشِ عالی نیازمند بازنگری کلی در حوزه ارگونومی، به مثابه عاملی مهم و تأثیرگذار بر کیفیت آموزشی، است.
Investigating the Effectiveness of Online English Learning: Explaining Learners' Perspectives
حوزههای تخصصی:
Online learning is one of the educational channels that learners and educational centers have recently turned to. However, there are still concerns about its effectiveness. The aim of the study was to explain learners' perspectives on the effectiveness of online learning. The present study was a qualitative study using content analysis method that was conducted in 1402. The participants were 38 female (n=22) and male (n=16) language learners from Tehran Language School who had experience in online learning and were selected through purposive sampling. Data were collected and analyzed through interviews. The overall analysis of the interviews indicates that 63% of learners (n=24) rated the method as weak, 20% (n=8) rated the method as average, and 17% (n=6) rated the method as good. 29 percent (n=11) believed that the method was effective in improving their knowledge, and 23 percent (n=9) considered the method effective in improving speaking skills. 15 percent (n=6) are willing to participate in online learning again and 83 percent (n=31) believed that the most important problem of online learning is the lack of necessary infrastructure and 83.6 percent (n=32) of the participants believe that the best learning method to improve English language skills is face-to-face learning. The findings indicate that online learning is not a suitable method for improving English language knowledge and skills compared to face-to-face education and if it is necessary to learn English online, it is necessary to provide infrastructure.
تبیین نقش سواد هوش مصنوعی در تقویت مهارت های تفکر مرتبه بالاتر دانشجو معلمان با میانجیگری درگیری رفتاری و تعامل همتایان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت سریع و گسترده فناوری هوش مصنوعی در قرن 21، باعث ظهور مفهوم سواد هوش مصنوعی شده است. مطالعه حاضر با هدف تبیین نقش سواد هوش مصنوعی در تقویت مهارت های تفکر مرتبه بالاتر دانشجومعلمان با میانجیگری درگیری رفتاری و تعامل همتایان و با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان دختر و پسر دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحال و بختیاری به تعداد 2003 نفر بودند که از میان آنها بر اساس جدول کرجسی و مورگان 322 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه سواد هوش مصنوعی (وانگ و همکاران، 2023)، درگیری رفتاری (لو و همکاران، 2024)، تعامل همتایان (هوانگ و همکاران، 2018) و مهارت های تفکر مرتبه بالاتر (هوانگ و همکاران، 2018) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها با استفاده از نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) و روایی همگرا و واگرای پرسشنامه ها به ترتیب با استفاده از میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و آزمون فورنل و لارکر بررسی و تأیید شد. پایایی پرسشنامه ها نیز با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی و همه مقادیر بالای 70/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSSو Amos انجام شدتجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد سواد هوش مصنوعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم (از طریق درگیری رفتاری و تعامل همتایان) بر مهارت های تفکر مرتبه بالاتر دانشجومعلمان تأثیر مثبت و معنادار دارد. بر این اساس، برنامه ریزی جدی و سرمایه گذاری مناسب به منظور توسعه سواد هوش مصنوعی در همه دانشجومعلمان امری مهم و ضروری به نظر می رسد.
پیش بینی شادکامی بر اساس تاب آوری و دلبستگی شغلی آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
99 - 115
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیش بینی شادکامی کمک می کند تا فهم بیشتری از رابطه بین عوامل روانشناختی و رفتاری مانند تاب آوری و دلبستگی شغلی با شادکامی آموزگاران پیدا شود، لذا هدف پژوهش حاضر پیش بینی شادکامی بر اساس تاب آوری و دلبستگی شغلی آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود . روش شناسی پژوهش: این پژو هش با استفاده از روش توصیفی از نوع همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری این مطالعه معلمان شهرستان کازرون است که 1100 نفر معلم بودند. با استفاده از فرمول کوکران 310 نفر در پژوهش شرکت نمودند.ابزار جمع آوری اطلاعات، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003).، پرسشنامه شادکامی: آزمون شادکامی آکسفورد و پرسشنامه دلبستگی شغلی کانونگو (1982) برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. روایی و پایایی مقیاسها نیز توسط محققان پیشین به تائید رسیدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین دلبستگی شغلی و تاباوری 612/0 و با شادکامی 602/0 رابطه ی مثبت و معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. همچنین، دلبستگی شغلی توان پیش بینی شادکامی معلمان را دارد. در این میان، تعلق خاطر به محیط کار با بتای 304/0 ، شور و اشتیاق بتای 271/0 و وفاداری با مقدار بتای 166/0 وتمایل به تلاش با مقدار بتای 143/0 به ترتیب بیشترین سهم را در پیش بینی شادکامی معلمان دارا می باشند . همچنین، تاباوری معلمان با مقدار بتای 406/0 و دلبستگی شغلی با مقدار بتای 320/0به ترتیب و در سطح 01/0 P< ، توانایی پیش بینی شادکامی معلمان را دارند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دلبستگی شغلی و تاب آوری با شادکامی معلمان ابتدایی ارتباط معناداری دارند. تقویت این عوامل می تواند به افزایش شادکامی آن ها کمک کند.
طراحی و هنجاریابی پرسشنامه نگرش معلمان ایرانی به هوش مصنوعی
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
64 - 77
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز هوش مصنوعی در حال گسترش است و به عنوان یک ابزاری مکمل در سیستم های آموزشی ایران، اهمیت زیادی دارد. این مطالعه باهدف طراحی و هنجاریابی پرسشنامه نگرش به هوش مصنوعی معلمان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهش های کمی و توصیفی بود. جامعه آماری شامل حدود ۱۱۰۰ معلم از شهرستان اردکان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که نمونه گیری به صورت داوطلبانه انجام گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های نگرش به فناوری آیدین و سیمرسی (۲۰۱۷)، اضطراب فن اوری وان آکر و همکاران (۲۰۱۳) و نگرش به هوش مصنوعی معلمان بود. برای بررسی روایی ابزار از روش های روایی صوری، همگرا، واگرا، همسانی درونی و روایی سازه استفاده شد و پایایی با آلفای کرونباخ ارزیابی گردید. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 انجام شد. نتایج نشان داد پرسشنامه تک عاملی، پس از حذف ۴ سؤال از۱۰ سؤال اولیه،برای سنجش نگرش معلمان به هوش مصنوعی مناسب است.ضریب همبستگی بین نگرش معلمان به فناوری و نگرش به هوش مصنوعی 649/0 (001/0>P) بود که روایی همگرا را تأیید می کند، همچنین همبستگی منفی با اضطراب فناوری483/0- (001/0>P) بود که روایی واگرا را نشان داد. همسانی درونی در بازه 513/0 تا 842/0 و بارهای عاملی بالای 4/0 قرار داشت. شاخص های خطای تقریب (RMSEA)، نیکویی برازش (GFI)، برازندگی تطبیقی (CFI) به ترتیب برابر با 064/0، 983/0، 988/0 و مقدارdf /χ2 نیز ۸۵۲/۱ به دست آمد که روایی سازه را تأیید کردند. پایایی با مقدار آلفای کرونباخ 8۱4/0 برای کل پرسشنامه مطلوب بود.بر اساس نتایج، پرسشنامه نگرش معلمان ایرانی نسبت به هوش مصنوعی ابزاری ارزشمند برای ارزیابی ادراکات و نظرات است.
ارائه الگوی شایستگی های دیجیتال معلمان جغرافیا بر اساس استانداردهای انجمن بین المللی فناوری (ISTE)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شایستگی دیجیتال، تازه ترین مفهومی است که برای توصیف مهارت های مرتبط با فناوری استفاده می شود و به درک و مهارت هایی که افراد باید در این دنیای دیجیتال برخوردار باشند اشاره می کند. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شایستگی های دیجیتال معلمان جغرافیا در عراق بر اساس استانداردهای انجمن بین المللی فناوری (ISTE) انجام شده است. پژوهش به روش ترکیبی کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه و متخصصان فناوری در کشور عراق بودند. حجم نمونه شامل 14 نفر بود که طبق اصل اشباع نظری و به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده های کیفی از روش کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شایستگی های دیجیتال معلمان جغرافیا در پنج حوزه اصلی قابل طبقه بندی است: شایستگی های تدریس دیجیتال، شایستگی های محتوایی و ابزار، به روزرسانی مستمر مهارت ها، شایستگی های ارتباطی و همکاری آنلاین و ارزیابی و نظارت دیجیتال. نتایج پژوهش بیانگر آن است که شایستگی های دیجیتال معلمان نقشی حیاتی در ارتقای کیفیت آموزش جغرافیا و افزایش تعامل بین معلمان و دانش آموزان دارد. الگوی ارائه شده بر اساس استانداردهای ISTE می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی و توسعه حرفه ای معلمان استفاده شود و به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در عراق کمک کند.
بررسی تطبیقی فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مقطع ابتدایی در مدارس ایران با چهار سیستم برجسته آموزش و پرورش در جهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی یکی از ارکان اساسی و جدایی ناپذیر نظام تعلیم و تربیت در جهان می باشد و نقش مهمی در سنجش میزان کارآیی و اثربخشی فعالیت های آموزشی ایفا می کند. این فرآیند، با فراهم آوردن بازخوردهای مستمر و دقیق، امکان بهبود مستمر کیفیت آموزش و یادگیری را فراهم می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تطبیقی، بر اساس مدل چهار مرحله ای بردی، که شامل توصیف، تفسیر، کنار هم قرار دادن و مقایسه است، به بررسی تطبیقی فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مقطع ابتدایی در ایران و چهار نظام برجسته آموزش و پرورش جهان (ایالات متحده آمریکا، انگلستان، سوئیس و ژاپن) می پردازد. داده ها به روش اسنادی و با بهره گیری از منابع متنوعی همچون کتب، مقالات علمی، گزارش های بین المللی و اسناد دولتی گردآوری شده اند و تحلیل آنها با استفاده از روش تحلیل محتوای تجمیعی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که نظام ارزشیابی دانش آموزان ابتدایی در ایران، مشابه چهار نظام برتر جهانی، بر مبنای روش های توصیفی و تحلیلی استوار است؛ اما اجرای این روش ها و مهارت های معلمان در این زمینه نیازمند بازنگری و بهبود مستمر است. یافته ها تأکید می کنند که هیچ روش ارزشیابی به تنهایی نمی تواند به عنوان مؤثرترین روش معرفی شود و برای همسویی خروجی های نظام آموزشی با نیازهای جامعه و پرورش نسلی کارآمد، لازم است آموزش های معلمان بر پایه رویکردهای فرآیندی تقویت شده و اهداف کاربردی در جهت ارتقای مهارت ها و نگرش های دانش آموزان تدوین گردد. این رویکردها می توانند زمینه ساز تحول در نظام ارزشیابی و ارتقای کیفیت یادگیری در دوره ابتدایی باشند و به تحقق اهداف کلان آموزش و پرورش کمک کنند.
اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با دانش آموز چند معلولیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
۱۱۷-۱۰۶
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با فرزند دانش آموز چندمعلولیتی انجام شد.روش: این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل نابرابر استفاده کرد. جامعه آماری شامل 108 دانش آموز مدرسه چندمعلولیتی کوشا در شهر مشهد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2000) و پرسشنامه طرد-پذیرش پورتر (1954) بودند. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل کوواریانس (آنکوا) در نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته تأثیر مثبت و معنی داری بر تاب آوری مادران دارد و همچنین موجب بهبود طرد-پذیرش در آنها شد.بحث و نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود تاب آوری و پذیرش مادران در خانواده های با فرزند چندمعلولیتی استفاده شود. این نوع مشاوره با کاهش احساس طرد و افزایش تاب آوری، به مادران کمک می کند تا بهتر با چالش های روزمره مواجه شوند.