مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
برنامه درسی دانشگاهی
حوزههای تخصصی:
چکیده: آموزش عالی در ایران نقش اساسی در نیل اهداف جامعه دارد. یکی از عناصر کلیدی نظام آموزش عالی، برنامه¬های درسی است که به عنوان آیینه تمام نمای میزان موفقیت و شکست نظام آموزش عالی و قلب تپنده آموزش عالی محسوب می¬شوند. ولی علی¬رغم اهمیت و حساسیت برنامه¬های درسی کمتر مورد توجه قرار گرفته-اند. در سال¬های اخیر، تحولات مهمی در سطح جهانی موجب شده برنامه¬های درسی در آموزش عالی بیشتر مورد توجه سیاستمداران، محققان و برنامه¬ریزان قرار بگیرد که برخی از این تحولات عبارتند از: تاکید بر یادگیری مشارکتی و فعال، اهمیت بیشتر یادگیری در برابر تدریس، برنامه¬های درسی کاربردی، دانشگاه مشتری مدار، دانش سبک 2 و دانش بدنی، تلفیق آموزش نظری و حرفه¬ای و برنامه¬های درسی مساله محور و غیره. بنابراین یکی از رویکردهای طراحی برنامه درسی که در نتیجه تحولات اخیر قابل طرح شدن است برنامه درسی وارونه است که با تلفیق دانش بالینی و کاربردی و دانش نظری و پیوند محیط کار و محیط کلاس، فضای یادگیری جدیدی را ترسیم می¬کند که هدف آن یادگیری خود راهبر، یادگیری مادام العمر، پاسخ به مسایل واقعی و اصیل، و پرورش مهارت¬های حل مساله، تفکر خلاق تفکر انتقادی، و مهارت مساله یابی و مدیریت مساله در دانشجویان است. این رویکرد به صورت چهار الگوی سالی، ترمی، نیم ترمی و ماهانه قابل اجرا است.
طراحی محیط های یادگیری کارآموزی: از آشوبناک تا سازنده گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین کارکردهای نظام آموزش دانشگاهی فراهم نمودن نیروی انسانی مورد نیاز نهادها و بخش های مختلف جامعه می باشد، کارکردی که شاید امروز به اصلی ترین چالش و آسیب این نظام های آموزشی تبدیل شده است. این همه در حالی است که در برنامه درسی رشته های مختلف، واحدهای درسی جهت کارآموزی دانشجو در محیط های سازمانی پیش بینی شده است. مقاله حاضر در جستجوی عوامل پدیدار گشتن این وضعیت می باشد و علت اصلی را نوع مواجهه با طراحی این محیطها می داند. چنانچه با اتخاذ رویکردی سازنده گرایانه و کل نگر، مسائل و پروژه های واقعی محیط کار محور فعالیت های کارآموزی قرار گیرد، می توان به شکل گیری رویکردی برد- برد کمک نمود. مقاله حاضر سعی می کند با معیار قرار دادن اصول اولیه آموزش به نقد محیط های کارآموزی پرداخته و با تأسی بر نظریه کسب دانش، سازنده گرایی را مناسب طراحی اینگونه محیط ها می داند و به تشریح فرایند طراحی محیط های یادگیری سازنده گرا جهت گذراندن درس کارآموزی می پردازد.
ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش انجام شد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و رویکرد آن نیز کاربردی است. از میان همه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شاهد (1300 نفر) 297 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و داده های حاصل نیز با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد وضعیت محتوای برنامه درسی (14/3) در حد متوسط، شیوه های تدریس (61/3) و روش های ارزشیابی (28/3) کمتر از حد متوسط است. از این رو توجه به راهکارهایی مانند 1- بازنگری و به روز کردن محتوا. 2- برقراری ارتباط عمودی و افقی بین محتوا. 3- استفاده اساتید از شیوه های جدید تدریس. 4- بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی. 5- استفاده از روش خود ارزشیابی. 6- ترغیب دانشجویان به انجام کارهای پژوهشی، می تواند کیفیت بخش برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی باشد.
بررسی میزان دستیابی دانشجویان فنی و مهندسی دانشگاه تبریز به مهارت های اساسی قرن 21
منبع:
آموزش مهندسی ایران سال ۱۸ بهار ۱۳۹۵ شماره ۶۹
19 - 38
یکی از موضوعات اساسی در ارزیابی کیفیت برنامه های درسی آموزش عالی میزان توجه به مهارتهای مورد نیاز زمانی و مکانی است. این مطالعه با هدف بررسی میزان دستیابی دانشجویان سال آخر کارشناسی و کارشناسی ارشد فنی مهندسی دانشگاه تبریز به مهارتهای قرن 21 انجام گرفت. روش مطالعه توصیفی پیمایشی بود که 414 نفر از دانشجویان سال آخر دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد فنی مهندسی به صورت تصادفی انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن از طریق نظر متخصصان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (92/0) مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد برنامه های درسی هر دو مقطع در حیطه عاطفی بالاتر از میانگین نظری بوده، اما برنامه های درسی دوره کارشناسی در حیطه های شناختی مهارتی و فرهنگی اجتماعی پایین تر از حد متوسط بودند و وضعیت مطلوبی نداشتند، ولی برنامه های درسی دوره کارشناسی ارشد در حیطه های شناختی مهارتی و فرهنگی اجتماعی از حد متوسط تا حدودی بالاتر بودند و وضعیت نسبتاً مطلوبی داشتند. یکی از یافته های جالب توجه این بود که در برنامه های درسی هر دو مقطع توانایی اشتراک دانش پایین تر از میانگین بوده و این ویژگی در برنامه های درسی مورد توجه قرار نگرفته است.
شناسایی عناصر برنامه درسی دانشگاهی بر مبنای شایستگی های کارآفرینانه دانشجویان (مورد مطالعه: دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی، موجب خلق ارزش از ایده ها می شود همچنین یکی از راهکارهای مؤثر برای کاهش تعداد بیکاران محسوب می شود. بر خلاف دیدگاه سنتی ، امروز بسیاری از ویژگی های کارآفرینانه که موجب افزایش احتمال کارآفرین شدن یک فرد می شود را می توان بصورت اکتسابی و از طریق آموزش در فرد پرورش یابد. بنابراین یکی نظام آموزشی نقش مهم و تأثیرگذاری در توسعه کارآفرینی کشورها دارد. در این راستا بیشتر دانشگاه های کشورهای پیشرفته آموزش کارآفرینی را در برنامه های درسی خود گنجانده اند مطالعه حاضر با هدف شناسایی عناصر برنامه درسی دانشگاهی بر مبنای شایستگی های کارآفرینانه دانشجویان انجام شد. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون صورت گرفته است. ابزار پژوهش مصاحبه نیم ساختارمند با خبرگان و متخصصین حوزه کارآفرینی در دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران انجام شد. نمونه گیری به روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری صورت گرفت. داده های به دست آمده از انجام 25 مصاحبه به استفاده از تحلیل محتوای مضمون کدگذاری و به کمک نرم افزار مکس کیودا ترسیم شد. به منظور دستیابی به صحت و اعتبار مطالعه معیارهای اعتبار پذیری و اعتمادپذیری مورد توجه و استفاده قرار گرفت. مهم ترین عناصر برنامه درسی شایستگی های کارآفرینانه استخراج شده شامل: ساختارآفرینی، صلاحیت پروری، راهبرد آموزشی، تکنیک های اندازه گیری، ویژگی های یاددهنده، ویژگی های یادگیرنده و محیط یادگیری بود. چارچوب تدوین شده برای برنامه درسی آموزش عالی، با تمرکز بر شکل و ساختار کلی فرایندهای آموزشی و تأثیر طراحی آن براشتغال پذیری، دانشجویان را در مسیر آموزش های عملی و هدایت به سمت بازار کار سوق می دهد به گونه ای که دانشجویان یک سفر توسعه یافته و منسجم از فرایند دانش، نگرش و مهارت را تجربه می کنند که برای آنها معنی دار است.
طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
221 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان بود. تاکنون هیچ تحقیقی در مورد طراحی الگوی برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان انجام نشده است. حال آنکه هر کشوری مطابق با نیازمندی ها و شرایط خود به طراحی برنامه درسی ویژه ای نیاز دارد. بنابراین در پژوهش حاضر تلاش بر آن شد که خلأ موجود در برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان تا حدودی رفع گردد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، متخصصان برنامه درسی و اعضای هیئت علمی دانشگاه های افغانستان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و انجام مصاحبه با 15 نفر از آنان به اشباع نظری رسید. گفتنی است شرط انتخاب اعضای هیئت علمی، 5 سال فعالیت در بخش برنامه ریزی درسی دانشگاهی بود. مصاحبه ها ابتدا به صورت صوتی ثبت و سپس توسط پژوهشگر به شکل متن تنظیم شد. در مرحله اول تحلیل مضمون، 230 کد باز حاصل شد و در مرحله ی دوم تعداد کد ها به 61 کد تقلیل یافت. در نهایت 8 کد نظری حاصل شد که در نتیجه آن الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان با ابعاد مختلف، به این ترتیب به دست آمد: نقاط قوت برنامه درسی دانشگاهی موجود، نقاط ضعف برنامه درسی دانشگاهی موجود، عناصر برنامه درسی دانشگاهی مطلوب، ویژگی های عناصر برنامه ریزی درسی دانشگاهی مطلوب، موجودیت تمام جوانب ذینفع در نهاد مشترک تصمیم گیری، رعایت تمامی مراحل طراحی برنامه ریزی درسی دانشگاهی، رعایت ارزش های دینی-ملی و ارزش های جهانی به شرط مغایر نبودن با ارزش های دینی و ملی کشور، استفاده از فناوری های موردنیاز در مطابقت با امکانات و سطح دانش استادان و دانشجویان، عوامل اثربخش داخلی و خارجی بر طراحی برنامه درسی دانشگاهی مطلوب کشور. ابعاد مذکور چارچوب الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان را تشکیل می دهند.