فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
151 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی کیفی برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری، از منظر تهدید ها و فرصتها بوده است. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی عرفی است. جامعه پژوهشی، شامل کل متون و اسناد مرتبط با آموزش و برنامه درسی مدارس دوره ابتدایی مناطق عشایری بود که از میان آنها تعداد 20 مقاله، پایان نامه و اسناد بالادستی، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت دستی و با استفاده از تحلیل ارتباطی انجام شد. برای اعتباربخشی به داده ها از روشهای بازنگری ناظران، بازنگری مشارکت کنندگان، اختصاص دادن زمان کافی برای گردآوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق استفاده شد. یافته ها در بخش تهدیدها شامل مقوله های اصلی"تحصیل در جامعه عشایری"و "فرهنگ جامعه عشایری" و در بخش فرصتها، "فرصتهای زیست بوم عشایری"و "فرصتهای الزامات قوانین بالادستی" و چندین مقوله فرعی بود که به همراه رمزها و واحد های معنایی مربوطه استخراج شدند. نتایج نشان داد که می توان با کاربست راهکارهای معرفی شده در پژوهش، تهدیدهای موجود در برنامه درسی مدارس عشایری را به فرصت تبدیل کرد. هر چند در بخش فرصتها، قوانین بالادستی به خوبی نگاشته شده، ولی عملیاتی نشده است و به نظر می رسد تا برآورده کردن عدالت آموزشی در برنامه درسی عشایری فاصله زیادی دارند.
اثربخشی توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لاگ بر بهبود حافظه دیداری-فضایی دانش آموزان با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال خواندن یکی از انواع اختلال های یادگیری خاص است که می تواند با نارسایی در کارکردهای اجرایی بویژه حافظه دیداری-فضایی همراه باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لاگ بر بهبود حافظه دیداری-ف ضایی دا نش آموزان با ا ختلال خوا ندن انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پایه دوم تا پنجم با اختلال خواندن شهر تهران تشکیل می دادند که از بین آنها نمونه ای به حجم 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس شناسایی و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار سنجش حافظه دیداری-فضایی استفاده شد. گروه آزمایشی برنامه توان بخشی شناختی کاپیتان لاگ را در 15 جلسه 40 دقیقه ای به صورت هفته ایی 2 بار دریا فت کرد ا ما گروه گواه آموزش م عمول خود را در مدر سه ادا مه داد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد، برنامه توان بخشی شناختی کاپیتان لاگ تأثیر معناداری در بهبود حافظه دیداری-فضایی گروه آزمایشی داشت ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لا گ می تواند روش مداخله ای مناسبی در بهبود حافظه دیداری-فضایی این دانش آموزان باشد.
واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای نوآوری «طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی» در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
228 - 257
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف این تحقیق واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی در شهر اهواز است. روش شناسی پژوهش : به منظور دستیابی به هدف مطالعه، پژوهش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی با 10 مصاحبه ی عمیق با مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1402 به روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفت و از یک فرایند مصاحبه نیمه ساختارمند براساس پروتکل مشخص، استفاده شد. یافته ها : عناصر ساختاری این طرح نوآورانه در چهار عامل نقش و تعامل بازیگران درونی و بیرونی، عوامل نهادی و زیرساختی استخراج شدند. بر اساس یافته های به دست آمده از مصاحبه ها، نقش و تعامل بازیگران درونی، در سه طبقه «تعامل اثربخش مدیر مدرسه، معاونان و معلمان»، «تأکید بر تقویت روحیه کارگروهی» و «تعامل اثربخش مدرسه با اولیا دانش آموزان» استخراج شد. نقش و تعامل بازیگران بیرونی، در شش طبقه «مراکز مشاوره و اختلالات»، «برنامه درسی پنهان» و «تعامل مدیران مدارس با آموزش عالی و سایر مراکز علمی استان»، «جلسات قطب های آموزشی»، «ارتباط مؤثر مدیر مدرسه با بخش تکنولوژی، سرگروه های آموزشی و معاونت آموزشی استان» و «ارتباط با حوزه علمیه» استخراج شد. عوامل زیرساختی در پنج طبقه «کمبود بودجه و زمان»، «توانمندی مدیر»، «تخصصی و حرفه ای بودن آموزش دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری »، «ناآگاهی از اهداف طرح ها» و «اعتدال در مستندسازی» استخراج شد. در نهایت عوامل نهادی مؤثر بر اجرای این طرح در سه طبقه «فرهنگ سازی»، «ناکارآمدی طرح رتبه بندی معلمان» و «انعطاف پذیری و پاسخگویی کمتر مدارس غیرانتفاعی و عملکرد نوآورانه» استخراج شدند. بحث و نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که اجرای اثربخش نوآوری آموزشی مورد مطالعه، صرفاً یک امر فنی نیست بلکه پدیده ای پیچیده، چندبعدی و وابسته به بافت است که در گرو تعامل پویای چهار عامل ساختاری به هم پیوسته است: عامل نظام مند بازیگران درونی و بیرونی، تقویت عوامل نهادی، و توسعه زیرساخت های ضروری. غفلت از هر یک از این عوامل، می تواند اجرای طرح را با چالش مواجه سازد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزی خود را بر پایه تقویت این چهار حوزه متمرکز کنند.
Hope and Emotion Regulation as Predictors of Perceived Discrimination in Individuals with Physical Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
43-51
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the predictive role of hope and emotion regulation in perceived discrimination among adults with physical disabilities. The study employed a correlational descriptive design with a sample of 390 adults with physical disabilities, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed validated measures assessing perceived discrimination, hope, and emotion regulation, including the Perceived Discrimination Scale, the Adult Hope Scale, and the Emotion Regulation Questionnaire. Data analysis was conducted using Pearson correlation to examine associations between variables and multiple linear regression to determine the predictive effect of hope and emotion regulation on perceived discrimination. Statistical analyses were performed using SPSS-27, with significance set at p < 0.01. The results indicated a significant negative correlation between hope and perceived discrimination (r = -0.45, p < 0.01) and between cognitive reappraisal and perceived discrimination (r = -0.38, p < 0.01), while expressive suppression was positively correlated with perceived discrimination (r = 0.41, p < 0.01). The regression model was statistically significant (F(2, 387) = 53.04, p < 0.01) with an R² value of 0.27, indicating that hope and emotion regulation explained 27% of the variance in perceived discrimination. Hope (B = -0.39, p < 0.01) and cognitive reappraisal (B = -0.28, p < 0.01) negatively predicted perceived discrimination, whereas expressive suppression (B = 0.31, p < 0.01) was a positive predictor. The findings suggest that hope and adaptive emotion regulation strategies, particularly cognitive reappraisal, serve as protective factors against perceived discrimination, whereas expressive suppression exacerbates discriminatory perceptions. These results highlight the importance of psychological interventions aimed at fostering hope and teaching adaptive emotion regulation strategies to mitigate the impact of discrimination in individuals with physical disabilities.
اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب نقش موثری در افت ویژگی های هیجانی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب بود. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب پایه ششم مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر ارومیه در فصل بهار سال 1402 بودند. نمونه مطالعه، 40 کودک بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای با مهارت های مثبت نگری آموزش دید و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس فراهیجان های مثبت و منفی (میتمانسگروبر و همکاران، 2009)، سیاهه سازگاری (سینگ و سینها، 1993) و سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988) بودند. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مهارت های مثبت نگری باعث افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برنامه ریزی برای استفاده از آموزش مهارت های مثبت نگری جهت افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب می تواند مفید و موثر باشد.
A Cultural Study of Diaspora and its Role in the Formation of Identity in The Lord of the Rings(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
135 - 144
حوزههای تخصصی:
In this paper, the researcher intends to show the Fantasy world, like the real world, suffers from racial issues and cultural diversities as well. Moreover, the main claim of this article is to depict that the tensions and battles that exist in the selected novels are the result of diaspora, dislocation, and cultural diversities as the subjects attempt to adjust or fail to adapt themselves. In this research, Hall’s theory is used as the main framework. In the selected works Lord of the Rings and The Hobbit, the idea of dislocation is the dominant notion among the characters of the story. The characters might not belong to a specific region while they live there and they would not be accepted by the other character. Consequently, they become confused about their own identity and regard themselves as hybrid subjects. This means that the notion of hybrid identity is dominant among several characters in the series. Consequently, the characters have different features that might be contradictory. ecocriticism has other disciplines such as environmental justice and deep ecology that remain open to trace them in the selected novels. In addition, applying other approaches, such as psychoanalysis, to the novels could also be beneficial, since when searching for the purpose of this study, many interesting issues on the novels and discussions can be read.
Impact of Pragmatic Strategies in Arab and Western Political Discourse on Shaping Public Opinion Regarding the Israeli-Palestinian Conflict(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
175 - 185
حوزههای تخصصی:
This study examines the pragmatic strategies employed by Arab and Western politicians in shaping public opinion regarding the Israeli-Palestinian conflict. By analyzing political speeches and media statements, the research reveals a distinct contrast in rhetorical approaches between the two groups. Arab politicians predominantly use emotionally charged language and accusatory rhetoric, framing Israel as the aggressor and appealing to cultural and ideological sentiments that resonate with their domestic audiences. In contrast, Western politicians adopt a more neutral, diplomatic tone, focusing on cooperation and peaceful negotiations to navigate complex geopolitical interests. The findings confirm that these divergent strategies significantly influence public sentiment, with Arab leaders mobilizing strong support for Palestine, while Western leaders attempt to maintain international alliances by promoting balance and compromise. This study contributes to the fields of political pragmatics, cross-cultural communication, and conflict resolution by highlighting the role of language in shaping public perceptions and policy decisions. The research emphasizes the need for policymakers to consider cultural differences in political communication, offering an understanding to develop more effective communication strategies for international diplomacy. This study examines the pragmatic strategies employed by Arab and Western politicians in shaping public opinion regarding the Israeli-Palestinian conflict. By analyzing political speeches and media statements, the research reveals a distinct contrast in rhetorical approaches between the two groups.
تماس زبانی به عنوان کاتالیزور آموزشی برای دانش آموز فارسی زبان: تحولات معنایی وام واژ گان عربی در کتاب عربی - زبان قرآن، پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانشناسی تماسی علمی میان رشته ای است که به مطالعه شیوه و میزان تماس زبان ها می پردازد و در نیمه دوم قرن بیستم پایه گذاری شده است. توماسون و کوفمن (1988) معروف ترین فرضیه را برای تماس زبان ها در سه سطح ارائه داده اند. معمول ترین شیوه نفوذ زبان ها، در شرایط همجواری، تبادل واژگانیست. زبان های فارسی و عربی در نخستین سطح آمیختگی زبانی قرار دارند و اگرچه از دو خانواده زبانی متفاوت هستند؛ درزمینه دادوستد واژگانی در دوره های مختلف زبان فارسی، بر یکدیگر تأثیر داشته اند. آمیختگی این دو زبان، منجر به تبادل وام واژه های بسیاری گردیده است. بسیاری از وام واژه های عربی، هنگام ورود به زبان فارسی دستخوش تحولات معنایی شده اند. این پژوهش توصیفی با رویکرد کمی، انواع وام واژه های عربی در زبان فارسی را که در برنامه درسی زبان عربی هفتم متوسطه گنجانده شده ، به همراه انواع تحولات معنایی آن ها از زبان مبدأ به مقصد، بررسی می کند. واحد بررسی اسم و فعل بود. یافته ها نشان داد که میزان کاربرد وام واژه های عربی در متن، به نسبت واژگان عربی در ده درس کتاب 16% و حدود یک پنجم (⅕) کل واژه های پیکره است. 94% وام واژه ها اسم و 6% فعل بودند. تعیین نوع تحولات معنایی وام واژگان عربی در پیکره پژوهش نشان داد که سه شیوه وام گیری معادل مدلول اولیه (5/90 درصد)، تخصیص معنایی (3/7 درصد) و گسترش معنایی (2/2 درصد) در برنامه درسی گنجانده شده است؛ اما وام واژه ای که دچار تغییر معنایی شده باشد، یافت نشد. تغییر معنایی یکی از خاستگاه های خطای درک معنای واژه است و تأثیر منفی بر یادگیری زبان آموزان دارد. نظر به اینکه پربسامدترین وام واژه های عربی در زبان فارسی، به گروهی تعلق دارد که دستخوش تغییر معنایی می شوند، عدم وجود این نوع از وام واژه ها در برنامه درسی، نشان از آگاهی مؤلفین کتاب از تداخل تغییرات معنایی وام واژه ها در زبان مقصد دارد.
تأثیر روش های قصه گویی و بازی بر کاهش اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پایه دوم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شناسایی تاثیر روش های قصه گویی و بازی برکاهش اختلال دیکته نویسی دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی بود.پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دارای اختلال دیکته نویسی در پایه دوم ابتدایی شهر مرودشت (70 نفر) بود.از این میان تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در گروه های آزمایشی و کنترل به طور تصادفی گماشته شدند.برای جمع آوری داده ها ازآزمون تحلیل دیکته نویسی، آزمون هوش استنفورد – بینه، مصاحبه بالینی و مشاهده دفتر دیکته استفاده شد.گروه های آزمایشی برنامه مداخله ای شامل هشت جلسه آموزشی 60 دقیقه ای را دریافت کردند.گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند.داده های بدست آمده با استفاده ازآزمون کوواریانس تک متغیره تجزیه وتحلیل شد.یافته ها نشان داد بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرات سه گروه آزمایش وکنترل، در نمره کل متغیر اختلال دیکته نویسی(99/ 24 =F و 000/0Sig = ) وجود دارد وآموزش با روش های قصه گویی و بازی در بهبود اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی موثر است.معلمان می توانند برای بهبود عملکرد دانش آموزان در دیکته نویسی از بسته تدوین شده استفاده کنند.
تدوین مدل بی صداقتی تحصیلی بر اساس هیجان های پیشرفت با میانجی گری درگیری تحصیلی خانواده در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
10 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی تدوین مدل بی صداقتی تحصیلی بر اساس هیجان های پیشرفت با میانجی گری درگیری تحصیلی خانواده دانش آموزان بود. روش پژوهش: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر سمنان در سال 1403-1402 بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 260 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های بی صداقتی تحصیلی (مک کابی و تروینییو، 1999)، هیجانات پیشرفت (پکران و همکاران، 2005) و درگیری تحصیلی خانواده (فن و ویلیامز، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. یافته ها: ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی، با مدل اندازه گیری برازش دارد (91/0=CFI، 96/0= NFI،07/0=(RMSEA. نتایج پژوهش نشان داد که هیجان-های پیشرفت به طور مستقیم بر بی صداقتی تحصیلی در سطح 05/0P< تاثیر معناداری دارد؛ همچنین، هیجان های پیشرفت به طور غیرمستقیم از طریق درگیری تحصیلی خانواده نیز بر بی صداقتی تحصیلی موثر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، جهت بهبود بی صداقتی تحصیلی، مداخله در هیجان های پیشرفت و درگیری تحصیلی خانواده در دانش آموزان می تواند دارای اهمیت باشد.
بررسی نقش ضعف صلاحیت های حرفه ای اساتید دانشگاه فرهنگیان در شکل گیری برنامه های درسی زائد به عنوان یکی از انواع برنامه های درسی نال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
161 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تجارب دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان پیرامون ضعف در آن دسته از صلاحیت های حرفه ای اساتیدشان است که منجر به شکل گیری برنامه های درسی زائد، به عنوان یکی از انواع برنامه های درسی نال، برای آن ها شده بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل نومعلمان دانش آموخته رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی(1526 نفر)بودند که 33 نفر از آن ها با روش هدفمند از نوع تغییرات بیشینه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از کدگذاری داده ها به شکل مضامین اصلی و فرعی(ریان و برنارد) استفاده شد. یافته ها بیانگر آن بود که ضعف در سه دسته از صلاحیت های تخصصی(با 11 مضمون فرعی)، صلاحیت های فردی(با 2 مضمون فرعی) و صلاحیت های تجربی(با 6 مضمون فرعی) منجر به شکل گیری برنامه های درسی زائد برای دانشجو معلمان می شود. دیدگاه دانش آموختگان ازنظر میزان اهمیت ضعف در صلاحیت های حرفه ای اساتید بر شکل گیری برنامه های زائد، با هم متفاوت بود؛ به نحوی که اولین دانش آموختگان(1395) بر ضعف در صلاحیت های تجربی و دانش آموختگان (1400) بر ضعف در صلاحیت های تخصصی اساتید تأکید بیشتری داشتند. نتایج نشان داد که ضعف در هریک از صلاحیت های اساتید دانشگاه فرهنگیان، می تواند محملی برای ایجاد برنامه های درسی زائد باشد. همچنین مشارکت کنندگان برحسب زمان دانش آموختگی خود، جایگاه متفاوتی برای نقش ضعف صلاحیت های اساتید در شکل گیری برنامه های درسی زائد قائل بودند.
اعتبارسنجی و ارزیابی مدل شایستگی دیجیتال معلمان: تحلیلی مبتنی بر معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۷
127 - 150
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی شایستگی دیجیتال معلمان و تأثیر آن بر شایستگی های حرفه ای، پداگوژی و توانمندی های یادگیرندگان انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان استان کردستانِ مشارکت کننده در «طرح سواد دیجیتال» در سال 1404-1403 بود. بر اساس فهرست دریافت شده از اداره کل آموزش وپرورش و با استفاده از نمونه گیری طبقه ای تصادفی نسبتی، تعداد ۴۰۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد شایستگی دیجیتال معلمان مدل اروپایی (DigCompEdu) بود که روایی و پایایی آن پیش تر در مطالعات مختلف تأییدشده و پایایی آن در این پژوهش نیز با آلفای کرونباخ بالاتر از 0.85 به دست آمد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) تحلیل گردید. نتایج نشان داد میانگین شایستگی دیجیتال معلمان 3.84 از 5 بود که بیانگر سطح نسبتاً مطلوب است. در بین ابعاد، بالاترین میانگین مربوط به استفاده و ایجاد منابع دیجیتال (4.02) و پایین ترین میانگین مربوط به ارزیابی با ابزار دیجیتال (3.65) بود. مدل ساختاری نشان داد شایستگی دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر شایستگی های حرفه ای معلمان (β = 0.47, p < 0.001)، شایستگی های پداگوژیک (β = 0.42, p < 0.001) و توانمندی های یادگیرندگان (β = 0.39, p < 0.001) دارد. همچنین، تحلیل واریانس نشان داد بین گروه های سنی تفاوت معناداری در سطح شایستگی دیجیتال وجود دارد (F = 6.21, p < 0.01) به طوری که معلمان جوان تر میانگین بالاتری کسب کردند. این یافته ها بر اهمیت سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، آموزش های هدفمند و توسعه مهارت های دیجیتال معلمان برای بهبود کیفیت فرآیندیاددهی–یادگیری تأکید دارد.
اثربخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
132 - 145
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتقاء، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همواره یکی از مهم ترین مباحث آموزشی و نگرانی های اصلی روانشناسان پژوهشی است که از جمله عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، فرسودگی تحصیلی می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس شهر اصفهان در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبری یادگیری جعفری، نادی و منشئی(1400) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه موفقیت تحصیلی ولز(2010)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران(2004) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی سالملا – آرو و همکاران(2009) بودند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دختران نوجوان اثر بخش بود(01/0>p) و این اثر بخشی در دوره پیگیری 2 ماهه نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، آموزش خودراهبری یادگیری در مدارس توسط مشاوران و معلمان و نیز قرار دادن اصول و فرآیندهای و شیوه به کارگیری آن در کتب اصول و شیوه های یادگیری مهم و ضروری است.
مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
239 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه شناخت تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی با روش پدیدارشناسی است.مشارکت کنندگان شامل 10 نفر از دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرتهران هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند و روش موارد عادی انتخاب شده اند. تعداد مصاحبه ها بر اساس اشباع اطلاعاتی پژوهشگران مشخص شده است. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با تحلیل تماتیک تفسیر گردید. یافته ها نشان می دهداز دیدگاه دانش-آموزان، ماهیت شادی شامل: شادی به عنوان یک احساس خوب و لذت بخش، احساس آرامش و دوری از استرس، انرژی سازنده و مثبت و خوش بینی نسبت به خود و زندگی است. ابعاد شادی شامل: معلم، ابزارهای یادگیری معنادار ، بعد فردی یادگیرنده، امکانات و تجهیزات مدرسه، خانواده وکارکنان مدرسه است. عواملی چون تدوین برنامه های درسی مبتنی بر علائق دانش آموزان، توجه به فعالیت های فوق برنامه، برگزاری مسابقات، تحول در شیوه های آموزش، جلب مشارکت دانش آموزان، برقراری ارتباط دوستانه با دانش آموزان ، توجه به خلاقیت و پیش بینی فرصت هایی برای فعالیت های اجتماعی موجب افزایش شادی دانش آموزان از طریق برنامه های درسی می شود.
توسعه مدارس با کارکنان نسل جدید: بررسی انتظارات و ادراکات معلمان و مدیران نسل Z از حرفه معلمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در گذر زمان و با حضور نسل های مختلف کارکنان در سازمان های آموزشی، امروزه نوبت به نسل zرسیده است که به عنوان نسل آمیخته با فناوری و دیدگاه های گوناگون از آن ها یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی انتظارات معلمان و مدیران نسل z از حرفه معلمی می باشد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش پدیدارشناختی است. جامعه آماری معلمان و مدیران نسل جدید مدارس شهر چابکسر است که از میان ایشان، بر اساس روش نمونه گیری هدفمند 18 نفر برگزیده شده اند. برای گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها از روش کلایزی استفاده شده است. یافتهها: پس از تحلیل و تنظیم نتایج، مؤلفه های مربوطه به انتظارات معلمان در قالب 2 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی به دست آمد. که مضامین اصلی عبارت اند از انتظارات آموزشی-تربتی و انتظارات شغلی-سازمانی. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که معلمان و مدیران نسل جدید دارای انتظارات گوناگون آموزشی و شغلی هستند و بیشتر نظرات ایشان حول محور احترام و منزلت معلم، کسب جایگاه والای اجتماعی و تامین معاش ایشان است؛ از منظر آموزشی نیز ایشان تاکید بر استفاده از رویکردهای خلاقانه و نوین تدریس مانند: بازی وارسازی و استم، با در نظر گرفتن تجهیز مدارس برای تدریس احسن است. نتایج این پژوهش می تواند رهنمودهایی برای توسعه مدارس با معلمان و مدیران نسل دیجیتال باشد.
Iranian EFL Learners’ Academic Self Efficacy, Metacognitive Reading Strategies, and Reading Comprehension Achievement: Exploring the Relationships and Predicting Roles
حوزههای تخصصی:
This study scrutinized the probable significant relationships among Iranian EFL learners’ academic self-efficacy, metacognitive reading strategies, and reading comprehension test performance. Relevantly, the significant predicting roles of the learners’ metacognitive reading strategies as well as academic self-efficacy for reading achievement were statistically investigated, increasing the depth of the study. Furthermore, the probable significant differences between the learners’ academic self-efficacy as well as the utilization of metacognitive reading strategies were investigated across three reading proficiency levels. To this end, 100 BA students, majoring in English Language Teaching at Islamic Azad University-Neyshabur Branch-Iran participated. Three standard instruments were employed, including academic self-efficacy and metacognitive reading strategies questionnaires along with the reading comprehension section of a TOEFL test. The study followed a quantitative correlational design. Since the normality of data was proved, the parametric statistical analyses, including descriptive statistics, Pearson's correlation coefficients, multiple regression analyses, and one-way analysis of variance were employed. The findings demonstrated significant positive relationships among the learners’ reading achievement, academic self-efficacy, and utilization of metacognitive reading strategies. In addition, it was found that metacognitive reading strategies can better predict reading comprehension than the learners’ academic self-efficacy. Academic self-efficacy was also proved as a significant predictor of the learners’ utilization of overall metacognitive reading strategies. No significant differences were proved between three proficiency levels in the utilization of metacognitive reading strategies as well as academic self-efficacy. The findings have some insightful pedagogical implications as well as some useful hints for language teachers and syllabus designers.
Effectiveness of Exposure Therapy on Life Satisfaction and Cognitive Flexibility in Adults with ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۲ (۲۰۲۵) : Serial Number ۱۰
26-34
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of exposure therapy in enhancing life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD. This study employed a randomized controlled trial design, with 30 adults diagnosed with ADHD randomly assigned to an experimental group (n = 15) receiving eight sessions of exposure therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Life satisfaction and cognitive flexibility were assessed at baseline, post-treatment, and five-month follow-up using the Satisfaction with Life Scale (SWLS) and the Cognitive Flexibility Inventory (CFI), respectively. Data analysis was conducted using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) to examine within- and between-group differences over time, with post-hoc pairwise comparisons performed using the Bonferroni adjustment. The results indicated a significant main effect of time and group, as well as a significant interaction effect between time and group for both life satisfaction and cognitive flexibility (p < 0.01). Post-hoc analyses showed that the experimental group demonstrated significant improvements in both variables from baseline to post-treatment (p < 0.001), with these gains maintained at follow-up. In contrast, the control group showed no significant changes over time. The findings suggest that exposure therapy effectively enhances life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD, with long-term benefits observed at follow-up. Exposure therapy appears to be a promising intervention for improving life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD. By reducing avoidance behaviors and promoting adaptive cognitive responses, this approach may help individuals with ADHD develop greater emotional and cognitive adaptability. The sustained benefits observed at follow-up suggest that exposure therapy may provide long-lasting improvements in quality of life for this population.
جایگاه «گفت وشنود میان -فرهنگی» در اندیشه های پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۱۹۶-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی در اندیشه های انتقادی پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن برای بهبود و توسعه نظام آموزشی کشور است. روش به کار رفته در این پژوهش روش تحلیلی - استنتاجی است و برای گردآوری داده های پیرامون مقوله گفت وشنود میان- فرهنگی از همه نظرات و اندیشه های فریره استفاده شده است. تحلیل و بررسیهایی که از مبانی فلسفی (انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی) فریره درباره جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی به دست آمده حاکی از آن است که دلالتهای تربیتی فریره بر گفت وشنود یا دیالوگ تأکید دارند. با تأکید بر مبانی انسان شناختی در این پژوهش، اصول تربیتی اعم از خودآگاهی انتقادی، دیگری، آزادی اندیشه، تعامل متواضعانه و درک متقابل فرهنگی استنتاج شده است. فریره با در نظر گرفتن گفت وشنود میان- فرهنگی به مثابه عامل شکست سکوت فرهنگهای حاشیه ای و ستمدیده در اهداف آموزشی، تأکید کرده روی تربیت انسانی فعال و شهروندی آزاد و آینده نگر که مایل به تغییر وضعیت موجود خویش از راه گفت وشنود با دیگر فرهنگهاست. وی با پیشنهاد بهره گیری از روش تدریس بحث و گفت وشنود میان فرهنگهای متفاوت و نیز توصیه به برقراری روابط افقی و ارتباط متقابل مربی با متربیان، محتوا و برنامه درسی را عامل مهم بهبود و پاسخگوی روابط میان- فرهنگی می داند که حل مسئله و گفت وشنود در آن نقشی مهم دارند.
اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
45 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی انجام شد. روش: این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. 26 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شدند. آنها با روش تصادفی به دو گروه 13 نفری تقسیم و در یکی از گروه های آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری در 10 جلسه و هفته ای یک جلسه شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس اضطراب اجتماعی (ماتسون و فرند، 1969) و پرسشنامه هوش هیجانی (برادبری و گریوز، 2004) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با به کارگیری نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله تاثیر مثبت و معناداری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی در گروه آزمایش داشت (001/0P=). نتیجه گیری: با توجه به این که برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری سبب کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی شد، بنابراین برنامه ریزی برای آموزش چنین برنامه هایی مانند برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری نقش مهمی در کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی دارد.
واکاوی عوامل مؤثر بر عملکرد ریاضی دانش آموزان: مطالعه ای به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد ریاضی دانش آموزان بود و از لحاظ نوع داده در زمره پژوهش های کیفی با روش فراترکیب قرار داشت. جامعه آماری شامل مقاله های علمی معتبر، رساله های دکتری و پایان نامه های مرتبط با موضوع در بازه زمانی پانزده سال اخیر (2010-2024) بود که در پایگاه های تخصصی و علمی داخل و خارج کشور ثبت شده بودند که از میان آنها پس از چند مرحله غربال گری با شاخص های بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش و معیار برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی (CASP)، 43 منبع به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل کیفی منابع از روش هفت مرحله ای مرسوم در پژوهش های فراترکیب استفاده شد. داده ها توسط پژوهشگران کدگذاری و تحلیل شدند و به منظور بررسی پایایی پژوهش از شاخص کاپا استفاده شد و مقدار آن 71/0 محاسبه شد. نتایج پژوهش نشان داد حوزه هایی وسیع بر عملکرد ریاضی دانش آموزان اثرگذار هستند که میان آنها ارتباطاتی برقرار است. مطابق یافته های پژوهش، 5 مقوله اصلی، 20 عامل و 186 کد نهایی شناسایی و استخراج شدند. مقوله های اصلی تأثیرگذار بر عملکرد ریاضی شامل عوامل مرتبط با دانش آموز، جامعه، خانواده، مسائل آموزشی و مسائل آسیب زا هستند که عواملی همچون زمینه دانش آموز، ارزش ها و نگرش ها، علایق و انگیزه ها، عوامل عاطفی و روان شناختی، عوامل شناختی، یادگیری، توانمندی ها و مهارت ها، مدرسه، معلم، مدیریت و کادر مدرسه، عوامل اجتماعی کلان، پیشینه خانواده، رفتار والدین و محیط خانه، امکانات موجود در خانه، فعالیت های آموزشی، امکانات آموزشی، نظام آموزشی، آسیب های انضباطی و اخلاقی دانش آموز و شرایط آسیب زا را در بر دارند. این یافته ها می توانند مورد استفاده پژوهشگران، معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار گیرند.