ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۲۴۱.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس پاسخ به طرد جنسی(RSRS) در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی مقیاس پاسخ به طرد جنسی در زنان متآهل شهر اردبیل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را تمام زنان متأهل شهر اردبیل تشکیل دادند. از میان جامعه آماری به تعداد ۲۱۴ نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت انفرادی به مقیاس طرد جنسی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همسانی درونی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. داده ها با کمک نرم افزارهای SPSS 25 و 8 LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب هسمانی درونی نشان داد که این مقیاس از پایایی مناسبی برخوردار است. اعتبار مقیاس بر اساس آلفای کرونباخ برای چهار عامل تفاهم88/0، رنجش83/0، نامطمئن 86/0و وسوسه83/0 به دست آمد. شاخص های برازش تحلیل عاملی تأییدی نیز روایی مناسب مقیاس را نشان داد (98/0=CFI، 96/0=RFI، 98/0=NNFI و 062/0=RMSEA). از نتایح این مطالعه می توان نتیجه گرفت که مقیاس RSRS ابزاری قابل اعتماد و روا برای سنجش پاسخ به طرد جنسی می باشد.
۲۴۲.

طراحی الگوی توسعه و تعمیق جرأت ورزی دانشجویان؛ مورد مطالعه :دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
زمینه و هدف: جرات ورزی یکی از شاخص های مهم شخصیت افراد محسوب می شود و این ویژگی در دانشجویان دانشگاه افسری پلیس به دلیل اینکه زیر بنای تعاملات درون سازمانی و برون سازمانی آینده افسران که به نوعی می تواند زمینه های اقتدار پلیس در جامعه را تشکیل دهد از اهمیت بسزایی برخوردار است که از همین رو هدف پژوهش نیز تدوین الگوی جراتمندی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع) می باشد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد از نوع کیفی بوده و از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جمعیت مورد مطالعه در این پژوهش شامل روانشناسان، نخبگان و مدیران حوزه تعلیم و تربیت فراجا بوده اند. نمونه ها به روش هدفمند(غیرتصادفی) انتخاب شده و جمعیت نمونه از طریق مصاحبه درفرایند بررسی قرار گرفتند که تا اشباع نظری در داده ها مصاحبه ادامه یافت. یافته ها با مشارکت 15 نفر از فرماندهان و مدیران و خبرگان فراجا بدست آمد. در تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمونی کینگ و هاروکز برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها استفاده شده و اعتبار و روایی آن با استفاده از نظرات خبرگان مورد تایید قرار گرفت. یافته ها: مضامین احصا شده در مصاحبه های روانشناسان و نخبگان و مدیران فراجا حاکی از آن بود که دانشجویان دانشگاه افسری پلیس در پنج حوزه شامل: حوزه شخصیتی و روانشناختی، سازمانی، آموزشی، دینی و مذهبی، و حوزه تربیتی نیاز به داشتن ویژگی هایی هستند که آنان را در انجام درست مأموریت های کنونی و آینده شغلی یاری رسان است. این مضامین شامل 121 مضمون به عنوان مضامین پایه الگوی توسعه و تعمیق جرات ورزی دانشجویان بدست آمد. از مجموع مضامین، 11 مضمون به عنوان مضامین سازمان دهنده الگوی توسعه و تحمیق جرات ورزی دانشجویان احصاء شد. همچنین از مجموع مضامین احصاء شده 5 مضمون به عنوان مضامین فراگیر الگوی توسعه و تحمیق جرات ورزی دانشجویان استخراج گردید نتیجه گیری: نتایج پژوهش در بردارنده پنج مضمون فراگیر بعد شخصیتی- روانشناختی، بعد سازمانی، بعد تربیتی، بعد آموزشی و بعد دینی-مذهبی می باشد که نشانگر دستیابی به شاخص های علمی جدیدی در زمینه ارتقاء جراتمندی در دانشجویان افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع) می باشد.
۲۴۳.

راهبردهای آماری برای عینی سازی اشباع نظری در مطالعات کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
حجم نمونه در مطالعات کیفی مرتبط با اشباع نظری است. اشباع نظری به این معناست که پژوهشگر نمونه گیری و جمع آوری داده ها را تا زمانی ادامه دهد که با بینش و مفهومی جدیدی مواجه نشود. اما همواره تعداد مصاحبه ها و ادعای دستیابی یه اشباع موضوعی مناقشه برانگیز بوده است و نمی توان هر ادعای رسیدن به اشباع نظری را درست قلمداد کرد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که تعداد مصاحبه های بیشتر از نیاز هزینه و وقت را اتلاف می کند و مصاحبه های کمتر از نیاز روایی پژوهش را از بین می برد. برای رفع این مشکل روش های مختلفی مانند توصیه هایی برمبنای تجربه و حساب هایی سرانگشتی وجود دارد، لیکن علاقه مندی به معیاری عینی تر و متکی به آمار نظر متخصصان را بیش از همه به خود جلب کرده است. در این متن دو رویکرد آماری برای تعیین حجم نمونه مورد بررسی قرار می گیرد. یکی از این روش ها به شکل پسینی و دیگر روش به شکل پیشینی حجم نمونه را در مطالعات کیفی برآورد می کند. این دو روش بررسی و توضیح داده و شده و در نهایت با هم مقایسه خواهند شد.
۲۴۴.

طراحی و اعتباریابی مقیاس عوامل موثر در شکل گیری برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
این مقاله با هدف طراحی و اعتبار یابی مقیاسی در زمینه علل ایجاد برنامه های درسی پوچ پنهان در رشته کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد پژوهش که در سال 1400-1401 انجام شد، ترکیبی و با استفاده از طرح اکتشافی متوالی مدل ابزار سازی و طی دوگام بود. در گام اول ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و درگام دوم پرسشنامه طراحی شده مورد استفاده قرار گرفت. جامعه پژوهش 1526 نومعلم دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی طی دو سال 1395 و 1400 بودند. نمونه موردنظر در گام اول به روش هدفمند و با معیار اشباع نظری یعنی 33 مصاحبه به پایان رسید. فرایند تجزیه وتحلیل داده های حاصل نیز با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. نمونه پژوهش در گام دوم 490 نفر از نومعلمان بودند که براساس جدول مورگان و با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده های پرسشنامه نیز از روش تحلیل عاملی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که پرسشنامه طراحی شده دارای روایی و پایایی مناسبی هست. همچنین سه مولفه شایستگی ها و صلاحیت های اساتید، ضعف در محتوای آموزشی دروس و سرفصل و ضعف در بودجه بندی زمانی، دارای بیشترین توان پیش بینی در زمینه ایجاد برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان هستند. نتایج بیانگر آن بود که مقیاس طراحی شده در این پژوهش، می تواند ابزار مناسبی برای تعیین میزان عوامل موثر در شکل گیری برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان باشد.
۲۴۵.

تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری های برنامه درسی در بین معلمان مقطع ابتدایی بر اساس مدل پذیرش مبتنی بر توجه (CBAM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
پیشینه و اهداف: پذیرش نوآوری های برنامه درسی، مستلزم شناخت دقیق عوامل مؤثر بر آن است. این پژوهش، با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری های برنامه درسی در بین معلمان مقطع ابتدایی شهر سنندج، بر اساس مدل پذیرش مبتنی بر توجه (CBAM) انجام شده است. روش: رویکرد تحقیق کمّی و به طور خاص از راهبرد توصیفی_پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری شامل 298 معلم مقطع ابتدایی شهرستان سنندج بود. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی ساده صورت پذیرفت. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش یک پرسش نامه محقق ساخته دارای 37 سؤال و مقیاس پنج درجه ای طیف لیکرت است. جهت تجزیه و تحلیل نتایج، از شاخص های آمار توصیفی و آزمون ناپارامتری به دلیل عدم نرمال بودن داده ها و از آزمون پارامتری تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تی مستقل جهت مقایسات میانگین استفاده شد. کلیه تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 26 صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین نگرانی معلمان در مواجهه با نوآوری های برنامه درسی، مربوط به دو بُعد «دانش و اطلاعات» و «مؤلفه های شخصی» بود که بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند. این موضوع بیانگر آن است که معلمان در درجه نخست نسبت به درک مفاهیم نوآوری و تأثیرات فردی آن دغدغه دارند؛ همچنین نتایج تحلیل آماری نشان داد که سطوح نگرانی معلمان بر اساس سابقه خدمت، مدرک تحصیلی و جنسیت، تفاوت معناداری ندارد، اما در بُعد «همکاری»، بین گروه های مختلف حوزه تحصیلی، تفاوت معناداری مشاهده شد. (sig = 0.048)  این یافته حاکی از نقش مؤثر زمینه تحصیلی در نگرش مشارکتی معلمان نسبت به نوآوری های برنامه درسی است.نتیجه گیری: عواملی مانند سابقه کار، مدرک تحصیلی و جنسیت، تأثیر قابل توجهی بر سطوح نگرانی معلمان ندارند؛ در مقابل، وجود اختلاف معنادار میان حوزه تحصیلی و متغیر همکاری، نشان دهنده اهمیت و نقش محسوس زمینه های علمی در تعاملات آموزشی است؛ لذا لازم است آموزش های هدفمند و حمایت های لازم برای ارتقای همکاری و تقویت دانش معلمان فراهم شود. این اقدامات می توانند به تسهیل فرایند پذیرش نوآوری های برنامه درسی کمک کنند.
۲۴۶.

بررسی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه بین باورهای مذهبی با تعهد شغلی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۳
پیشینه و اهداف: در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، موفقیت سازمان ها و نقش سرمایه انسانی در دست یابی به این موفقیت در اثر اخلاق حرفه ای و تعهد شغلی و مسایل مرتبط با آن همچون باورهای مذهبی، اهمیت روزافزون دارد. توجه به این مهم در سازمان های آموزشی جامعه ازجمله آموزش و پرورش و نیروی انسانی مرتبط با آن بخصوص معلمان تربیت بدنی و ورزش که بخشی از بار سلامت و سواد سلامتی و حرکتی جامعه را بر دوش دارند، اهمیت دوچندان دارد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه علّی باورهای مذهبی با تعهد شغلی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش ها: روش این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع مطالعات علّی بوده است که به شکل پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان تربیت بدنی و ورزش تمامی مقاطع مدارس استان های مرکزی کشور بود که ۳۴۰ نفر از آن ها براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری در این تحقیق شرکت کردند. ابزار تحقیق، شامل پرسش نامه های اخلاق حرفه ای کادوزیر (۲۰۰۲)، تعهد شغلی بلاو (۱۹۹۳) و باورهای مذهبی نویدی (۱۳۷۶) با روایی و پایایی قابل قبول (به ترتیب ۷۹/۰، ۸۸/۰ و ۷۸/۰) بود. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از تحلیل مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ِسمارت پی ال اس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ارتباط مستقیم و مثبت بین باورهای مذهبی و تعهد شغلی همچنین بین اخلاق حرفه ای و تعهد شغلی وجود دارد. از تحلیل داده ها نیز مشخص شد متغیر اخلاق حرفه ای، نقش میانجی گری معناداری (119/2t-value=  و 172/0= β ) در رابطه علّی باورهای مذهبی با تعهد شغلی داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان اظهار داشت تصمیم سازان و برنامه ریزان سازمان، آموزش و پرورش و نیز دانشگاه فرهنگیان باید توجه داشته باشند که برنامه ریزی در جهت ارتقای ارزش های اخلاقی و باورهای مذهبی در شغل مقدس معلمی و بویژه معلمان تربیت بدنی و ورزش، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین معلمان بر دانش آموزان و از این طریق افراد جامعه و تعالی آن بسیار ضروری است.
۲۴۷.

نقدی بر آرا صادره در خصوص ورشکستگی اشخاص حقیقی در آرا صادره از دادگاه حقوقی شهرستان (الف)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و هدف: ورشکستگی به عنوان یکی از مباحث اساسی حقوق تجارت ایران، نقش مهمی در تضمین عدالت اقتصادی، حمایت از حقوق طلبکاران، و بازگرداندن تعادل در روابط تجاری دارد. هدف ، نقد و تحلیل آرای صادره درباره ی ورشکستگی اشخاص حقیقی در دادگاه های حقوقی شهرستان (الف) و شناسایی خلأها و نارسایی های حقوقی و اجرایی موجود است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و بررسی میدانی آرای قضایی انجام شده است. داده ها از طریق جمع آوری آرای محاکم، بررسی قوانین مرتبط به ویژه مواد ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۶، ۴۱۸، ۴۲۴، ۴۲۶، ۴۳۰ و ۴۳۹ قانون تجارت، و تحلیل محتوایی آراء و گزارش های کارشناسی استخراج و تحلیل گردیده اند. یافته ها: نشان می دهد که مهم ترین چالش در رسیدگی به پرونده های ورشکستگی اشخاص حقیقی، ناهماهنگی در احراز تاجر بودن و فقدان معیارهای عینی برای تعیین تاریخ توقف از پرداخت دیون است. در بسیاری از موارد، دادگاه ها بیش از حد به وجود پروانه کسب یا دفاتر تجاری رسمی تکیه کرده و از بررسی واقعی فعالیت تجاری غفلت نموده اند. همچنین، تمایز ناکافی میان ورشکستگی به تقصیر و به تقلب، فقدان گزارش های حسابرسی معتبر، و عملکرد ضعیف یا انتخاب نادرست مدیر تصفیه، منجر به اطاله دادرسی و تضییع حقوق اصحاب دعوی شده است. از دیگر چالش ها می توان به تفسیر نادرست مفهوم تأمین خواسته، تقسیم ناعادلانه اموال بین طلبکاران، و نبود رویه واحد در اعاده اعتبار تاجر ورشکسته اشاره کرد. بررسی آراء حاکی از آن است که ضعف در نظارت قضایی و فقدان بانک اطلاعاتی جامع از آرای ورشکستگی، موجب تشتت در تصمیمات محاکم شده و در نتیجه، اعتماد عمومی به کارآمدی نظام حقوقی کاهش یافته است. نتیجه گیری: هرچند قانون تجارت ایران چارچوب نسبتاً روشنی برای رسیدگی به ورشکستگی اشخاص حقیقی پیش بینی کرده است، اما نارسایی در اجرای دقیق مواد قانونی و ضعف رویه قضایی، مانع تحقق عدالت اقتصادی و حقوقی شده است.
۲۴۸.

بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی بر ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهر مشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
پیشینه و اهداف: مهارت های اجتماعی نقش مهمی در رشد روانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. تفکر مراقبتی که بر ارزش ها، احساسات و مسئولیت پذیری تأکید دارد، به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای این مهارت ها مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی در بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهرستان مشکان بود. روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهرستان مشکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. تعداد ۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای آموزش تفکر مراقبتی را دریافت کرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (۱۹۸۳) بودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تفکر مراقبتی به طور معناداری مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل افزایش داد (p < 0.001). اندازه اثر 0.352 نشان دهنده تأثیر قابل توجه این مداخله بود .نتیجه گیری: آموزش تفکر مراقبتی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در ارتقای مهارت هایی مانند ارتباطات، همدلی، همکاری، حل مسئله و مدیریت هیجان در دانش آموزان به کار گرفته شود. این روش به بهبود سلامت روانی-اجتماعی و تربیت شهروندانی مسئولیت پذیر و همدل کمک می کند.
۲۴۹.

نقش تعدیل گری ذهن آگاهی در رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی دانش-آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۲
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده ذهن آگاهی در رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از نظر روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 25994 نفر بودند که از بین آن ها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 400 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و در پژوهش حاضر شرکت کردند. ابزارها شامل مقیاس چندبعدی حالت ملال فالمن و همکاران (2011)، مقیاس ذهن آگاهی والاش و همکاران (2006) و پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (2013) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رابطه ملالت با درگیری تحصیلی منفی و معنادار (01/0P<، 78/0-=r) و ذهن آگاهی با درگیری تحصیلی مثبت و معنادار (01/0P<، 66/0=r) است. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی، نقش تعدیل گری ذهن آگاهی را در رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی تأیید کرد (77/0R 2 =؛ 001/0>P). با توجه به یافته های پژوهش، ذهن آگاهی با تعدیل گری رابطه بین ملالت و درگیری تحصیلی می تواند موجب کاهش اثر منفی ملالت بر درگیری تحصیلی شود. لذا پیشنهاد می شود که آموزش هایی مبتنی بر ذهن آگاهی برای دانش آموزان در مدارس مورد توجه متخصصان قرار گیرد
۲۵۰.

اثربخشی برنامه عصب روانشناختی کودک محور تلفیقی با آموزش تنظیم هیجان بر خود کنترلی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی (ADHD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه-بیش فعالی (ADHD) یکی از شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی در کودکان است که خودکنترلی پایین از ویژگی های بارز آن محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه عصب روان شناختی کودک محور تلفیقی با آموزش تنظیم هیجان بر بهبود خودکنترلی کودکان مبتلا به ADHD بود. روش پژوهش: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه به همراه مرحله پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان ۷ تا ۱۱ ساله مبتلا به ADHD در شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کم توجهی و بیش فعالی کانرز و پرسشنامه خودکنترلی (SCQ) بودند. برنامه مداخله شامل ۱۰ جلسه ۲ ساعته عصب روان شناختی کودک محور همراه با آموزش تنظیم هیجان بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد با توجه به نمره کلی خود کنترلی(98/7 F= و 002/0 P=) و ابعاد آن یعنی خود کنترلی (25/6 F= و 002/0 P=)، تکانشگری(50/7 F= و 001/0 P=) و خودکنترلی/تکانشگری(75/5 F= و 002/0 P=) متغیر مستقل (آموزش عصب روانشناختی کودک محور به همراه آموزش تنظیم هیجان) به شکل معناداری تأثیرگذار بر تغییر در متغیرهای وابسته بوده است. همچنین، تفاوت معناداری بین نمرات پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد، که نشان دهنده پایداری اثر مداخله بود. در گروه گواه، تغییرات معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: برنامه عصب روان شناختی کودک محور همراه با آموزش تنظیم هیجان، مداخله ای مؤثر برای بهبود خودکنترلی در کودکان مبتلا به ADHD است. پیشنهاد می شود این برنامه در محیط های آموزشی و درمانی برای کمک به کودکان مبتلا به ADHD به کار گرفته شود.
۲۵۱.

اثربخشی آموزش درس زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارتهای خواندن و نوشتن دان شآموزان با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش درس زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارت های خوا ندن و نو شتن دا نش آموزان با ا ختلال یادگیری بود. روش: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری در دوره اول ابتدایی ناحیه 1 شهر کرمان در سال تحصیلی 02 - 1401 تشکیل دادند که از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به عنوان نمونه انتخاب و به 2 گروه 15 نفری آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خواندن و نارساخوانی کر می و مرادی ) 1378 ( و آزمون نوشتن فلاح چای ) 1374 ( بود. برای گروه آزمایشی آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی، به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای 2 بار اجرا شد و گروه گواه در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش های آماری نظیر میانگین، انحراف ا ستاندارد و تحل یل کواریا نس تجزیه وتحل یل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان با اختلال یادگیری تأثیر معنادار داشت ) 01 / .)P>0 نتیجه گیری: نتیجه می شود که آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی موجب بهبود مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان با اختلال یادگیری شده است.
۲۵۲.

بررسی عوامل موثر بر توسعه سرمایه دیجیتال در بین کارکنان وزارت ورزش و جوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۳
هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر توسعه سرمایه دیجیتال در بین کارکنان وزارت ورزش و جوانان با رویکرد نظریه مبنایی بود. روش پژوهش به لحاظ ماهیت داده از نوع کیفی و به لحاظ هدف از نوع کاربردی است. مشارکت کنندگان پژوهش را کارشناسان و مدیران ادارات، اساتید متخصص مدیریت ورزشی در حوزه فناوری و مدیران ستادی واجرایی صاحب نظر در حوزه فناوری دیجیتال در وزارت ورزش و جوانان پس از اشباع نظری به تعداد 18 نفر تشکیل داد که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل موثر بر توسعه سرمایه دیجیتال در بین کارکنان وزارت ورزش و جوانان دارای عوامل فردی(نگرش مثبت به فناوری،سواد دیجیتال، عوامل روانشناختی، خلاقیت و نوآوری، روحیه همکاری و کار گروهی، انگیزه و تعهد، دانش تخصصی)، سازمانی( سبک رهبری و مدیریت، فرهنگ سازمانی، عوامل مالی، نیروی انسانی ماهر) و محیطی(توسعه زیرساخت ها، قوانین و مقررات حمایتی، توسعه شرکت های دانش بنیان، توجه به نیازهای کاربران ، تحولات جهانی، توسعه علمی و فناوری و تغییرات اجتماعی) می باشد.
۲۵۳.

ارائه الگوی ارتقاء نظام ارزشیابی آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه: نظام ارزشیابی آموزش علوم پزشکی در راستای ارتقای آن، نیازمند الگویی است که بتواند مولفه های اصلی نظام آموزشی را مورد رصد و ارزشیابی قرار دهد. هدف از انجام این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء نظام ارزشیابی آموزش پزشکی کشور بوده است. روش ها: پژوهش به شیوه ترکیبی و یا روش اکتشافی- متوالی انجام گرفت. بخش کیفی از مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته با 10 نفر از خبرگان در حدود یک ماه به روش اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. مقوله های اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA سازماندهی گردید. در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برای مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. جامعه آماری کمی کلیه دانشجویان، فارغ التحصیلان، اعضای هیات علمی و اساتید علوم پزشکی می باشند. در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. حجم نمونه 364 نفر انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار (SPSS) نسخه 26 برای انجام پیش پردازش داده ها ازجمله محاسبه آماره های توصیفی و جهت آمار استنباطی در این تحقیق از مدل معادلات ساختاری یا همان نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، 48 مضمون فرعی شناسایی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آنها، در 9 مضمون اصلی دسته بندی گردید. برای ارائه مدل اولیه ارتقای نظام ارزشیابی آموزش پزشکی از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. که 9 متغیر در مدل وجود داشته و تمامی آنها دارای رابطه معنادار با سایر متغیرهای مدل بودند. نتیجه گیری: . بر این اساس مؤلفه های مربوط به سیاست گذاری و جهت گیری های کلان و منابع و زیرساخت های برنامه آموزشی بیشترین تأثیرگذاری را بر ارتقای نظام ارزشیابی آموزش پزشکی و مدل حاضر دارا می باشند.
۲۵۴.

مدل علی رابطه جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی –هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: آموزش به معنای تدریس معلم در کلاس درس، پدیده ای چندعاملی و مرتبط به هم می باشد که از کیفیت زندگی تا عملکردهای شناختی–هیجانی معلمان را در بر می گیرد؛ بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی–هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه است. روش ها: این پژوهش توصیفی–همبستگی با استفاده از مدل های معادلات ساختاری، به بررسی روابط بین متغیرهای جهت گیری تدریس و مهارت های هیجانی–اجتماعی در میان 230 معلم زن مقطع دوم متوسطه تهران (مناطق 1 و 2) پرداخته است. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های معتبر بوده و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری در نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین جهت گیری هدف و کیفیت زندگی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/179 و مقدار p-value برابر با 0/316 معنادار نیست. در مقابل، یادگیری مهارت های اجتماعی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/189 و مقدار p-value برابر با 0/020 رابطه مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به وضوح نشان می دهد که در حالی که جهت گیری هدف رابطه معناداری با کیفیت زندگی ندارد، یادگیری مهارت های اجتماعی به طور مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان رابطه دارد. این یافته ها بر اهمیت یادگیری مهارت های اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی تأکید می کند.
۲۵۵.

توسعه سازه های روانی کودکان در اثر آموزش مفاهیم اخلاقی بوسیله بازی های دیجیتال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: در دنیای دیجیتال امروز، فناوری نقش برجسته ای در زندگی کودکان ایفا می کند و فرصت های نوینی برای یادگیری ایجاد شده است. بازی های دیجیتال بعنوان ابزارهایی جذاب و تعاملی، علاوه بر تقویت توانایی های شناختی، بر مهارت های روان شناختی و اخلاقی نیز تأثیر می گذارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مفاهیم اخلاقی از طریق بازی های دیجیتال بر ساز ه های روانی (عزت نفس و خودکارآمدی اجتماعی) انجام شده است. روش ها: این مطالعه به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر اصفهان بود که از میان آنها، 40 دانش آموز دختر بصورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه بازی های دیجیتال با محتوای مفاهیم اخلاقی دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ(1965)، هوش اخلاقی بوربا(2010) و خودکارآمدی اجتماعی ویلر و ولد(2007) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مفاهیم اخلاقی از طریق بازی های دیجیتال تأثیر معناداری بر افزایش عزت نفس دارد(p <0.05) و این اثر هم، در کوتاه مدت و هم بلندمدت پایدار باقی مانده است. در مورد خودکارآمدی اجتماعی، تغییر معناداری مشاهده نشد(p>0.05)، اما ثبات سطح عملکرد در بلندمدت تأیید شد. در بین فضیلتهای اخلاقی، تنها خویشتن داری بطور معناداری تقویت شد(p=0.002)، در حالیکه سایر فضیلتها تغییر قابل توجهی نشان ندادند. نتیجه گیری: ادغام بازی های دیجیتال در آموزش می تواند به یادگیری مفاهیم اخلاقی و تقویت سازه های روانی کمک کرده و بعنوان بستری نوآورانه برای تقویت عزت نفس و آموزش برخی فضیلت های اخلاقی مورد استفاده قرار گیرند. طراحی محتوای دقیق تر، توجه به تعامل اجتماعی، و توسعه بازی های آموزش محور می تواند اثربخشی آن ها را در محیط های آموزش رسمی افزایش دهد.
۲۵۶.

عوامل موثر بر نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه : آموزش مجازی یکی از بروزترین محیط های یادگیری در عصر حاضر محسوب می شود. برای هر کاربر چه دانشجو و چه استاد به عنوان اصلی ترین عناصر نظام آموزشی در کنار عدم ایجاد محدودیت زمانی و مکانی ، یک محیط یاددهی و یادگیری انعطاف پذیر و راحت ایجاد می نماید. هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر نگرش اساتید و دانشجویان بعد از پیاده سازی آموزش الکترونیکی در دوران کووید ۱۹ بود. روش ها : مطالعه توصیفی – پیمایشی حاضر بر روی 391 نفر از دانش جویان و ١15نف ر از اس اتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دانشکده های تابعه که با روش نمونه گی ری تص ادفی طبق ه ای نس بتی انتخ اب ش دند، انج ام گرفت . از دو پرسشنامه استاندارد آمادگی یادگیری الکترونیکی و نگرش استادان به یادگیری الکترونیکی استفاده شد. تحلیل داده ها با روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی [تحلیل واریانس یک طرفه ANOVA و آزمون تی] با نرم افزار spss نسخه ۲۲ انجام شد. یافته ها : "میزان دسترسی دانشجویان به فناوری مورد نیاز برای یادگیری الکترونیکی" با میانگین(۱.۱ ±۸۹/۳) بیانگر آمادگی خوب و "کسب مهارتها و ارتباطات لازم و پیوسته" با میانگین(۷۰. ± ۰۶/۴ ) بیشترین نمره از نگاه داشجویان بود و اساتید بیشترین نمره را به احساس مفید بودن با میانگین (۷۶.± ۲۹/۴) و آموزشهای چندرسانه ای با میانگین (۸۶. ±۱۱/۴) اختصاص داده بودند که حاکی از انگیزه بالای آنها در بکار بردن آموزش الکترونیکی بود. نتیجه گیری : نگرش مثبت دانشجویان با رعایت فاکتورهای لازم در آموزش الکترونیکی نشان می دهد که این نوع آموزش می تواند به فرآیند یادگیری آنان کمک کند. احساس مثبت و قصد استفاده از این ابزار توسط اساتید موجب استفاده مطلوب از بستر آموزش الکترونیکی در نظام آموزشی است.
۲۵۷.

تأثیر استرس والدگری بر اختلالات رفتاری کودکان با نیازهای ویژه با نقش میانجی تحمل پریشانی و پرخاشگری والدین در نظام مدیریت تربیتی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر استرس والدگری بر اختلالات رفتاری کودکان با نیازهای ویژه و نقش میانجی تحمل پریشانی و پرخاشگری والدین در نظام مدیریت تربیتی خانواده انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی والدین دانش آموزان استثنایی مقاطع ابتدایی و متوسطه استان قزوین در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 1410 نفر گزارش شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 303 نفر تعیین و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از چهار پرسشنامه جمع آوری شد: پرسشنامه استرس والدگری ابدین، سیاهه رفتاری کودک اَچِنباخ نسخه والدین، پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری که پایایی آنها به ترتیب 0/94، 0/92، 0/95 و 0/89 گزارش شد. یافته ها: نتایج نشان داد استرس والدگری با اختلالات رفتاری درون نمایی و برون نمایی کودکان با نیازهای ویژه ارتباط معنادار دارد و تحمل پریشانی و پرخاشگری والدین نقش میانجی در این رابطه دارند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که در طراحی مداخلات آموزشی و حمایتی برای والدین کودکان با نیازهای ویژه، باید به استرس والدگری و ظرفیت تحمل پریشانی و الگوهای پرخاشگری والدین توجه شود تا اثربخشی برنامه ها افزایش یابد.
۲۵۸.

ارائه مدل استقرار رایانش ابری به منظور توسعه آموزش عالی در دانشگاه علوم پزشکی مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
این مطالعه، با هدف استقرار رایانش ابری به منظور توسعه آموزش عالی در دانشگاه علوم پزشکی مازندران همراه با ارائه مدل انجام شد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی- کمی) با طرح اکتشافی است. در بخش کیفی، استادان دانشگاه های علوم پزشکی به روش نمونه گیری هدفمند (تعداد 10 نفر) انتخاب شدند. جمع-آوری داده های کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. در بخش کمی، 276 نفر از استادان دانشگاه و مدعوین دانشگاه علوم پزشکی مازندران (به تعداد 975 نفر) با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن تأیید شد و ضریب آلفای کرونباخ آن بیش از 7/0 بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. در بخش کیفی، 5 مؤلفه رایانش ابری اعم از «برنامه ریزی»، «انتخاب مدل»، «انتخات فروشنده خدمات»، «قرارداد سطح خدمات» و «بهینه سازی» و 3 مؤلفه اصلی توسعه آموزش عالی «عوامل درون سازمانی»، «عوامل برون سازمانی» و «عوامل زیر ساختی» شناسایی شدند. بخش کمی نشان داد که در میان ابعاد و مؤلفه های این دو متغیر، بالاترین ضریب به « انتخاب مدل» با ضریب مسیر 0.866 مربوط می شود که میزان R2 آن نیز برابر 749/0 است.
۲۵۹.

شناسایی چالش ها و فرصت های کاربرد تکنولوژی های نوین آموزشی در تسهیل یادگیری مفاهیم فقهی و حقوقی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
این پژوهش با هدف شناسایی چالش ها و فرصت های کاربرد تکنولوژی های نوین آموزشی در تسهیل یادگیری مفاهیم فقهی و حقوقی انجام شد. با توجه به ماهیت انتزاعی این مفاهیم و تحولات فناورانه، این مطالعه کیفی به بررسی ادراکات، تجربیات، فرصت ها و چالش های بکارگیری ابزارهایی نظیر واقعیت مجازی، شبیه سازی ها و پلتفرم های تعاملی از دیدگاه استادان و دانشجویان فقه و حقوق و متخصصان تکنولوژی آموزشی پرداخت. این پژوهش از نوع کیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از استادان دانشگاهی و حوزوی در رشته های فقه و حقوق، و متخصصان تکنولوژی آموزشی که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند، جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت همزمان با گردآوری و با استفاده از رویکرد گام به گام تحلیل مضمون صورت پذیرفت. یافته ها در سه مضمون اصلی طبقه بندی شدند: فرصت ها و پتانسیل ها (تقویت درک عمیق، افزایش دسترس پذیری و انگیزه)، چالش ها و موانع (محدودیت های زیرساختی، مقاومت فرهنگی و مشکلات محتوایی)، و راهکارها (سرمایه گذاری در زیرساخت ها، آموزش نیروی انسانی و توسعه محتوای بومی). پژوهش نشان می دهد که فناوری های نوین پتانسیل زیادی در تسهیل یادگیری مفاهیم فقهی و حقوقی دارند، اما برای پیاده سازی موفق نیاز به برنامه ریزی جامع برای رفع موانع و توجه به ابعاد اخلاقی و حقوقی است. این نتایج می تواند به سیاست گذاران آموزشی کمک کند تا فناوری را به طور مؤثر در آموزش فقه و حقوق یکپارچه کنند.
۲۶۰.

فرا ارزشیابی تأثیر: معرفی یک فهرست وارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
ارزشیابی تأثیر یکی از ضروری ترین گام ها در فرآیند اجرای طرح ها و برنامه ها و راهبردی ترین شیوه قضاوت درباره کیفیت فعالیت های انجام شده به خصوص در عصر اطلاعات است. با توجه به اهمیت و جایگاه این شیوه ارزشیابی، تدوین و معرفی یک فهرست وارسی دقیق برای ارزیابی کیفیت ارزشیابی های تأثیر (فرا ارزشیابی تأثیر) از ضرورت دوچندانی برخوردار است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی و با تلفیق دو روش اَسنادی و مطالعات ارزشیابی، یک فهرست وارسی فرا ارزشیابی تأثیر، طراحی و تدوین شود. در مرحله نخست مطالعه، کدگذاری و تحلیل دقیق 16 سند مبتنی بر راهبرد آلتاید، منجر به شناسایی 35 گویه شد. در مرحله دوم با استفاده از فهرست وارسی تدوین شده، به ارزشیابی 18 پژوهش واجد شرایط اولیه پرداخته شد. در این مرحله، یافته ها نشان دهنده عدم دستیابی پژوهش ها به سطح تسلط در 28/94 درصد از نشانگرها معادل 33 نشانگر از 35 نشانگر (به طور دقیق عدم دستیابی 100 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 71/65 درصد از نشانگرها، عدم دستیابی بیش از 50 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 57/28 درصد از نشانگرها، و عدم دستیابی 50 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 71/5 درصد از نشانگرها) است. بنابراین تحلیل نتایج حاکی از ضعف مفرط مطالعات ارزشیابی تأثیر در رعایت اصول زیربنایی این نوع ارزشیابی از جمله ارائه یک نظریه تغییر، تهیه طرح ارزشیابی، تهیه فهرست وارسی ارزشیابی، تشکیل تیم ارزیابی آموزش دیده و موارد دیگر است که این مسأله کیفیت این مطالعات را با تردید جدی همراه می سازد. همچنین کم توجهی به اصول ارزشیابی تأثیر به عنوان مهم ترین بخش در اجرای برنامه ها، مداخلات و تغییرات، به غفلت از تأثیرات واقعی، بلندمدت و پایدار برنامه ها و توجه به نتایج سطحی، فوری و کوتاه مدت می انجامد، لذا توجه مدیران، ارزشیابان و پژوهشگران در حوزه ارزشیابی تأثیر به اصول اساسی ارزشیابی تأثیر و گویه های مهم ارائه شده در فهرست وارسی پژوهش حاضر و ارزشیابی بر اساس آن ها ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان