بررسی تأثیر تدریس معکوس بر عملکرد ریاضی دانش آموزان پایه نهم با استفاده از نظریه APOS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری معکوس (Flipped Learning) به عنوان رویکرد جدید در آموزش ریاضی مورد توجه قرار گرفته است. این روش برخلاف تدریس سنتی، با جابه جایی نقش کلاس درس و تکالیف، فرصت بیشتری برای تعامل و یادگیری فعال دانش آموزان فراهم می کند. این مطالعه با استفاده از نظریه APOS، نحوه تغییر فرآیند یادگیری دانش آموزان را تحلیل کرده و به بررسی میزان پیشرفت آن ها در سطوح مختلف یادگیری پرداخته است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بوده است. یافته های پژوهش نشان داد که میانگین نمرات گروه آزمایش پس از اجرای تدریس معکوس، بهتر از گروه کنترل است. همچنین، نتایج تحلیل کوواریانس بیانگر این بود که ۲۸ درصد از تغییرات عملکرد ریاضی دانش آموزان ناشی از روش تدریس معکوس است که اندازه اثر قابل توجهی محسوب می شود. علاوه بر این، تحلیل مبتنی بر نظریه APOS نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش پس از تدریس معکوس، از سطوح سطحی یادگیری Action و Process به سطوح عمیق تر Object و Schema حرکت کرده اند که این تغییر نشان دهنده افزایش درک مفهومی و مهارت های حل مسئله در آن هاست. همچنین بر اساس نظریه های یادگیری، نقاط قوت و ضعف یادگیری معکوس را بررسی کرده و پیشنهادهایی برای بهبود اجرای آن ارائه داده است.