ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۳۲۱.

بررسی اختلالات خواندن و نوشتن دانش آموزان دوره متوسطه اول در دروس ادبیات فارسی با رویکرد توسعه حرفه ای (مطالعه موردی شهرستان مارگون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۳
زمینه و هدف: اختلالات یادگیری مقوله ای است که درصد قابل توجهی از دانش آموزان از دوران ابتدایی تا متوسطه را در برمی گیرد. اختلال خواندن و نوشتن از مهم ترین و رایج ترین انواع اختلالات یادگیری است. روش بررسی: روش این پژوهش توصیفی از نوع زمینه ای است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان مارگون است. این پژوهش از طریق نمونه گیری خوشه-ای از بین 19 مدرسه 120 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه پردازش شناختی و تدوین فرم کوتاه پرسشنامه افسردگی، اضطراب و تنیدگی و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از طریق سنجش میزان معدل دو سال اخیر دانش آموزان است. به منظور تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزارspss استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد میانگین و خطای استاندارد کل هریک از ابعاد پردازش اطلاعات در اختلال خواندن دانش آموزان دوره متوسطه اول در دروس ادبیات فارسی مارگون از 75/25 تا 98/25 است. تفاوت معناداری بین ابعاد مختلف مقیاس پردازش شناختی در دانش آموزان دوره متوسطه اول با اختلال خواندن در دروس ادبیات فارسی شهرستان مارگون وجود دارد. میانگین و خطای استاندارد کل هریک از ابعاد پردازش اطلاعات در اختلال نوشتن دانش آموزان دوره متوسطه اول در دروس ادبیات فارسی شهرستان مارگون از 80/24 تا 92/38 است. تفاوت معناداری بین ابعاد مختلف مقیاس پردازش شناختی در دانش آموزان دوره متوسطه اول با اختلال نوشتن در دروس ادبیات فارسی شهرستان مارگون وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد میانگین متغیرهای، اضطراب، افسردگی و استرس برای دانش آموزان دختر به ترتیب، اضطراب 22/1، افسردگی 08/1 و استرس 18/1 و برای دانش آموزان پسر به ترتیب اضطراب 16/1، افسردگی 14/1 و استرس 17/1 است.
۳۲۲.

چالش ها و راهبرد های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران: یک مطالعه مروری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
هوش مصنوعی در حال اثر گذاری در همه عرصه ها است. آموزش نیز از این امر مستثنی نیست. هوش مصنوعی می تواند نقش موثری در بهبود کیفیت آموزش داشته باشد. با این حال، استفاده از این فناوری در نظام آموزشی با چالش هایی همراه است که باید برای رفع آن ها راهکار های مناسبی ارائه شود. این پژوهش به روش مروری نظام مند با تحلیل مقالات و منابع معتبر در حوزه هوش مصنوعی و آموزش، به بررسی یافته های پژوهشی به منظور بررسی چالش ها و راهبرد های به کار گیری هوش مصنوعی در آموزش و پرورش پرداخته است. منابع مورد بررسی شامل مطالعات علمی اخیر، گزارش های سازمان های آموزشی و مقالات منتشر شده در ژورنال های تخصصی بوده است. یافته های پژوهش نشان داد هوش مصنوعی به عنوان عنصر فعال در آموزش، افزایش تعامل دانش آموزان، شخصی سازی بر حسب نیاز های دانش آموزان، بهینه سازی آموزش با تجزیه و تحلیل داده ها، کاهش فشار کاری معلمان و یادگیری بدون مرز و جهانی، از مجموعه راهبرد های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش می باشد. از چالش های اصلی هم، می توان به کمبود زیر ساخت های مناسب در بسیاری از مدارس، امنیت های داده های دانش آموزان و نگرانی های مربوط به حریم خصوصی و این امر که بسیاری از ابزار های هوش مصنوعی برای ارائه خدمات دقیق تر به اطلاعات زیادی نیاز دارند اشاره کرد. همچنین بسیاری از معلمان آشنایی کافی با این فناوری را ندارند و وابستگی بیش از حد به سیستم های هوش مصنوعی، تعاملات انسانی را کاهش می دهد و بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان تاثیرات منفی می گذارد. برا ی حل این چالش ها، تقویت زیر ساخت های فناوری، آموزش معلمان، طراحی قوانین مشخص برای حفظ امنیت داده ها و استفاده از راهکار هایی که تعامل انسانی را در کنار هوش مصنوعی حفظ کنند، پیشنهاد می شود . در صورتی که این فناوری به درستی به کار گرفته شود، می تواند باعث تحول آموزش و پرورش شود، آموزش را شخصی سازی تر شده ارائه دهد و به بهبود اثر گذاری آن کمک کند. اما موفقیت آن وابسته به اجرای آگاهانه و مسئولانه است.
۳۲۳.

بررسی روابط بین تاب آوری، رضایت شغلی و تعهد حرفه ای معلمان زبان انگلیسی ایرانی: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف این مطالعه، بررسی روابط بین تاب آوری، رضایت شغلی و تعهد حرفه ای معلمان زبان انگلیسی ایرانی بود. این مطالعه به شکل ترکیبی و از طریق یک طرح تبیینی کمّی و کیفی متوالی انجام شد. شرکت کنندگان در بخش کمّی شامل 35 معلم زبان انگلیسی زن و مرد بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، 15 معلم زن و مرد به طور تصادفی از میان شرکت کنندگان برای شرکت در بخش کیفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسش نامه تاب آوری، رضایت شغلی، تعهد حرفه ای معلم و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه و تحلیل داده های کمّی از مدل یابی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزیی (PLS-SEM) استفاده شد؛ در حالی که تجزیه و تحلیل داده های کیفی از طریق تکنیک تحلیل مضمون انجام گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که تاب آوری معلمان زبان انگلیسی، اثر مستقیم و آماری معناداری بر رضایت شغلی و تعهد حرفه ای آن ها دارد. نتایج کیفی نیز سه مضمون اصلی تنظیم هیجانات، تنظیم فراشناختی، و ایجاد فضای مثبت در کلاس را آشکار نمود. همچنین یافته ها نشان دادند که معلمان زبان انگلیسی تاب آور، قادر به استفاده مؤثر از استراتژی های فراشناختی مانند برنامه ریزی، حل مسئله و نظارت بر عملکرد خود بوده و از ویژگی های شخصیتی مثبت مانند اعتماد به نفس و خودکارآمدی برخوردارند. نتایج ترکیبی نیز نشان دادند که مضامین کیفی توانستند روابط آماری را تأیید کرده و درک عمیق تری از سازوکارهای تاب آوری فراهم سازند. درنهایت، این مطالعه توصیه هایی برای طراحی برنامه های توسعه حرفه ای، آموزش مهارت های تاب آوری و ارائه حمایت های مدیریتی به معلمان، بویژه مدرسان زبان انگلیسی، مدیران مدارس و مدرسان تربیت معلم ارائه می دهد.
۳۲۴.

سنتزپژوهی چالش ها و فرصت های برنامه درسی تربیت معلم مبتنی بر هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
پیشینه و هدف: فناوری هوش مصنوعی ظرفیت هایی جدیدی برای ارتقای کیفیت یاددهی-یادگیری، ارزیابی های متناسب، بازطراحی تجربه های آموزشی و توانمندسازی معلمان آینده فراهم کرده است؛ با این حال، پیامدهای اخلاقی، سازمانی و آموزشی آن همچنان محل بحث و چالش است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر سنتز نظام مند مطالعات موجود در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ به منظور شناسایی فرصت ها و چالش های ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی تربیت معلم بود. روش: این پژوهش به روش سنتزپژوهی و بر اساس دستورالعمل PRISMA انجام شد. بدین منظور، از میان مطالعات منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، تعداد 30 مطالعه واجد شرایط انتخاب گردید و داده ها طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که هوش مصنوعی در تربیت معلم فرصت هایی همچون شخصی سازی یادگیری، بازخورد تکوینی فوری، تصمیم گیری داده بنیاد، نوآوری در طراحی درس و شبیه سازی آموزشی، کاهش بار اداری و توسعه شایستگی های فناورانه و حرفه ای فراهم می کند. در مقابل، چالش هایی نظیر ملاحظات اخلاقی و حقوقی، خطر سوگیری الگوریتمی و تهدید عدالت آموزشی، شکاف زیرساختی و نابرابری دسترسی، کمبود سواد هوش مصنوعی، مقاومت فرهنگی و تهدید اصالت ارزشیابی شناسایی شد. نتیجه گیری پژوهش بیانگر آن است که مقوله مرکزی «ظرفیت سازی نظام مند برای ادغام مسئولانه هوش مصنوعی در تربیت معلم» می باشد. تحقق این ظرفیت مستلزم سیاست گذاری شفاف، تقویت زیرساخت های فناورانه، توسعه حرفه ای مستمر معلمان و مدیریت تغییر فرهنگی است. بر این اساس، ادغام هوش مصنوعی در تربیت معلم تنها یک نوآوری فناورانه نیست، بلکه تغییری سیستمی و فرهنگی به شمار می آید که توجه هم زمان به ابعاد سیاستی، سازمانی و فردی را ضروری می سازد.
۳۲۵.

سبک یادگیری معلم، بعدی مغفول در فرایند کلاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۹
سبکهای یادگیری معلمان بر عملکرد آنها در کلاس مؤثرند؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایند کلاسی معلمان با سبک یادگیری همگرا و واگرا انجام شده است. روش پژوهش، پدیدارشناسی از نوع توصیفی و میدان پژوهش شامل معلمان دوره ابتدایی استان مرکزی در سال 1401-1400 بود که با 22 نفر به اشباع رسید. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی (1978) تحلیل و اعتبارسنجی شدند و باورپذیری یافته ها با به کارگیری روش لینکلن و گوبا (1985) حاصل شد. یافته ها شامل 10 مضمون و 22 زیرمضمون در دو بخش معلمان همگرا و واگرا، پیامدها و مقایسه میان آنها بود. نتایج نشان داد که معلمان با سبک یادگیری همگرا روش تدریس تجربه- محور، مدیریت معلم -محور کلاس و ارزشیابی ملاک مرجع را انتخاب کرده و با چالشهایی مانند انتقاد اولیا از سخت گیری زیاد و نارضایتی دانش آموزان از محدودیتها و وابستگی دانش آموزان پایه های پایین تر به معلم مواجه اند. اما معلمان با سبک یادگیری واگرا روش تدریس تعاملی، مدیریت منعطف کلاس درس و ارزشیابی مفهومی را ترجیح داده و با چالشهای کلاس پر سر و صدا، خستگی معلم و مقاومت دانش آموزان در برابر تغییر عادتها مواجه اند. به هر دو گروه از معلمان توصیه می شود که با شناخت ویژگیهای فردی خود و روندی که سبکهای یادگیری در کلاس ایجاد می کنند، عوامل زمینه ساز نارضایتیها را کنترل کنند و در جهت بهبود شرایط کلاس درس گامی مؤثر بردارند.
۳۲۶.

تحلیل ادراک و تجارب زیسته معلمان نسبت به چگونگی مدیریت کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
پژوهش حاضر به تحلیل ادراکات و تجارب زیسته معلمان ابتدایی نسبت به مدیریت کلاس درس پرداخته است. پارادایم پژوهش کیفی است و روش انجام پژوهش پدیدارانگاری است. جامعه هدف شامل معلمان شهر گرگان و اطلاع رسانان این پژوهش معلمان ابتدایی بودند که در سال 1404- 1403 مشغول به تدریس بودند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده است تا به اشباع نظری برسد. در این پژوهش ابزار گرد آوری داده ها «مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته» بود و با 20 نفر از معلمان ابتدایی مصاحبه به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تجزیه و تحلیل مضمونی استفاده شد. براساس یافته های پژوهش از درک و تفسیر معلمان از مدیریت کلاس درس 7 مقوله اصلی (مدیریت کلاس به مثابه ایجاد فرصت یادگیری، مهارت معلم بودن، کنترل رفتار دانش آموزان، مدیریت محیط یادگیری و....) و مقوله های فرعی بدست آمد. در سبک های مدیریتی معلمان در کلاس درس به 4 مقوله اصلی (سبک مستبدانه، اقتدارگرایانه، دموکراتیک، آزاد منشانه) و مقوله های فرعی بدست آمد. در مهارت های ارتباطی معلمان با دانش آموزان در محیط مدرسه 6 مقوله اصلی (راهبرد های محیطی، راهبرد های پویا، تسلط بر دانش نظری، ایجاد روابط مثبت، ایجاد مهارت خود راهبری در دانش آموزان و ...) و مقوله فرعی حاصل شد. در چالش های معلمان در برقراری تعامل با دانش آموزان و مدیریت کلاس 6 مقوله اصلی (تعداد زیاد دانش آموزان، دانش آموزان داراری اختلال، چالش های محتوایی و محیطی، عدم توانمندی معلم و مشکلات خانوادگی) و مقوله های فرعی بدست آمد.
۳۲۷.

رابطه سبک های هویت و روابط موضوعی با آشفتگی روان شناختی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین رابطه سبک های هویت و روابط موضوعی با آشفتگی روان شناختی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402 بود. نمونه آماری شامل 260 دانش آموز بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسشنامه های آشفتگی روان شناختی لاویبوند و لاویبوند (1995)، سبک های هویت برزونسکی (1992) و روابط موضوعی بل (۱۹۹۵) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک هویت اطلاعاتی (138/0-=r؛ 05/0>p) و سبک هویت هنجاری (404/0-=r؛ 01/0>p) با آشفتگی روان شناختی رابطه منفی و بین سبک هویت سردرگم (367/0=r) با آشفتگی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود داشت (01/0>p). همچنین بین مولفه های روابط موضوعی شامل بی کفایتی اجتماعی (329/0=r)، سبک خودمحوری (365/0=r)، دلبستگی ناایمن (366/0=r) و بیگانگی (498/0=r) با آشفتگی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0>p). همچنین متغیرهای سبک های هویت و روابط موضوعی به ترتیب توانستند 8/20 و 4/27 درصد از تغییرات آشفتگی روان شناختی را تبیین کنند (92/17=F ، 32/25=F و 01/0>p). بر اساس نتایج این پژوهش به ترتیب مولفه بیگانگی (485/0) از مولفه های روابط موضوعی بصورت مثبت، سبک هویت هنجاری (396/0-) بصورت منفی در تبیین واریانس متغیر آشفتگی روان شناختی تاثیر دارند. نتیجه گیری: می توان وضعیت آشفتگی روان شناختی در دانش آموزان را با مدیریت سبک های هویت و روابط موضوعی بهبود بخشید.
۳۲۸.

بازنمایی هویت اسلامی در متون آموزش زبان فارسی: تحلیل محتوایی ابعاد فرهنگی در کتاب های پارسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۴
زبان، افزون بر نقش ارتباطی، ابزار انتقال فرهنگ و شکل دهی به هویت است. در فرایند یادگیری یک زبان جدید نیز زبان آموزان با عناصر فرهنگی آن زبان آشنا می شوند و این تعامل فرهنگی به تدریج بر شکل گیری هویت آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی بازنمایی هویت اسلامی در مجموعه کتاب های آموزش زبان فارسی«پارسا» در جامعهالمصطفی، به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. داده ها با نمونه گیری هدفمند از متون کتاب ها گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که این کتاب ها هویت اسلامی را در ابعاد فردی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بازنمایی می کنند. مفاهیمی همچون نماز، صله رحم، پرهیز از اسراف و اهمیت علم، در قالب های آموزشی گوناگون به زبان آموز منتقل می شود. ببراین اساس آموزش زبان فارسی در جامعهالمصطفی فراتر از آموزش صرف زبان، ابزاری برای انتقال هویت اسلامی است. یافته ها می توانند در تدوین و بازنگری منابع آموزشی زبان فارسی مورد بهره برداری قرار گیرند.
۳۲۹.

طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۴۸
این مطالعه با هدف طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی صورت گرفت. ازنظر هدف، پژوهش حاضر ازجمله ی پژوهش های توسعه ای با ماهیت اکتشافی است و انجام آن به شیوه ی نیمه آزمایشی با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه ی آماری مطالعه، شامل کلیه دانش آموزان مشکوک به اختلال یادگیری ریاضی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهرستان ماهیدشت استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که پس از غربالگری با استفاده از مقیاس برایانت و هامیل (2000) تعداد 20 نفر که امکان دسترسی به آموزش آنلاین را داشتند، انتخاب و در دو گروه 10 نفری (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) قرار داده شدند. قبل از اجرای برنامه، آزمون مهارت حل مسئله برای دانش آموزان به شکل پیش آزمون اجرا و سپس برنامه ی طراحی شده به مدت 6 هفته ی آموزشی اجرا گردید. در پایان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا و نتایج بر اساس مقیاس استاندارد مهارت حل مسئله احدیانتو و همکاران (2020) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با به کارگیری هوش مصنوعی به شکل تلفیقی در برنامه ی آموزشی ریاضی، مهارت حل مسئله و خرده مهارت های مربوط به آن در دانش آموزان افزایش معناداری دارد.
۳۳۰.

ارتباط یابی نقش رهبری تحول آفرین در سازمان یادگیرنده ی کارکنان آموزش و پرورش استان البرز با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی (ANN)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
مقدمه و هدف: سازمان ها برای بهبود یادگیری بیشتر خود در محیط های پیوسته در حال تغییر به رهبری تحول آفرین نیاز دارند. پژوهش حاضر با هدف ارتباط یابی نقش رهبری تحول آفرین در سازمان یادگیرنده ی کارکنان آموزش و پرورش استان البرز با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی (ANN) انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری این مطالعه شامل کارکنان آموزش و پرورش استان البرز با جمعیت 460 نفر در سال 1403 بود. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده بود. حجم نمونه با توجه به مدل کرجسی- مورگان 132 نفر در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رهبری تحول آفرین باس و آوولیو (2000) و پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده میر آقاپور اقدم (1388) و استفاده شد. روایی ابزارها با نظر استادان علوم تربیتی و روانشناسی تأیید شد. داده ها با شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه (MLP) در نرم افزار Spss.25 تحلیل شد. نتایج نشان داد ارتباط یابی رهبری تحول آفرین بر سازمان یادگیرنده دارای یک لایه ورودی با 6 گره و یک لایه پنهان با 6 گره است و شبکه عصبی مصنوعی به خوبی قادر است پرش ها و روند سازمان یادگیرنده را از روی رهبری تحول آفرین پیش بینی کند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ویژگی های آرمانی (100/0) بیشترین تأثیر و حمایت توسعه گرا (ملاحظات فردی) (2/17) کمترین تأثیر ضریب اهمیت را در بر آورد سازمان یادگیرنده در بر می گیرد. بحث و نتیجه گیری: آموزش و مربیگری بر رهبران در سازمان آموزش و پرورش می تواند باعث تقویت کیفیت رهبری تحول آفرین و همچنین بهبود آن گردد. بدین ترتیب امید است بتوان سطح یادگیری سازمان را نسبت به چشم انداز و مأموریت سازمان افزایش داد و نیروی کار منسجم و با انگیزه تر را پرورش داد.
۳۳۱.

واکاوی مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی (AI): رویکرد سنتز پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
مقدمه و هدف : استفاده از هوش مصنوعی (AI) در توسعه برنامه درسی، یک رویکرد تحول آفرین است به این جهت هدف تحقیق واکاوی مولفه های  برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی بوده است. روش شناسی پژوهش : روش این پژوهش کیفی با رویکرد سنتزپژوهی بوده است که در جامعه مجلات معتبر ملی و بین المللی از سال 2010 تا 2025 اجرا شد و تعداد 76 مقاله به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت 31 مقاله با توجه به روش کدگذاری با استفاده از نرم افزار Maxqda مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها : یافته های تحقیق مطابق با مطالعه سنتزپژوهی نشان داد که مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی دارای 5 مضمون فراگیر و 10 مضمون اصلی که مضامین فراگیر شامل عوامل فناورانه (با ابعاد ابزارهای هوش مصنوعی برای آموزش علوم و واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در آموزش علوم)، عوامل محتوایی (با ابعاد به روزرسانی و انعطاف پذیری محتوای درسی و تلفیق مفاهیم هوش مصنوعی در آموزش علوم)، عوامل روش شناختی پداگوژیک (با ابعاد یادگیری شخصی سازی شده و یادگیری مبتنی بر پروژه)، عوامل انسانی (با ابعاد مهارت های معلمان و مهارت های دانش آموزان) و عوامل زیرساختی و مدیریتی (با ابعاد دسترسی به زیرساخت های دیجیتال و سیاست گذاری  و برنامه ریزی آموزشی) است بوده است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در کشور کاملاً جدید است. و می توان گفت آینده آموزش درس علوم ترکیبی از خلاقیت انسانی و قدرت محاسباتی هوش مصنوعی برای پرورش نسلی از دانش آموزان کنجکاو، منتقد و توانمند خواهد بود.
۳۳۲.

The Effect of Memrise on Vocabulary Learning and Listening Comprehension among Iranian Intermediate EFL Learners: A Mixed-Methods Study

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
This mixed-methods study investigated the effect of the Memrise application on Iranian intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners’ vocabulary learning and listening comprehension. The study involved 60 participants, with 30 in the experimental group using Memrise and 30 in the control group engaging in traditional textbook-based instruction. The data were collected through pre-tests and post-tests assessing vocabulary learning and listening comprehension, along with semi-structured interviews and classroom observations to capture learners’ experiences. Quantitative data were analyzed using independent samples t-tests, while qualitative data were analyzed via inductive coding with MAXQDA 20. The results showed significant improvements in both vocabulary learning and listening comprehension for the experimental group compared to the control group. Qualitative findings highlighted key features of Memrise, including its user-friendly interface, gamification, and authentic content, while also identifying challenges such as technical issues and limited vocabulary coverage. Learners expressed increased motivation, confidence, and enjoyment in using the app, though frustrations with technical glitches were noted. In addition, classroom observations supported these findings, revealing high levels of engagement and participation throughout the intervention. The study suggests that Memrise can be an effective tool for enhancing vocabulary and listening comprehension in EFL contexts, though technical and content limitations should be addressed for optimal learning experiences.
۳۳۳.

شناسایی راهبردهای توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره های فرهنگی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۲۰۰
مقدمه: شناسایی راهبردهای توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره های فرهنگی-اجتماعی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء مهارت ها و توانمندی های آنان مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی دیدگاه دانشجویان در خصوص الگوی توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره-های فرهنگی- اجتماعی انجام شد. روش ها: رویکرد این پژوهش کیفی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمان در جشنواره های فرهنگی- اجتماعی بودند که در پردیس الزهرا (س) و شهید بهشتی زنجان در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند که با روش هدفمند و براساس اصل اشباع نظری با 16 نفر از آنان مصاحبه شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. صحت داده های کیفی با استفاده از ملاک قابل قبول بودن، انتقال پذیری و قابلیت اطمینان به دست آمد. اعتبارپذیری داده ها از طریق ضبط نوار با کیفیت و مستندسازی، ثبت، نوشتن و تفسیر آن ها، دست نویس کردن آن، کدگذاری کور و توافق میان کدگذاران متخصص در زمینه پژوهش های کیفی انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از رهیافت نظام مند کوربین و اشتراوس (2008) استفاده شد. یافته ها: راهبردهای موثر برای توانمندسازی دانشجومعلمان در جشنواره های فرهنگی- اجتماعی مختلف در 5 مقوله (مدیرت اثربخش منابع، اقدامات مبتنی بر اسناد بالادستی، کاربردی کردن محتوای آموزشی) و 15 مفهوم شناسایی شد. نتیجه گیری: عوامل مختلفی می توانند بر توانمندسازی دانشجومعلمان تاثیر بگذارند که یافته ها و مقوله های استخراج شده می توانند راهبردهای موثری در این امر باشند.
۳۳۴.

Investigating ESP Instructors’ Knowledge of Assessment Literacy Components and Instructional Practices in the Iranian Academic Context(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۰۱
In the Iranian academic setting, the current investigation aimed to identify the assessment literacy (AL) components that experienced and novice English for Specific Purposes (ESP) teachers with and without TEFL (teaching English as a foreign language) backgrounds comprehended. We designed an explanatory sequential mixed-methods study, and selected 100 PhD male and female ESP educators from various branches of Islamic Azad University via criterion sampling in order to complete the teacher assessment literacy scale (TALS). The standard deviation as well as mean of the TALS were computed. The mean scores of the TEFL/non-TEFL and novice/experienced teachers on the seven TALS components were then independently compared using two multivariate analyses of variances (MANOVA). After administering the scale to 100 ESP teachers and analyzing the results, 20 of the instructors were chosen via convenience sampling for observation during the study's qualitative phase. Afterwards, the qualitative information was collected through the use of the observation notes. Employing axial/open coding and content analysis of themes, all of the notes were classified and examined. The results showed that in terms of knowledge of assessment literacy components, instructors with TEFL backgrounds understand much better than teachers without TEFL backgrounds. Similarly, the means of all TALS components were greater for inexperienced teachers than for experienced ones. Furthermore, the results of the qualitative phase demonstrated that the novice TEFL teachers performed AL components more effectively than their non-TEFL counterparts as well as the experienced TEFL/non-TEFL instructors.
۳۳۵.

آموزه های آیات و احادیث در قطعات انوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
پیشینه و اهداف: سابقه بهره گیری سخنوران پارسی از قرآن و حدیث به نیمه قرن سوم هجری می رسد. دوره ای که شعر در خدمت تبلیغ دینی قرار می گیرد و بستری برای ترویج اخلاق و اندکی بعد جلوه گاه عرفان و تصوف می شود. در این دوره استفاده از قرآن و حدیث به عنوان خاستگاه این مفاهیم در شعر و ادب پارسی گسترش می یابد. انوری در سده ششم هجری می زیست و در آثارش علاوه بر علوم متداول زمان خود از آیات و احادیث و قصص و تمثیلات استفاده می کرد.در این پژوهش کوشیده ایم، شیوه ها و شگردهای انوری را در استفاده ازآموزه های قرآن و حدیث در قطعاتش نشان دهیم .روش ها:داده های این پژوهش با شیوه کتابخانه ای به دست آمده و با روش کیفی توصیف شده است.یافته ها: در این بررسی این نتیجه حاصل شد که انوری در بهره گیری از آیات و احادیث اولاً اعتدال دارد، ثانیاً از آیات واحادیث هم برای تقویت مفاهیم و هم برای مزین کردن سخن خود استفاده کرده است. نتیجه گیری: با وجود اشراف انوری بر علوم قرآن وحدیث بهره مندی او از آیات قرآن کریم در قطعاتش بیش از احادیث است. اقتباس بیشترین نمود وتضمین کمترین نمود را در قطعات وی دارد.همچنین انوری با استفاده از آموزه های قرآن وحدیث علاوه بر تشبیه و توصیف ممدوح، نابسامانی های جامعه را در قالب طنز به تصویر کشیده است. آفرینش مضامین نو وخیال انگیز از لابه لای آیات و احادیث نیز در خور تأمل است.
۳۳۶.

پیش بینی عملکرد تحصیلی از طریق سرمایه روانشناختی، خودکارآمدی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و معناداری تحصیلی دانش آموزان شهر واسط عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۷
زمینه و هدف: میزان عملکرد تحصیلی یادگیرندگان در هر جامعه نشان دهنده موفقیت نظام آموزشی در زمینه هدف یابی و توجه به رفع نیازهای فردی است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان شهر واسط از طریق سرمایه روانشناختی، خودکارآمدی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و معناداری تحصیلی بود. روش پژوهش: مطالعه حاضر از نظر نوع، توصیفی و از نظر روش یک پژوهش همبستگی است و جامعه آماری آن را دانش آموزان مقطع راهنمائی شهر واسط کشور عراق در بهار سال 1403 تشکیل داده اند که از میان آنان، تعداد 174 نفر به عنوان نمونه از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه روانشناختی (لوتانز، 2007)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (میجلی و همکاران، 2000)، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی (فردریکز و همکاران، 2004)، پرسشنامه معناداری تحصیلی (هندرسون- کینگ و اسمیت، 2006)، و پرسشنامه عملکرد تحصیلی (فام و تیلور، 1999) بود. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام با استفاده از نرم افزار SPSS22 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین سرمایه روانشناختی، خودکارآمدی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، معناداری تحصیلی با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد (01/0>p). به علاوه، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که از میان متغیر های پیشبین طی دو گام به ترتیب 7/24 درصد و 6/4 درصد تغییرات عملکرد تحصیلی از طریق سرمایه روانشناختی و معناداری تحصیلی قابل تبیین است (01/0>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج، به دلیل نقش مهم و برجسته سرمایه روانشناختی و معناداری تحصیلی در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان، توجه به این یافته های مهم باید مد نظر مدیران و سیاستگزاران مدارس در کشور عراق قرار بگیرد.
۳۳۷.

مدل یابی مسئولیت پذیری براساس انگیزش تحصیلی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه: مسئولیت پذیری یکی از مهمترین مهارت هایی است که اثرات زیادی در ابعاد مختلف زندگی دارد. در مدارس مسئولیت پذیری می تواند احساس تعهد و پایبندی به دیگران، تبعیت از قواعد و معیارهای اجتماعی و درک قواعد گروهی را بالا ببرد و موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری خودکارآمدی در رابطه بین انگیزش تحصیلی با مسئولیت پذیری در دانش آموزان مقطع متوسطه بود. روش ها: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری متشکل از کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند. در این پژوهش200 دانش آموزان مقطع متوسطه به صورت نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی خودکار آمدی شرر، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند و همکاران و پرسش نامه مسئولیت پذیری گاف بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نسخه 25 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart-Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که خودکارآمدی در رابطه انگیزش تحصیلی با مسئولیت پذیری دانش آموزان در دانش آموزان مقطع متوسطه نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد 36 درصد رفتارهای مسئولیت پذیری دانش آموزان توسط خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی تبیین می شود (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، نظام آموزش و پرورش در راستای ارتقای سطح مسئولیت پذیری دانش آموزان مقطع متوسطه باید به نقش واسطه ای خودکارآمدی در رابطه بین انگیزش تحصیلی و مسئولیت پذیری دانش آموزان در مدارس مقطه متوسطه توجه نماید.
۳۳۸.

The Relationship Between Social Cognition and Loneliness in Gifted Underachievers: The Mediating Role of Rejection Sensitivity(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
This study aimed to examine the relationship between social cognition and loneliness in gifted underachievers, with a specific focus on the mediating role of rejection sensitivity. A descriptive correlational design was employed with a sample of 399 gifted underachieving adolescents from Argentina, selected according to Morgan and Krejcie's (1970) sample size table. Standardized tools were used to assess social cognition, rejection sensitivity, and loneliness. Data analysis was conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation was used to evaluate bivariate relationships between variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was applied to test the proposed mediational model. Fit indices, including χ², RMSEA, GFI, CFI, and TLI, were reported to evaluate model adequacy. Results indicated that social cognition was significantly and negatively correlated with both rejection sensitivity (r = –.43, p < .01) and loneliness (r = –.39, p < .01). Rejection sensitivity showed a significant positive correlation with loneliness (r = .58, p < .01). SEM analysis confirmed the mediating role of rejection sensitivity in the relationship between social cognition and loneliness. The indirect path from social cognition to loneliness via rejection sensitivity was significant (β = –.28, p < .001), and the total effect of social cognition on loneliness was substantial (β = –.49, p < .001). Model fit indices indicated a good fit (χ²/df = 2.22, CFI = 0.96, RMSEA = 0.054). These findings suggest that deficits in social cognition contribute to heightened feelings of loneliness in gifted underachievers, primarily through increased sensitivity to perceived rejection. Interventions aimed at reducing rejection sensitivity may mitigate the impact of social cognitive difficulties on emotional well-being in this vulnerable group.
۳۳۹.

بررسی تطبیقی فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مقطع ابتدایی در مدارس ایران با چهار سیستم برجسته آموزش و پرورش در جهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۶۶۸
ارزشیابی یکی از ارکان اساسی و جدایی ناپذیر نظام تعلیم و تربیت در جهان می باشد و نقش مهمی در سنجش میزان کارآیی و اثربخشی فعالیت های آموزشی ایفا می کند. این فرآیند، با فراهم آوردن بازخوردهای مستمر و دقیق، امکان بهبود مستمر کیفیت آموزش و یادگیری را فراهم می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تطبیقی، بر اساس مدل چهار مرحله ای بردی، که شامل توصیف، تفسیر، کنار هم قرار دادن و مقایسه است، به بررسی تطبیقی فرآیند ارزشیابی دانش آموزان مقطع ابتدایی در ایران و چهار نظام برجسته آموزش و پرورش جهان (ایالات متحده آمریکا، انگلستان، سوئیس و ژاپن) می پردازد. داده ها به روش اسنادی و با بهره گیری از منابع متنوعی همچون کتب، مقالات علمی، گزارش های بین المللی و اسناد دولتی گردآوری شده اند و تحلیل آنها با استفاده از روش تحلیل محتوای تجمیعی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که نظام ارزشیابی دانش آموزان ابتدایی در ایران، مشابه چهار نظام برتر جهانی، بر مبنای روش های توصیفی و تحلیلی استوار است؛ اما اجرای این روش ها و مهارت های معلمان در این زمینه نیازمند بازنگری و بهبود مستمر است. یافته ها تأکید می کنند که هیچ روش ارزشیابی به تنهایی نمی تواند به عنوان مؤثرترین روش معرفی شود و برای همسویی خروجی های نظام آموزشی با نیازهای جامعه و پرورش نسلی کارآمد، لازم است آموزش های معلمان بر پایه رویکردهای فرآیندی تقویت شده و اهداف کاربردی در جهت ارتقای مهارت ها و نگرش های دانش آموزان تدوین گردد. این رویکردها می توانند زمینه ساز تحول در نظام ارزشیابی و ارتقای کیفیت یادگیری در دوره ابتدایی باشند و به تحقق اهداف کلان آموزش و پرورش کمک کنند.
۳۴۰.

فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۲۲۸
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان