ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۳۶۱.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی سلامت سازمانی مبتنی بر فرهنگ سبز در سازمان ها ی آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
در دنیای پرهیاهوی امروز، سازمان ها به عنوان قلب تپنده جامعه، نقش ویژه ای در شکل دهی آینده جهان ایفا می کنند. از سوی دیگر، محیط زیست به عنوان یک میراث گران بها برای نسل های آینده، با چالش های جدی مواجه است. در این میان، سازمان های آموزشی به عنوان نهادهایی که آینده سازان جامعه را تربیت می کنند، مسؤولیت دوچندانی در قبال سلامت محیط زیست و ارتقای کیفیت زندگی افراد دارند. در این راستا، این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی سلامت سازمانی مبتنی بر فرهنگ سبز سازمان ها ی آموزشی انجام شده است. این مطالعه از منظر هدف یک پژوهش کاربردی است که با روش کیفی صورت گرفته است. همچنین از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده یک پژوهش پیمایشی مقطعی است. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان تجربی و نظری در حوزه مورد مطالعه است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون، مدل سازی ساختار تفسیری استفاده گردید. نتایج مصاحبه با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تحلیل مضمون مبتنی بر روش کلارک و براون، شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر صورت گرفت. متن مصاحبه ها که پیش از آن به صورت فایل متن وارد نرم افزار MAXQDA شد. امید است که نتایج این پژوهش بتواند به مدیران و سیاست گذاران سازمان های آموزشی تا با اتخاذ راهکارهای مناسب، به بهبود سلامت سازمانی و ارتقای فرهنگ سبز در سازمان خود کمک کند.
۳۶۲.

اثربخشی برنامه درمانی تلفیقی مبتنی بر تعامل والد کودک، آموزش به والدین و تاب آوری خانواده بر نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه مبتنی بر تعامل والد-کودک، آموزش والدین و تاب آوری خانواده بر نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود. روش: این پژوهش کاربردی با روش شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، کودکان اوتیسم پنج تا هشت ساله، با عملکرد بالا، دارای گفتار و زبان، ساکن تهران 1403 بودند که پس از فراخوان در فضای مجازی ثبت نام کرده و به صورت تصادفی در هر گروه پانزده نفر قرار گرفتند. گروه آزمایش و والدین آنها هشت جلسه از این برنامه را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزارها آزمون نظریه ذهن استرمن (TOM) و پرسشنامه رتبه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی (BRIEF) بودند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 نشان داد که میانگین نمره های نظریه ذهن در گروه آزمایش افزایش و میانگین مشکل های کارکردهای اجرایی کاهش یافته است. نتیجه گیری: برنامه درمانی یکپارچه مبتنی بر تعامل والد-کودک، آموزش والدین و تاب آوری خانواده در بهبود نظریه ذهن و کاهش مشکل های کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا مؤثر است.
۳۶۳.

نقش فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در معلمان مرد و زن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای نقش فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در معلمان مرد و زن انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه معلمان دوره متوسطه دوم شهرستان فنوج واقع در استان سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 477 نفر بود که از این تعداد 212 نفر (132 معلم مرد و 80 معلم زن) با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اشتیاق شغلی (کلاسن و همکاران، 2013)، پرسشنامه خودکارآمدی معلمان (شانن-موران و هوی،2001) و پرسشنامه فرهنگ مدرسه (هیگینز دالساندرو و ساد، 1988) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام در نرم افزار 26- SPSS تحلیل شدند. بر اساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری میان خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان زن و مرد تفاوت معنادار وجود نداشت (0/001< P). همچنین براساس نتایج همبستگی پیرسون رابطه مثبت و معنادار میان فرهنگ مدرسه و مؤلفه های آن با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان وجود داشت (0/01> P). علاوه بر این نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد که مؤلفه های فرهنگ مدرسه با (0/333= β ) 46 درصد خودکارآمدی و (0/384 = β) 50 درصد اشتیاق شغلی معلمان را به نحو مثبت پیش بینی می کنند. به طورکلی یافته های این پژوهش نشان داد که فرهنگ مدرسه سهمی معنادار در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان دارد.
۳۶۴.

چالشهای آموزش خط بریل در آسیب دیدگان بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های آموزش خط بریل در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حسب مفهوم و ماهیت، آمیخته بوده و از روش توصیفی بهره گرفته است. حوزه مورد مطالعه تمامی معلمان دوره ابتدایی مدارس استثنایی گروه نابینا استان چهارمحال و بختیاری در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. مشارکت کنندگان با روش هدفمند گزینش و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. مصاحبه تا اشباع نظری داده ها با 19 نفر از معلمان انجام گرفت. به منظور تایید صحت و اعتماد پذیری داده های پژوهش، داده ها حین جمع آوری، تحلیل و در صورت نیاز مورد بازنگری و تکمیل مشارکت کنندگان قرار گرفت. تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: حاصل تحلیل داده ها، استخراج چالش های پنج گانه فردی، خانوادگی، آموزشی، تکنولوژیک و فرهنگی- اجتماعی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر چالش های شناسایی شده بود. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن بود که به منظور رفع چالشهای فراگیری خط بریل باید اقدامات چندگانه ای در حوزه آموزش فرد، خانواده و اجتماع، تقویت ارتباط مداوم و نزدیک بین مدرسه و خانواده، حمایت مادی و مالی خانواده ها و مدارس، اصلاح روشها و برنامه های آموزشی به کمک تکنولوژی های نوین صورت گیرد تا پیامدهای مطلوب حاصل شود.
۳۶۵.

Examining the Psychological and Emotional Adjustment of Parents of Children with Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۹۹
This study aims to explore the psychological and emotional adjustment of parents raising children with intellectual disabilities. This qualitative study utilized semi-structured interviews with 26 parents recruited through online platforms. Participants were selected through purposive sampling, ensuring diversity in caregiving experiences. Data collection continued until theoretical saturation was reached, and all interviews were transcribed verbatim. Thematic analysis was conducted using NVivo software to identify key themes related to parental psychological adjustment, coping mechanisms, and social interactions. The results revealed that parents experienced significant emotional distress upon receiving their child’s diagnosis, including grief, denial, and prolonged sadness. Chronic stress was a recurring theme, with concerns over financial burdens, caregiving demands, and uncertainty about their child’s future contributing to heightened anxiety. Coping strategies varied, with some parents relying on social support networks, religious beliefs, and cognitive reframing, while others struggled with emotional exhaustion and isolation. Family relationships were deeply affected, with some parents reporting marital strain and sibling adjustments, whereas others experienced strengthened familial bonds. Social stigma and external judgment further complicated parental adjustment, with many parents becoming active advocates for disability rights and inclusion. Despite the challenges, many parents reported significant personal growth, emotional resilience, and increased psychological strength over time. The psychological and emotional adjustment of parents raising children with intellectual disabilities is a complex process influenced by stress, coping mechanisms, family dynamics, and social factors. While many parents experience significant distress, those with strong support systems and adaptive strategies demonstrate greater resilience. This study highlights the need for targeted support programs, advocacy efforts, and policy interventions to enhance parental well-being and social inclusion.
۳۶۶.

ادراک معلمان از رفتارهای غیرکلامی شان در کلاس درس: یک نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۳۹۱
ارتباط، موضوعی کلیدی در کلاس درس است. ارتباط غیرکلامی نیز از مسایل با اهمیت در زمینه روان شناسی تربیتی است. بنابراین بررسی فرآیند و عوامل تشکیل دهنده و اثر گذار و پیامدهای ارتباط غیرکلامی معلمان موضوع با اهمیتی است. هدف این مقاله بررسی فرآیند و ادراک معلمان از رفتارهای غیرکلامی شان در کلاس درس بر اساس نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان زن مقطع متوسطه دوم شهر مشهد که در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰3 مشغول به فعالیت بودند را تشکیل می داد که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگران برای دستیابی به کثرت مفاهیم به تجزیه و تحلیل پیشینه نیز پرداختند. تجزیه و تحلیل اطلاعات براساس روش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و گزینشی، انجام شد. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار، الگوهای ارتباط غیرکلامی، اشکال ارتباط غیرکلامی، کارکرد ارتباط غیرکلامی، میزان مداخله در ارتباط غیرکلامی، عدم آگاهی معلمان و نحوه مداخله معلمان در گفتار دانش آموزان می باشد. راهبرد، لزوم برگزاری دوره آموزش رفتارهای غیرکلامی است. پیامدهای ارتباط غیرکلامی از نظر معلمان و هم از نظر دانش آموزان مدنظر است. شرایط مداخله گر، شخصیت شناسی معلمان و مخاطب شناسی دانش آموزان و شرایط زمینه ای، اهمیت بحث، دو بعد رفتارهای غیرکلامی و روش های آموزش رفتارهای غیرکلامی است. نتایج این پژوهش، می تواند در تدوین ابزارهای شناسایی رفتارهای غیرکلامی و تدوین پروتکل های مداخله ای به منظور بهبود این پیامدها مفید باشد.
۳۶۷.

The Role of Self-assessment and Critical Thinking to Iranian EFL Students’ Self-esteem and Student Engagement in Schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
The present investigated the role of self-assessment and critical thinking to Iranian EFL students’ engagement in school and self-esteem, taking gender into account. For this purpose, 100 male and female Iranian EFL students were selected through convenience sampling. The data were collected by the Core of Self-assessment Questionnaire, Watson-Glasser critical thinking evaluation form, the Student Engagement Scale, and the Foreign Language Learning Self-Esteem Scale. The obtained data were analyzed by standard multiple regression. The findings revealed that self-assessment predicted student engagement and self-esteem, with no significant effect of gender. Besides, student engagement in school was predicted by inference and interpretation components of critical thinking. For male participants, inference and evaluation components predicted student engagement, while for female participants, the interpretation component predicted student engagement. Finally, self-esteem was predicted by making deductions and interpretations. Regarding gender, deductions and interpretation components predicted the self-esteem of male participants, while the interpretation component predicted the self-esteem of female participants. These findings suggest that fostering self-assessment and critical thinking skills of male and female EFL students can enhance their engagement and self-esteem; therefore, educators can adopt gender-sensitive approaches to support all students, addressing the unique influences on students’ engagement and self-esteem.
۳۶۸.

یادگیری معکوس از دیدگاه دانش آموزان دوره متوسطه دوم: بازنمایی تجربیات زیسته، مزایا و محدودیت ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
یادگیری معکوس یکی از رویکردهای نوین یاددهی-یادگیری در عصر حاضر است. در این رویکرد، دانش آموزان پیش از حضور در کلاس درس، محتوای آموزشی را فرا می گیرند و زمان کلاس را به فعالیت های تعاملی، گفتگو و بازنگری مفاهیم اختصاص می دهند. این پژوهش با هدف تبیین تجربیات زیسته دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر مشهد درباره مزایا و محدودیت های یادگیری معکوس، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. برای این منظور با ۱۸ نفر از دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر مشهد، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده های به دست آمده، به کمک رویکرد اسمیت تجزیه و تحلیل شدند. پس از تجزیه و تحلیل داده ها سه مضمون کلی شامل پویایی کلاس درس، بیگانگی معلمان و والدین از یادگیری معکوس، و چالش های دسترسی به منابع به دست آمد. دانش آموزان پویایی کلاس را به عنوان یکی از مزایای یادگیری معکوس گزارش کردند، در حالی که بیگانگی معلمان و والدین از این رویکرد و چالش های دسترسی به منابع، به عنوان محدودیت ها مطرح شدند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که یادگیری معکوس می تواند انگیزش و تعامل فعال دانش آموزان را تقویت کرده و پویایی کلاس را افزایش دهد. با این حال، عدم تسلط و آشنایی کافی اغلب معلمان و والدین با این رویکرد و وجود محدودیت های زیرساختی و دسترسی برابر به منابع، چالش هایی را ایجاد می کند.
۳۶۹.

Developing a Curriculum Model Based on Executive Brain Functions in Elementary Schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
The aim of the present study was to present a curriculum model based on executive functions of the brain. The approach of the present study was qualitative and its method was synthesis research. The research population was all articles (211 articles) that have been presented from 1385 to 1403 AH and 2010 to 2024 AD on curriculum and education and executive functions of the brain. The research sample was 30 articles, which were selected purposefully based on thematic monitoring, theoretical saturation of data, and research data were collected from qualitative analysis of the articles studied. By analyzing the data, the dimensions of the curriculum based on the executive functions of the brain were classified into 4 dimensions, 14 factors, and 105 categories, including individual factors (behavioral dimension, psychological dimension, cognitive dimension); scientific factors (knowledge factors and content factors); school factors (school management indicators, physical indicators, school context) and educational factors (teaching and learning approach, interactions, teacher characteristics, classroom management style, and program characteristics). The results showed that to create a curriculum based on the executive functions of the brain, paying attention to only one factor is not effective and there is a need to pay attention to different dimensions and aspects
۳۷۰.

Investigating the relationship between psychological capital, teachers' job satisfaction and organizational climate with teachers' innovative behaviors (case study: public schools in Mahabad)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
The purpose of this study was to investigate the relationship between psychological capital, teachers' job satisfaction, and organizational climate with teachers' innovative behaviors. The method of conducting the current research was descriptive correlation. The study population was public school teachers in Mahabad city, who selected 341 people by random sampling method and participated in the research (N=3000). A standard questionnaire was used to collect field data. The questionnaires included the Psychological Capital Questionnaire (Luthans et al, 2007), Job Satisfaction (Spector, 1985), Organizational Climate (Jao and Leo, 2009), and Employee Innovative Behavior (DeJong and Dan Hartog, 2008). The results showed that the correlation coefficient of psychological capital and its components i.e. hope, optimism, resilience and self-efficacy with teachers' innovative behaviors is positive and significant. The correlation coefficient of job satisfaction and its components i.e. pay, promotion opportunities, supervisor, working conditions and job benefits, colleagues and work environment factors with teachers' innovative behaviors is positive and significant. The correlation coefficient of the organizational atmosphere and its components, i.e. group spirit, intimacy, disinterestedness, distancing, considerateness, influence and dynamism and emphasis on production with innovative behaviors of teachers is positive and significant. The results obtained from the step-by-step regression analysis showed that psychological capital, organizational atmosphere and job satisfaction have a significant effect on teachers' innovative behaviors. Therefore, it can be concluded that psychological capital, teachers' job satisfaction and organizational atmosphere lead to an increase in teachers' innovative behaviors.
۳۷۱.

تعیین تفاوت اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر بر نشاط اجتماعی در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف مقایسه اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺮ نشاط اجتماعی داﻧﺶ آﻣﻮزان ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول شهر ﻫﺸﺘﺮود اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. روش پژوهش: روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح پیش آزمون-پس آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﻪ دانش آموزان ﻣﻘﻄﻊ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود در ﺳﺎل ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ 1403-1402 بودند ﮐﻪ آﻣﺎرﺷﺎن ﻃﺒﻖ اﻋﻼم آموزش و پرورش ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود 1786 ﻧﻔﺮ بودند. از جامعه حاضر تعداد 60 دانش آموز در 3 گروه 20 نفره به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروه اول یک دوره آموزش مهارت های اجتماعی را در 8 جلسه دریافت کرد و گروه دوم 8 جلسه آموزش مهارت های تفکر را طی کرد و گروه سوم (کنترل) نیز هم زمان به برنامه های عادی کلاسی خود ادامه داد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه نشاط اجتماعی تمیزی فر و عزیزی مهر استفاده شد و همچنین ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ها از نرم افزار SPSS و روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻮوارﯾﺎﻧﺲ تک متغیره (آنکوا) و آزمون تعقیبی بونفرونی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه است یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس (24/957=p≤ 0/001 ،F) و بونفرونی (0/653=p) نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر در افزایش نشاط اجتماعی تفاوت معناداری با هم نداشته و هر دو آموزش مؤثر و اثربخش بودند. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت باوجود اثربخش بودن هر دو روش آموزشی، اما آموزش مهارت های تفکر در افزایش نشاط اجتماعی دانش آموزان اثربخش تر و قوی تر بود. پیشنهاد می شود در مدارس از این دو آموزش برای افزایش نشاط اجتماعی استفاده شود.
۳۷۲.

بررسی روابط ساختاری میان نگرانی های تدریس، باورهای خودکارآمدی و محیط یادگیری سازنده گرا در درس علوم از دیدگاه دانشجو معلمان دوره ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط ساختاری میان نگرانی های تدریس، باورهای خودکارآمدی و محیط یادگیری سازنده گرا در درس علوم از دیدگاه دانشجومعلمان دوره ابتدایی ایران بود. روش پژوهش: این پژوهش از نظر گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را دانشجومعلمان رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان که تعداد آنان ۱۹۱۷ نفر بود، تشکیل می داد. ۳۷۱ دانشجو بر اساس فرمول کوکران با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، دانشجومعلمان به پرسشنامه های نگرانی های تدریس معلمان علوم (اقتباس از باز، ۲۰۰۸)، باورهای خودکارآمدی معلمان علوم (اقتباس از ایناکز و ریگز، ۱۹۹۰) و محیط یادگیری سازنده گرا (اقتباس از جانسون و مک کلر، ۲۰۰۴) پاسخ دادند. مقدار پایایی برای پرسشنامه نگرانی های تدریس (0/83)، باورهای خودکارآمدی (0/79) و محیط یادگیری سازنده گرا (0/87) برآورد گردید. روایی پرسشنامه ها نیز از طریق روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی بررسی و مورد تایید قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که در مجموع مدل پیشنهادی از برازش قابل قبولی برخوردار بود و داده های بدست آمده از نمونه، مدل پیشنهادی را تایید کردند و تمام فرضیه ها مورد تایید قرار گرفتند. نتیجه گیری: میان نگرانی های تدریس، باورهای خودکارآمدی و محیط یادگیری سازنده گرا در درس علوم از دیدگاه دانشجومعلمان دوره ابتدایی رابطه معناداری وجود دارد.
۳۷۳.

پیش بینی وفاداری سازمانی، رفتار اخلاقی و مسئولیت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی بر اساس مولفه های رهبری اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از انجام این تحقیق بررسی نقش مولفه های رهبری اخلاقی بر وفاداری سازمانی، رفتار اخلاقی و مسئولیت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی بود. روش تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل بود که تعداد آنها براساس اعلام اداره آموزش و پرورش 2400 نفر می باشد که از میان آنها 331 نفر با استناد به جدول مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های استاندارد رهبری اخلاقی کالشوون و همکاران(2011)، پرسشنامه رفتار اخلاقی لوزیر(2013)، پرسشنامه وفاداری سازمانی آدام لیندگرن(2004) و پرسشنامه مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان کارول (1991) بودند با عنایت به استاندارد بودن پرسشنامه ها، روایی ابزارها مورد تایید و پایایی ابزارها بالاتر از ۷/. گزارش شد که قابل قبول است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمونهای همبستگی انجام شد. یافته های بدست آمده از پژوهش نشان داد که مولفه های رهبری اخلاقی که شامل انصاف، جهت گیری فردی، رهنمود اخلاقی، اشتراک قدرت و شفافیت نقش هستند وفاداری سازمانی، رفتار اخلاقی و مسئولیت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل را پیش بینی می کند(sig<0.05). همچنین یافته های این تحقیق نشان داد که رهبری اخلاقی، نقش مهمی در تقویت وفاداری سازمانی، رفتار اخلاقی و مسئولیت اجتماعی معلمان دوره ابتدایی دارد. بر این اساس، بهبود مهارت های رهبری اخلاقی می تواند به ارتقاء کیفیت عملکرد و تعهد معلمان کمک شایانی نماید. این نتایج اهمیت توجه ویژه مدیران مدارس به ابعاد اخلاقی رهبری را در بهبود فضای آموزشی و فرهنگی مدارس تأیید می کند. واژه های کلیدی: مولفه های رهبری اخلاقی، وفاداری سازمانی، رفتار اخلاقی، مسئولیت اجتماعی، معلمان دوره ابتدایی
۳۷۴.

چگونه توانستم روابط بین فردی را در دانش آموزان پایه چهارم بهبود بخشم؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
مقدمه و هدف: روابط بین فردی یکی از مؤلفه های کلیدی رشد اجتماعی و هیجانی دانش آموزان است که نقش مهمی در سازگاری تحصیلی و اجتماعی آن ها ایفا می کند. تقویت این روابط از طریق آموزش مهارت های ارتباطی در مدرسه، زمینه ساز تعامل مؤثر، کاهش تعارض و افزایش احساس تعلق در میان دانش آموزان می گردد. پژوهش حاضر،با هدف بهبود روابط بین فردی دانش آموزان دختر پایه چهارم دبستان، در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد. روش شناسی پژوهش: پژوهش با روش ترکیبی کمی و کیفی و با راهبرد اقدام پژوهی انجام شد؛ درعین حال، اساس کار بر روش کیفی استوار بود. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه با معلمان، والدین، دانش آموزان و مشاور، مشاهده مستقیم روابط بین فردی و مطالعه متون علمی و پرسشنامه روابط بین فردی منجمی زاده (۱۳۹۱) بوده که با کمک والدین توسط دانش آموزان تکمیل شد. پس از تحلیل داده ها، ۱۴ دانش آموز با ضعف در مهارت های بین فردی، در ۷ جلسه ۴۵ دقیقه ای بصورت گروهی در زمینه مهارت های ارتباطی و روابط بین فردی آموزش دیدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های بین فردی منجر به بهبود تعاملات اجتماعی، افزایش همدلی و مسئولیت پذیری، کاهش تعارضات میان دانش آموزان و ارتقای مشارکت آنان در فعالیت های گروهی شده است.تحلیل کیفی مصاحبه ها و مشاهده ها نیز این بهبود را تأیید کرد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند تعاملات اجتماعی دانش آموزان را بهبود بخشد و چالش های ارتباطی والدین، معلمان و مربیان را کاهش دهد. ارائه الگوهای رفتاری مثبت و فرصت های عملی تمرین مهارت های بین فردی توسط مربیان نیز می تواند به رشد اجتماعی، افزایش همدلی و تقویت فرهنگ گفت وگوی سازنده در مدرسه بینجامد.
۳۷۵.

بررسی تاثیر معنویت محیط کار بر تعلق کاری با واسطه گری سلامت سازمانی بین آموزگاران شهرستان کازرون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
مقدمه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر معنویت محیط کار بر تعلق کاری با واسطه گری سلامت سازمانی بین آموزگاران شهرستان کازرون بود. روش شناسی پژوهش: . در این پژوهش با توجه به هدف و موضوع پژوهش از روش توصیفی ازنوع همبستگی بود. جامعه آماری ما شامل تمامی آموزگاران شهر کازرون بود که طبق آمار آموزش و پرورش شامل 410 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان 198 نفر را از روش نمونه گیری تصادفی ساده بعنوان نمونه انتخاب کردیم. ابزار این پژوهش سه پرسشنامه معنویت در محیط کارمیلیمان و همکارانش(2003)،پرسشنامه تعلق کاری شافلی (2003) و سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) می باشد. که روایی صوری توسط استاد راهنما مورد تایید قرار گرفت و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه معنویت در محیط71/0 ،پرسشنامه تعلق کاری 82/0 و سلامت سازمانی 70/0 بدست آمد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که معنویت محیط کار بر تعلق کاری با واسطه گری سلامت سازمانی بین آموزگاران شهرستان کازرون با ضریب بتای 601/1 تاثیر دارد.همچنین بین معنویب در محیط کار بر تعلق خاطر کاری و سلامت سازمانی به ترتیب با ضریب بتای 531/0و123/0 تاثیر دارد. نتیجه گیری: معنویت در محیط کار هم به طور مستقیم و هم با واسطه سلامت سازمانی بر تعلق خاطر کاری معلمان اثر مثبت دارد، اما اثر غیرمستقیم آن قوی تر است. بنابراین تقویت سلامت سازمانی می تواند پیوند میان معنویت محیط کار و تعلق خاطر کاری را به شکل چشمگیری ارتقا دهد.
۳۷۶.

هوش مصنوعی، سواد دیجیتال و کارآفرینی دانشگاهی: بررسی نقش خودکارآمدی و حمایت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
 پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ترکیبی هوش مصنوعی و سواد دیجیتال بر نیت کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه ارومیه و تحلیل نقش میانجی خودکارآمدیِ کارآفرینی و تعدیل گری حمایت اجتماعی نگاشته شده است. هدف پژوهش حاضر کاربردی و نحوه گردآوری داده های آن توصیفی همبستگی، مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری شامل 901 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشکده های فنی مهندسی و برق و کامپیوتر دانشگاه ارومیه می شود که 300 نفر به روش نمونه گیری تصادفیِ طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های استاندارد جمع آوری شدند و روایی و پایایی آنها تأیید شد. همچنین داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 26 و روش SEM تحلیل شدند. یافته ها نشان داد هوش مصنوعی و سواد دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر نیت کارآفرینی دانشجویان دارد. همچنین خودکارآمدیِ کارآفرینی نقش میانجیِ معناداری در این زمینه ایفا می کند. علاوه براین، حمایت اجتماعی، به مثابه متغیر تعدیل گر، رابطه سواد دیجیتال و خودکارآمدی کارآفرینی را تقویت می کند اما تأثیر معناداری بر رابطه هوش مصنوعی و خودکارآمدی کارآفرینی نشان نداد. نتایج پژوهش اهمیت ارتقای مهارت های دیجیتال و تقویت خودکارآمدی کارآفرینی را در برنامه های آموزشی دانشگاهی، به منظور توسعه نیت کارآفرینی در میان دانشجویان، نشان می دهد
۳۷۷.

رابطه هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی و نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
مقدمه و هدف: هدف اصلی این پژوهش رابطه هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی و نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 418 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه، از جدول کرجسی و مورگان استفاده و تعداد 220 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. روش نمونه گیری در این پژوهش، تصادفی خوشه ای بود. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه هوش سازمانی کارل البرخت (2003)، پرسشنامه بالندگی سازمانی اسپایدز (2007) و پرسشنامه بهسازی منابع انسانی ولبا و جانسن (2010) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین هوش سازمانی و بهسازی منابع انسانی با نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). از سوی دیگر مشخص گردید که بین هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). دیگر نتایج نشان داد که بین هوش سازمانی با بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در نهایت نتایج نشان داد که بین بالندگی سازمانی با بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). نتیجه گیری: هوش سازمانی نقش تعیین کننده ای در بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار دارد و این رابطه از طریق بالندگی سازمانی تقویت می شود. به بیان دیگر، هرچه سطح هوش سازمانی در مدارس بالاتر باشد، امکان ایجاد محیطی بالنده تر فراهم شده و در نتیجه فرآیند بهسازی منابع انسانی نیز به شکل مؤثرتری تحقق می یابد.
۳۷۸.

چالش ها و فرصت های رویکرد مدیریت منطقه ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های مهم رویکرد مدیریت منطقه ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگذاری برنامه درسی به اتخاذ رویکرد کیفی و انتخاب نمونه هدفمند مطلوبی از مدیران ارشد و متخصصان دارای تجربه زیسته مدیریتی در سطوح عالی مدیریت دانشگاه ها و وزارت عتف انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده؛ و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی نسبت به استخراج کدهای فرعی و دسته بندی مؤلفه ها و مقولات اصلی اقدام شد و در قالب 13 مؤلفه و 7 مقوله اصلی گزارش شده اند. مقولات اصلی شامل فرصت های مدیریت، فرصت های عملیاتی فرصت های اجتماعی و نیز چالش های ساختاری، چالش های عملیاتی، چالش های فرهنگی و چالش های اجتماعی شناسایی شدند. در نتایج به دست آمده بر مفاهیمی مانند استقلال دانشگاه، مسئولیت اجتماعی دانشگاه، ایدئولوژیک نبودن دانش، نگاه جهانی به دانش و اقدام محلی در راستای توسعه منطقه ای و متناسب با تنوع فرهنگی و اجتماعی، کاستن از تمرکزگرایی وزارت عتف، باورمندی به تخصص و شایسته سالاری و داشتن دانش و دغدغه برنامه درسی تأکید شده است. بر اساس یافته ها، سه مفهوم نخست را می توان مفاهیم محوری و تعیین کننده در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی تلقی کرد.
۳۷۹.

فراتحلیل رابطه عوامل درون مدرسه ای و عملکرد تحصیلی فراگیران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
وجود پژوهش های متعدد و گاه متناقض در حوزه رابطه عوامل درون مدرسه ای و عملکرد تحصیلی لزوم انجام یک پژوهش ترکیبی در این حوزه را تأکید می کند. این پژوهش به روش فراتحلیل و با هدف تعیین اندازه اثر ترکیبی رابطه عوامل درون مدرسه ای و عملکرد تحصیلی فراگیران ایرانی انجام شده است. جامعه آماری شامل مطالعات در دسترس مرتبط در داخل کشور بود که در بین سال های 1390 تا 1401 منتشر شده بود. برای جمع آوری اطلاعات از چک لیست مشخصات طرح های پژوهشی مصرآبادی (1389) استفاده شد. پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، 376 اندازه اثر از 278 مطالعه داخل کشور به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل حساسیت، نمودار قیفی، مدل های ثابت و تصادفی و تحلیل ناهمگنی با استفاده از CMA استفاده شد. تحلیل اطلاعات حاصل از پژوهش نشان داد که میانگین اندازه اثر کلی برای مدل اثرات ثابت 288/0 و برای مدل اثرات تصادفی 321/0 است. با توجه به ناهمگنی اندازه های اثر، تأثیر متغیرهای تعدیل کننده بررسی شد. نتایج تحلیل پژوهش نشان داد که در بین زیرمؤلفه های عوامل درون مدرسه ای، عوامل آموزشی با اندازه اثر 336/0، عوامل روان شناختی با اندازه اثر 326/0 و عوامل محیطی با اندازه اثر 298/0 به ترتیب دارای بیشترین تأثیرگذاری بر عملکرد تحصیلی فراگیران هستند. همچنین نتایج تحلیل پژوهش نشان داد در بین عوامل آموزشی، نوع آموزش ارائه شده با اندازه اثر 428/0 تأثیر بیشتری بر عملکرد تحصیلی فراگیران دارد. بر پایه اندازه اثرهای به دست آمده می توان دریافت که عوامل درون مدرسه ای با اندازه اثر 321/0، تأثیر مثبت و معناداری روی عملکرد تحصیلی فراگیران ایرانی می گذارند که بر اساس ملاک کوهن (1988) تأثیر متوسط و مطلوبی محسوب می شود. با لحاظ یافته های این فراتحلیل، ارائه برنامه هایی در راستای معرفی عوامل درون مدرسه ای و تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی فراگیران، ضرورتی است که باید بیش ازپیش مورد توجه قرار گیرد.
۳۸۰.

اثربخشی بسته مداخله کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی بر خودکارآمدی و دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته مداخله کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی بر خودکارآمدی و دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم (15 تا 18 ساله) شهر مشهد در سال 1403 بودند که بر اساس مقیاس کاپلان، وابستگی آسیب زا به فضای مجازی در مورد آن ها صدق می کرد. با توجه به پیچیدگی مطالعات در حوزه مدیریت فضای مجازی و محدودیت های جلسات گروهی در دوره رشدی نوجوان، با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس تعداد 22 نفر انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه 11 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله شامل 9 جلسه 60 دقیقه ای و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه خودکارآمدی نوجوانان (موریس، 2001) و پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان (گرتز و رومر، 2004) بود. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از SPSS_24 تحلیل شد. یافته ها نشان داد که مداخله منجر به بهبود معنادار خودکارآمدی و کاهش دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر شد و همچنین این نتایج در مرحله پیگیری کوتاه مدت نیز تداوم داشت (05/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزشی 9 جلسه ای کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی سبب بهبود دشواری در تنظیم هیجان و افزایش خودکارآمدی در نوجوانان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان