فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر تدوین برنامه های درسی کارشناسی مدیریت گردشگری مبتنی بر هوش مصنوعی می باشد. بدین منظور از دو رویکرد پژوهش کیفی شامل تحلیل محتوا و تحلیل داده بنیاد چند وجهی از طریق نرم افزار مکس-کیودا استفاده گردید. نمونه ها به صورت نظری به تعداد 7 نفر انتخاب شدند. در بخش تحلیل محتوا، به تمرکز بر شباهت ها و تفاوت های پاسخی در 4 الگوریتم هوش مصنوعی پرداخته شد. در تحلیل داده بنیاد چند وجهی، مفاهیم به منظور ارائه مدل پارادایم در قالب علیت ها(پایگاه دانش برنامه درسی گردشگری مبتنی بر هوش مصنوعی، ماژول یادگیری دانشجوبان گردشگری مبتنی بر هوش مصنوعی، ماژول تدریس برنامه های درسی تدوین شده مدرس گردشگری مبتنی بر هوش مصنوعی، ماژول ارزشیابی رشته گردشگری مبتنی بر هوش مصنوعی)،مقوله های اصلی(دانشجویان، مدرسان)، مداخله گرها(سازمانی، فرآیندی، مالی و اقتصادی)، زمینه ها و بسترها(ساختاری،سیستمی،انسانی)، راهکارها(مالی-مدیریتی، اخلاقی-اجتماعی، سازمانی) و پیامد ها(سطح دانشجویان، سطح مدرسان، سطح کلان صنعت) تدوین شدند.
تحلیلی از پژوهش های ایرانی قلمرو برنامه درسی آموزش علوم تجربی با تمرکز بر ماهیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
455 - 486
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف، تحلیل پژوهش های ایرانی آموزش علوم تجربی معطوف به ماهیت علم، در قلمرو برنامه درسی انجام شده است. سوال اصلی این است که چگونه به موضوع ماهیت علم در برنامه درسی آموزش علوم تجربی پرداخته شده است و حیطه های مغفول این پژوهش ها کجاست. مبنای تحلیل این پژوهش کیفی بازنمایی سه سطحی آکر از برنامه درسی بوده است. مرور و تحلیل 32 سند شناسائی شده حاکی از آن است که مطالعات ایرانی تمرکز و توجه بسیاری به برنامه درسی قصد شده دارند، ولی در سطح برنامه درسی اجرا شده و کسب شده جای مطالعات با رویکردهای روش شناختی متنوع، خالی است. همچنین در زمینه آموزش ماهیت علم در مقطع ابتدایی، پژوهشی صورت نگرفته است. لازم است پژوهش هایی کیفی به طور مثال مردم نگاری انجام شود تا پژوهشگر با مشاهده کلاس های درس علوم تجربی، بی واسطه بتواند به بررسی چگونگی آموزش ماهیت علم بپردازد.
شناسایی ویژگی های عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ویژگیهای عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان است. رویکرد پژوهش کیفی، از نوع فراترکیب است. قلمرو پژوهش، کلیه پژوهشهای انجام شده در زمینه برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال در بازه زمانی 2004 تا 2024 است. با درنظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، 31 پژوهش انتخاب و دادههای آنها استخراج و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد اهداف برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دربرگیرنده حیطههای مختلف، مشتمل بر جنبههای فردی و اجتماعی و همسو با یادگیری مادامالعمر هستند. محتوا بهروز، زمینهساز رشد تفکر انتقادی، متناسب با زندگی واقعی دانشجومعلمان و مبتنی بر عناصر نهگانه شهروندی دیجیتال هستند. راهبردهای یاددهی یادگیری متنوع، مشارکتی، تعاملی و غنیشده با فناوری هستند. منابع آموزشی، بهروز، قابل اشتراکگذاری و مبتنی بر فناوری هستند. دانشجومعلمان در فعالیتهای یادگیری نقش فعالی دارند و در شبکههای اجتماعی، به مثابه کنشگر نقش ایفا میکنند. در برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال زمان و فضا از ویژگی انعطافپذیری برخوردار است یعنی محدود به زمان و فضای رسمی نیست. گروهبندی به گونهای است که یادگیری مشارکتی و تفکر انتقادی تقویت و دیدگاههای مختلف تشویق شود. ارزشیابی نیز به روشهای مختلفی از جمله روشهای کمی و کیفی، ارزشیابی تکوینی، خودارزیابی و ارزشیابی توسط همتایان صورت میگیرد.
بازنمایی ادراک معلمان ابتدایی از مؤلفه ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی در فرایند یاددهی-یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بازنمایی ادراک معلمان ابتدایی از شایستگی ارتباطی در فرایند یاددهی-یادگیری انجام شد. جهت انجام پژوهش از رویکرد کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. میدان پژوهش حاضر همه ی معلمان ابتدایی شاغل در شهرستان پاکدشت استان تهران بود. راهبرد نمونه گیری در پژوهش حاضر نمونه گیری در دسترس و گلوله برفی بود. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند گردآوری شد که در نهایت با پانزده معلم دوره ی ابتدایی مصاحبه شد. یافتهها نشان دهنده پنج مؤلفه اصلی شامل مهارت های ارتباطی تخصصی در فرایند یاددهی-یادگیری، ایجاد خودباوری، القای حس ارزشمندی، اثرگذاری و مهارت های عاطفی در فرایند یاددهی-یادگیری است. یافته ها بیانگر آن است که شایستگی ارتباطی معلمان، همچون یک سازه چندبعدی پویا، از مجموعه ای یکپارچه و درهم تنیده از مؤلفه های نامبرده تشکیل شده است، با توجه به بافت خاص فرهنگی-اجتماعی شرایط آموزشی معنا می یابد. یافتهها بر اهمیت بومی سازی و توجه ویژه به بعد فرهنگی-اجتماعی در توسعه مدل های شایستگی ارتباطی را برجسته می سازد و بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی هدفمند مبتنی بر نشانگرهای ذکر شده تأکید می کند.
سنخ شناسی الگوهای اقتدار معلمان و تحلیل کیفی نسبت آن با عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
171 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی الگوهای مختلف اقتدار معلمان و تحلیل کیفی نسبت آن با عملکرد (کمی-کیفی) تحصیلی دانش آموزان است. پژوهش با روش کیفی –گراندد تئوری یا روش نظریه بنیادی- با کاربست روش نمونه گیری هدف مند و نظری و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با 32 دانش-آموزان پسر مقطع متوسطه دوره اول، (هفتم و هشتم) انجام گرفته است. تحلیل داده ها با رویکرد «استراوس و کوربین» و با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و 206 مفهوم، 45 مقوله و 14 مقوله محوری شناسایی شدند. یافته ها و مدل پارادایمی پژوهش نشان می دهد شرایط علی به-وجود آمدن الگوهای اقتدار معلمان عبارتند از: «نحوه تدریس معلم»، «شیوه ارتباط و تعامل معلم با دانش-آموزان»، «اخلاق مندی معلم» و «نحوه کنترل کلاس». زمینه شکل گیری پدیده، «بستر خانواده» و «فضای حاکم بر مدرسه» بود. «گروه دوستان»، «رفتارهای غیرکلامی معلم» و «احساس کلی دانش آموزان نسبت به معلم» از جمله مقولات بدست آمده بودند که بر پدیده اثر (مداخله گر) می گذاشتند. دانش آموزان دو نوع راهبرد «پذیرش» و «مقاومت» را در مقابل رفتار و کنش های معلمان، اتخاذ کرده بودند. «ارزشیابی کمی»، «اشتیاق یا عدم اشتیاق به درس و کلاس» و «تداوم یادگیری» از مقولات پیامدی پژوهش به شمار می روند و در نهایت، مقوله هسته تحقیق با عنوان «الگوهای اقتدار معلمان» با سه نوع «الگوی استبدادی، رسمی و دموکراتیک» شناسایی شد. نتیجه: الگوی اقتدار دموکراتیک معلمان می تواند عملکرد کمی و کیفی مطلوبی برای دانش آموزان به ارمغان بیاورد.
رویکرد تلفیقی اِستِم: گزینه ای برای رویارویی با بحران ریاضی در مدرسه و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
395 - 426
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر، رشته ریاضی در آموزش عمومی و آموزش عالیِ ایران، با کاهش چشمگیر متقاضیان روبه رو شده است از طرف دیگر، در دوران همه گیری کووید-19، دانش آموزان و دانشجویان با دسترسیِ بیشتر و بی واسطه به منابع، یادگیری را یاد گرفتند و به اهمیت آموزش شخصی سازی شده پی بردند. افزون براینها، توسعه تکنولوژی های دیجیتال و هوش مصنوعی نیز بازارکار را متحول نمود. دراین مقاله، نویسنده به روش خود-زیست نگاری و با عنایت به تغییرهای ایجادشده و تجربه زیسته خود در دوران همه گیری که شامل تدریس مجازی، مطالعه روزانه تحولات در سطح جهانی و به اشتراک گذاشتن آنها با جامعه آموزشی از طریق بیش از 40 وبینار و چندین مصاحبه در مطبوعات و خبرگزاری ها بود، چارچوبی برای رویکرد اِستم به مثابه گزینه ای برای مواجهه واقع بینانه با بحران کاهش ورودی ها به رشته ریاضی در مدرسه و دانشگاه نموده است. یافته اصلی این پژوهش این است که شناخت تغییرات ایجادشده در باورها و عادت های ذهنی مخاطبان نظیر آموزش شخصی سازی شده و تحولات عظیم در حوزه ریاضی و نیازمندی های بازارکارِ پررقیب و ناپایدار و پرخواسته، تداوم اجرای برنامه های درسی کلاسیک و تک ساحتیِ موجود، این بحران را عمیق تر می کند. این پژوهش به این نتیجه گیری رسید که رویکرد تلفیقی اِستِم، گزینه ای برای رویارویی با این بحران است.
شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های عنصر محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و سپس میزان توجه به آن ها در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش : در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. از روش پدیدارشناسی در بخش کیفی و از روش توصیفی - پیمایشی در بخش کمی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 15 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجومعلمان دوره کارشناسی دانشگاه های فرهنگیان بودند که به روش تصادفی طبقه ای نسبی، تعداد 316 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی بوده است. برای اعتباریابی بخش کیفی از روش همسوسازی و تکنیک کنترل توسط اعضاء بهره گرفته شد. برای تعیین روایی سؤالات مصاحبه و پرسش نامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/932 استفاده شد. تحلیل بخش کیفی از طریق روش تحلیل مضمون و بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. یافته ها : یافته های بخش کیفی نشان داد مهم ترین شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل پنج مضمون 5 مضمون محتوای مربوط به دانش عمومی فناوری؛ محتوای مربوط به دانش تخصصی فناوری؛ محتوای مطلوب جهت کسب مهارت های تفکر عملی، تفکر انتقادی، خلاق و رفتار فناورانه؛ محتوای مناسب با کمک فناوری های نوین با قابلیت تعاملی، به روزرسانی، استفاده مکرر و ... برای دستیابی به هدف های آموزشی؛ سازماندهی محتوا بر اساس معیارهای علاقه مندی، کاربرد و ... با استفاده از فناوری های نوین بوده است. همچنین نتایج در بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به مؤلفه های دانش فناوری در عنصر محتوا برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی در سطح ضعیفی است. نتیجه گیری : دانشگاه و استادان باید محتوایی را انتخاب کنند که دانشجویان بتوانند شایستگی های فناوری خود را توسعه دهند. همچنین از آنجایی که هر روز با فناوری های جدید روبرو هستند ضرورت دارد آن را در کلاس های درس بیاموزند و آموزش دهند.
شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی، از نوع مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.
مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
239 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه شناخت تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی با روش پدیدارشناسی است.مشارکت کنندگان شامل 10 نفر از دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرتهران هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند و روش موارد عادی انتخاب شده اند. تعداد مصاحبه ها بر اساس اشباع اطلاعاتی پژوهشگران مشخص شده است. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با تحلیل تماتیک تفسیر گردید. یافته ها نشان می دهداز دیدگاه دانش-آموزان، ماهیت شادی شامل: شادی به عنوان یک احساس خوب و لذت بخش، احساس آرامش و دوری از استرس، انرژی سازنده و مثبت و خوش بینی نسبت به خود و زندگی است. ابعاد شادی شامل: معلم، ابزارهای یادگیری معنادار ، بعد فردی یادگیرنده، امکانات و تجهیزات مدرسه، خانواده وکارکنان مدرسه است. عواملی چون تدوین برنامه های درسی مبتنی بر علائق دانش آموزان، توجه به فعالیت های فوق برنامه، برگزاری مسابقات، تحول در شیوه های آموزش، جلب مشارکت دانش آموزان، برقراری ارتباط دوستانه با دانش آموزان ، توجه به خلاقیت و پیش بینی فرصت هایی برای فعالیت های اجتماعی موجب افزایش شادی دانش آموزان از طریق برنامه های درسی می شود.
طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
221 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان بود. تاکنون هیچ تحقیقی در مورد طراحی الگوی برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان انجام نشده است. حال آنکه هر کشوری مطابق با نیازمندی ها و شرایط خود به طراحی برنامه درسی ویژه ای نیاز دارد. بنابراین در پژوهش حاضر تلاش بر آن شد که خلأ موجود در برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان تا حدودی رفع گردد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، متخصصان برنامه درسی و اعضای هیئت علمی دانشگاه های افغانستان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و انجام مصاحبه با 15 نفر از آنان به اشباع نظری رسید. گفتنی است شرط انتخاب اعضای هیئت علمی، 5 سال فعالیت در بخش برنامه ریزی درسی دانشگاهی بود. مصاحبه ها ابتدا به صورت صوتی ثبت و سپس توسط پژوهشگر به شکل متن تنظیم شد. در مرحله اول تحلیل مضمون، 230 کد باز حاصل شد و در مرحله ی دوم تعداد کد ها به 61 کد تقلیل یافت. در نهایت 8 کد نظری حاصل شد که در نتیجه آن الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان با ابعاد مختلف، به این ترتیب به دست آمد: نقاط قوت برنامه درسی دانشگاهی موجود، نقاط ضعف برنامه درسی دانشگاهی موجود، عناصر برنامه درسی دانشگاهی مطلوب، ویژگی های عناصر برنامه ریزی درسی دانشگاهی مطلوب، موجودیت تمام جوانب ذینفع در نهاد مشترک تصمیم گیری، رعایت تمامی مراحل طراحی برنامه ریزی درسی دانشگاهی، رعایت ارزش های دینی-ملی و ارزش های جهانی به شرط مغایر نبودن با ارزش های دینی و ملی کشور، استفاده از فناوری های موردنیاز در مطابقت با امکانات و سطح دانش استادان و دانشجویان، عوامل اثربخش داخلی و خارجی بر طراحی برنامه درسی دانشگاهی مطلوب کشور. ابعاد مذکور چارچوب الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان را تشکیل می دهند.
بررسی مبانی نظری اندیشه های آیزنر و دلالت های تربیتی آن: با نقدی بر نظرات وی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژِوهش حاضر بررسی مبانی نظری اندیشه های آیزنر ، یکی از متخصصان و صاحب نظران برجسته رشته برنامه ریزی درسی می باشد .در این راستا پس از اشاره ای مختصر به محورهای اصلی نظرات آیزنر، مبانی نظری اندیشه های وی و پیامدهای آن مورد بررسی قرار گرفته است. سپس ضمن نقد برخی از اندیشه های وی تلاش شده تا با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی ، به هر دو موضوع، بپردازد. نتایج، حاکی از آن است که نوعِ نگاه به دین از سوی آیزنر، موجب برداشت وی مبنی بر عدم امکان تبدیل شدن دین به یک نظریه ی قابل دفاع می باشد. در صورتی که زمینه ورود اندیشه های گوناگون در دین وجود دارد و طرح ایدئولوژی جزمیت مذهبی از سوی خود وی، به عنوان یکی از ایدئولوژی های موجود، به دلیل همین تأثیرگذاری بوده است. همچنین با توجه به نوع نگاه آیزنر به برنامه درسی در غالب سه انگاره رفتارگرایانه، حل مساله و نتایج آشکار(زیباشناسانه) و تاکید وی بر رشد و تعالی تربیتی یادگیرنده، به نظر می رسد این نوع نگاه باید بر روی یک پیوستار باشد و در واقع، انگاره نتایج آشکار(بصیرانه، خلاقانه و زیباشناسانه) همان پارادایمی است که دین بر آن تاکید دارد. نتایج بررسی و تحلیل آرای آیزنر نشان می دهد که آیزنر ضمن توجه به سنت عمل گرایانه و به نوعی پیشرفت گرایی ، در زمره متفکران پست مدرن نیز می باشد. کلام آخر اینکه، فلسفه وی متاثر از دیویی ، وایت هد ، برودی و هربرت رید است.
فراتحلیل آثار معلمان پژوهنده استان زنجان از سال 1389 تا 1396 (با موضوع آموزش و یادگیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف فراتحلیل آثار معلمان پژوهنده استان زنجان با موضوع «آموزش و یادگیری» انجام گرفت. در این مقاله از روش فراتحلیل ترکیبی و مراحل شش گانه کریپندورف استفاده شد. از جامعه ی هدف آن که شامل 129 اثر برگزیده استان(1396-1389) بود، تعداد 51 اثر در موضوع «آموزش و یادگیری» به عنوان نمونه مورد مطالعه تعیین و داده ها با کمک سه تحلیل گر و با استفاده از سه چک لیست(سیمای شکلی، ساختاری و محتوایی) استخراج گردید. یافته های پژوهش از لحاظ شکلی بیانگر توجه بیشتر معلمان پژوهنده(زن، دوره ابتدایی، دارای سابقه شغلی متوسط، مدرک تحصیلی کارشناسی و رشته های علوم پایه) به حوزه آموزش و یادگیری، در سیمای ساختاری(روش شناختی)بیانگر استفاده بیشتر معلمان پژوهنده از رویکرد انتقادی در مسأله یابی، از روش ترکیبی در گردآوری و تحلیل داده ها، از پیشینه نظری در پیشنهاد راه حل ها و همچنین؛ در سیمای محتوایی(مفهوم شناختی) بیانگر مرتبط بودن اغلب مسائل آموزش و یادگیری، با ساختار و روش آموزش است.
بررسی ماهیت علم در کتاب های زیست شناسی دوره دوم متوسطه رشته علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ماهیت علم در کتاب های زیست شناسی دوره دوم متوسطه رشته علوم تجربی با استفاده از چارچوب «رویکرد شباهت خانوادگی» اردوران و داگر بود. این چارچوب با سه جنبه و 11 مؤلفه، به تبیین ماهیت علم می پردازد. جنبه شناختی - معرفتی دارای چهار مؤلفه دانش علمی، روش ها و قوانین روش-شناختی، اقدام علمی، اهداف و ارزش های علم، جنبه اجتماعی – نهادی متشکل از چهار مؤلفه فعالیت های حرفه-ای، اخلاق علمی، ارزش اجتماعی، انتشار و تائید اجتماعی جنبه سیستم های نهادی است که از سه مؤلفه نظام-های مالی، ساختار قدرت های سیاسی و سازمان ها و تعاملات اجتماعی تشکیل شده است. روش پژوهش توصیفی بود و محتوای کتاب های زیست شناسی پایه های دهم و یازدهم و دوازدهم رشته علوم تجربی، بر اساس سه جنبه و 11 مؤلفه رویکرد شباهت خانوادگی، بررسی شدند. یافته ها نشان داد که بخش اصلی محتوای این سه کتاب، به جنبه شناختی-معرفتی با درصد فراوانی 49/ 97 اختصاص دارد. پس از آن جنبه اجتماعی – نهادی با 25/2 و جنبه سیستم های نهادی با 24/0، در ردیف های دوم و سوم قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که کتاب های زیست شناسی دبیرستان به طور قابل توجهی بر اجزای شناختی-معرفتی علم تأکید دارند و ممکن است ابعاد اجتماعی و نهادی را کمتر نمایان کنند، که این امر می تواند بر درک جامع دانش آموزان از ماهیت علم تأثیر بگذارد. بنابراین ضرورت دارد به سایر مولفه های ماهیت علم در کتاب های درسی به صورت متوازن پرداخته شود.
پرورش تفکر خلاق از طریق باز طراحی کتب درسی دوره ابتدایی: تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
144 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با بهره گیری از رویکردی نوین در تحلیل محتوای کتاب های درسی، با هدف شناسایی عناصر تفکر خلاق در کتاب «مطالعات اجتماعی» پایه سوم ابتدایی انجام شد. بدین منظور، ابتدا بر اساس ادبیات نظری، مؤلفه ها و عناصر تفکر خلاق تبیین گردید و سپس محتوای کتاب یادشده بر اساس این مؤلفه ها تحلیل شد. روش پژوهش : روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی و کمی است. در ابتدا برای شناسایی و استخراج مولفه های تفکر خلاق ، تحلیل محتوای استقرایی به کار گرفته شد. برای جمع آوری منابع معتبر از مرور نظام مند استفاده شد. معیار های ورود و خروج و چگونگی ارزیابی و انتخاب منابع معتبر تعیین و از 36 منبع جمع آوری شده 14 منبع انتخاب شد، که کلیه منابع انگلیسی و سال انتشار مقالات از 2020 تا 2024 است. بعد از کدگذاری و تبیین مقوله های اولیه و ثانویه، شش مولفه به عنوان معیارهای تفکر خلاق در کتاب درسی مشخص شدند. سپس از چک لیست محقق ساخته که ضریب توافق کاپا و الفای کرونباخ آن تعیین شد، ابزاری برای تحلیل محتوای کمی کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم ایتدایی مبتنی بر مولفه های تفکر خلاق تدوین شد. داده های کمی با استفاده ازآمار توصیفی، آزمون خی دو و آزمون مونتکارلو R کد در نرم افزار 18-Stata تحلیل شد. یافته ها : نتایج پژوهش تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی سوم ابتدایی نشان می دهد هرچند شش مؤلفه تفکر خلاق (ذهن باز، حل مسئله خلاق، محتوای مبتنی بر استیم، کار تیمی، فناوری های تعاملی و هوش موفق) در طراحی کتاب حضور دارند، اما توزیع آنها نامتوازن است. بررسی آماری تفاوت معناداری (05/0p> ) در پراکندگی مؤلفه ها بین بخش های کتاب نشان نداد، اما تحلیل کیفی، بیانگر غلبه هوش تحلیلی و محتواهای استیم در مقایسه با مؤلفه های ذهن باز و فناوری های تعاملی است که در تصاویر و پرسش ها کمرنگ ترهستند. فعالیت های گروهی و پروژه محور نیز کمتر به چالش های واقعی و چندمرحله ای می پردازند. این ناهماهنگی ممکن است مانع پرورش هوش موفق (ترکیب توانمندی های تحلیلی، عملی و خلاق) شود. پیشنهاد می شود در بازنگری کتاب، با افزودن تصاویر پرسش برانگیز، مسائل بازپاسخ و سناریوهای فناورانه، زمینه تقویت خلاقیت و کاربرد عملی مفاهیم فراهم شود. نتیجه گیری : مولفه های تفکر خلاق مانند پرورش ذهن باز، حل مساله خلاق، محتوای کتاب مبتنی بر استیم، تشویق کار تیمی و ارایه فعالیت های پروژه محور ، کاربرد تکنولوژی های تعاملی و هوشمند، تقویت هوش تحلیلی و موفق، لازم است به صورت متوازن در بخش های مختلف کتاب درسی از جمله نوشتار، تصاویر، فعالیت ها و پرسش ها لحاظ شوند.
پدیدارنگاری فهم و ادراک معلمان از مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
109 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف : مروزه مفهوم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی وسیع تر از تهیه و تدوین رئوس مطالب درسی است و آن عبارت است از پیش بینی کلیه فعالیت هایی است که دانش آموزان تحت رهبری و هدایت معلم در مدرسه (آگاهی خارج از آن) برای رسیدن به هدف های معین باید انجام دهند. از این رو هدف از انجام این پژوهش مطالعه انگاره، فهم و ادراک معلمان از مفهوم «برنامه درسی» و «برنامه ریزی درسی» و ارائه یک مدل مفهومی بود. روش : رویکرد پژوهش کیفی و راهبرد آن پدیدارنگاری است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و میدان پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستان بوکان بودند. مشارکت کنندگان 12 نفر از معلمان زن و مرد بودند که به شیوه نمونه هدفمند انتخاب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. جهت تحلیل داده ها از فرآیند سه مرحله ای کدگذاری، باز، محوری و اصلی (انتخابی) استفاده به عمل آمد. یافته ها : یافته های تحقیق حاکی از آن بود که ادراک و انگاره معلمان نسبت به مفهوم «برنامه درسی» شامل برنامه درسی به عنوان یک چارچوب رسمی و الزام آور؛ برنامه درسی به عنوان یک راهنمای کلی و قابل انعطاف؛ برنامه درسی به عنوان یک چالش اجرایی؛ برنامه درسی به عنوان یک تجربه زیسته در کلاس درس؛ برنامه درسی به عنوان سند رسمی (محتوا و اسناد رسمی مصوب)، برنامه درسی پنهان، برنامه درسی به عنوان یک سازه فلسفی و اجتماعی و برنامه درسی به عنوان یک سازه شناختی و یادگیری بود. همچنین انگاره و ادراک آن ها نسبت به مفهوم برنامه ریزی درسی شامل فهم برنامه ریزی درسی به عنوان یک فرایند ساختاریافته؛ برنامه ریزی درسی بعنوان تجربیات عملی و یادگیری کسب شده، برنامه ریزی درسی بعنوان نقشه راه آموزشی، برنامه ریزی درسی بعنوان فرایند سازماندهی محتوا، برنامه ریزی درسی به عنوان طراحی راهبردهای تدریس، برنامه ریزی درسی بعنوان مدیریت زمان و منابع، برنامه ریزی درسی بعنوان توجه به نیازهای یادگیرندگان، برنامه ریزی درسی بعنوان فرایندی پویا و با نگرش، برنامه ریزی درسی بعنوان یک فرایند شناختی و تصمیم گیری و برنامه ریزی درسی بعنوان یک فرایند تعاملی و اجتماعی بود. نتیجه گیری : در نتیجه باید اذعان داشت معلمان با توجه به تجربیات عملی و تعاملات خود در محیط آموزشی، درک عمیق و چندبعدی از مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی دارند. این درک ها نه تنها بر اساس اسناد و چارچوب های رسمی، بلکه بر پایه تجربیات زیسته و نیازهای واقعی کلاس درس شکل گرفته است.
درک دانش آموزان از مفاهیم و مهارت های پایه ریاضی در پایان دوره اول ابتدایی، متاثر از دوران بحران همه گیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
243 - 282
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنجش کیفیت درک دانش آموزان از مفاهیم و مهارت های پایه ریاضی در پایان دوره اول ابتدایی، متاثر از چالش های آموزش در دوران همه گیری کرونا انجام شد. این مطالعه با توجه به ماهیت و هدف اصلی آن، از نوع توصیفی – تحلیلی است. در روند اجرا، ابتدا مفاهیم و مهارت های شناختی پایه ریاضی به عنوان هسته اصلی برنامه درسی ریاضی به تفکیک پایه ها استخراج و اعتباربخشی شده و به عنوان چارچوب مفاهیم ریاضی دوره اول ابتدایی مورد استفاده قرار گرفت. ابزار اصلی گردآوری داده ها در این مطالعه، آزمون سنجش دانش ریاضی کسب شده دانش آموزان در پایان دوره اول ابتدایی است. جامعه مورد بررسی این مطالعه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی در سطح کل کشور بودند که در سال تحصیلی 99-1398، همزمان با شروع همه گیری کرونا، آموزش دوره ابتدایی را در پایه اول شروع کرده بودند. نمونه این مطالعه از دانش آموزان و معلمان هفت استان انتخاب شدند. در مجموع 1186 دانش آموز که در سال تحصیلی 1402-1401 در پایه چهارم تحصیل می کردند در این مطالعه شرکت داشتند. بر اساس یافته های سنجش انجام شده در این پژوهش نتیجه شد که اکثر دانش آموزان مفاهیم اساسی در برنامه درسی ریاضی دوره اول ابتدایی را در حد انتظار کسب نکرده اند. در پایان، با توجه به نتایج به دست آمده راهکارهای اصلاحی پیشنهاد شد.
واکاوی بایدها و نبایدهای بقای برنامه درسی در آموزش عالی؛ مرور ارزیابانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
307 - 364
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی مولفه های موثر در بقا یا عدم بقای یک برنامه درسی در آموزش عالی بود. رویکرد پژوهشی در این مطالعه سنتز پژوهی و روش آن مرور ارزیابانه بود که بر اساس آن ابتدا کلمات کلیدی شامل ارزشیابی برنامه درسی، کیفیت برنامه درسی، بقای برنامه درسی و زیست پذیری برنامه درسی به صورت فارسی و لاتین در پایگاه های معتبر فارسی و لاتین جستجو شدند و نهایتا 31 منبع مشخص شده و پس از تحلیل محتوای این منابع، چارچوب بقای برنامه درسی مشتمل بر دو مضمون سازمان دهنده تسهیل گران بقای برنامه درسی (یا همان استانداردهای کیفیت و اعتباربخشی برنامه درسی ) و موانع یا بازدارندگان بقای برنامه درسی (یا همان موانع عدم تحقق کیفیت برنامه درسی) طراحی گردید. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تائید شد
واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از راه حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از طریق حل مسئله بود. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه، معلمان دوره ابتدایی شهر بیضا در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که 12 تن از آنها به شیوه هدفمند از نوع معیار و با رعایت قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری و مضمون یابی به شیوه Braun & Clarke (2006) استفاده شد. یافته های پژوهش در قالب 3 مضمون فراگیر: 1. نقاط قوت (تحقق اهداف آموزشی؛ تحقق اهداف تربیتی، عاطفی و روانشناختی؛ توجه به مراحل آموزش ریاضی از طریق حل مسئله؛ توجه به ایفای نقش معلم و شایستگی های حرفه ای؛ استفاده از شیوه های مختلف نظارت و ارزیابی؛ توجه به سبک ها، راهبردها و رویکردهای نوین آموزشی) 2. چالش های اجرایی و نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله (چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ چالش ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ چالش در مدیریت کلاس و کمبود وقت؛ چالش کمبود منابع آموزشی و ضعف دانش معلم؛ نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله) 3. راهکارها (راهکارهای موثر در رفع چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ راهکارهای موثر در رفع چالش های ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ راهکارهای موثر در مدیریت کلاس و رفع چالش کمبود وقت؛ راهکارهای رفع کمبود منابع آموزش و چالش افزایش دانش معلم؛ راهکارهای مؤثر در جهت رفع نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل) شکل گرفت.
واکاوی موانع فناورانه فعالیت های تیم های مجازی دانشجویان: علل، پیامدها و راهکارها از منظر تجارب زیسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، درک عمیق مشکلات فناوری در فعالیتهای تیمی مجازی از دیدگاه دانشجویان است.این تحقیق با رویکرد کیفی و استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۳ دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی جمعآوری شده و با روش تحلیل تماتیک کدگذاری شدند و در نهایت تمامی دادهها در هفت تم کلیدی قرار گرفتند. یافتهها نشان میدهد که مشکلات متعددی در فعالیتهای تیمی مجازی وجود دارد، از جمله نقصان ارتباط، کاهش تعاملات اجتماعی، و مشکلات فنی. علل اصلی این مشکلات کمبود آموزش، دسترسی محدود به منابع و پشتیبانی فنی و توانایی اندک در مدیریت زمان است. پیامدهای منفی این مشکلات شامل کاهش عملکرد تیم، کاهش رضایت دانشجویان و افزایش استرس است. برای حل این مسائل استفاده از ابزارهای ارتباطی مؤثر، تقسیم وظایف بر اساس شرایط فناوری، بهرهگیری از تجربیات خبرگان، آموزش روشهای استفاده از فناوریهای لازم و فراهم کردن تسهیلات مناسب برای همکاری میتوانند موثر باشند. این یافتهها میتواند به ذیربطان کمک کند تا تجربه و کارآیی تیمهای مجازی را ارتقا دهند و راهکارهای نوآورانهای برای حل مشکلات فناوری ارائه دهند.
واکاوی انگاره های معلمان دوره ابتدایی از مفهوم «مدرسه دوست دار کودک»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
169 - 204
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر باهدف واکاوی انگاره های معلمان ابتدایی ازمفهوم مدرسه دوست دارکودک به منظور استخراج مؤلفه ها و موانع آن انجام شد. روش پژوهش پدیدارشناسی بوده است و با 24 نفر از معلمان ابتدایی شهرتهران با سابقه خدمت کم، متوسط و زیاد مصاحبه های نیمه ساختاریافته کیفی انجام شد. برای تحلیل داده ها روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) بکارگرفته شد. براساس تحلیل مضمونی، 13 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده و یک مضمون اصلی فراگیر به عنوان مؤلفه های مدرسه دوست دارکودک؛ و 7 مضمون پایه، 3 مضمون سازماندهنده و یک مضمون فراگیر به عنوان موانع تحقق مدرسه دوست دارکودک شناسایی شد. بر مبنای یافته ها، مدرسه دوست دارکودک از نظر معلمان شرکت کننده در پژوهش باید در ابعاد مختلف مدیریت مدرسه، کادر آن، فضای فیزیکی، برنامه درسی و میزان تعامل با خانواده کودک توجه ویژه به کودک، روحیه و شرایط او داشته باشد اما با وجود موانع متعدد، شرایط لازم برای تبدیل شدن به چنین مدرسه ای در بسیاری از مدارس ایران بالاخص مدارس دولتی وجود ندارد.